PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چشمان تو در آیینه اشک!(مهدی سهیلی)


MehraneH
28th April 2011, 06:38 PM
نیرزد
خدایا! عشق مهرویان عالم-
هزاران سال و ماه آشنایی
به یک روز جدایی ها نیرزد.

MehraneH
28th April 2011, 06:38 PM
آهی از دل
دعا کن تا ز شب، ماهی برآید
به پیش پای ما راهی برآید
دل کس را مسوزان بر حذر باش
مبادا از دلی آهی برآید!

MehraneH
28th April 2011, 06:39 PM
تشبیه بد
فغانا! با دلم در جنگ شد یار
دلش بی روح تر از سنگ شد یار
دهانش را شبیه غنچه گفتم
از این تشبیه بد دلتنگ شد یار!

MehraneH
28th April 2011, 06:39 PM
جمال مطلق
مجموعه کائنات، حیران تواند
مجموع نشسته و پریشان تواند
رخساره به کس نمی نمائی اما
صد شمس و قمر آیینه گردان تواند.

MehraneH
28th April 2011, 06:39 PM
شیشه و سنگ!
تو از من بی خبر، من از تو دلتنگ
جدایی بین ما، فرسنگ فرسنگ
دلم از شیشه است اما ندانم
چه کس بر شیشه من ، می زند سنگ؟

MehraneH
28th April 2011, 06:40 PM
نامردمی!
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت
برادرجان! مرا نامردمی کشت
فتوت پیشه، خندد روی در روی
زند نامرد ناکس، خنجر از پشت!

MehraneH
28th April 2011, 06:40 PM
جهان بیگانه!
جهان، بیگانه با دنیای من بود
غم آباد بزرگ مرد و زن بود
درخت بی وفایی، چمن اندر چمن بود!

MehraneH
28th April 2011, 06:41 PM
درهای بسته!
کیم من؟ خسته جانی، دلشکسته
غریبی، روهروی با پای خسته
سرای من حصار اندر حصارست
من و تنهایی و درهای بسته!

MehraneH
28th April 2011, 06:41 PM
خزان بی بهار!
منی که بی قرارم، چون نگریم؟
خزان بی بهارم، چون نگریم؟
منی که بی تو در تنهایی خویش
هوای گریه دارم، چون نگریم؟

MehraneH
28th April 2011, 06:42 PM
سکوت
بهار آمد، گلی در باغ ما نیست
نوای بلبلی بر شاخه ها نیست
نلرزاند نسیمی پرده یی را
در این غمخانه از یک تن صدا نیست

MehraneH
28th April 2011, 06:42 PM
نازکدل!
دلی لرزنده دارم، زار و خسته
دلی در حلقه ماتم نشسته
به فریاد آردم احوال مرغی
که سنگی خورده و بالش شکسته!

MehraneH
28th April 2011, 06:43 PM
نفرین!
فراقت در دلم آتش به پا کرد
مرا در دشت تنهایی رها کرد
دو صد نفرین به جان باعبانی
که گل ها را ز بلبل ها جدا کرد!

MehraneH
30th April 2011, 05:31 PM
یادآوری!
گل چو خندید، دهان تو به یادم آمد
لاله رویید و لبان تو به یادم آمد
شاخه ای سبز برآورد سر از نرده ی باغ
قامت سبز جوان تو به یادم آمد.

MehraneH
30th April 2011, 05:31 PM
فصول عمر!
چمن خشک است و بی گل شد گلستان
گل شادی نمی روید به بستان
فصول عمر ما دانی چه باشد؟
زمستان در زمستان در زمستان!

MehraneH
30th April 2011, 05:32 PM
یک نفس!
جهان، سیمرغ جان را چون قفس بود
از او هر خون دل خوردیم، بس بود
شمار عمر ما را گر بپرسی
ز خردی تا به پیری، یک نفس بود!

MehraneH
30th April 2011, 05:32 PM
آشنایان!
نمی دانم ز غم ها چون بگریم
رهایم کن که چون مجنون بگریم
ز جور اشنایان آنچنانم
که باید پیش مردم، خون بگیرم

MehraneH
30th April 2011, 05:33 PM
کبوتر جان!
کبوتر جان! ز بامم پر گرفتی
هوای لانه دیگر رفتی
مرا، کز دیدنت می رفتم از هوش
ز صیاد دغل کمتر کرفتی!

MehraneH
30th April 2011, 05:33 PM
چراغم بودی!
چو رفتی، شد دلم ویران تر از گور
چراغم بودی و شد خانه بی نور
ز چشمم می چکد اشک جدایی
چو یر گوشم رسد آوایت از دور!

MehraneH
30th April 2011, 05:34 PM
گریز
در این دوران، ز دل ها کینه خیزد
پسر، با مادر خود می ستیزد
چه عصر فتنه انگیزیست یا رب
که خواهر از برادر می گریزد

MehraneH
30th April 2011, 05:34 PM
آتش و خاکستر
ندیدی لحظه یی چشم ترم را
شب تنهایی رنج آورم را
دلم عاشق، ولی مویم سپید است
ببین آتش مبین خاکسترم را

MehraneH
30th April 2011, 05:35 PM
غرور
کسی زیباتر از تو در جهان، نه
تو باش آرام جانم، دیگران نه
غرور عاشقی دیوانه ام کرد
که دل خواهد تو را، اما زبان نه

MehraneH
13th May 2011, 11:44 AM
بنای عشق
شب آمد، یار را در خواب دیدم
به گردش، هاله ی مهتاب دیدم
شدم بیدار و چشمم شد پر از اشک
بنای عشق را بر آب دیدم

MehraneH
13th May 2011, 11:44 AM
نه پایی، نه دستی!
نمی گیرد کسی از ما سراغی
نمانده در چمن، جز بانگ زاغی
نه پایی، تا ز تاریکی گریزم
نه دستی، که برافروزم چراغی!

MehraneH
13th May 2011, 11:44 AM
یادم آمد
گل آمد، بی وفایی یادم آمد
بهار آشنایی یادم آمد
چکید از شاخه، باران قطره قطره
از آن، اشک جدایی یادم آمد

MehraneH
13th May 2011, 11:45 AM
روح خسته
من و تنهایی و آه شبانه
به لب، آه و به دل، داغ زمانه
کجا جوشد بدین افسردگی ها
ز روح خسته، شعر عاشقانه

MehraneH
13th May 2011, 11:45 AM
خواب وطن
به غربت، خانه ام بیت الحزن بود
چراغم، قطره های اشک من بود
اگر سر را به بالین می نهادم
به چشمان ترم، خواب وطن بود

MehraneH
13th May 2011, 11:45 AM
قفس و رهایی
قفس دیدم، رهایی یادم آمد
تو رفتی، بی وفایی یادم آمد
چو بانگ نامه بر در کوچه پیچید
چکید اشکم، جدایی یادم آمد

MehraneH
13th May 2011, 11:45 AM
دورو
خوشا یاری که مایل بر تو باشد
نگاهش لطف شامل بر تو باشد
بترس از آن منافق کز دورویی
زبانش با تو و دل بر تو باشد

MehraneH
13th May 2011, 11:46 AM
بگشا در
به فریب من چه کوشی؟ که ز عشق در گریزم
هوسی به سر ندارم، هوس مرا گرفتی
بگشا دری به رویم، مگرم نفس برآید
به خدا تو ای ستمگر، نفس مرا گرفتی

MehraneH
13th May 2011, 11:46 AM
شادی نما
بلا نزدیک و راه خانه دور است
دلم تاریک و چشمم سوی نور است
غم زندان من شادی نما بود
چون آن ماهی که در تنگ بلور است

MehraneH
13th May 2011, 11:46 AM
گواه
بسی مستی در آن چشم سیاه است
مرا صد آفرین در هر نگاه است
تبی از بوسه گرم تو دارم
بر این تب، آتش لب ها گواه است

MehraneH
13th May 2011, 11:46 AM
حال دعا
ز مردم دل بگردان، با خدا کن
خدا را وق تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشک می چکد گرم
غنیمت دان و یاران را دعا کن

MehraneH
13th May 2011, 11:47 AM
همنشین آه
به پیری، گر دلت آگاه باشد
تو را در جنت حق، راه باشد
مکن کاری که آخر از ندامت
لبانت همنشین آه باشد

MehraneH
13th May 2011, 11:47 AM
پستی
در اهل خرد، گشاده دستی دیدم
در مردم تازه کیسه، مستی دیدم
در روح پلید خواجه ی مال اندوز
جز سنگدلی، هزار پستی دیدم

MehraneH
13th May 2011, 11:47 AM
پیش از قفس
به باغ از آشیان، روزی دری بود
گلستان را صفای دیگری بود
چه گویم من؟ که صیادم ندانست
مرا پیش از قفس بال و پری بود

MehraneH
13th May 2011, 11:47 AM
ماده پرست
ای آن شب از سپیده نشناختی ای
وز کثرت جهل خود، به حق تاخته ای
گر منکر آفریدگاری،بر گوی:
از پیکر خود، چه چیز را ساخته ای؟