توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : من/ظورم نمیرسد
D.F
3rd June 2011, 03:15 PM
در این تاپیک برخی از گفته های زیبای استاد حمید رضا نمازی بدون کم وکسر کپی میشود
ایشان به زیبایی تمام با کلمات باز ی میکند تا مفهومی نو بیافریند
نیاز به توضیح زیاد ندارد
خواندن انها کافی است
لطفا چیزی ننویسید چون مطلب ادامه دارد .ممنون
.................................................. ...............................................
من/ظورم
نمی رسد
تو هم
زورت نمی رسد
عشق
یعنی
همین!
حمیدرضا نمازی پزشک و فیلسوف ایرانی و استادیار گروه اخلاق حرفهای دانشکده الهیات دانشگاه تهران است.
D.F
3rd June 2011, 03:15 PM
مصر مصر می شود
که
مبارک
نباشد
مبارک
باشد؟
D.F
3rd June 2011, 03:17 PM
پروتز
"گونه"ات را
اگر دیده بود
داروین
انتخاب طبیعی
را نمی نوشت
مصنوعی
بهتری!
D.F
3rd June 2011, 03:19 PM
تمام
دور برگردان های شهر
شاهدند...
می خواستم دورت بگردم
دورم زدی...!
D.F
3rd June 2011, 03:21 PM
از بربری طرح قدیم
تا بربری پیرهنت
روزگارم همه
راه راههایی ست
که
عشق
و
خاطره را
قطع می کند
D.F
3rd June 2011, 03:22 PM
به معمر قذافی!
سالهاست
اشکم
بدون گاز هم
در می آید
نگیر!
D.F
3rd June 2011, 03:23 PM
خیالت
هر بار
سقط می شد
این بار
انداختم
تا
آویزانم
نباشی...!
D.F
3rd June 2011, 03:24 PM
بین خواب و بیداری
روشنفکری
که در جزوه اش
پیاده می شود
هرگز
سوار
نمی شود
از
سواری های شخصی
بپرس ...!
D.F
3rd June 2011, 10:31 PM
قیدمان را
زده اند
هنوز اما
بی صفت
نشده ایم
D.F
3rd June 2011, 10:32 PM
آدمی
عشق
اخلاق
را ترجمانی جز این نیست
که وقتی "پیشی" می گیری
سگ نشوی
D.F
4th June 2011, 12:28 AM
میس که می شوی
مشترک
مورد
"نظر"
چشم خورده است
من
تاوان
قربان های بی صدقه ام
D.F
4th June 2011, 12:31 AM
زلزله بم
هفت سال گذشت!
صدای
خدا
بم
بود
و
مردم
زیر
D.F
4th June 2011, 01:00 AM
رینوپلاستی ( عمل بینی )
دلبرکان شهر من
حرف نمی زنند
فقط
... عمل می کنند:6qwup3:
تا
نوک دماغشان را هم نبینند
کوچک زیباست!
D.F
4th June 2011, 01:43 PM
در سپهر خصوصی
فمینیسم
یعنی
خود"زنی"
تاوانِ
تاریخ را
از من نگیر
D.F
5th June 2011, 01:57 PM
چه مرض قندی...!
که
زخم خاطره ی
نسل مرا
بی مرهم می کند
از قند
تا گند
تنها
یک لهجه
فاصله است
D.F
6th June 2011, 02:16 PM
قاعده بازی
در "دستورِ"
زبانی
که
"بازنده" از "بازی"
"من" از "منی" از "من"
و "زن" از "زدن" می آید
اگر "تو"
هم
تو در تو
شوی
قاعده ای می ماند؟
D.F
7th June 2011, 12:36 PM
هر روز
دلم
برایت تنگ تر می شود...
سایز کم نمی کنی؟
لا مذهب!
از "رژیم" اسلامی
یا روزه ی "سکولار"
یکی را بگیر!
D.F
11th June 2011, 12:01 AM
هربار
"سر"زده می آیی
تا
کچلم کنی...
که یکی باشم مثل خودت!
D.F
12th June 2011, 08:41 PM
زمین
بهار را چُرت می زند
با سرد و گرمش
و من
همچنان
چِرت می گویم
برای
اندکی
از
آسمان
D.F
15th June 2011, 09:10 PM
نسل
"سوخته"ام
اهل عمل
یکی دو بست می خواهم
بپیچان!
D.F
1st November 2011, 04:58 PM
آینه ی
بغلت
راست نمی گوید
از
آنچه
دیده می شوی
دورتری!
D.F
17th November 2011, 12:15 PM
چینی
شده ای
مثل همه ی
کیس های این زمانه
هنگ می کنی
می شکنی
خراب می شوی
چشمانت
کی
تنگ
می شود؟
خسته دل2
17th November 2011, 12:44 PM
مشکل اینه که همه اون معایب هست
تازه چشم تنگ هم هست
دیگه چی را دلش تنگ شه؟
خسته دل2
17th November 2011, 01:58 PM
آینه ی
بغلت
راست نمی گوید
از
آنچه
دیده می شوی
دورتری!
با سلام بر عزیز خودم DF گرامی
دوست من در این وادی وانفسا
که هر چه هست و هست تنها کلام است و حرف
اونهم کلامهایی در جهت تملق یا نیرنگ و ریا و سراپا دروغ
اونهم از بظاهر اشرف مخلوقات
دیگر چه توقعی از آینه میتوان داشت برای راستگویی؟
شاد باشی و موفق
خسته دل2
17th November 2011, 02:06 PM
رینوپلاستی ( عمل بینی )
دلبرکان شهر من
حرف نمی زنند
فقط
... عمل می کنند:6qwup3:
تا
نوک دماغشان را هم نبینند
کوچک زیباست!
تا چه کوچکی باشه
و از اون مهمتر چه نگاهی
خیلی قشنگ به موضوع پرداختی
بسیار لذت بردم
خسته دل2
17th November 2011, 02:07 PM
البته بهشون حق میدم
و همون بهتر که نوک دماغشونم نبینند
چون ندیدن بسیار بهتر از نوک دیدن است
خسته دل2
17th November 2011, 02:10 PM
در سپهر خصوصی
فمینیسم
یعنی
خود"زنی"
تاوانِ
تاریخ را
از من نگیر
ایراد نگیر دوست من
چه دیواری کوتاهتر و بهتر از تو برای تاوان...
خسته دل2
17th November 2011, 02:12 PM
چه مرض قندی...!
که
زخم خاطره ی
نسل مرا
بی مرهم می کند
از قند
تا گند
تنها
یک لهجه
فاصله است
عمق فاجعه فراتر از اینهاست که بشه تصور کرد
بوی گند را میشه با اسپری و هوای آزاد حل کرد
ولی گاهی.....
پس دیدی فراتر از این حرفاست
خسته دل2
17th November 2011, 02:15 PM
قاعده بازی
در "دستورِ"
زبانی
که
"بازنده" از "بازی"
"من" از "منی" از "من"
و "زن" از "زدن" می آید
اگر "تو"
هم
تو در تو
شوی
قاعده ای می ماند؟
میگند سکوت سرشار از ناگفته هاست
پس با احترام به به این پست سرتاپا معنا
فقط سکوت میکنم
دست مریزاد که زدی وسط خال
تک تیرانداز حرفه ای هستی
واقعا لذت بردم
خسته دل2
17th November 2011, 02:25 PM
هر روز
دلم
برایت تنگ تر می شود...
سایز کم نمی کنی؟
لا مذهب!
از "رژیم" اسلامی
یا روزه ی "سکولار"
یکی را بگیر!
حرف بر سر این یا آن نیست
مسئله پذیرش یکیست
چون وقتی اینچنین باشند تحمل پذیرش دیگری برایشان سخت است
خسته دل2
17th November 2011, 02:32 PM
هربار
"سر"زده می آیی
تا
کچلم کنی...
که یکی باشم مثل خودت!
برای همراهیش احتیاج به یک همرنگ داره
خسته دل2
17th November 2011, 02:35 PM
نسل
"سوخته"ام
اهل عمل
یکی دو بست می خواهم
بپیچان!
انتظاری جز این داشتی؟
تنها ما سوختگان اهل عملیم
چون این سوختن در آبستن زندگی صورت گرفت
نه در کنار منقل یا چنبره سکس
خسته دل2
17th November 2011, 02:42 PM
پروتز
"گونه"ات را
اگر دیده بود
داروین
انتخاب طبیعی
را نمی نوشت
مصنوعی
بهتری!
ایکاش تنها گونه بود
همه چیز شده مصنوعی
حتی احساسات
خسته دل2
17th November 2011, 03:00 PM
تمام
دور برگردان های شهر
شاهدند...
می خواستم دورت بگردم
دورم زدی...!
تنها چیزی که بظاهر آدمیان حال آن را خوب بلدند
بلد که نه
باید گفت از حفظ بر هستند
اونهم بدلیل اینکه همیشه و همواره در حال انجام آنند
راستی D F جان دور زدن خوبه یا بد؟؟
آخه زمان ما خیلی مذموم و مشمئز کننده بود
ولی چون حالا تمام قواعد برعکس شدند گفتم بپرسم اونم شامل چرخش شده یا همچون قدیم نفرت انگیز و انزجار آوره
D.F
23rd November 2011, 11:45 AM
تنها چیزی که بظاهر آدمیان حال آن را خوب بلدند
بلد که نه
باید گفت از حفظ بر هستند
اونهم بدلیل اینکه همیشه و همواره در حال انجام آنند
راستی D F جان دور زدن خوبه یا بد؟؟
آخه زمان ما خیلی مذموم و مشمئز کننده بود
ولی چون حالا تمام قواعد برعکس شدند گفتم بپرسم اونم شامل چرخش شده یا همچون قدیم نفرت انگیز و انزجار آوره
دستت درد نکنه
تفسیر هات خیلی قشنگه .. ممنون
دل
حکم
می کنی
و خشت
بر آب می زنی
دستت را خوانده ام
پیک می زنم
بریدی؟
آمیرزا
23rd November 2011, 11:55 AM
d.fعزیزم خوش آمدی
آمدنت گلباران
لذتی دوباره بخشیدی به این تایپیک با دلنوشته ای دیگر
شاد باشی دوست من
:022:
آمیرزا
23rd November 2011, 11:56 AM
از سطحیان چه انتظار
که جز بریدن کاری نتوانند
D.F
6th December 2011, 07:39 PM
هشتِ
ابرویت
هفتِ
یقه ام
را
می گیرد
هنوز...
D.F
22nd December 2011, 12:08 PM
به
آس/مان
دلبسته ایم
خشتی اما
ما را
خواهد برد!
D.F
21st January 2012, 02:48 PM
وقتی بهم زدیم
یادت باشد
که من
بیمه ی شخص ثانی ام
( میدان توپخانه - تیر ١٣٨٩)
D.F
2nd February 2012, 06:31 PM
ارض
بالا می رود
ارز
بالاتر...
عرضی نیست...
بازار
سک
سکه
می کند
آبش را
ما می خوریم...
D.F
8th March 2012, 05:58 PM
چینی
شده ای
مثل همه ی
کیس های این زمانه
هنگ می کنی
می شکنی
خراب می شوی
چشمانت
کی
تنگ
می شود؟
D.F
8th March 2012, 06:02 PM
در این برف
و
کو
"لاک"
دلم
به
قرمز
ناخنهای تو
گرمست!
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co