PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : داستان آوارگی من


Avareh
2nd March 2008, 05:34 PM
تازه همین نیم ساعت پیش دیدمش الان تو دلم آتیشه

اینم از داستان زندگی من

ازبچه گی دوستش داشتم بعدش چند سال پیش عاشقش شدم همه هم از این عشق من به اون خبر داشتن البته از عشق دوطرفه ما نسبت به همدیگه

تا اینکه تو خدمت سربازی یه نامرد که میدونست اونو دوست دارم رفت و کار خودشو کرد

الان نمیدونم چطوری نفرینش کنم فقط دعا میکنم عذاب وجدان بگیره و عشقمو به من برگردونه

نمیدونم چرا کسایی که واقعاً عاشق میشن باید از عشقشون جدا بشن و درد بکشن

Hamid
2nd March 2008, 05:39 PM
ای ول
حال کردم
زدی وسط خال