PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : درباره ی استاد تاج اصفهانی ...


Afsaneh
12th April 2008, 03:07 PM
كامل ترين زندگي نامه اي كه از تاج اصفهاني یافته شده است ، آنچه بود كه در جلد اول كتاب "مردان موسيقي سنتي و نوين ايران" (كه بكوشش آقاي حبيب الله نصيري فر گردآوري شده) به قلم استاد شجريان نگارش شده است ؛ كه بدون تغيير ، تحريف و تلخيص آورده شده است:



در سال 1282 شمسی (طبق شناسنامه) خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت . شیخ اسماعیل پدر جلال ، علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدايی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود . جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ،صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود واین موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود ، پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت . عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید . پدر او را به مدرسه "علیه" سپرد . این مدرسه در بازارچه رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود و با منزلشان فاصله ي چنداني نداشت . در مدرسه به خاطر صوت خوشی که جلال داشت ، مکبری و موذنی و قرائت كلام الله مجيد را به او واگذار کرده بودند . یک روز عصر وقتی كه جلال 9 ساله از مدرسه برمی گشت ؛ با خود اندک اندک زمزمه میکرد و این زمزمه تا نزدیک در منزل ادامه داشت . غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، امروز در منزل است و صدای او را شنیده . وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت ؛ پدرش او را صدا کرد : رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد . در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : "جان پدر ! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی ، من صدایت را شنیدم ؛ حالا کمی برای من بخوان ". وقتی جلال با صدای لرزان اندکی براي پدرش خواند ، پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانیش زد و گفت : "برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی ... ! ".

آن روز ها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" میگفتند . جلال تاج زاده از 9 سالگی تعلیم آواز را شروع کرد . ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم "آسید عبد الرحیم اصفهانی" استاد مسلم آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت . پس از مرحوم آسید عبدالرحیم پدر تاج برای این که او را با گوشه های سازی در ردیف ها آشنا کند ، تاج را به خدمت شادروان نایب اسداله ، نی زن معروف برد . تاج زمانی نسبتاً طولانی در خدمت نایب اسداله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت . آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ي پدر برای گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین خان ساعت ساز معروف به "خضوعی"بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد ، دیگر در آواز سر آمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و اینجا و آنجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن میگفتند . تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه آشنا میشود و اولین باری که قرار بوده به همراه ساز حسین خان آواز بخواند ، حسین خان ساز را کوک میکند و هنوز جمله اول را نزده تاج با عجله درآمد آواز ميكند . مرحوم حسین خان اسماعیل زاده با لبخندی میگوید :"پسرم در خواندن اینقدر عجله نکن . صبر داشته باش تا من درآمد بکنم ، بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهار مضرابی هم بزنم ، وقتی مجلس سر حال آمد و خودت هم کاملاً سر ذوق آمدی ، آنوقت شروع کن به خواندن . آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوان تا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاری های آوازت را داشته باشند".

تاج همیشه از آواز مرحوم آسید عبذالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (خضوعي) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد میکرد و بخصوص می گفت : "صوت داود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم آسید رحیم تجلی میکرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند". جز این دو نفر تاج با سعه ي صدر و مناعتی که داشت و اصولا هر خواننده يی را تشویق میکرد ، از خوانندگان هم زمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد میکرد . (این اسامی را تاج در گفتگویی که با من در اردیبهشت ماه 1358 داشت بر زبان آورد و من تا آنجا که حافظه ام یاری میکند به ذکر آنها میپردازم) :

آسید حسین طاهر زاده اصفهانی ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی،حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی ، شهاب (معروف به شهاب چشم دریده که شاگرد حبیب شاطر حاجی بود و گوشه ي شهابی در دستگاه بیات زند (بیات ترک) به او منسوب است) .

بی تردید بسیاری از استادان مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج ساز نواخته اند ولی تا آنجا که حافظه ي من با استعانت از ذهنیات استاد حسن کسایی نوازنده چیره دست و نابغه ي نی یاری میکند ، نام این هنرمندان را میتوان در ردیف نام کسانی که با تاج همنوازی داشته اند ثبت کرد:

مرحوم نایب اسداله نی زن معروف (اين استاد در زماني كه تاج نزدش تلمذ ميكرده به عنوا آموزش همراه آواز تاج ني هم ميزده است ) ، مرحوم شکری ادیب السلطنه ( تار) ، مرحوم استاد ابوالحسن صبا (سه تار ، سنتور و ویولون) ، مرحوم مرتضی محجوبی (پیانو) ، مرحوم رضا محجوم (ویولون) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولون ) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی(تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی(تار) ، مرحوم غلامرضا خان سارنگ(کمانچه ) ، مرحوم شعبان خان اصفهانی(کمانچه) ، مرحوم علی اکبر خان شهنازی (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز(تار) ، استاد حسن کسایی (خداوندگار نی و جانشین به حق نایب اسداله) استاد جلیل شهناز(نوازنده چيره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...

تاج بر خلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت ؛ شاگردانش فراوان بودند . او در تعلیم با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدايي داشت ، تشویق به خواندن میکرد . و اغلب خودش هم محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه میکرد . تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم میداد و با روحیه ای که داشت اکثراً از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و ار آنها به نام دوست و رفیق یاد میکرد . شاگردان تاج فراوانند و من بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ، ولی در آن میان فقط با دو نفر آنها آشنایی پیدا کرده ام ، یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری)از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ي تاج را خوب دریافت کرده و به کار میگیرد ، حنجرهء توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را به جا به کار آواز می گیرد . یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی ، با تاج و در خدمت او بود ، آقای اصغر شاهزیدی خواننده جوان اصفهان است که خود به تعلیم آواز هنر جویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه اول شده است . عده ي زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بودند ، این عده از راه صفحات و نوار های تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقيب كرده اند که از اين میان میتوان به خواننده خوش صدای معاصر ، آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد . خود من (محمد رضا شجریان) نیز مقداری روش جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر را از سبک آواز خوانی تاج به کار گرفته ام . بارها و بار ها در محضرش بوده ام . هم از آوازش و هم از ارشادهايش فیض فراوان برده ام .

آخرین باری که در محضر این هنرمند بزرگوار بودم ، چهاردهم آبان 1360 درست یک ماه قبل از درگذشتش بود . درآن روز ايشان به اتفاق استاد حسن کسایی و آقای محمد موسوی (نوازنده نی و شاگرد استاد کسایی) ، آقای پرویز مشکاتیان (نوازنده سنتور) ، آقای ناصر فرهنگ مهر ، آقای منوچهر غیوری (شاگرد وفادار استاد کسایی ) ، شاطر رمضان و چند تن دیگر از هنر دوستان تهرانی و اصفهانی کلبه محقر مرا به قدوم شریف خود آراسته بودند . در آن روز استاد کسایی برای شادروان تاج که خیلی افسرده به نظر می رسید با نی ، دشتی در آمد کرد و تاج با غزلی از سعدی به این مطلع:

تاجم نمی فرستی تیغم به سر مزن مرهم نمی گذاری زخمم دگر مزن

آوازی با نهایت قدرت و تاثیر خواند که در حقیقت عقده گشایی دل آزردگی هایش بود . پس از فرود آواز ایشان تکلیف کردند که چیزی بخوانم ، من هم اطاعت امر استاد کرده چند بیتی خواندم که طبق معمول مورد ستایش و لطف پدرانه ایشان قرار گرفتم . شادروان تاج مردی بود سلیم النفس و با مناعت طبع ، هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و مسائل مادی به کسی کرنش نکرد و به این خاطر مدح کسی را نگفت . و از همه تعریف و تمجید میکرد و همه را با نام خیر یاد میکرد ، شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یک بار از کسی گلایه يي بکند و یا از کسی بد بگوید . او حتی اگر از کسی رنجشی میدید و خاطرش آزرده میشد ، این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل میکرد. تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد میکرد . با دوستانش با مهربانی و عطوفت رفتار میکرد و حتی تا آخرین روز های عمرش به اغلب دوستانش سرکشی و احوال پرسی میکرد . او با شاگردانش نیز عطوف و مهربان بود و مانند پدری خود را موظف به غمخواری آنان می دانست . شادروان تاج در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان یک کدبانو ی خانه دار مهربان و دلسوز که موجب و موجد گرمی کانون خانوادگی اوست نام می برد . خداوند به تاج از این همسر شش فرزند عطا کرد ؛ چهار دختر به نام های :تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نام های :همایون و جمشید .