عليرضا جون
11th August 2011, 01:53 AM
غزل بوسه
سیمین بهبهانی به حق بانوی غزل ایران لقب گرفته است. در سال های اخیر سروده های او عمدتن بر محوراعتراض و مسایل اجتماعی می گردند. در گذشته یی نه چندان دور، بهبهانی رغبت بیشتری به گفتن غزل های عرفانی از خود نشان می داد و از تخلص "سیمین" بهره می گرفت. برای تنوع در انتشار سرو ده های او و آشنایی با وجه دلنشین عرفانی اش، غزل زیبای زیر را تقدیم شما می کنیم
بوسه...
گر بوسه می خواهی بیا، یک نه، دوصد بستان برو
اینجا، تن بیجا بیا، زینجا، سراپا جان برو
صد بوسه ی تر بخشمت، از بوسه بهتر بخشمت
اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو
هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من
گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا، حیران برو
در پای عشقم جان بده، جان چیست؟ بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم
جان برون از تن منم، خامش بیا، سوزان برو
بنگر که راز حق شدم، زیبایی مطلق شدم
درچهره ی"سیمین" نگر، با جلوه ی جانان برو
سیمین بهبهانی به حق بانوی غزل ایران لقب گرفته است. در سال های اخیر سروده های او عمدتن بر محوراعتراض و مسایل اجتماعی می گردند. در گذشته یی نه چندان دور، بهبهانی رغبت بیشتری به گفتن غزل های عرفانی از خود نشان می داد و از تخلص "سیمین" بهره می گرفت. برای تنوع در انتشار سرو ده های او و آشنایی با وجه دلنشین عرفانی اش، غزل زیبای زیر را تقدیم شما می کنیم
بوسه...
گر بوسه می خواهی بیا، یک نه، دوصد بستان برو
اینجا، تن بیجا بیا، زینجا، سراپا جان برو
صد بوسه ی تر بخشمت، از بوسه بهتر بخشمت
اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو
هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من
گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا، حیران برو
در پای عشقم جان بده، جان چیست؟ بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم
جان برون از تن منم، خامش بیا، سوزان برو
بنگر که راز حق شدم، زیبایی مطلق شدم
درچهره ی"سیمین" نگر، با جلوه ی جانان برو