PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جزوء درس فیزیولوژی


Reza
15th November 2011, 11:23 AM
سلام اینم از جزوء درس فیزیولوژی امیدوارم به دردتون بخوره
:020:

Reza
15th November 2011, 11:23 AM
فیزیولوژی سلول

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Reza
15th November 2011, 11:24 AM
فیزیولوژی استخوان

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Reza
18th November 2011, 06:12 PM
غشای پلاسمايی سلول ها

غشای پلاسمايی همه سلول‌ها به صورت مانعی در برابر جابه‌جايی يون‌ها عمل می‌کند. پروتئين ها و يون‌های فسفات معدنی که غشا آن‌ها را درون سلول نگه می‌دارد، بار منفی دارند. از اين رو، درون سلول از بيرون آن منفی‌تر است. اين بارهای منفی، يون‌های کوچک دارای بار مثبت را به درون سلول می‌کشانند. اما، از ميان اين نوع يون‌ها تنها K + می‌تواند به مقدار محسوسی از خلال غشا بگذرد. در نتيجه، غلظت K + درون سلول‌ها، بيشتر از مايع برون سلولی است. برعکس، غشا پلاسمايی نفوذپذيری بسيار اندکی به Na + دارد و غلظت Na + در مايع برون سلولی بيشتر از درون سلول است.
عمل پمپ K + / Na + نيز در ايجاد اين اختلاف غلظت و با ر موثر است. اين، پمپ به ازای هر دو يون پتاسيمی که وارد سلول می‌کند، سه يون از آن خارج می‌سازد. بنابراين، درون سلول در مقايسه با برون سلول منفی‌تر می‌شود.






يون های سديم در داخل سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند.



شکل پمپ تغير می‌کند و در نتيجه يون‌های سديم به بيرون رانده می‌شوند. يون‌های پتاسيم در خارج سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند.

يون‌های سديم آزاد می‌شوند و در همين زمان يون‌های پتاسيم به درون سلول انتقال می‌يابند.

يون‌های پتاسيم آزاد می‌شوند و چرخه ديگری آغاز می‌شود.

پتانسيل آرامش
همانطور که گفته شد، غشای سلول دو محيط سيتوپلاسم و مايع برون سلولی را از هم مجزا می‌سازد. اين دو محيط از لحاظ غلظت و بار با هم تفاوت دارند؛ درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. تفاوت باری که بين دو محيط وجود دارد، اختلاف پتانسيل می‌نامند. چون اين تفاوت بين دو سوی غشای سلول وجود دارد از آن با عنوان پتانسيل غشا ياد می‌شود. پتانسيل غشا در واحد ولت بيان می‌شود.
همه سلول‌های بدن، پتانسل غشا دارند. اما تنها سلول‌های عصبی و سلول‌های ماهيچه‌ای می‌توانند از اين پتانسيل غشا برای ايجاد پيام عصبی بهره گيرند. وقتی نرون يا سلول ماهيچه‌ای در حالت استراحت است (پيام عصبی توليد نمی‌کند) پتانسيل غشا پتانسيل آرامش ناميده می‌شود. مقدار اين پتانسيل در حدود 70- ميلی ولت ( mV ) است. در اين حالت درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. از اين‌رو، گفته می‌شود سلول دروضعيت پلاريزه (دارای قطب؛ درون منفی و برون مثبت) است. توجه داشته باشيد که در حالت پلاريزه، درون سلول يون‌های مثبت و برون سلول يون‌های منفی نيز وجود دارد، اما مقدار يون‌های مثبت در برون سلول بيشتر است.
اگر پتانسيل غشا در اثر محرکی افزايش يابد (برای مثال، به 35- يا 10+) گفته می‌شود سلول در وضعيت دپلاريزه (از دست دادن قطبيت) قراردارد. زيرا، در اين حالت اختلاف پتانسيل درون و برون سلول کاهش می‌يابد. اگر محرک باعث کاهش پتانسيل غشا شود (برای مثال، تا 85- يا کمتر) گفته می‌شودسلول در حالت هايپرپلاريزه (قطبيت زياد) قراردارد. زيرا، در اين حالت بر اختلاف پتانسيل درون و برون سلول افزوده می‌شود.
پتانسيل عمل
از آنجا که دو لايه لپيدی غشا نسبت به بيشتر يون‌های نفوذپذيری بسيار اندکی دارد، آنها از طريق مجاری ويژه‌ای از خلال غشا می‌گذرند. اين مجاری ماهيت پروتئينی دارند. نفوذ پذيری غشا به Na + ، K + و ديگر يون‌های معدنی به وسيله بخشی از اين مجاری به نام دريچه تنظيم می‌شوند. دريچه‌های مجاری غشا در شرايط ويژه‌ای باز يا بسته می‌شوند. وقتی دريچه مجرايی بسته است، نفوذ پذيری غشا به آن يون پايين است و وقتی دريچه مجرايی باز می‌شود، نفوذ پذيی غشا به آن يون افزايش می‌يابد.
در غشای سلول عصبی دريچه‌های مجاری Na + و K + تحت تأثير پتانسيل غشاء باز يا بسته می‌شوند. از اين‌رو، اين مجاری را با عنوان مجاری حساس به ولتاژ معرفی می‌کنند. در پتانسيل آرامش ( mV 70-) دريچه‌های مجاری Na + بسته است. از اين رو، فقط مقدار بسيار اندکی Na + از اين مجاری نشت می‌کند. در اين حالت بعضی از مجاری K + باز هستند. بنابراين، سلول در حال استراحت به K + بيشتر از Na + نفوذپذير است. وقتی سلول دپلاريزه می‌شود، تغيير ولتاژ به باز يا بسته شدن بعضی از دريچه‌ها می انجامد . در نتيجه غلظت يون‌ها ی درون و برون سلول‌ تغيير می‌کند.


وقتی غلظت يون‌ها در دو طرف غشای سولو عصبی در تعادل است مجاری حساس به ولتاژ بسته اند.


وقتی يون های اضافی تعادل را بر هم می‌زنند، مجاری حساس به ولتاژ باز می‌شوند و يون‌ها از خلال آنها عبور می‌کنند.

وقتی محرکی که باعث دِپلاريزه شدن غشای سلول عصبی می‌شود، بر آن اثر می‌گذارد، دريچه‌های مجاری Na + باز می‌شوند. در نتيجه، يون‌های سديم به درون سلول سرازير می‌شوند. به اين ترتيب، پتانسيل غشا کاهش می‌يابد و سلول دپلاريزه می‌شود. دپلاريزه شدن سلول که در واقع نوعی تغيير ولتاژ است باعث باز شدن مجاری K + و خروج اين يون از سلول می‌شود. وقتی که خروج يون‌های پتاسيم افزايش يافت، همگام با تغيير ولتاژ دريچه‌های مجاری Na + بسته می‌شوند. در نهايت بيشتر مجاری K + نيز بسته می‌شوند و فقط بعضی از آنها باز می‌مانند. به اين ترتيب سلول دوباره به حالت آرامش خود باز می‌گردد. البته، پمپ Na + / K + نيز در اين بازگشت موثر است. يکی از ويژگيهای اين پمپ اين است که هرگاه غلظت يون‌های سديم درون سلول زياد شود، سرعت فعاليت آن به شدت افزايش می‌يابد.
تغيير نفوذ پذيری غشاء به Na + و K + که باعث تغيير پتانسيل غشاء می‌شود، واقعه‌ای را می‌سازد که پتانسيل عمل يا تکانه عصبی نام دارد. به عبارت ديگر، پتانسيل عمل تغيير ولتاژ غشا است که تحت تاثير محرک رخ می‌دهد.

پتانسيل عمل با ورود سديم به سلول عصبی و خروج پتاسيم از آن شکل می‌گيرد. ورود سديم به دپلاريزه شدن و خروج پتاسيم به پلاريزه شدن مجدد می‌انجامد.
& nbsp;

به خاطر داشته باشيد که انتقال اطلاعات بين بخش‌های مختلف دستگاه عصبی از طريق پتانسيل عمل انجام می‌شود. مغز صدا، تصوير، مزه يا بو دريافت نمی‌کند، بلکه پتانسيل عمل‌هايی را دريافت می‌کند که از گيرنده‌های حسی ويژه صدا، تصوير، مزه يا بو منشاء می‌گيرند، در طول اعصاب حسی جا به جا می‌شوند و به مراکز پردازش ويژه خود در مغز برسند.
پتانسيل آرامش
Resting potential
دپلاريزه
Depolarization
هايپرپلاريزه
Hyperpolarization
پتانسيل غشاء
Membrane potentiol
پتانسيل عمل
Action potentiol
مجرا
Channel
دريچه
Gate
تکانه عصبی
Nerve impulse
مجرای حساس به ولتاژ
Voltgae gated channel

Reza
18th November 2011, 06:18 PM
طرح درس
LESSON PLAN
فصل اول
عنوان: فيزيولوژي سلول
اهداف:ازدانشجوانتظارمیرود رپایان فصل بتواند:
ا-تعریف سلول وتعدادآن دربدن
2-اجزای اصلی سلول
3-ساختمان غشاوعملکردآن
4-اجزای هسته وعملکردآن
5-اسامی اندامکهای داخل سیتوپلاسم ونقش اصلی هریک درسلول
رابراساس متن طرح درس بیان کند.

سلول وعمل آن:
سلول کوچکترین واحد زنده بدن است که می تواند به تنهایی خصوصیات یک موجود زنده را داشته باشد مانند تغذیه وتولید مثل.به عبارتي،سلول واحدساختمانی وعملیاتی بدن انسان است.دربدن انسان حدودصدتریلیون ( سلول وجوددارد.فراوانترین سلول بدن،گلبو لهای قرمزخون(حدود25تریلیون) می باشد.در دیدگاه کلی هر سلول از سه بخش تشکیل شده که عبارت است از:سیتوپلاسم-هسته-غشای سیتوپلاسمی
مواد) اجزای غیرزنده)موجود در سیتوپلاسم :
70%الی80%وزن سلول را آب تشکیل می دهد که واکنشهای شیمیایی در آن محل انجام می شود .پروتئینها که فراوان ترین ماده پس از آب می باشد.لیپیدها(چربیها) که شامل کلسترول و فسفو لیپید بوده و در ساختمان غشای سلول شرکت کرده و در مایع سیتوپلاسم نا محلولند.کربوهیدراتها که نقش ساختمانی کمی داشته و بیشتر نقش تغذیه ای دارند و به صورت گلیکوژن در سلول ذخیره می شود..
ماده حیاتی تشکیل دهنده سلول را پروتوپلاسم (Protoplasm) می‌نامند که عمده قسمت آن غیر از هسته سلول ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) ، سیتوپلاسم ([Only registered and activated users can see links] 4%D8%A7%D8%B3%D9%85) نام دارد . پروتوپلاسم بوسیله غشایی از محیط اطراف جدا شده است که آن را غشای سلولی ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84%DB%8C) یا cell membrane می‌نامند. ارگانلها organelles ، ساختمانهای تخصص یافته‌ای هستند که اعمال مختلفی را هدایت می‌کنند و در داخل سیتوپلاسم پراکنده‌اند.
غشای سلولی ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84%DB%8C) ساختمانی است به ضخامت 7 تا 10 نانومتر که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سدی انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل می‌کند. غشا ساختمانی است لیپوپروتئینی یعنی بطور عمده ازچربيهايا لیپیدها ([Only registered and activated users can see links]) و پروتئینها ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86) تشکیل شده ، با وجود این ، مقدار کمی کربوهیدراتها ([Only registered and activated users can see links] C%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7) نیز در ساختمان آن شرکت دارد.
هسته ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) ساختمانی است گرد یا بیضوی به ابعاد 5 تا 10 میکرون که همه سلولهای بدن بجز گویچه‌های قرمز حاوی هسته می‌باشند. اغلب سلولها دارای یک هسته ، برخی دارای دو هسته ( سلولهای کبدی ([Only registered and activated users can see links]) ) و معدودی دارای هسته‌های متعدد می‌باشند (سلولهای عضله مخطط). هسته همه فعالیتهای حیاتی سلول از قبیل سنتز پروتئین ، تقسیم ([Only registered and activated users can see links]) ، تمایز و رشد سلولی را کنترل می‌کند. هسته از نظر ساختمانی از سه قسمت غشای هسته ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) ، کروماتین ([Only registered and activated users can see links] 2%D9%88%D9%85) و هستک ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) تشکیل شده است. هسته سلول مركز فرماندهي سلول است. اين بخش بر كارهاي سلول نظارت و كنترل دارد. در درون هسته سلول رشته هاي به نام كروموزم وجود دارد. و در درون كروموزم ها مولكول هاي DNA وجود دارد. DNA سلول تعيين كننده ويژگي هاي ارثي است.
سيتوپلاسم:فضاي اطراف هسته سلول سيتوپلاسم نام دارد. در درون سيتوپلاسم اجزاي مختلفي وجود دارد كه اندامك هاي درون سيتوپلاسم نام دارد هر يك از اين اندامك ها وظايف خاصي مانند، تغذيه ، تنفس سلول، توليد انرژي ، توليد پروتئين و ... بر عهده دارند.اين اندامك ها عبارتنداز:
شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی ([Only registered and activated users can see links] 86%D8%AF%D9%88%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C ) سلول مجموعه مجاري كم وبيش منظمي است كه ازغشاء سلول شروع شده ومحيط هسته سلول رااحاطه مي كندوبطورمنظم ودرفواصلي ازآن منافذي به قطر500آنگستروم وجودداردكه با میکروسکوپ الکترونی ([Only registered and activated users can see links] 3%DA%A9%D9%88%D9%BE+%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1 %D9%88%D9%86%DB%8C) به صورت وزیکولهای پهن یا لوله‌های پهن و دراز منشعب و مرتبط با هم مشاهده می‌گردند. این لوله‌ها و وزیکولها، شبکه بهم پیوسته و وسیعی را در داخل سیتوپلاسم بوجود می‌آورند که به دو صورت صاف و دانه‌دار دیده می‌شود. شبکه آندوپلاسمی صاف فاقد ریبوزوم در سطح خود می‌باشد و با داشتن آنزیمهای خاص ([Only registered and activated users can see links]) وظایفی از جمله متابولیسم لیپیدها ، خنثی‌سازی سموم و ذخیره کلسیم را بر عهده دارد. شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، دارای ریبوزوم در سطح خود می‌باشد. بنابراین در پروتئین سازی دخالت دارد(ذخيره پروتئين ساخته شده). انتقال موادازيك نقطه به نقطه ديگرازوظايف اين شبكه است.
ریبوزوم‌ها (Ribosomes)
ریبوزومها ذرات بسیار کوچک و متراکمی با ابعاد 15 تا 25 نانومترند که عمدتا از RNA و مقداری پروتئین ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86) ساخته شده‌اند. از نظر ساختمانی از دو زیرواحد کوچک و بزرگ تشکیل شده‌اند که هر دو زیرواحد در هستک ساخته شده‌اند و جهت شرکت در پروتئین‌سازی ([Only registered and activated users can see links] 8C%D8%A7+%D8%A8%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%86%D8%AA%D8%B 2+%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9+%D9%BE%D8%B1%D9%8 8%D8%AA%D8%A6%DB%8C%D9%86) به سیتوپلاسم منتقل شده‌اند. پروتئین سازی نقش اصلی ریبوزومهاست. پروتئینها ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86) از ماکرومولکولهای اساسی یاخته‌ها هستند که بیش از نیمی از وزن خشک آنها را می‌سازند. در ساختار اندامکها و اجزای فعال یاخته‌ها یافت می‌شوند و در ساخت و کار آنها نقش بنیادی دارند.
دستگاه گلژی ([Only registered and activated users can see links] 7+%DA%AF%D9%84%DA%98%DB%8C) ، از کیسه‌ها و واکوئلهای پهن محدبی تشکیل شده که بطور موازی روی هم چیده شده‌اند. گلژی معمولا در بالای هسته قرار دارد، . وظیفه گلژی شرکت در پروتئین سازی با همکاری شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار می‌باشد. پروتئینهای ساخته شده در شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، توسط وزیکولهای حامل به دستگاه گلژی منتقل می‌گردند. در پروتئینهای منتقل شده به دستگاه گلژی ، تغییرات زیر به عمل می‌آید: :
بریده شدن قطعات اضافی از مولکولهای اولیه -افزوده شدن مواد قندی -افزوده شدن سولفات -افزوده شدن فسفات -تغلیظ و بسته‌بندی
این تغییرات ضمن عبور از کیسه‌های متعدد گلژی انجام می‌گیرد پروتئینها پس از بدست آوردن فرم نهایی خود به صورت گرانولهای محصور شده در غشا از سطح مقعر گلژی خارج می‌شوند. به عبارتي ديگر،دستگاه گلژي از تعدادي كيسه هاي مسطح و به هم چسبيده تشكيل مي شود كه از قسمت محيطي آنها بخش هايي به حالت جوانه پديدار مي شوند. درداخل كيسه ها مواد مختلفي ذخيره و غليظ ميشوند سپس به درون وزيكول يا حباب هاي اطراف فرستاده شده و به داخل سيتوپلاسم آزاد ميشوند.
میتوکندری :به عنوان مرکز مولد انرژی(نیروگاه) سلول می‌باشد که قادراست انرژی شیمیایی نهفته در مواد آلی مختلف را به انرژی قابل استفاده سلول یعنی آدنوزین تری فسفات ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86+%D8%AA%D8%B1%DB%8C+%D9%81%D8%B3%D9%81%D8%A 7%D8%AA) (ATP) تبدیل نماید. میتوکندری بوسیله دو غشای بیرون و درونی محصور شده که غشای بیرونی صاف ولی غشای درونی دارای چینهای تیغه مانندی است که "کریستا" (crista) نامیده می‌شود و فضای بین دو غشا را "فضای بین غشایی" و فضای محدود شده بوسیله غشای درونی را "ماتریکس میتوکندری" می‌نامند که محتوی پروتئین ، DNA ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86+DNA) ، گرانولهای ریز و متراکمی مملو از کلسیم ([Only registered and activated users can see links]) ، منزیم ، فسفات و ساختمانهای ریبوزوم مانند می‌باشد. ميتوكندري ها فعاليت هاي مختلفي از قبيل تنفس سلولي تغليظ مواد مختلف و پديده هاي سنتر و حركات را انجام مي دهند.
لیزوزومها :
لیزوزوم،کیسه ای است غشادارکه دارای آنزیمهای تجزیه کننده است.وتوسط شبکه آندوپلاسمی ودستگاه گلژی ساخته می شوند.و حاوی تقریبا 50 نوع آنزیم ([Only registered and activated users can see links]) می‌باشند که همه آنها در PH اسیدی فعالند. بنابراین لیزوزوم دستگاه گوارش سلول محسوب می‌شود و قادر به هضم مواد خارجی وارده به سلول و ارگانلهای فرسوده شده می‌باشند. لیزوزومها را در حکم کیسه‌های خودکشی و یا نارنجک درون سلولی می‌نامند که تخریب غشای آن می‌تواند موجب تجزیه مواد و اجزای درون سلول بشود . لیزوزومها از غشا و ماده زمینه حاوی آنزیمهای مختلف تشکیل شده است
. نقشهای لیزوزوم شامل:گوارش درون سلولی -گوارش برون سلولی ،برای مثال سلولهای استخوان خوار (استئوکلاستها) که در مغز زرد استخوان قرار دارند با آزاد کردن هیدرولازهای لیزوزومی موجب تخریب سلولهای استخوانی می‌شوند.-دخالت در تمایز سلولی و از بین بردن اندامکها -دخالت در پدیده اتولیز و مبارزه با فقر غذایی -دخالت در ایمنی سلولها(لیزوزومها باکتریها و ویروسهای وارد شده به سلول را توسط آنزیمهای خود تخریب می‌کند و از بین می‌برد )-تجمع مواد سمی از جمله جیوه ([Only registered and activated users can see links]) در لیزوزومها.
پراکسی‌زومها ارگانلهایی هستند شبیه لیزوزومها که حاوی آنزیمهای هیدروکسی اسید اکسیداز ، O - آمینو اکسیداز و کاتالاز می‌باشند که دو آنزیم اولی در تولید پراکسید هیدروژن H2o2 (آب اکسیژنه)دخیلند و آنزیم کاتالاز سبب تجزیه آن به آب ([Only registered and activated users can see links]) و اکسیژن ([Only registered and activated users can see links] 6) می‌شود. با توجه به فراوانی آنزیم کاتالاز در پراکسی‌زومها ، عقیده بر این است که سلولها را از اثرات سمی H2O2 حفظ می‌کنند که در سلولهای کبدی و کلیوی به تعداد فراوان یافت می‌شوند. منشا این ارگانل به عقیده بعضی ، شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار و به عقیده برخی دیگر شبکه آندوپلاسمی صاف می‌باشد.
سانتریولها به صورت دو ساختمان میله‌ای کوتاه و عمود بر هم در مجاورت هسته سلول ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) قرار دارند و با سیتوپلاسم ([Only registered and activated users can see links] 4%D8%A7%D8%B3%D9%85) اطراف خود "سانتروزوم" نامیده می‌شود که قبل از تقسیم سلول، همانندسازی می‌کنند و به قطبین سلول مهاجرت کرده و در دو سر دوکهای تقسیم قرار می‌گیرند. سانترویولها برای تشکیل مژه و تاژک ضروری‌اند.
سوالات پایان فصل اول:
ا-تعریف سلول وتعدادآن دربدن رابنویسید.
2-اجزای اصلی سلول رانام ببريد.
3-ساختمان غشاوعملکردآن رابنویسید.
4-اجزای هسته وعملکردآن راشرح دهید.
5-اسامی اندامکهای داخل سیتوپلاسم ونقش اصلی هریک درسلول رابنویسید.

Reza
18th November 2011, 06:18 PM
فصل دوم
بافتهاومايعات بدن
اهداف:دانشجودرپایان فصل دوم بایدبتواند:
1-سازمان بندي بدن واجزاي آن
2-تقسيم بندي بافت پوششي
3-تعريف وانواع بافت همبندي
4-ساختمان غضروف
5-ميزان وچگونگي توزيع آب دربدن
6-حجم پلاسماي خون وموادتشكيل دهنده آن غيرازآب
7-تفاوت بين مايع داخل وخارج سلولي
8-راههاي عبورموادازغشاي سلول
9-دستگاههاي انتقال فعال درسلولها
10-كلياتي درموردخون واجزاي تشكيل دهنده آن
رابراساس متن درس شرح دهد.
سازمان بندي بدن انسان
بدن انسان از سلول هاي مختلفي درست شده است به چگونگي قرار گرفتن اين سلول ها در كنار هم و ساختن بدن سازمان بندي بدن مي گويند.

بافت :در بدن سلول هاي گوناگوني وجود دارند كه هر يك كار معيني انجام مي دهند.كوچكترين اجتماع سلول ها كه به طور هماهنگ عمل يا اعمال مشخصي را انجام مي دهند بافت يا نسج نام دارند مانند، بافت خوني، بافت استخواني، بافت چربي و ...
اندام :از كنار هم قرار گرفتن چند نوع بافت اندام به وجود مي آيد. مانند معده، قلب.بنابراين به مجموع بافت هايي كه با هم در ارتباط بوده و براي انجام كارخاصي مكمل يكديگراند اندام گفته ميشود.مثلا قلب يك اندام است كه در ساختمان آن بافت خوني، عصبي، پيوندي، چربي و ... وجود دارد.
دستگاه:به مجموعه اي از اندام ها كه كارشان با يكديگر هماهنگ و مرتبط است دستگاه مي گويند. هر دستگاه يكي از ويژگيهاي حياتي مانند (تغذيه، تنفس، حركت، ارتباط و ...) را بر عهده دارد.مثلاً دستگاه گوارش از اندام هاي دهان، مجاري حلق و مري، معده، روده باريك، روده بزرگ تشكيل شده است.اندام هايي مانند كبد و لوزالمعده هم به آن كمك مي كند.
انواع بافت : هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشدکه کار معینی را انجام می‌دهد . بافتها به چهارگروه كلي تقسيم ميشوند :پوششي-همبندي-عضلاني-عصبي
-بافت پوششی :لایه پوشاننده سطوح خارجی و داخلی بدن را بافت پوششی ([Only registered and activated users can see links] 88%D8%B4%D8%B4%DB%8C) می‌نامند. بافتهای پوششی عهده‌دار وظایف و اعمال مختلفی نظیر حفاظت ، جذب و ترشح می‌باشند. به همین دلیل شکل سلولها و تعداد لایه‌های تشکیل دهنده آنها در ارگانهای مختلف بر حسب وظیفه‌ای که انجام می‌دهند متفاوت می‌باشند. بافتهای پوششی بر حسب تعداد لایه‌های سلولی تشکیل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسیم می‌شوند که هر کدام از آنها نیز بنابه شکل سلولهای تشکیل دهنده به سه دسته سنگفرشی ، مکعبی و منشوری تقسیم می‌شوند .
بافت پوششی سنگفرشی ساده،بافتي است كه ازيك رديف سلول سنگفرشي روي بسترنازكي ازماده همبندي بنام غشاي پايه قرارگرفته است و در کیسه‌های هوایی ریه و پوشش داخلی قلب و رگهای خونی دیده می‌شود. بافت پوششی مکعبی ساده،ازيك لايه سلولهاي مكعبي تشكيل گرديده كه برروي غشاي پايه قراردارند،بعنوان مثال مجاری غدد ترشحی . بافت پوششی منشوری ساده،از يك رديف سلول منشوري يااستوانه اي پديدآمده است كه برروي غشاي پايه قراردارند.دراين حالت ممكن است رأس سلولهاداراي مژه باشدمثل پوشش داخلي لوله هاي رحم ويااينكه فاقدمژه باشدمانندپوشش داخلي لوله گوارش كه در دیواره معده و روده دیده می‌شود .بافت پوششی سنگفرشی مطبق،نوعي بافت پوششي است كه ازچندين طبق سلول تشكيل گرديده كه عميق ترين لايه برروي غشاي پايه قرارداردوسطحي ترين طبقه به شكل سلولهاي سنگفرشي درآمده است نمونه بارز اين بافت در پوست كف پاديده ميشود. بافت پوششی مکعبی مطبق ،داراي چندين لايه سلول است كه سطحي ترين لايه آن ازگروه سلولهاي مكعبي تشكيل يافته است مثل مجاری غددعرق پوست بدن. بافت پوششی منشوری مطبق،كه سلولهاي سطحي ترين لايه حالت منشوري (استوانه اي) دارد درحاليكه سلولهاي طبقات زيرين كوتاه تر هستند. مانندپوشش داخلي بخشهايي از پيشابراه مرد،ملتحمه چشم ، پوشش کام نرم و پوشش اپیگلوت .
-بافت همبند (پيوندي) :بافت همبند ([Only registered and activated users can see links] 85%D8%A8%D9%86%D8%AF)،بافت عمومي بدن است ودر تمام بدن ودر فواصل بافتهاي ديگر ديده ميشود بافتها و ارگانهای مختلف را به یکدیگر می‌پیوندد،ازطريق اين بافت،عروق خوني به سايرنسوج واردميگردد.. این بافت در زیر اپیتلیوم و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبندی از سه جزء اصلی یعنی سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است. سلولهای بافت همبند عبارتند از فیبروبلاست ، ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل ، سلولهای چربی ، سلولهای مزانشیمی و سلولهای مهاجر.رشته‌های بافت همبند سه نوعند: کلاژن ([Only registered and activated users can see links]) ،رتیکولر و الاستیک. که دو نوع اول از پروتئین کلاژن و نوع سوم از الاستین تشکیل شده است. سلولها و رشته‌های بافت همبند بوسیله ماده‌ای بی‌شکل به نام ماده زمینه‌ای یا ماتریکس احاطه شده است. این ماده ژله مانند مرکب از گلیکوز آمینوگلیکان‌ها ، گلیکوپروتئینها و مایع بافتی است. بافت همبند شامل دو گروه است:
الف-بافت همبند عمومي يااصلي،شامل بافت همبندسست ومتراكم(براساس ميزان الياف كلاژن).
ب-بافت همبنداختصاصي ياتغييرشكل يافته،كه نوعي از بافت همبنداست كه تغييرماهيت داده وبه ساختمانهاي خاصي در بدن اختصاص يافته است.شامل بافت غضروفي-بافت استخواني-بافت چربي وبافت خوني
غضروف ([Only registered and activated users can see links]) بافت همبند تخصص یافته‌ای است که بسیار مقاوم‌تر و انعطاف‌پذیرتر از بافت همبند می‌باشد. غضروف از سلولهای غضروفی و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است که ماتریکس غضروف ، ژله‌ای سفت شده و انعطاف پذیر می‌باشد. ماتریکس غضروفی متشکل از ماده زمینه‌ای و رشته‌ها می‌باشد که از رشته‌های شرکت کننده در ساختمان آن بسته به نوع غضروف ، کلاژن نوع I و II و رشته‌های الاستیک را می‌توان نام برد که مسئول استحکام غضروف هستند.
مایعات بدن
آب و الکتروليت ها
شصت الي هفتاد درصد توده بدن هر فرد بسته به سن، جنس و ترکيب بدني از آب تشکيل شده است. 25 تا 65درصد وزن ماهيچه ها و تقريبا 50درصد وزن بافت چربي متشکل از آب مي باشد. آب بدن شامل دو بخش است; جزء اول، درون سلولي و مشتمل بر مايعاتي است که در داخل سلول هستند(40%وزن بدن) و جزء دوم، خارج سلولي(20%وزن بدن) و شامل مايعاتي است که اطراف سلول را فراگرفته است(مايع بينابيني). مايع خارج سلولي شامل پلاسماي خون و مايع بينابيني است که اين مايع در فضاهاي ميکروسکوپي بين سلولي وجود دارد. همچنين مايع بينابيني تامين کننده لنف، بزاق، مايع داخل چشم، ترشحات غدد و سيستم گوارش است. پلاسماي خون 20تا25درصد حجم مايع خارج سلولي را تشکيل مي دهد.هردوی این مایعات محتوی مواد متعددی هستندکه برای سلولها ضروری اند.که عبارتنداز:گلوکز-اسیدهای آمینه-اکسیژن-سدیم-پتاسیم-کلسیم-منیزیم-بیکربنات وسایرعناصرموردنیازسلول
مایع داخل سلولی توسط غشای سلولی که نسبت به آب بسیارنفوذپذیر است، ازمایع خارج سلولی جدامیگرددامااین غشانسبت به بسیاری ازالکترولیتها ی موجوددربدن نفوذپذیرنیست وهمین امر موجب وجودتفاوتهای مهمی درغلظت الکترولیتهابین مایعات خارج وداخل سلولی میگردد
. تفاوتهاي بين مايع داخل سلولي ومايع خارج سلولي:
1-يونهاي سديم وكلردرمايع خارج سلولي بيشتراست
2-يونهاي پتاسيم،منيزيوم وفسفات در مايع داخل سلولي بيشتراست
3-مقداريون كلسيم مايع داخل سلولي كم است
اين اختلافات در درتركيب يوني مايعات داخل وخارج سلولي سبب توليد يك پتانسيل الكتريكي غشايي در دوطرف غشاء سلول ميگردد،بطوريكه بار منفي درداخل وبارمثبت درخارج آن قرارداردكه مبناي ا نتقال ايمپالسهاي عصبي وعضلاني ميباشد
پلاسما جزء غیر سلولی خون است که در تعادل با مایع بينابيني( اینترستیشیال )مي باشد و تفاوت مهم آندو غلظت بالای پروتئین در پلاسماست که اختلاف فشاری حدود 20ميليمترجيوه mmHg ایجاد میکند(بدليل نفوذپذيري اندك مويرگهانسبت به پروتئينهاي پلاسما).
کانالهایی که درساختمان مولکولهای پروتئینی گلبولی شکل وبزرگ واقع درغشاءلیپوپروتئینی غشاء سلول،قراردارند،به عنوان منافذ کوچکی درغشاء عمل میکنند،که آب وموادمحلول در چربی،مخصوصا" یونهاازطریق آنهاازغشاء عبورمیکنند..البته این کانالهای پروتئینی نسبت به برخی موادمثل یونها بشدت انتخابی عمل میکنند. بخش لیپیدی غشاء نسبت به مواد محلول در آب معمولی مثل یونها-گلوکز-اوره وغیره نفوذناپذیراست.ازطرف دیگر موادمحلول در چربی نظیراکسیژن-دی اکسیدکربن والکل براحتی ازاین بخش غشاء عبورمیکنند .
راه هاي عبور مواد از غشاء سلول:
1- انتشار: يكي از راه هاي عبور مواد از غشاء سلول انتشار است. بر اساس اين پديده مواد از جايي كه غلظت زيادتري دارند به جايي كه غلظت كمتري دارند منتقل مي شوند. موادبطوررفت وبرگشتی توسط روندانتشارازطریق غشاء سلولی بین مایعات داخل وخارج سلولی جابجا میشوند.(مهاجرت مولکولهاازناحیه باغلظت بالا به مکانی باغلظت پایین،بعلت حرکت تصادفی مولکولها) که روندی غیرفعال وبدون صرف انرژی است.
2-بسیاری ازموادازطریق ایجادیک ترکیب شیمیایی بانوعی حامل ازخلال غشاء سلول انتقال پیدامیکنند.این حامل پروتئینی است که درغشاءسلول رسوخ مینمایدوبطورشیمیایی باماده منتقله ترکیب میگرددتاانتشارآنراازخلال غشاء سلول به طرف دیگرتسهیل کند.گلوکزواسیدهای آمینه توسط انتشارتسهیل شده عبورمیکنند.
3- انتقال فعال:گاهي مواد بايد در جهت عكس شيب غلظت منتقل شوند. اين نوع انتقال را انتقال فعال مي گويند. در اين روش براي انتقال مواد انرژي مصرف مي شود. در غشاء سلول پمپ هايي وجود دارد كه با مصرف(ATP) به كار مي افتد و به فرآيند انتقال فعال كمك مي كند. اين پمپها مواد لازم و حياتي را به درون سلول مي برند و يا مواد سمي درون سلول را به بيرون انتقال مي دهند.انتقال فعال یاانتقال سربالادرمواردی است که ماده موردنیازسلول درجهتی حرکت میکند که اختلاف فشارالکتریکی ویا اختلاف ازنظرغلظت دردوطرف غشاء سلول وجودداشته وقراراست این ماده درجهت مخالف حرکت کند.که البته این نوع تبادل موادنیازمندانرژی است که توسط آدنوزین تری فسفات یادیگرترکیبات فسفاته پرانرژی درداخل سلول تأمین میگردد: یکی از مهمترین دستگاههای انتقال فعال دربدن،پمپ سدیم-پتاسیم نام دارد که برای انتقال سدیم به خارج وپتاسیم به داخل سلول به کار میرود.این پمپ پروتئینی باعث میشودکه غلظت سدیم درداخل سلول به شدت کاهش یابدوهمزمان باآن غلظت پتاسیم داخل سلولی به سطح بسیاربالایی صعودنماید.این پمپ بسیارمهم اعمال رشته های تحریکپذیر عصبی وعضلانی راانجام میدهد.
سایردستگاههای مهم انتفال فعال عبارتنداز1-پمپ کلسیم،که انتقال کلسیم به خارج غشاء سلول وپمپ نمودن کلسیم رابه داخل اندامکهای سلول،بعهده دارد.2-پمپ هیدرژن،این پمپ بویژه برای ترشح اسیدکلردریک درمعده وهمچنین ترشح یونهای هیدرژن به داخل توبولهای کلیوی(لوله هاي بسيارريزداخل كليه) ضروری است.
خون
بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسما ([Only registered and activated users can see links] 7%DB%8C+%D8%AE%D9%88%D9%86) شناورند. خون 7 تا 8درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر می‌باشد. خون با گردش در رگهای خونی عامل توزیع مواد غذایی ، اکسیژن ([Only registered and activated users can see links] 6) ، حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن ([Only registered and activated users can see links] 8%B3%DB%8C%D8%AF+%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%86) و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. پلاسما 55 درصد حجم خون را تشکیل می‌دهد. پلاسما مایعی است که 91 درصد آن را آب ([Only registered and activated users can see links]) ، 7 درصد آن را پروتئینها ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86) ، 1 درصد آن را املاح معدنی و 1 درصد بقیه را ویتامینها ، موادقندی ([Only registered and activated users can see links] C%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7) و لیپیدی ([Only registered and activated users can see links]) ، هورمونها ([Only registered and activated users can see links] 6) و اسیدهای آمینه ([Only registered and activated users can see links] 85%DB%8C%D9%86%D9%87) تشکیل می‌دهند.پروتئینهای پلاسما عبارتنداز :آلبومین ، فیبرینوژن ، پروترومبین و گلوبولینها .
سلولهای خون شامل اریتروسیتها یا گلبولهای قرمز ([Only registered and activated users can see links] 0%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2+%D 8%AE%D9%88%D9%86) و لکوسیتها یا گلبولهای سفیدوپلاكتها تقسیم می‌شوند. لکوسیتها براساس حضور یا عدم حضور گرانولهای اختصاصی در سیتوپلاسم ([Only registered and activated users can see links] 4%D8%A7%D8%B3%D9%85) خود به دو دسته گرانولوسیتها و آگرانولوسیتها تقسیم می‌شوند. گرانولوسیتها به سه دسته : نوتروفیلها ([Only registered and activated users can see links] 1%DB%8C%D9%84) ، اسیدوفیلها و بازوفیلها تقسیم می‌گردند. آگرانولوسیتها شامل لنفوسیتها و مونوسیتها می‌باشند.
تبادل مایعات ومواد محلول از خلال غشاهای مویرگی: بیشترمویرگها بسیار متخلخل ودارای میلیونها سوراخ یا منفذ در هر سانتی متر مربع ازسطح مویرگ هستند.بدلیل نفوذپذیری زیادمویرگها نسبت به بیشترموادمحلول،هنگامی که خون درمیان مویرگهاجریان مییابد،مقادیر زیادی از موادمحلول درهردوجهت از میان این منافذ انتشارمییابند.بدین ترتیب سدیم- کلر-پتاسیم-گلوکز وتقریبا"تمام مواد محلول دیگردرپلاسمابه جزپروتئینهای پلاسمایی،بطورمدام بامایع میان بافتی مخلوط میشوند.درمویرگها مهمترین روش انتقال موادمحلول ازخون به فضای میان بافتی،انتشارساده ازخلال دیواره مویرگی است.درنتیجه وجوداختلاف فشارهیدرواستاتیک درطرفین جدارمویرگ،یک پلاسمای بدون پروتئین رااز طریق جدارمویرگ به داخل فضای میان بافتی میفرستد.
دستگاه لنفاوی
عروق لنفاوی دستگاهی ازعروق فرعی هستند که تقریبا" درتمامی قسمتهای بدن همراه باعروق خونی وجوددارند.مویرگهای لنفاوی کوچک(همانندمویرگهای خونی)تقریبا"درتمامی بافتهای بدن یافت میشوند.این مویرگها باپیوستن به یکدیگربه کانالهای لنفاوی بزرگتری تبدیل میشوندکه عمدتا" سرانجام درمجرای سینه ای جمع میگردندکه خودبه سیستم سیاهرگی بدن متصل میشود.مویرگهای لنفاوی بسیارنفوذپذیرندبطوریکه باکتریها،انواع مختلفی ازمواد زایددرمایع میان بافتی وپروتئینهای بزرگ میتوانند به آسانی ازمایع میان بافتی به لنف واردشوند.لنف درطول مسیرخودبه سمت گردش خون ازتعدادی گره لنفاوی عبورمیکند.دراین گره هاباکتری ودیگر موادزایدخارج میگردند،سپس توسط ماکروفاژهای گره ها فا گوسیت شده وسرانجام قبل ازآزادشدن به خون،به اسیدهای آمینه-گلوکز-اسیدچرب ودیگر موادمولکولی کوچک تجزیه میگردند.





سؤالات پايان فصل دوم:
1-سازمان بندي بدن واجزاي آن رابنويسيد.
2-تقسيم بندي بافت پوششي رابيان كنيد.
3-تعريف وانواع بافت همبندي راشرح دهيد.
4-ساختمان غضروف راتوضيح دهيد.
5-ميزان وچگونگي توزيع آب دربدن رابنويسيد.
6-حجم پلاسماي خون وموادتشكيل دهنده آن غيرازآب راشرح دهيد.
7-تفاوت بين مايع داخل وخارج سلولي رابنويسيد.
8-راههاي عبورموادازغشاي سلول رانام ببريد.
9-دستگاههاي انتقال فعال درسلولها رابيان نمائيد.
10-كلياتي درموردخون واجزاي تشكيل دهنده آن بنويسيد.

Reza
18th November 2011, 06:19 PM
فصل سوم
فیزیولوژی سیستم حرکتی
اهداف فصل سوم:
دانشجودرپايان فصل سوم بايدبتواند:
1-تعريف واجزاي بافت استخواني
2-تقسيم بندي استخوان ازنظرشكل وساختمان
3-عملكردسيستم اسكلتي
4-چگونگي ساخته شدن وبازجذب استخوان
5-نقش استخوان درخونسازي
6-اجزاي تشكيل دهنده عضلات وعملكردآنها
7-انواع عضلات
8-مكانيسم انقباض عضله مخطط
9-آتروفي وهايپرتروفي عضلات
10-مكانيسم تحريك عضله بوسيله سلول عصبي
رابراساس متن طرح درس توضيح دهد.

الف-سیستم استخوانی
استخوان ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86) بافت همبند ویژه‌ای است مرکب از سلولها و ماده بین سلولی معدنی شده‌ای به نام ماتریکس. حضور مواد استخوانی معدنی در ماتریکس باعث شده است که استخوان بافتی سفت و محکم باشد و چگونگی ساختمان آن سبب گردید، که استخوان با حداقل وزن حداکثر استحکام را داشته باشد. مجموعه این خصوصیات ، استخوان را بافتی ایده‌آل برای تامین اسکلت بدن ([Only registered and activated users can see links] A8%D8%AF%D9%86) و حفاظت از ارگانهای حیاتی نظیر مغز ([Only registered and activated users can see links] B3%D8%A7%D9%86) و نخاع ([Only registered and activated users can see links]) ساخته است. ماتریکس استخوان متشکل از موادآلی (مانندكلاژن)و املاح معدنی است که هر کدام 50 درصد وزن خشک استخوان را تشکیل می‌دهند. عمده‌ترین مواد معدنی استخوان را کلسیم ([Only registered and activated users can see links]) و فسفر ([Only registered and activated users can see links]) تشکیل می‌دهند که قسمت اعظم آنها به شکل بلورهای هیدروکسی آپاتیت ({ca(po4)2}3.ca(oh)2) می‌باشد. سلولهای بافت استخوانی ([Only registered and activated users can see links] B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C) حاوی سه نوع سلول به اسامی استئوبلاست ، استئوسیت و استئوکلاست می‌باشد.
از نظر شکل و ساختمان استخوان به سه دسته دراز (مانند ران و بازو) کوتاه (مانند انگشتان و مهره‌ها ([Only registered and activated users can see links] 82%D8%B1%D8%A7%D8%AA) ) و پهن (مانند جمجمه ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86+%D8%AC%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%87) و دنده ([Only registered and activated users can see links] 8C%D9%86%D9%87) ) تقسیم می‌شوند. استخوان از نظر ماکروسکوپی به دو نوع متراکم و اسفنجی تقسیم می‌شود.استخوان متراکم در تنه استخوانهای دراز(قسمت مياني استخوان) و سطح خارجی اپی فیز(قسمت انتهايي استخوان) و استخوانهای استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود. استخوان اسفنجی در اپی‌فیز استخوانهای دراز و قسمت مرکزی استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود.
سه عملکرد سیستم اسکلتی عبارتند از :حمایت از بدن-حفاظت از ساختمان‌های حیاتی بدن-تولید گلبول‌های قرمز .اسكلت به بدن شكل ميدهد، به عنوان تكيه گاهي براي آن عمل مي كند و از آن حفاظت مي كند.ستون فقرات و مهره ها دارای سه وظیفه مهم هستند :
1. محافظت نخاع و ریشه های عصبی2. حفظ ساختمان و تنظیم تعادل اندامها در فرم ایستاده یا عمودی3. انعطاف پذیری و حرکت.
توجه کنید که هر یک از ارگان‌های اساسی بدن توسط یک ساختار استخوانی حفاظت می‌شوند:جمجمه، مغز را مورد حفاظت قرار می‌دهد.ستون مهره‌ها از طناب نخاعی حفاظت می‌کند.دنده‌ها ، قلب و ریه‌ها را حفاظت می‌کند .استخوان‌های لگن از ارگان‌های تولید مثلی و اعضای حفره شکمی تحتانی محافظت می‌کنند.استخوانهای اندامها بعنوان یک اهرم عمل میکنند.
بعبارت ديگر وظائف مهم استخوان عبارتند از: حفاظت و حراست از اعضاء و ارگان هاي داخلي بدن مانند: قلب، ريه، مغز و محتويات جمجمه. ايجاد قامت و اندام بدن. ايجاد مفاصل يا اتصال عضلات به استخوان ها و بالاخره ايجاد اهرم هاي مختلف برای انجام حركات مختلف و در شکل نهایی دويدن و راه رفتن. نگهداري و حفاظت از دستگاه خون سازي و يك مخزن بالقوه براي مواد معدني مانند كلسيم، فسفر، منيزيوم و سديم. استخوان بعنوان یک منبع مهم برای املاح کلیسم محسوب میگردد.بدن انسان بالغ درحدود1200گرم کلسیم داردکه حداقل 99%آن دراستخوانهارسوب کرده،امابخش بسیارمهم کلسیم درپلاسمای خون ومایع بین سلولی حل شده است.ماتریکس پروتئینی مانع ازشکسته شدن استخوان دربرابرورود کشش می شود واملاح ازخم شدن استخوان در موقع واردشدن فشار میگردد.
درسطح بالایی استخوان ونیزدر بعضی از حفرات استخوانی نوعی سلول بنام استئوبلاست وجوددارد.این سلولهااستخوان رامیسازند.علاوه براستئوبلاستها سلولهای غول پیکری بنام استئو کلاست که دارای هسته های زیادی است،درتمام حفرات استخوانی وجوددارندکه قادربه بازجذب استخوان هستند.درنتیجه فعالیت استئوکلاستی ،هم کلسیم وهم فسفات به داخل مایع خارج سلولی آزادشده درحالیکه استخوان گام به گام خورده میشود.هورمون پاراتیروئید(پاراتورمون)که پروتئین کوچکی است باوزن مولکولی تقریبا"9500که توسط غده پاراتیروئید ترشح میشود،موجب آزادی املاح کلسیم از استخوانهاوافزایش جذب کلسیم ازروده وتوبولهای کلیه میشود.وعمل عمده آن تنظیم غلظت کلسیم یونیزه درمایعات خارج سلولی است. تمام استخوان ها، بافت هاي زنده هستند و سلول هايي دارند كه مرتباً‌ با مواد جديد جايگزين استخوان قديمي ميشوند.
استخوان دردرون حفرات خودبافت ظریفي که وظیفه خونسازی رابرعهده داردجای داده است. مغز استخوان در ستون فقرات، جمجمه، دنده ها و گردن، سلول هاي خوني را مي سازد. مغز استخوان فضای مرکزی استخوانهای دراز (ماننداستخوان ران)و کوتاه(ماننداستخوانهای مچ) وفضاهای داخلی استخوان اسفنجی دراستخوانهای پهن(ماننداستخوان های جمجمه) ونامنظم (مانندپاشنه)راپرمیکند.درهن ام تولد،مغزاستخوان درتمام استخوانهای بدن قرمزرنگ وخونسازاست.این فعالیت خونسازی به تدریج باافزایش سن،کاهش مییابدومغزاستخوان زردجایگزین مغزاستخوان قرمز میشود.





ب-سيستم عضلاني



فیزیولوژی عضلات
عضلات45%وزن كل بدن را به خوداختصاص ميدهند.عضلات ازبافت فيبري تشكيل شده اند.ميوفيبرها(فيبرهاي تشكيل دهنده ماهيچه)قابليت انقباض دارند. عضلات به وسيله پيام هاي ارسالي از دستگاه عصبي كنترل مي شوند. بيشتر عضلات اسكلتي، ارتباط دو استخوان مجاور را برقرار مي سازند. يك طناب قابل انعطاف از بافت ليفي به نام تاندون به يك انتهاي عضله متصل مي شود؛ به انتهاي ديگر عضله يك تاندون يا صفحه اي از بافت همبند متصل مي شود. عضلات اسكلتي نه تنها باعث حركت قسمتهاي مختلف بدن ميگردند بلكه به حفظ وضعيت بدن در حالت هاي ايستاده نشسته يا خوابيده نيز كمك مي كنند. اسامي برخي از عضلات، بيانگر كار آنهاست. بازكننده ها، مفاصل را صاف مي كنند؛ خم كنننده ها آنها را تا مي كنند؛ نزديك كننده ها، اندام را به سمت بدن نزديك مي كنند؛ دور كننده ها، آنها را از بدن دور مي كنند و راست كننده ها قسمت هايي از بدن را بلند مي كنند يا بالا نگه ميدارند.
انواع عضلات: سه نوع عضله عبارتند از:
1- عضله اسكلتي اسكلت را پوشانده و به حركت درمي آورد. این عضلات با انقباضات (کوتاه شدن) و انبساطات (بلند شدن) متناوب باعث حرکت می‌شوند. به منظور به حرکت در آوردن استخوان‌ها ،عضلات معمولا" به صورت متقابل جفت شده‌اند. همانطور که یک عضو از این جفت منقبض می‌شود، عضو دیگری استراحت می‌کند. این نوع عضله را به خاطر داشتن نوارهای تیره و روشن (در زیر میکروسکوپ) عضله مخطط ، به علت چسبیده بودن آنها به استخوانها ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86) ، عضله اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها عضلات ارادی می‌نامند که وظیفه اصلی این نوع عضله شرکت در حرکات بدن می‌باشد. سلولهای عضله مخطط چون از بهم پیوستن تعداد زیادی سلول سازنده عضلانی (میوبلاست) بوجود می‌آیند بسیار بلند می‌باشند و رشته‌های عضلانی نیز نامیده می‌شوند. گروههای سلولهای عضلانی را که از تعدادی سلول موازی هم در هر گروه تشکیل می‌گردد، دسته و مجموعه دسته‌ها را باهم عضله می‌نامند. این عضلات که به استخوانهای اسكلت چسبیده‌اند در حرکات پیچیده و هماهنگ مثل راه رفتن و نشستن دخالت دارند. رشته‌های ماهیچه‌ای در کنار هم قرار می‌گیرند و فواصل بین آنها را بافت پیوندی ([Only registered and activated users can see links] 85%D8%A8%D9%86%D8%AF) پر می‌کند. مجموعه‌ای از رشته‌های عضلاني در یک پرده پیوندی محکم قرار گرفته و ماهیچه قرمز یا اسکلتی را بوجود می‌آورد. دنباله‌های مخصوصی به نام تاندون يا زردپی عضله را به استخوانها ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86) متصل می‌کند. ماهیچه‌های اسکلتی به شکلهای گوناگون مانند دوکی ، پهن ، نواری و حلقوی وجود دارند
2- عضله قلبي كه ديواره هاي قلب را تشكيل مي دهد، خون را به سراسر بدن مي راند. اين عضله رشته هايي كوتاه، شاخه دار و متصل به هم دارد كه شبكه اي را در داخل ديواره هاي قلب تشكيل ميدهند. اين نوع عضله مي تواند بدون خستگي، مدام كار كند. عضله قلبی با عملکرد خاص خود که همواره کار کردن است سازگاری یافته است. این عضله یک تأمین‌کننده غنی خون دارد و میتواند چند دقیقه بدون اکسیژن کافی زنده بماند.



سلولهای تشکیل دهنده عضله قلب ([Only registered and activated users can see links]) مشابه سلولهای ماهیچه مخطط بوده ولی تفاوتهای عمده‌ای با سلولهای عضله مخطط دارند که این تفاوتها به شرح زیر است. سلولهای ماهیچه قلبی بسیار کوچکتر از سلولهای ماهیچه مخطط است. سلولهای عضله قلبی یک یا دو هسته‌ای هستند که هسته درشت آنها در مرکز سلول قرار دارد. مکانیسم انقباض در ماهیچه قلبی همانند عضلات مخطط است. سلولهای عضله قلبی غیر قابل تقسیم هستند و سلولهای آسیب دیده قلبی توسط بافت همبند ([Only registered and activated users can see links] 85%D8%A8%D9%86%D8%AF) جایگزین می‌شوند و به همین دلیل آسیبهای وسیع غیر قابل جبران می‌باشد. عضله قلب بدون نیاز به تحریک عصبی به طور خودکار منقبض می‌شود و این امر ناشی از عملکرد سلولهای تخصص یافته‌ای است که از تغییر سلولهای عضلانی حاصل می‌شوند و کار آنها تولید تحریک برای ضربانات قلبی و هدایت این تحریکات به قسمتهای مختلف قلب ([Only registered and activated users can see links]) برای هماهنگی انقباض دهلیزها و بطنها می‌باشد. این سلولهای تخصص یافته ساختمانهایی را بوجود می‌آورند که در مجموع سیستم هدایتی قلب را تشکیل می‌دهند.
3- عضله صاف كه در ديواره لوله گوارش، رگ هاي خوني و مجاري تناسلي وادراري، دستگاه تنفسی ([Only registered and activated users can see links] 7+%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3%DB%8C) و قاعده موها و بسیاری از اندامهای دیگر وجود دارد. كاركردهايي چون حركت دادن غذا در لوله گوارش را بر عهده دارد. اين عضله از رشته هايي كوتاه و دوكي شكل تشكيل شده است كه به هم متصل شده، صفحاتي را تشكيل مي دهند و مي توانند به مدت هاي طولاني كار كنند. شما بر عضلات صاف بدن کنترلی ندارید لذا این عضلات، عضلات غیر ارادی نیز خوانده می‌شوندو مسئول حرکات غیر ارادی اندامهای داخل بدن است.
هر نوع عضله كاركرد متفاوتي دارد و رشته هاي آن داراي شكل خاصي هستند..در مجموع ماهیچه‌ها و اسکلت حرکات جاندارن را کنترل می‌کنند تكيه گاه عضلات،اسكلت نام دارد.
بافت ماهیچه‌ای از سلولهای ماهیچه‌ای تشکیل شده است که برای انقباض تخصیص یافته‌اند. سلولهای ماهیچه‌ای معمولا طویل بوده و توسط بافت پیوندی ([Only registered and activated users can see links] 85%D8%A8%D9%86%D8%AF) به یکدیگر متصلند و ماهیچه‌های بدن را تشکیل می‌دهند. یکی از اختصاصات عمده سلولهای ماهیچه این است که در سیتوپلاسم ([Only registered and activated users can see links] 4%D8%A7%D8%B3%D9%85) این سلولها ، رشته‌های منقبض شونده‌ای وجود دارد و انقباض و انبساط آنها موجب انقباض و انبساط سلول ماهیچه‌ای و در نتيجه بافت ماهيچه اي ميشود:


مكانيسم انقباض عضله مخطط:عضله مخطط دارای سلولهایی به شکل استوانه و بسیار بزرگ به طول 1 تا 40 میلیمتر به پهنای 10 تا 50 میکرومتر است. هر سلول یک میوفیبر خوانده می‌شودكه واجد تعدادی زیادی رشته به نام میوفیبریل است. میوفیبریل از دو نوع رشته تشکیل شده است، رشته‌های ضخیم که از میوزین و رشته‌های نازک که از اکتین بوجود آمده‌اند. هر میوفیبریل از واحدهای تکراری سارکومر تشکیل شده است .هر سارکومر در حال استراحت حدود 2 میکرومتر درازا دارد. مجموعه سارکومرها در هر میوفیبریل به شکل نوارهای تیره و روشن متناوب دیده می‌شوند هر نوار روشن توسط نوار تیره باریکی به نام صفه Z به دو نیم تقسیم می‌شود. در حقیقت فاصله بین دو صفحه Z همان سارکومر است.ترکیب شدن و جابه‌جایی پروتئین‌هایی ([Only registered and activated users can see links]) که در این میوفیلامان‌ها وجود دارند، اساس مولکولی ([Only registered and activated users can see links]) انقباض ماهیچه‌ای و کوتاه شدن سارکومرها را تشکیل می‌دهند. هر یک از میوفیلامان‌های قطورياضخيم که در بخش میانی سارکومر قرار دارند از صدها مولکول پروتئینی به نام میوزین ([Only registered and activated users can see links] 86&action=edit&redlink=1) ساخته شده‌اند. میوفیلامان‌های نازک دارای سه نوع پروتئین‌اند: پروتئین اصلی آن‌ها اکتین ([Only registered and activated users can see links]) نام دارد كه با یون‌های ([Only registered and activated users can see links]) کلسیم ([Only registered and activated users can see links]) (باواسطه مولکولی دیگرکه به آن متصل است)میل ترکیبی شدید دارند و اتصال آن‌ها با یون‌های کلسیم باعث شروع مکانیسم مولکولی انقباض می‌شود. اتصال و انفصال متناوب پل‌های عرضی مولکول‌های میوزین به مولکول‌های اکتین و لغزاندن میوفیلامان‌های نازک بر روی میوفیلامان‌های قطور ( به این ترتیب که سرهای فعال مولکول‌های میوزین با زاویهٔ معینی به مولکول‌های اکتین می‌چسبد ) آن‌ها را مانند یک چرخ دندانه‌دار جابه‌جا می‌کنند. این تغییرات باعث کوتاه شدن سارکومرها و نزدیک شدن خطوط Z ([Only registered and activated users can see links]) به یکدیگر و در نتیجه کوتاه شدن طول ماهیچه می‌شود. در هنگام انقباض ماهیچه، پل‌های عرضی میوفیلامان‌های قطور پس از اتصال به میوفیلامان‌های نازک و حرکت دادن آن‌ها از میوفیلامان‌های نازک جدا شده و دوباره در نقطهٔ دورتری به آن متصل می‌شوند هنگام انقباض سارکومرها کوتاه می‌شوند که این امر ماحصل در هم فرو رفتن رشته‌های میوزین و گذشتن آنها از کنار یکدیگر است. اندازه نوار تیره در این حالت ثابت می‌ماند در حالیکه نوار روشن کوتاه می‌شود.



انقباض عضله تحت تاثیر تحریکات عصبی صورت می‌گیرد. آزاد شدن یون کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی ([Only registered and activated users can see links] 86%D8%AF%D9%88%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C ) باعث شروع انقباض می‌شود. عضلات اسكلتي توسط رشته هاي عصبي قطور وميلين داري بنام نرون هاي حركتي يا موتونرونها عصب دهي مي شوند .محل تماس عصب وعضله،همان محل ارتباط بين نرون حركتي وعضله اسكلتي است.انتهاي عصب در سمتی كه روي عضله اسكلتي قرارميگيرد، تقسيم ميشود(50عدديابيشتر)و پايانه عصبي راتشكيل ميدهد.كه صفحه انتهايي محرك نام دارد.پايانه عصبي دراين صفحات حركتي انتهايي، يك ناقل شيميايي بنام استيل كولين راساخته وذخيره مينمايد.وقتي يك موج ياايمپالس عصبي به صفحه حركتي انتهايي مي رسد،مقداري ازاستيل كولين ترشح وبه گيرنده هاي غشاي رشته عضلاني متصل ميشودونفوذ پذيري آنهارا نسبت به سديم افزايش مي دهند.ودرنتيجه آن سلول عضلاني تحريك ميشود.(دپولاريزاسيون)وموج ايجادشده در سرتاسر تارعضلاني منتشرميشود.
ماهیچه‌ها انرژی شیمیایی ([Only registered and activated users can see links] %B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C&action=edit&redlink=1) مواد غذایی را به انرژی مکانیکی ([Only registered and activated users can see links] D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C) تبدیل می‌کنند، حرکت بدن از انقباض ماهیچه‌ها حاصل می‌شود. انرژی ([Only registered and activated users can see links]) لازم برای این جابه جایی از مصرف آدنوزین تری‌فسفات ([Only registered and activated users can see links] D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%AA ) (ATP) به وسیلهٔ سر فعال میوزین حاصل می‌شود.
پس بطورخلاصه دررابطه با مكانيسم انقباض عضله ميتوان گفت:
عضله اسكلتي ازتارهايي عضلاني تشكيل شده است كه درتمام طول عضله قراردارند. سيتوپلاسم تارعضلاني حاوي ميوفيبريلهايي است شامل فيلامانها ي اكتين وميوزين كه دردرون تاربه موازات يكديگر قرارگرفته اند.بطوريكه فيلامانها ي ميوزين توسط فيلامانهاي اكتين احاطه شده اند.قسمتي از يك ميوفيبريل كه بين دوصفحهzمتوالي قرار دارد،ساركومرناميده ميشود كه واحدعملي وپايه عضله اسكلتي ميباشد.تداخل فيلامانهاي اكتين وميوزين دريك ساركومرباعث ميشودكه ميوفيبريلها نوارهاي تاريك وروشني ايجادكنند. هنگامي كه پتانسيل عمل ازغشاي تارعضلاني عبور ميكند،فيلامانهاي اكتين وميوزين برروي يكديگرميلغزند لذا تارعضلاني كوتاه ميشود.درهنگام استراحت ،فیلامانهای اکتین که به صفحه z متصل شده اندبسیارکم روی یکدیگرقرارمیگیرنددرحالیکه کاملا"فیلامانهای میوزین راپوشانیده اند.درهنگام انقباض ،فیلامانهای اکتین به داخل وبه میان فیلامانهای میوزین کشیده میشوندودراین زمان دوصفحهzمتوالی به همدیگربسیارنزدیکترند.به محض اینکه پتانسیل عمل خاتمه می یابدواکنش میان فیلامانهای اکتین ومیوزین ازبین می رودبطوریکه فیلامانهای درهم فرورفته برروی یکدیگرلغزیده وازهم دورمیشوند.
آتروفی (atrophy): هنگامی‌که عضلات برای مدت طولانی از فعالیت‌شان کاسته می‌گردد به‌تدریج حجم‌شان تحلیل رفته و کوچک می‌شوند که به آن آتروفی می‌گویند.
هایپرتروفی (hypertrophy): هنگامی‌که فعالیت عضلات افزایش می‌یابد سبب افزایش حجم و اندازه سلول‌های عضلانی می‌گردد که هایپرتروفی نام دارد.


سؤالات فصل سوم:
1-تعريف واجزاي بافت استخواني رابنويسيد.
2-تقسيم بندي استخوان ازنظرشكل وساختمان رابيان كنيد.
3-عملكردسيستم اسكلتي راتوضيح دهيد.
4-چگونگي ساخته شدن وبازجذب استخوان راشرح دهيد.
5-نقش استخوان درخونسازي رابنويسيد.
6-اجزاي تشكيل دهنده عضلات وعملكردآنها راشرح دهيد.
7-انواع عضلات رانام ببريد.
8-مكانيسم انقباض عضله مخطط رابيان كنيد.
9-آتروفي وهايپرتروفي عضلات چيست؟
10-مكانيسم تحريك عضله بوسيله سلول عصبي راتوضيح دهيد.

Reza
18th November 2011, 06:20 PM
فصل چهارم
فیزیولوژی سیستم عصبی
اهداف:دانشجودرپايان فصل بايدبتواند:
1-بافت وسلول عصبي
2-كليات عملكرددستگاه عصبي
3-قسمتهاي مختلف نخاع وعملكردهركدام
4-رفلكسهاي نخاعي
5-عملكردقسمتهاي مختلف مغز
6-سيستم عصبي خودكار
7-اعصاب دوازده گانه مغزي
8-كاركردمايع مغزي-نخاعي درسيستم عصبي مركزي
9-الكتروآنسفالوگرام
رابراساس متن طرح درس توضيح دهند.
بافت عصبی مهمترين سيستم ارتباطي بدن:
بافت عصبی کل سیستم عصبی بدن ([Only registered and activated users can see links] B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8+%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%8 6) را شامل می‌شود که از سلولهای عصبی یا نورون ([Only registered and activated users can see links] B5%D8%A8%DB%8C) و سلولهای پشتیبان به نام سلولهای گلیال و یا نوروگلی(داراي اجسام سلولي بسياركوچك واستطاله هاي فراوان كه وظايفي ازقبيل حمايت كردن بافت عصبي،ساختن ميلين،بيگانه خواري ومبادله مواد متابوليكي وگازهاي تنفسي بين خون وسلولهاي عصبي،رابرعهده دارند) تشکیل شده است .سلول عصبی یا نورون واحد ساختمانی و عملکردی دستگاه عصبی است . ویژگی‌های اصلی نورونها تحریک پذیری و تولید تکانه‌های عصبی و انتقال این تکانه است. هر نورون از دو نوع زایده به نام‌های دندریت و اکسون و یک جسم سلولی تشکیل شده است. هسته ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%88%D9%84) حجیم‌ترین قسمت سلول و حاوی عمده ارگانهای سلولی است.دندریتها ، به صورت زوایدی کوتاه و بلند و منشعب و متعدد دیده می‌شوند و گیرنده تحریکات هستند. اکسون زایده‌ای است بلند و منفرد که انتقال تحریک از جسم سلولی به سلولهای سایر بافتها را عهده‌دار می‌باشد . اجسام سلولی نورونها از نظر اندازه بسیار متغیرند و از نظر شکل زاویه‌دار بوده و چند سطحی یا هرمی دیده می‌شوند. نورونها براساس زوایدی که از جسم سلولی نورون منشا می‌گیرند به سه دسته نورونهای چندقطبی ، دوقطبی و یک قطبی تقسیم می‌شوند.رشته هاي عصبي ممكن است داراي پوشش ميلين ويافاقدآن باشند.درالياف ميلين دار دوررشته هاي عصبي باغلافي لوله اي شكل از ميلين پوشيده شده است.اين ماده كه يك تركيب ليپوپروتئيني است به صورت ورقه اي به دور فيبرعصبي مي پيچدوآن رادربر ميگيرد.چنين پوششي معمولا"به فواصل تقريبي هرنيم ميليمتر داراي يك بريدگي است كه در طول رشته عصبي تكرار ميشود. الياف داراي ميلين راالياف سفيدوالياف فاقد ميلين را الياف خاكستري نيز مي نامند.ارتباط يافتن پايانه هاي عصبي را باهمديگرسيناپس ميگويندكه معمولا"ازتماس آكسون يك سلول عصبي به دندريت ياجسم سلول نرون ديگر حاصل ميشود.فضاي ميكروسكپي دوجزء پيش سيناپسي وپس سيناپسي راشكاف سيناپسي مينامند.بارسيدن تحريك عصبي به انتهاي آكسون،وزيكولهاي كوچك حاوي واسطه هاي شيميايي يا نروترانسميتر(استيل كولين يانورآدرنالين)ازجزء پيش سيناپسي به شكاف سيناپسي وارد ميشود وتحريك رابه سلول بعدي انتقال ميدهد.

دستگاه عصبي، اطلاعات را جمع آوري، تحليل، ذخيره و منتقل مي كند. اين دستگاه كاركردهاي حياتي بدن را كنترل مي كند و با جهان خارج تعامل دارد. دستگاه عصبي دو قسمت دارد: دستگاه عصبي مركزي كه مغز و طناب نخاعي را تشكيل مي دهد و دستگاه عصبي محيطي كه از اعصابي تشكيل مي شود كه از مغز و طناب نخاعي منشأ گرفته، به تمام نواحي بدن مي روند. پيام ها به صورت تكانه هاي الكتريكي ظريف، از طريق دستگاه عصبي، از مغز به بقيه بدن و برعكس منتقل مي شوند. مغز تقريباً‌ تمامي فعاليت ها را كنترل مي كند: هم فعاليت هاي آگاهانه مثل حركت هم فعاليت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. همچنين در مورد محيط و وضعيت ساير قسمت هاي بدن اطلاعاتي را دريافت مي كند. براي مثال، اعصابي كه به چشم ختم مي شوند، اطلاعات تصويري را ثبت مي كنند و اعصاب زير سطح پوست، حواسي چون درد را منتقل مي كنند. به علاوه مغز قادر به انجام فرايندهاي پيچيده اي چون يادگيري، حافظه، تفكر و هيجان است و ميتواند بدن را وادار كند كه بر اساس فرايندها عمل كند.




































نخاع به صورت یک استوانه طویل و نازک است و در مقطع آن ماده سفید در بخش خارجی و ماده خاکستری در بخش داخلی‌تر قرار دارد. بخش سفید نخاع از اکسونهایی ساخته شده است که سطوح مختلف نخاع را بهم مربوط می‌سازند و ارتباط نخاع و مغز را تامین می‌کنند. رنگ سفید این بخش به علت وجود میلین در اکسونها است. تارهای عصبی بخش سفید به صورت دسته‌های عصبی قرار گرفته‌اند که برخی از آنها جریانهای عصبی را از مغز به سوی اندامها و برخی دیگر امواج عصبی را از اندامها به سوی مغز می‌برند.راههای بالا رو و پایین رو نخاع یعنی راههایي که پیامهای حسی را به مغز یا پیامهای حرکتی را به عضلات بدن می‌برند به صورت گروههای تارهای عصبی جداگانه در کنار هم در طول نخاع قرار دارند و هر کدام بخشی از بافت نخاع را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال ، هر یک از راههای حسی مربوط به لامسه ، گرما ، سرما ، درد و راههای حرکتی بخش معینی از ماده سفید نخاع را اشغال کرده‌اند.
در مقطع نخاع ، ماده خاکستری که در وسط ماده سفید قرار دارد، تقریبا به شکل حرف H به نظر می‌رسد. یعنی دارای دو نیمه جانبی است که بوسیله یک بخش رابط به یکدیگر مربوطند. رنگ خاکستری این بخش نشانه فقدان میلین و وجود اجسام سلولی نورونها در آن است. در وسط ماده خاکستری مجرای مرکزی نخاع بنام اپانديم قرار دارد. قطر این مجرا در انتهای نخاع ، یعنی در ناحیه مخروط نخاعی بیشتر است. ماده خاکستری در دو طرف مجرای مرکزی نخاع به دو نیمه قدامی و خلفی تقسیم می‌شود که به ترتیب شاخهای قدامی و شاخهای خلفی ، نامیده می‌شوند.اجسام سلولی نورونها در بعضی نواحی ماده خاکستری با هم متجمع شده و هسته‌های بخش خاکستری نخاع را می‌سازند. قسمت جلویی ماده خاکستری نقش حرکتی دارد و نورونهای حرکتی عضلات مخطط اسکلتی و نورونهای حرکتی عضلات صاف احشایی به ترتیب در بخشهای پیشین و پسین آن قرار دارند. پس شاخ شکمی ماده خاکستری ، در مقایسه با شاخ پشتی یک ناحیه حرکتی می‌باشد که حاوی جسم سلولی نورونهای حرکتی سوماتیک است و آکسون آنها از طریق ریشه‌های قدامی نخاع را ترک کرده و به ارگانهای عامل ختم می‌گردند .بخش خلفی ماده خاکستری نخاع عمل حسی دارد و پیامهای آورنده مختلف از نواحی پوستی ، عضلات و احشایی دریافت می‌دارد.درواقع شاخ پشتی ماده خاکستری یک ناحیه حسی است که نورونهای حسی موجود در آن بوسیله سیناپس با رشته‌های حسی وارده به آن اطلاعات دریافت شده از محیط را به سایر قسمتهای نخاع و یا مراکز بالاتر منتقل می‌کنند.
شاخ جانبی:جسم سلولی نورونهای خودكاريا اتونوم در ناحیه میانی ماده خاکستری و قسمتی به نام شاخ جانبی قرار گرفته که آکسون آنها همراه با آکسون نورونهای حرکتی سوماتیک از طریق ریشه‌های شکمی ، نخاع را ترک کرده و در گانگلیونهای اتونوم با نورونهای پس گانگلیونی سیناپس می‌یابند. از نظر هیستولوژیک ، شاخهای پشتی و شکمی حاوی سلولهای گلیال و جسم سلولی نورونها می‌باشند. ولی جسم سلولی موجود در شاخهای پشتی مدور ، کوچک و جسم سلولی موجود در شاخهای شکمی از نوع چند وجهی و بزرگ می‌باشد. از طرف دیگر ، شاخهای پشتی باریک و بلند و شاخهای شکمی ، پهن و کوتاه می‌باشند.ماده سفید نخاع از رشته‌های میلین‌دار و بدون میلین و سلولهای گلیال تشکیل شده‌اند.
انعکاسهای نخاعی
نخاع علاوه بر نقشی که در انتقال پیامهای عصبی به سطوح بالاتر و پایین‌تر دارد، خود مرکز عصبی اعمال بسیاری است که بدون نیاز به پیامهای مغزی ،صورت می‌گیرند. این اعمال انعکاسها یا بازتابهای نخاعی هستند که به واسطه یک مسیر عصبی بنام قوس نخاعی انجام می‌شوند. ساده‌ترین قوس نخاعی که در انعکاسهای تک سیناپسی دیده می‌شود شامل یک نورون حسی و یک نورون حرکتی است که در نخاع با یکدیگر سیناپس می‌کنند. ولی اغلب انعکاسها از نوع چند سیناپسی است که در مسیر عصبی یک یا چند نورون رابط در بین نورونهای حسی و حرکتی وجود دارد. در هر انعکاس نخاعی ، موج عصبی حاصل از تحریکی که بر تار عصبی حسی وارد می‌شود از راه ریشه خلفی به نخاع می‌آید و پس از آنکه به عصب حرکتی منتقل گردید از راه ریشه قدامی نخاع به اندام عمل کننده (عضله یا غده) می‌رسد. مهمترین انعکاسهای نخاعی عبارتند از: انعکاسهای کششی عضلات ، انعکاسهای محافظتی ، انعکاسهای خاراندن ، انعکاسهای نگاهدارنده وحرکتی ، انعکاسهای ایجاد کننده اسپاسمهای عضلانی و انعکاسهای خودکار
دستگاه عصبي مركزي كه متشكل از مغزو نخاع ميباشد، پيام هاي عصبي را تجزيه- تحليل و هماهنگ مي كند .مغز، پيچيده ترين عضو بدن است. بيش از ۱۰۰ ميليارد سلول عصبي و ميلياردها راه عصبي را درخود جاي داده است..مغز تقريباً‌ تمامي فعاليت ها را كنترل ميكند: هم فعاليت هاي آگاهانه مثل حركت ،هم فعاليت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. لايه خارجي (قشر مغز) از بافتي به نام ماده خاكستري تشكيل شده است كه پيام هاي عصبي را توليد و تنظيم مي كند. هر یک ازنواحی قشر حرکتی مغز به بخشی ازبدن اختصاص یافته است .به بیان دیگر،بین قشرحرکتی اولیه وعضلات معین درسراسربدن ،یک ارتباط نقطه به نقطه وجود دارد.کورتکس(قشر) حرکتی اولیه،قطعه باریکی ازقشرمغزاست که به طورمیانگین حدود 2 سانتی مترعرض دارد .این ناحیه بلافاصله درجلوی شیار مرکزی مغزقرارگرفته است (یعنی بخشی ازکورتکس فرونتال است).تحریک هرنقطه ازکورتکس حرکتی اولیه باعث انقباض یکی ازعضلات دربدن میشود.لايه دروني از ماده سفيد تشكيل شده است كه پيام ها را انتقال مي دهد. نخاع، ارتباط بين مغز و بقيه بدن را برقرار مي سازد. راه هاي حركتي كه پيامها را از مغز مي آورند، در طناب نخاعي نزول مي كنند. در حالي كه راه هاي حسي از پوست و ساير اعضاي حسي، از طناب نخاعي بالا رفته، پيام ها را به مغز ميبرند. شبكه اي از اعصاب محيطي به كليه قسمت هاي بدن مي رسد . بزرگترين قمست مغز، مخ است. مخ به دو نيمه (نيمكره) تقسيم مي شود كه به وسيله طنابي از رشته هاي عصبي به نام جسم پينه اي به هم متصل هستند


نیمکره های مغز
لوب پیشانی:بزرگترین لوب می باشد.این ناحیه اعمالی چون تمرکز،حافظه یا ذخیره سازی اطلاعات و عملکردهای حرکتی را کنترل می نماید. لوب آهیانه ای:عمدتا“ دارای مراکز حسی است و نزدیک به ناحیه تاج سر قرار دارد. لوب گیجگاهی: متشکل از گیرنده های شنوایی است. این لوب از منطقه بسیار مهمی به نام تفسیر گر تشکیل شده است که وظیفه آن ایجاد هماهنگی ، بین نواحی شنوایی و بینایی است. لوب پس سری:قسمت خلفی نیمکره مغز است که مسئول تفسیر پیام های مربوط به بینایی است.
.ارتباط مغز با طناب نخاعي از طريق ساقه مغز است كه كاركردهاي حياتي از جمله تنفس را كنترل ميكند.
درست بالاي ساقه مغز، هيپوتالاموس قرار دارد كه ارتباط بين دستگاه عصبي و غدد درون ريز را برقرار مي كند و به تنظيم دماي بدن، خواب و رفتارهاي جنسي كمك مي كند. بصل النخاع مراکز کنترل کننده قلب ، دستگاه تنفس ، بلع و ... را در خود جای داده است .ساختاري در قاعده مغز به نام مخچه، وظيفه تعادل، هماهنگي و شكل دادن به وضعيت بدن را بر عهده دارد. تالاموس :مرکز تقویت و انتقال پیام های عصبی است. این اطلاعات پس از گرد هم آمدن در این مرکز تقویت می شوند و به بخش های مربوطه در قشر مخ فرستاده می شوند.و همچنین در پردازش اطلاعات حسی نقش مهمی دارد .هیپوتالاموس :در زیر تالاموس قرار دارد و همراه بصل النخاع بسیاری از اعمال حیاتی مربوط به فعالیت های بدن مانند تنفس و ضربان قلب را تنظیم می کند و در واقع خود هیپوتالاموس مرکز احساس گرسنگی و تشنگی و تنظیم دمای بدن است و نیز بسیاری از اعمال غده های ترشح کننده هورمون ها را تنظیم می کند.

اعصاب خودکار بدن :
در مقابل آن بخش از سیستم عصبی که الیاف آن به عضلات اسکلتی وارد می شود و به اراده انسان عمل می کند ،بخش مکملی نیز وجود دارد که فعالیت احشا و ترشح غدد و انقباض عضلات صاف را عهده دار است. ایمپالس های حرکتی كه ازمرکز عصبی به بخش های احشایی بدن میرود، با ایمپالس هایی که به عضلات اسکلتی فرستاده می شود ،متفاوتند .این ایمپالس ها که به احشاء بدن می روند،ازطریق دو نوع مختلف ازدستگاه عصبی خودكار به این اندام ها می رسند،كه این دودستگاه عصبی ،سمپاتیک و پاراسمپا تیک نامیده می شوند .عمل سمپاتیک مقابل عمل پاراسمپاتیک است.مثلا“اگرسمپاتیک مردمک چشم راگشادمیکند،پاراسمپاتیک آنراتنگ میکند.یااگرسمپاتیک ضربان قلب راتند میكند ،پاراسمپاتیک آنراکاهش می دهد.این عمل درخصوص فعالیت سایراحشاء مثل فعالیت لوله گوارش ،مثانه،رحم ونظایرآن صدق می کند. جسم سلولی نورونهای اتونوم (خودكار)در ناحیه میانی ماده خاکستری و قسمتی به نام شاخ جانبی قرار گرفته است. اکثرپایه های عصبی سمپاتیک ،نوراپی نفرین ترشح می کنند. نوراپی نفرین، اکثر ساختمان های احشایی راتحریک می کند،اماباعث مهار تعدادکمی ازآنها نیز می شود.درکل،نوراپی نفرین ،قلب واکثرعروق خونی بدن راتحریک می کند تا نیروی انقباضی قلب ومقاومت عروق محیطی ، افزیش یافته وهمراه باآن فشارسرخرگی نیزبالارود.این ماده ازفعالیت لوله گوارش می کاهد ودرنتیخه ،حرکت دودی را آرام می کند . نوراپی نفرین ،مثانه رامهارومردمک را گشاد می کند.کبد رانیزتحریک می کند تاگلوکزآزاد شود .نوراپی نفرین ،میزان متابولیسم تمام سلول های بدن را افزایش می دهد .پایه های عصبی پاراسمپاتیک ،استیل کولین ترشح می کنند.استیل کولین همانندنوراپی نفرین ،برخی اندام هاراتحریک کرده وبرخی دیگر رامهار می کند.درکل استیل کولین قلب وآن دسته ازعروقی راکه عصب گیری پاراسمپاتیک دارند،مهارمی کند ولی عضلات اسفنکترهای مژگانی ومردمک چشم ،ونیزاعمال ترشحی وحرکتی لوله گوارش،مثانه وکیسه صفرا راتحریک می کند.
اعصاب دوازده گانه مغزی :
عصب زوج يك I (عصب بویایی)-عصب زوج دو II (عصب بینایی)-عصب زوج سه III (عصب محرکه چشمی)- عصب زوج چهار IV (عصب قرقره ای) -عصب زوج پنج V (عصب سه قلو): كه خودداراي سه شاخه مي باشد:
1-عصب چشمی 2-عصب فک فوقانی3-عصب فک تحتانی
عصب زوج شش VI (عصب دور کننده )-عصب زوج هفت VII (عصب چهره ای )-عصب زوج VIII هشت (عصب تعادلی شنوایی)-عصب زوج نه IX (عصب زبانی –حلقی )-عصب زوج ده X (عصب واگ)-عصب زوج يازده XI (عصب اکسسوری)-عصب زوج XIIدوازده (عصب زیر زبانی)
مغز به وسيله جمجمه و پرده هايي به نام مننژ محافظت مي شود.
مایع مغزی نخاعی (CSF)
سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان یک ضربه گیر ، سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌نماید و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که عمدتا“ از رگهای خونی شبکه کروئید و به مقدار کمتر از عروق نرم شامه و بافت مغزی نشأت می‌گیرد، بین ۸۰ تا ۱۵۰ میلی‌لیتر متغیر می‌باشد.بخشی ازشبکه کوروئید که درجداربطنهاواقع شده است، مایع مغزی نخاعی راترشح می کند.مایع مغزی نخاعی که ترکیب آن شبیه به پلاسمای خون است، پس ازپرکردن تمام بطنهاوکانال اپاندیم ازطریق سه منفذکه در سقف بطن چهارم وجود دارد، مازادآن به اطراف سیستم عصبی مرکزی تراوش می کندواین سیستم را ازبیرون نیز دربرمی گیرد .
v EEGثبت فعاليت های الکتریکی مغز می باشد، که با استفاده از چند ین الکترود از روی پوست سر اخذ می گردد .اين كاربوسيله دستگاهي بنام الكتروآنسفالوگرام انجام مي شود.
سؤالات پايان فصل چهارم:
1-بافت عصبي وسلول عصبي راشرح دهيد.
2-كليات عملكرددستگاه عصبي رابيان كنيد.
3-اجزاي نخاع وعملكردهرقسمت آنرابنويسيد.
4-رفلكسهاي نخاعي راشرح دهيد.
5-عملكردقسمتهاي مختلف مغزرابيان كنيد.
6-سيستم عصبي خودكارراتوضيح دهيد.
7-اعصاب دوازده گانه مغزي رابنويسيد.
8-كاركردمايع مغزي-نخاعي درسيستم عصبي مركزي چيست؟
9-الكتروآنسفالوگرام راتوضيح دهيد.

Reza
18th November 2011, 06:21 PM
فصل پنجم
فيزيولوژي دستگاه گردش خون
مقدمه: یاخته‌های بدن پیوسته در حال فعالیت اند و برای ادامه حیات و فعالیت خود موادی را می‌سوزانند و مواد دیگری را دفع می‌کنند. قلب يك عضو توخالي و عضلاني است كه تقريباً در هر دقيقه يك بار و در مواقع ورزش با سرعت بيشتر، همه خون بدن تقريبا (۵ ‌ليتر )را به سراسر بدن پمپ مـي كند. خون در داخل شبكه اي از رگها كه به تـمام قسمت هاي بدن مي رسد جريان دارد .دستگاه گردش خون و لنف شامل ، خون ، قلب و رگهاست. دستگاه قلبي ـ عروقي وظيفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اكسيژن و مواد غذايي را به بافت هاي بدن حمل مي كند و مواد زايد را از آنها مي گيرد. دستگاه گردش خون به گردش بزرگ يا سيستميك و گردش ريوي تقسيم مي‌گردد. چون گردش سيستميك جريان خون تمام بافتهاي بدن به استثناي ريه‌ها ([Only registered and activated users can see links]) را تامين مي‌كند به كرات گردش بزرگ يا گردش محيطي نيز ناميده مي‌شود. خون، بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسمای خون شناورند.خون ۷ الی ۸ درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط ۵ لیتر می‌باشد. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی عامل اصلی توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. عمل دستگاه گردش خون بر آوردن نيازهاي بافتها است.
الف-فيزيولوژي قلب
اهداف:ازدانشجوانتظارمي روددرپايان فصل براساس طرح درس بتواند:
1-عملكردقسمتهاي مختلف قلب
2-مكانيسم انقباض عضله قلب
3-عملكردسيستم هدايتي قلب
4-عصب دهي عضله قلب
5-چگونگي ثبت الكتريكي عضله قلب
راشرح دهد.
قلب عضوي مخروطي شكل است كه درون آن حفراتي وجودداردويك ديواره مياني وعمودي آنرابه دوقسمت راست وچپ تقسيم ميكندكه ماننددوپمپ جداگانه قلب راست وچپ را تشكيل و خون رابه اندامهاي محيطي پمپاژ ميكنند.هركدام از حفرات راست وچپ توسط ديواره هاي افقي به دو قسمت بالايي (دهليز)وپاييني(بطن) تقسيم ميشوند.بين دهليز وبطن ،دريچه يكطرفه اي وجودداردكه اجازه عبورخون از دهليزبه بطن راميدهد وازحركت عكس آن جلوگيري ميكند.دريچه بين دهليزوبطن راست راسه لتي ياتريكوسپيدودريچه بين دهليزوبطن چپ راميترال مينامند. انتهاي فوقاني بطن راست توسط دريچه اي يكطرفه به نام دريچه پولمونر به سرخرگ ريوي متصل ميشو كه اجازه عبورجريان خون رادرهنگا م انقباض بطن(سيستول) ازبطن به شريان ريوي ميدهد.مشابه اين دريچه درقلب چپ بين بطن چپ وسرخرگ آئورت،بنام دريچه آئورت وجوددارد كه درهنگام سيستول باعث پمپاژ خون بداخل سرخرگهاميشود واين دريچه هاازبرگشت خون درهنگام انبساط بطن(دياستول) به داخل بطن جلوگيري ميكنند. قسمت راست قلب , خون‌هایی را که از سیاهرگ‌های تمام بدن می‌آید را گرفته و به سمت شش‌ها ([Only registered and activated users can see links]) تلمبه می‌کند تا اکسیژن شش‌ها بتوانند وارد این خون شوند،که به آن گردش ششی یا کوچک می گویند. قسمت چپ قلب , خونی را که از شش‌ها بیرون می‌شود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمت‌های بدن می‌‌فرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید که به آن گردش بزرگ یا عمومی می گویند.دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشکیل شده که خون تیره و روشن در آنها جریان دارد. قلب به صورت تلمبه‌ای قوی خون روشن را از راه سرخرگ ([Only registered and activated users can see links]) آئورت ([Only registered and activated users can see links]) و سرخرگ ششی ([Only registered and activated users can see links] %B4%D8%B4%DB%8C&action=edit&redlink=1) به بدن می‌فرستد و از طرفی سیاهرگهای اجوف فوقانی و تحتانی خون تیره را از بدن به قلب بر می‌گردانند. قلب از چهار حفره تشکیل شده‌است. دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالایی را دهلیز ([Only registered and activated users can see links]) و دو حفره پایینی را بطن ([Only registered and activated users can see links]) می‌گویند. بطن باعث به حرکت درآمدن خون در بدن می‌شود و اگر بطن از انقباض بیفتد خون از گردش خواهد ایستاد. شکل قلب شبیه مخروطی است که قاعده آن در بالا و نوک آن در پایین در انتهای بطن‌ها است. در موقع ضربان دو دهلیز با هم منقبض می‌شوند و بعد از مدت نسبتاً کوتاهی دو بطن منقبض می‌شوند. بعد از این انقباض توقف بیشتر و طولانی تری وجود دارد که به منزلة استراحت قلب ([Only registered and activated users can see links]) است. مدت انقباض بطن‌ها در افراد بالغ 3/0 ثانیه و مدت انبساط آنها 5/0 ثانیه طول می‌کشد. روی هم رفته یک دوره کامل قلبی 8/0 ثانیه طول می‌کشد بنابراین در هر دقیقه تقریباً 72 دورة قلبی صورت می‌گیرد و این رقم را تعداد ضربان قلب گویند.اصطلاح تاكيكاردي به معناي تندشدن ضربان قلب،معمولا"دربزرگسالان به صورت ضربان بيش از100باردردقيقه تعريف مي شود.براديكاردي به معناي كندي ضربان قلب،معمولا"به صورت ضربان كمتراز60باردردقيقه تعريف مي شود.يك دوره ياسيكل قلبي ازدوقسمت عمده تشكيل ميشودكه هردوقسمت عمده دوره قلبي به اتفاقاتي اطلاق ميشود كه در بطن ها رخ مي دهند:
1-دوره استراحت بطني كه دياستول ناميده مي شودوحدودنيم ثانيه طول مي كشد.دراين زمان ، بطنهاازخون پر ميشوند.
2-دوره انقباض بطني وتخليه خون كه سيستول نام دارد.وحدوسه دهم ثانيه طول مي كشد.بنابراين هنگامي كه سرعت ضربان قلب ،طبيعي وحدود72ضربه دردقيقه است،كل دوره قلبي حدودهشت دهم ثاتيه طول مي كشد.اتفاقات مهمي كه درهنگام تبديل دياستول به سيستول صورت ميگيرند،عبارتنداز :بسته شدن دريچه هاي دهليزي –بطني(ميترال وسه لتي)كه باعث ايجادصداي اول قلب مي شود.و سپس بازشدن دريچه هاي آئورتي وريوي.درخاتمه انقباض بطن ها،دريچه هاي آئورتي وريوي بسته مي شوند.وصداي دوم قلب راايجادمي كنند.وبدين ترتيب ازبازگشتن خون ازآئورت به داخل بطن جلوگيري مي شود.اتفاق ديگربازشدن دريچه هاي دهليزي –بطني(ميترال وسه لتي)وورودخون ازدهليزبه بطن است.
سلولهاي عضله قلب درلايه هايي ترتيب يافته اند كه كاملا" به دورحفرات قلب پيچيده اند.وقتي جدارحفرات قلبي منقبض ميشود، برخوني كه داخل حفرات قراردارد، فشاروارد مي آورد وخون رابه جلو مي راند. سلولها ي عضله قلبي مخطط بوده وفيلامانهايي حاوي اكتين وميوزين دارند كه بسيار شبيه فيلامانهاي عضله اسكلتي است وطي روندانقباض به داخل يكديگر ميلغزند.انقباض عضله قلبي شبيه انقباض عضلات ديگراست وتوسط دپولاريزاسيون غشاء سلولي وانتشار پتانسيل عمل(كه ازسلولي به سلولهاي ديگر گسترش مي يابد)آغاز ميشود.كه به سبب افزايش ناگهاني درنفوذپذيري به سديم ايجادميشود.وتعدادزيادي ازيونهاي سديم به داخل رشته عضلاني وارد ميشوند.پس از كانالهاي سريع سديمي،كانالهاي كلسيمي آهسته نيزباز مي شوند. وبراي چنددهم ثانيه بازباقي مي مانند. كه اين امر سبب طولاني مدت شدن دپولاريزاسيون مي گردد.هنگامي كه نفوذپذيري نسبت به يونهاي كلسيم وسديم به وضعيت اصلي خودبازميگرددوكانالهاي كلسيمي بسته مي شوند،رپولاريزاسيون صورت ميگيرد.قلب به يك سيستم تخصص يافته مجهزشده است كه انقباض ريتميك قلب راآغاز كرده وبه سرعت پيامهارابه كل قلب انتقال ميدهدوبنابراين، انقباض آنراكنترل ميكند.دپولاريزاسيون ابتدايي درگروه كوچكي ازسلولهاي تخصص يافته قلبي بوجود مي آيدكه اين سلولهادرمجموع گره سينوسي –دهليزي ناميده ميشود.
سيستم هدايتي قلب(قسمتي ازعضله تخصص يافته قلب) مشتمل است بر:
1-گره سينوسي-دهليزي كه در ديواره دهليزراست،دقيقا"درسمت راست دهانه وريد اجوف فوقاني قراردارد.اين گره تكانه هاي الكتريكي ريتميك رابصورت خودبخودتوليدميكند.كه البته درتمام جهات درعضله دهليزي منتشر ميشوندوموجب انقباض عضله ميگردند.اين گره معمولا"به عنوان ضربان ساز ياpacemaker ناميده ميشود.
2-گره دهليزي-بطني كه برروي بخش تحتاني ديواره بين دهليزي،دقيقا"دربالاي محل اتصال يكي از سه لت دريچه سه لتي(لت سپتال)قراردارد.تكانه قلبي ازاين گره به سوي بطنهاهدايت ميشود.
3-دسته دهليزي-بطني يادسته هيسbandle of hisكه ميوكارد دهليزهارابه ميوكاردبطنها مرتبط ميكند.وتكانه قلبي ازطريق آن ازدهليزها به بطنها ميرسد.ازمحل دريچه سه لتي به ديواره بين دوبطن Septal Branch وازآنجابه دوشاخه راست وچپ به هردوبطن ميرودوباعث انقباض بطنها ميشود.
4- شبكه زيرآندوكاردي الياف پوركنژكه درسرتاسرقلب انتشاردارند.رشته هاي پوركنژ،سلولهاي تغييريافته عضله قلبي هستندكه اجازه مي دهندتايك ايمپالس به سرعت به كل توده عضله قلبي گسترش يابد.دربطن ها رشته هاي پوركنژ،ايمپالس راباسرعتي حدود2متربرثانيه هدايت مي كنند. كه4تا6برابر سرعت درعضله قلبي است.اين هدايت سريع اجازه مي دهدتابه جاي اينكه يك قسمت زودترقسمتهاي ديگر منقبض گردد،تمام قسمتهاي عضله بطني تقريبا"دريك زمان منقبض شوند. اين امرموجب پمپاژقوي ومؤثر خون توسط قلب مي شود. ويژگي خاص سلولهاي قلبي منجر ميشود تا هدايت امواج از يك سلول به سلول بعدي بسرعت انجام گيرد و اين به خاطر مقاومت كم ( Low Resistance ) در سلولهاي عضلاني قلب ميباشد .
عصب دهي به قلب:قلب الياف سمپاتيك وپاراسمپاتيك راازطريق شبكه اي واقع درزيرقوس آئورت دريافت ميكند.مبدأالياف سمپاتيك،بخشهاي گردني وسينه اي فوقاني تنه هاي سمپاتيك نخاع است.الياف پاراسمپاتيك ازاعصاب واگ(دهمين زوج عصبي مغز)جداميشوند.الياف سمپاتيك به سيستم هدايتي قلب وبه شريانهاي كرونرختم ميشوند.وفعال شدن اين اعصاب،سرعت ضربان قلب وقدرت انقباضي عضله قلبي وشريانهاي كرونرراافزايش ميدهند والياف پاراسمپاتيك نيزضمن طي نمودن همان مسيربرعكس سيستم سمپاتيك سرعت ضربان قلب راكاهش ميدهد.
































ثبت تغييرات جريان الكتريكي قلب
الكتروكارديوگرافي ،ثبت گرافيكي فعاليت هاي الكتريكي قلب است . الكتروكارديوگرافي يكي از ساده‌ترين روش‌هاي تشخيصي براي بيماري‌هاي قلبي است كه قدمتي بيش از يكصد سال دارد. اين سيستم كه به سيستم ضربان‌نگار قلب معروف است، جريان الكتريكي توليد شده توسط ماهيچه قلب را در طول هر ضربان قلب مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داده و براساس آن اطلاعاتي را درباره وضعيت قلب و چگونگي عملكرد آن ارائه مي‌دهد.





نوار قلب ([Only registered and activated users can see links]) يا ECG


نوار الكتروكارديوگرافي داراي سه موج P ‚ QRS ‚ T ميباشد . موجp مربوط به دپولاريزاسيون وانقباض دهليزها ميباشد.كمپلكس QRS مربوط به دپولاريزاسيون وانقباض بطن ها(سيستول) وموج Tمربوط به رپولاريزاسيون ودياستول(انبساط) قلبميباشد . بايدبه اين نكته تأكيدكنيم كه الكتروكارديوگرام ،تغييرات پتانسيل غشاء دريك سلول عضلاني قلب راثبت نمي كند،بلكه برايند فعاليت الكتريكي چندين سلول است.



سؤالات پايان فصل پنجم(الف):
1-عملكردقسمتهاي مختلف قلب رابنويسيد.
2-مكانيسم انقباض عضله قلب راشرح دهيد.
3-عملكردسيستم هدايتي قلب راتوضيح دهيد.
4-عصب دهي عضله قلب چگونه است؟
5-چگونگي ثبت الكتريكي عضله قلب رابيان كنيد.



























ب:فيزيو لوژ ي عروق خوني
اهداف:ازدانشجوانتظارميرود راساس متن طرح درس درپايان فصل بتواند:



1-چگونگي گردش خون درعروق
2-مقدارخون درقسمتهاي مختلف گردش خون
3-مساحت سطح مقطع وسرعت جريان خون
4-چگونگي كنترل عصبي فشارخون
5-ميزان فشارخون طبيعي
6-كنترل كننده هاي فشارسرخرگي
راتوضيح دهد.
خون در داخل شبكه اي از رگ ها كه به تـمام قسمت هاي بدن مي رسد، جريان دارد. سرخرگ ها، ديواره اي ضخيم، عضلاني و كشسان دارند تا بتوانند در برابر فشار بالاي خوني كــه از قلب به بيرون پمپ مي شود، مقـاومت كنند. سياهرگ ها، خون را بـه قلب باز مي گردانند. آنهـا ديواره اي نازك تر دارند كه به راحتي كشيده مي شود و به آنها اجازه مي دهد كه گشاد شود و در زمان استراحت بدن، مقدار زيادي خون را در خود نگه دارند. سطح داخلي بسياري از سياهرگ ها، چين هايي دارد كه به عنوان دريچه هاي يك طرف عمل مي كنند و مانع از عبور خون در مسير نادرست مي شوند. سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ هاي ريوي و در نتيجه ريه ها و سمت چپ قلب خون را به آئورت و سراسر بدن پمپ مي كند. مدار ريوي، خون بدون اكسيژن را به ريه مي برد كه در آنجا از طريق يك شبكه مويرگي، اكسيژن جذب و دي اكسيد كربن (يك گاز دفعي) آزاد ميشود؛ سپس خون اكسيژن دار شده به قلب برمي گردد. جريان عمومي، خون اكسيژن دار را به بافت هاي بدن مي برد كه در آنجا از طريق جدار مويرگ ها، اكسيژن و موادغذايي آزاد مي شود، دي اكسيد كربن و ساير محصولات دفعي از بافت وارد خون مي شوند و خون بدون اكسيژن به قلب باز مي گردد .دیواره رگهای خونی به جز دیواره مویرگها از نظر ساختمانی از سه لایه داخلی ، میانی و خارجی تشکیل شده است.خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع می‌گردند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک ، شریانچه‌ها را بوجود می‌آورند و شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند. مبادله مواد بین خون و سلولهای اندامهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد. پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچه‌ها منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمی‌گردد.عمل شريانها ([Only registered and activated users can see links]) حمل خون تحت فشار زياد به بافتها است. به اين دليل شريانها داراي جداره‌هاي قوي بوده و خون در آنها با سرعت زياد جريان مي‌يابد. شريانچه‌ها يا آرتريولها آخرين شاخه‌هاي كوچك سيستم شرياني بوده و به عنوان سوپاپهاي كنترل كننده عمل مي‌كنند كه خون ([Only registered and activated users can see links] 88%D9%86) از طريق آنها به داخل مويرگها ([Only registered and activated users can see links]) آزاد مي‌شود. آرتريول يك جدار عضلاني قوي دارد كه قادر است آرتريول را بطور كامل ببندد و يا به آن اجازه دهد كه تا چندين برابر گشاد شود و به اين ترتيب داراي توانايي تغيير دادن عظيم ميزان جريان خون به مويرگها در جواب به نيازهاي بافت‌هاست. عمل مويرگها تبادل مايع ، مواد غذايي ، الكتروليتها ، هورمونها و مواد ديگر بين خون و مايع بافتي است. براي انجام اين نقش ، جدار مويرگها بسيار نازك و نسبت به مواد با مولكولهاي كوچك نفوذپذير است.مويرگ ها تبادل مواد بين خون و مايع ميان بافتي را تأمين مي کنند. ديواره مويرگ ها نفوذ پذيري زيادي دارد. وريدچه‌ها ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84+%D8%A2%D9%86) يا ونولها (Venules) خون را از مويرگها جمع كرده و به تدريج به يكديگر مي‌پيوندند و به تدريج وريدها بزرگتري را تشكيل مي‌دهند. وريدها به عنوان معبري براي بازگرداندن خون از بافتها به قلب عمل مي‌كنند. اما عملكرد آنها به عنوان يك منبع ذخيره عمده خون به همان اندازه اهميت دارد. قطر سياهرگها بيشتر از سرخرگ ها و ديواره آنها کم مقاومت است. باقي مانده فشار سرخرگي، فشار منفي قفسه سينه، فشار ناشي از پايين آمدن ديافراگم و حرکات موزون ماهيچه ها که به سياهرگ هاي مجاور خود اثر مي گذارند، باعث جريان يافتن خون در سياهرگ مي شوند.
مقدار خون در قسمتهاي مختلف گردش خون :بيشترين مقدار خون موجود در گردش خون در وريدهاي سيستميك جاي دارد. تقريبا 84 درصد حجم كل خون بدن در گردش بزرگ قرار دارد. به اين ترتيب كه 64 درصد در وريدها ، 13 درصد در شريانها و 7 درصد در آرتريولها و مويرگهاي سيستميك جاي دارد. قلب محتوي 7 درصد خون ، رگهاي ريوي محتوي 9 درصد خون هستند. موضوع بسيار تعجب آور حجم كم خون در مويرگهاي گردش خون بزرگ است. با اين وجود در اين قسمت است كه مهمترين عمل گردش بزرگ يعني انتشار مواد بين خون و مايع بين سلولي و بالعكس انجام مي‌شود.
مساحت سطح مقطع و سرعت جريان خون
هرگاه تمام رگهاي گردش سيستميك از يك نوع در كنار هم قرار داده شوند مساحت سطح مقطع تقريبي كل آنها به قرار زير خواهد بود: به سطح مقطع بسيار زياد وريدها نسبت به شريانها كه بطور متوسط چهار برابر سطح مقطع شريانهاي مربوطه است توجه كنيد اين موضوع انبار شدن زياد خون در سيستم وريدي را در مقايسه با شريانها توجيه مي‌كند.
بافت ([Only registered and activated users can see links] AF%D9%86)
مقدار خون
آئورت


شريانهاي كوچك


آرتريولها


مويرگها ([Only registered and activated users can see links])


ونولها ([Only registered and activated users can see links] F)


وريدهاي كوچك ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84+%D8%A2%D9%86)


وريدهاي بزرگ ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84+%D8%A2%D9%86)





.

































کنترل عصبی فشارخون : روشی که بوسیله آن سیستم عصبی دستگاه گردش خون را تنظیم می‌کند، تقریبا بطور کامل از طریق سیستم عصبی خود كار است.اگر چه سیستم عصبی پاراسمپاتیک نقش فوق‌العاده مهمی در سایر اعمال خود مختار بدن دارد، فقط بخش کوچکی در تنظیم گردش خون بازی می‌کند. تنها اثر واقعا" مهم گردش خونی آن در کنترل تعداد ضربان قلب از راه فیبرهای پاراسمپاتیک است. تحریک پاراسمپاتیک موجب یک کاهش بارز در تعداد ضربان قلب و یک کاهش مختصر در قدرت انقباضی عضله قلب می‌شود.
مهمترین بخش سیستم عصبی خودكار برای تنظیم گردش خون ، سیستم عصبی سمپاتیک است. تمام رگها به استثنای مویرگها ، فیبرهای عصبی سمپاتیک دریافت می‌کنند. عصب‌گیری شریانهای کوچک و آرتریولها به تحریک سمپاتیک اجازه می‌دهد تا مقاومت این رگها را افزایش داده و از این راه موجب کاهش جریان خون در بافتها شود. عصب‌گیری رگهای بزرگ و مخصوصا وریدها ، تحریک سمپاتیک را قادر می‌سازد تا حجم این رگها را کاهش داده و در نتیجه ، حجم سیستم گردش خون محیطی را تغییر دهد. این امر می‌تواند خون را به داخل قلب تغییر محل دهد و از این راه نقش عمده‌ای در تنظیم سیستم قلبی – عروقی بازی می‌کند
اعصاب سمپاتیک حاصل تعداد عظیمی از فیبرهای تنگ کننده رگی و فقط تعداد معدودی فیبرهای گشاد کننده رگی هستند. فیبرهای تنگ کننده به تمام قسمتهای گردش خون توزیع می‌شوند. توزیع این فیبرها در کلیه‌ها ، دستگاه گوارشی ، طحال و پوست قوی بوده و در مغز و عضلات اسکلتی ضعیف‌تر است. تقريبا" درتمام بدن رشته هاي عصبي سمپاتيك به درون آرتريولها وارد ميشوند.اين رشته ها،نوراپي نفرين آزاد مي كنندكه روي گيرنده هاي آلفاآدرنرژيك درعضلات صاف عروق اثرگذاشته وباعث تنگ شدن رگ وكاهش جريان خون مي شود.برعكس كاهش تحريك سمپاتيك آرتريولهاراشل كرده وجريان خون بافت راافزايش مي دهد.
در ماده مشبک بصل‌النخاع و یک سوم تحتانی پل مغزی ،ناحیه‌ای موسوم به مرکز وازوموتور قرار دارد. این مرکز ایمپالسهای پاراسمپاتیکی اعصاب پاراسمپاتیک را به قلب و ایمپالسهای سمپاتیکی را از طریق نخاع و فیبرهای تنگ کننده رگی سمپاتیکی، به تمام رگهای خونی بدن می‌فرستد و موجب تنگ شدن رگها و افزایش فشار خون شریانی می‌شود. علاوه بر فیبرهای عصبی سمپاتیک که به رگهای خونی می‌روند فیبرهای سمپاتیکی دیگری نیز به قلب می‌روند. تحریک سمپاتیک بطور بارزی فعالیت قلب را افزایش می‌دهد. به این معنی که هم تعداد ضربان قلب و هم قدرت تلمبه زدن آن را زیاد می‌کند.
فشارخون طبيعي:
در هرضربان قلب تقريبا"70سي سي خون بداخل آئورت تخليه مي شود كه بنام برون ده ضربه اي نام دارد. درنتيجه سرخرگها درهنگام سيستول به شدت گشادميشوندودرهنگام دياستول نيروي ارتجاعي آنها موجب مي شودتاخون ذخيره شده دردرخت سرخرگي،درعروق گردش سيستميك وبه سمت سياهرگ به سرعت به جلوبرودبنابراين درهنگام سيستول فشارآئورت تابالاترين حدممكن كه فشارسيستولي است بالا مي رود ودرانتهاي دياستول تاپايين ترين حدخود يعني فشاردياستولي پايين مي آيد.دريك فردبزرگسال سالم فشارسيستولي تقريبا" 120ميلي متر جيوه وفشاردياستولي80كه به صورت80/120نوشته مي شود.دوعامل مهم در افزايش فشارخون عبارتنداز:1-افزايش حجم ضربه اي قلب 2-افزايش مفاومت عروق محيطي (معمولا" به علت تصلب شرائين).آرتريولها ظرفيت بالايي درتغييرمقاومت دارند كه اين كاررابه وسيله افزايش وياكاهش قطرخود صورت مي دهند. جدارآرتريولها بسيارعضلاني است ومي تواند به مكانيسمهاي تنگ كننده (عصبي،هورموني وموضعي )پاسخ دهند. در بيشتربافتها جريان خون بصورت خودتنظيم است( مانندعضلات –پوست-مغز-قلب-ريه واحشاء شكمي) وباعث ميشودكه دفع موادزايد ازآن بافت باميزان فعاليت آن هماهنگ شود.بدين ترتيب در هنگام فعليت بيشترآن عضو،جريان خون آن زياد ودر هنگام استراحت كم ميشود.
كنترل كننده هاي فشار سرخرگي شامل:
1-بارورسپتورهاياگيرنده هاي ويژه كه درجدار برخي عروق بزرگ مانندكاروتيدياآئورت هستند
2-گيرنده هاي شيميايي درمغز(كه به2COحساسند)
3-كنترل هورموني فشارسرخرگي شامل: الف-تحريك بخش مركزي غده فوق كليوي توسط سمپاتيك وآزادشدن نوراپي نفرين واپي نفرين به داخل خون كه خودسبب تحريك سمپاتيك عروق ميشود..ب-سيستم رنين،آنژيوتانسين،آلدوسترو ن، بدين صورت كه باكاهش فشارخون، سلولهاي ژوگستاگلومرولي كليه، تحريك ميشوند وسبب تبديل رنين به آنژيوتانسين شماره يك ميشود وآن هم توسط آنزيم تبديل كننده تبديل به آنژيوتانسين شماره دو ميشود،كه يك تنگ كننده قوي سرخرگ ميباشد. ضمن تنگ شدن عروق، آلدوسترون نيزترشح ميشود كه باعث احتباس بيشترآب والكتروليت توسط كليه ميشود.ج-افت شديد فشارخون سبب آزادشدن هورمون وازوپرسين ياADHمي شود كه بااثرمستقيم روي عروق خوني سبب تنگ شدن آنهاشده ودفع كليوي آب رانيزكاهش ميدهد.درنهايت حجم خون افزايش وفشارخون به حالت طبيعي برميگردد.
سوالات پايان فصل پنجم(ب):
1- -چگونگي گردش خون درعروق راشرح دهيد.
2-مقدارخون درقسمتهاي مختلف گردش خون رابنويسيد.
3-مساحت سطح مقطع وسرعت جريان خون درعروق رابنويسيد.
4-چگونگي كنترل عصبي فشارخون رابيان كنيد.
5-ميزان فشارخون طبيعي رابنويسيد.
6-كنترل كننده هاي فشارسرخرگي كدامند؟

Reza
19th November 2011, 08:46 PM
اینم جزوء فصل 6 فیزیولوژی تنفس

فصل 7 فیزیولوژی دستگاه گوارش

فصل 8 فیزیولوژی دستگاه ادراری و تناسلی

فصل 9 فیزیولوژی چشم

فصل 10 فیزیولوژی گوش

دانلود ([Only registered and activated users can see links])