heart break kid
21st January 2012, 03:15 AM
پادشاهی شاپور یكم (270 - 240 م.) فرزند اردشیر پاپكان - بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی - از اواخر سلطنت پدرش و در زمان حیات وی آغاز شده بود؛ چرا كه اردشیر در حدود سال 240م. با مشاهدهی توانمندیها و شایستگیهای برجستهی وی، سلطنت را شخصاً به پسرش واگذاشته بود. شاپور در آغاز شهریاری خویش، حدوداً چهل سال داشت.
شاپور حكومتی را از پدر به ارث برد كه تشكیلات پارتی هنوز در آن برقرار، ولی تجدید سازمانیافته به شیوهای تمركزگرا، اما بدون حذف نظام كمابیش فئودالی آن بود. اینك شاهنشاهی ساسانی با داشتن سپاهی كارآزموده و ورزیده از فتوح نخستین اردشیر، بر قدرتی كامل استوار بود. بنابراین شاپور از همان آغاز كار، توجه خود را به امور و مسائل خارج از كشور معطوف داشت. در این زمان، دولت روم، همچنان دشمن و هماورد دیرین ایران بود و تنشهای جاری میان این دو كشور، نبرد ایران و روم را ناگزیر ساخته بود. چنین بود كه «گوردیانوس» - امپراتور روم - لشكركشی گستردهای را برضد دولت ساسانی ترتیب داد و در سوریه با سپاه ایران رویارو شد. اما شاپور دلیرانه سپاه روم را در هم شكست و گوردیانوس نیز كشته شد و شمار فراوانی از رومیان به اسارت درآمدند (244م.). با كشته شدن امپراتور، فیلیپ (معروف به فیلیپ عرب) خود را امپراتور جدید روم خواند و سراسیمه و شتابناك از شاپور درخواست صلح كرد و غرامت هنگفتی را به این منظور و برای آزادی اسیران رومی، به پادشاه ایران پرداخت و تعهد نمود كه روم در امور ارمنستان مداخلهای نكند.
پس از این وقایع، شاپور متوجه مرزهای شرقی ایران شد و دولت ثروتمند «كوشان» را كه منشأ تنشهای بسیاری در این ناحیه بود، فروگرفت و پیشاور و جلگهی سند را تصرف كرد و با عبور از هندوكش، بلخ را فتح كرده، از آمودریا گذشت و وارد سمرقند و تاشكند شد. بدین ترتیب، پادشاهی كوشان منقرض گردید و چیرگی دولت ساسانی بر مناطق ثروتخیز و راهبردی ماوراءالنهر، برقرار شد. شاپور چندی نیز متوجه قفقاز شد و توانست گرجستان و آلبانیای قفقاز را فرمانبردار خود سازد.
مسألهی ارمنستان بار دیگر ایران و روم را به درگیری دیگری كشاند چرا كه روم با وجود تعهد به عدم مداخله، در صدد بسط و توسعهی نفوذ خود در ارمنستان برآمده بود و از سوی دیگر، امپراتور وقت روم - گالیوس - از پرداخت باقی ماندهی غرامتی كه فیلیپ متعهد آن شده بود، خودداری نموده بود.
شاپور در سال 252م. ارمنستان را فتح كرد و در همان سال یا سال بعد، به نبرد با رومیان شتافت و در سوریه شصت هزار تن از سربازان رومی را تارومار ساخت و با ادامهی جنگ در سالهای بعد، توانست شهرهای بسیاری را در سوریه و كاپادوكیه، از جمله انتاكیه و دورا-اوروپوس را فتح كند (256م.). والرین - امپراتور وقت روم - كه مرزهای خود را این چنین در معرض تاخت و تاز شاپور میدید، به سوی ایران لشكر كشید اما سرانجام در نزدیكی Edes (اورفای كنونی در تركیه) محاصره گردید و خود و هفتاد هزار تن از نیروهایاش - شامل سربازان، صاحب منصبان، سناتورها و سرداران - به اسارت ایرانیان درآمدند. این تعداد اسرای رومی سپس در پارس، خوزستان، آسورستان و پارت سكونت داده شدند و از معماران و مهندسان و صنعتگرانی كه در میانشان بود، برای ساخت بناها و تأسیسات عام المنفعهای مانند پلها و سدها و جادهها استفاده شد؛ كه امروزه بسیاری از این بناها، به ویژه در خوزستان باقی است.
لشكر فاتح شاپور پس از بازگشت از سوریه، مورد هجوم پادشاه عرب پالمیر (Palmyr) قرار گرفت و آسیبهایی دید اما این رویداد، چیزی از ارزش پیروزیهای سپاه ایران نكاست. شاپور برای جاودانه ساختن یادوارهی پیروزیهای خود، فرمان داد تا در پنج نقطه از استان فارس، چیرگیاش را بر رومیان، بر صخرهها نقش كنند.
پیروزهای پیاپی شاپور بر دشمنان خارجی و به ویژه سه امپراتور روم، قدرت و وسعت كلانی به شاهنشاهی نوپای ساسانی بخشید و منزلت و حیثیتی والا برای وی به همراه آورد؛ چنان كه شاپور برای نخستین بار، خود را «شاهنشاه ایران و انیران (= غیر ایران)» خواند تا چیرگیاش را بر سرزمینهایی فراتر از مرزهای ایران، نمایان سازد. شاپور به عنوان رهبری بزرگ، به آرمانهای پدرش در زمینهی اصلاح سازمان داخلی كشور نیز تحقق بخشید و در عین حال كه سازمان اداری اشكانیان را همچنان حفظ كرد، در جهت تمركز و وحدت ***** ساسانی تلاشهایی كرد. او با داشتن افكاری والا و ترقیخواه، فرمان داد آثار متعددی از دانشمندان یونان و هند در زمینههای گوناگون - اعم از طب و ستارهشناسی و فلسفه و غیره - به زبان پهلوی برگردانده شود. با آن كه شاپور كوشیده بود تا نهادهای زرتشتی متعددی را در اقصا نقاط كشور برپا سازد، اما در روزگار او - همچون مقاطعی دیگر در تاریخ ساسانیان - آزادی نسبی مذهبی در ایران برقرار بود و از جمله مانی پیامآور ایرانی (277 - 216م.) بیهیچ دشواری خاصی، در آن عصر به تبلیغ آیین خویش میپرداخت و حتا در لشكركشی شاپور علیه گوردیانوس، در كنار وی بود.
در مجموع میتوان گفت كه شاپور یكی از بزرگترین پادشاهان ایران باستان بود كه نه تنها با فتوح نظامی و تدابیر سیاسی خود قدرت و وحدتی كلان به ***** ایران بخشید، بل كه تلاشهای عمدهای نیز در جهت آبادانی و شهرسازی و توسعهی بناهای عام المنفعه انجام داد.
شاپور حكومتی را از پدر به ارث برد كه تشكیلات پارتی هنوز در آن برقرار، ولی تجدید سازمانیافته به شیوهای تمركزگرا، اما بدون حذف نظام كمابیش فئودالی آن بود. اینك شاهنشاهی ساسانی با داشتن سپاهی كارآزموده و ورزیده از فتوح نخستین اردشیر، بر قدرتی كامل استوار بود. بنابراین شاپور از همان آغاز كار، توجه خود را به امور و مسائل خارج از كشور معطوف داشت. در این زمان، دولت روم، همچنان دشمن و هماورد دیرین ایران بود و تنشهای جاری میان این دو كشور، نبرد ایران و روم را ناگزیر ساخته بود. چنین بود كه «گوردیانوس» - امپراتور روم - لشكركشی گستردهای را برضد دولت ساسانی ترتیب داد و در سوریه با سپاه ایران رویارو شد. اما شاپور دلیرانه سپاه روم را در هم شكست و گوردیانوس نیز كشته شد و شمار فراوانی از رومیان به اسارت درآمدند (244م.). با كشته شدن امپراتور، فیلیپ (معروف به فیلیپ عرب) خود را امپراتور جدید روم خواند و سراسیمه و شتابناك از شاپور درخواست صلح كرد و غرامت هنگفتی را به این منظور و برای آزادی اسیران رومی، به پادشاه ایران پرداخت و تعهد نمود كه روم در امور ارمنستان مداخلهای نكند.
پس از این وقایع، شاپور متوجه مرزهای شرقی ایران شد و دولت ثروتمند «كوشان» را كه منشأ تنشهای بسیاری در این ناحیه بود، فروگرفت و پیشاور و جلگهی سند را تصرف كرد و با عبور از هندوكش، بلخ را فتح كرده، از آمودریا گذشت و وارد سمرقند و تاشكند شد. بدین ترتیب، پادشاهی كوشان منقرض گردید و چیرگی دولت ساسانی بر مناطق ثروتخیز و راهبردی ماوراءالنهر، برقرار شد. شاپور چندی نیز متوجه قفقاز شد و توانست گرجستان و آلبانیای قفقاز را فرمانبردار خود سازد.
مسألهی ارمنستان بار دیگر ایران و روم را به درگیری دیگری كشاند چرا كه روم با وجود تعهد به عدم مداخله، در صدد بسط و توسعهی نفوذ خود در ارمنستان برآمده بود و از سوی دیگر، امپراتور وقت روم - گالیوس - از پرداخت باقی ماندهی غرامتی كه فیلیپ متعهد آن شده بود، خودداری نموده بود.
شاپور در سال 252م. ارمنستان را فتح كرد و در همان سال یا سال بعد، به نبرد با رومیان شتافت و در سوریه شصت هزار تن از سربازان رومی را تارومار ساخت و با ادامهی جنگ در سالهای بعد، توانست شهرهای بسیاری را در سوریه و كاپادوكیه، از جمله انتاكیه و دورا-اوروپوس را فتح كند (256م.). والرین - امپراتور وقت روم - كه مرزهای خود را این چنین در معرض تاخت و تاز شاپور میدید، به سوی ایران لشكر كشید اما سرانجام در نزدیكی Edes (اورفای كنونی در تركیه) محاصره گردید و خود و هفتاد هزار تن از نیروهایاش - شامل سربازان، صاحب منصبان، سناتورها و سرداران - به اسارت ایرانیان درآمدند. این تعداد اسرای رومی سپس در پارس، خوزستان، آسورستان و پارت سكونت داده شدند و از معماران و مهندسان و صنعتگرانی كه در میانشان بود، برای ساخت بناها و تأسیسات عام المنفعهای مانند پلها و سدها و جادهها استفاده شد؛ كه امروزه بسیاری از این بناها، به ویژه در خوزستان باقی است.
لشكر فاتح شاپور پس از بازگشت از سوریه، مورد هجوم پادشاه عرب پالمیر (Palmyr) قرار گرفت و آسیبهایی دید اما این رویداد، چیزی از ارزش پیروزیهای سپاه ایران نكاست. شاپور برای جاودانه ساختن یادوارهی پیروزیهای خود، فرمان داد تا در پنج نقطه از استان فارس، چیرگیاش را بر رومیان، بر صخرهها نقش كنند.
پیروزهای پیاپی شاپور بر دشمنان خارجی و به ویژه سه امپراتور روم، قدرت و وسعت كلانی به شاهنشاهی نوپای ساسانی بخشید و منزلت و حیثیتی والا برای وی به همراه آورد؛ چنان كه شاپور برای نخستین بار، خود را «شاهنشاه ایران و انیران (= غیر ایران)» خواند تا چیرگیاش را بر سرزمینهایی فراتر از مرزهای ایران، نمایان سازد. شاپور به عنوان رهبری بزرگ، به آرمانهای پدرش در زمینهی اصلاح سازمان داخلی كشور نیز تحقق بخشید و در عین حال كه سازمان اداری اشكانیان را همچنان حفظ كرد، در جهت تمركز و وحدت ***** ساسانی تلاشهایی كرد. او با داشتن افكاری والا و ترقیخواه، فرمان داد آثار متعددی از دانشمندان یونان و هند در زمینههای گوناگون - اعم از طب و ستارهشناسی و فلسفه و غیره - به زبان پهلوی برگردانده شود. با آن كه شاپور كوشیده بود تا نهادهای زرتشتی متعددی را در اقصا نقاط كشور برپا سازد، اما در روزگار او - همچون مقاطعی دیگر در تاریخ ساسانیان - آزادی نسبی مذهبی در ایران برقرار بود و از جمله مانی پیامآور ایرانی (277 - 216م.) بیهیچ دشواری خاصی، در آن عصر به تبلیغ آیین خویش میپرداخت و حتا در لشكركشی شاپور علیه گوردیانوس، در كنار وی بود.
در مجموع میتوان گفت كه شاپور یكی از بزرگترین پادشاهان ایران باستان بود كه نه تنها با فتوح نظامی و تدابیر سیاسی خود قدرت و وحدتی كلان به ***** ایران بخشید، بل كه تلاشهای عمدهای نیز در جهت آبادانی و شهرسازی و توسعهی بناهای عام المنفعه انجام داد.