farhad30
5th February 2012, 09:23 PM
امروز می خواهیم نگاهی دوباره به تصویر آن دسته از به ظاهر طلبه هایی بیندازیم که در مقابل شاه و یا همسر او ،یا مظاهر او کرنش و تعظیم می کردند و باطن این عمل را روی میز تشریح ببریم و قصد این تشریح آن است که ضمن این نگاه عمیق ببینیم که آیا ریشه این عمل در دوران حاضر و در حکومت اسلامی ما نیز قابل شکل گیری است یاخیر؟
آخوند درباری یعنی شخصی که بطور کلی منفعت طلب است یعنی کسی که جدای از صحنه ای که در آن زندگی می کند و زمینه ای که برایش فراهم است و بدور از دستوری که خداوند به او داده است، در پی عافیت طلبی و قدرت طلبی به هر نحو ممکن است و البته صفت قبیح تر آنجاست که به خاطر وجهه دینی، این عمل خود را نیز بوسیله منابع دینی تئوریزه و به اصطلاح توجیه می کند۱ البته در تاریخ کسانی هم بوده اند که با وجود آنکه به ظاهر دربند دنیا و خادم سلاطین بوده اند اما مامور اولیاء خدا برای رسوخ در آنچنان دستگاهی و امتیاز گیری به نفع مظلومان و مومنان بوده اند۲.
البته ریشه این عمل در حب دنیا ودنیا طلبی است که راس همه خطاهاست،یعنی بقول امام صادق (ع) عالمی که به طرف دنیا و مظاهر آن حرکت کند در حالی که حب دنیا و مقام دنیا در دل او رسوخ کرده باشد متهم ردیف اول بی دینی است!۳
[Only registered and activated users can see links]
باید به مفهوم آخوند درباری خیلی وسیع تر و عمیق تر از برداشت مرسوم پرداخت آنجا که میان افرادی که در دربار شاه بودند و چاپلوسی و دستبوسی شاه و فرح را می کردند با آنهایی که آنجا نبودند اما این عمل را تایید و یا توجیه می کردند و می کنند از جهت نگرش فرق چندانی وجود ندارد.
گفتار صریح امام خمینی در مورد علمای درباری
«اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند. ۴
علمایی که شجره خبیثه اند
در قسمتی از سخنان امام خمینی در مورد علمای منحرف آمده است:آنان كه دين سازى كرده باعث گمراهى و انحراف جمعيت انبوهى شده اند بيشترشان اهل علم بوده اند؛ بعضى از آنان در مراكز علم تحصيل كرده رياضتها كشيده اند. رئيس يكى از فرق باطله در همين حوزه هاى ما تحصيل كرده است. ليكن چون تحصيلاتش با تهذيب و تزكيه توأم نبوده، در راه خدا قدم برنمىداشته، خباثت را از خود دور نساخته بود، آن همه رسوايى به بار آورده است. اگر انسان خباثت را از نهادش بيرون نكند، هر چه درس بخواند و تحصيل نمايد نه تنها فايده اى بر آن مترتب نمى شود بلكه ضررها دارد. علم وقتى در اين مركز خبيث وارد شد، شاخ و برگ خبيث به بار آورده شجره خبيثه میشود. هر چه اين مفاهيم در قلب سياه و غير مهذب انباشته گردد، حجاب زيادتر مىشود. در نفسى كه مهذب نشده، علم حجاب ظلمانى است: العلم هو الحجاب الاكبر. لذا شرّ عالم فاسد براى اسلام از همه شرور خطرناكتر و بيشتر است. علم نور است، ولى در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهى را گسترده تر میسازد.۵
عمامه های بزرگ بدون تهذیب نفس
ایشان در بخش دیگری اشاره به آفت بزرگ شدن برخی افراد بدون صلاحیت می کنند و می فرمایند: خيلى از چيزهاست كه انسان را بيچاره كرده، از تهذيب و تحصيل باز میدارد. يكى از آنها، براى بعضى، همين ريش و عمامه است! وقتى عمامه كمى بزرگ شد و ريش بلند گرديد، اگر مهذب نباشد از تحصيل باز میماند؛ مقيد میگردد؛ مشكل است بتواند نفس اماره را زير پا گذارد و پاى درس كسى حاضر شود و در بخشی دیگر می فرمایند: اگر به سبب اعمال و كردار و رفتار نارواى شما يك نفر گمراه شده [و] از اسلام برگردد، مرتكب اعظم كباير مىباشيد. خدا نكند انسان پيش از آنكه خود را بسازد جامعه به او روى آورد و در ميان مردم نفوذ و شخصيتى پيدا كند كه خود را میبازد۶.
طاغوت فقط شاه نیست
پس این علم دینی که همراه با حب دنیا و بدون تهذیب نفس باشد باعث می شود که یک طلبه تبدیل به یک عامل فساد وآفت دین شود و به قول حضرت امام خمینی بلكه وجود او ممكن است مانع معرفت جامعه نسبت به اسلام و روحانيت گردد.
و امروز ما باید بدانیم که بنا بر آیه شریفه ای که می فرماید: "اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ"۷ طاغوت فقط شاه نیست بلکه هر جایی که ما از پذیرش ولایت الله –که در زمان ما متبلور در ولایت مطلقه فقیه است- سر باز زنیم وارد ولایت غیر خدا و طاغوتی شده ایم؛ بنابراین پر واضح است که با این اوصاف افراد مدعی انقلاب که امروز تبعیت از ولی فقیه ندارند با کسانی که آنروز در دربار شاه بودند و به شاه خدمت می کردند یکسانند.
امروز نقل محفل سایت های ضد انقلاب کدام روحانیون هستند؟
متاسفانه امروز هم ما شاهد آن هستیم که آفت اشرافیت و قدرت طلبی که نشئت گرفته از حب دنیا و عدم تهذیب نفس می باشد بعضی از انقلابیون پیر دیروز را تا مرز طاغوتی شدن به معنای فوق الذکر پیش برده است و یکی از علامت های صحت این سخن آن است که مواضع آنها و سخنانشان سایت های ضد انقلاب را خوشنود می کند و بعضی دیگر علنا در این سایت ها از آنها به عنوان مرجع فتنه گران نام برده می شود.
۱-عده ای از علمای زمان امام خمینی برای مخالفتشان با امام و همچنین سکوت وتایید ضمنی شاه آیه شریفه و لا تلقوابأیدیکم الی التهلکه (سوره بقره، آیه ۱۹۵)را مستمسک قرار می دادند.
۲-علی بن یقطین اهل کوفه، ساکن بغداد و از یاران برجستهی امام موسی کاظم علیه السلام بود. او در کودکی نزد امام صادق علیه السلام مشرف شده و امام برایش دعای خیر کرده بود.
مردی دانشمند، محدّث، بافضیلت، و دلسوز که به دستور امام خود در دستگاه بنی عباس نفوذ داشت و تا مقام وزارت هارون پیش رفت. با اینکه در دستگاه طاغوت کار می کرد ولی تحت امر امام کاظم بود.
امام علیه السلام نیز او را مورد لطف و عنایت خاص خود قرار می داد و میفرمود:«ضمانت کردم که علی بن یقطین را آتش نسوزاند.» و نیز میفرمود:«من شهادت می دهم که علی بن یقطین اهل بهشت است.»
۳-امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده اند:
اذا رأیتم العالم محباً للدنیا فاتهموه علی دینكم، فان كل محب لشئ یحوط ما احب؛
چون عالم را دوستار دنیا یافتید او را بر دین خود متهم سازید زیرا دوستار هر چیز آن را نگاه می دارد.
اصول كافی، ج ۱، كتاب فضل العلم، باب المستأكل بعلمه و المباهی به
۴-امام خمینی (ره) ولایت فقیه ص۱۳۶ و ۱۳۷
۵-امام خمینی (ره) -جهاد اکبر
۶-همان
۷-سوره البقرة آیه : ۲۵۷
آخوند درباری یعنی شخصی که بطور کلی منفعت طلب است یعنی کسی که جدای از صحنه ای که در آن زندگی می کند و زمینه ای که برایش فراهم است و بدور از دستوری که خداوند به او داده است، در پی عافیت طلبی و قدرت طلبی به هر نحو ممکن است و البته صفت قبیح تر آنجاست که به خاطر وجهه دینی، این عمل خود را نیز بوسیله منابع دینی تئوریزه و به اصطلاح توجیه می کند۱ البته در تاریخ کسانی هم بوده اند که با وجود آنکه به ظاهر دربند دنیا و خادم سلاطین بوده اند اما مامور اولیاء خدا برای رسوخ در آنچنان دستگاهی و امتیاز گیری به نفع مظلومان و مومنان بوده اند۲.
البته ریشه این عمل در حب دنیا ودنیا طلبی است که راس همه خطاهاست،یعنی بقول امام صادق (ع) عالمی که به طرف دنیا و مظاهر آن حرکت کند در حالی که حب دنیا و مقام دنیا در دل او رسوخ کرده باشد متهم ردیف اول بی دینی است!۳
[Only registered and activated users can see links]
باید به مفهوم آخوند درباری خیلی وسیع تر و عمیق تر از برداشت مرسوم پرداخت آنجا که میان افرادی که در دربار شاه بودند و چاپلوسی و دستبوسی شاه و فرح را می کردند با آنهایی که آنجا نبودند اما این عمل را تایید و یا توجیه می کردند و می کنند از جهت نگرش فرق چندانی وجود ندارد.
گفتار صریح امام خمینی در مورد علمای درباری
«اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند. ۴
علمایی که شجره خبیثه اند
در قسمتی از سخنان امام خمینی در مورد علمای منحرف آمده است:آنان كه دين سازى كرده باعث گمراهى و انحراف جمعيت انبوهى شده اند بيشترشان اهل علم بوده اند؛ بعضى از آنان در مراكز علم تحصيل كرده رياضتها كشيده اند. رئيس يكى از فرق باطله در همين حوزه هاى ما تحصيل كرده است. ليكن چون تحصيلاتش با تهذيب و تزكيه توأم نبوده، در راه خدا قدم برنمىداشته، خباثت را از خود دور نساخته بود، آن همه رسوايى به بار آورده است. اگر انسان خباثت را از نهادش بيرون نكند، هر چه درس بخواند و تحصيل نمايد نه تنها فايده اى بر آن مترتب نمى شود بلكه ضررها دارد. علم وقتى در اين مركز خبيث وارد شد، شاخ و برگ خبيث به بار آورده شجره خبيثه میشود. هر چه اين مفاهيم در قلب سياه و غير مهذب انباشته گردد، حجاب زيادتر مىشود. در نفسى كه مهذب نشده، علم حجاب ظلمانى است: العلم هو الحجاب الاكبر. لذا شرّ عالم فاسد براى اسلام از همه شرور خطرناكتر و بيشتر است. علم نور است، ولى در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهى را گسترده تر میسازد.۵
عمامه های بزرگ بدون تهذیب نفس
ایشان در بخش دیگری اشاره به آفت بزرگ شدن برخی افراد بدون صلاحیت می کنند و می فرمایند: خيلى از چيزهاست كه انسان را بيچاره كرده، از تهذيب و تحصيل باز میدارد. يكى از آنها، براى بعضى، همين ريش و عمامه است! وقتى عمامه كمى بزرگ شد و ريش بلند گرديد، اگر مهذب نباشد از تحصيل باز میماند؛ مقيد میگردد؛ مشكل است بتواند نفس اماره را زير پا گذارد و پاى درس كسى حاضر شود و در بخشی دیگر می فرمایند: اگر به سبب اعمال و كردار و رفتار نارواى شما يك نفر گمراه شده [و] از اسلام برگردد، مرتكب اعظم كباير مىباشيد. خدا نكند انسان پيش از آنكه خود را بسازد جامعه به او روى آورد و در ميان مردم نفوذ و شخصيتى پيدا كند كه خود را میبازد۶.
طاغوت فقط شاه نیست
پس این علم دینی که همراه با حب دنیا و بدون تهذیب نفس باشد باعث می شود که یک طلبه تبدیل به یک عامل فساد وآفت دین شود و به قول حضرت امام خمینی بلكه وجود او ممكن است مانع معرفت جامعه نسبت به اسلام و روحانيت گردد.
و امروز ما باید بدانیم که بنا بر آیه شریفه ای که می فرماید: "اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ"۷ طاغوت فقط شاه نیست بلکه هر جایی که ما از پذیرش ولایت الله –که در زمان ما متبلور در ولایت مطلقه فقیه است- سر باز زنیم وارد ولایت غیر خدا و طاغوتی شده ایم؛ بنابراین پر واضح است که با این اوصاف افراد مدعی انقلاب که امروز تبعیت از ولی فقیه ندارند با کسانی که آنروز در دربار شاه بودند و به شاه خدمت می کردند یکسانند.
امروز نقل محفل سایت های ضد انقلاب کدام روحانیون هستند؟
متاسفانه امروز هم ما شاهد آن هستیم که آفت اشرافیت و قدرت طلبی که نشئت گرفته از حب دنیا و عدم تهذیب نفس می باشد بعضی از انقلابیون پیر دیروز را تا مرز طاغوتی شدن به معنای فوق الذکر پیش برده است و یکی از علامت های صحت این سخن آن است که مواضع آنها و سخنانشان سایت های ضد انقلاب را خوشنود می کند و بعضی دیگر علنا در این سایت ها از آنها به عنوان مرجع فتنه گران نام برده می شود.
۱-عده ای از علمای زمان امام خمینی برای مخالفتشان با امام و همچنین سکوت وتایید ضمنی شاه آیه شریفه و لا تلقوابأیدیکم الی التهلکه (سوره بقره، آیه ۱۹۵)را مستمسک قرار می دادند.
۲-علی بن یقطین اهل کوفه، ساکن بغداد و از یاران برجستهی امام موسی کاظم علیه السلام بود. او در کودکی نزد امام صادق علیه السلام مشرف شده و امام برایش دعای خیر کرده بود.
مردی دانشمند، محدّث، بافضیلت، و دلسوز که به دستور امام خود در دستگاه بنی عباس نفوذ داشت و تا مقام وزارت هارون پیش رفت. با اینکه در دستگاه طاغوت کار می کرد ولی تحت امر امام کاظم بود.
امام علیه السلام نیز او را مورد لطف و عنایت خاص خود قرار می داد و میفرمود:«ضمانت کردم که علی بن یقطین را آتش نسوزاند.» و نیز میفرمود:«من شهادت می دهم که علی بن یقطین اهل بهشت است.»
۳-امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده اند:
اذا رأیتم العالم محباً للدنیا فاتهموه علی دینكم، فان كل محب لشئ یحوط ما احب؛
چون عالم را دوستار دنیا یافتید او را بر دین خود متهم سازید زیرا دوستار هر چیز آن را نگاه می دارد.
اصول كافی، ج ۱، كتاب فضل العلم، باب المستأكل بعلمه و المباهی به
۴-امام خمینی (ره) ولایت فقیه ص۱۳۶ و ۱۳۷
۵-امام خمینی (ره) -جهاد اکبر
۶-همان
۷-سوره البقرة آیه : ۲۵۷