توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گروه GIPSY KING
Alone ♥ Queen
17th July 2008, 04:33 AM
[Only registered and activated users can see links]
داستان كولي هاي جيپسی كينگ با لوس ريوز بزرگ خاندان ريوز شروع مي شود مردي هنرمند كه در كار تجارت اسب همكار بي نظيري براي پدر Reyes" بود. لوس يكي از استادان چيره دست در نواختن گيتار به سبك فلامينگو "Rumba" و آوازخواني بشمار مي رفت او به صورت دوره گردي در خيابان ها و كوچه ها محبوبيتي بدست آورده بود سبك و سياق زندگي جويز نشأت گرفته از كولي هاي اسپانيايي بود با آيين ها و ريشه هاي سنتي خاص آن مناطق. لوس علاوه بر همه اين خصوصيات خانواده بزرگي داشت .5 پسر(نيكلاس، آندره، پاتياي، فرانكو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود. او خيلي دوست داشت تا پسرانش نيز حرفه آبا و اجدادي او را بياموزند به همين دليل به محض اينكه پسرها به اندازه كافي بزرگ شدند او شروع به آموزش آن ها كرد پسران نيز خيلي زود علاقه مند شدند. نيكلاس پسر لوس مي گويد:" يك افسانه كولي هست كه ميگويد: وقتي زمان مرگ سردسته كولي ها فرا ميرسد او قبل از اينكه بميرد زنان بادار قبيله را جمع مي كند و براي آن ها آواز مي خواند و وقتي كه اولين كودك بدنيا بيايد صاحب همان استعداد خواهد شد. دوران كودكي مان سرشار از شگفتي بود وقتي آن ها روي صحنه مي خواندند وقتي مردمي را مي ديديم كه تا نيم هاي شب دور آن ها جمع مي شدند و فرياد ميزدند . هيجان زده ميشديم. ما ميخواستيم مثل آنها باشيم، و خيلي سعي كرديم ، سيم هاي زيادي پاره كرديم و دكمه هاي كي برد زيادي را شكستيم تا آموختيم. و حالا ما همان بچه ها هستيم." و به اين ترتيب آروزي ديرينه لوس به حقيقت پيوست و او يك گروه خانوادگي تشكيل داد پس از جدايي "دي پلاتا" برادر لوس آندره خوانندگي گروه را بر عهده گرفت و نيكلاس به گيتارنوازي پرداخت آن ها اسم گروه را ابتدا (jose Reyes&los Reyes) گذاشتند.اما بعدها به جيپسي كينگ"gepsy king" تغييردادند.
Alone ♥ Queen
17th July 2008, 04:34 AM
وی در این باره می گوید: جيپسي كينگ در زبان اسپانيايي به معناي "سلطان كولي ها" هست كه تركيبي از نام فاميلي و نام قبيله اي ما است.وقتي در آمريكا از ما و اصليتمان مي پرسيدند مي گفتند: آه، شما همان جيپس كينگ هستيد ما در واقع خيلي تصادفي يك اسم انگليسي را يدك مي كشيديم". در خلال دهه 70 آنها به Arles روستاي كوچكي در شمال فرانسه نقل مكان كردند و به اتفاق پسرعموها گروهي راتشكيل دادند كه به سبك كولي ها دائماً در حال كوچ بودند و در مناطق مختلف، خيابانها، كلوب ها و سواحل دريا براي مردم ثروتمندي كه براي گذران تعطيلات گرد آمده بودند به اجراي برنامه مي پرداختند. " ما مجبور شديم تا به يك زندگي كولي وار رو بياوريم چرا كه هيچ اجتماعي ما را نمي پذيرفت، ما زماني در يك خانه ساكن شديم كه توانستيم پول كافي بدست بياوريم البته بايد يادآور شوم كه براي اينكه فرزندانمان به مدرسه بروند بايد آدرس مشخصي داشته باشيم اما وقتي كه شما مرتب در حال كوچ هستيد نمي توانيد يك رابطه واقعي و اجتماعي با ديگران داشته باشيد
Alone ♥ Queen
17th July 2008, 04:38 AM
" آوازه لوس و گروهش خيلي زود از خيابان هاي پاريس فراتر رفت و كل فرانسه را در بر گرفت آنها خيلي زود توانستند ساختماني براي خود تدارك ببينند و حمايت تهيه كننده مستقلي به نام ژاكوب تارتا را براي انتشار آلبومشان جلب كردند. به اين ترتيب سال 1983 اولين آلبوم گروه به نام "Allegria' منتشر شد انتشار اين آلبوم در شمال فرانسه با موفقيت روبرو شد اما در بعد جهاني نتوانست انتظاراتي را كه مردم از گروه جيپسي كينگ داشتند برآورده كند و در واقع آلبوم اول با شكست تجاري بزرگي روبرو شد. پس از اين شكست لوس دست به تغييراتي در ريتم و سازهاي مورد استفاده در گروه زد وي همچنين توانست حمايت فرانسيس لالاني"Francis Lalane" را براي انتشار آلبوم دوم خود به دست آورد. و به اين ترتيب آلبوم دوم را به نام "Luna de Fuego" را سال 1984 روانه بازار كرد كه متاسفانه علیرغم همه تغييرات انجام گرفته اين آلبوم نيز وضع بهتري نسبت به آلبوم اولي نتوانست به دست آورد. پس از انتشار دو آلبوم ناموفق گروه به اتفاق فرانسيس و انريكو ماسياس"Macias" شروع به اجراي برنامه ده روزهاي در شهر پاريس كردند كه مورد استقبال قرار نگرفت اما نوار بدشانسيهاي جوي بالاخره در سال 1986 پاره شد وقتي كه مارتينز "claude martinez" تهيه كننده اهل فرانسه نمايش آنها در شهر Arles ديد واز آن ها خواست كه در فستيوال فصلي كه همه ساله در شمال فرانسه برگزار ميشد شركت كنند لوس پذيرفت و همان سال به جشنواره پيوست. پتانسيل بالاي تجاري و استعداد نهفتهاي كه در گروه جيپسي كينگ بود باعث شد كه مارتينز نبض گروه را به دست بگيرد او پس از توافقش با لوس بر سر پذيرفتن مديريت مالي و هنري گروه دست به تغييرات عمده در گروه زد او شروع به مدرنيزه كردن گروه نمود و سبك گروه را با سبكهاي جاز و راك تركيب كرد وي هم چنين نام گروه را از "jose&los" به "gepsy king" عوض كرد. " فلامينگو جوهره اصلي موسيقي اسپانيا است مثل جاز در جامعه آمريكا، برآمده از آلام و آرزوهاي جامعه ماست. اما فلامنگو رومبا كمي عاميانه تر و شايد محبوبتر از فلامينگو است چرا كه مهيج و سرگرم كننده است برخاسته از هوس ها و دلخوشيهاي زندگي ماست.
Alone ♥ Queen
17th July 2008, 04:44 AM
اما من معتقدم كه رشد و توسعه تكنولوژيهاي جديد در سيستم هاي ضبط و پخش، صرف نظر از همه تفاوتهاي قومي و نژادي، موسيقي هاي محلي را نيز تغيير خواهند داد." گروه با چهره جديدش به استوديو بازگشت و سومين آلبوم به نام "Bamboleo" را ضبط نمود اما هيچ تهيه كنندهاي حاضر به پخش آن نشد. "متاسفانه افراد كوتاه فكر در همه جا و از همه جا هستند ما مجبوريم موسيقي محلي مان را با وسايل روز و مدرن درآميزيم اما ريتم و صداي ما هرگز تغيير نخواهد كرد و اگر روزي دوباره راه جادهها را در پيش بگيريم صداي ما همان خواهد بود. هميشه چيزهايي هست كه توضيح دادنشان مشكل است چيزهايي كه در خونتان، قلبتان و روحتان است چيزهايي كه همه چيز شما هستند." بنابراين مارتينز تصميم گرفت كه آن را در سطح كوچك تري در شمال فرانسه منتشر كند. Bamboleo خيلي زود وارد كلوب هاي شبانه شد و زبان به زبان بين مردم گشت تا اينكه سراسر پاريس را فراگرفت راديو فرانسه اقدام به پخش اين ترانه كرد و كم كم پرفروشترين آهنگ تابستان فرانسه شد. سال 1987 هزاران نفر از طرفداران گروه در پاريس گرد هم آمده بودند تا شاهد هنرنمايي آن ها باشند اين هنرنمايي با تخريب يك خانه به اوج رسيد سال 1988 گروه اولين حضور خود را در بازارهاي جهاني جشن گرفت . "كاملاً غيرمنتظره بود اما هماني بود كه آرزو داشتيم باشد اولش از روبرو شدن با آن دنياي بيرون كمي نگران بوديم، از اين گذشته ما ميترسيديم آن ها پاسپورت ما را بگيرند و اجازه بازگشت به خانه را به ما ندهند!! اما حالا اين زندگي ماست اسب ها جاي خود را به ماشين ها دادهاند و ما به جاهاي مختلفي سفر ميكنيم و با مسائل اجتماعي، ادارات بيمه، ماليات و وكلا درگيريم حالا ديگر پليسها پشت سر ما نيستند بلكه روبروي ما هستند. هر چند كه كنار خانواده هايمان نيستيم اما آنها هداياي ما هستند." در حالي كه گروه در پشت صحنه درگيريهاي مختلفي با تهيه كنندگان داشت اما همچنان سي ديهاي آن ها فروش بالايي به دست مي آورد و جايگاه آن ها در جدول پرفروشهاي كانادا و استراليا تثبيت ميشد در همين زمانها يكي از پسرعموها كه شايعات زيادي در مورد او وجود داشت مجبور به ترك گروه شد او به كمك برادرانش گروه ديگري را تاسيس كرد كه به سبك و سياق فولكوريك ادامه كار مي دادند البته بر سر اسم گروه جيپسي كينگ بين دو گروه درگيري هاي مختلفي روي داد كه بالاخره سال 1995 با راي دادگاه به نفع لوس قائله تمام شد.
Alone ♥ Queen
17th July 2008, 04:52 AM
[Only registered and activated users can see links]
جولاي 1991 ، 30 هزار نفر از مردم آمريكا در سنترال پارك شهر نيويورك گرد هم آمدند تا ترانههاي آن ها را از نزديك بشنوند آن ها مرتب فرياد ميزدند و تقاضاي اجراي مجدد برنامه را داشتند. همان سال گروه كنسرتي در اروپا برگزار كرد و سپس به ژاپن و استراليا رفت. براي اجراي كنسرت آن ها ابتدا به آمريكا و كانادا رفتند و با استقبال مردم مواجه شدند سپس سال 1995 به مسكو رفتند و در ميدان سرخ اين كشور به اجراي برنامه پرداختند بعد از اين اجرا گروه به پاريس بازگشت و در حضور 10 هزار نفر از مردم به هم آوايي به سبك فلامنگو پرداختند . "بدبختيهاي زندگي ما باعث شد كه همه كنار هم جمع شويم تا بتوانيم از پس دردها و رنجهايمان برآييم. زبان گفتاري و نوشتاري كه در مدارس يادمان مي دادند براي ما گيج كننده بود از اين رو ما به ادبيات شفاهي روي آورديم و امروز ترانههاي ما بيان كننده تاريخ و فرهنگ ماست. جوامع بسته از دنياي مدرن دور مي مانند امروز هر كسي كه به سن 14 سالگي مي رسد يك تلفن همراه دارد يا مي تواند در اينترنت با هر كس ديگري گفتگو كند چيزي كه ما در آن روزگار نداشتيم اما حالا كودكان من نيز مي توانند اين چنين باشند." پس از كنسرت مسكو سومين آلبوم گروه به نام "Estellas" منتشر شد كه در سطح جهاني با تحسين همه مواجه شد. آلبومهاي بعدي "Tierra Gita na" و "Camps" يك سال بعد منتشر شدند. با ادامه موفقيتها، آنها به مدت 10 سال در صدر جدول پرفروشترينهاي جهان قرار داشتند. خانه بدوشان جيپسي كينگ پس از بازگشت به خانه سال 2004 آخرين آلبومشان به نام Roots را كه در يك خانه قديمي در فرانسه تهيه شده بود روانه بازار كردند. اين آلبوم نشانه بازگشت آنها به ريشههاي اصيل خانوادگي و قومي بود. نيكلاس در جواب تاثير خانواده در زندگيش ميگويد:" ما مرتب در حال سفر بوديم اما هرگز دور از خانواده نبوديم مادرم مي خواست هر روز ما و خانوادهاش را ببيند و ما همه به او نياز داشتيم او بهترين آشپز دنيا بود. و اما براي ميليون ها طرفداري كه ترانههاي ما را گرفتند و گوش دادند مي گويم: همه شما را دوست داريم
به نظر من يكي از قشنگ ترين و به ياد موندني ترين كاراي GIPSY KING , NO VOLVERE هست .
Armin-N
17th July 2008, 09:09 AM
یک گروه فوق العاده عالی
فوق العاده حرفه ای
نوآور
و خلاق
ممنون از تاپیک
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co