توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مشاعره
Pegah
19th August 2006, 02:08 PM
خب بچه های گل همه اینجا این بازی رو بلدین فقط یادتون باشه باید با حرف آخر نفر قبلی خودتون یه شعر دیگه بگین فقط نفر قبلی ! مشاعره با نقل قول ممنوع ! شعرتون تکراری هم نباید باشه اگه شعر کسی تکراری باشه می سوزه دقت کنین !
اولین شعر رو خودم میگم بازی شروع شد بپرین وسط !
Pegah
19th August 2006, 02:08 PM
قدرت عشق بنازم که به یک تیر نگاه
جان شیرین بسپارند دو بیگانه به هم
khazan
19th August 2006, 02:12 PM
من پير سال و ماه نيم يار بي وفاست
بر من زمان چو مي گذرد پير از آن شدم
Pegah
19th August 2006, 05:45 PM
من ندانم که کیم
من فقط می دانم
که تویی شاه بیت غزل زندگیم
Ahmadreza
19th August 2006, 06:35 PM
مرحبا اي پيك مشتاقان بده پيغام دوست
تا كنم جان از سر رغبت فداي نام دوست
:wub:
Eris
19th August 2006, 09:12 PM
تورا من چشم در راهم شبا هنگام كه ميگيرند در شا تلاجن شاخه ها رنگ سياهي
close
19th August 2006, 10:09 PM
یادم اومد به اون روزا که می گفتی وا میشه درهای بسته،
دلم سوخت آخه هر دری که وا شد،
ذره ذره وجود تو فنا شد
alireza63_t2t
19th August 2006, 10:56 PM
دم غروب میان حضور خسته اشیاء
نگاه منتظری حجم وقت را میدید!!
و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود.
alireza63_t2t
19th August 2006, 11:00 PM
من فکر میکنم باید شعر نو توی این مسابقه نباشه. درسته؟
Pegah
20th August 2006, 08:15 AM
من فکر میکنم باید شعر نو توی این مسابقه نباشه. درسته؟
فرقی نمی کنه فقط تکراری نباشه
Pegah
20th August 2006, 08:17 AM
دلم دریاچه ی اندوه و درده
نگاهم کوچه ای خاموش و سرده
ببین این لحظه های بی تو بودن
به شهر کوچک قلبم چه کرده
soroush
20th August 2006, 09:21 AM
هشیاری و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری ، طاقت نماند ما را
(فکر میکنم یه همچین چیزی بود)
Ahmadreza
20th August 2006, 12:14 PM
اگر زشت و اگر زيبا
اگر دون اگر والا
من اين دنياي فاني را
هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم .
dinamit ashegh
20th August 2006, 12:57 PM
ميازار موري كه دانه كش است
كه جان دارد و جان شيرين خوش است
Pooyajoon
20th August 2006, 04:02 PM
تو را ميان گل و سبزه من رها ديدم
از آسمان نگاهت ستاره ها چيدم
for me...ka
Winter Girl
20th August 2006, 04:08 PM
من در غم تو در وفا ی دیگری
غم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم
alireza63_t2t
20th August 2006, 04:29 PM
مرد بقال از من پرسید:چند من خربزه میخواهی؟
من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟
Pooyajoon
20th August 2006, 04:39 PM
اولا قراره اينجا شعر بنويسيم
بعدشم
آخه عليرضا جون بقالي كه خربزه نداره داداش
alireza63_t2t
20th August 2006, 04:58 PM
بیسواد
میتونی یه سری به شعر صدای پای آب از سهراب سپهری بزنید.
راستی پویا جان من وقت ندارم بپرسم. تو یه لطفی بکن از سهراب بپرس بقالی مگه خربزه داره؟
حالا که میری تا اونجا واسه منم یه سوالی بکن . بگو علیرضا میگه راز گل سرخ چیه؟
alireza63_t2t
20th August 2006, 05:01 PM
خودم ادامه میدم.
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام.
(به روون بودن این شعر دقت کنید. فوق العاده است)
Eris
20th August 2006, 05:34 PM
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خاري پي شبنم نميگردم
soroush
20th August 2006, 05:50 PM
تو را ميان گل و سبزه من رها ديدم
از آسمان نگاهت ستاره ها چيدم
for me...ka
melika????????
soroush
20th August 2006, 05:51 PM
معاشران گره از لطف یار باز کنید
شبی خوش است ...بدین قصه اش دراز کنید
Ahmadreza
20th August 2006, 06:29 PM
((دوستم داري ؟؟ )) را از من بسيار بپرس
((دوستت دارم )) را با من بسيار بگو
Winter Girl
20th August 2006, 06:46 PM
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت:sad:
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی:sad:
Ahmadreza
20th August 2006, 07:50 PM
يكي ديوانه اي آتش بر افروخت
در آن هنگامه جان خويش را سوخت.
همه خاكسترش را باد مي برد
وجودش را جهان از ياد مي برد.
تو همچون آتشي اي عشق جان سوز
من آن ديوانه مرد آتش افروز.
Winter Girl
20th August 2006, 08:15 PM
زیر رگتار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برا ی داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
for ha..d
Ahmadreza
20th August 2006, 08:20 PM
درون سينه ام صد آرزو مرد
گل صد آرزو نشكفته پژمرد
دلم بي روي او درياي درد است
همين دريا مرا در خود فرو برد
Winter Girl
20th August 2006, 08:27 PM
دیوانه ی تو اهل سخن نیست
هی نگو حرف بزن:wub:
Ahmadreza
20th August 2006, 08:33 PM
ناله از درد مکن
آتشي را که در آن زيسته اي سرد مکن
با غمش باز بمان
alireza63_t2t
20th August 2006, 11:15 PM
نگاهت خاک شدنی لبخندت پلاسیدنی است
سایه را بر تو افکنده ام تا بت من شوی
نزدیک تو می آیم بوی بیابان می شنوم.
به تو می رسم تنها می شوم!!!
Winter Girl
21st August 2006, 12:18 AM
من اهل سکوتم ز هیاهو
تو تشنه ی تعریفی و من بسته دهانم:blush:
alireza63_t2t
21st August 2006, 12:35 AM
من کلامم همه لبریز حقیقت
من کلامم سرنوشتش شوم است
من کلامم همه گفتنش با شهامت
شهامت برای حقیقت
حقیقت برای طریقت
سرنوت کلامم اما شهادت
مرگ نه شهادت
Winter Girl
21st August 2006, 12:49 AM
تقصی ر ذهن نیست
دیوانه ی تو اهل سخن نیست:thumbsdownsmileyani
alireza63_t2t
21st August 2006, 01:11 AM
تو را من خواهم آموخت حقیقت را لیک
کی به من درسی ز درگاه جدایی می آموزد؟
alireza63_t2t
21st August 2006, 01:14 AM
تو را من خواهم آموخت حقیقت را لیک
کی به من درسی ز درگاه جدایی آموخت؟
من گفتم شعر نو نباشه. این جوری لوس میشه.
Eris
21st August 2006, 01:32 AM
نميشه داداش بايد باشه
alireza63_t2t
21st August 2006, 01:50 AM
نميشه داداش بايد باشه
نچ. :fez:
(لجبازی)
Eris
21st August 2006, 01:56 AM
ده نشد كوچولوي من باشه ديگه؟
alireza63_t2t
21st August 2006, 01:59 AM
ده نشد كوچولوي من باشه ديگه؟
یه لحظه احساس کردم تازه به دنیا اومدم.
چشم آبجی ولی مشاعره تا اونجایی که من دیدم با شعر نو نیست و اگر هم هست طبق موضوعه . یعنی جواب همدیگرو با شعر میدن.
Eris
21st August 2006, 02:18 AM
نه ميشه ما هميشه اين كار رو ميكنيم به شرطي كه مزمون رو برسونه
تاب بنفشه ميدهد طره مشكساي تو***پرده ي غنچه ميدرد خنده ي دلگشاي تو
Pegah
21st August 2006, 05:00 AM
sorry شعر اشتباه شد مجبور شدم ویرایش کنم
soroush
21st August 2006, 10:12 AM
زیر رگتار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برا ی داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
for ha..d
حمید ؟ یا حامد؟(پویا که نمیشه)
soroush
21st August 2006, 10:18 AM
وای از این چشمی که می کاود نهان
روز و شب در چشم من راز مرا
گوش بر در می نهد تا بشنود
شاید آن گم گشته آواز مرا
(فروغ فرخزاد)
soroush
21st August 2006, 10:20 AM
وه...چه زیبا بود اگر پائیز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من میحواند ...شعر آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد
در شرار آتش درد نهانی
(بازم فروغ)
Ahmadreza
21st August 2006, 12:44 PM
بچه ها خواهشن هر نفر یه تاپیک بزاره که بفهمیم جواب کدومو بدیم:blush:
اگر دنياي ما د نياي سنگ است//. بدان سنگيني سنگم قشنگ است.// اگر دنياي ما دنياي درد است.// بدان عاشق شدن از بهر رنج است.//..اگر عاشق شدن هم يك گناه است.// دل عاشق شكستن صد گناه است
Pooyajoon
21st August 2006, 01:21 PM
تا بخل و حسادت به جهان راهبر است
آزاده ذليل و راستگو در خطر است
(آقا سروش شما هم به شعر گفتنت برس اين فضولي ها به شما نيامده)
Ahmadreza
21st August 2006, 02:05 PM
تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
alireza63_t2t
21st August 2006, 02:23 PM
تازه لادنها سر بر زاده اند
سارها آمده اند
من اناری میکنم دانه به دل میگویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود
Ahmadreza
21st August 2006, 03:25 PM
دردي اگر داري و همدردي نداري
با چاه آن را در ميان بگذار با چاه
Winter Girl
21st August 2006, 03:33 PM
همه ساعت می نشینم/ودر دلم با غم عشق تو غو غا ست:evo:
Ahmadreza
21st August 2006, 04:43 PM
ترا ديري است من گم كرده ام افسوس
دگر در خواب هم رويت نمي بينم
Eris
21st August 2006, 05:22 PM
مرا عهديست با جانا كه تا جان در بدن دارم
هوادارن كويش را چو جان خويش پندارم
alireza63_t2t
21st August 2006, 05:44 PM
اریس جان میخوای بقیشم خودت برو. :cap:
من در این تاریکی
فکر یک بره روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد.
Eris
21st August 2006, 06:07 PM
دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد داستان غم پنهاني من گوش كنيد
كجا برم علي رضا؟
alireza63_t2t
21st August 2006, 06:17 PM
قربون من . خب شعرو میگم دیگه آخه خودت میگی بعدش با حرف آخرش دوباره میگی.
دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است
جویندگان مروارید به کرانه های دیگر رفته اند.
Eris
21st August 2006, 06:20 PM
دلا ديشب چه ميكردي تو در كوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رغيب من؟
من كه نميفهمم چي ميگي
alireza63_t2t
21st August 2006, 06:28 PM
نمیدانم که چرا میگویند
اسب حیوان نجیبیست و کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.
بیخیال اریس وللش.
Eris
21st August 2006, 06:34 PM
در اين دنيا كه مردانش عصا از كور ميدزدند
من شيدا چه خوش باور به دنبال وفا گشتم
ميگم شعر نو ميايا؟
alireza63_t2t
21st August 2006, 06:46 PM
من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
اینم به خاطر تو
Eris
21st August 2006, 07:06 PM
يار من طفليست و معشوقين نميدانند هنوز خون عاشق را به جاي شير مادر ميخورد
alireza63_t2t
22nd August 2006, 12:49 AM
يار من طفليست و معشوقين نميدانند هنوز خون عاشق را به جاي شير مادر ميخورد
سوختی!!!! آخه این جمله بود نه شعر.
dinamit ashegh
22nd August 2006, 09:53 AM
حالا يكي به من بگه با كدوم حرف بايد بگم!!!
Eris
22nd August 2006, 12:25 PM
علي رضا جر نزن يه شعر اصيله
Ahmadreza
22nd August 2006, 12:26 PM
دل من يه روز به دريا زد ورفت...
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت...
زنده ها خيلي براش کهنه بودن...
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
alireza63_t2t
22nd August 2006, 01:36 PM
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
Eris
22nd August 2006, 01:43 PM
دوش وفت صحر از غصه نجاتم دادند
اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
alireza63_t2t
22nd August 2006, 01:53 PM
دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد
آنچه با من غم او کرد غمش با دل کرد
Ahmadreza
22nd August 2006, 01:55 PM
ديدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت اين چشم به راهي
اي عشق تو را دارم و داراي جهانم
همواره تويي هرچه تو گويي و تو خواهي ...
alireza63_t2t
22nd August 2006, 02:05 PM
بی روی تو گر صبر ندارم عجبی نیست
دارم عجب از آنکه تو را دید و صبور است
عججججججب!!!!
Ahmadreza
22nd August 2006, 02:14 PM
عليرضا جان بايد با (ي) شروع ميكرديا ولش مهم ني
توي قفس نشستن بازم دو تا قناري
ياد تو افتادم و اون عکس يادگاري
يادت مياد ميگفتي براي من ميميري
خدا را شکر زنده اي اما دوسم نداري
*red rose*
19th October 2006, 06:26 AM
يک نفر آمد صدايم کرد و رفت
با صدايش آشنايم کرد و رفت
پشت پرچين شقايق که رسيد
ناگهان تنها رهايم کرد و رفت
ZoRRo
19th October 2006, 11:35 AM
تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد**********هشیار گرد ، هان که گذشت اختیار عمر (حافظ)
soroush
19th October 2006, 12:01 PM
(به به ..زورو جان ..از این ورا؟)
روز اول پیش خود گفتم:
((دیگرش هرگز نخواهم دید))
روز دوم باز میگفتم،
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می کشت
باز زندانبان خود بودم.
ZoRRo
19th October 2006, 12:49 PM
مددی گر به چراغی نکند آتش طور ******** چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم
DADASHI...payam
19th October 2006, 12:56 PM
مرا دردی است اندر دل که گر گویم زبان سوزد.... اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
FaitHleSs
19th October 2006, 12:59 PM
من به خود ميگويم چه كسي باور كرد؟
جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد
ZoRRo
19th October 2006, 01:00 PM
فرشاد به نظرم باهاس با "د" شروع میکردی نه "م"
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را ***** دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
FaitHleSs
19th October 2006, 01:07 PM
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
ZoRRo
19th October 2006, 01:10 PM
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
[Only registered and activated users can see links]
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است ******** خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
FaitHleSs
19th October 2006, 01:29 PM
لولو پشت شيشه هاست
و من توي شيشه ها ترا مي ديدم.
شيشه پنجره شكست و فرو ريخت
شيشه عمرش شكسته بود
DADASHI...payam
19th October 2006, 02:28 PM
دوش دور از رویت ای جان جانم ازغم تاب داشت
ابر چشمم از رخ سودای تو سیلاب داشت
FaitHleSs
19th October 2006, 03:19 PM
تو منو به خاك تيره
به سياهي ها ت نشوندي
تو منو مثل يه برده
دنبال خودت كشوندي
*red rose*
20th October 2006, 05:49 AM
ياران بخدا بي وفايي نكنيد
از عاشق دلخسته جدايي نكنيد
يا اينكه وفا كنيد تا آخر عمر
يا از اول آشنايي نكنيد
Pegah
20th October 2006, 08:03 AM
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست ( از تو کتابامون بود از بس واسه امتحانا خونده بودم حسابی یادم مونده )
FaitHleSs
20th October 2006, 08:59 AM
دوستی با مردم دانا همچو زرین کاسه ای است
نشکند، گر بشکند باید به هم پیوستنش
دوستی با مردم نادان همچو کوزه ای است
بشکند، گر نشکند باید به دور انداختنش
bahareh
20th October 2006, 04:22 PM
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
مگر یکدم بر آسایم ز دنیا و شر و شورش
close
21st October 2006, 03:54 PM
شاید از کوچه گذر کند نگاهی
شاید
شاید
امان از این خیال واهی
Eris
21st October 2006, 03:58 PM
يا رب آن نو گل خندان كه سپردي به منش
ميسپارم به تو از دست حسود چمنش
DADASHI...payam
21st October 2006, 04:01 PM
شد منور از فروغ روی مهمان خانه ام
خانه ام خاموش و مهمان شمع و من پروانه ام
Eris
21st October 2006, 04:06 PM
مرا عهديست با جانا كه تا جان در بدن دارم
هواداران كويش را چو جان خويش پندارم
FaitHleSs
21st October 2006, 04:27 PM
منو باش كه فكر مي كردم
تو برام يه همزبوني
شايد از حرفم برنجي
ولي تو نامهربوني
DADASHI...payam
21st October 2006, 05:05 PM
یکی را دادهای صد گونه نعمت
یکی قرص جویی آلوده در خون
FaitHleSs
21st October 2006, 09:59 PM
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
bahareh
21st October 2006, 11:15 PM
لب لعل و خط مشکین چو انیش هست آنش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
*red rose*
22nd October 2006, 06:14 AM
دل از دلبر جدا کرديم و رفتيم....
....نداشتيم توشه اي راه بيابون...
توکل بر خدا کرديم و رفتيم..
FaitHleSs
22nd October 2006, 12:40 PM
معشوقم کوچ کرده است
باشد تا باز گردد
راز میان ما اکنون
میان دیگریست اما
اگر برگی نخواهم یافت
بر بال پرندگان خطی می نویسم
و گر جوهر نخواهم یافت
از اشک دیده بهره می جویم
farhad k
22nd October 2006, 09:28 PM
مرغ شب خواند و نگارم در هوایش محو شد
اشگ من را او نخواند و غرقه در بوسم نکرد .
هستی
22nd October 2006, 09:31 PM
مرغ شب خواند و نگارم در هوایش محو شد
اشگ من را او نخواند و غرقه در بوسم نکرد .
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
DADASHI...payam
22nd October 2006, 10:34 PM
الا یا ایها الساقی...ادر کاسان ونا ولحا
که عشق آسان نمود اول...ولی افتاد مشکلها
bahareh
22nd October 2006, 11:05 PM
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرش از جانم فراموش
FaitHleSs
23rd October 2006, 09:36 PM
شب را نوشيده ام
و بر اين شاخه هاي شكسته مي گريم
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان
Shaqayeq
25th October 2006, 01:10 AM
من فقط ان مصرع شعر تو را می خوانم
که در ان نامم را بین گل سرخ و پرواز پرستو به زبان اوردی
alireza63_t2t
25th October 2006, 02:00 AM
یازده ده نه هشت هفت شیش
میخورم نخود با کیشمیش
FaitHleSs
28th October 2006, 04:05 PM
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدک هایی است
که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.
bahareh
30th October 2006, 10:36 PM
کفتر چاهی شدم از برج ویران پر کشیدم
سایه ی ابری شدم بر دشت ها دامن کشاندم
آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم
ماهی ی دریا شدم بر آبهای تیره راندم.
FaitHleSs
31st October 2006, 07:44 PM
منو باش كه فكر مي كردم
مي موني با من هميشه
رفتي و مجال ندادي
كه بگم بي تو نمي شه
FaitHleSs
5th November 2006, 01:39 PM
دیگه شعر ندارید؟
*red rose*
6th November 2006, 06:09 AM
هر كه در اين دنيا او را غمى نيست
يا كه آدم نيست يا در اين عالم نيست
farhad k
6th November 2006, 02:43 PM
تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
DADASHI...payam
6th November 2006, 03:12 PM
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع...بر رویمان ببست به شادی در بهشت
Eris
6th November 2006, 06:40 PM
تورا ميبينم و ميلم زيادت ميشود هر دم****مرا ميبيني و دردت زيادت ميشود هر دم
*red rose*
7th November 2006, 05:55 AM
من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
و تو به نام ديگري مرا خطاب مي كني
چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني
DADASHI...payam
7th November 2006, 10:35 AM
یاری اندر کس نمیبینم...یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد... دوست داران را چه شد
FaitHleSs
7th November 2006, 02:12 PM
درتابوت پنجره ام پيكر مشرق مي لولد
مغرب جان مي كند
مي ميرد
گياه نارنجي خورشيد
در مرداب اتاقم مي رويد كم كم
Winter Girl
7th November 2006, 02:41 PM
من از گم شدن رسیدم
عاشقی را زندگی کن
FaitHleSs
7th November 2006, 02:51 PM
نگاهم با رقص مه آلود پريان مي چرخد
زمزمه هاي شب در رگ هايم مي رويد
باران پرخزه مستي
بر ديوار تشنه روحم مي چكد
*red rose*
7th November 2006, 07:55 PM
در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد
FaitHleSs
8th November 2006, 02:56 PM
دوستی با مردم دانا همچو زرین کاسه ای است
نشکند، گر بشکند باید به هم پیوستنش
دوستی با مردم نادان همچو کوزه ای است
بشکند، گر نشکند باید به دور انداختنش
*red rose*
8th November 2006, 06:09 PM
شب بود و بارون و یاد تو ...
دلم تنگ بود و سرد و تنها ...
دل آسمون هم مثل دل من گرفته بود ...
بغض آسمون هم مثل بغض من ترکیده بود ...
FaitHleSs
11th November 2006, 03:34 PM
دل دل دیوونه ی منه، عشقت تو سینه ی منه
دنیا تو دستای منه، وقتی نگات مال منه
Eris
11th November 2006, 03:45 PM
هي فلاني
زندگي شايد همين باشد
فريبي ساده و كوچك
آن هم از دست عزيزي كه تو دنيا را جز با او و جز براي او نميخواهي
گمانم بايد همين باشد
FaitHleSs
12th November 2006, 01:04 PM
دستای سردم رو بگیر، سقف ما دیوار نداره
یه روز تو قحطی غزل، دنیا ما رو کم میاره
FaitHleSs
11th December 2006, 01:05 PM
دیگه کسی ادامه نمیده؟
farhad k
11th December 2006, 01:07 PM
هر شبی ماییم و تنهایی و این کنج فراق
گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن .
*red rose*
11th December 2006, 05:26 PM
نگاهت آسمانم بود و گم شد
دو چشمانت سايبانم بود و گم شد
به زير آسمان در سايه تو
جهان در ديدگانم بود و گم شد
( د ) بده.
FaitHleSs
11th December 2006, 07:06 PM
ديدم آن رنج ها كه ملت من
مي كشد روز و شب ز دشمن خويش
ديدم آن نخوت و غرور عجيب
كه نيارد فرود ، گردن خويش
*red rose*
12th December 2006, 06:34 AM
شراب تلخ ميخواهم که مردافکن بود زورش
که تا يکدم بِياسايم ز دنيا و شر و شورش
farhad k
21st December 2006, 05:13 PM
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
Eris
21st December 2006, 05:50 PM
اشک خونینی بنممودم بطبیبان گفتند
درد عشق است وجگر سوز دوایی دارد
Pegah
22nd December 2006, 07:53 AM
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید ( نمی دونم دیگه تکراری بود یا نه !!!)
FaitHleSs
22nd December 2006, 12:34 PM
در این غربت خانگی
بگو هر چی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی
bahareh
22nd December 2006, 12:46 PM
یک سخن دارد اگر صد گونه بیان,
همه روی سخنش با انسان:
کمتر از ذره ندای, پست مشو, مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان!
farhad k
22nd December 2006, 12:51 PM
نه عاشقی که بسوزی, نه بی دلی که بسازی
تو مست باده ی نازی , ازین دو کار چه دانی؟
bahareh
22nd December 2006, 12:57 PM
یک پیرهن ,برای دریدن بیاورید
فرصت کم است,آن بت خوش خط و خال را
هر جا که هست,بهر دل من بیاورید
FaitHleSs
22nd December 2006, 01:43 PM
درگذرگاه تو این گریه ی من زیبا نیست
حالت چشم تو هنگام تماشا زیباست
bahareh
22nd December 2006, 01:59 PM
تو نیستی که ببینی, دل رمیده ی من
به جز تو , یاد همه چیز را رها کرده ست.
FaitHleSs
22nd December 2006, 03:01 PM
تو اگر در تپش باد خدا را دیدی، همت کن
و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.
farhad k
23rd December 2006, 04:49 PM
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم .
Pegah
26th December 2006, 08:30 PM
می سوزم از این دو رویی و نیرنگ
یکرنگی کودکانه می خواهم
ای مرگ از آن لبان خامومشت
یک بوسه ی جاودانه می خواهم
FaitHleSs
26th December 2006, 09:08 PM
مرا ببخش اگر تـو را به شعر شکستم
در مرگ برگ اگر چه به گریه نشستم
مرا ببخش اگر که دریاوار نبودم
ببخش اگر که خانه نگهدار نبودم
Pegah
27th December 2006, 06:56 AM
من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می جویم
که می گویند عاشق شد مگر اینرا نمی دانی ؟ (این یه تیکه از یه شعر بود واسه همین الان یه کم بی قافیه است [Only registered and activated users can see links] )
farhad k
27th December 2006, 05:58 PM
یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود.
bahareh
27th December 2006, 06:45 PM
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
آمد سکوت سرد و گرانبار را شکست
آمد صفای خلوت اندوه را ربود.
FaitHleSs
27th December 2006, 07:05 PM
دل نزد تو است گرچه دوری ز برم
جویای تو ام گر نپرسی خبرم
bahareh
27th December 2006, 07:08 PM
می خواهم و می خواستمت,تا نفسم بود
می سوختم از حسرت عشق تو ,بسم بود
farhad k
27th December 2006, 07:22 PM
در دایره ی قسمت ما نقطه ی تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فر مایی
bahareh
27th December 2006, 07:26 PM
یادش به خیر , عهد جوانی, که تا سحر
با ماه می نشستم,از خواب ,بی خبر!
FaitHleSs
28th December 2006, 09:14 AM
رخش سرخ ِ بادپا را عشق است
عشق در گیر غروب درد است
باز هم طلوع ما را عشق است
*red rose*
29th December 2006, 07:12 AM
تو را با ديگري ديدم شبت خوش باد من رفتم
وفايت نيک سنجيدم شبت خوش باد من رفتم
Pegah
29th December 2006, 07:17 AM
می خوام برم ولی نگاهت
راه عبورمو می بنده
غریبه ای تو قاب آینه
به خاطرات من می خنده
*red rose*
29th December 2006, 07:21 AM
هر آن عهدي که بستي با دل و جانم وفا کردي
جفايت را بسي ديدم شبت خوش باد من رفتم
bahareh
29th December 2006, 11:15 AM
من شمع دلفروز سخن بودم
اکنون زبان بریده و خاموشم
ترسم که شعرنیز کند آخر
مانند روزگار, فراموشم!
FaitHleSs
29th December 2006, 06:12 PM
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
برای تمام نفس های من شعر گفت
مرا از ته خاک بیدار کرد.
*red rose*
30th December 2006, 06:45 AM
در فصل سرد عاشقي ، من گرم پندار توام
در وصف عشقت مانده ام ، حالا پي شعري توام
Pegah
30th December 2006, 07:01 AM
من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان
که من آن راز تون دیدن و گفتن نتوان
که شنیده است نهانی که دراید در چشم
یا که دیده است پدیدی که نیاید به زبان
FaitHleSs
30th December 2006, 10:20 AM
نزدیک من نیا که زخود دور می شوم
وز بیخودی ز وصل تو مهجور می شوم
از دیده هرچه رفت ز دل دور میشود
من پیش چشم خلق ز دل دور میشوم
«صائب»
farhad k
30th December 2006, 11:08 AM
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
shahrzadiii
30th December 2006, 11:14 AM
منم آن نيازمندي كه به تو نياز دارم
اگر از تو باز مانم به كه چشم باز دارم؟
*red rose*
31st December 2006, 07:30 AM
من همونم که هميشه
غم وغصم بي شماره
اونيکه تنها ترين
حتي سايه ام نداره
bahareh
31st December 2006, 11:02 AM
همه, بر آستان مرگ راحت, سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟
چرا از مرگ می ترسید؟
بعدی گفته باشم با علامت سوال ها!!!
FaitHleSs
3rd January 2007, 10:02 AM
از غزل باختگان می ترسم
شعر های بی هوا را عشق است
ای قشنگ ترین سازها، آوازها
روزهای بی عزا را عشق است
shahrzadiii
3rd January 2007, 10:26 AM
تو را من چشم در راهم شباهنگام
گرم يادآوري يا نه
من از يادت نمي كاهم
FaitHleSs
3rd January 2007, 10:33 AM
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
برای تمام نفس های من شعر گفت
مرا از ته خاک بیدار کرد
shahrzadiii
3rd January 2007, 10:53 AM
دوش ديديم كه ملائك در ميخانه روند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...
FaitHleSs
3rd January 2007, 11:07 AM
دم غروب، میان حضور خسته اشیا.
نگاه منتظری حجم وقت را میدید.
و روی میز،هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادارك مرگ جاری بود.
shahrzadiii
3rd January 2007, 11:23 AM
دل در بر و مي در كف و معشوق به كام است
سلطان جهانم به چنين روز غلام است
*red rose*
3rd January 2007, 03:48 PM
تو در بين گلها شقايق تريني
سراپا اميدي سراسر يقيني
FaitHleSs
3rd January 2007, 07:51 PM
یک عمر تو را ندیده بشناخته ام
تصویری نیک از تو پرداخته ام
امروز که یافتم تو را دانسته ام
تو خوبتری از آنچه من ساخته ام
Shaqayeq
3rd January 2007, 10:59 PM
من فقط ان مصرع شعر تو را می خوانم
که در ان نامم را بین گل سرخ و پرواز پرستو به زبان اوردی
*red rose*
5th January 2007, 07:22 AM
يكي ستاره به شب، خيره گشت بر رخ ِ ماه
دل ِ ستاره غمين بود و، سينهاش پر آه
DADASHI...payam
5th January 2007, 01:04 PM
هنوز عطر تو مونده در هوای خانه من
هنوزم بی قراره این دل دیوونه من
farhad k
5th January 2007, 03:21 PM
ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنی است
یادی نماند از گل رنگین که بو نبود
" استاد شهریار "
Shaqayeq
6th January 2007, 11:25 PM
دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم
*red rose*
7th January 2007, 06:27 AM
من آن خود رو گياهِ وحشي ِ صحراي اندوهم
که گلهاي نگاهم ، خنده هايم ، رنگ غم دارد
farhad k
7th January 2007, 11:34 AM
دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها!!!
shahrzadiii
7th January 2007, 11:40 AM
اگر به خانه من آمدي براي من اي مهربان يك چراغ بياور
و يك دريچه كه از آن به ازدحام كوچه تاريك بنگرم.....
FaitHleSs
9th January 2007, 09:06 AM
مرا دریاب من خوبم, هنوزم آب می کوبم
هنوزم شعر می ریسم, هنوزم باد می روبم<"شهیار قنبری">
shahrzadiii
9th January 2007, 09:13 AM
مي سوزم از اين دورويي و نيرنگ
يكرنگي كودكانه مي خواهم
اي مرگ از آن لبان خاموشت
يك بوسه ي جاودانه مي خواهم
FaitHleSs
9th January 2007, 09:17 AM
مرا دریاب در سرما
مرا دریاب تا فردا
مرا دریاب تا رفتن
مرا دریاب تا اینجا
شهیار قنبری
shahrzadiii
9th January 2007, 09:47 AM
آدما از آدما زود سير ميشن...
آدما از عشق هم دلگير ميشن...
آدما رو عشقشون پا مي ذارن...
آدما آدمو تنها مي ذارن....
FaitHleSs
9th January 2007, 09:50 AM
نمیشه خوش بود و خندید وقتی خوشبختی کمه
وقتی رنگ زندگیت، همیشه رنگ ماتمه
همیشه به رویای یه روز بهترم
اما روز به روز و هر روز، بد ترش می آد سرم
Eris
9th January 2007, 09:59 AM
نمیشه خوش بود و خندید وقتی خوشبختی کمه
وقتی رنگ زندگیت، همیشه رنگ ماتمه
همیشه به رویای یه روز بهترم
اما روز به روز و هر روز، بد ترش می آد سرم
من مانده ام مهجور از او ديوانه و رنجور از او**** گويي كه نيشي دور از او بر استخوانم ميرود:guiltysmiley:
FaitHleSs
9th January 2007, 10:24 AM
دوستی با مردم دانا همچو زرین کاسه ای است
نشکند، گر بشکند باید به هم پیوستنش
دوستی با مردم نادان همچو کوزه ای است
بشکند، گر نشکند باید به دور انداختنش
shahrzadiii
9th January 2007, 10:30 AM
شد خزان گلشن اشنايي
بازم آنتش به جان زد جدايي
عمر من اي گل طي شد بهر تو
از تو نديدم جز بد عهدي و بي وفايي
farhad k
9th January 2007, 10:41 AM
يک عمر گريه کردم, اي آسمان روا نيست
دردانه ام ز چشم گريان من بيفتد
شهريار
shahrzadiii
9th January 2007, 11:08 AM
در بيابان گر به شوق كعبه خوهي زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
Eris
9th January 2007, 11:10 AM
يک عمر گريه کردم, اي آسمان روا نيست
دردانه ام ز چشم گريان من بيفتد
شهريار
دلا ديشب چه ميكردي تو در كوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل
تو هم گشتي رغييب من؟
FaitHleSs
9th January 2007, 11:13 AM
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
ز غمضه مسئله آموز صد مدرس شد
francis
9th January 2007, 11:21 AM
دل از من برد و روی از من نهان کرد***خدارا با که این بازی توان کرد
shahrzadiii
9th January 2007, 11:32 AM
دوستي با هركه كردم خصم مادرزاد شد
اشيان هرجاكه رفتم طعمه ي صياد شد
آن رفيقي را كه با خون جگر پروردمش
موقع مردن سر دار آمد و جلاد شد
farhad k
9th January 2007, 11:33 AM
دوران روزگار دهد پند مرد را
ليکن دمي که تيره شود روزگار
دردا و حسرتا که رسد مردم جوان
روزي به تجربت که نيايد به کار تو
رهي معيري
shahrzadiii
9th January 2007, 12:07 PM
واي از درد اسارت
در كنار كوي يارت
bahareh
9th January 2007, 06:53 PM
تمام گنجشکان
که در نبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
تو را به نام صدا می کنن!
francis
9th January 2007, 10:02 PM
نماز شام غریبان چو غریبان چو گریه آغازم*****به مویه های غریبانه قصه پردازم
Shaqayeq
9th January 2007, 11:03 PM
من راز نگاهت را از اینه پرسیدم
چشمان نجیبت را از دور پرستیدم...
FaitHleSs
11th January 2007, 10:19 AM
مرا در تمام نفس های خود شیر داد
مرا در تنش غسل تعمید داد
به من اسم شب، اسم خورشید داد
Winter Girl
11th January 2007, 11:11 AM
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
*Mahsa
11th January 2007, 11:54 AM
يه دل ميگه برم برم
يه دلم ميگه نرم نرم
باور نداره دلم دلم
Winter Girl
12th January 2007, 02:58 PM
من از گم شدن رسیدم
عاشقی را زندگی کن
bahareh
12th January 2007, 06:39 PM
ندانم این نسیم بال بسته
چه خواهد کرد با جان های خسته.
FaitHleSs
13th January 2007, 09:53 AM
همیشه به رویای یه روز بهترم
اما روز به روز و هر روز، بد ترش می آد سرم
روزگار که منو دست فراموشی داده
واسه شمع دل من ، حکم به خاموشی داده
farhad k
13th January 2007, 10:43 AM
هیچ کس را دل نمیسوزد به من چون آفتاب
گرچه از بام بلند آسمان افتاده ام
«صائب»
*Mahsa
13th January 2007, 11:26 AM
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
تا درخت دوستی برگی دهد
francis
13th January 2007, 02:24 PM
دردم از یاراست درمان نیز هم*****دل فدای او شدو جان نیز هم
*red rose*
13th January 2007, 03:55 PM
من غلام قمرم غير قمر هيچ نگو
پيش من جز سخن شهد شكر هيچ نگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج ببر هيچ مگو
bahareh
13th January 2007, 04:29 PM
وندر این این راه دراز
می چکد بر رخ من اشک نیاز
می دود در رگ من زهر حلال.
*Mahsa
13th January 2007, 05:36 PM
(به يادجواااااااااديسايي)
لب لب تشنه ي من
دل دل خسته ي من
:wacsmiley:
FaitHleSs
13th January 2007, 08:24 PM
نمی ذاره لحظه ای غصه بره از تو سینه
میگه هر جا که بری آسمونش همینه
francis
13th January 2007, 10:05 PM
هوشیاری نبود در پی این مستی ***** جهد کن تا نخوری باده از این ساغر
پروین
*red rose*
14th January 2007, 06:28 AM
رواق منظر چشم من آشيانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
FaitHleSs
14th January 2007, 01:01 PM
تو دلم یه دنیا حرفه، فرصت گفتن نمیشه
نمیشه فصلی بیاد بهار عمر من بشه
farhad k
14th January 2007, 06:25 PM
هرچه عریان تر شدم گردید با من گرم تر!
هیچ یار مهربانی بهتر از خورشید نیست«فرخی یزدی»
*Mahsa
14th January 2007, 06:59 PM
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند ** ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
:wubsmiley: :wubsmiley:
*red rose*
15th January 2007, 06:31 AM
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ،
ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم
farhad k
15th January 2007, 01:22 PM
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد!!
DADASHI...payam
16th January 2007, 12:39 AM
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
shahrzadiii
16th January 2007, 10:10 AM
درد ما را نيست درمان الغياث
هجر مارا نيست پايان الغياث
من بردم.......
FaitHleSs
16th January 2007, 03:50 PM
ثریا را بدون،چشم شهلایت نمی خواهم
که زندان است و من آزادی ام را ، در تو می بینم
<"فرهاد کرم بیگی">
هوای بقیه رو هم داشته باش آبجی گله
ما می تونیم خودمون شعر بطبخونیم. بقیه که نمی تونن...
*red rose*
20th January 2007, 06:22 PM
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه ي خويش
DADASHI...payam
20th January 2007, 11:44 PM
شمع بزم محفل خوبان که رفتی از جهان...خانه ام خاموش و قلبم ماتم شبها گرفت
*red rose*
21st January 2007, 06:24 AM
تو روح ســـبز باراني , من آن نـــيلوفر خــــواهش
بيا بنشين کنارم سبز و بنشان خواهشم را سبز
DADASHI...payam
21st January 2007, 11:52 PM
ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ......نه یک دریغ که هر دم هزار بار دریغ
*red rose*
22nd January 2007, 10:53 AM
غ؟؟؟:cigar:
غرقه ام كردي تو در بحر ِ سه حرف
اي عميق اي آبي اي احساس ِ ژرف
:thumbsupsmileyanim:
ف؟؟؟
DADASHI...payam
22nd January 2007, 12:57 PM
فکرت من در تو نیست.درقلم قدر توست...کو بتواند چنین صورتی انگیختن؟
FaitHleSs
22nd January 2007, 02:47 PM
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم
نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم
Winter Girl
22nd January 2007, 05:19 PM
من از گم شدن رسیدم
عاشقی را زندگی کن
Eris
22nd January 2007, 05:40 PM
من از گم شدن رسیدم
عاشقی را زندگی کن
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم**** ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟
Winter Girl
22nd January 2007, 05:49 PM
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم**** ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟
آگر دیدی تو را کردم فراموش
بدان شمع وجودم گشته خاموش
*red rose*
23rd January 2007, 06:17 AM
شب آرام و بي صدا در تشو يش کوچه ها سرگردانم
با روياي پنجره با يک سينه خا طره بي سامانم
FaitHleSs
23rd January 2007, 02:22 PM
من همون ترد شده کوچه عشق
یاور خاموشی شهر غمم
من همون گوشه نشین سردخونه
طلوع سکوت رنج و ماتمم
DADASHI...payam
24th January 2007, 12:30 AM
ما را سر باغ و بوستان نیست...هر جا که تویی تفرج آن جاست
*red rose*
24th January 2007, 06:05 AM
توي مرداب نگاهت يه نفر داره ميميره
دست و پا ميزنه اما واسه موندن خيلي ديره
FaitHleSs
24th January 2007, 02:22 PM
هرکی که گفت دوستت دارم بدون دروغه
هرکی که گفت عاشقتم بدون دروغه
عاشقا هیچ وقت ندارن رنگ دو رنگی
یه دنیا دارن پر از پاکی و قشنگی
DADASHI...payam
24th January 2007, 02:25 PM
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب...شود آیا که فلک این دو سه کاری بکند؟
FaitHleSs
24th January 2007, 02:42 PM
در این دنیا تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من
DADASHI...payam
25th January 2007, 12:20 AM
نه بلبل داشت از بستان جدایی......نه گل میکرد میل بی وفایی
ولیکن گردش چرخ ستمکار......زند بر هم رسوم آشنایی
*red rose*
25th January 2007, 06:46 AM
يوسف اگر که رونق بازار را شکست
تو رونق از تمام جهان برده اي به ناز
در آرزوي کعبه مغيلان به جان خرند
کعبه به آرزوي تو آغوش کرده باز
DADASHI...payam
25th January 2007, 12:29 PM
زانها هزار جنبش خاموش
ز انها هزار ناله بیتاب
همچون حبابهای گریزان
بر چهره فشرده مرداب
*red rose*
27th January 2007, 07:38 AM
به تماشا منشين خامشي شمع مرا
که تو خود هم به نسيم دگري خاموشي
DADASHI...payam
27th January 2007, 12:18 PM
یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد...ما همچنان لب بر لبی نا بر گرفته کام را
bahareh
27th January 2007, 01:17 PM
آن مرغ نفس, تا قفس, سینه فرو ریخت
بالی زد و از روزنه ها,سوخته پر رفت.
FaitHleSs
27th January 2007, 02:17 PM
تو ای نا یاب، ای ناب
مرا دریاب دریاب
منم بی نام، بی بام
مرا دریاب تا خواب...
khazan
27th January 2007, 10:04 PM
بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم .
DADASHI...payam
27th January 2007, 10:25 PM
میروم شاید کمی حال شما بهتر شود......میگذارم با خییالت روزگارم سر شود
*red rose*
28th January 2007, 06:23 AM
دل و جانم بتو مشغول ونظر در چپ و راست
تا نگويند حريفان که تو منظور مني
ديگران گر بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدني
Armin-N
28th January 2007, 09:46 AM
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
DADASHI...payam
28th January 2007, 12:33 PM
یا رب آن نو گل خندان که سپردی به منش......میسپارم به تو از دست حسود چمنش
*red rose*
28th January 2007, 02:22 PM
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي ... پــاييـــز بهاريست که عاشق شده است
FaitHleSs
28th January 2007, 02:34 PM
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co