توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مشاعره به سبکی جدید ... ( انتخاب حرف برای نفر بعدی )
tarane
20th October 2007, 10:25 AM
اگه توجه کرده باشين توي مشاعره آخر شعر ها فقط با حروف به خصوصي تموم ميشن...
ت د م ي ...
خوب پس باقي حروف چي؟؟؟
اينجا هر کسي يه شعر ميگه و نفر بعد با کلمه اي که قبلي ازش خواسته شعر ميگه....
مثلا من اين شعر رو ميگم...
يادم رفت بهت بگم كه لاله ناز مني
يادم رفت تو عاشقي تو اوج پرواز مني
حالا بعدي با پ شعر بگه....
Hosein.M
20th October 2007, 11:27 AM
چيه ترانه شعر كم اوردي؟؟
ميخواي من بهت كمك كنم.
Hosein.M
20th October 2007, 11:39 AM
پایت را برای همراهی می خواهم
عطرت را برای مستی می بویم
خیالت را برای پرواز می خواهم
و
خودت را نیز برای پرستش ..
بعدي با ژ
Parisaa
20th October 2007, 11:44 AM
حرف سختي رو انتخاب كردي حسين جان
كمان
20th October 2007, 12:20 PM
ژينا گل من گل خوشگل من
به عشقت اسيرم
بي تو من ميميرم
بعدي با گ
Parisaa
20th October 2007, 01:15 PM
گرم از دست برخيزد كه با دلدار بنشينم
ز جام وصل مي نوشم ز باغ عيش گل چينم
بعدي با چ
flatliner
20th October 2007, 01:46 PM
چون صید به دام تو هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب ندارم رفت است قرارم
بعدی با ط
Parisaa
20th October 2007, 09:35 PM
طایر دولت اگر باز گذاری بکند
یار باز آید و با وصل قراری بکند
بعدی با ش
Shaqayeq
20th October 2007, 09:37 PM
شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
بعدی با ض
tarane
20th October 2007, 09:59 PM
ضمن اينکه پرسيدي چيست؟؟؟
گفتم همان که ميداني با نفس تو جاريست...
روح من در درون توست..
همان که با هر نفس تو مي آيد و ميرود..
ع
Shaqayeq
20th October 2007, 10:02 PM
عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد
میان ما چو شمعی نور میداد
کجا شد ای عجب بیما کجا شد
ظ
tarane
20th October 2007, 10:02 PM
پایت را برای همراهی می خواهم
عطرت را برای مستی می بویم
خیالت را برای پرواز می خواهم
و
خودت را نیز برای پرستش ..
بعدي با ژ
نه بابا کم نياوردم...
من و کم آوردن اونم تو شعر؟؟؟؟
فقط مي خوام شعرايي که با حروف ديگه دارم حيف نشن....;)
tarane
20th October 2007, 10:08 PM
ظارهم ببين چه پيرم کردي...
آن تني که در عشق تو رفت
کاش مي امد و دوباره جواني ميکرد...
ح
Shaqayeq
20th October 2007, 10:12 PM
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
پ
كمان
21st October 2007, 07:47 AM
پشت شيشه پنجرمون
اون بالاها تو آسمون
يه نور قشنگو زيبا مياد هميشه شبها
در اين سياهي شب اون با ياراش ميشن پيدا
ق
ANNA_HIV
21st October 2007, 08:07 AM
قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.......
ٍث..
كمان
21st October 2007, 08:24 AM
ثواب گويند كه ميشورد گناه را
پس زين حال منه گنه كار در پي ثواب مي جويم.
ل
ANNA_HIV
21st October 2007, 09:10 AM
لولو پشت شیشه هاست
و من توی شیشه ها ترا می دیدم
ظ..
كمان
21st October 2007, 10:36 AM
ضرب در ضرب كن عشقتو با من
كم در كم كن نفرتتو با من
و
Parisaa
21st October 2007, 10:42 AM
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده كه آن به
ص
elnaz.lovely
21st October 2007, 10:59 AM
در کودکی می گفتن همگان را دوست بدار حال از میان همگان یکی را دوست دارم
می گویند رهایش کن
Parisaa
21st October 2007, 11:07 AM
در کودکی می گفتن همگان را دوست بدار حال از میان همگان یکی را دوست دارم
می گویند رهایش کن
الناز عزيز بايد شعري رو مي نوشتي كه با (((ص))) شروع مي شد
Hosein.M
21st October 2007, 12:09 PM
صبحت بخير عزيزم با آنكه گفته بودي ديشب خدا نگهدار
با انكه دست سردت از قلب خسته تو گويد حديث بسيار
بعدي با ذ
Parisaa
21st October 2007, 12:28 PM
ز گريه مردم چشمم نشسته در خونست
ببين كه در طلبت حال مردمان چونست
حسين جان شرمنده هر چي فكر كردم با ((ذ)) شعري به خاطرم نيومد.
ع
Pasalari
21st October 2007, 12:44 PM
صبحت بخير عزيزم با آنكه گفته بودي ديشب خدا نگهدار
با انكه دست سردت از قلب خسته تو گويد حديث بسيار
بعدي با ذ
ذهن شبنم که می خواد گریه کنه ، فصل بارون تو چشم پر می زنه
فصل پائیزی من که می رسه....
نفسم به عشق تو پر می زنه.....
ز گريه مردم چشمم نشسته در خونست
ببين كه در طلبت حال مردمان چونست
حسين جان شرمنده هر چي فكر كردم با ((ذ)) شعري به خاطرم نيومد.
ع
عزم آن دارم که امشب نیمه مست
پای کوبان کوزه ی دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هر چه هست
بعدی با ق
Parisaa
21st October 2007, 01:13 PM
قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود
ور نه هيچ از دل بي رحم تو تقصير نبود
د
ghoghnoos
21st October 2007, 01:24 PM
در ازل پرتوی حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
asma
21st October 2007, 01:45 PM
الان با چه کلمه ای باید شروع کنیم
ghoghnoos
21st October 2007, 01:50 PM
آهان یادم رفت بگم
ش
flatliner
21st October 2007, 01:56 PM
شاهدان را گر دلبری زین سان کنند.....زاهدان را رخنه در ایمان کنند
بعدی با ف
asma
21st October 2007, 01:59 PM
شدچواز پیچ و خم ره باخبر
مقصد تحقیق را پرسیدو رفت
گ
Hosein.M
21st October 2007, 02:11 PM
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفتست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و
هاه!! پراز خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
این جا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شست می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
بعدي با آ
asma
21st October 2007, 02:14 PM
ای عجب این راه نه راه خداست
زانکه در ان اهرمنی رهنماست
د
ghoghnoos
21st October 2007, 02:18 PM
دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود
تا دل شب سخن سلسلۀ موی تو بود
ANNA_HIV
21st October 2007, 05:52 PM
بازم كه يادت رفته خانوم گله؟!!
Parisaa
21st October 2007, 06:38 PM
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
س
Shaqayeq
21st October 2007, 08:44 PM
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
ض
tarane
22nd October 2007, 02:46 AM
خيلي سخت بود پيدا نکردم...
شبانگاهان برای تو ، دو دست سوی خدا کردم
به امیدی که بر گردی ، نمی دونی چه ها کردم
پ
flatliner
22nd October 2007, 07:51 AM
پیش چشمم کمتر است از قطره ای ..... این حکایتها که از طوفان کنند
با چ
كمان
22nd October 2007, 08:34 AM
چنان دل كندم از دنيا
كه شكلم شكل تنهاييست
ببين مرگ مرا در جخويش كه مرگ من تماشاييست.
الف
Parisaa
22nd October 2007, 09:05 AM
اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
م
كمان
22nd October 2007, 09:11 AM
من عاشق كي ميتونم لايق عشق تو باشم
من كه ميميرم اگه كه
يه روزي از تو جدا شم
ه
Parisaa
22nd October 2007, 10:01 AM
همچو گلبرك طري هست وجود تو لطيف
همچو سرو چمن خلد سرا پاي تو خوش
س
flatliner
22nd October 2007, 10:12 AM
سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن...... من برده ام به باده فروشان پناه از او
و
Parisaa
22nd October 2007, 10:17 AM
وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتواني
حاصل از حيات اي جان اين دمست تا داني
ح
flatliner
22nd October 2007, 10:27 AM
حجره خورشيد تويي خانه ناهيد تويي.....روضه اوميد تويي راه ده اي يار مرا
ج
Parisaa
22nd October 2007, 10:31 AM
جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد
هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد
ش
flatliner
22nd October 2007, 10:35 AM
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد......بنده طلعت آن باش که آنی دارد
گ
Parisaa
22nd October 2007, 10:44 AM
گفتند خلايق كه توئي يوسف ثاني
چون نيك بديدم به حقيقت به از آني
ت
كمان
22nd October 2007, 11:07 AM
تو با مني هر جا برم مهر تو به جونمه
عشقت نميره از سرم
ر
Parisaa
22nd October 2007, 11:13 AM
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
ع
كمان
22nd October 2007, 11:20 AM
عجب رسميه رسم زمونه
قصه برگو باد خزونه
ط
Parisaa
22nd October 2007, 11:27 AM
طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري
پ
flatliner
22nd October 2007, 01:04 PM
پرنده از لب ايوان پريد مثل پيامي پريد و رفت
پرنده كوچك
پرنده فكر نمي كرد
پرنده روزنامه نمي خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نميشناخت
پرنده روي هوا
و بر فراز چراغهاي خطر
در ارتفاع بي خبري مي پريد
و لحظه هاي آبي را
ديوانه وار تجربه مي كرد
پرنده آه فقط يك پرنده بود
ل
ghoghnoos
22nd October 2007, 01:10 PM
بازم كه يادت رفته خانوم گله؟!!
ببخشید اصلا حواس ندارم این روزا;)
ghoghnoos
22nd October 2007, 01:12 PM
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم
Afsaneh
22nd October 2007, 02:14 PM
بازم طبق معمول یادت رفت حرف بعدی رو بگی.
ghoghnoos
22nd October 2007, 02:31 PM
وایییییییییییییییییی
من چرا اینجوری شدم؟
ز
flatliner
22nd October 2007, 02:49 PM
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست.....در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکرا ه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست.....در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
ذ
Shaqayeq
22nd October 2007, 09:42 PM
شرمنده با ذ الان چیزی خاطرم ندارم
نا کرده گنه در جهان کیست بگو
آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
ر
nili
22nd October 2007, 09:52 PM
رفتی و بی تو روز من شد غمگین تر از شام غریبا
خورشید گرم خنده ها شد در پشت ابر گریه پنهان
ژ
asma
22nd October 2007, 09:53 PM
رساندرایت منصور بر فلک حافظ
که التجا به جناب شهنشی اورد
ش
Parisaa
22nd October 2007, 10:37 PM
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند
ر
asma
22nd October 2007, 10:41 PM
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط ان بود که جز ره این شیوه نسپریم
پ
ANNA_HIV
22nd October 2007, 10:44 PM
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
ح
tarane
23rd October 2007, 01:23 AM
حالا که مي خوام بموني
شعر رفتنو ميخوني
خ
كمان
23rd October 2007, 09:00 AM
خدا چو صورت ابروي دلگشاي تو بست
گشاد كار من اندر كرشمه هاي تو بست
د
Parisaa
23rd October 2007, 09:04 AM
دل سراپرده محبت اوست
ديده آئينه دار طلعت اوست
ق
كمان
23rd October 2007, 10:34 AM
قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن
از عشق جون سپردن
ص
parto
23rd October 2007, 11:05 AM
صدا کن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است که در انتهاي صميميت حزن ميرويد
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تنصيف در متن ادراک يک کوچه تنها ترم
بيا تا برايت بگويم تا چه اندازه تنهايي من بزرگ است
بيا آب شو مثل يک واژه در سطر نورانيم
بيا ذوب کن در کف دست من جرم نوراني عشق را
غ
كمان
23rd October 2007, 11:16 AM
غروب پاييزه دلم غم انگيزه
چشم فلك نم نم اشكاشو ميريزه
ن
Parisaa
23rd October 2007, 11:20 AM
ني دولت دنيا به ستم مي ارزد
تي لذت مستي اش الم مي ارزد
ل
كمان
23rd October 2007, 12:37 PM
لب از ترشح پاك كن براي خدا
كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
ش
Parisaa
23rd October 2007, 01:07 PM
شربتي از لعلش نچشيديم و برفت
روي مه پيكر او سير نديدم و برفت
ف
flatliner
23rd October 2007, 01:16 PM
فتنه عشاق كند آن رخ چون روز ترا......شهره آفاق كند اين دل شب گرد مرا
ب
asma
23rd October 2007, 01:41 PM
به قد و چهره هر ان کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرداگر بنده پروری داند
ن
Parisaa
23rd October 2007, 02:37 PM
نشان عهد و وفا نيست در تبم گل
بنال بلبل بيدل كه جاي فرياد است
ف
Afsaneh
23rd October 2007, 02:37 PM
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
ل
Shaqayeq
23rd October 2007, 08:48 PM
لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
بوسهگاه لب رندان لب پیمانه نبود
ل
Parisaa
23rd October 2007, 09:09 PM
لطف خال و خط ا عارفان ربودی دل
لطیفه های عجب زیر دام و دانه تست
ج
Shaqayeq
23rd October 2007, 09:13 PM
جان و جهان! دوش کجا بودهی
نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیدهام
ای که تو سلطان وفا بودهای
چ
Parisaa
23rd October 2007, 09:19 PM
چو مهمان خراباتی بعزت باش با رندان
که درد سرکشی جانا گرت مستی خمار آرد
ح
parto
23rd October 2007, 09:23 PM
حاليا معجزه بهار را باور کن و
عشق را در چشم چمن زار بببين
ک
Parisaa
23rd October 2007, 09:28 PM
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
محقق است که او حاصل بصر داردس
Shaqayeq
23rd October 2007, 09:29 PM
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
ظ
Parisaa
23rd October 2007, 09:57 PM
ظلمت سرا تا کی به بوی دوست بنشینم
گهی انگشت بر دندان گهی سر بز سر زانو
ه
parto
23rd October 2007, 10:08 PM
هر سو نگرم به کوه و هامون
رخسار تو بي حجاب بينم
ف
Parisaa
23rd October 2007, 10:21 PM
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفرست درین مذهب خود بینی و خود رائی
س
كمان
24th October 2007, 07:22 AM
ستاره اي بدرخشيدو ماه مجلس شد
دل رميده مارا رفيق و مونس شد
چ
flatliner
24th October 2007, 09:29 AM
چون آهوی 'گمگشته به هر گوشه روانم.....تا دام در آغوش نگیرم نگرانم
ف
Parisaa
24th October 2007, 09:44 AM
فغان كه د رطلب گنج نامه مقصود
بسي شدم به گدائي بركرام و نشد
ق
كمان
24th October 2007, 10:45 AM
قدحي دركش و سر خوش به تماشا بخرام
تا ببيني كه نگارت به چه هيين آمد
ض
flatliner
24th October 2007, 11:12 AM
ضيافتهاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق
براي گم شدن در يار.
(با تشکر از تقلبت/به خاطر تو (ی) )
كمان
24th October 2007, 11:17 AM
يار اگر ننشت با ما نيست جاي اعتراض
پادشاهي كامران بود از گدايي عار داشت
و
Parisaa
24th October 2007, 12:03 PM
واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس
طوطي طبعم ز عشق شرك و بادام دوست
گ
كمان
24th October 2007, 12:28 PM
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد
گفتم كه ماه من شو گفتا اگر بر آيد.
ب
Afsaneh
24th October 2007, 12:30 PM
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
پ
كمان
24th October 2007, 12:33 PM
پيوند عمر بسته به مويياست هوش دار
غمخوار خويش باش غم روزگار چيست
م
Afsaneh
24th October 2007, 12:37 PM
من آن پیرم که شیران را به بازی بر نمی گیرم
تو آهووش چنان شوخی که با من می کنی بازی
ش
كمان
24th October 2007, 12:42 PM
شكر به صبر دست دهد عاقبت ولي
به عهدي زمانه زمانم نميدهد
خ
flatliner
24th October 2007, 01:06 PM
خاك نشين ره ميخانه ام
خانه خراب دل ديوانه ام
زان كه به ميخانه به جز يار نيست
كشمكش ... و زنار نيست
هر چه در آنجاست همه در شور و خروش
جام مي و مي زده و مي فروش
حسرت بگذشته و آينده نيست
جز به ره عشق كسي بنده نيست
ل
كمان
24th October 2007, 01:12 PM
لطف باشد گر نپوشي از گداها روت را
تا بكام دل ببيند ديدهي ماروت را
ت
flatliner
24th October 2007, 01:24 PM
تيز نظر كن تو نيز در رخ خورشيد جان.....وز نظر من نگر تا تو ببيني جمال
ر
كمان
24th October 2007, 01:33 PM
روزها فكر من اينس تو همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
ص
flatliner
24th October 2007, 01:37 PM
صلا يا ايهاالعشاق كان مه رو نگار آمد.....ميان بنديد عشرت را كه يار اندر كنار آمد
ز
كمان
24th October 2007, 01:42 PM
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مكن تا نكني بنيادم
ع
Mr.M.J
24th October 2007, 09:24 PM
عشق را خواهی که تا پایان برسی
بس که بپسندید باید ناپسند
ک
Shaqayeq
24th October 2007, 09:33 PM
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
گ
Mr.M.J
24th October 2007, 09:37 PM
گفت شرح حسن لیلی می دهم
خاطر خود را تسلی می دهم
ق
ANNA_HIV
24th October 2007, 09:38 PM
قطره ها چشم انتظاران هم اند،
چون به هم پيوست جان ها، بي غم اند
ح
Mr.M.J
24th October 2007, 09:52 PM
حرمت مادری از یاد ببرد
مست از باده و دیوانه ز بنگ
رفت و مادر را افکند به خاک
سینه بدرید و دل آورد به چنگ
د
Shaqayeq
24th October 2007, 09:53 PM
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
چ
من امشب چم شده :-S
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چ
Mr.M.J
24th October 2007, 09:56 PM
چنین است سوگند چرخ بلند
که بر بی گناهان نیاید گزند
ب
Shaqayeq
24th October 2007, 09:58 PM
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
ش
Mr.M.J
24th October 2007, 10:01 PM
شماریت با من بباید گرفت
بدان تا جهان ماند اندر شگفت
خ
ANNA_HIV
24th October 2007, 10:04 PM
شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ
و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛
غ
ghoghnoos
24th October 2007, 10:43 PM
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گدا صفتی کیمیا گری داند
ص
Shaqayeq
24th October 2007, 10:54 PM
صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد
ط
ghoghnoos
24th October 2007, 10:59 PM
طامات و زرق در ره آهنگ چنگ نه
تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش
ز
Shaqayeq
24th October 2007, 11:04 PM
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
ث
Parisaa
25th October 2007, 08:05 AM
شقايق عزيز خيلي سخت بود نتونستم پيدا كنم
ساقيا برخيز و در ده جام را
خاك بر سر كن غم ايام را
گ
كمان
25th October 2007, 08:48 AM
گفتم مگر به گريه دلش مهربان كنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نكرد
ر
Parisaa
25th October 2007, 09:10 AM
رباب و چنگ به بانگ بلند ميگويند
كه گوش هوش به پيغام اهل راز نكنيد
ه
كمان
25th October 2007, 09:16 AM
هيچ شدم تا كه شوم سايه تو وقت سفر
مرا به خويشتن بخوان به باغ ايينه ببر
و
Parisaa
25th October 2007, 09:20 AM
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند
چون بخلوت ميروند آن كار ديگر مي كنند
چ
reza2007
25th October 2007, 09:30 AM
ديشب تو كجا بودي من خواب ترا ديدم
بين همه گلها از شاخه ترا چيدم
Parisaa
25th October 2007, 09:35 AM
ديشب تو كجا بودي من خواب ترا ديدم
بين همه گلها از شاخه ترا چيدم
رضا جون بايد با چ شعر ميگفتي حالا مهم نيست تو شعري بدي به آخرين حرفي كه نوشته ميشه پايين شعر توجه كن
reza2007
25th October 2007, 09:40 AM
چو مي بيني كه نابينا و چاه است
اگر خاموش بنشيني گناه است
ز
Parisaa
25th October 2007, 09:47 AM
ز كوي يار بيار اي نسيم صبح غباري
كه من چو آهوي وحشي از آدمي برميدم
ش
reza2007
25th October 2007, 09:48 AM
شمع ميخواست كسي نسوزد از آتش او
ليك پروانه ديوانه اگر بگذارد
ع
كمان
25th October 2007, 09:51 AM
عاشقي را كه چنين باده شبگير دهند
كافر عشق بود گر نشود باده پرست
ن
reza2007
25th October 2007, 10:07 AM
نتوان وصف تو گفتن كه تو در وصف نگنجي
ق
كمان
25th October 2007, 11:03 AM
قره العين من آن ميوه دل يادش باد
كه چه آسان بشد و كار مرا مشكل كرد.
ج
Hosein.M
25th October 2007, 11:54 AM
جوی می نالد كه «آيا كيست دلدارش؟»
شاخه ها نجوا كنان در گوش يكديگر
«ای دريغا ... در كنارش نيست دلدارش»
بعدي پ
كمان
25th October 2007, 12:02 PM
پيام داد كه خواهم نشست با رندان
بشد به رندي و دردي كشيم نام و نشد
ي
Hosein.M
25th October 2007, 12:13 PM
يارب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
بعدي با خ
كمان
25th October 2007, 12:18 PM
خواهي كه سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر عهد سست و سخن هاي سخت خويش
ز
Hosein.M
25th October 2007, 12:36 PM
ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب *** که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را *** دمی ز وسوسه عقل بی خبر دارد
کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد *** به عزم میکده اکنون ره سفر دارد
بعدي با سين
Afsaneh
25th October 2007, 01:16 PM
سوز آهم اثر نمی بخشد
دفتری را چرا سیاه کنم
شمع بالین مرگ خود باشم
کاهش جان خود نگاه کنم
ل
asma
25th October 2007, 01:29 PM
لاله ساغر گیرونرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم
و
parto
25th October 2007, 09:31 PM
وقتي بم بست غربت سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت بي کسي تنها کسم بود ...
بعدي با گ بگه ...
Pooyajoon
25th October 2007, 09:56 PM
گهر وقت بدین خیرگی از دست مده
آخر این در گرانمایه بهایی دارد
بعدی با ع
ghoghnoos
25th October 2007, 10:18 PM
علم و فضلی که بچل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
ط
Shaqayeq
25th October 2007, 10:18 PM
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
ص
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
ص
asma
26th October 2007, 10:52 PM
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که اب زندگیم در نظر نمی اید
parto
26th October 2007, 10:55 PM
خوب اسما جان چرا حرفي نگفتي ؟؟؟
پس من خودم يه شعر ميگم...
غلط است اينکه گويند
به دل رهست دل را
دل من ز غصه خون است
دل تو خبر ندارد...
ج
asma
26th October 2007, 11:04 PM
ببخشید یادم رفت
جام می دی ز لبت دم ز روان بخشی زد
اب می زان لب جان بخش روان افزا برد
و
Shaqayeq
27th October 2007, 12:05 AM
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را
تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را
یار بارافتاده را در کاروان بگذاشتند
بیوفا یاران که بربستند بار خویش را
ذ
flatliner
27th October 2007, 02:58 PM
ذرات محتاجان شده اندر دعا نالان شده
برقي بر ايشان برزده مانده ز حيرت از دعا
ه
ghoghnoos
27th October 2007, 04:01 PM
هر كس به طريقي دل ما ميشكند
بيگانه جدا دوست جدا ميشكند
بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد كه چرا ميشكند...
ل
Parisaa
27th October 2007, 08:46 PM
لطف بود که ناکاه رشحه قلمت
حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
ن
ghoghnoos
27th October 2007, 08:52 PM
نقص در معرفت ماست نگارا ورنه
نیست بی مصلحتی حکم خداوند کریم
( استاد شهریار)
ظ
Parisaa
27th October 2007, 08:53 PM
نتونستم پیدا کنم
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
م
ghoghnoos
27th October 2007, 09:19 PM
ملکا ذکر تو گویم که تو خوبی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
ق
parto
27th October 2007, 09:23 PM
منشين چنين زار حزين چون روي زردان
شعري بخوان، سازي بزن، جامي بگردان ...
ک
Tikvah
27th October 2007, 09:27 PM
کجا رفتی ای کبوتر بی بال ، که دل ز فراقت اسیر جنون شد
خبر نداری که از غم عشقت ، فسانه شدم من وفای تو چون شد
پ
parto
27th October 2007, 09:41 PM
پيرانه سرم رنج و غم زندان است
اه از غم پيري که دو صد چندان است ...
ح
Shaqayeq
27th October 2007, 09:54 PM
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
و
ghoghnoos
27th October 2007, 11:31 PM
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
asma
28th October 2007, 01:51 PM
ققنوس دوباره که یادت رفت که بنویسی با چه حرفی شعر رو شروع کنیم
asma
28th October 2007, 01:54 PM
در دیر مغان امد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نر گس مستش مست
ل
Parisaa
28th October 2007, 02:18 PM
در دیر مغان امد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نر گس مستش مست
اسما جون خودت هم كه يادته رفته
Parisaa
28th October 2007, 02:21 PM
لب باز نگير يك زمان از لب جام
تابستاني كام جهان از لب ما
ق
asma
28th October 2007, 02:23 PM
قند امیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه یی چند بر امیز به دشنامی چند
گ
Parisaa
28th October 2007, 02:29 PM
گفتم كه لبت گفت لبم آب حيات
گفتم دهنت گفت زهي حب نبات
ح
asma
28th October 2007, 02:35 PM
حالی برون پرده بسی فتنه می رود
تا ان زمان که پرده برافتدچه ها می کنند
ن
flatliner
28th October 2007, 02:40 PM
نه هر آهی اثر دارد نه هر راهی گذر دارد.......نه هر مردی جگر دارد نه هر ابری مطر دارد
س
Parisaa
28th October 2007, 02:43 PM
نه تنها شد ايوان و قصرش به باد
كه كس دخمه نيرش ندارد به ياد
ع
Afsaneh
28th October 2007, 02:48 PM
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
غ
asma
28th October 2007, 02:49 PM
غم دینی دنی چند خوری باده بخواه
حبف باشد دل دانا که مشوش باشد
د
Afsaneh
28th October 2007, 02:51 PM
دلم می خواست عشقم را نمی کشتند
گل عشق را چنین بیهوده پرپر نمی کردند
غ
asma
28th October 2007, 02:55 PM
ببخشید با تو نبودم با هم نوشتیم اینجوری شد
ghoghnoos
28th October 2007, 07:01 PM
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گدا صفتی کیمیا گری داند
ز
Shaqayeq
28th October 2007, 07:36 PM
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان موم بیندیش که عنبر شده باشد
امید گشایش نبود در گره بخل
زان قطره مجو آب که گوهر شده باشد
ظ
Parisaa
29th October 2007, 10:54 AM
نتونستم پيدا كنم
زلف بر باد نده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مكن تا كني بنيادم
س
كمان
29th October 2007, 11:55 AM
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشي بود در اين خانه كه كاشانه بسوخت.
ن
Parisaa
29th October 2007, 11:59 AM
نرگس مست نوازش كن مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
ع
كمان
29th October 2007, 12:08 PM
عماري دار ليلي را كه مهد ماه در حكم است
خدا را در دل اندازش كه بر مجنون گذار آرد
ش
Parisaa
29th October 2007, 12:19 PM
شراب لعل كش و روي مه جنبيان بين
خلاف مذهب آنان جمال اينان بين
ج
كمان
29th October 2007, 12:22 PM
جرعه اي ده كه به ميخانه ارباب كرم
هر حريفي ز پي ملتمسي مي آيد
ا
ghoghnoos
29th October 2007, 01:28 PM
آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
parto
29th October 2007, 08:42 PM
خانومي چرا نگفتي با چي بگم...
من با حرف آخرت ميگم...
مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي
خداوندا تو مسئولي بر اين آغاز و پايانم ...
ج
Parisaa
29th October 2007, 09:18 PM
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهمم و سوگند میخورم
parto
29th October 2007, 09:24 PM
چرا حروف نمي گي خانومي؟؟؟
من باز مجبورم با حرف آخرت بگم ...
مي گويند شيشه ها احشاش ندارند
اما وقتي روي شيشه غيار گرفته اي نوشتم دوشتت دارم
آرام گريست ...
چ
Shaqayeq
29th October 2007, 09:50 PM
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
گ
Parisaa
29th October 2007, 10:14 PM
گفتا که لبم بگیر و زلم بگذار
در عیش خوش آویز نه در عمر دراز
م
Shaqayeq
29th October 2007, 10:16 PM
من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را
کی توانم برکشید از سینه پیکان تو را
گر بدینسان نرگس مست تو ساغر میدهد
هوشیاری مشکل است البته مستان تو را
ل
Tikvah
30th October 2007, 01:03 AM
لحن گندم منو تااینجا کشید
لحظه های سبزمو،ازم گرفت
روح من به مرزتاریکی رسید
منوباخستگیام تنها نذار
ف
كمان
30th October 2007, 07:13 AM
فرقست از اب خضر كه ظلمات جاي اوست
تا اب ما كه منبعش الهه اكبر است
و
Parisaa
30th October 2007, 09:52 AM
وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتواني
حاصل از حيات اي جان اين دمست تا داني
ك
flatliner
30th October 2007, 10:08 AM
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
ل
كمان
30th October 2007, 10:27 AM
لعل از كان مروت بر نيامد سالهاست
تابش خورشيد و سعي بادو باران را چه شد.
ص
Parisaa
30th October 2007, 10:29 AM
لبت باز نگير يك زمان از لب جام
تا بستاني كام جهان از لب جام
ب
كمان
30th October 2007, 10:53 AM
بسوخت اين دل خام و به كام دل نرسيد
به كام اگر برسيدي نريختي خوناب
ص
ghoghnoos
30th October 2007, 04:35 PM
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
ذ
KEANU REVEES
30th October 2007, 07:42 PM
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
ح
asma
30th October 2007, 08:39 PM
حسب حالی ننوشتی وشد ایامی چنر
محرمی کوکه فرستم به تو پیغامی چند
ع
KEANU REVEES
30th October 2007, 08:52 PM
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است
عاقلان ديوانه گردند از پی زنجير ما
م
asma
30th October 2007, 09:01 PM
میل رفتن مکن ای دوست ودمی با ما باش
بر لب جوی طرب جوی و به کف ساغر گیر
س
KEANU REVEES
30th October 2007, 09:05 PM
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار
دست در خون دل پرهنران میداری
ه
asma
30th October 2007, 09:11 PM
یا رب ان روی است و در پیراهنش بند کلاه
یا به گرد ماه تابان عقد پروین بسته اند
ق
parto
30th October 2007, 09:17 PM
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر يک شب هم شده از او پرستاري کنيد...
ح
KEANU REVEES
30th October 2007, 09:18 PM
حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز
اتحادیست که در عهد قدیم افتادست
ش
asma
30th October 2007, 09:27 PM
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام
بار عشق و مفصلی صعب است و می باید کشید
ذ
KEANU REVEES
30th October 2007, 09:28 PM
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
ل
asma
30th October 2007, 09:35 PM
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
ه
amir_s
30th October 2007, 09:52 PM
همان که ساغر زرین خور نهان کردند
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
س
asma
30th October 2007, 09:56 PM
ساقی سیم ساق ما گر همه درد می دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی کند
ب
Shaqayeq
30th October 2007, 09:59 PM
بيا برگرد تا خونه از عادتت سير نشده
تا نگام با يك نگاه تازه درگير نشده
بيا تا اومدنت دير نشده دلها دلگير نشده
تا هنوز فاصلهمون جوونه و پير نشده
ف
asma
30th October 2007, 10:11 PM
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان ازادم
ک
Shaqayeq
30th October 2007, 10:17 PM
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
asma
30th October 2007, 10:22 PM
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
عزیزم ننوشتی که با چه حرفی شروع کنم
asma
30th October 2007, 10:24 PM
ره نبردیم به مقصد خود اندر شیراز
خرم ان روز که حافظ ره بغداد کند
ر
Shaqayeq
30th October 2007, 10:38 PM
شرمنده
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ت
asma
30th October 2007, 10:42 PM
تنت به نازطبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت ازرده گزند مباد
چ
كمان
31st October 2007, 09:08 AM
چو كحل ببينش يا خاك آستان شماست
كجا رويم بفرما از اين جناب كجا
ك
parto
31st October 2007, 09:28 PM
کو پاي آنکه باز به کوي شما رسم
آنجا مگر به ياري باد صبا رسم...
ش
ANNA_HIV
31st October 2007, 09:40 PM
شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی کنجی و فراغتی و یک شیشهی می
چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی منت نبریم یک جو از حاتم طی
□
ع
Shaqayeq
31st October 2007, 10:01 PM
عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد
میان ما چو شمعی نور میداد
کجا شد ای عجب بیما کجا شد
غ
asma
1st November 2007, 02:18 PM
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند
ث
Hosein.M
1st November 2007, 06:52 PM
ثعديا !مرد نكونام نميرد هرگز
مرده انست كه نامش به نكويي نبرند.
بعدي با خ
ANNA_HIV
1st November 2007, 08:52 PM
خسته تن و خسته جان من !
دانم تو كيستي
دانم تو چيستي
يكعمر در سراچه دلتنگ زندگي ـ
مردانه زيستي
ظ
parto
1st November 2007, 09:19 PM
ظلمت من از روشنايي تو بزرگ تر است
پس خود را حرامم مکن
گ
ANNA_HIV
1st November 2007, 09:31 PM
گر سنگ ازين حديث بنالد عجب مدار
صاحبدلان حكايت دل خوش ادا كنند
ث
rastakhiz_tatu
2nd November 2007, 11:38 AM
ثنا و حمد بی پایان خدا را
که از لطفش پدید اورد ما را
خ
asma
2nd November 2007, 12:59 PM
خرابترزدل من غم تو جای نیافت
که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول
ی
tarane
2nd November 2007, 01:04 PM
ياد ما ميکن گهي پر بار خاطره نيستيم
با همه دير آمدن ها زود از دل مي رويم..
ف..
asma
2nd November 2007, 01:19 PM
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد
ص
parto
2nd November 2007, 08:13 PM
صد ره به رخ تو در گشودم من
بر تو دل خويش را نمودم من
ع
Shaqayeq
2nd November 2007, 10:00 PM
عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد
بس غرقه حال وصل کآخر
هم بر سر حال حیرت آمد
ذ
آواره
3rd November 2007, 02:56 PM
در گلستان خيالم ندهد هيچ گلي بوي تورا تو گل ناز مني از دور مي بوسم تو را
آواره
3rd November 2007, 02:58 PM
انسان حاصل لبخند خداوند است تبريك به تو كه زيبا ترين لبخند خداوندي
آواره
3rd November 2007, 02:59 PM
هيچ گاه فاصله ها حريف خاطره ها نمي شود..................................به يادتم
آواره
3rd November 2007, 03:00 PM
زندگي مثل گل يا پوچ با تو گل بي تو پوچ
آواره
3rd November 2007, 03:03 PM
اگر روزي دلت لبريز غم بود گذارت بر مزار كهنه ام بود بگو اين بي نصيب خفته در خاك يه روزي عاشق و ديوانه ام بود
ghoghnoos
3rd November 2007, 06:45 PM
آواره جان شما باید این مطالبو در جمله های زیبا مینوشتید
همونجوری که میبینید اینجا مشاعرست
ghoghnoos
3rd November 2007, 06:48 PM
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
ث
Parisaa
3rd November 2007, 09:14 PM
ثنا و حمد بی پایان خدا را
که از لطفش پدید اورد ما را
ف
ANNA_HIV
3rd November 2007, 09:23 PM
فارغ دل آن کسی که مانند حباب
هم در سر میخانه سرانداز شود
ل
asma
3rd November 2007, 09:44 PM
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
د
ANNA_HIV
3rd November 2007, 09:57 PM
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
ش
asma
3rd November 2007, 10:14 PM
شدم نشانه به سر گشتگی و ابروی دوست
کسید در خم چوگان خویش چون گویم
م
ANNA_HIV
4th November 2007, 08:20 AM
من باکمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
ح
Hosein.M
4th November 2007, 08:24 AM
حصاری از دو نسل نا هماهنگ
حصاری از زمین تا آسمانها
پدر در جذبه ی افکار خویشست
پسر مستی که هوشیاری نداند
زمان در دستشان چون ریسمانست
یکی این سو یکی آن سو کشاند
پدر با خشم می غرد به فرزند
که من پرورده ی دنیای خویشم
پسر چین بر جبین آرد که ای مرد
برو من در پی فردای خویشم
بعدي آ (به ياد آنا)
ANNA_HIV
4th November 2007, 08:35 AM
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بیتو چون خواهم خفت
بازم با ح
كمان
4th November 2007, 10:08 AM
حسرت نبرم به خواب اين مرداب
كارام درون شب خفته است.
غ
ANNA_HIV
4th November 2007, 11:08 AM
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
ج
Parisaa
4th November 2007, 11:53 AM
جهان برابر وي عيد از هلال و سمه كشيد
هلال عيد در ابروي يار بايد ديد
ت
ghoghnoos
4th November 2007, 12:50 PM
ترا هر جا که هستی وقت خوش باد
مرا قسمت به جز رنج و محن نیست
ق
asma
4th November 2007, 01:44 PM
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در ین کار به جان می کوشم
ت
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co