PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : کسی گفت.....


yasin
19th January 2007, 02:00 PM
و کسی گفت......

و کسی گفت بخسپید ، فرج در پیش است
کربلا را بگذارید که حج در پیش است
گفت ایام برات است ، مبادا بروید
وقت ذکر و صلوات است مبادا بروید
گفت ما از حضراتیم به ما تکیه کنید
مستجاب الدعواتیم ، به ما تکیه کنید
گفت ؛ جنگ و جدل از مرد دعا مپسند
ریگ در نعل فروهشته ی ما مپسند
بنشینید که آبی زفراتی برسد
شاید از اهل کرم خمس و زکاتی برسد
سفره باید کرد ... اما علم رفتن را
روضه باید خواند تا آب برد دشمن را

الغرض در همه ی قافله یک مرد نبود
یا اگر هم بود ، شایسته ی ناورد نبود
همه یخ های جهان ، را همه سنجیدیم
مثل دلهای فرو مرده ی ما سرد نبود
رنج اگر هست ، نه از جاده ازماندن هاست
ورنه سر باخته را زحمت سردرد نبود
آه ازان شب ، شب عصیان،که دراین تنگ آباد
غیر اواز گره خورده ی شبگرد نبود
آه از ان پیکار ، کز هیبت دشمن ما را
طبل و سرنا و رجز بود و هماورد نبود
یاد گار- آن علم سوخته - را گم کردیم
آخرین اتش افروخته را گم کردیم
در هفتاد رقم بتکده وا شد از نو
چهارده کنگر ه ی طاق بنا شد از نو
آنچه ان پیر فروهشت جوانان خوردند
گله را گرگ ندزدید، شبانان خوردند

یا محمد! نفسی سوخته در دل داریم
آتشی سرخ و بر افروخته در دل داریم
یا محمد ! شرر آلوده ی عصیا ن ماییم
تشنه تر ، خشک تر از ریگ بیابان ماییم
یا محمد !همه جز پوچی تکرار نبود
چارده قرن علم بودو علموار نبود
یا محمد ! شب طوریم بر آی از پس ابر
چشمراهان ظهوریم برای از پس ابر

وکسی گفت، چنین گفت ؛ کسی می آید
مده ای دل که مسیحا نفسی می آید
ما یقین داریم که ان سوی افق مردی هست
مرد اگر هست بدانید که ناوردی هست
ما نه مرداب، که جوییم، بیا برگردیم
و نمک خورده ی اوییم بیا برگردیم
نه در این کوه صدای همگان خواهد ماند
آنچه در هنجره ی ماست همان خواهد ماند
خسته منشین که حدیبیه ، حنینی دارد
عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد
دشنه بردار که بر فرق کسان باید کوفت
و قفس بر سر صاحب قفسان باید کوفت
هرزه هر بته که رویید به داسش بندیم
گرد خود هرکه بگردد به خراسش بندیم
سفر دشت غریبی است ، نفس تازه کنیم
آخرین جنگ صلیبی است نفس تازه کنیم
زخم وامانده ی خصم است ونمکدان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
کوه از هیبت ما ریگ روان خواهد شد
و کسی گفت چنین گفت ؛ چنان خواهد شد
شمع این مرقد اگرهست ، همین ما را بس
مذهب احمد اگر هست ، همین ما را بس