توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مجسمه سازی
FaitHleSs
23rd May 2009, 12:01 AM
جسمه سازی در ایران
در جوامع سنتی که گذر از سنت به مدرنیته از طریق ورود فرهنگ بیگانه شکل می گیرد و نه در گذر زمان و بستر آن جامعه، پدیده هایی ظهور می نماید که گاه عدم توجه به آن منجر به نتایج زیان بار می گردد.
در این خصوص تغییر نگرش هنر سنتی به هنر مدرن بیش از سایر جنبه های مدرنیته این ویژگی را مطرح می نماید. چرا که ورود اندیشه هنر مدرن در این جوامع غالباً از طریق آموزش دانشگاهی و به سرعت ممکن می گردد اما روند درک آن توسط مخاطب نیاز به پروسه ای طولانی در گذر زمان دارد که طی نشده است . در نتیجه گسست میان مخاطب و هنرمند نوگرا یکی از دستاوردهای این تحول است.
این گسست در میان بعضی از رشته های هنری به مراتب بیشتر قابل مشاهده است. از جمله چنین است اوصاف مخاطب مجسمه سازی در جامعه ایران، آثار موجود نشان می دهد که پیشینه ی مجسمه سازی در ایران به دلایلی چندان در خشان نیست. از طرفی اغلب مجسمه های ساخته شده در دهه های قبل نیز تجربه هایی است که در قرون گذشته در نقاط دیگر صورت گرفته است.
چنین است که این میراث بصری تنها این تعریف از مجسمه سازی را برای مخاطب عام ایرانی به ثبت می رساند که مجسمه یعنی یک سردیس یا تندیس از یک شخصیت. در مقابل اما آنچه حاصل آموزش های نوین مجسمه سازی در دانشکده های هنری است مفاهیم گسترده ای از مجسمه سازی مدرن با رویکردهای جدید ان است که گاه حتی برای خواص نیز غیر قابل درک است.
نتیجه آن که پروژه های دانشجویی در دانشگاه ها بایگانی می شوند اما مخاطب عام هم چنان تعریف سنتی خود را از مجسمه را دارد و به دنبال مصداق های عینی آن می گردد. ولیکن چنانکه گفته شد این مصداق ها دیگر ساخته نمی شوند چرا که نسل جوان مجسمه ساز، مجسمه سازی مدرن را پیش گرفته است و نتایج آن نیز فقط برای مخاطب خاص ارائه می شود.
نتایجی که هراز گاهی در یک نمایشگاه خصوصی و یا در یک بی ینال به نمایش گذاشته می شود.
در این میان مجسمه سازی شهری نیز که می تواند نقشی موثر برای ارتقاء ادراک مخاطب ایجاد کند دچار همین معضل است.
این عدم ارتباط بین مخاطب و مجسمه ساز معاصر عرصه را برای ارائه آثار سطح پائین تر فراهم می آورد که بهترین مصداق هایش آثار تزئینی و ویترین های مجسمه فروشی است. این ویترین ها اگر چه چندان مورد توجه قرار نمی گیرند اما در حقیقت در وضعیت کنونی بیش از هر عامل نقش موثر در این مهم ایفاء می کنند.
نقش این ویترین ها چنان است که حتی آثار ارائه شده در آنها لطمه ی شدیدی به مجسمه سازی تزئینی وارد کرده است. زیرا این گرایش از مجسمه سازی نیز تعریف خاص خود را دارد. این در حالی است که وضعیت این ویترین ها در جوامع صاحب مجسمه چنان است که بخشی از فعالیت آنها در راستای مجسمه سازی هنری است که در حقیقت بوسیله ی تکثیر مجسمه های هنری در تیراژ محدود و در اندازه های کوچک همراه با شناسنامه اثر جهت ارائه به مخاطب صورت می گیرد
اما در ایران اوضاع به گونه ای دیگر است. برای مثال همین ویترین ها که خود می تواند نقش یک گالری دائمی را برای مجسمه سازی ایفاء کند محلی است برای ترویج مجسمه سازی صرفاً تزئینی. اغلب آنها انباشته از آثاری هستند که یا کپی های ضعیفی از ماسک های آفریقایی است و یا مجسمه ی زنانی به سبک آثار مجسمه سازان قرنهای 16 و 17 و18 اروپا و یا مجسمه های فانتزی و طنز آمیزی که مرتب نیز تکثیر می شوند.
عابرین در جلوی ویترین این مغازه ها خواهند ایستاد و آثاری از این دست را به خانه های خود خواهند برد و بدینوسیله طی چند سال نزد مخاطبان این جامعه تعریف مجسمه با این گونه آثار مصداق پیدا می کند.
و بدین ترتیب مجسمه سازی هنری به حاشیه رانده می شود و مخاطبان آن منحصر به قشر خاصی می شود که گاه گاه در یک نمایشگاه کوچک گرد هم می آیند. چنین است که ما شاهد گفتگوی مجسمه و مجسمه ساز خواهیم شد. گفتگویی که مخاطب در آن نقشی ندارد.
FaitHleSs
23rd May 2009, 12:02 AM
آسیب شناسی مجسمه سازی ایران مخاطب، حلقه ی گمشده مجسمه سازی معاصر
در جوامع سنتی که گذر از سنت به مدرنیته از طریق ورود فرهنگ بیگانه شکل می گیرد و نه در گذر زمان و بستر آن جامعه، پدیده هایی ظهور می نماید که گاه عدم توجه به آن منجر به نتایج زیان بار می گردد.
در این خصوص تغییر نگرش هنر سنتی به هنر مدرن بیش از سایر جنبه های مدرنیته این ویژگی را مطرح می نماید. چرا که ورود اندیشه هنر مدرن در این جوامع غالباً از طریق آموزش دانشگاهی و به سرعت ممکن می گردد اما روند درک آن توسط مخاطب نیاز به پروسه ای طولانی در گذر زمان دارد که طی نشده است . در نتیجه گسست میان مخاطب و هنرمند نوگرا یکی از دستاوردهای این تحول است.
این گسست در میان بعضی از رشته های هنری به مراتب بیشتر قابل مشاهده است. از جمله چنین است اوصاف مخاطب مجسمه سازی در جامعه ایران، آثار موجود نشان می دهد که پیشینه ی مجسمه سازی در ایران به دلایلی چندان در خشان نیست. از طرفی اغلب مجسمه های ساخته شده در دهه های قبل نیز تجربه هایی است که در قرون گذشته در نقاط دیگر صورت گرفته است.
چنین است که این میراث بصری تنها این تعریف از مجسمه سازی را برای مخاطب عام ایرانی به ثبت می رساند که مجسمه یعنی یک سردیس یا تندیس از یک شخصیت. در مقابل اما آنچه حاصل آموزش های نوین مجسمه سازی در دانشکده های هنری است مفاهیم گسترده ای از مجسمه سازی مدرن با رویکردهای جدید ان است که گاه حتی برای خواص نیز غیر قابل درک است.
نتیجه آن که پروژه های دانشجویی در دانشگاه ها بایگانی می شوند اما مخاطب عام هم چنان تعریف سنتی خود را از مجسمه را دارد و به دنبال مصداق های عینی آن می گردد. ولیکن چنانکه گفته شد این مصداق ها دیگر ساخته نمی شوند چرا که نسل جوان مجسمه ساز، مجسمه سازی مدرن را پیش گرفته است و نتایج آن نیز فقط برای مخاطب خاص ارائه می شود.
نتایجی که هراز گاهی در یک نمایشگاه خصوصی و یا در یک بی ینال به نمایش گذاشته می شود.
در این میان مجسمه سازی شهری نیز که می تواند نقشی موثر برای ارتقاء ادراک مخاطب ایجاد کند دچار همین معضل است.
این عدم ارتباط بین مخاطب و مجسمه ساز معاصر عرصه را برای ارائه آثار سطح پائین تر فراهم می آورد که بهترین مصداق هایش آثار تزئینی و ویترین های مجسمه فروشی است. این ویترین ها اگر چه چندان مورد توجه قرار نمی گیرند اما در حقیقت در وضعیت کنونی بیش از هر عامل نقش موثر در این مهم ایفاء می کنند.
نقش این ویترین ها چنان است که حتی آثار ارائه شده در آنها لطمه ی شدیدی به مجسمه سازی تزئینی وارد کرده است. زیرا این گرایش از مجسمه سازی نیز تعریف خاص خود را دارد. این در حالی است که وضعیت این ویترین ها در جوامع صاحب مجسمه چنان است که بخشی از فعالیت آنها در راستای مجسمه سازی هنری است که در حقیقت بوسیله ی تکثیر مجسمه های هنری در تیراژ محدود و در اندازه های کوچک همراه با شناسنامه اثر جهت ارائه به مخاطب صورت می گیرد.
اما در ایران اوضاع به گونه ای دیگر است. برای مثال همین ویترین ها که خود می تواند نقش یک گالری دائمی را برای مجسمه سازی ایفاء کند محلی است برای ترویج مجسمه سازی صرفاً تزئینی. اغلب آنها انباشته از آثاری هستند که یا کپی های ضعیفی از ماسک های آفریقایی است و یا مجسمه ی زنانی به سبک آثار مجسمه سازان قرنهای 16 و 17 و18 اروپا و یا مجسمه های فانتزی و طنز آمیزی که مرتب نیز تکثیر می شوند.
عابرین در جلوی ویترین این مغازه ها خواهند ایستاد و آثاری از این دست را به خانه های خود خواهند برد و بدینوسیله طی چند سال نزد مخاطبان این جامعه تعریف مجسمه با این گونه آثار مصداق پیدا می کند.
و بدین ترتیب مجسمه سازی هنری به حاشیه رانده می شود و مخاطبان آن منحصر به قشر خاصی می شود که گاه گاه در یک نمایشگاه کوچک گرد هم می آیند. چنین است که ما شاهد گفتگوی مجسمه و مجسمه ساز خواهیم شد. گفتگویی که مخاطب در آن نقشی ندارد.
FaitHleSs
23rd May 2009, 12:02 AM
فهرست مجسمه سازان ایرانی
شهرام انتخابی
شهرام انتخابی، هنرمند در سال ۱۹۶۳ در بروجرد متولد شده و اکنون در برلین اقامت دارد.
انتخابی آثاری به سبک هنر چیدمان دارد.
علیاکبر صنعت
علیاکبر صنعتی (۱۲۹۵ - ۱۳۸۵) نقاش و مجسمهساز ایرانی. «او تنها هنرمند ایرانی است که دو موزه به نامش ثبت شدهاست: موزه صنعتی کرمان و موزه هلالاحمر در میدان توپخانه تهران.» صنعتی یکی از مجسمهسازان قدیمی عصرجدید ایران است او شاگرد ابوالحسنخان صدیقی بود. صنعتی تا پایان عمر عضو پیوستهٔ فرهنگستان هنر ایران باقی ماند.
زندگی
علیاکبر صنعتی در ۱۲۹۵ در کرمان بهدنیا آمد. پدرش در پایان جنگ جهانی اول به دلیل ابتلا به بیماری طاعون درگذشت و مادرش که توانایی تامین مخارج زندگی او را نداشت علیاکبر را به پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد.
موسس این پرورشگاه حاج علیاکبر صنعتیزاده برای اینکه بچههای پرورشگاه بتوانند تحصیل کنند نام خانوادگی خود را به روی آنها میگذاشت و نام سیدعلیاکبر صنعتی نیز به همین دلیل نام قانونی علیاکبر شد.
ژاله طباطبائی
طباطبایی (طباطبایی)، زاده ۱۳۰۹ در تهران، نقاش، مجسمهساز، شاعر و نمایشنامهنویس ایرانی بود. او «نگارخانه هنر جدید» را که اولین نگارخانه (گالری) ایران و یکی از مراکز فرهنگی مهم زمان خود بود تاسیس کرد. ژاله خود نام خویش را «تباتبایی» امضا میکرد. وی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.شهرت امروز او بیشتر برای فیگورهای خلاقانه و مجسمههای فلزی است که با جفتکاری (اَسِمبلاژ) قطعات فلزی ماشینآلات صنعتی و اتومبیلها ساختهاست. سبک او به هنر سقاخانهای نزدیک است و شیر-زنها و خورشیدها از موضوعاتی است که اغلب در کارهای وی تکرار میشوند. به همین دلیل از او به همراه تنی چند از نقاشان معاصر ایرانی به عنوان پیشگامان مکتب سقاخانه در ایران یاد میشود که در اوایل دهه چهل شمسی شکل گرفت و شاید نخستین مکتب نقاشی منسجم ایرانی باشد.
آثار ژاله
آثار نقاشی و مجسمه ژازه در موزهها و کلکسیونهای شخصی مانند موزه لوور در پاریس، موزه متروپولیتن نیویورک، موزه هنرهای معاصر تهران، گالری سیحون در تهران، پریوات کلکسیون در آلمان، مجموعه شخصی فرح دیبا، مجموعه شخصی امیرعباس هویدا و مجموعه شخصی جیمی کارتر قرار دارند.
در سال ۱۳۴۶ خسرو سینایی کارگردان سینما فیلمی از آثار ژازه تهیه کرد که «شرح حال» نام دارد در سال ۱۳۷۶ نیز فیلم دیگری با نام«کوچه پاییز» درباره زندگی این هنرمند ساخت.
آثار ژازه تا کنون در کشورهایی مختلفی از جمله بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، یونان، آلمان، ترکیه، هند، چین و آمریکا به نمایش در آمده و ۱۰ جایزه بینالمللی را از آن او کردهاست.
سالهای پایانی عمر
ژازه در سالهای اخیر در کشور اسپانیا زندگی میکرد و اوقات کمی از سال در ایران بود. وی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ در سن ۷۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
محمود پورنصری نژاد
محمود پورنصری نژاد (۱۳۴۹ - ) مجسمهساز گیلانی مقیم رشت است. او فارغ التحصيل رشته مجسمه سازي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و برنده جايزه از دومين دوسالانه مجسمه سازي تهران استب عضی از کارهای او از قرار زیر است:
یادمان و نیم تنه دکتر ابراهیم حشمت (از سران نهضت جنگل) که در میدانی به همین نام در مقابل بانک ملی مرکزی رشت نصب گردیده است.
یادمان و نیم تنه چهار تن از مشاهیر علمی گیلان دکتر محمود بهزاد ، پروفسور مجید سمیعی ، پروفسور حسن اکبرزاده ، پروفسورفضل الله رضا واقع در سبزه میدان رشت.
نیم تنه شیون فومنی (شاعر فارسی گو و گیلکی سرای معاصر) واقع در سبزه میدان رشت.
-نیم تنه محمود نامجوی (کشتی گیر و وزنه بردار نامی ایران) واقع در بلواری به همین نام و در نبش ورزشگاه شهید عضدی رشت
ابوالحسن صدیقی
ابوالحسنخان صدیقی، (۱۲۷۳ - ۱۳۷۴) نقاش و مجسمهساز برجستهٔ ایرانی و از شاگردان کمالالملک بود. مجسمه فردوسی در میدان فردوسی و مجسمه خیام در پارک لاله تهران و مجسمه نادرشاه افشار در مشهد و طرح چهره ابوعلی سینا از کارهای برجستهٔ او هستند.
ابوالحسنخان صدیقی در سال ۱۲۷۳ خورشیدی در محلهٔ عودلاجان تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا باقرخان صدیقالدوله از اهالی نور مازندران بود اما سالها قبل از تولد ابوالحسن به تهران آمده بودند و ساکن عودلاجان شده بودند که آن زمان از محلات اعیاننشین پایتخت محسوب میشد. ابوالحسن در هفت سالگی به مدرسهٔ اقدسیه رفت که از مدارس جدید بود و سعیدالعلمای لاریجانی آن را بنیان گذاشته بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل به مدرسهٔ آلیانس رفت و در آنجا بدون این که استاد نقاشی داشته باشد شروع به نقاشی کرد؛ نقاشیهای او روی دیوارهای مدرسه اعتراض مدیران مدرسه را در پی داشت.
هر چند خانواده اشرافی او آرزوهای دیگری برایاش میپروراند و پدرش تمایل نداشت که فرزندش به نقاشی روی آورد[اما علاقهٔ بیش از حد ابوالحسن به نقاشی و طراحی موجب شد درس را در سال آخر مدرسه رها کند و همراه دوستش علیمحمد حیدریان نزد کمالالملک غفاری برود و بر سر کلاس درس او در مدرسهٔ صنایع مستظرفه حاضر شود. پس از سه سال تحصیل در سال ۱۲۹۹ با درجهٔ ممتاز دیپلم گرفت و در همان مدرسه به عنوان معلم مشغول تدریس شد. شاگرد برجستهٔ او علیاکبر صنعتی در مورد این دوران مینویسد: [ابوالحسن] «... در کار هنرآفرینی آنچنان خوش میدرخشد که به روایت مرحوم اسمعیلخان آشتیانی، آقا کمالالملک اغلب از سر طنز و تشویق شاگرد، او را آمیرزا ابولحسنخان رقیب صدا میکرد!»
در سال ۱۳۲۹ صدیقی به انجمن آثار ملی پیوست در این دوران او چهرهنگاری از مشاهیر علمی و ادبی ایرانی را به انجام رساند و مجسمههای ماندگاری از این مشاهیر ساخت. چهرهنگاری از سعدی، بوعلی سینا، فردوسی و حافظ حاصل این دوران است.
او سرانجام در سال ۱۳۴۰ از دانشگاه تهران بازنشسته شد اما تمام هم و غم خود را به مجسمهسازی اختصاص داد. با سفر به ایتالیا موفق شد مجسمههای ماندگاری در ایتالیا بسازد. مجسمه نادر و همراهاش در آرامگاه نادرشاه مشهد و مجسمه فردوسی در میدان فردوسی تهران و مجسمه خیام پارک لاله تهران هم حاصل این سالها است.در جریان انقلاب ۱۳۵۷ مجسمه خیام آسیب جدی دید و به دلیل پرتاب سنگ به این مجمسه صورت و انگشتاناش شکست در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گروهی ناشناس سر مجسمهٔ فردوسی را از تن جدا کردند که بعدها مرمت شد.در هنگام وقوع انقلاب، صدیقی در ایتالیا در کار ساختن مجسمهٔ امیرکبیر بود، ماکت گچی مجسمه تمام شده بود که مسئولین دولت حکومت جدید از پرداخت هزینههای بعدی سرباز زدند و مجسمهٔ برنزی که قرار بود ساخته شود هرگز ساخته نشد. این ماکت گچی که ۲۲۵ سانتیمتر ارتفاع دارد هماکنون در ریختهگری در میلان ایتالیا قرار دارد. صدیقی بعد از مدتی به ایران بازگشت و سالهای پایانی را در سکوت و انزوا بهسر برد. در هشتم تیر ۱۳۷۱ همسرش نیز درگذشت. در سال ۱۳۷۰ کمیسیون ملی یونسکو در ایران تصمیم گرفت از آثار صدیقی عکسبرداری کند و کتابی در این زمینه منتشر کند. کتاب در سال ۱۳۷۳ منتشر شد صدیقی یک سال پس از انتشار این کتاب در ۲۰ آذر ۱۳۷۴ درگذشت.
پس از مرگ برای او مجالس بزرگداشتی برگزار شد، نیز سفارش ساخت مجسمهای از او به فرزندش فریدون صدیقی داده شد که این تندیس نیمتنه هماکنون در دانشکده هنرهای زیبا قرار دارد.
ابولحسن صدیقی مجموعاً ۸۳ مجسمه ساختهاست که از بین آنها، تعدادی که اطلاعات دقیقی در موردشان ثبت شده، در فهرست زیر آمدهاست؛ علاوه بر آن او به ساخت مجسمههایی از سرشناسان معاصر ایران نیز پرداختهاست. از جمله مجسمهٔ رضاشاه و محمدرضا پهلوی و تقیزاده (برای مجلس شورای ملی) دکتر حبیبی (یکی از روسای دانشکده کشاورزی)، بیات، کاشفالسلطنه (مجسمه در لاهیجان است) مجسمهٔ مرحوم ساعی، امام قلی خان (حاکم فارس در زمان شاه عباس صفوی) در میدان مرکزی شهر قشم.
سال نام جنس ارتفاع (سانتیمتر) محل نگهداری
۱۳۰۳ نیمتنهٔ دختربچه گچ فرنگی ۲۰ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۰۵ سیاه نیزن (حاج مقبل) گچ فرنگی پاتینه شده ۹۳ موزه هنرهای ملی
۱۳۰۵ نیمتنهٔ حاج مقبل گچ فرنگی پاتینه شده ۶۳ موزهٔ هنرهای ملی
۱۳۰۷ نیمتنهٔ زن جوان سنگ مرمر یزد ۳۵ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۱۲ نیمتنهٔ پیرمرد گچ فرنگی ۶۷ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۱۲ نیمتنهٔ جوان (ابوالقاسم) گچ فرنگی ۶۴ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۱۲ نیمتنهٔ خدمتکار خانه (ننه حسین) گچ فرنگی پاتینه شده ۳۰ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۱۲ نیمتنهٔ پیرمرد سنگ مرمر یزد ۵۱ مجموعه خصوصی
۱۳۱۲ مجسمهٔ فردوسی سوار بر سیمرغ گچی ۱۶۰ از میان رفته!
۱۳۱۳ نیمتنهٔ ابوالقاسم فردوسی گچی ۷۰ از میان رفته!
۱۳۱۷ نیمتنهٔ نادرشاه سنگ مرمر یزد ۷۰ موزه توس مشهد
۱۳۱۹ مادر استاد (شاجان) گچ فرنگی پاتینه شده ۳۳ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۲۱ چهار نقش برجسته از قضات ایران سنگ سفید سپری ۱۸۰×۹۰ کاخ دادگستری تهران
۱۳۲۲ میرزا تقیخان امیرکبیر گچ فرنگی پاتینه شده ۲۲۰ مدرسه دارالفنون
۱۳۲۳ فرشتهٔ عدالت[۲۶] سنگ مرمریت ۲۲۰ کاخ دادگستری تهران
۱۳۲۵ نقش برجستهٔ سه خوان از شاهنامه فردوسی سنگ سپری ۸۵×۴۳۰ سردر زورخانه بانک ملی ایران
۱۳۳۰ شیخ اجل سعدی سنگ مرمریت ۲۸۵ میدان سعدی شیراز
۱۳۳۳ حکیم ابوعلی سینا سنگ مرمریت ۲۸۵ میدان آرامگاه ابوعلی سینا همدان
۱۳۳۵ نادرشاه و سربازانش ریختهگری برنز سوخته ۷ متر آرامگاه نادرشاه مشهد
۱۳۳۷ نیمتنهٔ برادر استاد گچ فرنگی ۴۴ مجموعهٔ خصوصی
۱۳۴۷ نقش برجستهٔ نیمرخ استاد کمالالملک غفاری سنگ مرمریت ۶۰×۶۵ آرامگاه خیام، نیشابور
۱۳۴۷ حکیم ابوالقاسم فردوسی سنگ مرمر کارارا ۱۸۵ میدان فردوسی ویلا بورگز رم
۱۳۴۸ حکیم ابوالقاسم فردوسی سنگ مرمر کارارا ۱۸۵ آرامگاه فردوسی توس
۱۳۴۹ نیمتنهٔ خیام سنگ مرمر کارارا ۹۰ آرامگاه خیام نیشابور
۱۳۵۰ حکیم ابوالقاسم فردوسی سنگ مرمر کارارا ۳ متر میدان فردوسی تهران
۱۳۵۵ ماکت امیرکبیر گچی ۲۲۵ ریختهگری میلان ایتالیا
۱۳۵۴ حکیم عمر خیام سنگ مرمر کارارا ۱۸۵ پارک لاله تهران
۱۳۵۶ مجسمهٔ سواره یعقوب لیث صفاری (شهره به رستم) برنز ۴۵۰ میدان مرکزی زابل
نقاشیها
صدیقی نقاش آثار برجستهای از خود بهجا گذاشته و طرحهای او از چهرهٔ بزرگان ادبیات کلاسیک فارسی چهرهٔ آنان را تثبیت کردهاست. علاوه بر آن دو تابلو از وی در موزه سعدآباد بوده و یک تابلو بزرگ به طول ۷ متر و ارتفاع ۳ متر از او در سفارت ایران در پاریس است. این تابلو چهرهٔ اولین ایلچیخان ایران (سفیر ارران) در دربار لویی شانزدهم است.
وی در سالهایی که در اروپا بود ضمن نقاشی کشیدن از مناظر اروپا در موزهٔ لوور از روی آثار رافائل، رامبرانت، روبنس، انگر... تابلوهایی با شباهت بسیار به تابلوهای اصلی کپی کردهاست. تابلوی روبنس بر اثر سهلانگاری از بین رفتهاست اما کپی درخشان او از تابلوی مریم و عیسی اثر رافائل در اختیار فرزند او فریدون صدیقی است. به گفته وی این هنرمند «یک تابلوی تمام قد فرشته دختر چشمه (سورس) دارد و چون این تابلو خیلی عریان است آدم هر جایی نمیتواند آنرا نمایش دهد!»
صدیقی اغلب تابلوهای خود را با آبرنگ و رنگ روغن کشیدهاست.
طرحها
چهره ابوعلیسینا بصورت سیاه قلم روی کاغذ (سال ۱۳۲۴) که همکنون به عنوان چهره رسمی ابوعلی سینا شناخته شده است.طرحهای صدیقی از بزرگان ادبیات فارسی به عنوان طرحهای تثبیت شدهای از چهره آنان رواج پیدا کردهاست. بهویژه طرح چهرهٔ بوعلی سینا و سعدی و فردوسی. در مورد طراحی چهرهٔ ابنسینا در سال ۱۳۲۳ گروهی کارشناس تشکیل میشود و طراحی چهره به عهدهٔ ابولحسن صدیقی گذاشته میشود؛ او در اردیبهشت ۱۳۲۴ تصویری تمام چهره با قلم سیاه طراحی کرد و در بیست و یکمین جلسهٔ انجمن آثار ملی این تصویر تصویب شد و بر روی اوراق بختآزمائی ابنسینا چاپ شد. در دی ۱۳۲۷ طرح نیمرخ همان طرح تمامرخ نیز توسط صدیقی کشیده شد و در چاپ تمبر و مدال و موارد مشابه مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۲۸ گروه شش نفری که در آن هوشنگ سیحون و ابولحسن صدیقی نیز حضور داشتند برای نبش قبر بوعلی سینا به همدان رفتند، پس از نبش قبر جمجمهٔ بوعلی سینا مورد بازدید این افراد قرار گرفت، پس از ساختن آرامگاه جدید بوعلی اسکلت وی بار دیگر در آرامگاه جدید به خاک سپرده شد. پس از آن صدیقی از طرف انجمن آثار ملی ماموریت پیدا کرد که مجسمهای از بوعلی سینا بسازد؛ این مجمسه نیز در ۱۳۳۳ ساخته شد و هماکنون در میدان بوعلی سینا در شهر همدان قرار دارد.
سال نام نوع ابعاد
۱۳۰۹ پرترهٔ هنرمند در جوانی، فلورانس ایتالیا مدادرنگی روی کاغذ ۳۰×۲۰
۱۳۱۰ پرترهٔ هنرمند در جوانی، پاریس آب مرکب روی کاغذ ۲۴×۱۶
۱۳۱۰ چشماندازی از فلورانس، ایتالیا سیاه قلم روی کاغذ ۲۵×۱۵
۱۳۱۰ اسکله گوندولهها در ونیز، ایتالیا سیاه قلم روی کاغذ ۲۰×۱۵
۱۳۱۰ لنگرگاه مخصوص گوندولهها در ونیز، ایتالیا سیاه قلم روی کاغذ ۲۰×۱۵
۱۳۲۴ چهره ابوعلی سینا سیاه قلم روی کاغذ
۱۳۲۸ نیمرخ بوعلی سینا سیاه قلم روی کاغذ ۳۵×۴۸
۱۳۲۸ پرتره سعدی سیاه قلم روی کاغذ ۳۵×۴۸
۱۳۳۰ پرتره زن جوان، رم ایتالیا مدادرنگی روی کاغذ ۲۱×۲۱
۱۳۵۰ پرتره حافظ ۱۱۰×۷۰
رنگ روغن
سال نام ابعاد
۱۳۰۳ پرتره ننهحسین، خدمتکار باوفای مادر استاد ۴۰×۳۲
۱۳۰۴ پرتره خواهر استاد ۵۵×۴۶
۱۳۰۶ کپی از تابلوی مریم و عیسی اثر رافائل ۸۵×۸۵
۱۳۰۶ پرترهٔ مریم، استاد علیمحمد حیدریان و استاد ابوالحسن صدیقی (پروژه دیپلم مدرسه کمالالملک) ۴۵×۳۰
۱۳۰۷ منظرهای از لتیان، اطراف تهران ۵۰×۳۳
۱۳۰۷ شمایل علی ۴۰×۳۰
۱۳۰۷ منظرهای از دهکدهٔ دماوند ۵۰×۳۳
۱۳۰۷ پرتره هنرمند در جوانی ۵۵×۴۸
۱۳۰۹ پرتره هنرمند در جوانی، فلورانس ایتالیا ۲۷×۱۸
۱۳۰۹ دو چشمانداز از میدان سان مارکو ونیز-ایتالیا ۴۱×۳۴
۱۳۰۹ پرتره هنرمند در جوانی، ونیز- ایتالیا ۸۲×۶۵
۱۳۰۹ دهکدهای کنار رود سن- پاریس
۱۳۰۹ پرتره هنرمند در ونیز- ایتالیا ۴۰×۳۳
۱۳۰۹ دهکدهای در نزدیکی فلورانس- ایتالیا ۴۵×۳۵
۱۳۰۹ چشماندازی از جنوب فرانسه
۱۳۰۹ رختشویخانهای در پاریس ۴۲×۳۵
۱۳۰۹ پرتره هنرمند در مارسی- فرانسه ۷۰×۵۵
۱۳۱۰ پرتره هنرمند در جوانی ۳۳×۲۵
۱۳۱۰ کپی از یک اثر رامبراند (تصویر خود رامبراند) ۵۶×۳۵
۱۳۱۲ پرتره همسر هنرمند (نیمهکاره) ۷۰×۵۳
۱۳۳۷ اقامتگاه هنرمند در مونتیپاریولی- رم – ایتالیا ۴۰×۳۰
۱۳۳۹ چشماندازی از مونتیپاریولی- رم- ایتالیا ۸۴×۶۲
۱۳۵۵ چشماندازی از مونتیپاریولی- رم- ایتالیا ۵۰×۳۵
آبرنگ
سال نام ابعاد
۱۳۰۷ کلیسای نتردام، پاریس ۲۹×۲۱
۱۳۰۸ چشمانداز یک پارک در پاریس ۳۰×۲۲
۱۳۰۸ منظرهای خارج از پاریس ۵۲×۳۸
۱۳۰۹ چشماندازی از رود سِن- پاریس ۳۰×۲۲
۱۳۰۹ دورنمایی از شهر قدیمی ونیز- ایتالیا ۵۳×۳۸
۱۳۰۹ چشماندازی از دهانهٔ ورودی کانال گرانده- ونیز- ایتالیا ۵۴×۳۸
۱۳۰۹ منظرهای نزدیک مارسی- فرانسه ۴۹×۳۹
۱۳۰۹ چشماندازی از جنوب فرانسه ۵۷×۴۲
۱۳۰۹ یکی از لنگرگاههای ونیز- ایتالیا ۲۹×۲۱
۱۳۰۹ چشماندازی از محلهای قدیمی در شهر پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۰۹ دورنمایی از طبیعت- جنوب فرانسه ۳۰×۲۲
۱۳۰۹ دهکدهای در نزدیکی پاریس ۳۰×۲۲
۱۳۰۹ منظرهای از اطراف پاریس ۲۹×۲۲
۱۳۰۹ دورنمایی از اطراف پاریس ۵۱×۳۹
۱۳۰۹ چشمانداز محلهای قدیمی در شهر پاریس ۳۰×۲۲
۱۳۰۹ دورنمای محلهای قدیمی در شهر پاریس ۴۶×۴۱
۱۳۰۹ دورنمای محلهای قدیمی در شهر پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۱۰ دورنمای کلیسایی در ونیز- ایتالیا ۳۰×۲۲
۱۳۱۰ دورنمایی از ونیز- ایتالیا ۳۰×۲۲
۱۳۱۰ دورنمایی از سان مارکو- ونیز- ایتالیا ۵۴×۳۸
۱۳۱۰ دورنمایی از بندر ونیز- ایتالیا ۵۴×۳۸
۱۳۱۰ پلی بر رود سن- پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۱۰ دورنمای محلهای قدیمی در شهر پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۱۰ منظرهای از رود سن- پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۱۰ چشماندازی از ونیز- ایتالیا ۵۴×۳۸
۱۳۱۰ چشماندازی از رود سن- پاریس ۵۲×۴۲
۱۳۱۰ دورنمای محلهای قدیمی در شهر پاریس ۵۴×۳۸
۱۳۱۰ چشماندازی از جنوب فرانسه ۵۴×۳۸
۱۳۱۰ میدان سن مارکو- ونیز- ایتالیا ۳۰×۲۲
۱۳۱۰ کلیسایی در شهر پاریس ۲۵×۱۵
۱۳۳۰ پل سن مارتین و کانال گرانده- ونیز- ایتالیا ۲۹×۲۱
آثار از میان رفته
۱۳۰۴ - مجسمه سنگی «ونوس دمیلو» اولین مجسمه سنگی ساخته شده توسط صدیقی که به احمدشاه اهدا شده بود هرگز یافت نشد.
۱۳۱۲ - مجسمه گچی فردوسی سوار بر سیمرغ (با همکاری حسنعلی وزیری). ارتفاع حدود ۱۶۰ سانتیمتر.۱۳۱۳ -نیمتنه گچی حکیم ابولقاسم فردوسی.ارتفاع:۷۰ سانتیمتر
تندیس تمامقد ملک المتکلمین از سنگ مرمر. (تا سال ۱۳۷۸ در پارک شهر قرار داشت و پس از آن به انبار سازمان پارکها منتقل شد. در خرداد سال ۱۳۸۵ اعلام شد این مجسمه گم شدهاست.)
[ویرایش] نشانها و افتخارات
هنگام پردهبرداری مجسمهٔ فردوسی در ویلا بورگز رم رئیس جمهور وقت ایتالیا کورونسکی نشان «کومن داتور» که نشان اول هنر در ایتالیا را به او هدیه داد
پرویز تناولی
پرویز تناولی، هنرمند و مجسمهساز مشهور ایرانی است. وی همکنون ساکن کشور کانادا است.
اثر پرسپولیس وی در حراج کریستی در دبی، به مبلغ دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلار بفروش رفت که در تاریخ حراج کریستی در خاورمیانه، رکوردی بیسابقه است.
از دیگر آثار وی میتوان به اثر شاعر ایستاده اشاره کرد.
چنگیز شهوق
FaitHleSs
23rd May 2009, 12:04 AM
شیر سنگی
شیرهای سنگی مجسمههایی هستندکه درگذشته توسط سنگ تراشها به شکل شیر تراشیده میشدند و اغلب، آنهارا بر روی قبر افراد شجاع و دلیر ایل بختیاری قرار میدادند.
در گویش بختیاری به این مجسمهها برد شیر میگویند. منطقه بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که اولین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفت. وی توانست از تمامی شیرهای سنگی اطلسی را با مشخصات کامل تهیه نماید. این مجسمههای شیری هنوز در قبرستانهای قدیمی بختیاری دیده میشوند.
شهر هفشجان درگذشته یکی از مراکز مهم شیرتراشی بودهاست و اکنون تعدادی از سنگ تراشهای قدیمی در هفشجان در قید حیاتند. شیرهایی که در قبرستانهای هفشجان باقی ماندهاست، از زیباترین و خوش نقشترین شیرهای سنگی محسوب میشوند
[Only registered and activated users can see links]
FaitHleSs
23rd May 2009, 12:04 AM
نگاهي كوتاه به تاريخ هنر مجسمهسازي
تاريخچه مجسمهسازي به اولين ساختههاي دست بشر برميگردد؛ يعني انسانهاي نخستين كه شروع كردند به ساختن ظروف مستعمل و دريافتند اين ظروف لازم است زيبا هم باشد.
آنها به ظروف علاوه بر آنكه جنبه كاربري داشت، اشكال تصويري دادند كه فرمهاي اوليه مجسمه را هم داشت.
به تدريج هنرمندان بزرگ در ساخت تنديسها و نقاشيهايشان از هنر سفال ايراني الهام گرفتند و اين در طول تاريخ بارور شد؛ تا پيداش حكومتهاي بزرگي چون يونان و روم كه با توجه به فلسفه اعتقادي كه داشتند. به عنوان مثال در يونان پرستش خدايان المپ، به ساخت تنديس و مجسمه روي آوردند و اين هنر رايج شد و مجسمه به شكل بت ستايش شد.
در اسلام، جهاد ابراهيمي بود كه بتها شكسته شد و در طول تاريخ اينگونه تلقي شد كه مبادا مجسمهها به عنوان بت ستايش شود.
اين امر باعث شد كه ساخت مجسمههاي واقعگرايانه در ايران متروك شود؛ هر چند در عصر فعلي اين منع تاريخي تا حدود زيادي برداشته شده است. چون تفكر امروزي ديگر مجسمه را به عنوان بت تلقي نميكند و مردم به وحدانيت رسيدهاند.
مهران صدرالسادات - مسؤول اداره هنرهاي تجسمي فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي ـ در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با انتقاد از تفكر موجود نسبت به هنر مجسمهسازي گفت: مجسمهسازي ساخت مشاهيرسازي كه در واقع نوعي هنر دروغين است، نميتواند باشد و ما از گذشتههاي دور تا سالهاي اخير در مورد اين هنر راه خطا رفتهايم.
وي افزود: تعريف مشاهير در يك شكل مادي و ظاهري كه كاملا تصنعي ميباشد، درست نيست.
او معتقد است: ميتوان عمق افكار انديشمندان و بزرگان را در قالب اشكال سه بعدي نشان داد و با استفاده از طرحهاي نمادين كه بيانگر مفاهيم و سمبولي از آن شخصيت ميباشد، عرضه كرد.
اين هنرمند و نقاش مشهدي تصريح كرد: چون مجسمهاي كه بخواهد شكل رئاليستي و واقعگرايي داشته باشد، به لحاظ شرعي منع شده است، استفاده از اشكال نمادين و سمبوليك (كه هيچ منع شرعي نميتواند داشته باشد) كه از نظر فرهنگي پذيرفته است، ميتواند با تحولات هنر معاصر در جهان خارج همگام باشد.
وي گفت: ساخت تنديسها و مجسمههاي رئاليستي مربوط به قرون گذشته است و حتا در جهان خارج هم كنار گذاشته شده است. از طرفي ما نميتوانيم در اين زمينه قدرت هنرمنداني چون ميكلانژ و... را داشته باشيم؛ چون آنها در يك پروسه تاريخي اين كار را انجام دادهاند.
او اضافه كرد :اين امر در اوج دوره رنسانس قرن 15 كه در حال حاضر 500 سال از آن زمان ميگذرد اتفاق افتاد و ما حداقل از نظر تاريخ هنر مجسمه سازي دوهزار سال عقبيم؛ يعني ما در طول تاريخ تمدن كشورمان، 8 مجسمه معروف با جنبه واقع گرايي نداريم.
وي يادآور شد: با اين وجود الگو بودن شيوه واقعگرايي و ساخت تصنعي از شخصيتهاي تاريخي علاوه بر اينكه شيوه مردودي است، از نظر منتقدان و مورخان هنري هم به لحاظ تكنيكي چون فاقد سابقه و پيشينه هنري در اين زمينه هستيم، غير قابل قبول است.
او با تاكيد بر اينكه ما ميتوانيم هنر ناب مجسمهسازي را در كشورمان احيا كنيم، گفت: ايرانيان قبل از اسلام به وحدانيت قائل بودند و هيچ گاه در فرهنگ ما ستايش خدايان رايج نبوده، ولي در فرهنگ غرب آنان خدايان را در صور انساني تجسم ميكردند؛ لذا مجسمههايشان را ميساختند.
صدرالسادات با اذعان بر اين كه ميتوان با بهكارگيري نيروهاي تربيت شده خلاق و جوان كه به المانهاي شهري آشنا هستند، فضاي شهر را زيبا ساخت، گفت: نبايد هر تنديس و يادمان در سطح شهر نصب شود و با مخدوش كردن ذهن مردم نوعي بدسليقگي را بر ذهن عوام اشاعه داد.
وي افزود: بر اساس قانون اگر قرار باشد در هر شهري يك تنديس در يك ميدان يا فضاي شهر نصب شود. ميبايد قبل از اجرا، طرح و ماكت آن به شوراي متشكل از كارشناسان فني در تهران ارسال شود؛ تا بعد از رويت طرح، اعلام نظر صورت گيرد كه متاسفانه اين كار صورت نميگيرد.
وي گفت: گويي در هر منطقهاي ماملوك الطوايفي داريم كه هر كس بخواهد ميتواند اين كار را خودش انجام دهد.
اين هنرمند با بيان اينكه چرا نميخواهيم از نظرهاي تخصصي و كارشناسانه استفاده كنيم، گفت: مساله زيباسازي شهر تنها مساله استتيك نيست، بلكه يك مساله فرهنگي است.
وي يادآور شد: دستورالعمل نحوه نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه يا يادمان در ميادين و اماكن عمومي، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و تمام مسوولين شهري بايد طبق اين آئين نامه، ضوابط اجرايي را رعايت كنند.
مهران صدرالسادات، مجسمه، تنديس و يادمان را مكمل زيبايي شهري دانست و گفت: امروزه در شهرسازي، فضاهاي شهري بايد بهوسيله اين طرحهاي حجمي زيباسازي شود و ما نميتوانيم اينها را از معماري شهري جدا كنيم.
وي زيباسازي شهري را يك اولويت دانست و گفت: بايد منظر و سيماي شهر به گونهاي باشد كه مردم از تماشاي طرحهاي حجمي لذت ببرند و از نظر بصري برايشان نيرو بخش باشد.
مسؤول هنرهاي تجسمي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي با بيان اينكه يك طرح حجمي ميتواند شناسنامه آن شهر باشد، گفت: طرح حجمي ميدان آزادي تهران به صورت نماد شهر تهران در آمده است كه ميتوان اين نماد را در شهر مشهد با احداث يك طرح حجمي يا يادماني كه بيانگر بعد ديني - ملي و مذهبي شهرستان مشهد است، نيز تحقق بخشيد.
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co