توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دل من نمیدانی کجاست ؟؟؟
FaTiii
24th May 2009, 12:23 PM
ستاره اي دارم در جايي!
نمي دانم کجا....
ولی ...
مي روم تا بيابمش....
مي روم تا...
تا بي نهايت....
تا دل گل سرخ...!
شايد ستاره ام درخشيد!
FaTiii
24th May 2009, 12:24 PM
دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!
FaTiii
24th May 2009, 12:25 PM
من به مردی وفا نمودم و او
پشت پا زد به عشق و امیدم
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از آن دل که مفت بخشیدم
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که میگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
اگر از شهد آتشین لب من
جرعه ای نوش کرد وشد سرمست
حسرتم نیست ز آنکه این لب را
بوسه های نداده بسیار است
باز هم در نگاه خاموشم
قصه های نگفته ای دارم
باز هم چون به تن کنم جامه
فتنه های نهفته ای دارم
بازهم میتوان به گیسویم
چنگی از روی عشق و مستی زد
باز هم می توان در آغوشم
پشت پا بر جهان هستی زد
باز هم می دود به دنبالم
دیدگانی پر از امید و نیاز
باز هم با هزار خواهش گنگ
میدهندم به سوی خویش آواز
باز هم دارم آنچه را که شبی
ریختم چون شراب در کامش
دارم آن سینه را که او میگفت
تکیه گاهیست بهر آلامش
ز آنچه دادم به او مرا غم نیست
حسرت و اضطراب و ماتم نیست
غیر از آن دل که پر نشد جایش
بخدا چیز دیگرم کم نیست
کو دلم کو دلی که برد و نداد
غارتم کرده داد میخواهم
دل خونین مرا چکار اید
دلی آزاد و شاد میخواهم
دگرم آرزوی عشقی نیست
بیدلان را چه آرزو باشد
دل اگر بود باز می نالید
که هنوزم نظر باو باشد
او که از من برید و ترکم کرد
پس چرا پس نداد آن دل را
وای بر من که مفت بخشیدم
دل آشفته حال غافل را ...
FaTiii
27th May 2009, 09:29 AM
یادته گفتی و گفتم ،که چه تنگه قفسامون
توی این تنگی وحشت چه میگیره نفسامون ؟
تو می خواستی که رها شی ، من می خواستم که رها شم
تو می خواستی که فنا شی ، من می خواستم که نباشم
چه غریبونه نگاهت ، در و دیوارو نگا کرد
انگار از تو اسمونا ، یه کسی تو رو صدا کرد
تو نگاه تو رضایت ، با غروری عاشقونه
شوق پرواز توی چشمات ، پنداری میری به خونه
گفتی اروم زیر گوشم ، زندگی یه حرف پوچه
چرا موندن و پوسیدن ؟ اخرش رفتن و کوچ
حرف هردومون یکی بود ، تو چه زیبا پر کشیدی
قفسو ساده شکستی ، چتر گل به سر کشیدی
حالا حتی اسمونام ، وسعتش به زیر پاته
می دونستی پر کشیدن ، بهترین راه نجاته
قدرتت به قدر دنیا ، قلب تو مثل یه دریا
این حقارت واسه من بس که تو اونجا و من اینجا
من تو مرداب زمینم : تو به معبودت رسیده
میدونی که تا ابد هم یادت از دلم نمیره
تو عقاب پر غرور و دل پرنده ای اسیره
اگه زندونم نباشه من توی دنیا اسیرم
تو می تونستی پریدی ، من می پوسم و می میرم
FaTiii
27th May 2009, 09:29 AM
نمیدانم دلم دیوانه کیست؟
اسیر نرگس مستانه کیست ؟
نمیدانم دل سرگشته ما
کجا میگردد ودر خانه کیست؟
FaTiii
2nd June 2009, 07:34 PM
دل من ....
نمي دونم الان داري كجا مي ري...
نمي دونم كجا داري منو مي بري..
اما اينو مي دونم امشب داري منو اون دور دورا مي بري...
اون موقع كه تنها نبودي ...
اون موقع كه دو تا بوديد ....
اون موقع كه با صداش مي لرزيدي...
وقتي نمي ديديش ديونم مي كردي...
اينقدر خسته ام كردي كه تصميم گرفتم براي هميشه تو را بذارم پيش دلش تا هيچ وقت ازش دور نباشي ... اما حالا چي شده ديگه صدات در نمي ياد ديگه بي تابي نمي كني ... مي دونم چرا آخه اون واسه هميشه رفته ما را تنها گذاشته.... مي دونم امشب بيشتر از هميشه دوست داري پيشش باشي... نمي دونم چه جوري بايد آرومت كنم... فقط ازت مي خوام حداقل تو(دل من) پيشم بموني شب سال نو تنهام نذاري اون كه رفت حداقل تو برام بمون...
امشب ي قولي مي خوام بهت بدم( دل من) ديگه تو را پيش هيچ كسي نمي ذارم ... چند ساله كه من و تو تنها هستيم ديگه به هم عادت كرديم .... تو هم ي قولي بده!!!!! قول بده ديگه منو به گذشته ها نبري ....
mahdiss
7th June 2009, 12:23 AM
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co