PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : رستگاری نابودگر Terminator Salvation


Zodiac-S
5th June 2009, 12:11 AM
درباره فیلم:
به علت اجرای برنامه ضد بشری اسکینت، از جهان چیزی باقی نمانده به جز یک مشت زمین بی‌حاصل؛ نه شهری، نه خانه‌ای، نه غذایی، نه مزرعه‌ای و نه هیچ چیز دیگری، شاید هم انسان‌ها در اماکنی نامرئی مخفی شده‌اند! مقاومت انسانی از فرسنگ‌ها زیر دریا و توسط ژنرال آشداون هدایت می‌شود، آشداون قصد دارد اسکینت و همراهانش را از بین ببرد که در این راه جان کانر و مارکوس رایت هم به کمک او می‌آیند؛ مثلث برآمده از سه کاراکتر آشداون، کانر و رایت، هسته اصلی فیلمی را تشکیل می‌دهند که اگرچه به دلیل عدم حضور آرنولد شوارتزینگر در آن، جذابیت قسمت‌های پیشین خود را ندارد اما این مزیت را دارد که با مطرح کردن صریح و بی‌پرده آینده فانتزی روابط میان انسان‌ها و روبات‌ها، برای مدت کوتاهی هم که شده توجه مخاطب را به پیشرفت‌های روزافزونی که در زمینه ارتقای تکنولوژی هوش مصنوعی انجام شده، معطوف نماید. «رستگاری نابودگر» پس از «نابودگر»، «نابودگر: روز داوری» و « نابودگر 3: رستاخیز ماشین‌ها» چهارمین فیلمی است که از مجموعه «نابودگر/ترمیناتور» ساخته و روانه اکران شده است. قسمت‌های اول و دوم ترمیناتور که بدون شک بهترین قسمت‌های آن بودند توسط جیمز کامرون کارگردانی شدند ضمن اینکه یکی از تهیه‌کنندگان قسمت دوم ترمیناتور هم خودِ کامرون بود اما وی به دلایل مختلف از ساخت قسمت سوم این مجموعه سرباز زد تا جاناتان ماستو برای کارگردانی آن انتخاب شود. تازه‌ترین قسمت ترمیناتور هم که بخش عمده‌اش به نمایش تقابلات میان نیروهای انسانی و قوای رباتیک اختصاص یافته است، توسط کارگردانی نسبتا جوان به نام مک جی کارگردانی شده است؛ مک جی تمام تلاش خود را کرده تا فیلمی بسازد مملو از صحنه‌های اکشن و سکانس‌های تعقیب و گریز! حجم صحنه‌های اکشن به کار رفته در فیلم آن قدر زیاد است که در برخی جاها مخاطب فکر می‌کند در حال تماشای یک بازی کامپیوتری است نه یک فیلم داستانی و شاید همین بی‌توجهی به قصه‌پردازی، اصلی‌ترین ضعف فیلم پرهزینه «رستگاری نابودگر» باشد.


نظرات منتقدان:
راجر ایبرت- یکی از قدیمی‌ترین اصول فیلم‌سازی در هالیوود بر این مبنا استوار است که اصلی‌ترین عنصر یک فیلم، داستان آن است و فی‌الواقع این داستان است که در مرتبه اول اهمیت قرار دارد اما تماشای «رستگاری نابودگر» برای من تداعی‌گر این مساله بود که در هالیوود جدید تنها این استوری‌بورد است که اهمیت دارد. پس از بررسی دقیق این فیلم متوجه این مساله شدم که در این فیلم تنها چیزی که اهمیت داشته رعایت توالی حوادث بوده و بس، به طور خلاصه می‌توان «رستگاری نابودگر» را چنین توصیف کرد: مرگ یک شخص، رستاخیز او، رودررویی وی با دیگر افراد و در نهایت جنگ‌های پیاپی! همین چهار عنصر است که حدود دو ساعت از زمان شما را می‌گیرد بدون اینکه حتی یک خط داستانی بِکر برای شما روایت شود. صحنه‌های اکشن فیلم که حدود 90 درصد از فیلم را به خود اختصاص داده‌اند صرف نمایش نبردهایی شده‌اند که احتمالا طی 10 سال آینده بین انسان‌ها و ابرکامپیوترها رخ خواهند داد!!! یکی از جالب‌ترین نکات فیلم بازگو کردن این مساله است که ربات‌های ساخته دست بشر به سرعت مراحل تکمیل هوش مصنوعی را طی کرده و پس از چندی به مرحله خود‌هدایت‌گر خواهند رسید؛ بله، اسکینت به مرحله خودآگاهی رسیده و قصد دارد به دلایلی که برای ما نامعلوم است، به نابودی نوع بشر دست زند! اما برنامه‌های او بدون عکس‌العمل باقی نمانده و به زودی کُنش او با واکنش مقاومت انسانی که توسط جان کانر و مارکوس رایت هدایت می‌شود، رو به رو می‌گردد و این همان چیزی است که بیش از همه مورد توجه علاقمندان داستان‌های ویلیام فالکنر قرار می‌گیرد!!! کریستین بیل در این فیلم در قالب کاراکتر جان کانر ایفای نقش می‌کند؛ نقشی که پایه‌گذار نیمی از جریانات حاکم بر فیلم است. به نظر می‌رسد در این فیلم نسبت به قسمت‌های سابق، وجوه انسانی کاراکتر کانر به شدت تضعیف شده و احتمالا مکانیکی بودن بازی کریستین بِل هم ناشی از همین مساله است. «رستگاری نابودگر» بیش از هر چیز دیگری به مطرح کردن پرسش‌هایی درباره ارتباط میان انسان و ماشین‌های هوشمند می‌پردازد، سپس در مورد مراحل تکامل ماشین‌ها، ارتقای سطحی هوشی آنها و در نهایت خیزش آنها سخن می‌گوید. اگرچه بخش اعظمی از فیلم به نمایش نبردهای میان یک موجود شِبه انسان و همچنین یک موجود رباتیک اختصاص یافته است اما در هیچ کجا دلایل روشنی برای این مبارزات ارائه نشده است و به نظر می‌رسد دو طرف درگیر تنها به این دلیل با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند به مبارزه با یکدیگر پرداخته‌اند، که دنباله‌ای بر ترمیناتور ساخته شود!

لوک وای. تامپسون- بدون شک نابدگر ساخته مک جی اصلا فیلم غیرمنتظره و جدیدی نبوده و شاید حتی در برخی قسمت‌ها خیلی تکراری نیز به نظر برسد. این فیلم نه تنها از سه فیلم قبلی این مجموعه ضعیف‌تر است بلکه حتی در سطحی پایین‌تر از فیلم‌های فانتزی یکی دو سال اخیر قرار دارد. البته برای آنها که قسمت‌های قبلی ترمیناتور را ندیده‌اند و به خصوص برای نوجوانان، این فیلم می‌تواند پر از سورپرایزها و نماهای ترسناک مهیج باشد اما این، همه آن چیزی نیست که برای ساخت قسمت جدید یک دنباله با پیش‌زمینه‌ای نظیر آنچه ترمیناتور دارد، لازم است! اگر قصد دارید که به تماشای این فیلم بروید، سعی کنید هیچ کدام از پیش‌پرده‌ها یا کلیپ‌های تبلیغاتی مربوط به این فیلم را تماشا نکرده و حتی از خواندن هرگونه مطلبی راجع به این فیلم خودداری کنید چرا که به طریق تجربی اثبات شده است در فضایی که هرج و مرج برآمده از آثار فانتزی بیش از هر چیز دیگری نمایان است، نداشتن هیچ‌گونه پیش زمینه ذهنی نسبت به یک فیلم، تماشای آن را لذت‌بخش‌تر می‌کند! احتمالا تنها در این صورت است که برای لحظاتی کوتاه هم که شده از دیدن این فیلم لذت می‌برید وگرنه «رستگاری نابودگر» هیچ نشانی از ساختار مهیج و دیالوگ‌های کوبنده سه قسمت پیشین در خود ندارد و به دلیل عدم کارکرد دراماتیک فیلم هر آنچه که در قسمت‌های قبلی سبب حیرت بیننده می‌شد اینجا به اسبابی جهت تمسخر بیننده تبدیل شده است!


نکات حاشیه‌ای:
- تهیه‌کنندگان «رستگاری نابودگر» از مخاطبان این فیلم و به ویژه منتقدان خواسته‌اند که به این دنباله به چشم دیگر دنباله‌های سطحی که این روزها ساخت آنها در هالیوود به شدت شیوع پیدا کرده، نگاه نکرده و حتما فیلم را ببینند و سپس به اظهار نظر درباره آن بپردازند! هر چند دلایل این اظهارنظر تهیه‌کنندگان مشخص نیست ولی شاید بتوان این امر را جزیی از یک برنامه تبلیغی دانست که برای هدایت مردم به سینماها طراحی شده است.

- جوزف مک گینتی نیکول مشهور به مک جی کارگردان چهل و یک ساله این فیلم که متولد میشیگان است، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی رشته روانشناسی می‌باشد. وی هر چند در زمینه تهیه آثار تلویزیونی و همچنین ساخت موزیک ویدئو، فعالیت‌های بسیاری داشته است اما در زمینه ساخت فیلم کارنامه چندان پرباری ندارد و به جز این فیلم، تنها کارگردانی آثاری نظیر «فرشتگان و چارلی» و «ما، مارشال هستیم» را برعهده داشته است.


مشخصات فیلم:
رستگاری نابودگر
Terminator Salvation

کارگردان: مک جی
فیلمنامه: جان برانکاتو، مایکل فریس، جاناتان نولان، آنتونی ای. زوییکر
مدیر فیلمبرداری: شانا هالبرت، پاتریک لانگوِی، پاتریک سوئینی، مارتین روزِنبرگ، تیم آنگولو،
تدوین: کُنارد باف
طراح صحنه: جوئی سیبالوس، تروی سایزمور، نیک پیل
موسیقی: دنی اِلفمن
بازیگران: کریستین بیل، سام ورثینگتون، آنتون ایلچین، مون بلادگود، کامان، برایس دالاس هاوارد، هلنا بونهام کارتر، جِین الکساندر، مایکل آیرونساید، ایوان جی.وِرا، دوریان کُنا، باستر ریوز
مدت: 114 دقیقه
محصول 2009 آمریکا
ژانر: اکشن، حادثه‌ای، علمی، فانتزی، دنباله‌ای

داستان فیلم:
حوالی سال 2018 و پس از آن، که تعداد بسیار زیادی از آدمیان توسط اسکینت قتل عام می‌شوند، جان کانُر (با بازی کریستین بیل) مامور می‌شود برای مقابله با اسکینت و نابودگران تحت حمایت وی، به هدایت نیروهای انسانی بپردازد. در ادامه موجودی عجیب با نام مارکوس رایت (با بازی سام وارثینگتون ) که توانایی‌های فوق‌العاده‌ای هم دارد به جان می‌پیوندد. مارکوس رایت یک قاتل قدیمی است که به تازگی از خواب کرایوژنیک (خواب یخی/ انجماد شبیه به مرگ) برخاسته است. جان درباره ماهیت مارکوس که اتفاقا بسیار شبیه به او بوده و غالبا مانند وی تفکر می‌کند، تردید دارد و نمی‌داند که وی از گذشته آمده یا به آینده تعلق دارد، بنابراین چندان که باید به او اعتماد نمی‌کند ولی با عملی شدن تهدیدات نهایی اسکینت، جان کانر مجبور می‌شود که با مارکوس رایت متحد شود؛ این دو سفری اودیسه‌وار را آغاز کرده و به قلب عملیاتی اسکینت نفوذ می‌کنند و در آنجا است که با حقایق دهشتناکی از برنامه‌های اسکینت آشنا می‌شوند؛ برنامه‌هایی که برای نابودی نوع بشر طراحی شده‌اند!!!

منبع: سایت‌های یاهوموویز و آی.ام.دی.بی


منبع : سینمای ما