PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فیلم "هیوگو"در کارگاه فیلم GT


صفحه ها : [1] 2

arathornson
22nd June 2009, 02:45 PM
ضمن سلام به همه دوستان
از این به بعد قصد داریم تا در این تاپیک یک فیلم خاص رو مشخص کنیم تا در زمان معینی(مثلا یک هفته یا چند روز) به صورت جمعی اون فیلم رو نقد و بررسی کنیم به این صورت که هرکس نظر و نقد خودش رو درباره جنبه های مختلف اون فیلم(که ممکنه قبلا دیده باشه یا توی مدت ههین کارگاه ببینه) اعلام میکنه و بقیه نیز به همین صورت وارد بحث میشن و توی مدت هر کارگاه پرونده یک فیلم بسته میشه....

امیدوارم که این تاپیک عاقبت به خیر بشه!!

Zodiac-S
22nd June 2009, 03:01 PM
آی دمت گرم کسری،نمیدونی چه حالی کردم با این تاپیک
من میمرم برای بحث گفتمان در باره فیلم و سینما:01:
فقط امیدوارم دوستان دیگر هم شرکت بنماین

Iam L3g3nd
22nd June 2009, 03:08 PM
موضوع تاپیک جالبه...امیدوارم خوب از کار در بیاد:030:

Pooyajoon
22nd June 2009, 03:13 PM
انشاالله :015:

Zodiac-S
22nd June 2009, 03:21 PM
حالا از چه فیلمی شروع کنیم؟

arathornson
22nd June 2009, 03:32 PM
امیدوارم که بقیه بچه ها هم استقبال بکنن...
فکر میکنم بهتره هرکس پیشنهادای خودش رو مطرح بکنه تا تو جمع نتیجه بگیریم واسه فیلم هفته.....
فعلا باید صبر کنیم تا این تاپیک بیشتر دیده بشه(وسایر تاپیکایی که امروز و فردا ایجاد میشه)
آخرشم از بچه های سینمایی جی تی تشکر میکنم.....پیش بسوی تابستون 88!!

Zodiac-S
22nd June 2009, 03:38 PM
من میگم چه طوره از فیلم های پر سر و صدای سال پیش شروع کنیم
آخه امسالی هارو من هنوز ندیدم
حتی میشه یه کارگردانو در نظر بگیریم و کارهاشو نقد کنیم....

arathornson
22nd June 2009, 03:43 PM
اینم فکر خوبیه..ولی یه تاپیک دیگه در نظر گرفتم برای بررسی کارگردانا(هر هفته یه کارگردان رو راجع بهش صحبت گفت و گو میکنیم...)
ولی با این وجود برای راه افتادن بحث ها هیچ چیزی بهتر از بررسی و طرح پیشنهاد های مختلف نیست

Zodiac-S
22nd June 2009, 03:50 PM
فکر کنم تو برای نقد بازیگرها هم تاپیک مد نظر داری!!!
حالا فیلم ها باید سبک باشن یا سنگین(برای شروع منظورمه)
اگر فیلم نسبتا سبک بخوایم وال-ای بد نیستش اگر هم فیلم سنگین بخوایم در بروژ یا شوالیه تاریکی

Mosafer
22nd June 2009, 04:43 PM
طرح جالبي بود
من كه هستم
اميدوارم اين تاپيك پويا و متداوم باقي بمونه

Zodiac-S
23rd June 2009, 02:01 PM
یک وقت خدایی نکرده کسی نظرشو نگه ها !!:026:

ساز دهنی
23rd June 2009, 02:12 PM
اگه میشه راجع به فیلم " قصه های عامیانه " (Pulp Fiction) ساخته کوئینتین تارانتینو بحث و تبادل نظر کنیم :04:

arathornson
23rd June 2009, 10:38 PM
پالپ فیکشن رو برای تاپیک صندلی کارگردان که قراره اونجا به بررسی سینمای کارگردانهای مشخص بپردازیم گذاشتم کنار(یعنی یه شماره به تارانتینو و فیلماش می رسیم...)
ولی از پیشنهاد دادن دست برندارید....
من خودم در بروژ رو که سینا هم پیشنهاد داده رو به ذهنم رسید
به کسایی که اهل فیلم هستن تو جی تی و این روزا کمتر پیداشون میشه هم باید اطلاع رسانی کنیم...

Zodiac-S
23rd June 2009, 10:44 PM
اسلام داگ(حال ندارم انگلیسی بنویسم)هم بد نیست برای نقد
درسته که اصلا دوستش ندارم ولی میشه کلی نقد منفی بهش کرد و اسکار هم برد زیر سوال!!

Pooyajoon
23rd June 2009, 10:59 PM
من خیلی دلم می خواد توی بحث هاتون شرکت کنم ولی متاسفانه از این فیلم ها و کارگردانایی که گفتین اطلاعاتی ندارم :030:

arathornson
23rd June 2009, 11:08 PM
هرچی بیشتر نظرات اعلام بشه تاپیک زودتر رو غلتک میفته...

Zodiac-S
24th June 2009, 11:39 AM
من خیلی دلم می خواد توی بحث هاتون شرکت کنم ولی متاسفانه از این فیلم ها و کارگردانایی که گفتین اطلاعاتی ندارمخب تو هم نظرتو بگو
اون فیلم هایی که میشناسی رو معرفی کن،شاید از همون فیلم ها شروع کردیم...

Zodiac-S
25th June 2009, 09:36 PM
نظرها تموم شد
یعنی کسه دیگه ای تو این سایت به سیما علاقه نداره؟

بابا یکی یه نظری بده دیگه........

نازپری
25th June 2009, 11:43 PM
بهتر از فیلمهایی شروع کنیم که مخاطب عام داشته باشه واکثر بچه ها دیده باشن حالا مثلا همین اسلام داگ.. بد نیست تلوزیون نسخه تازه اش رو که کارگردان را هم متعجب کرده پخش کرده نسخه اصلیش را هم همه دست فروشها دارند معناگرا واز این حرفها هم نیست

payam69
26th June 2009, 12:53 AM
خوب به نظر من اصلا راجع به اسلام داگ حرف زدنم اشتباهه..........هم چيزي براي حرف زدن نداره هم اينكه ارزششو نداره.........فقط ميشه مسخرش كرد............

من ميگم فيلمايه سورئال مثله كاراي ديويد لينچ يا اينجور كارارو كه خيلي ميشه راجع بهش حرف زد مورد بررسي قرار بديم.........

من ميگم بريم سراغ eraser head كه ازكارايه قويه لينچه................

هركي ديده به اندازه ي دركش ميتونه از جنبه هاي مختلفش حرف بزنه..............

در بروژم كه كاره فوق العاده ايه جز اينكه تحسين كنيمو داستانشو كه كاملا قابل فهمه و تعريف از كارگرداني و بازيگري و فيلم برداريش آخه ميشه چكار كرد...........؟؟

arathornson
26th June 2009, 01:10 AM
من خودم برای شروع با رفتن سراغ فیلمای سورئال موافق نیستم(اونم کله پاک کن!).....
فیلمای خوب که فقط واسه به به چه چه نیست که!.........من پیشنهادم همون در بروژه در حال حاضر....(مثلا فیلمای تارانتینو یا کوئن ها که سورئال نیست رو نمیشه راجع بهشون هزار جور بحث کرد؟!)

یه کاره دیگه هم که خیلی میتونه بحث رو داغ کنه اینه که ممکنه یکی با فیلمهایی که خیلی تحسین شده هستن اصلا موافق نباشه(مثلا من خودم اگه پاش بیفته سر دشت گریان آنجلوپولوس کلی بحث در جهت مخالفت باهاش دارم یا حتی شوالیه سیاه...)

بعد هم باید دو نکته رو مدنظر داشت ...یکی اینکه فیلمها در دسترس باشن یکی دیگه اینکه فیلمها جوری نباشن که جمع رو منزوی کنن..(مثلا الان اگر بخوایم متروپلیس فریتز لانگ رو بررسی کنیم چند نفر دسترسی دارن بهش ؟ یا فیلمای کیم کی دوک رو اصلا چند نفر دیدن؟!)

payam69
26th June 2009, 11:08 AM
من............هم متروپلیس فریتز لانگ رو دارم.............تابستان پاييز......هم 3iron كيم رو دارم............

فك كنم كمتر كسي باشن كه اين دوتا فيلمو نديده باشن ديگه.............يا ساماریه كيم رو.............

توكه ميخواستي يكيو بگي كه كسي نديده لااقل يه آدم ناشناخته ميگفتي يا يكي كه فيلماش مزخرف باشه..........فيلمايه به اين توپيو همه ديدن ديگه..............

خب پس خودت با در بروژ شروع كن .........منم ياد بگيرم راجع بهش حرف بزنم................

Zodiac-S
26th June 2009, 11:38 AM
پس شد «در بروژ».......
یا اینکه بازهم باید ببینم پیشنهاد دیگه ای هست یا نه؟!

Zodiac-S
26th June 2009, 10:20 PM
تو رو خدا دونه دونه نظر بدین.....
اینجوری همتون دارید تند تند نظر میدید که ما نمیفهمیم کدوم فیلمو انتخاب کنیم

:014:

Zodiac-S
27th June 2009, 06:28 PM
دوستان،مثل اینکه قرار نیست کسه دیگه ای پیشنهاد بده،چه طوره دیگه شروع کنیم؟!

arathornson
27th June 2009, 06:39 PM
تا امشب آخرین فرصت پیشنهاده...اگر پیشنهادی ارائه شد که شد اگر نه

فردا اولین جلسه با فیلم در بروژ شروع میشه......(من سعی میکنم هر کارگاه رو که تموم میشه آرشیوش کنم و این تاپیک جدا که زیاد شلوغ نباشه و دسترسی هم ساده تر باشه بهش)

arathornson
28th June 2009, 12:34 PM
خوب این تاپیک از این لحظه جلسه اولش شروع میشه.....از اونجایی که بحث های هر جلسه پس اتمام کارگاه به صورت آرشیو در میاد لطفا فقط در چارچوب کارگاه وارد بحث بشید.

arathornson
28th June 2009, 12:38 PM
[Only registered and activated users can see links]


مشخصات و اطلاعات کامل فیلم در سایت های معتبر وجود داره و برای جلوگیری از اتلاف وقت به اون موارد نمی پردازیم.


خوب برای شروع اونایی که این فیلم رو دیدن به صورت کلی نظرشونو بگن تا کم کم وارد جزدیات بشیم.

payam69
28th June 2009, 01:45 PM
به نظره من هم از نظره فيلناممه هم كارگرداني هم فيلم برداري هم موسيقي هم بازيگري عالي بود..............

از كاريت فارل اصلا خوشم نميومد ولي سره اين فيلم يه جورايي عاشقش شدم...........

Zodiac-S
28th June 2009, 07:38 PM
من وقتی که این فیلم رو دیدم،خیلی ازش خوشم اومد و برام خیلی جالب بود،نوع داستان،شخصیت پردازی،لوکیشن ها و ....
ولی هر روزی که ازش میگذشت،نمیدونم بیشتر ازش خوشم میومد و هر لحظه که میگذره بیشتر دیوونش میشم،نمیدونم چرا ........

سکانس پایانیش هم از سکانس هایی که من خیلی دوست دارم،اون سکانس به من نشون داد که وقتی که جایی هستی که دوست نداری اونجا باشی و کاری میکنی که بهش علاقه ای نداری در واقع تو در برزخ هستی نیاز به مردن نیست......

arathornson
28th June 2009, 09:59 PM
حالا کم کم میرسیم به تکنیک و فرم فیلم و همینطور درونمایه فیلم......من هنوز فیلم آخر چارلی کافمن(سینکداکی نیویورک) که راجر ابرت بهترین فیلم سال قبل میدونست رو ندیدم ولی در بروژ به نظرم آبروی سینام تو سال 2008 بود

در ادامه عمیقتر بحث میکنیم

arathornson
28th June 2009, 09:59 PM
حالا کم کم میرسیم به تکنیک و فرم فیلم و همینطور درونمایه فیلم......من هنوز فیلم آخر چارلی کافمن(سینکداکی نیویورک) که راجر ابرت بهترین فیلم سال قبل میدونست رو ندیدم ولی در بروژ به نظرم آبروی سینما تو سال 2008 بود......

sez@__________r
28th June 2009, 10:16 PM
تاپیک جالبیه :04::04:

اسلام داگ(حال ندارم انگلیسی بنویسم)هم بد نیست برای نقد
درسته که اصلا دوستش ندارم ولی میشه کلی نقد منفی بهش کرد و اسکار هم برد زیر سوال!!

بنظر منم اسلام برای نقد بد فیلمی نیست

sez@__________r
28th June 2009, 10:18 PM
ببخشید من تا صفحه 1.5 خوندم جواب دادم اشتباه شد :021:

sez@__________r
28th June 2009, 10:22 PM
[Only registered and activated users can see links]


مشخصات و اطلاعات کامل فیلم در سایت های معتبر وجود داره و برای جلوگیری از اتلاف وقت به اون موارد نمی پردازیم.


خوب برای شروع اونایی که این فیلم رو دیدن به صورت کلی نظرشونو بگن تا کم کم وارد جزدیات بشیم.

من که از این فیلم خوشم نیومد :028:

البته اصلا ندیدمش :025:

من اول کاور فیلم رو نگاه میکنم اگه خوشم اومد میشنم فیلمش رو هم نگاه میکنم

با کاور این فیلم حال نکردم نگاهش هم نکردم

خوب چیه ؟!؟ :028:

هر کس یه جور فیلم انتخاب میکنه

sez@__________r
28th June 2009, 10:32 PM
راستی شما فیلمایی که نقد میکنین چه سبکی دارن ؟!؟

یه سوال دیگه فیلم های روز رو نقد میکنین یا نه ؟!؟

arathornson
28th June 2009, 10:40 PM
فیلمها سبک خاصی ندارن......سعی براینه که هم فیلمهای روز و هم فیلمهای قدیمیتر رو بررسی کنیم

Zodiac-S
28th June 2009, 10:41 PM
من اول کاور فیلم رو نگاه میکنم اگه خوشم اومد میشنم فیلمش رو هم نگاه میکنم با کاور این فیلم حال نکردم نگاهش هم نکردم یه تجدید نظر بکن چون خیلی خوشگله این فیلم....راستی شما فیلمایی که نقد میکنین چه سبکی دارن ؟!؟ نمیدونم:07:
ه سوال دیگه فیلم های روز رو نقد میکنین یا نه ؟!؟ بستگی داره که فیلمی که نقد میکنیم برای امروز باشه یا نه:021:

arathornson
5th July 2009, 06:18 PM
خوب دوباره تاپیکا داره میره به سمت خاک خوردن...انشا ا.. از فردا و با جدیت بیشتر دنبال می کنیم مطالب رو

arathornson
16th July 2009, 11:26 AM
یه نکته خیلی جالب این فیلم استفاده از پتانسیل براندان گلیسن بود که معمولا نقشهای کوچیک و مکمل بازی میکنه ولی تو این فیلم حسابی فضا داشته


به نظر من مضمون در بروژ تولی بین سه مضمون برزخ توبه و رستگاریه (یه پست کامل راجع به مضمونش باید حرف بزنم)

demis roussos
5th January 2011, 08:11 PM
با سلام به دوستان عزیز در ادامه راه همکارن و مدیران سابق تالار سینما به نقد و بررسی فیلمها ادامه میدیم و هر کدوم از دوستان میتونن یه فیلمو برای بحث پیشنهاد بدن البته وقتی که بحث فیلم قبلی پایان یافت و دلیلی هم نداره که حتما فیلم جدید باشه برای شروع من فیلم inception رو پیشنهاد میدم که فروش بالایی در هالیوود داشت و از دوستان میخوام تا نظرات خودشونو بیان کنن و در ادمه به بحث و تبادل نظر بپردازیم[Only registered and activated users can see links]

هليا
5th January 2011, 11:14 PM
تلقین ... در یک کلام : یک شاهکاره !!
کاب با بازی لئوناردو دی کاپریو یک دزد رویاست . اون با یکسری ترفند وارد دنیای خواب هر شخص میشه ومحرمانه ترین اسرار هر کس رو که در عمق ضمیر ناخودآگاهشون قرار داره رو میدزده اما ورق برمیگرده و این دفعه باید یه کار سخت تر بکنه !! تلقین یک فکر به یک نفر در دنیای خواب که مثل دزدیدن راحت نیست ...
ایده فیلم برام جالب بود خوش به حال هالیوود با چنین نویسنده های خلاقی
فکر می کنم جلو های ویژه کار از مهمترین نقاط مثبت فیلم بود.
خوشحالم که این فیلمو دیدم و به همه توصیه می کنم.

demis roussos
5th January 2011, 11:28 PM
ممنون از جودی عزیز
منم فیلم نامه واسم خیلی جالب بود و جدید
چون همیشه خواب یکی از ناشناخته های انسانه و بهترین مسیر باز و واسه فیلم داره
البته جلوه های ویژه فیلم هم خیلی خوب بود مخصوصا اونجایی که خیابونها تغییر حالت میدن

من یه ربع بعد از دیدن فیلم تو فکر بودم
نظر شما چیه راجب نفوظ تو خواب دیگران

هليا
21st January 2011, 03:28 PM
آخرین فیلمی که دیدم شهر فرشتگان بود مشخصات بازیگران رو الان ندارم خیلی تعریفشو شنیده بودم امروز تونستم ببینم به همه هم توصیه میکنم اگه این فیلم قشنگو ندیدن حتما ببینن
من خودم نمره 8 بهش میدم چون واقعا" فیلم جالب و قشنگی بود و نیکلاس کیج در این فیلم هنر نمایی به تمام معنا کرده

[Only registered and activated users can see links]

من این فیلمو قبلا دیدم خیلی زیبا و عاشقانه بود
جدا موضوع حالبی داشت
فکر کنید یک فرشته مرگ(نیکلاس کیج) وسط ماموریت عاشق پزشک زنی میشه و برای رسیدن به اون خودشو از بالای یک ساختمان پرت می کنه پایین تا انسان بشه و به عشقش برسه
در انتهای فیلم که همه منتظر رسیدن این دو نفرن هستند ناگهان.......

demis roussos
21st January 2011, 03:37 PM
من این فیلمو قبلا دیدم خیلی زیبا و عاشقانه بود
جدا موضوع حالبی داشت
فکر کنید یک فرشته مرگ(نیکلاس کیج) وسط ماموریت عاشق پزشک زنی میشه و برای رسیدن به اون خودشو از بالای یک ساختمان پرت می کنه پایین تا انسان بشه و به عشقش برسه
در انتهای فیلم که همه منتظر رسیدن این دو نفرن هستند ناگهان.......

من هنوز تو فکر اون ناگهانم که آخرش گفتی
یه ساعتی داشتم به فیلم فکر میکردم....
ولی اونجایی که پای خودشو بعد از انسان شدن به زمین میکوبه خیلی جالبه
و اونجایی که پولی نداره که عشقشو پیدا کنه

demis roussos
21st January 2011, 04:20 PM
به شهر فرشتگان البته تو ژانر رومانس نمره 9 میدم
آره اون قسمت به نظر خودمم اوج داستان همون قسمته که پاهاشو رو زمین می گذاره
حس خوشایند زیستن....
انسانیت...
و به دنبال خوشبختی محال....
البته به نظرم فیلم نامه نویس اینجا میخواسته درد های انسان هم از طرف خدا به فرشته بفهمونه.

هليا
21st January 2011, 04:26 PM
البته به نظرم فیلم نامه نویس اینجا میخواسته درد های انسان هم از طرف خدا به فرشته بفهمونه.


موسیقی هایی که در هریک از سکانس ها ی فیلم شهر فرشتگان اجرا می شن علاوه براینکه واقعا زیبا هستند، از طرفی عمق خاصی به فیلم می دند، از اونجایی که مرتبط هستن با اون موضوع سکانس لذا خود موسیقی زیبایی فیلم رو چند برابر می کنه.
این فیلم بیش از 11 عنوان و افتخار در کارنامه خودش داره و اگر به لیست افتخاراتش توجه کنید متوجه می شید که تعدادیشون مربوط به موسیقی پخش شده در فیلم هست.

هليا
21st January 2011, 04:27 PM
می گم سالی چه تحلیل فیلمی زدیما
میگم بزیم منتقد بشیم؟

demis roussos
21st January 2011, 04:32 PM
نه بابا من دو نفرم با تحلیلای ما تو جی تی به سینما علاقه نشون بدن واسم یه دنیا ارزش داره
ولی تو منتقد خوبی ازت بار میاد ممنونم از همراهیت

demis roussos
21st January 2011, 10:57 PM
دوستان جی تی فکر کنم اکثریت فیلم شهر فرشتگان رو دیده باشن
من پستهای اخیر رو به این تاپیک انتقال دادم که اگر کسی در باره این فیلم نظری داره با هم به بحث و گفتگو بشینیم اگر هم هیچ نظری نبود از این به بعد به صورت دوره ای در این تاپیک فیلمها رو تجزیه تحلیل میکنیم
با سپاس

Iam L3g3nd
21st January 2011, 11:22 PM
شهر فرشتگان...الان دارم فکر میکنم فیلمش چی بود اصلا...اها یادم اومد...

فیلم زمانی ساخته شد که هم مگ رایان و هم نیکلاس کیج توی اوج بودن...تقریبا نظر من هم

مثل شماهاست ...فیلمنامه قشنگ بازی خوب و موسیقی قابل قبول...

من بعد اون سکانس مرگ مگ رایان باورم نمیشد که واقعی باشه...منتظر بودم نیکلاس کیج از پا بشه و

بفهمه همش خواب بود...با اینکه مدت فیلم زیاد بود ولی بدجوری اخر فیلم حس میکردم که فیلم کوتاه

بوده...حالا که به فیلمش فکر میکنم یجوارایی یاد فیلم if only منو میندازه...

demis roussos
21st January 2011, 11:31 PM
شهر فرشتگان...الان دارم فکر میکنم فیلمش چی بود اصلا...اها یادم اومد...

فیلم زمانی ساخته شد که هم مگ رایان و هم نیکلاس کیج توی اوج بودن...تقریبا نظر من هم

مثل شماهاست ...فیلمنامه قشنگ بازی خوب و موسیقی قابل قبول...

من بعد اون سکانس مرگ مگ رایان باورم نمیشد که واقعی باشه...منتظر بودم نیکلاس کیج از پا بشه و

بفهمه همش خواب بود...با اینکه مدت فیلم زیاد بود ولی بدجوری اخر فیلم حس میکردم که فیلم کوتاه

بوده...حالا که به فیلمش فکر میکنم یجوارایی یاد فیلم if only منو میندازه...

ممنون از آقا جواد گل افتخار دادین این بحثا رو چون تو تاپیک (آخرین فیلمی که دیدی) کردیم سعی کردیم راجب آخرش مستقیما"حرف نزنیم منتها بعد این پست ها رو من انتقال دادم و اینجا میشه راجبش حرف زد
خود منم آخر فیلم شوکه شدم ولی بعدا"که فکر کردم این پایان فیلمه که این فیلم و بیاد ماندنی میکنی و انسان رو به فکر فرو میبره
مخصوصا" انتهای فیلم که پاهای خودشو تو آب میزاره و شنا میکنه و فرق خودشو به فرشته ها میفهمونه

هليا
23rd January 2011, 02:00 PM
زاستی بچه ها یه نکته جالب مگی به فرشته ها اعتقاد نداشت تا اینکه تو دام عشق یکی از همین فرشته ها افتاد.....:024:

demis roussos
25th January 2011, 12:10 PM
ممنون از جودی و جواد عزیز دوستان واسه این هفته اگه فیلمی رو پیشنهاد دارن بگن تا راجبش حرف بزنیم

tar2009
26th January 2011, 03:31 PM
سری ماتریکس

demis roussos
26th January 2011, 09:32 PM
فکر خوبیه فکر کنم دیگه اینو همه بچه ها دیده باشن کاظم جان فقط امشب من خیلی درگیرم با بچه ها اگه موافق بودن صحبت کنید بعد من میام نظرامو میگم

demis roussos
28th January 2011, 11:21 PM
چی شد بابا همه که ماتریکسو دیدن هیچکی نظری نداشت:07:

tar2009
28th January 2011, 11:37 PM
اگه دقت کرده باشین هر قسمت نسبت به قسمت بعدی فضاش تیره تر میشه .

tar2009
29th January 2011, 12:12 AM
در فیلم اول نئو از تاریکی ماشینی بیرون میاد و به روشنی انسانی وارد میشه.
در فیلم دوم نئو در نقش منجی انسانها ظاهر میشه و هدفش که نجات انسانهاست رو میبینه که سیستم ماتریکس از قبل براش طراحی شده.
در فیلم سوم نئو برای آوردن امید و صلح خودش رو در تاریکی ماشینی فرو میبره

میشه سیر فیلم ها رو اینطوری گفت بیرون اومدن از تاریکی رسیدن به روشنایی دیدن روشنایی خاکستری ( واقعیت )و در نهایت بازگشت به تاریکی

demis roussos
29th January 2011, 01:11 AM
فلسفه فیلمو کاظم به زیبایی بیان کرد ولی در مورد ساختار باید بگم که من با فیلم اول خیلی بیشتر حال کردم در سری های بعدی جلوه های ویژه فیلم و تحت تاثیر خودش قرار داده بود و دلمشغولی سازنده شده بود. هر چند قسمت اول هم تحولی در سینما بوجود آورد و همین الانم از همون کار ها که در ماتریکس استفاده شد در فیلم ها استفاده میشه.
کلا" بحث منجی چندین ساله که در هالیوود دنبال میشه منتها این فیلم از نگاهی متفاوت بود که با دنیای امروزم خودشو وفق داده بود

هليا
29th January 2011, 03:42 PM
سلام ما تو خونمون هر سه سری ماتریکس رو داریم
ولی من تا وسط اپیزود 1 رو بیشتر ندیدم چون واقعیتش زیاد از ژانر فیلم هاس تخیلی خوشم نمی یاد

به هر حال بابت نظراتون ممنون
ببخشید دیگه...
ایشالله سری بعد جبران کنم.

tar2009
29th January 2011, 09:19 PM
بحث منجی رو قبول دارم . انصافاً فیلم اول متفاوت تره ولی اگه دقت کرده باشین فیلم اصلاً یه داستان معمولی علمی تخیلی نیستش از لحاظ جلوه های ویژه و فروش نمیگم . اگه بهتر بگیم ما با یه حماسه مدرن امروزی مواجه بودیم . شما از دقیقه اول تا دقیقه آخر فیلم مواجه با فیلمی کاملاً جدی هستین حتی یه شوخی هم دیده نمیشه فضا بشدت غمگین هستش حتی در فیلم دوم که امیدواری به منجی بودن نئو بودش.

demis roussos
29th January 2011, 09:22 PM
اکثر فیلمای تخیلی میل به لوس شدن دارن و با حرفت موافقم که ماتریکس اثری کاملا"جدیه، که ادمو وارد دنیای خودش میکنه نه تنها بحث منجی که عشق هم یکی از پایه های اساسی این فیلمه

tar2009
29th January 2011, 09:35 PM
درباره رنگ بندی فیلم ترکیب بندی اکثر صحنه ها ترکیبی از سبز تیره و سیاه هستش.
درباره عشق هم تعریف خوبی تو فیلم شده بود.

demis roussos
29th January 2011, 09:42 PM
حیف من این فیلم از دیدنش چند سال گذشته و حافظه آدم بیشتر یاری نمیکنه که راجب موضوعات ریز تری بحث کنه ممنون کاظم جان از همراهیت راجب رنگ بندی هم کاملا"درست میگی حالا باید فکر یه فیلم جدید باشیم
که اکثر بچه ها دیده باشن اگه کسی پیشنهادی داشت تو پروفایلم بزاره

demis roussos
4th February 2011, 02:35 PM
با سلام به دوستان به پیشنهاد بجای بچه ها ایندفه قصد داریم راجب فیلم سوئینی تاد آرايشگر شیطان صفت خیابان فلیت صحبت کنیم هر کس که این فیلم و دیده میتونه نظر خودشو در تمامی زمینه ها با دوستان شریک بشه


[Only registered and activated users can see links]

tar2009
4th February 2011, 03:13 PM
اولین چیزی به نظر جالب میاد این فیلم برخلاف روند فیلم سازی تیم برتون هستش. فیلم های تیم برتون همیشه با اینکه با مرده ها کار دارند یا انسانهای تنها ولی آدم اصلاً احساس نمیکنه با مرده طرفه یه جوری لایته ولی سوئینی تاد خیلی تلخه .

demis roussos
4th February 2011, 03:20 PM
اولین چیزی به نظر جالب میاد این فیلم برخلاف روند فیلم سازی تیم برتون هستش. فیلم های تیم برتون همیشه با اینکه با مرده ها کار دارند یا انسانهای تنها ولی آدم اصلاً احساس نمیکنه با مرده طرفه یه جوری لایته ولی سوئینی تاد خیلی تلخه .

با تلخی فیلم کاملا"موافقم ولی متوجه منظورت راجب مرده ها نشدم شاید تایپ ایراد جزئی داشت،نوعی یاس فلسفی در فیلم برای بیننده بوجود میاد.
دیالوگ ها اکثرا" به صورت آوار و شعر بیان میشن ولی همون آواز ها نوعی دلهره به بیننده تلقین میکنه که البته نظر کارگردان هم همین بوده که فضایی گنگ بوجود بیاره
گریم شخصیتها مانند فیلم های اکسپرسیونیسم هستش
و با سبکهای دادائیسم و سورئال تلفیق پیدا کرده
مخصوصا"صحنه هایی که پیراشکیها درست میشه

demis roussos
4th February 2011, 03:34 PM
الان که دوباره متن و خوندم متوجه شدم داش کاظم منظورتو که تو فیلمای تیم برتون با شخصیت های مرده طرف هستیم درست میگی

tar2009
4th February 2011, 04:19 PM
در مورد آواز و موسیقی دقیقاً موافقم یه جور روان پریشی شخصیت اول رو القا میکنه
اما داستان به نظرتون تیپ داستان شبیه چه داستانی هستش؟

demis roussos
4th February 2011, 04:33 PM
در مورد آواز و موسیقی دقیقاً موافقم یه جور روان پریشی شخصیت اول رو القا میکنه
اما داستان به نظرتون تیپ داستان شبیه چه داستانی هستش؟

داستان این فیلم از چند موضوع شکل گرفته که در جایی حس ترحم واسه آدم در پی داره چون آرایشگر در دورانی بهش ظلم شده و خانوادش بدست قاضی مصادره شدن و خودش هم تبعید شده و در ابتدای فیلم آدم احساس همراهی با شخصیت اول فیلم برای انتقام داره البته من فیلم و حدودا" 2 سال پیش دیدم و خیلی صحنه ها به صورت واضح در نظرم نمیاد منتها بعد از قتل های پیاپی و همراهی اون زن با آرایش گر آدم احساس میکنه ژانر فیلم متفاوت شده و یه جور توهم گرایی داره و نقش اول فیلم هم دچار مالیخولیا میشه

tar2009
4th February 2011, 06:13 PM
داستان وسبک فیلم بیشتر شبیه به داستان کنت مونت کریستو هستش . ولی این داستان خیلی تلخ تر پیش میره . کنت مولفه هاش بهتر بود.

Zodiac-S
4th February 2011, 09:33 PM
سویینی یه جورایی منو یاد ادوارد میندازه،از خیلی جهات انگار سویینی ادامه ی ادوارده،ادوارد هم یک موجود معصوم و دوست داشتنی بود که جامعه اونو ترد کرد و سویینی کسی هست که بعد از ترد شدن برگشته تا انتقام بگیره
از اون گذشته این فیلم دکراسیون تیم برتونی عالی داره به طوری که اسکار رو هم گرفت
فیلم یه فیلم خیلی خشن هست در صورتی که به صورت موزیکال دنبال میشه،دو چیز که شاید در نگاه اول نسبتی با هم ندارن ولی تیم برتون به زیبایی تونست که کنار هم قرارشون بده

هليا
4th February 2011, 10:04 PM
سلام
اگه دقت کنید فضای فیلم تیره و سیاه است
به جز ابتدای فیلم که زندگی سوئینی زیباست و رنگی
حتی شخصیت های اصلی فیلم سو ئینی و زن پیراشکی پز سیاه سفیدند
تنها رنگ قرمز چهره اونها رنگ قرمز چشمان است که به نوعی نشانی از انتقام است.........

هليا
4th February 2011, 10:05 PM
من حتی تا آخرین سکانس فیلم با سوئینی همزاد پنداری کردم
به نظرم سوئینی محصول جامعه سیاهش بود

هليا
4th February 2011, 10:11 PM
سکانس آخر که سوئینی می فهمه همسرشو سلاخی کرده و زن پیراشکی پز گولش زده اوج داستان بود

demis roussos
4th February 2011, 10:35 PM
داستان وسبک فیلم بیشتر شبیه به داستان کنت مونت کریستو هستش . ولی این داستان خیلی تلخ تر پیش میره . کنت مولفه هاش بهتر بود.

خوب من فکر کردم منظورت سبک داستان بود ولی از نوع شباهت باهات موافقم
البته کنت مونت کریستو برای من خیلی خاطره انگیز تره چون هم رمانشو خوندم هم فیلمشو دیدم و هم سریال و به نظرم اثری ماندگاره تو این اثر با یک رئالیسم داستانی مواجه هستیم و وقتی فیلم و میبینم بیشتر همزاد پنداری میکنیم تا سوئینی
چون باور پذیر تره ولی شباهت کنت هم بهش اجحاف شده و برای انتقام بعد از سالها با ثروت کلان برمیگرده.

demis roussos
4th February 2011, 10:39 PM
سویینی یه جورایی منو یاد ادوارد میندازه،از خیلی جهات انگار سویینی ادامه ی ادوارده،ادوارد هم یک موجود معصوم و دوست داشتنی بود که جامعه اونو ترد کرد و سویینی کسی هست که بعد از ترد شدن برگشته تا انتقام بگیره
از اون گذشته این فیلم دکراسیون تیم برتونی عالی داره به طوری که اسکار رو هم گرفت
فیلم یه فیلم خیلی خشن هست در صورتی که به صورت موزیکال دنبال میشه،دو چیز که شاید در نگاه اول نسبتی با هم ندارن ولی تیم برتون به زیبایی تونست که کنار هم قرارشون بده

یه سلام به سینای گل که من افتخار میکنم که دنباله رو راهش هستم و ممنون که تو این تاپیک شرکت کرده.
البته ادوارد همانطور که خودت میگی یه معصومیت تا انتهای فیلم همراهشه ولی تو سوئینی این معصومت تبدیل به یک حالت شیطانی میشه که بجز انتقام ضربش به باقی مردم هم میخوره.
دقیقا"موافقم کنار هم قرار دادن سبک موزیکال با خشونت خیلی سخته که از عهده اش برآمده.

demis roussos
4th February 2011, 10:43 PM
سلام
اگه دقت کنید فشای فیلم تیره و سیاه است
نه حز ابتدای فیلم که زندگی سوئینی زیباست و رنگی
حتی شخصیت های اصلی فیلم سو ئینی و زن پیراشکی پز سیاه سفیدند
تنها رنگ قرمز چهره اونها رنگ قرمز چشمان است که به نوعی نشانی از انتقام است.........

ممنون جودی جون راجب فضا که همون دلهره را در بیننده بوجود میاره صحبت به میان آوردی
اگه دقت کنین معمولا"این نوع فیلم ها آدم و یاد فیلم هایی چون الیور توئیست با اون فضای مه آلود لندن میندازه در تمامی فیلم بجز اول که اشاره کردی حالتی رئال داره دکور ها مملو شده از فضای مه آلود و نوعی حالت خفقان.
رنگ چشمم که الان گفتی یادم اومد دقیقا"بر همین نکته ای اشاره داره که به خوبی بیان کردی

demis roussos
4th February 2011, 10:45 PM
من حتی تا آخرین سکانس فیلم با سوئینی همزاد پنداری کردم
به نظرم سوئینی محصول جامعه سیاهش بود
ولی با این یه مورد من نظرم با جودی عزیز متفاوته چون من اصلا"تو قتل عام هاش نتونستم همزاد پنداری کنم.
و دقیقا"به خاطر همون صحنه آخر که گفتی همزاد پنداری امکان پذیر نیست چون حالات شیطانی مسبب این سرانجام است

هليا
4th February 2011, 11:00 PM
می دونستین هلنا بنهام کارتر یا همون خانم پیراشکی پز زن واقعیه تیم برتونه؟

demis roussos
4th February 2011, 11:05 PM
می دونستین هلنا بنهام کارتر یا همون خانم پیراشکی پز زن واقعیه تیم برتونه؟

من تو گرفتن جوایز دیدم که با هم هستن منتها دقیق نمیدونستم واسه همینه که تو این فیلم اینقدر تو حرکات موزیکال با هم هماهنگ هستند

Paeez
4th February 2011, 11:14 PM
بچه ها میدونین سوئینی خونبار ترین فیلم موزیکال ترسناک شده؟
من که عاشق این فیلمم... بیش از 10 بار دیدمش....

demis roussos
4th February 2011, 11:19 PM
بچه ها میدونین سوئینی خونبار ترین فیلم موزیکال ترسناک شده؟
من که عاشق این فیلمم... بیش از 10 بار دیدمش....
یه سلام ویژه ام به پاییز گل
آخه اکثر فیلمای موزیکال تاریخ ریتم شادی داشتن و به دنبال وحشت در بیننده نبودن و این بار سوئینی هنجار شکنی کرده

هليا
4th February 2011, 11:19 PM
منم عاشقشم

هليا
5th February 2011, 11:06 AM
اکثر شخصیت های سوئینی تاد سیاه و منفی اند
به جز اون دختر و پسره
و اون بچه معصوم داستان که نهایتا انتقام همه رو از سوئینی میگیره
بچه ها من هنوز از شوک فیلم بیرون نیومدم
اون صحنه ای هم که پسر بچه لای پیراشکی ناخون آدما رو میبینه خیلی جالب بود

demis roussos
5th February 2011, 02:28 PM
اکثر شخصیت های سوئینی تاد سیاه و منفی اند
به جز اون دختر و پسره
و اون بچه معصوم داستان که نهایتا انتقام همه رو از سوئینی میگیره
بچه ها من هنوز از شوک فیلم بیرون نیومدم
اون صحنه ای هم که پسر بچه لای پیراشکی ناخون آدما رو میبینه خیلی جالب بود

ممنون از نظرات راجب سیاه و منفی بودن شخصیت ها همانطور که در صفحات قبل اشاره کردیم باهات موافقم.
بچه در تمام فیلم ها نشانی از معصومیت رو به یدک میشه ولی زمانی که به عنوان روح شیطانی از کودک استفاده میشه متوجه میشیم در کودکان هم ظرفیت های شیطانی برای سینما بسیار هست.
فیلم کلا"موزیکال هست و نمیشه موسیقی اون رو جداگانه از فیلم به تحلیل در آورد ولی با هنرمندی بسیار فضای وحشت و توهم با نواها و آواز ها به بیننده القا میشه.
راجب دکور فیلم هم باید بگویم که به عمد از دکورهای کلیشه ای استفاده شده.
در ارتباط با جلوه های ویژه هم در این فیلم طوری استفاده شده که بیننده زیاد متوجه اون نمیشه.
طراحی لباس ها که کولاکه و با فیلم کاملا"مچ هست.
سر آخر اینکه به دوستانی که این فیلم و ندیدن توصیه میکنم حتما"ببنن

هليا
5th February 2011, 03:16 PM
يه نكته انگار تيم برلتون ميخوادتو اين فيلم بگه وقتی آدمای خامعه پلید میشن به حایی می رسن که حتی حاضزن گوشت تن همو باحرص و ولع بخورن
مثه مشتری های خانم لاویت

هليا
5th February 2011, 03:17 PM
موسیقی فیلم هم قشنگ بود
مخصوصا اون آهنگ جوانا که پسره واسه دختر سوئینی می خوند

tar2009
5th February 2011, 08:24 PM
درباره شباهت داستان به کنت مونت کریستو . کنت مونت کریستو انتقام خودش رو محدود به اشخاصی که تو دسیسه دست داشتن محدود میکنه ولی سوئینی شروع به انتقام از کل جامعه بیگناه و با گناه میکنه. این تنها فرق کنت با سوئینی هستش. در هر دو بهشون خیانت میشه .از فرد مورد علاقه با دسیسه دور میوفتن. هر دو به شهر سابقشون برای انتقام بر میگیردن . هر دو اسمشون رو عوض میکنن و....
به نظر میاد ما تا اون زمانی که سوئینی فقط به انتقام خودش فکر میکنه میتونه باهاش همراه بشه. ولی افراد بیگناه نباید دخالت داده میشدن. خشونت فیلم از سطح فیلم های تیم برتون بالاتره حتی خون بدون هیچ قید و بندی به این طرف و اون طرف پرتاب میشه. واقعاً از تیم برتون بعید بود .

demis roussos
6th February 2011, 10:38 AM
يه نكته انگار تيم برلتون ميخوادتو اين فيلم بگه وقتی آدمای خامعه پلید میشن به حایی می رسن که حتی حاضزن گوشت تن همو باحرص و ولع بخورن
مثه مشتری های خانم لاویت

به نکته خوبی اشاره کردی در این فیلم شاهد اون هستیم که انسان همیشه حریص است
در یکی در کشتن بروز میکنه
و در زن نقش اول در مال اندوزی و رویا پردازی

demis roussos
6th February 2011, 06:49 PM
درباره شباهت داستان به کنت مونت کریستو . کنت مونت کریستو انتقام خودش رو محدود به اشخاصی که تو دسیسه دست داشتن محدود میکنه ولی سوئینی شروع به انتقام از کل جامعه بیگناه و با گناه میکنه. این تنها فرق کنت با سوئینی هستش. در هر دو بهشون خیانت میشه .از فرد مورد علاقه با دسیسه دور میوفتن. هر دو به شهر سابقشون برای انتقام بر میگیردن . هر دو اسمشون رو عوض میکنن و....
به نظر میاد ما تا اون زمانی که سوئینی فقط به انتقام خودش فکر میکنه میتونه باهاش همراه بشه. ولی افراد بیگناه نباید دخالت داده میشدن. خشونت فیلم از سطح فیلم های تیم برتون بالاتره حتی خون بدون هیچ قید و بندی به این طرف و اون طرف پرتاب میشه. واقعاً از تیم برتون بعید بود .


تیم برتون با اینکه با این فیلم اوج خشونت و توهم رو نشون داده،باز سراغ دغدغه عشق هم رفته و معصومیت در فیلمش بر میگرده به دختر آرایش گر که زندانیه قاضیه.
ولی خداییش این دستیار قاضی رو من تو هر فیلمی دیدم بیشتر ازش متنفر شدم اسمش یادم نیست منتها واقعا" نقش منفی رو خوب بازی میکنه
ممنون از همراهیتون عزیزان اگه نظر دیگه هم داشتین در خدمتیم.
بعد از چند روز اگه کاربران دیگه نظری نداشتن میریم سراغ یه فیلم دیگه

demis roussos
12th February 2011, 07:23 PM
میبینم یکی از منتقدان جی تی 3 روزی هست کم پیداست نگرانیم البته جودی که هست با بقیه منتظریم داش کاظم بیاد تا دوباره شروع کنیم

tar2009
17th February 2011, 05:10 PM
فیلم بعدی رو عزیزان انتخاب کنن روش بحث کنیم . شرمنده بابت غیبت .

demis roussos
17th February 2011, 07:38 PM
فیلم بعدی رو عزیزان انتخاب کنن روش بحث کنیم . شرمنده بابت غیبت .

میبینم داش کاظمم اومد و منور کرد فیلمایی که خودتون پیشنهاد میدن خیلی خوب هستن هر فیلمی دوستان خواستن من در خدمتم ،مثل قبلیا فراگیر باشه تا همه دیده باشن

هليا
17th February 2011, 09:38 PM
اوندفعه من پیشنهاد فیلم دادم
نوبتی هم باشه نوبت شماهاست
ما درخدمتیم
فقط به نظرم هر دفعه سعی کنیم در موردفیلمهای با ژانرهای مختلف بحث کنیم.
که دوستان با سلیقه های مختلف استفاده کنن
در هر صورت من کت بسته درخدمتم

Game Over
17th February 2011, 10:16 PM
بهترین فیلمی که من تو عمرم دیدم
شاهرکار استاد کریستوفر نولان The dark knight بود نظرتون چیه دربارش بحث کنیم

demis roussos
17th February 2011, 10:54 PM
بهترین فیلمی که من تو عمرم دیدم
شاهرکار استاد کریستوفر نولان The dark knight بود نظرتون چیه دربارش بحث کنیم

ممنون سینا جان من خودم متاسفانه این فیلم و ندیدم ولی فکر کنم دوستان دیده باشن اگه بقیه دیدن من از نوشته ها راجب فیلم استفاده میکنم ،البته در مورد خود کریستوفر نولان و کار هاش تو بحثتون شرکت میکنم.
من نمیدونم چرا تا حالا قسمت نشده بتمن های نولان رو ببینم ولی تو فیلم های دیگه هوشش رو تحسین میکنم و به عنوان یه نویسنده بزرگ قبولش دارم.
فیلم مومنتو رو همین چند وقت پیش نگاه کردم ، البته تو بعضی کارهاش گنگی فیلم بیش از حد میشه.
بیشتر فیلماش مثل آلفرد هیچکاک معمایی و هیجانیه

هليا
17th February 2011, 11:24 PM
من این فیلمو تو خونه دارم
ولی نگاه نکردم تا حالا

demis roussos
17th February 2011, 11:34 PM
من این فیلمو تو خونه دارم
ولی نگاه نکردم تا حالا

خوب سینا که ازش تعریف کرد فردا وقت داشتی ببین بیا نظرت و بگو جودی جون
البته فکر کنم کاظمم دیده باشه

عليرضاجون
18th February 2011, 12:14 AM
من فعلا موقت با اين آيدي هستم. كسي با آثار بونوئل موافقه؟ چرا ژانري يا مجموعه آثار بحث نكنيم. كسي ويريدياناي بونوئل رو ديده؟ مقايسه با بانوي مهرجويي.

Game Over
18th February 2011, 12:16 AM
هر کی ندیده بره ببینه

شاهکار قرن بیست و یکمه

demis roussos
18th February 2011, 12:33 AM
من فعلا موقت با اين آيدي هستم. كسي با آثار بونوئل موافقه؟ چرا ژانري يا مجموعه آثار بحث نكنيم. كسي ويريدياناي بونوئل رو ديده؟ مقايسه با بانوي مهرجويي.

خوش اومدی علی رضا جان
البته دوستان این تاپیک از من وارد ترن تو بحث سینمایی و فیلم های بیشتری دیدن
اینم پیشنهاد خوبیه بعد از این فلیم راجبش بحث میکنیم

Iam L3g3nd
18th February 2011, 01:22 PM
بت من ...یکی از ده تا فیلم برتری بوده که تا حالا دیدم...

فضای فیلم خیلی جالب بود...تقریبا تمام فضای فیلم تم تیره داشت...
یه حالتی میخواست شدت جنایتو داخل شهر نشون بده...
به نظرم شاهاکار این فیلم بازی هیث لجر بود...من لجرو توی برادران گریم با مت دمون دیدم و خیلی خوشم اومد اما شوالیه تاریکی به نظرم یه استثناء بود توی تمام کاراش... وقتی اون گریم سنگین روی صورتت باشه و کسی توی کل فیلم قرار نباشه چهره واقعیتو ببینه تنها چیزی که واسه نشون دادن میمونه هنر بازیگریه...
مدت فیلم حدود 150 دقیقه بود...همیشه وقتی ادم داره چنین فیلمایی میبینه هر لحظه منتظره که حوصلش از دیدن ادامه فیلم سر بره اما وقتی بت من تموم میشه تنها چیزی که میشه بهش فکر کرد اینه که چقدر زود فیلمش تموم شد!!!
من دیالوگای بین بت منو جوکرو خیلی دوست دشتم...شخصیت پردازیه جوکر هم عالی بود و کاملا بیننده باهاش میتونست ارتباط برقرار کنه...
میدونین بعضی از فیلما فقط واسه دیدن منتقد ها ساخته میشه و بعضی ها هم برای فروش و کشوندن مردم به سینما ولی به نظرم بت من هر دو کارو به نحو احسنت انجام داد...هر کسی با هر سلیقه ای از دیدن بت من لذت میبره...
البته بت من حقشو توی اسکار نگرفت و در حالیکه توی هشت شاخه نامزد شده بود تنها دو تا اسکار گرفت که یکیش به شایستگی به هیث لجری رسید که چند ماه پیش فوت کرده بود...

tar2009
18th February 2011, 01:46 PM
واقعاً هیث لچر در نقش جوکر یه استثسنا بودش حتی از جوکر های قبلی بتمن ها قبلی جلو زد . باور پذیری و هوش استثسنائی که از جوکر نشون میده بینظیره شما با اینکه جوکر نقش منفی فیلم رو به عهده داره یه زمان میبینین حتی به صداش هم علاقمند شدین . البته دوبله فیلم رو هم دیدم صدای جوکر خیلی خوب کار شده بود خیلی از کیفیت صداش خوشم اومد .واقعاً حق هیث لچر بودش که مارلون براندو دوم سینما لقب بگیره.
اما درباره فیلم آدم بعد از بتمن شورع میکند انتظار یه فضای روشن تر رو داره ولی وقتی پایان دراماتیک فیلم مواجه میشه و کل فیلم رو میبینه مات و متحیر میمونه چی بگه فضا داره سیاه تر میشه .
اسم فیلم کاملاً پارادوکس وار انتخاب شده یه قهرمان به شوالیه سیاه تبدیل میشه که در پایان فیلم با گفتگوی دوست پلیس بتمن با پسرش که درباره بتمن و شوالیه سیاه شما تاثیر کلمه و تصویر رو تو ذهنتون میبینید و میپرسین چرا؟ و چه هوشمندانه.
اول فیلم شما شاهد شوالیه سفید و آخر فیلم شما شاهد شوالیه سفید هستین . باز هم پارادوکس . این دو شوالیه رو با هم مقایسه کنین.
و اما کاگردانی فوق عالی کریستوفر نولان و بازی بینظیر کریستوفر بل . حاصل همکاری این دو بتمنی هستش که به شدت تنهاست همه دنبالش هستن . بتمنی تنها که تنهاتر میشه .

demis roussos
22nd February 2011, 09:58 PM
خوب خود پیشنهاد دهنده آقا سینا که نظرشو راجب ساختار فیلم نگفت :050:

ولی امروز یه خبری شنیدم که کریستوفر نولان میخواد فیلم سوپر من و با بازیه کوین کاستنر کنار هنری کاویل که در نقش سوپر منه بسازه.
امروز که اسم کاستنر رو شنیدم یاد فیلم با گرگ ها میرقصد افتادم یادش بخیر من وقتی بچه بودم این فیلم و تو سینما دیدم ، اون موقع جز معدود فیلمای باحال سینما بود که صف درازی واسش وایسادیم.

demis roussos
1st March 2011, 02:07 AM
من فعلا موقت با اين آيدي هستم. كسي با آثار بونوئل موافقه؟ چرا ژانري يا مجموعه آثار بحث نكنيم. كسي ويريدياناي بونوئل رو ديده؟ مقايسه با بانوي مهرجويي.

با سلام به علاقمندان سینما که از روز اولی که من اینجا مسئول شدم خیلی بیشتر شدن
تو روزای اول چند دوست عزیز به انجمن افتخار دادن و کمک کردن که انجمن رو دوباره تا حدودی سرپا کنیم و یک دنیا ازشون ممنونم مثل مریلای عزیز و داش کاظم و بهار جون و اقا جواد که بعد از مدتها به این انجمن افتخار داده و سینای گل همکار سابق که همیشه دلگرمی بوده برای من.
من از همون روز اولم هر چند نسبت به دوستان جدید و قدیممون سواد سینمایی کمتری داشتم ولی به دلیل نبودن کاندیدی مسئولیت رو قبول کردم.
و خیلی خوشحالم که همچون شاگردی در خدمت بزرگان باشم

با این مقدمه که گفتنش لازم مینمود به پیشنهاد دوستان این هفته بحث راجب فیلم پاپیون با بازی مک کوئین رو شروع میکنیم.
البته لازم به ذکر است که پیشنهاد علیرضای عزیز هم پا برجاست و هر یک از دوستان که آثار بونوئل را دیده اند میتوانند در این مورد بنویسند و من هم از نوشته ها استفاده میکنم
و فکر نمیکنم خللی در کار بوجود بیاید

با موافقت دیگر دوستان بحث این فیلم و روند سابق را ادامه میدهیم

هليا
1st March 2011, 04:45 PM
سلام دوستان من یه مدت غیبت داشتم می بخشید
سالی جان شما شکسته نفسی می فرمائید
وگرنه خودتون اوستایین

demis roussos
1st March 2011, 07:38 PM
سلام مریلا جان این نظر لطفته ولی گفته های من عین حقیقت بود

و اما درباره پاپیون باید بگم که این فیلم و زمانی که بچه بودم دو بار دیدم و چند سال پیش هم سانسور نشدش رو دیدم.
تو بچگی که خیلی رو من تاثیر گذار بود و از همون موقع عاشق استیو مک کوئین شدم.
البته از شاهکار داستیو هافمن تو این فیلم نمیشه چشم پوشی کرد و این دو یک زوج رویایی رو در عرصه بازگری به نمایش گذاشتن.
ژانر فیلم نمیشه گفت یک چیز و دنبال میکنه در بعضی مواقع جنایی میشه و در طول فیلم درامی رو شاهد هستیم که سالیان دراز زندانی بودن رو به صورت زندگی نامه شرح میده.
سکانس هایی که تو ذهنم همیشه هست یکی مربوط به حبس های داخل سلول انفرادیه که برای زنده موندن به خوردن سوسک هم روی میاره و یکی دیگه انتهای فیلم که از اون جزیره مرگ فرار میکنه و دوستش نظاره گره اونه

Emotional Winter
1st March 2011, 10:54 PM
از رئیس به خاطر این همه شکسته نفسی ممنونم!وجود شمام باعث دلگرمیه بچه هاست.
حرف زدن از این فیلم برای من خاطره بازیه.منم مثل رئیس فیلم رو 2 بار تو بچگی دیدم
فیلم در ستایش ازادیه و پر از نماد وتضاد
(papillon) پروانه که نماد ازادیه
هنری پاپیون مبارز ازادی کسی که هیچ وقت جرمش رو نمی پذیره .حتی در صحنه ای خیالی میبینیم که در مقابل قاضی جرمش رو قبول نمی کنه و قاضی به اون میگه جرمش بزرگترین جرمیه که یه انسان میتونه مرتکب بشه(ازادی خواهی)
لوئی بورزوای متمول شخصیتی نیک دل سازشگر که سعی میکنه با روسای زندان مدارا کنه وبه امتیازات کوچکی که بدست اورده دل خوش کنه.منتظره زنش اون رو نجات بده. به پاپیون کمک میکنه اما خودش اهل عمل نیست.البته 1بار تحت تاثیر پاپیون فرار میکنه
بومیان نماد انسان های بدوی که ارزش ازادی رو می فهمن و پاپیون رو به خاطر کشیدن یک پروانه ازاد میکنند
مادر روحانی نماد کلیسا و مردم دیندار که پاپیون رو با خوشحالی تحویل میده(دین داری کهنه در تضاد با ازادی خواهی)
وسکانس طلایی فیلم فرار با هفتمین موج در مقابل چشمان لوئی
و موسیقی بیاد موندنیه گلد اسمیت که هنوزم هر بار میشنوم انگار صدای ازادی رو میشنوم!

Emotional Winter
2nd March 2011, 10:48 AM
من یادم رفت خودم رو معرفی کنم.من نسترنم.خوشحالم که تو این انجمن دوستای خوبی مثل شما دا رم و امیدوارم به هم کمک کنیم تا انجمن پر رونق بشه
من ویردیانا رو ندیدم ولی به احترام بونوئل و این که شرمنده ی علیرضا نشیم داستان و نقدش رو می فرستم

Emotional Winter
2nd March 2011, 10:49 AM
داستان
ویردیانا راهبه ساده با تربیتی کلیسایی است او که در آستانه مراسم تحلیفش است به دعوت عمویش دون خایمه و توصیه مادر روحانی مدتی را از صومعه دور می شود. اولین ملاقات آن دو پس ازده سال دون خایمه را از دیدن ویردیانا که اکنون بسیار شبیه همسر مرده اش شده حیرت زده می کند . ویردیانا باید چند روزی را میهمان عمویش باشد . هر چند او در خانه اشرافی عمویش به رسم صومعه روی زمین می خوابد و به خود سخت میگیرد ولی ذاتا دختری شاد است .او با دختر خدمتکار طناب بازی می کند برای صبحانه تخم مرغ می آورد و سعی می کند شیر بدوشد .
تقریبا همه چیز بین آن دو خوب پیش می رود تا اینکه دون خایمه از ویردیانا درخواست می کند لباسی را بپوشد که آخرین لباسی است که همسرش در روز پوشیده . او در آن حالت از او تقاضای ازدواج می کند . او با شنیدن جواب رد با نقشه ای از پیش تعیین شده و با کمک خدمتکارش (رامونا) دخترک را بیهوش و به اتاق خود می برد . ولی وجدان اخلاقیش اجازه کار بیشتر را به او نمی دهد.با این وجود صبح به ویردیانا می گوید که دیشب را پیش او خوابیده با این خیال که او را نزد خود نگه دارد ولی بر خلاف تصورش او آنجا را ترک می کند و قصد دارد به صومعه برگردد . وقتی مامورین پلیس او را از ایستکاه به خانه دون خایمه بر میگردانند او با منظره عمویش که خود را حلق آویز کرده رو به رو می شود .
ویردیانا قصد به ماندن در آن خانه می کند . این تصمیم ناشی از هرچه هست آنقدر جدی است که مادر روحانی هم نمی تواند او را منصرف کند .شاید اینک تصمیم گرفته جدا از کلیسا عمل کند و اندیشه های مسیح را خود به تنهایی به مرحله اجرا در بیاورد. در این میان پسر عمویش نیز به خانه پدرش می آید.
با ورود شخصیت خورخه که پسر دون خایمه است و حضورش در کنار ویردیانا ما را با رویکردی متفاوت مواجه می کند . هر چه خورخه روی زمین های حاصلخیز مزرعه کار میکند ویردیانا سعی در اصلاح گدایانی دارد که به منزله زمینی لم یزرع هستند و در حالیکه که خورخه در حال ساخت و ساز است ویردیانا همراه گدایان به دعا خوانی مشغول می شوند.
در نهایت وقتی ویردیانا و پسر عمویش برای انجام کارهای وراثت به شهر می روند گدایان در این فرصت وارد خانه می شوند و برای خود شامی برپا می کنند که یاد آور شام آخر مسیح است .
وقتی ویردیانا و پسر عمویش به خانه می رسند گدایان دارند خانه را تر ک می کنند .آن دو به طبقه بالا می روند و با دو گدا رو به رو می شوند که پسر عمو را بیهوش و قصد تجاوز به ویردیانا را دارند ولی پسر عمو موفق به نجات ویردیانا می شود .
اکنون همه چیز در خانه به حالت عادی برگشته ولی تجربه ای دیگربرای ویردیانا موجب تغییری دیگر در او می شود حال او بین تسبیح و آیینه دومی را انتخاب کرده و به اتاق پسر عمویش می رود و با او و رامونا ورق بازی می کند.

Emotional Winter
2nd March 2011, 10:50 AM
نقد
در یکی از سکانس های ابتدایی فیلم دون خایمه زنبوری را از آب بیرون می کشد که می توان آن را تشبیهی از خود ویردیانا دانست که هر چند در مکانی پاک ، یعنی کلیسا زندگی می کند ولی بودن در آنجا برایش حاصلی نخواهد داشت و به مانند زنبوری است که در آب دست و پا می زند . مشاهده این صحنه کمک می کند تا بفهمیم ،دون خایمه آدم چندان بدی هم نیست و به نوعی قصد کمک به ویردیانا را دارد .او حتی پایبند به اخلاق است ، اخلاقی که در ادامه مانع از هم خوابگیش با ویردیانا می شود . به نظر می رسد او با تربیتی بورژواری و وام گرفته از کلیسا رشد کرده و همانگونه زندگی می کند آنقدر که قادر نیست خارج از چارچوب عمل کند . هرچند که او قادر به تغییر خود نیست ولی سعی در کمک به ویردیانا دارد . گویی توجه فیلمساز (بونوئل) به نسلی جوان تر معطوف است .
حضور طناب دار در سه قسمت از فیلم نشان تغییر روش در شخصیت های فیلم است ابتدا طنابی که دون خود را با آن دار می زند ، هر چند از آن پس خود او دیگر در فیلم حضور ندارد ولی پسرش خورخه می تواند همان دون خایمه اما با افکار تازه و امروزی تری باشد . در دو جای دیگر طناب مربوط به ویردیانا است یکی آنجا که در حضور مادر روحانی راه خود را از کلیسا جدا می کند ، کاری که به نوعی در فیلم های دیگر بونوئل نیز توسط شمعون و نازارین انجام می شود و بالاخره در سکانس پایانی فیلم ، که ویردیانا را در حالی درراه رفتن به سمت اتاق پسر عموی خود نشان می دهد که افکارش دیگر مثل گذشته نیست .
ویردیانا دختری زیباست و خودش هم این را خوب می داند ، او در صومعه بزرگ شده و به همان راه و روش زندگی می کند . حتی در خانه اشرافی عمویش روی زمین می خوابد ، کمتر در آینه نگاه می کند و شب ها مقابل تاج مسیح، صلیب ،پتک و چند میخ به رسم صومعه عبادت می کند . با این حال او نیز دارای امیالی است که به نظر می رسد زمانی سرکوب شده اند . وقتی که در مقابل پسر عمویش ایستاده و با شنیدن خبر رفتن دوست دختر خورخه جا می خورد و روسری اش را مرتب می کند . آنجا که ویردیانا با پاهایی عریان در خواب راه می رود و لوازم بافتنی را درون آتش و خاکستر ها را درون تخت عمویش می ریزد ، نمایشی از نا خود آگاهش است که به نوعی درون او را به تصویر می کشد . او صبح به عمویش می گوید که وقتی در صومعه این کار را کرده او را با سیلی بیدار کرده اند سیلی که وسیله ای برای سرکوب آن چیزی است که ویردیانا از درون به آن نیاز دارد . ترتیب فیلم در ادامه به شکلی است که ویردیانا را در موقعیتی خاص قرار می دهد که او می تواند نیازهایش را بروز دهد. در دوسکانس پایانی جایی که ویردیانا قهوه می نوشد صحنه ای را تداعی می کند که عمویش به او قهوه داد تا با او هم خوابه شود با این تفاوت اینجا ویردیانا خود قهوه را می نوشد تا آغازی به تصمیم او برای رفتن به اتاق پسر عمویش باشد . در سکانس پایانی هرچند عقیده فیلمسازاین است که رفتن ویردیانا سمت اتاق خورخه و در زدن نمای پایانی فیلم باشد تا بیننده را با موجی از ابهام رها کند اما با فشارهای دولت شاه فرانکو مجبور به تغییر آن به شکل کنونی می شود.
خورخه نیز ماند پدرش از اصولی پیروی می کند اما نه این اصول را از کلیسا وام گرفته و نه تربیت بورژووایی روی او تاثیر گذاشته است . اوپایبند به قراردادهای اجتماعی نیست ، با هر زنی که بخواهد رابطه برقرار می کند ، افکارش تازه و امروزی است ، بیش از هر چیز به پیشرفت اهمیت می دهد و دائما به ویردیانا گوش زد می کند که با گدایان راه به جایی نمی برد . با این حال نه تنها فردی ضد اخلاق معرفی نمی شود بلکه روشن ترین شخصیت فیلم است . سر انجام هم او است که ویردیانا را از دست گدایان نجات می دهد .
رامونا و دختر کوچکش اگرچه در تغییر روند فیلم نقشی ندارند ولی تاثیر پذیری و رابطه شان با سه عنصراصلی فیلم درخور توجه است . رفتار رامونای خدمتکار از کشش او به سمت یک مرد خبر می دهد . این مرد در ابتدا خود دون خایمه است . این کشش را وقتی رامونا در حضور دون خایمه با دکمه های پیراهنش بازی می کند ، یا درسکانسی دیگر وقتی از روی حسادت به ویردیانا می گوید که عمویش قصد ازدواج با او را دارد می توان مشاهده کرد . با این وجود تا وقتی که دون خایمه بر او سلطه دارد نمی تواند امیال خود را بروز دهد . با آمدن خورخه می توان این خواسته ها را در رامونا بیشتر مشاهده کرد این امیال آنجا که به خاطر توجه بیش از حدش به خورخه ظرف غذا را واژگون می کند و آنجا که در انبار با خورخه تنها می شود و در نهایت با او عشق بازی می کند به طور آشکار به تصویر کشیده می شوند .همانند رامونا ، دخترش نیز به اطراف بسیار توجه دارد . او از افراد مخصوصا از ویردیانا بسیار تاثیر می پذیرد .او نیز ابتدا تحت سلطه دون خایمه است وبه خواست او طناب بازی می کند ولی همزمان با تغییر ویردیانا دیگر افکار قدیمی را نمی پذیرد. یک شب خواب گاو نر سیاه بزرگی را می بیند که از در اتقاقش داخل نمی شود . این گاوشاید نماد تفکری مرد سالارانه باشد که دیگر در ذهن او جایی ندارد .او را که به نام دختر بچه می شناسیم می تواند نماینده ای از نسل آینده باشد . بونوئل که در فیلم هایش به نسل آینده توجه ویژه ای دارد دخترک را تا جایی پیش می برد که تاج خار دار مسیح را که در دست او فرو رفته است درون آتش می اندازد. فیلمساز در این صحنه نسلی را نشان می دهد که نه تنها پذیرای افکاری مسیحی نیست ، بلکه مذهب را همانند خاری می داند که می تواند به دنیای امروز آسیب رساند .
استفاده بی نظیر و به جای بونوئل از نماد ها اثرش را در حد عالی بالا برده واین فیلمساز پایبند به آرمان های سورئال را در معرض ساخت یک شاهکار قرار داده است . استفاده از صدای خروس به عنوان بازگشت مسیح ،گاو نر به عنوان تفکری مرد سالارانه ، طناب دار و تغییر افکار و روش شخصیت ها ، دسته های طناب و پستان گاو و شباهت آنها به

. . .، سگی که زیر درشکه بسته شده که می تواند نمادی از خود ویردیانا و یا حتی گدایان باشد و زنبور در آب که پیش تر به آن اشاره شد از این قبیل نمادها هستند . همچنین فیلمساز از عناصر تداعی کننده ای چون فنجان قهوه نیز سود برده است .
هر چند فیلم موسیقی متن ندارد ولی پخش موسیقی در داستان فیلم، از موسیقی آرام و به سبک کلیسایی گرفته تا موسیقی محلی و با ضرب آهنگی تند روند فیلم را بازگو می کند . پخش موسیقی و فضای اتاق ها در سکانس های مختلف فیلم هدفمند است و هماهنگ با هر تحولی است که درشخصیت ها و روابط آنها صورت می گیرد .
اگرچه بونوئل با مسیحیت مخالف است ولی بیشتر رای به بی فایده بودن آن می دهد او تقابل هم زمان مراسم دعاخوانی و ساخت و ساز را نشان می دهد . او همچنین تفکر بورژوایی را به نوعی ناشی از مسیحیت می دانند و آن را نیز به شکلی دیگر به نقد می کشد . گدایان برای او شاید بورژواهایی باشند که تنها ظاهری بورژوایی ندارند . آنها کار نمی کنند، از غذا ایراد می گیرند و در فرصتی مناسب برای خود میهمانی ترتیب می دهند که یاد آور شام آخر مسیح است . بونوئل با قرار دادن فردی نابینا در نقش مسیح ، تیغ خود را مستقیما سمت مسیح می گیرد و او را همچون نابینایی می خواند که سعی در هدایت دیگران دارد.
ویردیانا نمایانگر اعتقادات مذهبی و تقابل آن با جامعه ای جدید است . هر چند که این اعتقادات در ظاهر انسان را دچار مشکل نمی کند اما وقتی افراد خود را در معرض تحولات و تغییرات اجتماعی می بینند ناخود آگاه دچار تناقض هایی می شوند که با وجود مذهب برایشان قابل حل نیست . به اعتقاد بونوئل مذهب نه تنها در تضاد با جهان بیرون است گویی انسان را با درون و فطرت خود نیز دچار مشکل می کند . در این میان انگشت اتهام فقط به سوی کلیسا نمی رود بلکه مسیحیت و حتی خود مسیح هم به چالش کشیده می شوند . حتی آنجا که ویردیانا نقشی مسیح گونه به خود می گیرد و به تنهایی سعی دراصلاح گدایان دارد ، نه تنها با چنین افکاری موفق به این کار نمی شود بلکه در ادامه تا حدی اعتقادات خود را نیز از دست می دهد.
اگر چه فیلم به تنهای استعداد بدل شدن به اثری با ارزش را دارد بازیگران با نمایش خوب کشش ها و پیچیده گی های درونی نقششان فیلم را از این هم ارزشمند تر می کنند . آدم های فیلم با ظرافت تمام نشان داده شده اند و در روابط آنها اصلی ترین تا کمرنگ ترینشان مورد توجه قرار می گیرند .
لوئیز بونوئل ساختار روایی فیلم خود را به صورت خطی و مستقیم ساخته است و از هر گونه بی تناسبی و عدم تعادل خطی و روایی پرهیز کرده تا ساده گی و روان بودن فیلمش نوعی هماهنگی میان ساختار روایتی فیلم با طرح و نقشه آن ایجاد کند. به عبارت دیگر این نحوه روایت نماینده وضع روحی و نگاه مردد، احتیاط آمیز و البته امیدوارانه دون خایمه ، ویردیانا وخورخه است ظاهرا بونوئل معتقد بوده که روایت غیر خطی و ارجاع دائم میان زمان حال و گذشته نوعی گسست در خط روایی فیلم و طبعا زندگی ویردیانا پدید می آورد که می توانست در نگاهش به آینده اختلال و اغتشاش ایجاد کند .

demis roussos
3rd March 2011, 07:28 PM
ممنون بابت مطالب راجب بونوئل

در فیلم پاپیون اون صحنه که مادر روحانی تحویلش میده واقعا" جالبه
تمام روز هایی که میشنه کنار اون پرتگاه و به آب نگاه میکنه با اینکه خیلی از کار افتاده شده بازم به فکر فرار و آزادیه
منو یه جورایی یاد شجاع دل میندازه

ماهرو
3rd March 2011, 07:37 PM
اخی
داستان فیلمه چه قشنگه حتما گیر بیارم ببینمش
فیلم شجاع دلو دیدم خیلی قشنگ بود

Emotional Winter
3rd March 2011, 09:43 PM
خواهش
پاپپون برای خیلی ها مثل خودم اسطوره زندگیشون بوده
کاش هممون می تونستیم این جور مبارزه کنیم و به نتیجه برسیم

هليا
14th March 2011, 11:01 AM
بچه ها نمی خواین پیشنهاد یه نقد جدید بدین

هليا
14th March 2011, 11:02 AM
اخی
داستان فیلمه چه قشنگه حتما گیر بیارم ببینمش
فیلم شجاع دلو دیدم خیلی قشنگ بود


اصولا همه فیلمای مل گیبسونو دوست دارم
آره منم این فیلمو دوست دارم

demis roussos
14th March 2011, 11:03 AM
نقد قبلی که خیلی کوتاه از آب در اومد البته بیشتر تعریف بود تا نقد چون واقعا" فیلم بیاد موندنیه پاپیون
ایندفه من یه پیشنهاد بدم چند تا از دوستان duchess رو دیدن که راجبش حرف بزنیم اگر هم تعداد کم بود بریم سراغ یه فیلم پر بیننده

[Only registered and activated users can see links] mqFL0w81pIHl05XHk3B_Q&t=1

Emotional Winter
14th March 2011, 11:13 AM
ممنونم مریلا.من فیلم رو ندیدم ولی سعی میکنم پیدا کنم

هليا
14th March 2011, 11:14 AM
دلم میخواست یکی از فیلمای اسکار امسالو نقد میکردیم
من این فیلمی که سالی گفتی ندیدم
بازم هرچی دوستان بگن
من در خدمتم

demis roussos
15th March 2011, 11:32 AM
مریلا جان من چون هیچ کس پیشنهادی نداد گفتم حقیقتش اینه که باید فیلمای اسکارو نقد کنیم منتها متاسفانه من بجز اینسپشن نتونستم فیلم دیگه ای ببینم چون مثل شما ظرفیت دانلود بالا ندارم تمام فیلما رو میرم از یه بنده خدا میخرم ولی این چند وقت هم خیلی درگیر بودم .
تا اونجایی که من متوجه شدم اکثر دوستان قوی سیاه رو دیدن پیشنهاد میدم همون فیلم مورد نقد قرار بگیره

هليا
15th March 2011, 02:04 PM
وای ممنون میشم
من عاشق اون فیلمم
واقعا فیلم خوبی برای نقد کردنه
چون واقعا فیلمش چند لایه ای بود

demis roussos
15th March 2011, 10:46 PM
پس دوستان این هفته لطف کنن و نظرات خودشونو درباره فیلم قوی سیاه بگن

تو تاپیک آخرین فیلم هم مریلا جان چند نفر دیگه هم دیده بودن به هر کی سراغ داشتی خبر بده منم همین کارو میکنم و از نوشته هاتون استفاده میکنم


[Only registered and activated users can see links]

هليا
17th March 2011, 06:53 PM
قبل از نقد قوی سیاه باید بگم قصه این فیلم براساس“قوی سفید” نقش اصلی در بالۀ “دریاچۀ قو” اثر چایکوفسکی است و به داستان پرنسسی می پردازد که با طلسم جادوگر به یک قوی سفید تبدیل می شود طوری که روزها به شکل یک “قو” ست و تنها شب ها به هیبت انسانی اش در می آید. تنها یک چیز می تواند این جادو را باطل کند: مردی که عاشقانه او را تا پایان عمر دوست بدارد، اما اگر مرد به او خیانت کند تا پایان عمر در بند طلسم باقی می ماند. وقتی یک شاهزاده عاشق پرنسس می شود “قوی سیاه” توسط جادوگر وارد داستان می شود. روح شریری که ظاهر پرنسس را دارد و علاوه بر اغواگری منشاء همه فسادها و بدی هاست. وقتی “قوی سیاه” شاهزاده را اغوا می کند و باعث خیانتش می شود “قوی سفید” به امید رهایی از طلسم جادوگر تنها چاره را در مرگ (به امید رهایی) می بیند.

هليا
17th March 2011, 06:58 PM
اما داستان فیلم:
من خلاصه ای از این فیلم رو اینجا می گذارم. بعد دوستان می تونن داستان رو نقد کنن:

نینا، در طی سالیان درازی که بالرین است از بهترین ها بوده اما مشکلی وجود دارد. این دختر معصوم که با مادرش زندگی می کند در درون خود بری از شرارت و بدی است و این مساله زمانی که کارگردان باله اعلام می کند می خواهد هر دونقش قو را به یک نفر بسپارد به بزرگترین مشکل نینا تبدیل می شود. آیا نینا می تواند به همان زیبایی که معصومیت و خوبی پرنسس را نمایش می دهد نمایش دهنده ذات شریر قوی سیاه هم باشد؟

فیلم “قوی سیاه” از آن دسته فیلمهای چند لایه ایست که می توان از جنبه های مختلفی به آن نگریست. به عنوان ساده ترین نگاه، می توان آن را به نمایش زیبای دشواری های یک هنرپیشه برای رسیدن به نقش تعبیر کرد جاییکه می شنویم مثلا فلان بازیگر آنچنان در نقش خود غرق شده که تا سالیان سال اثرات آن در روح و روانش جاریست تا آنجا که برخی را به سمت فنا سوق می دهد (هنوز داستان مرگ تراژیک “هث لجر” را فراموش نکرده ایم).

یا حتی می توان فیلم را از منظر رقابت خوب و بد، سیاه و سفید و خیر و شر بررسی کرد جاییکه دختر معصومِ در اجتماع غرق نشده در کنار دختر شرّ از سان فرانسیسکو آمده برای بقا می جنگد.

من اما دوست دارم این فیلم را از منظر روان شناختی خیر و شرّ درونی هر انسان ببینم. آنجا که در وجود تک تک ما دو نیروی متضاد هر یک با تمام نیرو ما را به سوی بهتر شدن با بدتر شدن می کشانند.

قوی سفید و قوی سیاه هر دو در وجود نینا هستند (در وجود کدام یک از ما نیستند؟!) اما برای اینکه بتواند نقش هر دو را بازی کند نخست می بایست قوی سیاه خفته در درون نینا بیدار شود. بیداری ای که عواقب دهشتناکی را به دنبال خواهد داشت. روح سفیدی که لکه های سیاه (مانند پرهای یک قوی سیاه) بر وجودش می نشینند تا کجا تاب زجر کشیدن را خواهد داشت؟ سرانجام این دوئل خیر و شر ِدرونی، یا مرگ (سیاهی) است یا رستگاری. و برای من عجیب نیست که آرنوفسکی (و صد البته چایکوفسکی) هر دو، چنین مرگی را عین رستگاری می دانند.
نینا در قسمت قوی سفید براحتی از پس کار بر میاید و لی وقتی کارش را برای قوی سیاه اغاز میکند کم کم خودش نیز دچار سیاهی عمیقی در زندگی میشود.نینا که خود از بیماری مازوخیسم(خود ازاری) رنج میبرد این نقش باعث سرعت بخشیدن به سیاهی زندگی او میگردد.

نینا، با جنبه های شرارت سرکوب شده در وجودش آشنا می شود. جاییکه به علت حضور مادر (نماد فرشتۀ مهربان) حتی با نیازهای غریزی درونی اش هم بیگانه مانده و از روابط حیله گرانه و کثیف انسانی محیط بیرون بیخبر است. فاجعه از جایی آغاز می شود که همکار جدیدی از همان دنیای بیرونی مسیر زندگی دیگری را به او نشان می دهد. جاییکه شایستگی هر فرد نه با معیار بی نقصی و کمال که با شاخص انطباق پذیری و همانند دیگران بودن و دریدن و خرد کردن و خراب کردن تعیین می شود.

مدیر هنری باله به درستی در صحنه ای از فیلم به او می گوید: “این تویی که در مقابل خودت قرار گرفتی و باید او را از میان برداری. به گفته توماس، نینا باید برای ایفای نقش قوی سیاه، اغواگر و شهوت انگیز باشد و از این رو از او می خواهد که نیروی شهوانی درونی خود را آزاد ساخته و قوی سیاه درون خود را کشف کند. این نیروی شیطانی در نهایت به شکل پرهای قوی سیاه از پشت او بیرون می جهند.”

در لحظه هایی از صحنه های فرار سریع و زودگذر «نینا» به نظر می رسد پرهایی ظریف پوست لطیف او را پوشانده اند و گاه گردنش باریک و به نهایت دراز به نظر می رسد که تماشاگر را به این فکر می اندازد شاید او رفته رفته تبدیل به یک قو می شود.

بله نینا توانست نقش سیاه را هم بازی کند که لازمه ی آن از بین بردن شخصیت سفید بود که مدام مقاومت می کرد.. در حقیقت در آن سکانس نینا پی می برد که خودش را کشته … یعنی هر دو شخصیت سیاه و سفید و این تکامل است! .. در پرده ی بعد نینا بهترین رقص باله را ارایه می کند. پرش او از ارتفاع حالتی است که در فن بازیگری نام آن را “رها شدن” گذاشته اند و به راستی که نینا از خود رها شد.
[Only registered and activated users can see links]

هليا
17th March 2011, 07:08 PM
بی شک این فیلم یکی از بهترین فیلم هایی بود که من دیده بودم.
یک فیلم چند لایه ای
اوج داستان هم به نظرم اونجا بود که نینا خودشو کشته بود و همون صحنه آخر و بهد از پرش از ارتفاع تو اپرا که وقتی اون معلم خبیسش میاد بهش تبریک بگه نینا رو خون آلو می بینه و چمله آخر نینا که گفت :
Im perfect
مثل قوی سفید داستان چایکوفسکی
من بعد از تموم شدن فیلم تا چند ساعت دهنم باز مونده بود

demis roussos
17th March 2011, 09:26 PM
ممنون از مریلای عزیز بابت زحمتی که کشیده من خوشحال شدم که الان خلاصه ای از داستان رو خوندم و متوجه شدم فیلم درباره تکامل انسانی و عبور از مرز های سفید و سیاه برای رسیدن به ذات است.
چون همیشه انسان با شناختن زشتی هاست که به زیبایی ها خواهد رسید.
البته درباره نتیجه گیری آخر فیلم چون فیلم را ندیده ام نمیتوانم نظری دهم.
ولی به شخصه از بازی ناتالی در فیلم های دیگر لذت میبرم و به نظرم در سن مناسبی به استحقاقش رسید

هليا
17th March 2011, 11:00 PM
جالب اینحاست تاتالی پورتمن واسه این نقش 1 ساله کامل رقص باله تمرین کرده بود
و در نهایت طوری می رقصه که فک می کنین صد ساله که بالرینه
واقعا بازیش ستودنی بود.

هليا
18th March 2011, 11:46 AM
وقتی تو مراسم اسکار دیدم ناتالی بالا اومد تا جایزشو بگیره از چهرش خوندم که چقدر واسه این نقش زحمت کشیده
انگار داشت نفسای راحت می کشید
جایزه اسکار گوارای وجودت خانم پورتمن

demis roussos
29th March 2011, 11:40 PM
[Only registered and activated users can see links]



نزهت بادی: فیلم پیچیده‌ای مثل «قوی سیاه» را می‌توان از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار داد، اما در این یادداشت می‌خواهیم آن را از این زاویه نگاه کنیم که فیلم می‌تواند درباره رنج‌های دردناک یک هنرمند برای خلق هنری کامل و متعادل باشد.
نینا به عنوان بالرین چنان شور و وجد مهارنشدنی نسبت به هنرش دارد که خود را به تمامی وقف آن کرده، اما آنچنان که باید نمی‌تواند دیگران را در لذت تماشای هنرش غرق کند. چالش او زمانی شروع می‌شود که ستاره پیشین باله کنار گذاشته می‌شود و گروه تصمیم می‌گیرد بالرین جدیدی را برای نقش دوگانه قوی سفید و قوی سیاه انتخاب کند.
او با همکلاسی‌هایش برای به دست آوردن این شاه‌نقش باله می‌جنگد، اما بزرگترین رقیب او خودش است و او باید بر کمبودها و ناتوانی‌های خویش پیروز شود. درواقع، او هر چند پاکی و معصومیت مورد نیاز برای نقش قوی سفید را دارد، اما فاقد آن اغواگری و شرارت موجود در نقش قوی سیاه است.
آدم نمی‌تواند تصور کند هنر ظریف و شاعرانه‌ای مثل باله بتواند در ذات خود چنین خشن و دردناک باشد. تمرین‌های سخت و مداوم نینا همچون ریاضتی دشوار برای پالایش جسمی و روحی او به نظر می‌رسد، اما همانطور که استاد نینا به او می‌گوید نینا از لحاظ تکنیکی کمبودی ندارد بلکه مشکلش این است که زیادی ضعیف، شکننده و آسیب‌پذیر است و آن جسارت، بی‌پروایی و جاه‌طلبی لازم برای جلو رفتن در مسیر حرفه‌ای‌اش را ندارد.
پس نینا قدم در مسیر هولناکی می‌گذارد، ترس از ناشناخته‌ها را کنار می‌نهد، پیله مراقبت‌های مادرش را می‌شکند، مرزها را پشت سر می‌گذارد، کارهای ممنوعه را تجربه می‌کند، بخش‌های تاریک و سیاه نهفته در وجودش را می‌یابد و در این راه تا آنجا پیش می‌رود که از خودآزاری جسمی به خودویرانگری روحی و مسخ هویتی می‌رسد.
آن زخم‌ها و خراش‌های ظاهری روی بدنش نشانه‌ای از رنج‌های عذاب آور روحی اوست ولی او با هر زخمی که بر خود وارد می کند، بالغ‌تر می شود و بیشتر قابلیت پذیرش نقش را می‌یابد تا درنهایت که با هنرش یکی می‌شود و اثری کامل و بی نقص خلق می‌کند.
دارن آرونوفسکی که توانایی عجیبی در نمایش فضای وهم‌انگیز و جنون‌وار ذهن شخصیت‌هایش دارد، با تسلطی کم‌نظیر ما را با پروسه دگردیسی نینا همراه می‌کند. او به خوبی با استفاده از زوایای نامتعارف و حرکت‌های دورانی دوربین و شیوه نورپردازی، مسیر دایره‌وار تغییر و تحول نینا را القا می‌کند.
ما همراه با نینا از پاکی و سفیدی به دل تباهی و سیاهی قدم می‌گذاریم و درنهایت از درون تیرگی‌ها راهی به سوی روشنایی و رهایی باز می‌کنیم. آن نور درخشانی که در لحظات پایانی نمایش از وجود قوی سیاه می‌درخشد، نشانه‌ای از درهم آمیزی و یکی شدن قوی سفید و سیاه در وجود نیناست که منجر به خلق هنری کامل و جاودانه می‌شود.
درواقع نینا به عنوان یک هنرمند همانقدر که خوبی‌هایش می‌تواند او را به جلو براند، به بدی‌های پنهان در شخصیتش نیز نیاز دارد. درواقع، مهمترین چالش او این است که بتواند میان خیر و شر، رویا و کابوس و سفیدی و سیاهی تعادل برقرار کند. اساسا انتخاب هنری چون باله در فیلم می‌تواند در جهت تاکید بر دشواری حفظ تعادل و هارمونی روی مرزهای زندگی باشد.
جادوی آرونوفسکی این است که خودش می‌تواند چنین تعادلی را در لحن، ساختار و مضمون فیلمش حفظ کند و چنان فاصله میان عینیت و ذهنیت را بردارد که ما اصلا متوجه نشویم چگونه از فضای واقعی پیرامون نینا به دنیای ازهم گسیخته و آشفته ذهن او وارد شدیم.
همانطور که به هیچ وجه متوجه تغییرات و تفاوت‌های شیوه دوربین و تدوین در اجرای فضای دوگانه فیلم نمی‌شویم. جاهایی که فیلم به نمایش فروپاشی و استحاله شخصیتی نینا می‌پردازد، از دوربینی پر‌شتاب و عصبی و تدوینی سریع استفاده می‌کند و قسمت‌هایی که فضای آرام و موزون باله و رقص و نمایش را نشان می‌دهد، از دوربینی نرم، سبکبار و رها و تدوینی آرام و پر احساس بهره می‌گیرد، ولی پیوند این دو چنان عمیق و ناگسستنی است که اصلا نمی‌‌توان آن دو را از هم تفکیک کرد.
پس می توان گفت فیلم «قوی سیاه» اثری در باب چگونگی خلق یک اثر هنری کامل است که بدون دستیابی هنرمند به کمال وجودی‌اش با برقراری تعادل میان خیر و شر، به دست نمی آید، هرچند ممکن است بهای این تمامیت‌خواهی و کمال‌طلبی مرگ وی باشد، اما به نظرم آن لحظه جاودانگی و رهایی به چنین تجربه دشواری می‌ارزد.

هليا
29th March 2011, 11:55 PM
ای کاش این رو تو قسمت کارگاه فیلم جی تی میذاشتی
به هر حال ممنون

Emotional Winter
30th March 2011, 02:13 PM
کلا از فیلم خیلی خوشم نیومد.شاید موضوعش جالب بود ولی فیلم در نیومده بود.استفاده از نماد سیاه و سفید به وفور به چشم می خورد.نینا که همش سفید و صورتی می پوشه حتی وقتی تو کلوب ورونیکا بهش یه تاب مشکی میده اونو رو تاب سفیدش می پوشه.حتی مادر نینا که معلوم نیست در گذشته چه اتفاقی براش افتاده(نینا نا مشروعه؟)سیاه می پوشه.همه ی بالرین ها در مهمونی ,بث بالرین اول. . .همه بجز نینا سیاه می پوشن!
نینا یه دختر عادی نیست.مشکل روحی داره.خودشو زخمی میکنه.یعنی نا خوداگاهش متلاطمه.28 سالشه,بالرینه ولی مثل بچه است.معصومیتش اگاهانه نیست.وقتی ازش می خوان اغواگر باشه<وقتی به خاطر نقشش میره پیش مربیش اعتراض نمی کنه!
راستش دلیل این همه صحنه ی هالیوودی رو نمی فهمم.مگه شرارت فقط همینه؟
در اخر فیلم نینا دوباره سفیده.یه دختر واقعی کسیه که پاکی اگاهانه و اغواگری رو با هم داره.در جنگ بین این دو خودش رو متعادل نگه می داره.و حد مرز جنبه های طبیعی وجودش رو میشناسه.فکر نمی کنم مرگ تنها راه رسیدن به کمال باشه

هليا
30th March 2011, 07:04 PM
فیلم یه جورایی حالت تمثیلی داشت
قوی سفید نشون دهنده قسمت خوب ذات انسان و قوی سیاه نشون دهنده طرف شیطانی ذات انسان
و به نظرم در نینا ذات نیک بر ذات بد پیروز شد
در مورد حالات نینا هم فکر می کنم کلا از نظر روانشناختی کمی دچار مشکل بود. حتی در صحنه هایی هم حالات خاصی از نینا در فیلم نشون داده میشه.
کلا من از فیلم های این مدلی که خودم بهشون فیلم های سخت میگم خوشم میاد
اینجور فیلم ها باعث میشن بعد از اتمام فیلم ذهن آدم متوقف نشه .
در مورد فیلم فکر کنه و به چیزای جالب برسه

demis roussos
30th March 2011, 09:29 PM
بنا به نظر دوستان انتقال داده شد:2lxe53l:

هليا
30th March 2011, 11:39 PM
آقا ممنون ما چاکریم

Emotional Winter
31st March 2011, 11:39 PM
منم فیلم چند لایه دوست دارم ولی قوی سیاه زیاد چند لایه نبود.من از شخصیت مربیه خوشم اومد.قصد سو استفاده نداشت می خواست به نینا کمک کنه تا بتونه بهتر برقصه.اون جمله اش هم که گفت بث به خاطر تاریکی وجودش به خودش لطمه زده هم دوست داشتم.تقریبا تنها ادم متعادل فیلم مربی بود

هليا
7th April 2011, 01:34 PM
اتفاقا من فکر می کردم مربیه قصد کمک نداشت
چون توی فیلم بالرینی رو که قبلا ازش سوئ استفاده کرده بود و روانی شده بود نشون دادند
البته من فیلم رو با زیرنویس انگلیسی دیدم
شاید واسه همین اینطوری برداشت کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

demis roussos
17th April 2011, 12:05 PM
کلا از فیلم خیلی خوشم نیومد.شاید موضوعش جالب بود ولی فیلم در نیومده بود.استفاده از نماد سیاه و سفید به وفور به چشم می خورد.نینا که همش سفید و صورتی می پوشه حتی وقتی تو کلوب ورونیکا بهش یه تاب مشکی میده اونو رو تاب سفیدش می پوشه.حتی مادر نینا که معلوم نیست در گذشته چه اتفاقی براش افتاده(نینا نا مشروعه؟)سیاه می پوشه.همه ی بالرین ها در مهمونی ,بث بالرین اول. . .همه بجز نینا سیاه می پوشن!
نینا یه دختر عادی نیست.مشکل روحی داره.خودشو زخمی میکنه.یعنی نا خوداگاهش متلاطمه.28 سالشه,بالرینه ولی مثل بچه است.معصومیتش اگاهانه نیست.وقتی ازش می خوان اغواگر باشه<وقتی به خاطر نقشش میره پیش مربیش اعتراض نمی کنه!
راستش دلیل این همه صحنه ی هالیوودی رو نمی فهمم.مگه شرارت فقط همینه؟
در اخر فیلم نینا دوباره سفیده.یه دختر واقعی کسیه که پاکی اگاهانه و اغواگری رو با هم داره.در جنگ بین این دو خودش رو متعادل نگه می داره.و حد مرز جنبه های طبیعی وجودش رو میشناسه.فکر نمی کنم مرگ تنها راه رسیدن به کمال باشه

اون متنی که قرمز کردم تامل برانگیزه گذشته اینا واسه خود منم جای سوال داشت.
یه جاهایی آدم احساس میکنه این مادر دختر یه مشکل ماورایی هم دارن چون فقط نینا نیست که اون زخم ها رو میبینه.
ولی باز نمیتونه آدم به نتیجه درستی برسه که این مالیخولیا در روح و روان نینا هست یا اینکه فیلم منظورش همون نفوظ شیاطین به این شخصیته.
بازی نینا که فوق العاده است و جایزه اسکار حقش بوده ولی در کل فیلم آنقدر هم که صر و صدا کرده بود به نظر من موفق نبوده.
روح قدرت طلبی در انسان و رقابتی که به تنفر تبدیل میشه به خوبی بیان شده .

demis roussos
17th April 2011, 12:16 PM
فیلم یه جورایی حالت تمثیلی داشت
قوی سفید نشون دهنده قسمت خوب ذات انسان و قوی سیاه نشون دهنده طرف شیطانی ذات انسان
و به نظرم در نینا ذات نیک بر ذات بد پیروز شد
در مورد حالات نینا هم فکر می کنم کلا از نظر روانشناختی کمی دچار مشکل بود. حتی در صحنه هایی هم حالات خاصی از نینا در فیلم نشون داده میشه.
کلا من از فیلم های این مدلی که خودم بهشون فیلم های سخت میگم خوشم میاد
اینجور فیلم ها باعث میشن بعد از اتمام فیلم ذهن آدم متوقف نشه .
در مورد فیلم فکر کنه و به چیزای جالب برسه

تمثیل کلمه خوبیه واسه این فیلم ولی به نظرم اگه مادر تو این جریانات دخالت نداشت میشد کاملا" تمثیلی دونستش چون یه حالت گنگی داره که تا آخرم میمونه.
اما راجب مربی که تو پستای بعد گفتید فکر نکنم قصد واستفاده داشت ممکنه از نینا خوشش میمومد منتها میخواست که اون وجه دیگر نینا که فارق از کودکیه معصومانش بود بروز کنه و بتونه نقش قوی سیاه رو بازی کنه.
چون نینا هنوز با صدای موزیک دوران کودکی میخوابه و عروسک ها و مادرش کنارش هستن

هليا
28th April 2011, 10:13 PM
دوستان دستتون بابت نقد قوی سیاه درد نکنه
اگه اجازه بدین نقد این فیلمو تموم کنیم و سراغ یه فیلم دیگه بریم

Emotional Winter
28th April 2011, 10:20 PM
اخ جون پیشنهاد بده

هليا
28th April 2011, 10:49 PM
بچه ها خودتون فیلمی رو دوست دارین نقد کنیم؟

demis roussos
28th April 2011, 11:57 PM
فقط یه فیلمی باشه که بقیه هم دیده باشن، من که رفتم قوی سیاه و گیر آوردم و نظرمو گفتم ، سخنرانی پادشاهم خوبه منتها باید بقیه هم دیده باشن

شما تو همسایه هاتون تبلیغ کنین منم برم یه چند نفرو خفت کنم بیارم اینطوری نمیشه فقط ما پست بدیم:acigar:

هليا
30th April 2011, 07:24 PM
بنا بر همفکری که انجام شد فیلمی که اینبار برای نقد انتخاب کردیم
آخر الزمان ساخته مل گیبسون هستش که خیلی از بچه های سایت هم دیدن و جزو فیلم های مورد علاقشون هست.

[Only registered and activated users can see links]

هليا
30th April 2011, 07:29 PM
آاخرالزمان


به کارگردانی: Mel Gibson

فیلمنامه: Mel Gibson ، Farhad Safinia

اهنگساز: James Horner

ژانر: اکشن ، ماجراجويي ، درام

رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند

مدت زمان:139 دقیقه

محصول:2006 USA

بازیگران:

Rudy Youngblood در نقش Jaguar Paw

Dalia Hernandez در نقش Seven

Jonathan Brewer در نقش Blunted

Morris Birdyellowhead در نقش Flint Sky

Carlos Emilio Baez در نقش Turtles Run

Ramirez Amilcar در نقش Curl Nose

Israel Contreras در نقش Smoke Frog

Israel Rios در نقش Cocoa Leaf

María Isabel Díaz در نقش Mother in Law

Espiridion Acosta Cache در نقش Old Story Telle

[Only registered and activated users can see links]
منتظر نقدهای قشنگتون هستیم.

saghi.s
30th April 2011, 08:55 PM
ممنون ماری جون
به نظرم جمله اول فیلم جمله تاثیر گذار و خوبی بود، به نوعی یه استفاده به جا و هوشمندانه چون یه پیش زمینه ای از کل فیلم به آدم میداد و کل فیلم حول این محور بود.
ویل جیمز دورانت تاریخ دان برجسته جهان: هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر انکه از درون نابود شده باشد
یه نکته جالب این فیلم ارزش گراییشون بود. اوایل فیلم قبل از حمله یه شب همه دور هم جمع شدن و به داستان هایی که اون فرد درمورده قدمیا و اساطیرشون میگه گوش میکنن.
و قشنگترین موردی که من تو این فیلم دوست داشتم تمایل به آزادی و آزادگی بود و تلاش اون فرد برای بدست اوردنش و علاقه به خانوادش

Iam L3g3nd
30th April 2011, 09:11 PM
صحنه قربانی کردن ادما روی من خیلی تاثیر گذاشت...کاملا حسش می کردم...

demis roussos
30th April 2011, 11:13 PM
ممنون ماری جون
به نظرم جمله اول فیلم جمله تاثیر گذار و خوبی بود، به نوعی یه استفاده به جا و هوشمندانه چون یه پیش زمینه ای از کل فیلم به آدم میداد و کل فیلم حول این محور بود.
ویل جیمز دورانت تاریخ دان برجسته جهان: هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر انکه از درون نابود شده باشد
یه نکته جالب این فیلم ارزش گراییشون بود. اوایل فیلم قبل از حمله یه شب همه دور هم جمع شدن و به داستان هایی که اون فرد درمورده قدمیا و اساطیرشون میگه گوش میکنن.
و قشنگترین موردی که من تو این فیلم دوست داشتم تمایل به آزادی و آزادگی بود و تلاش اون فرد برای بدست اوردنش و علاقه به خانوادش

با تشکر از ماری

جمله اول فیلم درد جوامع بشریه که ساقی به خوبی بیان کرده، من خودم همیشه بر این اعتقاد بودم که نسل بشر همیشه بوسیله خود انسان مورد تهدیده.

در فیلم یک نوع آزادی روحی را در ابتدا مشاهده میکنیم، هر چند با یک قبیله وحشی روبرو هستیم ولی روابط عاطفی و احساسی یک انسان در ابتدا قابل مشاهده هست.
و یک حمله وحشیانه از قومی به اصطلاح متمدن برای اسرات این قبیله میاد و آزادی زیر سوال میره خون های زیادی ناباورانه ریخته میشه برای به اصطلاح باور های مذهبی آن قوم متمدن.
سکانس ها واقعا"طوریه که انسان تا آخر فیلم میخکوب میشه، فیلم هم جنبه هیجانی و قهرمان پروری داره و هم به صورت استعاری از وحشی گری انسان سخن میگه.
اراده تو این فیلم به معنای واقعی کلمه بیان شده.

جواد راست میگه با اینکه اوج وحشی گری تو اون سکانس دیده میشه ولی هر انسانی میتونه حسش کنه چون در جوامع کنونی هم به نوعی انسان ها قربانی جهالت و خرافات هستند و همیشه قومی میخواد خودش رو دیکته بکنه .
در ادامه بیشتر در خدمتم

arezoo.bahry
30th April 2011, 11:43 PM
فیلم خیلی خوبی بود..کلا کارهای مل گیبسن عالیه..فکر میکنم به اندازه یه شجاع دل یا مصائب مسیح ..تاثیر گذار نبود..ولی اون صحنه یه گردن زدن اون بد بخت ها ..خیلی قشنگ بود خیلی ادمو به کنکاش میکشید ...چقدر ادم مظلوم به خاطر خرافات یه عده به ظاهر عالم مردن..اون صحنه هایی سر ها قل میخوردن میافتادن..چقدر هم سر اونجا بود .. خیلی تکان دهنده بود..کلا جلوه های ویژه اش خیلی خوب بود..با تشکر

HadeS
30th April 2011, 11:52 PM
من این فیلمو خیلی دوس دارمو تو آرشیوم حزو فیلمای تاپمه و همین دو هفته پیش دوباره دیدمش ... فیلم اصلا خستت نمیکنه و خیلی زیبا ترس و اضطرابو به آدم منتقل میکنه ... یکی از صحنه های تاثیر گذار فیلم کشتن پدرش جلویه پسره بود که چون تو اوایل فیلم بود زیاد شاید به چشم نیومد .. بعدش باحال ترین صحنه ی فیلم اونجا بود که رفتن سر نقش اولو بزنن . تو چهرش میشد دید که کاملا نامید شده و دیگه منتظر مرگ بودو تو یه حالت خلسه بود که کسوف شدو بقیه ی قضایا ... در کل نمره ی 8 میدم بش و جالب ترین چیز این فیلم مقید بودن عجیب اون پسر به خانوادش بود

moh3n
1st May 2011, 01:27 AM
منم خیلی این فیلم رو دوست دارم
به قول حامد خییلی قشنگ تونسته بود ترس و اضطراب رو به بیننده تحمیل کنه
سکانس آخرشم خیلی قشنگ بود
یه چیزی هم که همون موقع واسم تعجب بر انگیز بود اسم یک ایرانی به عنوان نویسنده داستان بودFarhad Safinia

demis roussos
3rd May 2011, 11:18 AM
منم خیلی این فیلم رو دوست دارم
به قول حامد خییلی قشنگ تونسته بود ترس و اضطراب رو به بیننده تحمیل کنه
سکانس آخرشم خیلی قشنگ بود
یه چیزی هم که همون موقع واسم تعجب بر انگیز بود اسم یک ایرانی به عنوان نویسنده داستان بودFarhad Safinia

چه جالب من نمیدونستم نویسنده اش ایرانی بوده الان سرچ کردم نوشته بود که با مل گیبسون و با همکاری با هم این فیلم نامه رو نوشتن.

demis roussos
3rd May 2011, 11:25 AM
یکی دیگه از نکات این فیلم که خیلی مهمه نترسیدن و وا ندادن جلوی حریف یا دشمنه، فرار و ترس همیشه باعث نابودی انسان بوده، انسان های ضعیف همیشه فرار رو بر قرار ترجیح میدن و کمتر قوم یا فردی بر این باوره که ایستادگی باعث پیروزیه ، قهرمان فیلم هم دقیقا"از اون زمانی که بر ترس خودش غلبه میکنه و روح خودش رو رو دوباره با وطن مادری پیوند میده میتونه جلوی دشمنان خودش ایستادگی کنه

دوستان نظرتون راجب آخر فیلم و اون کشتی ها که به سمت ساحل میان چیه؟

HadeS
3rd May 2011, 12:21 PM
منم این نویسنده رو دیده بودم و خیلی واسم جالب بود و صحنه ی آخر فیلم یه حس خیلی بد رو نسبت به آدما به من انتقال داد که این پسره بعد از این همه بدبختی که به سرش اومد تازه داره بدبختی بزرگتری به سراغشون میاد و کلا این صحنه ی آخر آدمو از فضایه فیلم که به نوعی مربوط به انسان هایه نیمه وحشی بود میکنه و یه شوک به آدم وارد میکنه .

demis roussos
3rd May 2011, 12:31 PM
منم این نویسنده رو دیده بودم و خیلی واسم جالب بود و صحنه ی آخر فیلم یه حس خیلی بد رو نسبت به آدما به من انتقال داد که این پسره بعد از این همه بدبختی که به سرش اومد تازه داره بدبختی بزرگتری به سراغشون میاد و کلا این صحنه ی آخر آدمو از فضایه فیلم که به نوعی مربوط به انسان هایه نیمه وحشی بود میکنه و یه شوک به آدم وارد میکنه .

جالبیش اینه که آخر فیلم میگه همیشه دست بالای دست بسیاره
یه قوم به اصطلاح متمدن تر دارن میان
فکر کنم آخر فیلم کارگردان میخواسته عمدا"انسان رو از داستان جدا کنه تا به ماهیت فیلم پی ببره

saghi.s
3rd May 2011, 01:34 PM
من هم اولین بار که فیلمو دیدم به آخرش که رسید گفتم آخی انگار کریستف کلمب اومد و بدبختیاشون قراره دوباره شروع بشه:027:

demis roussos
8th May 2011, 07:47 PM
من هم اولین بار که فیلمو دیدم به آخرش که رسید گفتم آخی انگار کریستف کلمب اومد و بدبختیاشون قراره دوباره شروع بشه:027:


ساقی من الان دقیقا" کشتیا یادم نیست ولی فکر نکنم مال دوره کریستف کلمب باشه.
اینا بیشتر به تمدن مایا ها میخوردن البته اینو تو سفر زمانی که به اون دوره داشتم متوجه شدم:acigar:

saghi.s
8th May 2011, 07:54 PM
ساقی من الان دقیقا" کشتیا یادم نیست ولی فکر نکنم مال دوره کریستف کلمب باشه.
اینا بیشتر به تمدن مایا ها میخوردن البته اینو تو سفر زمانی که به اون دوره داشتم متوجه شدم:acigar:
آقا اجازه اون موقع که من دیدم جوون بودم تحت تاثیر فیلم قرار گرفتم مخم نمیکشید دوره یعنی چی:6qwup3:

demis roussos
16th June 2011, 03:20 PM
دوستان هر کس فیلم پر بیننده ای مد نظر داره که اکثر بچه ها دیده باشن پیشنهاد بده
تا راجبش یه ذره حرف بزنیم
فیلم قبلی خوب بود خیلی ها دیده بودن
البته الان موقع امتحاناته منتها نظراتتون رو تو همین تاپیک بگین تا آخر سر یه فیلم انتخاب کنیم

Emotional Winter
22nd June 2011, 11:57 PM
فکر میکنم اگه یکی از فیلم های اسکار رو انتخاب کنیم بهتر باشه.

demis roussos
23rd June 2011, 12:03 AM
فکر میکنم اگه یکی از فیلم های اسکار رو انتخاب کنیم بهتر باشه.

قوی سیاه و اینسپشن رو نقد کردیم حالا کدوم فیلم و بچه ها بیشتر دیدن محسنم فکر کنم سخنرانی پادشاه و دیده

Emotional Winter
23rd June 2011, 12:13 AM
من 127 ساعت و شبکه اجتماعی رو هم دیدم
بقیه رو هم میتونم ببینم

demis roussos
23rd June 2011, 12:20 AM
127 ساعتم خوبه بچه ها هم یه اوکی بکنن در خدمتیم، من شبکه اجتماعی رو ندیدم
تو پروفایلا میگم یه سر اینجا هم بزنن

هليا
23rd June 2011, 12:31 AM
من 127 رو دارم ولی هنوز ندیدم
می خواین همین باشه منم میرم می بینم
بچه ها سینما پارادیزو هم بد نیست نت ندیدم تازه می خوام ببینم
بازم هر چی شما بگین

هليا
24th June 2011, 12:49 PM
بچه ها پس چی شد؟!

Iam L3g3nd
24th June 2011, 02:14 PM
127 که ندیدم...اما شبکه اجتماعی(The Social Network) رو دیدم...اگه انتخاب بشه در خدمتم...

demis roussos
25th June 2011, 01:12 AM
سلام با آقا جوادم صحبت کردم گفت 127 ساعتم داره:6qwup3:
بی زحمت دوستان همین رو ببینن تا یه نقدی روش بکنیم
چه حالی میده یه لحظه احساس فراستی بودن بهم دست دادnish

demis roussos
26th June 2011, 09:57 PM
با سلام دوستان عزیز
طبق توافقی انجام شد این دفعه راجب فیلم 127 ساعت با هم صحبت میکنیم:01:
چون فصل امتحانات هم هست دوستان میتونن به تناوب بیان و پست بدن و نظر خودشون رو راجب این فیلم با ما شریک بشن.:194:
من که خودم اولین بار که این فیلم گذاشتم ببینم 10 دقیقه اول حوصلم سر رفت منتها در ادامه فیلم یه دفعه شوکو شدم و تا آخر این فیلم از بازی و چالش های روانی و روحی لذت بردم.
کلا" این فیلم میتونه رو کسانی که از اجتماع دوری میکنن تاثیر عمیقی بزاره.
بازیه جیمز فرانکو تو این فیلم واقعا" فوق العاده ست. نمره 8.4 هم به فیلم دادن.


[Only registered and activated users can see links]


کارگردان: دنی بویل ([Only registered and activated users can see links])
نویسنده: دنی بویل ([Only registered and activated users can see links])
سایمون بیوفوی ([Only registered and activated users can see links] 86_%D8%A8%DB%8C%D9%88%D9%81%D9%88%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)
بازیگران: جیمز فرانکو ([Only registered and activated users can see links] DA%A9%D9%88)
کیت مارا ([Only registered and activated users can see links] %B1%D8%A7&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)
آمبر تامبلاین ([Only registered and activated users can see links] %A7%D9%85%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)
کلمنسه پوزی ([Only registered and activated users can see links] 87_%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)




۱۲۷ساعت داستان واقعی یککوهنورد ([Only registered and activated users can see links] B1%D8%AF&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) به نام آرون رالستون است. در حین کوهنوردی او در گراند کانیون ([Only registered and activated users can see links] DB%8C%D9%88%D9%86) یک تخته سنگ روی دستش می‌افتد و او در یک کوه ایزوله زندانی می‌شود. او در آن ۵ روز از تمام ابزارهای ممکن که باعث ادامهٔ حیاتش می‌شدند استفاده کرد. در آن مدت خانواده، دوستان، عشقش و دوستان کوهنوردش را به یاد آورد. او به هیچ کس نگفته بود به کجا می‌رود و هیچ امیدی نداشت که کسی پیدایش کند. پس از دست و پنجه نرم کردن ۵ روزه با مرگ، او این قدرت را در خودش می‌بیند که با قطع کردن دستش از مچ، خود را از تخته سنگ جدا کند و پس از ۶۵پا بالا رفتن از کوه و کیلومترها پیاده روی، خودش را نجات می‌دهد.

Emotional Winter
26th June 2011, 10:18 PM
به نظرم اون چیزی که فیلم رو بی نظیر کرده موسیقیه فیلمه.ضرب اهنگ فیلم قلب ادمو به تپش وا میداره.از طرفی بازی شیرین و واقعی جیمز فرانکو موقعیتش رو ملموس کرده.
استفاده از هندی کم برای صحبت کردن و همچنین فلاش بک ایده ی خوبیه تا فیلم کسل کننده نباشه.
به اضافه طبیعت بکر
صحنه ای که فرانکو . دخترا از صخره پایین می پره تا داخل اون دریاچه بیوفته رو به یاد بیارید.اول لذت رو نشون میده و بعد سختی رو
لحظه هایی که ادم مجبور میشه به خاطرات و ارزوهای براورده نشده اش فکر کنه
و فیلم برداری بی نظیر .صحنه ای که اب خوردن فرانکو از بطری رو نشون میده
لذت های طبیعی که هیچ وقت بهشون فکر نمی کنیم
چقدر هم صحنه های چندشناک داره:09:

demis roussos
26th June 2011, 10:49 PM
فیلم لحضات اول بدجوری آدم و مقهور زیبایی های طبیعت میکنه مخصوصا" اون لحظه هایی که سقوط آزاد دارن تو آبگیر آدم قشنگ احساس رهایی و پرواز بهش دست میده.
منتها یه دفعه با پارادوکس خودش به آدم نشون میده که همین زیبایی ها میتونه به جنگ انسان بیاد و مثل قفسی اونو در خودش حبس کنه.
اون صحنه های توهم و خیالش هم خیلی جالبه
راجب فیلمبرداری هم گفتین دقیقا" انگار فیلم برداری تو صحنه های ابتدایی با فراق بال و آرامش گرفته شده و یه احساس آرامش به آدم میده حتی اون لحظه هایی که از دوچرخه سواری هم گرفته شده تنش آنچنانی بوجود نمیاره. ولی تو نقطه عطف داستان کلوز آپ ها و نور پردازی و فیلم برداری معنای واقعی خفقان و حبس رو به آدم میده

demis roussos
30th September 2011, 09:38 PM
آقا هیچکی دیگه این فیلم و ندیده:11:
فیلم پیشنهادی پر بیننده داشتین که بچه ها دیده باشن بگین تا از خاک خوردن در بیاد اینجا:411:

Simon70
30th September 2011, 09:44 PM
چرا من دیدم
اولین فیلم 2011 که دیدم این بود

m05t@f@
30th September 2011, 09:51 PM
من اولین بار بود که واقعا حالم بد شد با دیدن همچین صحنه هایی
اونجاکه اومد عصبشو قطع کنه.....وایییییییییییییی
اون کلاغه خیلی منو به فکر برد
مات زیبایی طبیعت شدم
خیلی مفهوم پشتش بود
با اون لحظه هایی که آفتاب میافتاد توی شکاف خیلی زیبا بود

demis roussos
30th September 2011, 09:55 PM
چرا من دیدم
اولین فیلم 2011 که دیدم این بود

خوب پس نقدش کن فرهاد جان:acigar:
رو من که خیلی تاثیر گذاشت مقدار تاثیراتش رو تو چقدر بود:6qwup3:

من اولین بار بود که واقعا حالم بد شد با دیدن همچین صحنه هایی
اونجاکه اومد عصبشو قطع کنه.....وایییییییییییییی
اون کلاغه خیلی منو به فکر برد
مات زیبایی طبیعت شدم
خیلی مفهوم پشتش بود
با اون لحظه هایی که آفتاب میافتاد توی شکاف خیلی زیبا بود

ایول آفتاب خوب اومدی
ولی من یه جورایی طبیعت زده شدم
اون کلاغ بود یا عقاب بود:050:

Simon70
30th September 2011, 10:04 PM
این فیلم القا کننده واقعی "از عرش به فرش" هست یه جوانی که آزادانه داره توی صحراها (که اینجا نماد آزادی رو داره) هر جایی که دوست داره هر وسعتی که بخواد طی کنه که بعد توی یه شکاف بین یه سنگ گیر میکنه که بهتر از این نمیشه آزادی و اسارت رو در کنار هم به تصویر کشید وتازه اینجاست که بیننده نعمت آزادی رو با تمام وجود درک میکنه.....

m05t@f@
30th September 2011, 10:11 PM
خوب پس نقدش کن فرهاد جان:acigar:
رو من که خیلی تاثیر گذاشت مقدار تاثیراتش رو تو چقدر بود:6qwup3:



ایول آفتاب خوب اومدی
ولی من یه جورایی طبیعت زده شدم
اون کلاغ بود یا عقاب بود:050:

من که کلاغ دیدمش شما عقاب دیدی؟
فقط اون قسمتی که همه دوستاشو دید زنو بچه آینده شو دید
یعنی یه جور کشف شهود بود؟
از طبیعت انرژی گرفت؟من نفهمیدم

demis roussos
30th September 2011, 10:17 PM
من که کلاغ دیدمش شما عقاب دیدی؟
فقط اون قسمتی که همه دوستاشو دید زنو بچه آینده شو دید
یعنی یه جور کشف شهود بود؟
از طبیعت انرژی گرفت؟من نفهمیدم

باید یه بار دیگه اون سکانس پرنده رو ببینم خودم الان شک کردم یه چند ماه پیش بود دیدم
اون صحنه هم که میگی دروغ چرا من متوجه زن و بچه آینده اش نشدم فکر کنم فقط خانوادش بودن بازم مطمئن نیستم
فیلم زیاد تاکیدی به نظرم رو ماورایی بودن اون سکانس ها نداشت بیشتر انسان وقتی آب بدنش کم میشه یا دم دمای مرگ توهماتی میبینه من اینطور برداشت کردم.

Simon70
30th September 2011, 10:19 PM
کی زن و بچه ی ایندشو دید

m05t@f@
30th September 2011, 10:20 PM
نه زنو بچه شم دید
بعد همون زنو پیدا کرد ازدواج کردن
چون مستند هم بود اینجاش خیلی عجیب بود برام

m05t@f@
30th September 2011, 10:24 PM
ببین رو اون مبل قرمزه اول همه آشناهاش اومدن
پر شد
بعد خالی شد یه بچه حالا زنه رو یادم نیست دقیقا اومد
از لحظه ای که همه رفتن یه نوری اومد دوباره نگاه کرد دیگه آینده بود تعجب تو نگاهش خیلی خوب بود

demis roussos
30th September 2011, 10:24 PM
نه زنو بچه شم دید
بعد همون زنو پیدا کرد ازدواج کردن
چون مستند هم بود اینجاش خیلی عجیب بود برام

آها اون که زن آیندش نبود بابا تو اون لحظاتی که دستش از دنیا کوتاه بود تمام خاطرات قبل از اومدنش به کوه یادش اومد.
منم یه لحظه شک کردم:دی
اصلا" همون سکانس ها بود که به بیننده القا میکرد که اجتماعی بودن و با مردم بودن هم نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوبه
حتی تو افکارش به این فکر میکرد به هیچ کس خبر نداده که کجا میخواد بره

Simon70
30th September 2011, 10:24 PM
نه زنو بچه شم دید
بعد همون زنو پیدا کرد ازدواج کردن
چون مستند هم بود اینجاش خیلی عجیب بود برام

اون پیش بینی اینده نبود
یه اتفاقی بود که تو گذشته واسش افتاده بود با دوست دخترش که خیلی مبهم بیان میشد منم خوب نفهمیدم فقط میدونم از این قضیه احساس پشیمونی میکرد و حتما بعد ازادی رفته باهاش ازدواج کرده

Simon70
30th September 2011, 10:32 PM
ولی یکی از نقاط ضعف فیلم این بود که انگار یه آدم اهنی دستش لای سنگ گیر کرده هیچ دردی نداره و فقط اسیر شده این موضوع داستانو غیر واقعی میکنه
انجا که سنگ افتاد رو دستش واکنش خاصی انجام نداد فقط ناراحت بود که اسیر شده انگار نه انگار دستش زیر یه سنگ بزرگ له شده
اگه این اتفاق برای ما میوفتاد از درد میمردیم نه از تشنگی و گشنگی

demis roussos
30th September 2011, 10:41 PM
ولی یکی از نقاط ضعف فیلم این بود که انگار یه آدم اهنی دستش لای سنگ گیر کرده هیچ دردی نداره و فقط اسیر شده این موضوع داستانو غیر واقعی میکنه
انجا که سنگ افتاد رو دستش واکنش خاصی انجام نداد فقط ناراحت بود که اسیر شده انگار نه انگار دستش زیر یه سنگ بزرگ له شده
اگه این اتفاق برای ما میوفتاد از درد میمردیم نه از تشنگی و گشنگی

درسته یه ذره غیر طبیعی بود منتها آدم که اینقدر مغرورانه تو طبیعت پرواز کنه واقعا" اون لحظه کپ میکنه دیگه درد یادش میره چون میبینه چند ثانیه قبل داشته پاهاشو به زمین میکوبیده حالا یه سنگ داره جونشو میگیره.
بعد یه نکته دیگه من این اتفاق واسم نیوفتاده ولی تو یه تصادف شاهد بود که یه نفر چپ کرده بود و دستش له شده بود
چون خون از جریان میفته دیگه دردی در کار نیست اگه دیر بداد طرف هم برسند و اعضای بدن همونجور بمونه دیگه بعد از برداشتن اون جسم طرف میمیره به خاطر پخش شدن یه چیزی تو خون دکتر نیستم دقیق نمیدونم:دی

m05t@f@
30th September 2011, 10:43 PM
درسته یه ذره غیر طبیعی بود منتها آدم که اینقدر مغرورانه تو طبیعت پرواز کنه واقعا" اون لحظه کپ میکنه دیگه درد یادش میره چون میبینه چند ثانیه قبل داشته پاهاشو به زمین میکوبیده حالا یه سنگ داره جونشو میگیره.
بعد یه نکته دیگه من این اتفاق واسم نیوفتاده ولی تو یه تصادف شاهد بود که یه نفر چپ کرده بود و دستش له شده بود
چون خون از جریان میفته دیگه دردی در کار نیست اگه دیر بداد طرف هم برسند و اعضای بدن همونجور بمونه دیگه بعد از برداشتن اون جسم طرف میمیره به خاطر پخش شدن یه چیزی تو خون دکتر نیستم دقیق نمیدونم:دی


آره انگشت منم زیر سنگ له شده دیگه دردی نداره
اشتباه به این بزرگی نمیکنن
ولی اون آینده بودا:047:

Simon70
30th September 2011, 10:52 PM
یکی از جاهای فیلم که باهاش خیلی حال کردم اونجا بود که رو به دوربین توصیه میکنه "هيچوقت جنسايِ چندکاره يِ ارزون قيمت ساخت کشور چين رو نخريد"

demis roussos
30th September 2011, 10:59 PM
یکی از جاهای فیلم که باهاش خیلی حال کردم اونجا بود که رو به دوربین توصیه میکنه "هيچوقت جنسايِ چندکاره يِ ارزون قيمت ساخت کشور چين رو نخريد"

این نکته بینی سینماشون رو نشون میده واسه تبلیغات
همون یه جمله کلی رو بیننده تاثیر داره واسه تحریم جنس های چینی که بازار آمریکا رو گرفتن

Simon70
30th September 2011, 11:00 PM
این نکته بینی سینماشون رو نشون میده واسه تبلیغات
همون یه جمله کلی رو بیننده تاثیر داره واسه تحریم جنس های چینی که بازار آمریکا رو گرفتن


دقیقا

Emotional Winter
2nd October 2011, 05:02 PM
می بینم که بحث به اقتصاد کشیده!
اگه عکس العمل خاصی نداره بخاطر اینه که شخصیت خاصی داره.تک تنها بی خبر زده به طبیعت.کلا از اون موجوداتیه که با زنده بودنش حال میکنه.

demis roussos
3rd October 2011, 01:06 AM
می بینم که بحث به اقتصاد کشیده!
اگه عکس العمل خاصی نداره بخاطر اینه که شخصیت خاصی داره.تک تنها بی خبر زده به طبیعت.کلا از اون موجوداتیه که با زنده بودنش حال میکنه.


خوب یکی از ارکان سینما اقتصاد هم هست :دی
ولی آخر از همه من اینو بگم که اصلا" فکر نمیکردم فیلم با زنده موندن نقش اول تموم میشه چون برداشتم از تفکراتی که تو فیلم بود منو به مرگش راهنمایی میکرد

moh3n
6th October 2011, 12:16 PM
خوب127 ساعت دیگه بسه:دی
چه فیلمی بذاریم واسه نقد و گفتگو؟:06:

demis roussos
6th October 2011, 12:25 PM
خوب127 ساعت دیگه بسه:دی
چه فیلمی بذاریم واسه نقد و گفتگو؟:06:

هر فیلمی بزارید ما هستیم در خدمت :6qwup3:

moh3n
6th October 2011, 12:27 PM
خب من میگم حتما نباید یه فیلم خاص باشه
من خودم هوس فیلم ترسناک کردم
یه چیزی تو این مایه ها
Los ojos de Julia (2010) - IMDb ([Only registered and activated users can see links])

moh3n
6th October 2011, 03:14 PM
خب من میگم حتما نباید یه فیلم خاص باشه
من خودم هوس فیلم ترسناک کردم
یه چیزی تو این مایه ها
Los ojos de Julia (2010) - IMDb ([Only registered and activated users can see links])

خب من الان بیکار شدم تو مغازه گفتم بشینم ببینم
یه بیست دقیقشو دیدم داشت خوابم میبرد:دی
پس اینو بیخیال
دوستان پیشنهادی ندارن؟
سالی؟
نسترن خانم؟
ماری؟
فرهاد؟(که نیستی:دی)

demis roussos
7th October 2011, 03:11 AM
والله من فیلم ترسناک زیاد ندیدم تو این چند ساله
همیشه ما معرفی کردیم ایندفعه محسن پای خودتو و بچه ها منم اگه ندیده بودم گیرش میارم

moh3n
8th October 2011, 05:07 PM
خب سالی من با صحبتهایی که با فرهاد داشتم در نتیجه به SALTرسیدیم
حالا شما هم یه همفکری بکنید ببینیم به چی میشه:015:

هليا
8th October 2011, 05:16 PM
اگه سالت قرار شد نقد بشه دوستان بگین ما هم مثه بچه آدم بریم بشینیم این فیلم رو ببینیم فیلمشو دارم اما هیچ وقت ندیدم...

moh3n
8th October 2011, 05:50 PM
حالا ماری بشین ببین شما
کمت نمیاد که:دی
فیلم بدی نیس:015:

demis roussos
8th October 2011, 06:05 PM
خب سالی من با صحبتهایی که با فرهاد داشتم در نتیجه به SALTرسیدیم
حالا شما هم یه همفکری بکنید ببینیم به چی میشه:015:

اوکیه داداش پست معرفی فیلم رو بزن ماری هم ببینه، منم دیدمش ایشالا که باقی هم دیده باشن:240:
کلا" فیلم باحال و جذابیه ولی نقد فلسفی همچین نداره، شایدم داشته باشه ولی صحنه پردازی و جلوه های ویژه خوبی داره داستان هیجانی و با کششی هم داره:46:

HadeS
8th October 2011, 06:55 PM
مرسی سالت خوبه

یکم قدیمیه ولی فیلم بدی نیس

فیلم شاخصی هم نیس

Simon70
8th October 2011, 07:33 PM
سالت نکته های ریز زیاد داره من 5 بار با 5 فرد مختلف دیدمش هر دفعه یه چیز جدید واسم روشن شد فیلم خوبیه واسه بررسی

moh3n
8th October 2011, 07:51 PM
خب پس تصمیم بر این شد که سالت رو نقد کنیم
یه توضیحاتی در مورد فیلم میدم و شروع کنید دیگه
با اجازه داداش سالی:2lxe53l:

Salt (2010) - IMDb ([Only registered and activated users can see links])

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])



کارگردان: فیلیپ نویس

نویسنده: کرت ویمر

رتبه ی 6.5 از 10 از سایت IMDb

ژانر: اکشن / تریلر

بازیگران: آنجلینا جولی . لیو شرایبر

رده بندی: PG-13

خلاصه: فیلم به فرار یک مامور CIA بعد از متهم شدن به جاسوسی از طرف کرملین می پردازد..

Behrooz82
8th October 2011, 07:59 PM
داستان فیلم جالب نیست، کلیشه بزرگ و خطرناک نشان دادن روس ها. تنها نکته جالب داستان بحث حمله به مسلمانان و نسبت دادن آن به ایالات منحده است. بازی آنجلینا جولی و لیو شرایبر خوب است اما همه چیز اغراق شده است؛ از بی رحمی روس ها گرفته تا توانایی ها و هوشمندی جولی. در کل ارزش یک بار دیدن را دارد.

demis roussos
8th October 2011, 11:11 PM
اول از همه همانطور که گفتم فیلم آنچنان پشتوانه فلسفی یا پیچیدگی نداره (از نظر من) پیچیدگی های طبیعی فیلم های هالیوود رو میشه در فیلم دید که مثلا" یه سری چیز بر عکس تصور بیننده باشه ولی در نهایت سیاست هایی رو دنبال میکنه که یک سری مسائل رو به خورد بیننده بده .
البته فرق این فیلم اینه همزمان هم به روسیه میپردازه و هم یه جورایی ایران و اسلام که کمی بی سابقه هست.
بازی آنجلیا درسته که خوب بود تو این فیلم،ولی باز هم باور پذیری حرکات جیمز باندی یه مقداری برای آدم سخته.
ولی مزیت این فیلم اینه که سکته نداره و بیننده خسته نمیشه و تا پایان همراه فیلمه.
الان یه بار دیگه بعضی از صحنه ها رو دیدم موسیقی خوبی داره فیلم که با فیلم مچ شده.
ولی شاید راجب قسمت پایانی فیلم بشه بیشتر کنکاش کرد که چه چیز هایی دنبال میشده

moh3n
9th October 2011, 05:33 PM
همین اول بگویم که در صحنه های این فیلم همانند فیلم فست 5 اثری از قوانین فیزیک و جاذبه وجود ندارد
مثلا در این فیلم مشاهده میکنیم که "اولین سالت" با یک کپسول آتشنشانی(و مواد دیگری که اتفاقا در دسترسشم هست)اسلحه ای میسازد تا از ان جمع نیروهای امنیتی خلاص شود و اتفااقا هم خلاص میشود
و یا صحنه ای از روی پل برروی ماشین ترانزیت پرید (و صحنه های بعد )اصلا با قوانین فیزیک و جاذبه جور در نمی اید
مخصوصا اون صحنه ی آسانسور و رانندگی با شک.
کلا سالت قرار نیست مانعی را رد نکند و مشکلی را حل نکند
یا آن مانع را دور میزند و یا بر آن غلبه میکند
ولی در کل این صحنه های شائولینی باعث میخکوب شدن بیننده میشود و متوجه گذر زمان فیلم نمیشود
اینکه چرا آنجلینا جولی در این فیلم بازی کرده است فکر میکنم مربوط باشد به اینکه سفیر صلح یونیسف هم هست
چرا که قبل از جولی بنا بر این بوده که تام کروز این نقش را بازی کند
گرچه جولی به زیبایی این نقش رابازی کرده است و بازی جولی بر همه تثبیت شده است
+ماجرا ،ماجرای زنی است که قرار است دنیایی را از خطر بزرگی(بمب اتمی) که در پیش دارد نجات دهد که تهران و مکه در راس این خطر وجود دارند
حالا چرا دو پایگاه اسلامی دنیا مرکز این خطر بزگ قرار دارند جای بحث دارد که فکر میکنم ربط زیادی به حضور جولی در این فیلم دارد
در کل فیلم خوبی بود به نظرم و به قول سالی سکته ندارد و خسته کننده نیست.
یک اکشن هالیوودی که در هنگام تماشا احساسگذشت زمان نمیکنید

demis roussos
9th October 2011, 06:32 PM
ولی اونجایی که که کوکتل مولوتوف درست کرد خیلی مسخره بود معلوم نیست با پای میز درست میکنه اصلا" چی کار میکنه من که نفهمیدم:acigar:

هليا
12th October 2011, 06:34 PM
خوب نوبت نظر منم رسید نه؟!

منم رفتم فیلم رو بالاخره امروز دیدم
اینا با این فیلمشون چیو میخواستن ثابت کنن دقت کردین که آخر فیلم معلوم شد اون مرده جاسوس روسیس در تشکیلات CIA نفوذ کرده ومی خواد بعد از این جنگ به دو تهران ومکه آغاز روکنه. تا خشم مسلماونا رو دراره که سالت از این واقعه در آخرین لحظات جلوگیری می کنه.:07:
بعد اینکه حالا اینا چه مشکلی باعربستان دارن؟!عربستان که همیشه خوبه بود و ما ایرانیای بیچاره بد بودیم ....(این جای سئوال داشت؟!):050:
بازی انجیلینا خوب بود ولی زیادی سوپرمن بود اون صحنه ای که یارو رو خفه کرد کلا توپ بود خیلی حال کردم صحنه آسانسور و پرش انجلینا هم جالب بود.:020:

هليا
12th October 2011, 06:47 PM
داستان فیلم جالب نیست، کلیشه بزرگ و خطرناک نشان دادن روس ها. تنها نکته جالب داستان بحث حمله به مسلمانان و نسبت دادن آن به ایالات منحده است. بازی آنجلینا جولی و لیو شرایبر خوب است اما همه چیز اغراق شده است؛ از بی رحمی روس ها گرفته تا توانایی ها و هوشمندی جولی. در کل ارزش یک بار دیدن را دارد.


جالب اینجاست مثلا اینا به ما میخوان بگن شما که ایرانی هستی وداری این فیلمو می بینی یادت باشه روسیه که اینقدر دوستون داره چاقو واسه پوستون داره ولی ما آمریکایی ها با اینکه دشمنتونیم نگرانتونیم :09:

moh3n
12th October 2011, 06:53 PM
جالب اینجاست مثلا اینا به ما میخوان بگن شما که ایرانی هستی وداری این فیلمو می بینی یادت باشه روسیه که اینقدر دوستون داره چاقو واسه پوستون داره ولی ما آمریکایی ها با اینکه دشمنتونیم نگرانتونیم :09:

موافقم
به نظرم دلیل انتخاب جولی هم همین بوده
چون میدونن ایرانی ها خیلی دوسش دارن و سفیر صلحم که هست
یک شخصیت کاملا مثبت از نظر یک ایرانی:دی

هليا
12th October 2011, 06:57 PM
موافقم
به نظرم دلیل انتخاب جولی هم همین بوده
چون میدونن ایرانی ها خیلی دوسش دارن و سفیر صلحم که هست
یک شخصیت کاملا مثبت از نظر یک ایرانی:دی

قبلا میخواستن تام کروز رو نقش اول کنن احتمالا دیدن خانومای ایرانی از این بیدها نیستن که یا این بادها بلرزن رفتن فیلمنامه رو تغییر دادن و این شد که انجلینا شد نقش اول فیلم :015:

اما دور از شوخی و به دور ازاینکه فیلم خوب و اکشنی بود ,بیشتر هدف ازساخت این فیلم جنبه سیاسی بود :026:

demis roussos
13th October 2011, 01:34 AM
اگه میخواسته حرف سیاسی هم آخرش اضافه کنه به نظرم موفق نبوده به خورد بیننده بده چون جو فیلم مانع از تلقین خواسته سازنده میشه.
کلا" تو فیلمای آمریکایی عادت دارن داستان فیلم رو تا اونجایی که میتونن به مسئله کشوری یا جهانی تبدیل کنن تا جذابیتش بیشتر بشه

هليا
13th October 2011, 10:19 AM
اگه میخواسته حرف سیاسی هم آخرش اضافه کنه به نظرم موفق نبوده به خورد بیننده بده چون جو فیلم مانع از تلقین خواسته سازنده میشه.
کلا" تو فیلمای آمریکایی عادت دارن داستان فیلم رو تا اونجایی که میتونن به مسئله کشوری یا جهانی تبدیل کنن تا جذابیتش بیشتر بشه

کاملا موافقم تو این زمینه موفق نشد.اما کلا فیلم جالبی بود ارزش دیدن داشت :015:

شاید اگه سوپراستار فیلم یه مرد بود به واقعیت بیشتر نزدیک بود تو بعضی فسمت ها دیگه کم بود آنجلینا اسپایدرمن بشه
اما به نظرم بازی انجلینا تو این فیلم بهتر از فیلم توریست بود یکم حرفام تکراری شد ببخشید به بزرگواری خودتون

Emotional Winter
20th October 2011, 11:50 AM
من برای این هفته انیمیشن مری و مکس رو پیشنهاد میدم.خودمم هنوز وقت نکردم ببینم!باید جالب باشه

هليا
20th October 2011, 12:13 PM
منم عاشق این انیمیشنم
اصلا این انیمیشن برای بزرگسالان ساخته شده فوق العادست باید ببینی تا بفهمی چی میگم
اگه بقیه موافقن منم تایید میکنم :018:

moh3n
20th October 2011, 12:42 PM
من ندارم!
ولی گیر میارم تا فردا میبینم:015:

هليا
20th October 2011, 12:45 PM
دوبله فیلم دربازار موجوداست
اما توصیه اکید میکنم فیلم رو حتما حتما زبان اصلی ببینید
خودم هم دوباره مینشینم نگاه میکنم :015:

Emotional Winter
22nd October 2011, 09:43 PM
من نتونستم زبان اصلیشو پیدا کنم.حالا همیشه دوبله اش پیدا نمیشه
فردا میبینم میام ببحثیم

هليا
22nd October 2011, 09:54 PM
من اولین بار زبان اصلیش رو دیدم بعد دوبلشو
دوبلش خیلی ضایع بود به همراه سانسورای بی خودی در ضمن موسیقی اصلی فیلم تو دوبلاژ کم شده بود که از اثر فیلم کم میکرد
اوکی نسترن جون منتظریم :018:

Emotional Winter
22nd October 2011, 10:03 PM
حالا هی دل منو بسوزون
تا 9.5 شب دنبالش بودم پیدا نکردم

moh3n
22nd October 2011, 10:05 PM
معمولا انیمیشن ها دوبلش با نمک تر میشه!
ولی منم اصلیشو گیر آوردم!
فردا میبینم منم!

هليا
22nd October 2011, 10:07 PM
معمولا انیمیشن ها دوبلش با نمک تر میشه!
ولی منم اصلیشو گیر آوردم!
فردا میبینم منم!

انیمیشنش غمنامه است!!!
برو ببین زودتر... :045:

Emotional Winter
23rd October 2011, 04:19 PM
افسردگی گرفتم.چقدر فلسفی بود.فقط به درد ادم بزرگ ها میخوره.دوستیشون مثل دوستی های مجازی بود!
چقدر پیام داشت!
اشغال نریزید
بی ادبی نکنید
بچه ها رو دوست داشته باشید و . . .

هليا
23rd October 2011, 05:47 PM
گفتم که فیلم سراسر غم نامه بود کلا این فیلم منو یکی از دوستان مجازیم میندازه همانطور که قبلا هم گفتم انیمیشن برای بزرگسالان ساخته شده
دقت کنین کل فیلم حالت تنهایی و دپریشن اونا رو نشون میده به خصوص رنگ عروسکهای خمیری تیره رنگ آسمون غبار آلود
هم مری هم مکس عاشق نوبلت ها هستن؟!چرا؟!
چون نوبلت ها توی قوری کوچیک زندگی میکنن اما همیشه با همند همیشه خوشحالند
و کل پیام فیلم به نظرم اینه که ما آدمها هممون چقدر تنهاییم.
در کل از اون فیلماست که آدم بد از دیدنش دِپ میزنه

Emotional Winter
23rd October 2011, 06:59 PM
جالب اینه که می خواد بگه تنهایی مختص جامعه شهری و مدرن نیست و یه دختر بچه تو استرالیا هم می تونه تنها باشه
این که مکس یه ادمیه که بیماریش اینه که منطقیه و احساسات نداره یا نمی تونه ابرازش کنه چون یاد نگرفتتش هم جالب بود.اون دفترچه ی شکلک هاش که خدا بود.مثل اسمایل های خودمون بود!
من فکر می کردم یه رابطه ی عاطفی بوجود بیاید ولی هر دوشون از مرحله پرت بودن و فقط می خواستن از تنهایی در بیان یا یه دوست واقعی داشته باشن
یه لحظه خدا رو شکر کردم که دوست واقعی و خوب دارم.دردناک بود!

هليا
23rd October 2011, 07:14 PM
جالب اینه که می خواد بگه تنهایی مختص جامعه شهری و مدرن نیست و یه دختر بچه تو استرالیا هم می تونه تنها باشه
این که مکس یه ادمیه که بیماریش اینه که منطقیه و احساسات نداره یا نمی تونه ابرازش کنه چون یاد نگرفتتش هم جالب بود.اون دفترچه ی شکلک هاش که خدا بود.مثل اسمایل های خودمون بود!
من فکر می کردم یه رابطه ی عاطفی بوجود بیاید ولی هر دوشون از مرحله پرت بودن و فقط می خواستن از تنهایی در بیان یا یه دوست واقعی داشته باشن
یه لحظه خدا رو شکر کردم که دوست واقعی و خوب دارم.دردناک بود!

نسترن!!!!
تفاوت سنی بیداد میکردا جای دخترش بود :011:
ولی دوستیشون بی نهایت پایدار بود... :015:

Emotional Winter
23rd October 2011, 07:22 PM
من که نگفتم که باید ازدواج می کردن.من که این چیزا حالیم نمیشه:050:
چطور زن 50 ساله عاشق پسر 15 ساله میشه این نمیشد؟
حالا فرض میکنیم اونا ادمای نرمالی بودن.
اخه دوستیشونم عجیب بود.چطور یه دختر 8 ساله با یه مرد 44 ساله دوست میشه.خداییش مکس خیلی عجیب بود.دیدی که هیچ زنی تو زندگیش نبود و نمی تونست به ازدواج فکر کنه.هنگ میکرد:02:

هليا
23rd October 2011, 07:25 PM
من که نگفتم که باید ازدواج می کردن.من که این چیزا حالیم نمیشه:050:
چطور زن 50 ساله عاشق پسر 15 ساله میشه این نمیشد؟
حالا فرض میکنیم اونا ادمای نرمالی بودن.
اخه دوستیشونم عجیب بود.چطور یه دختر 8 ساله با یه مرد 44 ساله دوست میشه.خداییش مکس خیلی عجیب بود.دیدی که هیچ زنی تو زندگیش نبود و نمی تونست به ازدواج فکر کنه.هنگ میکرد:02:

آره مکس عجیب بود و اون به خاطر سندرمی که داشت بود (به خاطر بیماریش)

Emotional Winter
23rd October 2011, 07:29 PM
یه کم بد اموزی داشت واسه بچه ها.حالا فکر میکنند می تونن با یه غریبه دوستی مجازی داشته باشن
شوهر مری چه راحت ولش کرد.میخواست بگه عاشقا جدا میشن ولی دوستا نه؟!

هليا
23rd October 2011, 07:31 PM
می دونی الان چه فکری میکنم درمورد این فیلم ؟!
فکر میکنم بیننده که این اثر رو میبینه هرچقدر هم تنها باشه باشون هم زاد پنداری نمی کنه...

moh3n
23rd October 2011, 07:34 PM
با اجازه دوستان اسم تاپیکو عوض کردم:015:
من خودم هنوز ندیدم وگرنه وارد بحثتون میشدم!!

Emotional Winter
23rd October 2011, 07:37 PM
منو میگی دیگه؟!:02:
من هیچ وقت انقدر تنها نبودم
ولی قبول دارم.چون خیلی تلخه و هیچ کس باور نمیکنه انقدر تنهاست

moh3n
25th October 2011, 04:08 PM
فیلمو دیدم !
البته ماله من دوبله شده بود(ازاین دوبله ها که به قسمتای سانسور که میرسه زبان اصلی میشه)
اول این رو بگم که نمیدونستم تا این حد توی دوبله تحری وجود داره
من زیر نویسم داشتم و همونطور که میشنیدم گاهی با زیرنویسش مقایسه میکردم
اصلا یه چیز دیگه
یه مفهوم دیگه
خلاصه!
باهاتون موافقم!
به درد بچه ها که نمیخوره هیچ به نظرم باید از دیدن این جور فیلمها واسه بچه ها جلوگیری هم کرد!
فیلمش خیلی مفاهیم رو میخواست القا کنه!
مسائل جنسی که به شدت و وضوح حضور داشت +افسردگی بیش از حد محیط فیلم و دوشخصیت!

چیزی که قابل تحسین هست تخییل نویسنده بود!!
من خودم به شخصه از تخییل بیش از حد خیلی خوشم میاد!
به نظرم مغزو باز میکنه

هليا
28th October 2011, 03:15 PM
اتفاقا من داشتم فیلم رو می دادم به دوستم کلی سفارش کردم داداش کوچولوش نبینه
من هم زیر نویس دیدم هم دوبله واسه همین همش سفارش میکردم زبان اصلی ببینین
شخصیت ماری خوب کار نشده بود
اول فیلم خیلی منزوی بود بعد یهو بیش از انداره اجتماعی شده بود و این جای سئوال داشت
اونجایی که ماکس باهاش قهر میکنه هم خیلی جالب بود و درسی که از اون گدا می گیره
به نظرم نقطه عطف فیلم هم همونجا بود که با اون گدا مواجه میشه
و باز فیلم این جمله رو میخواست بگه که حتی اگه مثل ماری تو اوج رسیدن به آرزوی زندگیت باشی بازم مثل ماکس تنهایی...

Rojaa
28th October 2011, 11:38 PM
خُب من خوشم میاد ازش :دی

من هم با همه ی دوستان موافق هستم
این انیمیشن برای کودکان توصیه نمیشه ( کلا" خیلی انیمیشن ها رو من برای بچه ها توصیه نمیکنم )

چیزهایی در این انیمیشن هست که شاید حتی برای کودک ِ ما مضر باشه
همونطور که دوستان گفتند مسائلی مثل ِ افسردگی .. خودکشی و حتی مسائل ِ جنسی

البته با دقت برپایه ی اصول های روانشناسی این فیلم حرف های زیادی برای گفتن داره
که چه چیزهایی باعث ِ شناخت و ایجاد ِ دوستی و ارتباط هامون میشه


ولی سرتاسر فیلم رو یه فضای تاریک و وهم انگیز گرفته
شاید این فیلم کاستی های زندگی های مارو به تصویر کشیده ...

آخرشم که به سلامتی بهم میرسن و ... :دی

هليا
28th October 2011, 11:39 PM
آخرش دیر بهش می رسه...
دیگه فایده نداره...

Rojaa
28th October 2011, 11:51 PM
آخرش دیر بهش می رسه...
دیگه فایده نداره...

شاید بهتره اصلا" نرسه
ولی بازم خوبه که !!

moh3n
30th October 2011, 12:26 AM
خب ظاهرا اونایی که دیده بودن نظرشونو گفتن!!
بچه ها چی فیلمی رو پیشنهاد میدید واسه نقد؟
خودم پالپ فیکشن رو پیشنهاد میدم

demis roussos
31st October 2011, 03:48 AM
من ندیدم این فیلمو اگه وقت داشتم حتما" نگاه میکردم منتها این چند وقت از صبح میرم شب برمیگردم.:033:
یه فیلم همه گیر بگیدnish

هليا
31st October 2011, 05:26 PM
خب ظاهرا اونایی که دیده بودن نظرشونو گفتن!!
بچه ها چی فیلمی رو پیشنهاد میدید واسه نقد؟
خودم پالپ فیکشن رو پیشنهاد میدم

این فیلم رو دارم اما دوست ندارم بشینم نگاهش کنم:09:
می خواستم از تو فلشم پاکش کنم:fingersmiley:
حالا اگه بنا شد همه اینو ببینیم بگید برم ببینم

عليرضا جون
31st October 2011, 05:29 PM
من مالنا رو پيشنهاد مي دم. اگه خانوادگي هم ميخواين الو الو من جوجوام

Emotional Winter
31st October 2011, 05:42 PM
مالنا !:020:
حالا از کجا پیداش کنیم

هليا
31st October 2011, 05:43 PM
منم مالنا رو ندارم و ندیدم

میگل
31st October 2011, 05:44 PM
مالنا :011::015:

الو الو من جو جو ام :02:

Iam L3g3nd
31st October 2011, 05:47 PM
این فیلم رو دارم اما دوست ندارم بشینم نگاهش کنم:09:
می خواستم از تو فلشم پاکش کنم:fingersmiley:
حالا اگه بنا شد همه اینو ببینیم بگید برم ببینم

پالپ فیکشنو پاک کنی؟!! فقط یه نگاه به لیست بازیگراش کنی نظرت عوض میشه...فیلمشو

من شخصا فوق العاده دوست دارم...

علیرضا تو هم؟!! مالنا؟:012:nish فیلم صحنه دار پیشنهاد میکنی؟!:045::045:

عليرضا جون
31st October 2011, 05:49 PM
[Only registered and activated users can see links]

هليا
31st October 2011, 05:49 PM
پالپ فیکشنو پاک کنی؟!! فقط یه نگاه به لیست بازیگراش کنی نظرت عوض میشه...فیلمشو

من شخصا فوق العاده دوست دارم...

علیرضا تو هم؟!! مالنا؟:012:nish فیلم صحنه دار پیشنهاد میکنی؟!:045::045:

همه همینو می گن یه بار قدیما دبیرستانی بودم یکمشو دیدم خوشم نیومد آره می دونم مخصوصا اینکه جان تراولتا توش بازی می کنه
حالا اگه همه موافقن من هم می بینم

عليرضا جون
31st October 2011, 05:50 PM
چرا به صحنه هاش فكر مي كني به موسيقي زيبا و روايت فوق العاده اش نگاه كن.

هليا
31st October 2011, 06:00 PM
مالنا که احتمال 90 درصد رد میشه (حالا میان سایت رو ***** میکنن بیا و درستش کن) :045:

Emotional Winter
31st October 2011, 06:01 PM
من که جفتشو ندیدم ولی مالنا رو هم نتونستم پیدا کنم