توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ببخش منو اگه هنوزم دلتنگم از ندیدنت*******
ehsankia
13th July 2009, 12:06 AM
:032::032::032::032::032::032::032::032::032::032: :032::032::032:
این شعر رو تقدیم به ........ می کنم امیدوارم منو ببخشه
با نام ببخش منو اگه هنوزم دلتنگم از ندیدنت
.........................
منو ببخش اگه تو رو سپردمت به دیگری اگه که برگردی و من بخشیدمت به سادگی.....
منو ببخش اگه هنوز دلتنگم از ندیدنت اگه خالیم از غرور می خوام که باز ببینمت....
وفتی تو قاب پنجره اون رو کنارت می بینم می بینم که دوستت داره ببین چه اروم میمیرم
وقتی بهت فکر می کنم یهو میشی همه کسم پنجره بازه ولی انگار من توی قفسم......
ببخش اگه شکستمو دلگیر شدی از این صدا اگه نشد بهت بگم حرفامو از یک نگاه..
ببخش منو صبوریمو ببخش گریه های پنهانیمو... ...
وقتی توی قاب پنجره اونو کنارت می بینم می بینم که دوستت داره ببین چه آروم میمیرم
وقتی بهت فکر می کنم یهو میشی همه کسم پنجره بازه وای انگار من توی قفسم
منو ببخش اگه شکستمو و دلگیر شدی از این صدا.............................
:032::032::032::032::032::032::032::032::032:
ATHENA
13th July 2009, 12:11 AM
:010::032:مامان مهدیس برگرد دیگه ببین بابا احسان ناراحته :024::023::027:
BARGBAAR
13th July 2009, 12:41 AM
مهديس ك صب ها هستش از ساعت 6به بعد همش تو سايتهه جايي نلفتهه ك نگران نشين....!:021::021::021:
bandeye eshgh
13th July 2009, 11:48 AM
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو مي شمارم
منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم .
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم .
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم .
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشاي تو خيلي کمم
تو يه فرشته اي و من اگه فقط يه آدمم
منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده ميشم
اگه با ديونگي ها پيش تو شرمنده ميشم
منو ببخش اگه همش مي سپرمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها بجاي تو ميگم شما .
منو ببخش من نمي خوام تو رو به ماه نشون بدم .
نشونيتو نه به شب و نه دست آسمون بدم .
منو ببخش اگه مي خوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولي زيادي عاشقت شدم .
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
ehsankia
14th July 2009, 11:11 AM
:023:
یادم آمدکه دیگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم
نه رمیدم
آن شب و شبهای دگر هم رفت در ظلمت غم......
نگرفتی دگر از عشق آزرده خبر هم.......
نکنی از آن کوچه گذر هم.............
بی تو اما من به چه حالی از این کوچه گذشتم.............
فریدون مشیری
SaRaZ
14th July 2009, 11:50 AM
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ
SaRaZ
14th July 2009, 11:51 AM
دلم از غم گرانبار است
زبیداد فلک خون است
خدایا با دل محزون چه سازم من؟....چه سازم؟!
چگونه روزگاران را بسر آرم؟
دریغا کام دل از سیلی آشفتگی آزرده وتلخ است
خدایا این شرنگ از چیست بر جانم؟
طبیبا!
یکدم از بالین من برخیز.
که دیگر درد من درمان پذیرا نیست
و افلاطون و جالینوس حیرانند...
...حیرانند از این درد
بیا خنیاگر دشت جنون امشب
کنار بسترم بنشین..
.که غم آزرده جانم را
تو تنها آگهی از درد من...
اینک...
بیا از خون دل این پرده عشاق رنگین کن.
بزن چنگی...
بزن با پنجه ات این چنگ چنگین کن.
کنون از چنگ خود وشوری، سروری در سینه ام افکن؛
که ساز سینه از بی همدمی مدفون خاموشی است.
و این بشکسته ساز اکنون،
به زیر بار اندوه فراموشی است.
SaRaZ
14th July 2009, 11:52 AM
همیشه تکیه*های من به هیچ*ها مرا زمین زده است
و پشت من هزار زخم از هزار نارفیق را به دوش می*کشد
درخت من!
قسم بخور
که پشت اعتمادِ زخم*خورده*ی مرا پناه می*شوی
مشخص است از نگاه تو
مشخص است از تمسخر سیاه تو
که پشت من به سمت زخم تازه*ای عمیق پیش می*رود:
جفا
و زخم
زخم جاودانه*ای که هیچ*گاهش التیام نیست.
مشخص است، کاملاً مشخص است
که من دوباره از زمین- عجوزه*ی حسود پیر- زخم طعنه می*خورم
به جرم عشق!
به جرم اعتماد و عشق!!
به جرم سادگی و اعتماد و عشق!!!
درخت من!
خیال تو عجین پاره*پاره، ذره*ذره، لخت*لخت من!
اگر مرا برای عشق
ترا برای تکیه*های عاشقانه آفریده*اند
مرا به جز علاقه*ات گزیر نیست
به جبر عشق تو
به میخ*های افترا کشیده می*شوم ولی
مرا به غیر تن**سپردنی مسیح*وار بر صلیب ساقه*ات گزیر نیست.
اگر چه کاملاً مشخص است
ولی
دوباره من به ساقه تناور تو اعتماد می*کنم
و باز هم
و...
قسم به حرمتی که هست خون عشق را
مرا زمین مزن
زمین عجیب تشنه است خون عشق را
مرا زمین مزن ...
SaRaZ
14th July 2009, 11:52 AM
دلا كم رو سوي كاري كه هر دم درد سر دارد
كه هر كس در هوس گردد مراد دل هدر دارد
در آ در كوي دلداري كه گردي محرم دلها
دلي كو گرد او گردد همه دُرّ و گوهر گردد
وگر درد دلي داري مگو در مسمع هر كس
ره او رو ، سوي او رو كه هر كوئي دری دارد
هواي وصل او در سر اگر داري سحر گه رو
كه هر كس وصل او را در دعاهاي سحر دارد
الا اي مدعّي، كم گو كلام سرد لا حاصل
كه در سوداي مهر او دلم كام دگر دارد
دل آواره ما را كه داره درد او هر دم
صلاحي وصل ده كو را ، هماره كامور دارد
وگر واصل مصّور كرد در دل عكس روي او
وراي او دل آواره ي او را كدو دارد
SaRaZ
14th July 2009, 11:53 AM
هر كه در سر هوس ماه دل آرا دارد
در هواي سحري او سر سودا دارد
محرم محرم دل در سر كوههاي دگر
هم سراي دگر و سرو دل آرا دارد
عطر گلهاي سما حامي او مي گردد
هر كسي سرو سهي در سرگلها دارد
دل ما كرد دمادم هوس ملك دلا
سر ما هم هوس آهوي صحرا دارد
عطر گل كرد معطر همه عالم را
گل ما هم همه عطر سما را دارد
SaRaZ
14th July 2009, 11:54 AM
شبها که سکوت است وسکوت است وسياهی
آوای تو می خواندم از لا يتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شبها که سکوت است و سکوت است وسياهی
امواج نوای تو به من می رسد از دور
دريايی و من تشنه مهر تو چو ماهی
وين شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش ميدهد از گرمی اين شوق گواهی
ديدار تو گر صبح ازل هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت اين چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تويی هر چه تو گويی وتو خواهی
SaRaZ
14th July 2009, 11:54 AM
شب که می شه انگار خیال راحته که همه خوابن و هیچ کس حواسش به من نیست
با خیال راحت می شینم و هی برای خودم می نویسم و فکر کنم
فکر ....فکر ... انگار ترانه ها هم یه مفهوم دیگه ای میگرن ...تا عصر ترانه " اون که یه روزی تنها کسم بود " یه حال و هوای دیگه ای داشت ولی الان می خواد جلوی نفسمو بگیره و خفم کنه
انگار حق با خواهرم بود ...من تازگی ها مازوخیزم شدم ... دلم می خواد شب بشه همه بخوابن و من ترانه های غمگینم روبزارم و بی صدا اشک بریزم جالبه بدونید که من تنها زندگی می کنم و همیشه تو خونم تنهای تنها هستم ولی با اینحال شبها یه حال هوای دیگه ای دارم
یه موقعی شبها با ذوق و خوشحالی می خوابیدم که صبح بشه و با نویدم حرف بزنم و یا برم تو نت باهاش در ارتباط باشم
همیشه دلم میخواست تو کار به مشکل بر بخورم تا با نویدم حلش کنم
دوست داشتم ازم سوالاتی بپرسن که بلد نباشم اون وقت من از نوید بپرسم
دلم می خواست نوید رو همه جا مدیر شرکت معرفی کنم اون بشه رئیس و من مرئوس
حالا دلم نمیاد شبها بخوابم
حیفم میاد شب بخوابم
دلم میخواد تا هوا روشن نشده.... تا همه خوابن من بیدار بمونم
شب ها که سکوت است و سکوت است سیاهی
SaRaZ
14th July 2009, 11:55 AM
خب سماور من بي آب موند و چاي بي چاي
من برم يه ليوان آب توي مكرو ويو بجوشونم اقلا يه كافي ميكس آماده بخورم
من هيچ وقت آدم نمي شم
اي بابا اين اس ام اس ها نمي زارن من واسه خودم حال كنم
انگار بايد موبايلمم خاموش كنم
بفرما سيب سرخ حوا
SaRaZ
14th July 2009, 11:56 AM
اون که يه وقتي تنها کسم بود تنها پناه دل بي کسم بود
تنهام گذاشتو رفت از کنارم از درد دوريش من بيقرارم
خيال ميکردم پيشم ميمونه ترانه عشق واسم ميخونه
خيال ميکردم يه هم زبونه نمي دونستم نا مهربونه
با اين که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم
ميسوزم فکرو خيالش همش
باهامه هر جا که ميرم جلو چشامه جلو چشامه
دلم ميخواد تا دووم بيارم رو درد دوريش مرهم بزارم
اما نميشه راهي ندارم نمي تونم من طاقت بيارم
نمي تونم من طاقت بيارم
SaRaZ
14th July 2009, 11:56 AM
سکوت!
آري سکوت!
آري سکوت سر شار از نا گفته هاست!
و خداوندا
تو ميداني که انسان بودن و ماندن
در اين عالم ،
چه دشوار است!
چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و
از احساس سر شار است!
سکوت!
آري سکوت!
واينک تنها نگاهي منتظر برايم ماند!
آمد
جرقه زد
پيشتر آمد تا بسوزاند
سوزاند
خاکستر کرد
به باد داد
آما هنوز
با
خاکستر وجود
و با
قطره هاي اشک خانه اي از اميد
مي سازم و در انتظار
آمدنش چشم به راهم!
اما...........!!!
دلم در آتش غرورش خاکستري ترين شد!
SaRaZ
14th July 2009, 11:57 AM
دل من گور سرد آرزوهاست
فراز عشق ها و جستجوهاست
پرستوي خيالم بال بسته
دلم از سنگ بي مهري شكسته
به هر كس دل نهادم بي وفا شد
چو پابندش شدم از من جدا شد
به آه و اشك من خنديد و خنديد
فغانهاي دل درمانده نشنيد
شما اي دوستان اكنون بدانيد
دفتر سرگذشتم را بخوانيد
به هركس مي رسيد اين نكته گوييد
ره عاشقي هرگز نپوييد
SaRaZ
14th July 2009, 11:58 AM
هرچه شكفتم تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس نچیدی مرا
ماندم و پژمرده شدم،ریختم
تا كه به دامان تو آویختم
دامن خود را متكان ای عزیز
این منم ای دوست به خاكم نریز
وای مرا ساده سپردی به باد
حیف كه نشناخته بردی ز یاد
همسفر بادم از آن پس مدام
می گذرم بی خبر از بام و شام
می رسم اما به تو روزی دگر
پنجره را باز گذاری اگر
SaRaZ
14th July 2009, 11:59 AM
شوق سفر نداشتي قصد گذر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي اما خبر نداشتي
رفتيو توي قلبم يادتو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي يك دفعه پا گذاشتي
بي تو كدوم ستاره طاق شبم بتابه
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چه مونده با من جزء يه صداي خسته
جزء يه نگاه خاموش جزء يه دل شكسته جزء يه دل شكسته
بالو پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
بالو پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
پر زديو نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم
كوه غمو روشونم ديديو بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي اما خبر نداشتي
شوق سفر نداشتي قصد گذر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي اما خبر نداشتي
رفتيو توي قلبم يادتو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي يك دفعه پا گذاشتي
SaRaZ
14th July 2009, 12:00 PM
آه دوباره آب مرا در ياد تو غرق كرد
لب تشنه خاطرات گذشته را ورق مي زنم
برگ ها خالي است
صفحه ها آبي است
آري
فرصت نابي است
پاي را بايد به جوهر عشق آكنده كرد
و در صفحات رقصيد
حال كه گذشته را مي گردم
گاهي دستم از يافتن جوهر كوتاه است
تشنه ام ؛ بيابان كاغذ را سرابي بيش نيست
خط هاي ممتد آبي مرا به كجا خواهند كشيد
اين پنجره آبي زندان من است
براي ديدنم بيا
تنها و بي صدا
زندانم را به باد مدهي
تو را بر آن نقش زده ام
SaRaZ
14th July 2009, 12:01 PM
ولی با دلتنگی*ات چه می*کنی؟
نگو که دلتنگ نیستی،* چرا که نمی*توانی غمی که این روزها در ته چشمت موج می*زند را پنهان کنی. انگار هنوز خو نگرفته*ای به درختانی که هیچ وقت پشتشان قایم*باشک بازی نکرده*ای، پنجره*هایی که بوی قرمه*سبزی آشپزخانه را به کوچه هدیه نمی*کنند، کوچه*هایی که در آن ها گم نشده*ای و خیابان*هایی که تو را به یاد هیچ کس نمی*اندازد.
نمی*دانم، شاید این منم که اشتباه می*کنم، به قول شاعری که نمی*شناسمش:
شنیده*ام که رفته*ای بهار را میان مرزهای تازه جست*وجو کنی
بهار را چنین خیال کن که یافتی!
تو جان خسته را چه می*کنی؟
SaRaZ
14th July 2009, 12:03 PM
يادته اولين باري كه پيپمو چاق كردم چي گفتي ؟
گفتي منو دوست نداري ... مي خواي من غم نازنينمو بخورم كه نكنه مريض بشه ....نكنه نيمه راه بشه .... حالا كه نيستي ...و بدون نشوني منو رها كردي هر چي كه سرطان مياره براي من بوي بهشت رو مياره.... آخه توي بهشت زمان معني نداره غم و غصه نداره لازم نيست به انتظار بشينم بلكه يه روز دوباره ببينمت
آره عزيزم .... من هيولا شدم ولي نديدي گاهي ديو هم عاشق دلبر مي شه .... من اون ديوم كه دلمو بردي و دارم دنبالم دلم مثل مرغ پركنده بي تابي مي كنم
مهم نيست .... اين پيپ رو هم به اين اميد ميكشم كه يه روز تموم بشه همه اين بي تابي ها
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!'
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن!
مرا می یابی
اصلا به من فكر مي كني ؟
saharnaz
2nd November 2010, 10:46 AM
نيامدم به سراغت مگر مرا تو ببخشي
گلايه هاي دلم را به يك نظر تو ببخشي
نشسته ام سر راهت چه ميشود به نگاهي
غريب خاطره ها را در اين سفر تو ببخشي
مگو نجيب زمانه ز چشم ما گله داري
مگر نه وعده نمودي كه بيشتر تو ببخشي؟!
شبانه حرف دلم را اگر براي تو گفتم
خيال من همه اين بود مرا سحر تو ببخشي
شكوفه هاي غزل را به پيش پاي تو ريزم
به يك نگاه صميمي مرا اگر تو ببخشي!
Kamalludin
6th November 2010, 03:17 PM
اين زندگيست بايد با او رست و پنجه نرم كرد ......... . الله حافظ!!!!!!!!!!
saharnaz
13th November 2010, 10:29 AM
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co