PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زندگی نامه من ....


Armin-N
18th February 2007, 11:16 PM
بین سیل بزرگی از آدمها
تنهای تنها زندگی میکردم
زندگی نه ، پیش میرفتم تا به روز مرگم برسم
بین این همه آدم دوروبرم
بین رنگارنگی زندگی
هیچ کس و هیچ رنگی به دلم امید نمیداد
هیچ دستی نبود که با گرفتنش بتونم آرامش پیدا کنم
هیچ مرحمی برای قلب خستم نداشتم
تا اینکه به یکباره حجم نگاه تو رو حس کردم
غافلگیر شدم
اما خاصیت عشق همینه
من عاشق شدم
دیگه زندگیم خسته کننده نبود
دیگه منتظر روز مرگم نبودم
زنده بودنمو برای با تو بودن دوست دارم
تو شدی امید زندگیم
شدی زیبا ترین رنگ
رنگی که هیچ جا ندیدم
شدی تنها همدم و هم نفسم بین حجوم آدمهایی که عشق رو نمی فهمیدن
همین که بهم امید میدی و به دلم اطمینان میدی که دستات مال منه
همین که تو رو کنار خودم حس میکنم
همین که میتونم بهت بگم دوست دارم
همین که میدونی عاشقتم و تو هم عاشقمی
همین که عاشقانه هم دیگه رو دوست داریم
میتونه تا لحظه دیدار و گرفتن دستهات و در آغوش کشیدنت منو سر پا نگه داره
ازت ممنونم
ممنونم که به خاطر من حاضر شدی همه آرزوهای گذشته رو فراموش کنی
عشق من
تا لحظه دیدار راه درازی هست
تو هم تحمل کن
پیشم بمون تا عشق معنای واقعیش رو گم نکنه
بمون تا نگن عشق یعنی نرسیدن
خیلی سخته
اما اگه هر دوی ما با هم باشیم میتونیم سرنوشت رو شکست بدیم
این چیزیه که خودت همیشه بهم میگی
نفسم
من به آرامشی که بهم میدی نیاز دارم
به عشقی که تو وجودت هست محتاجم
من به تو تشنه ام
نمی خوام واسم یه سراب باشی
دوست دارم

hastiiiii
18th February 2007, 11:22 PM
armin jan oon bayad kheyli bi marefat bashe ke daryaye eshgho vel kone o bere tarafe yeki dige ya faramooshet kone. omidvaram movafagh bashi

Armin-N
18th February 2007, 11:27 PM
ممنونم هستی جان

taranom
14th September 2009, 08:39 PM
خیلی قشنگ بود:015: