PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زندگی


ehsankia
26th November 2008, 01:10 PM
لطفا بگین که عشق چطوری می تواند زندگی رو زیبا کنه:

زندگی زیباست اگر......؟
زندگی زیباست اگر..........تو در کنارم باشی
:05::05::05::05::05::05::05::05:
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترين حالت شکسته است.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.

:05::05::05::05::05::05::05:

شيطون_بلا
26th November 2008, 03:14 PM
زندگي زيباست اگر ديدمون رو به دنيا عوض كنيم :011:

ehsankia
26th November 2008, 08:23 PM
زندگی زیباست اگر زیبا اندیش باشی و عشق رو به زیبایی ببینی.....:03::03::03:

ehsankia
26th November 2008, 08:38 PM
زندگی زیباست دوست من



اگر باور نمی کنی , لحظه ای را تصور کن که

آدامست می پرد توی گلویت , نفست می گیرد و صورتت سیاه می شود
و حس می کنی الان است که بمیری
داغ میشوی و همه جای تنت را عرق سردی می پوشاند
دستت را به هر چیز که نزدیکت باشد چنگ میزنی و چشمانت از حدقه می زند بیرون
آنوقت کسی می زند به پشت , " گرومب "



و همان تکه کوچک آدامس از حلقومت می پرد بیرون

و بعد ,



با تمامی وجودت نفسی عمیق میکشی

و اگر ذره ای احساس داشته باشی حس می کنی که
زندگی چقدر زیباست ...




عشق زیباست دوست من



وقتی خسته از کار می آیی خانه

همسرت , یک لیوان چای داغ برایت میریزد
و یک لیوان هم برای خودش
چای را که می خواهی بخوری , قند پیدا نمی کنی برای خوردن



و همسرت , با دست جلوی دهانش را میگیرد و می گوید : وای , قند نداریم ...



و تو می خندی و می گویی :



- چای تلخش خوشمزه تره



و وقتی هر دو چای تلخ می خورید و تو با صدای بلند می خندی , همسرت انگشتش را می گذارد روی لبت و می گوید :

... - هیس ، دخترمون تازه خوابیده




تنهایی زیباست دوست من



مثل همان لحظه ای که توی اتاقت تنها نشسته ای , و آدامست را باد می کنی

آنقدر که اندازه یک بادکنک می شود



و بعد می ترکد و می چسبد به تمام صورت



و تو خنده ات میگیرد



و آهسته لایه های نازک آدامس را از روی پوست صورتت , بر می داری ...


مرگ زیباست دوست من




لحظه ای را تصور کن که نشسته ای روی صندلی



دستهایت را چین و چروک و غبار گذشت زمان پوشانده است

و قلبت ,



خسته از تپیدن , سرش درد می کند



صدای خنده چند کودک از حیاط خانه به گوش می رسد

و تو با چشم های بسته , خواب روزهای جوانی ات را می بینی
خواب می بینی دوباره جوان شده ای



و این بار جوانی ات با گذشته هم فرق می کند



هر قدمت , مثل پریدنی می ماند بلند و سبک



چند قدم می دوی و بعد ,



شناور و سبکبال , روی ابرها غلت می زنی



دیگر نقرس و دیسک کمر و تنگی شریان , اذیتت نمی کند



و چشم هایت هم خوب , همه چیز را درک می کند:05::05:

NazBanoO
26th November 2008, 08:42 PM
زندگی زیباست اگر با هم باشیم .. نه بر هم...

marjan62
26th November 2008, 09:13 PM
زندگی زیباست اگه بتونی از تنهائیت لذت ببری و همش در این فکر نباشی که زندگی من با یکی دیگه قشنگ میشه
زندگی زیباست اگر بجای تکیه به شونه های یکی دیگه سرتو بذاری رو دستای خودتو و گریه کنی
زندگی زیباست اگه یکی رو بخاطر خودش بخوای نه بخاطر رفع دلتنگی و تنهایی و همدردی
زندگی زیباست اگه لحظه ای یاد خدا رو فراموش نکنی
و ....

ehsankia
27th November 2008, 10:44 AM
زندگی زیباست اگه درست ازش استفاده کنیم!!!:05::05::05:

ehsankia
27th November 2008, 04:10 PM
امشب از اشک غریب تو :05:
وقتی که چشمای من تره:05:
کاش که می گفتی با من میمونی به من بگو به من بگو:05:
واسه چی با من غریبه ای -چی میشه که باز عاشقم کنی:05:
نکنه دیگه منو نمی خوای دوستم نداری به من بگو به من بگو:05:
گریه نکن تموم می شن یه روزی فاصله ها عزیز من:05:


بچه ها خیلی دوستش دارم .خیلی خیلی .نمی دونم چطوری بهتون بگم که دوسش دارم دیدم این شعر بهترین می تونه باشه؟:04::04::04:

مدیحه علی آبادی
27th November 2008, 06:01 PM
اگر زیبا زندگی کنیم

MALAHAT

Fog+di
27th November 2008, 06:29 PM
زندگی زیباست اگر از کمک کردن دریغ نورزیم.
زندگی زیباست اگراز هر کسی درخواست کمک نکنیم.
زندگی زیباست اگر تنهاییمان رو بتوانیم بخوبی معنا کنیم.
زندگی زیباست اگر راه فرارمان بسوی خدا باشد.
زندگی زیباست اگر در تصمیممان مصمم باشیم.
زندگی زیباست اگر خود را به بهای گزافی نفروشیم.
زندگی زیباست وقتی بهترین زن دنیا رو انتخاب میکنی و شبا میشه همدردت. دردی که جز محبت ونگاه بهمدیگه چیزی نیست.
زندگی زیباست اگه بتونیم خیلی ساده بهمدیگه بگیم دوست دارم.
واقعا زندگی زیباست اگه مثل من ! وقتی شبا سر روی بالشت میذاری عذاب وجدان نداشته باشی.
زندگی زیباست برای اینکه تو زیبایی.قدر زیباییمان را بدانیم.

Hesam
27th November 2008, 06:33 PM
زندگی زیباست جمله را شرطی نکنید!

marjan62
27th November 2008, 07:12 PM
زندگی زیبا بود اگر امشب کسی بود که دستانم را در دستانش قرار میدادم به چشمانش خیره میشدم و به او میگفتم که چقدر دوستش دارم
زندگی زیبا بود اگر موقع رفتن بهانه نمی آوردیم و قبلی را نمی شکستیم
زندگی زیبا بود اگر شانه ای برای گریه کردن داشتیم
زندگی زیبا بود اگر ...

ehsankia
6th July 2009, 03:51 PM
زندگی میخی،میخ ها،هم عاشق می شوند،هم قهر می کنند...


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

shilan
7th July 2009, 11:33 PM
چه زیبا:04::024::04::029::04:

iŞiL
9th August 2009, 12:53 PM
زندگي فصل پر از روياست

زندگي دشتي پر از غوغاست

زندگي پرواز افکار نگاه ما به قهر سينه و دلهاست

زندگي رفتن به اوج ديدني هاست

شيوه رقص پرستو هاست

زندگي روييدن گلها در تن صحراست

آري زندگي زيباست....:015::015::015:

iŞiL
9th August 2009, 12:57 PM
زندگي چيزي نيست که لب تاقچه عادت از ياد من و تو برود

زندگي حس غريبي است که يک مرغ مهاجر دارد

زندگي سوت قطاري است که در خواب پلي مي پيچد

زندگي ديدن يک باغچه از شيشه مسدود هواپيماست

زندگي يافتن يک سکه ده شاهي در جوي خيابان است

زندگي يعني يک سار پريد

زندگي يعني : يک سار پريد

از چه دلتنگ شدي ؟

دلخوشي ها کم نيست

مثلاً اين خورشيد ........

قطره ها در جريان

برف بر دوش سکوت

و زمان روي ستون فقرات گل ياس

حيات غفلت رنگين يک دقيقه حواست

iŞiL
9th August 2009, 01:03 PM
زندگي با همه وسعت خويش محفل ساکت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست
زندگي جنبش جاري شدن است
از تماشا گه آغاز حيات تا بدان جا که خدا ميداند:015:

iŞiL
9th August 2009, 01:07 PM
آدمي از دست خويش سير که شد مي ميرد

مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

زندگي پنجره اي رو به تماشاست ولي

بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

عشق،رقصيدن ماهي ست،که اقيانوسي است

به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

شعر، نيلوفر آبي ست شناور در عشق

سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

گريه گاهي ملکوتيست، غزل آلوده

بغض آلوده و نفس گير که شد مي ميرد

مرد آن است که پلنگانه بتازد تا عشق

بسته کنده و زنجير که شد مي ميرد

iŞiL
9th August 2009, 01:36 PM
زندگی یعنی نگاه کودکی/ سادگی شعرهای رودکی

زندگی یعنی جهش / یعنی پرواز و پرش

زندگی یعنی وا شدن / از میان غنچه پیدا شدن

زندگی یعنی طلوع یا سها / بازی با موسیقی و آواز ها

زندگی یعنی تکاپو / شادی یکتا بچه آهو

زندگی یعنی دلی را شاد کردن / اشک را از گونه‌ای پاک کردن

زندگی یعنی صدای عشق شنیدن / غم و اندوه را ندیدن

زندگی یعنی گل خورشید چیدن / دستی بر برگش کشیدن

زندگی یعنی سختی کشیدن / سرد و گرم روزگار را چشیدن

زندگی یعنی کتاب قصه خواندن / جمله‌ای زیبا به روی لب نشاندن

زندگی یعنی قدم برداشتن / بوته نیلوفری را کاشتن

زندگی یعنی سرودن / به هر جا پر گشودن

زندگی یعنی با همه همدل شدن / نقل یک محفل شدن

زندگی هر چه که هست / ما در آن شناوریم

ذره ذره کارمان / ما از اینجا می‌بریم

چه بخواهیم و نخاهیم ما به دنیا آمدیم / با یک دنیا آرزو از آسمان‌ها آمدیم

ما از آن آسمانیم روحمان آبی است / شبهای قصه هامان همیشه مهتابی است

زندگی را بو کنیم / هر چه داریم در دلمان رو کنیم

آبی و سرزنده و مغرور باشیم / در طی این بازی زندگی پر شور باشیم:015::015:

iŞiL
9th August 2009, 01:38 PM
روزی از گلی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز بوی خوش و عطر من”
از سنگی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز استواری و قدرت من”
از رودخانه پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز طراوت و پاکی من”
از انسانی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز مهر و محبت درون من”:05:

iŞiL
16th October 2009, 11:12 AM
همه هستی من آیه تاریكیست


كه ترا در خود تكرار كنان


به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد


من در این آیه ترا آه كشیدم


آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم


زندگی شاید یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد


زندگی شاید ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد


زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر میگردد


زندگی شاید افروختن سیگاری باشد


در فاصله رخوتناك دو هم آغوشی


یا عبور گیج رهگذری باشد كه كلاه از سر بر میدارد


و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید


صبح بخیر


زندگی شاید آن لحظه مسدودیست


كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد


و در این حسی است كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت


خواهم آمیخت در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست


دل من كه به اندازه یك عشقست به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد


به زوال زیبای گلها در گلدان به نهالی كه تو در باغچه خانه مان كاشته ای


و به آواز قناری ها كه به اندازه یك پنجره می خوانند


آه ... سهم من اینست


سهم من اینست


سهم من آسمانیست كه آویختن پرده ای آن را از من می گیرد


سهم من پایین رفتن از یك پله متروكست و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن


سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست


و در اندوه صدایی جان دادن كه به من می گوی


د دستهایت را دوست میدارم دستهایم را در باغچه می كارم سبز خواهم شد


می دانم می دانم می دانم


و پرستو ها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت


گوشواری به دو گوشم می آویزم


از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هایم برگ گل كوكب می چسبانم


كوچه ای هست كه در آنجا پسرانی كه به من عاشق بودند


هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریك و پاهای لاغر


به تبسم معصوم دختركی می اندیشند كه یك شب او را باد با خود برد


كوچه ای هست كه قلب من آن را از محله های كودكیم دزدیده ست


سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشك زمان را آبستن كردن


حجمی از تصویری آگاه كه ز مهمانی یك آینه بر میگردد


و بدینسانست كه كسی می میرد و كسی می ماند


هیچ صیادی در جوی حقیری كه به گودالی می ریزد


مرواریدی صید نخواهد كرد


من پری كوچك غمگینی را می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد


و دلش را در یك نی لبك چوبین می نوازد


آرام آرام


پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد


و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد





[Only registered and activated users can see links]

FATEMEH
16th October 2009, 06:19 PM
تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره؟عصای رفتنم سسته

کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟

خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه

از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده

از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابو

بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابو

چرا گریم نمی گیره مگه قلب من از سنگه

خدایا من کجا میرم؟کجای جاده دلتنگه؟

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره

سر راه بهشت من درخت سیب میکاره

FATEMEH
16th October 2009, 06:23 PM
انگاري بوي تو بود زل زده بود به گريه هام
جمعه نبودنت خنديده بود به هفته هام
نكنه زردي برگ ها همشون يه نقشه بود
بشينه تو باغ من ، من از تبار رفته هام
بيا اين خط و نشون ، اين چشام ، اينم كمون
اگه دوستم نداري ، قدر عشقمو بدون
تا ته سوي چشمام ، چشم مي گذارم رونه شوي
حيف پا بند دل و حرف هاي عاشقانه شوي
توي تاريكي برو ، ستاره ها منتظرند
شايد امشب بتوني يه غزل شبانه شوي
بيا اين خط و نشون ، اين چشام ، اينم كمون
اگه دوستم نداري ، قدر عشقمو بدون
چند تا چشمه خشك بشه
چند تا پري جادو كنه
پلك من برف هاي چند زمستون را پارو كنه
چند نفر تو شعر من خسته بيان ، خسته برن
تا غروب خاطره عشق تو را جارو كنه
بيا اين خط و نشون ، اين چشام ، اينم كمون

اگه دوستم نداري ، قدر عشقم را بدون

FATEMEH
16th October 2009, 06:28 PM
دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم: ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

FATEMEH
16th October 2009, 06:36 PM
دونه دونه اشکام
روی گونه هامه
غم همه دنیا
روی شونه هامه

FATEMEH
16th October 2009, 06:40 PM
از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب:
مرده ای را جان به رگ ها ریخت،
پا شد از جا در میان سایه و روشن،
بانگ زد بر من :مرا پنداشتی مرده
و به خاک روزهای رفته بسپرده؟
لیک پندار تو بیهوده است:
پیکر من مرگ را از خویش می راند.
سرگذشت من به زهر لحظه های تلخ آلوده است.
من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم.
شادی ات را با عذاب آلوده می سازم.
با خیالت می دهم پیوند تصویری
که قرارت را کند در رنگ خود نابود.
درد را با لذت آمیزد،
در تپش هایت فرو ریزد.
نقش های رفته را باز آورد با خود غبار آلود.

مرده لب بربسته بود.
چشم می لغزید بر یک طرح شوم.
می تراوید از تن من درد.
نغمه می آورد بر مغزم هجوم

iŞiL
16th October 2009, 08:09 PM
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند
به خود آییم وسپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدان های مان
کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم خویش را
فاصله ها میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

iŞiL
16th October 2009, 08:22 PM
[Only registered and activated users can see links]زندگی یک آواز است ، آن را بخوان [Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]زندگی یک بازی است ، آن را بازی کن[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]زندگی یک مبارزه است ، با آن مقابله کن[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]زندگی یک رؤیا است ، به آن واقعیت ببخش[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]زندگی یک فداکاری است ، آن را عرضه کن[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]زندگی یک عشق است ، از آن لذت ببر ![Only registered and activated users can see links]

ehsankia
15th December 2009, 12:05 AM
زندگی نقطه سر خط
بی وفایی شده عادت
تو نوشته بودی دیدار
سه تا نقطه به قیامت
زندگی نقطه سر خط
تلگرافی شده نامه ات
قلبمو مچاله کردی
لای نقطه چین نامه ات
عزیزم نقطه ته خط
برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه
عوض جواب نامه ات
زندگی نقطه سر خط
برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه
عوض جواب نامه ات
با سی و دو حرف دلگیر
مختصر مفید و ساده
گفتی که سایه عشقت
از سرم خیلی زیاده
زیر درد و خط کشیدی
ضربدر زدی رو اسمم
تا بدونن که به عشقت
تا که جون دارم طلسمم
عزیزم نقطه ته خط
برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه
عوض جواب نامه ات
روی یک کاغذ بی خط
حرفای خسته به نوبت
توی سرزمین نامه ات
حرف "ت" کرده قیامت
"ت" مث تو مث تردید
"ت" مث آخر طاقت
مث تنهایی مث تب
مثل آخر خیانت...
عزیزم نقطه ته خط
برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه
عوض جواب نامه ات...

دانلود اجرای با گیتار این شعر توسط رضا صادقی ([Only registered and activated users can see links])

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

iŞiL
25th January 2010, 12:29 PM
زندگي را نخواهيم فهميد اگر از همه گل‌هاي سرخ دنيا متنفر باشيم فقط چون در کودکي وقتي خواستيم گل‌سرخي را بچينيم خاري در دستمان فرو رفته است؟
زندگي را نخواهيم فهميداگر ديگر آرزو کردن و رويا ديدن را از ياد ببريم و جرات زندگي بهتر داشتنرا لب تاقچه به فراموشي بسپاريم فقط به اين خاطر که در گذشته يک يا چند تااز آرزوهايمان اجابت نشدند.
زندگي را نخواهيم فهميد اگرعزيزي را براي هميشه ترک کنيم فقط به اين خاطر که در يک لحظه خطايي از او سر زد و حرکت اشتباهي انجام داد.
زندگي را نخواهيم فهميد اگر ديگر درس و مشق را رها کنيم و به سراغ کتاب نرويم فقط چون در يک آزمون نمره خوبي به دست نياورديم و نتوانستيم يک سال قبول شويم.
زندگي را نخواهيم فهميد اگر دست از تلاش و کوشش برداريم فقط به اين دليل که يک بار در زندگي سماجت و پيگيري ما بي‌نتيجه ماند.
زندگي را نخواهيم فهميداگر همه دست‌هايي را که براي دوستي به سمت ما دراز مي‌شوند، پس بزنيم فقطبه اين دليل که يک روز، يک دوست غافل به ما خيانت کرد و از اعتماد ماسوءاستفاده کرد.
زندگي را هرگز نخواهيم فهميد اگر فقط چون يکبار در عشق شکست خورديم ديگر جرات عاشق شدن را از دست بدهيم و از دل‌بستن بهراسيم.
زندگي را نخواهيم فهميد اگر همه شانس‌ها و فرصت‌هاي طلايي همين الان را ناديده بگيريم فقط به اين خاطر که در يک يا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ايم.
فراموش نکنيم که بسياري اوقات در زندگيوقتي به در بسته‌اي مي‌رسيم و يک‌صد کليد در دستمان است، هرگز نبايدانتظار داشته باشيم که کليد در بسته همان کليد اول باشد. شايد مجبور باشيمصبر کنيم و همه صد کليد را امتحان کنيم تا يکي از آنها در را باز کند.گاهي اوقات کليد صدم کليدي است که در را باز مي‌کند و شرط رسيدن به اينکليد امتحان کردن نود‌ و نه کليد ديگر است. يادمان باشد که زندگي را هرگزنخواهيم فهميد اگر کليد صدم را امتحان نکنيم فقط به اين خاطر که نود و نهکليد قبلي جواب ندادند. از روي همين زمين خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاستکه معناي زندگي فهميده مي‌شود و ما با توانايي‌ها و قدرت‌هاي درون خودبيشتر آشنا مي‌شويم.

زندگي را نخواهيم فهميد اگر از ترس زمين خوردن هرگز قدم در جاده نگذاريم.


[Only registered and activated users can see links]

ehsankia
16th March 2010, 12:45 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین میبرد


شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت

پس همیشه شاد باش


امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد


کسی را که امیدوار است هیچگاه ناامید نکن

شاید امید تنها دارائی او باشد


اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد


هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم


دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است


خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند


وقتی از شادی به هوا میپری

مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه


مهم بودن خوبه

ولی خوب بودن خیلی مهم تره


فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد


میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان


یا بگوئی : خدا به خیر کنه، باز صبح شده

انتخاب با توست


اگر در کاری موفق شوی

دوستان دروغین و دشمنان واقعی بدست خواهی آورد


زندگی کتابی است پر ماجرا

هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش آنرا دور نینداز


مثل ساحل آرام باش

تا مثل دریا بی قرارت باشند


جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار

که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست


یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست

که اگر پیدا کردی قدرش را بدان


فکر کردن به گذشته

مانند دویدن به دنبال باد است


باد همیشه می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی

تصمیم با توست


آدمی ساخته افکار خویش است

فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد



برای روزهای بارانی سایه بانی باید ساخت

برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت


برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند

هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی


فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست

دوست داشتن امری لحظه ایست

ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است


اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند

ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود


علف هرز چیه؟!

گیاهی که هنوز فوایدش کشف نشده

پس هرگز دنیا را بی ارزش حساب نکن


زنان هوشیارتر از آن هستند

که مردانگی خود را به همسران خود نشان بدهند

سعی کن اعتمادت از آنها سلب نشود


تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید به روشنایی داشته باش


چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس

و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان


بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا