PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : یادداشتی از طرف خدا


Armin-N
31st May 2007, 09:19 PM
سلام
امروز داشتم توی فایلهای قدیمی که دانلود کردم میگشتم که یه فایل پاورپوینت قدیمی پیدا کردم
وقتی دیدم یه امید دوباره تو وجودم تزریق شد
شاید دیده باشین
اما من دوباره میذارم

متنشو تایپ کردم واسه کسایی که نمیتونن فایل رو ببینن

یادداشتی از طرف خدا

به: شما
تاریخ: امروز
از: رئیس
موضوع: خودت
عطف به: زندگی

من خدا هستم . امروز من همه مشکلاتت را اداره می کنم .
لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم .
اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی ، برای رفع کردن آن تلاش نکن ، آنرا در صندوق SFGTD (ارسال برای خدا تا انجام دهد) بگذار ، همه چیز انجام خواهد شد ، اما در زمان مورد نظر من ، نه تو .
وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نکن.
در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که الآن در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .


اگر در یک ترافیک سنگین گیر کردی ،
نا امید نشو ، توی دنیا مردمی هستند که رانندگی برای آنها یک امتیا بزرگ است.


شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی ،
به مردی فکر کن که سالهاست بیکار است و شغلی ندارد.

ممکنه غصه زود گذر بودت تعطیلات آخر هفته را بخوری،
به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی 12 ساعت و 7 روز هفته کار میکند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند.

وقتی ماشینت خراب می شود و تو مجبوری برای یافتن کمک مایل ها پیاده بروی ،
به معلولی فکر کن که دوست دارد یک بار فرصت راه رفتن داشته باشد.

وقتی روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یأس می شوی ،
به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده .

ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی اصلا برای چی زندگی میکنی و بپرسی هدف من چیه ،
شکر گذار باش ، در اینجا کسانی هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی کردن نداشتند.

وقتی متوجه موهایت که تازه خاکستری شده در آینه می شوی ،
به بیمار سرطانی ای فکر کن که آرزو دارد کاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند.

ممکنه خودت را قربانی تندی ، جهل ، پستی یا تزلزلهای مردم ببینی،
به یاد داشته باش همه چیز می تواند بدتر هم باشد ، تو هم می توانستی یکی از آنها باشی.


اینم فایل پاورپوینتش واسه دانلود
[Only registered and activated users can see links]
حدود 370 کیلوبایت

امیدوارم این کلمات همونطور که رو من تاثیر گذاشت روی شما هم بذاره
موفق باشید

melina_007
6th June 2007, 11:28 AM
سلام
شايد نامه اي از طرف خدا نباشه ولي در مورد درد و دل با خداست......به خاطر همين همين جا گذاشتم....



گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟

گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت برمن تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي . من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم


گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟


گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟

گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟

گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، بارها گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟

گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو بازگفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي کني وگر نه همان بار اول شفايت مي دادم .

گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ...

گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...