PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خیلی نیازمند کمکتون هستم(اونایی که ساز می زنن حتما بخونن)


david_violaw
8th June 2007, 01:33 PM
با سلام خدمت همه دوستان عزيز عضو اين فروم
يه مشکلي براي من پيش اومده که شايد شما بتونين کمکم کنين
عرض کنم خدمت شما من حدود 4 سالي مي شه که ويولن مي زنم
الان حدودا 5-6 ماهي ميشه که حتي به سازم دست هم نزدم يه زماني بود که من روزي 6-7 ساعت تمرين مي کردم
کلا روحيه ام رو از دست دادم همه انگيزمو.علاقه امو
حتي بعضي وقتا شک مي کنم که آيا واقعا من ويولن رو دوس دارم يا نه؟
موقع تمرين مي شينم و فقط سازمو تماشا مي کنم دريغ از يه لمس کردنش يا اينکه دستم بگيرمش
کلاسم که نمي رم الان ديگه خجالت مي کشم برم کلاس يا با دوستام روبرو بشم چون اونقد غيبت کردم که...
نمي دونم چه بلايي سرم اومده
خيلي نشستم فکر کردم به نظر خودم اين قضيه از زماني شروع شد که يکي از آشناهامون گير داده بود بهم که براش ويولن بزنم ولي من قبول نمي کردم (چون يارو حتي قد يه گاو هم موسيقي سرش نمي شد)تا اينکه اون آقا از ساز زدن من نااميد شد و دست از سرمون برداشت ولي يه حرفي زد که اون حرفش اين بلا رو سر من آورد گفتش که اقا نمي خواد براي ما ساز بزني ميريم يه سي دي مثلا ويولن ياحقي رو مي گيريم منت تو رو هم نمي کشيم از تو هم بهتر ساز مي زنه ناز تو رو هم نمي کشيم
از اون موقع اين سئوال تو ذهن من شکل گرفت که من واسه چي ساز ياد مي گيرم من که نمي خوام و البته نمي تونم ياحقي يا ملک يا بديعي يا مثلا ياشا هايفتز بشم خب چه معني داره اين همه وقتمو تلف کنم برا کلاس رفتن و تمرين به جاي اون مي رم کاستاي اونا رو مي گيرم گوش مي کنم ديگه بالاخره از اونا که نمي تونم بهتر ساز بزنم
بله عزيزان از اينجا بود که من دچار يه نوع مرض پوچ گرايي ناخواسته يا بهتر بگم خود خواسته شدم بعضي وقتا يه کمي سر ذوق مي آم دوباره مي خوام شروع کنم يه روز تمرين مي کنم ولي روز بعد دوباره تعطيل واقعا ديگه نمي دونم چيکار کنم پيش روانشناس هم رفتم ولي ديدم که اي بابا اين اقا اصلا نگران من نيست داره برا تعداد جلساتش و حق مشاوره ده تومنيش نقشه مي کشه
ديگه الان درمونده و مستاصل هستم چندان دوستاي صميمي هم ندارم که باهاشون مشورت کنم آخه راستش من يه کمي هم ادم مغروري هستم و هميشه مي خوام که توي همه چيز اولين باشم يه زماني بود دوستام به شوخي بهم مي گفتن داوود ياحقي ولي اين داوود خان ياحقي ديگه الان ماه به ماه هم به سازش حتي يه دستمال هم نمي کشه نمي دونم ديگه چي بگم
ببخشين مث اينکه يه کمي زياد پر چونگي کردم
پيشا پيش از کمکتون تشکر مي کنم
کسايي که هم بخوان چيزاي بيشتري بدونن اين آيدي من تو ياهو هست david_staccato مي تونين ادم کنين
من اکثر شبا حدود ساعت 11 آن هستم البته تا 3 تير به خاطر امتحانات نمي ام نت ولي بعد از اون ميتونم خدمتتون باشم
خيلي ممنون باي

Afsaneh
8th June 2007, 07:57 PM
سلام دوست عزیز.
من سه تار می زنم. راستش رو بخوای من هم یه جورایی مثل تو شدم. قبلا این قدر سازم رو دوست داشتم که علاوه بر درس استادم خودم هم کتاب می خریدم و از روشون تمرین می کردم.حتی بعضی وقت ها به درسم نمی رسیدم.
ولی حالا نمی دونم چرا انگیزمو از دست دادم؟ کلاسمو رو که هر جلسه نمیرم. بیشتر جلسه هایی رو هم که می رم می گم تمرین نکردم. خوم هم نمی دونم چرا.

music
13th June 2007, 09:36 AM
من هم سه تار مي زنم. ببينيد اگر به حرف مردم باشه كه بايد هيچ كاري نكنيم .خود استاد ياحقي هم از شكم مادرش كه بيرون اومد ويولن نمي زد .بايد باسازت ارتباط بر قراركني .باهاش حرف بزن .ببوسش!نازش كن اون وقت مي بيني كه عاشقشي.(*)

david_violaw
17th June 2007, 01:09 AM
سلام خدمت همه دوستان عزيز
من اين بحثو تو چن تا فروم ديگه هم مطرح کرده بودم خيليا بهم لطف داشتن و بهم جواب دادن و راهنماييم کردن
اين چن روزه که بيکار بودم خيلي نشستم به اين قضيه فک کردم به قول معروف کلاهمو قاضي کردم ديدم آره اين همون سازيه که من 4 سال پيش براش مي مردم به خاطرش پا مي شدم مي رفتم مراغه(يه شهريه 12 کيلومتري ما)فقط به خاطر اينکه ويترين يه مغازه ساز فروشي و ويلن هاش رو ببينم آخه اون موقع ساز فروشي و آموزشگاه نداشتيم اينجا
راستش الان ديدگاهم نسبت به اين قضيه 180 درجه تغيير کرده و سازمو عاشقانه از اون موقعها هم بيشتر دوسش دارم و بهش عشق مي ورزم
چند روزه که تمرين کردنو دوباره شروع کردم الان رسيدم به مرز روزي يکساعت و نيم
الان خيلي ناراحتم که چرا اين مسئله رو 5 ماه پيش باشما در ميون نذاشتم و بيخودي 5-6 ماه رو از دست دادم اگه يه کمي غرورمو مي شکستم و خودمو عقل کل نمي دونستم شايد الان يه کتاب ديگه رو هم تموم کرده بودم ولي بالاخره جلوي ضررواز هر جا هم که بگيري بازم منفعته
البته خيلي هم خوشحالم چون اگه يه مدت ديگه هم به همين منوال مي گذشت من ساز زدنو براي هميشه کنار مي ذاشتم
خلاصه بازم ازتون ممنونم که تنهام نذاشتين و بهم خيلي کمک کردين
آرزو مي کنم هميشه موفق و سربلند باشين
خدا نگهدارتون

Afsaneh
17th June 2007, 07:48 PM
اتفاقا من هم دوباره از امروز شروع به تمرین کردم.می خوام دوباره سعیمو بکنم.

smart
21st February 2008, 07:12 AM
خیلیها بعداز مدتی نواختن خسته میشن حدودا بعد از 2 الی 4 سال

2 تا علت داره به نظر من :

1 وارد هیچ گروهی نمیشن وبه صورت انفرادی در خانه تمریین میکنند خوب هرکی باشه خسته میشه

2 به خاطر استاد نوع و شیوه اموزششون هست

محاسن ورود در یک گروه حتی خیلی ابتدایی :

1 ترس از تواختن از تون میفته
2 خلاقیت پیدا میکنید
3 بداهه نوازی تون قوی میشه
4 مهارت در نوازندگی چند برابر میشه
5 خسته هم نمیشین
6 عیده ها و افکار و ارزوهای جدید به سرتون میزنه

از همه مهمتر ترستون میریزه و اگه کسی بهتون گفت بزنیید براحتی ودر کمال خون سردی شروع به نواختن میکنید حالاطرف اهل موسیقی نبود چه بهتر یکی از همیین موسیقی های دانبلی مامبولی هارو سولوشو بزن بین چه حالی میکنه