PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تو سرزمین من.......


puria.69
9th June 2007, 11:18 AM
در سرزمین من عاشق بودن جنایت است .در سرزمین من حوا - به خاطر یک سیب -روزی هزار بار سنگسار میشود.در سرزمین من لبها بوسه را در نگاه ها میجویند و دستها عطر نوازش را در تاریکیها...در سرزمین من عاشق بودن گناه کبیره است.خدایا ! گناه مرا ببخش!!!

Afsaneh
11th June 2007, 10:42 AM
در سرزمین من
زن بودن جنایت است
و من کتمان نمی کنم
جرم من این است
که با یک جانی از عشق سخن رانده ام

در سرزمین من
زن نیمه ناتمام من است
و من کتمان نمی کنم
جرمم این است
که با نیمه ناتمام خود
به برابری تمام سخن گفته ام

در سرزمین من
عاشق بودن گناه کبیره است
و زنان کتمان نمی کنند
که گناه کارترین عاشقان سرزمین منند

در سرزمین من
حوا به خاطر یک سیب
روزی هزار بار سنگسار می شود
آن سان که شیطان کتمان نمی کند
که از تمامی ادیان بر می خیزد
تا شکوایه ای به خدا ببرد

در سرزمین من لبها بوسه را در نگاه ها میجویند
و دستها عطر نوازش را در تاریکیها
و من کتمان نمی کنم
آخرین جرمم این است
که از پیوند دست ها و بوسه ها
به عریانی تمام سخن گفته ام

در سرزمین من
اتهام یعنی جرم
و آن ها کتمان نمی کنند
که از همان ابتدا مرا سزاوار مرگ دانسته اند



ناصر فاخته

Amoo
13th June 2007, 12:30 AM
در سرزمین من...
برای عاشقی جائی نیست
آخر عاشقی وجود ندارد که که عشق بازی کند

Afsaneh
15th June 2007, 02:13 PM
در سرزمین من عاشق حقیقی کم است. بقیه عاشق نماهایی هستند که جز خیانت چیزی نمی دانند.

puria.69
21st June 2007, 06:12 PM
در سرزمین من عشق کم رنگ میشود و نفرت اوج میگیرد.....
دیگر سرزمین من پر از عشق و علا قه نیست....
دیگر....

puria.69
3rd July 2007, 10:31 AM
در سرزمین من....
حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار

puria.69
25th July 2007, 12:33 PM
در سر زمین من عشق افسانه دست نیافتی است ...
در سرزمین من دوست داشتن به هوس تبدیل شده..
در سرزمین من همه به خاطر پول میخواند ...
در سرزمین من مرگ امری پیش پا افتادس چون در روز 200000000 نفر میمیرن..

MAHSHID
25th July 2007, 02:44 PM
تو سرزمین من عشق خریدنی شده......کسی که عاشق میشه باید از جان بگذره.....تو سر زمین من عشق باید گدایی کنیم....

puria.69
26th July 2007, 11:27 AM
توی سرزمین من ادم دیگهبه ادم رحم نمیکنه ..
حاضرن همو بکشن تا به یه لقمه نون برسن...
تو سرزمین من یه ادم هیچ وقت نمیتونه ارزوهاشو با صدای بلند فریاد بزنه چون دیگه حنجرهای دنیا براش نزاشته...

puria.69
1st August 2007, 10:48 AM
تو سرزمین من ...
به همه میگن : هيچوقت دل به كسي نبند .. چون اين دنيا اين قدر كوچيكه كه توش دو تا دل كنار هم جا نمي شن ولي اگه دل بستي هيچوقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني

puria.69
2nd August 2007, 11:22 AM
در سرزمین من ...
پهلوانانی همچون رستم و سهراب و پوریا ولی و تختی و ...
تو سرمین من...
پادشاهانی همچون کورش و داریو خشایار و....
ولی الان کجایند ادم های پهلوان و پادشاهان عادل...

puria.69
3rd August 2007, 05:16 PM
تو سرزمین من میگن..
اگر مجنون شوي تو؛ من ليلي نشوم اگر خسرو شوي تو؛ شيرين نشوم گر شوي سام تو؛ من نرگس نشوم يک بار، فقط يک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم

puria.69
5th August 2007, 05:07 PM
تو سرزمین من..
و هنوز در انتظاریم، در انتظار آینده ای که وجود ندارد، در انتظار آینده ی نکبت باری که مردمان این سرزمین بر ما می کوبند بی هیچ فکر و اندیشه ای در پس روزهایی که فرا خواهد رسید و ما حیران و انگشت بر دهان خواهیم ماند که با خود چه کرده ایم ؟! و مدام این بیت شعر را با خود زمزمه می کنیم "شاید که آینده از آن ما ؟!"

آنها از میان ما بر می خیزند تا بتوانند آنچه که ما در اندیشه مان تصویر کرده ایم؛ ترسیم کنند اما به روشنی می بینیم که چگونه خاموش شان می کنند و جلوی آنچه که تنها اندکی از نور امید در آن می درخشد را با دیواری قطور می پوشانند، حال ما هستیم من و تو. باید به پاخیزیم برای آنکه به آنها بگوییم که تنها نیستند؛ برای آنکه آنها به این باور برسند که ما هم می توانیم همراه با تصورمان ترسیم کنیم آنچه را که میخواهیم. ما هم می توانیم تعدادی از آن رنگ ها شویم؛ میتوانید حتی ما را با هم ترکیب کنید تا رنگی مناسب تر با واقعیت به دست آورید، من شال سفید بر سر میکنم گره در انگشتان آن می نهم که پیرهنی بنفش بر تن کرده و بر شما می پیوندم و ما ریشه می دوانیم در کائنات تا بر آنچه مطلوب ماست حاکم شویم .....

puria.69
13th August 2007, 12:45 PM
تو سرزمین من که مهد تمد و عشق و محبت تهمن بی تمدنی و محبت میزنن ...
سرزمین من که هر روز باید به جوانان افتخار کنه به اونا تهمت اعتیاد و بد سرشتی رو میزنن..
سرزمین من که خالی از دزدی و ادم کشی است حالا به او تهمت ادم کشی میزنن..
وای خدای من چه شده سرزمین من...؟

puria.69
17th August 2007, 11:14 AM
تو سرزمین من جز ایستادن دنیا مردمش چیزی نمی خوان....
تو سرزمین من هر کسی داره با غول بی شاخ و دم فقر و تنگ دستی ظلم و ستم پنجه نرم میکنه تا حالا خوب تونسته مردم ملت من و نابود کنه ....
تو سرزمین من دیگه نه امید مونده نه شادی و سلامتی پس دیگر چه می ماند از سرزمین من ای خدا...؟

puria.69
21st August 2007, 10:22 AM
تو سرزمین من ....
همه دارم با صدای بلند میگن جای ما تو دنیا کجاست ؟! پس من هم اینو به شما ها میگم ...
یکی تو دنیا به فکر یار رفتس اون یکی تو غربت به فکر برگشت سر چراغ قرمز بی کسی یه بچهس دل شکستس اهای ادم های تنها چی مونده براتون واسه فردا همه زندگیتون شده معما چرا چسبیدید به مال دنیا یکی بچه غم خستس قلب کوچیکش اخه شکسنس به چشم ما فقط اون یه بچهس ولی چشماش به چشم ما ها بستس...
ادما اهای ادما چرا این طور شد دل های شما تو که نرفتی میان کوچ ها پس نمیدونی درد بچه ها ....
چرا نمیبینی این همه فقرو که گرفتن همه تو اغوششون غم رو .....

puria.69
22nd August 2007, 05:48 PM
تو سرزمین من پر از اما شده .....

سکوت می کنم مثل همیشه

فریادم را در گلوی کوچکم به خفگی میکشانم

گاهی در خواب هوار میزنم تا هیچ کس صدایم را نشنود

آه میکشم

اما......................

نمیدانم چه پیش خواهد آمد

نمیدانم دنیا برای زندگیم چه در نظر گرفته

اما.......................

چقدر هوای دود گرفته پشت پنجره خسته است

بیچاره از فرط تنهایی میخواهد گریه کند

اما تابستان است و جای هیچ گریه ای نیست

خورشید بی رحمانه گرم است و می تابد

انسانها در تکاپو هستند

و زمان یک لحظه نخواهد ایستاد

اما....................

چه جای گله است از این دنیا

که اگر بود حوصله ای برای بازگو کردن نبود

اما.....................

puria.69
23rd August 2007, 05:54 PM
تو سرزمین من میگن عشق یعنی؟....

عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره آینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای زعشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
روح شد مضمون و معنایی زعشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد

nili
24th August 2007, 09:36 AM
تو سرزمین من هرکسی می تونه حرف دلش رو بزنه بدون اینکه بترسه یا مجازات بشه !!!!

تو سرزمین من هیچ کس به خاطر فقر و نداری نمی میره !!!!

تو سرزمین من همه عاشقن . منتها یه عاشق واقعی . اونجا همه عاشقخدا هستن !!!!

puria.69
25th August 2007, 11:47 AM
تو سرزمین من ....
همه دارن داد میزنن از ادم های که بودند و رفتند ...
داد می زنن از ثروتی داشتند و ندارند ...
داد میزنن از عشق که داشتن دیگه ندارن....
داد میزنم از شادی که داشتنو دیگه ندارن....
من پس چه گویم از سرزمینم ای خدا .....

puria.69
1st September 2007, 12:02 PM
تو سرزمین من همش غصه و درده ادم ها دیگه هم دوست ندارم تو سرزمین من هزار قصه رمان هست که هنوز خونده نشده قصه هایی که هر کدوم تک تک خودمون نوشتیم ...
تو سرزمین من همه به فکر پول و ثروت عشق و حال خودشون ...
کجاست اون مردانگی و جوانمردی.....

puria.69
9th September 2007, 11:34 AM
میخوام بگم تو سرزمین من همه ادم ها موقعی که یکی رو دوست دارن ولی دیگری به اون خیانت میکنن چه طوریه؟...
با یه قطعه شعر میگم

محض رضا خدا به من بگو بی وفا
بعد از یه عمر اشنایی چرا گشتی جدا
گفتی که تا روز پیری تا وقتی که بمیری
تا دنیا دنیا باشه پیشم می مونی و نمیری
بگو با کی هستی حالا کی رو می پرستی
دستای گرم تو حالا گذاشتی تو چه دستی
تو تاریکی شب های منه زاربگو شمع شب افروزکی هستی