PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فرخی ، روستا زاده ی کامروا


مهسا بیرالوند
3rd June 2010, 02:42 PM
آوازه ی شاعر نوازی امرای چَغانی از مرزهای خراسان در گذشته بود که پسر جولوغ سیستانی از غلامان امیر خلف بانو ، آخریم امیر صفاری ، زیر بار هزینه های زندگی قد خم مرد و با جبّه ای پس و پیش چاک ، از سر ناگزیری با شاعری به نرمی حریر راهی دربار چغانی شد . روستا زاده ی سیستانی وقتی قصیده ی زیبای « با کاروان حُلّه » را بر خواجه عمید اسعد وزیر چغانی خواند ، وزیر باور نکرد که این شعر ساخته ی خود او باشد .
شلعر جوان و خوش گذران سیستانی را از حدود سال 390 ه . ق . در خدمت سلطان بلامناع غزنه ( سلطان محمود ) می بینیم ، جایی که در آن ، از نعمت و ثروت و حرمت بسیار برخوردار گردید . فرّخی علاوه بر شاعری آوازی خوش داشت و ساز هم خوب می نواخت .
بعد از مرگ محمود ، در سال 421 ه . ق . فرخی دل شکسته و اندوه زده ، به دربار سلطان مسعود پیوست و تا پایان عمر _ در سال 429 ه . ق . _ به ستایش این امیر مشغول بود .
دیوان شعر فرخی _ که بالغ بر چند هزار بیت می شود _ مجموعه ای است از قصاید ، چند ترکیب بند و تعدادی غزل و قطعه و رباعی .


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])