PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : رمان های ایرانی و خارجی مخصوص موبایل


صفحه ها : 1 [2] 3 4

ღZAHRAღ
3rd August 2011, 03:49 PM
رمان تویی در آسمان قلبم

نویسنده : مژگان مظفری

[Only registered and activated users can see links]




شراره وقتی ۶ ساله بود به متين قول ميدهدكه وقتی درسش تمام شد و به كشور بازگشت برای او يك عروسك بزرگ كه لباس عروس به تن داشته باشد برای او بياورد . حالا متين كه پسرخاله شراره است بعد از ۱۱سال تصميم به بازگشت گرفته .اودر اولين برخورد شراره را نمي‏شناسد .............

ღZAHRAღ
3rd August 2011, 03:50 PM
نام کتاب: یکبار دیگر با احساس

نویسنده: فریده رهنما

[Only registered and activated users can see links]



درنزديكی منزل شيدا خانهای در حال ساخت است كه پسر آن خانواده با نگاهش شيدا راكلافه ميكند.خانواده شيدا و آن پسر (حسام) با هم روابط گرمی پيدا مي‏كنند.چنانكه تصميم ميگيرند برای ديدن فرزندانشان (سيروس برادر شيدا ونظام برادر حسام )كه هر دو قرار است به تركيه بيايند باهم به تركيه بروند در آنجا شيدا و نظام دل به يكديگر مي‏بازند در حاليكه خانواده حسام شيدا را برای حسام خواستگاري.........

ღZAHRAღ
3rd August 2011, 03:51 PM
نام کتاب: یک بوم و دو هوا

نویسنده: مونا



سها دخترشاد و شیطونیه که سال اخر دبیرستانش و میگذرونه ویک بار که بعد کلاس فوق العاده به خونه بر میگرده با پسری به اسم سامان اشنا میشه و بعد از دیدار هایی که باهاش داشته عاشقش میشه اون بعد از یک سال دوستی در دانشگاه رشته معماری قبول میشه از طرفی پسری به اسم کامیار در دانشگاه توجه خاصی به اون داره تا اینکه سامان به خواستگاریش میاد خانوادشم با ازدواج اونا موافق بودن بعد از ترک خونه ی اونا سامان گوشیش و تو اتاق سها جا میزاره و سها می فهمه که سامان با تقریبا 80 دختر در ارتباطه و عکسهای ناجوری با دخترهای مختلف میبینه ونظرش عوض میشه...

ღZAHRAღ
4th August 2011, 11:23 PM
کتاب افسانه شیدایی

نویسنده : گلرخ بیات

[Only registered and activated users can see links]



شیدا دختری 14 ساله که خواهری به نام مریم داره و خواهر شوهری به نام سحر ، عاشق نامزد سحر میشه و برای جلب توجه شهاب دست به هر کاری میزنه ، اما موفق نمیشه ... نامزد مریم برای 4 سال میره خارج درس بخونه و وقتی برمیگرده شیدا دختری 20 ساله و بسیار زیبا شده بود و شیدا هم که متوجه میشه نمیتونه شهاب رو بدست بیاره تصمیم میگیره نامزد خواهرش را از دست خواهرش دربیاره تا به شهاب نزدیکتر بشه

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:31 PM
نام کتاب: آن تابستان

نویسنده: ماندا معینی




مریم دختریست از یک خانواده ساده و کارمند که به خاطر کمک به پدر برای پرداخت هزینه دانشگاهش، تصمیم میگیره که بره سر کار و بالاخره به عنوان پرستار خانم مسنی استخدام میشه. ولی گلشن خانم از مریم میخواد که به جای پرستاری از اون، کارهای نوه ش کیمیا رو زیر نظر داشته باشه و بهش گزارش بده! خلاصه با این تعقیب و گریزها مریم به کیمیا نزدیک میشه و میفهمه که کیمیا هنوز به یاد عشق اولشه و بعد با کمک مادربزرگ و پدر کیمیا که دکتر سرشناسی هم بوده، همگی سعی در بهبود اون میکنند و...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:34 PM
نام کتاب: عروسک کوکی

نویسنده: فاطمه صالحی


صحرا در خانواده فقیری به دنیا اومده و بعد از مرگ پدرش مجبوره شده از سن 17 سالگی شروع به کار کنه، بخاطر چهره و اندام خیلی خوبی که داره به عنوان مانکن شروع به کار میکنه بر حسب تصادف با آیدین و پدرش که خیلی پولدار هستن آشنا میشه و همزمان هر دو اینها عاشق صحرا میشن اما صحرا به هیچ کدوم علاقه ای نداره از طرفی پدر آیدین وعده تامین زندگی خانواده صحرا را میده و از طرف دیگر آیدین مدام صحرا را تهدید می کند که نباید با پدرش ازدواج کند اما صحرا تصمیم می گیرد...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:35 PM
رمان چت عشق دروغ

نویسنده : نا مشخص

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:38 PM
نام کتاب : دختر کرد

نویسنده : انسیه تاجیک




لیلا دختر سلیمان خان بجای قصاص برادرش خونبهای صادق پسر حیدرخان میشود. حیدرخان قبل از سفرش لیلا را به دایه میسپارد تا از او کار بکشد تا تقاص خون پسرش را پس بگیرد. دایه با همراهی زنان خان نهایت قساوت و بی رحمی را در قبال لیلا بکار میبرند ولی او جان سالم بدر میبرد تا اینکه خان بازمیگردد و دایه برای اینکه کار خود را توجیه کنند به لیلا تهمت بی آبرویی میزنند ولی با رو شدن اصل ماجرا لیلا می گریزد و با کمک یوسف نامی عازم جنگل میشوند و انجا باهم مخفیانه ازدواج میکنند. یوسف که با کمک دوستش برعلیه زورگویی های خان مبارزه می کنند بیشتر در سفر و مخاطرات قرار دارد و روزی به گوش لیلا میرسد که یوسف او را ترک کرد و زنی را به همسری انتخاب کرده.. لیلا درمیماند و باور اینکه یوسف خوب و جوانمردش به او خیانت کرده و حتی روی فرزندشان را ندیده برایش سخت است و از طرفی بخاطر خانواده خان نمی تواند به جستجوی یوسف بپردازد اما...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:40 PM
نام كتاب: الهه شرقي

نويسنده: رویا خسرو نجدی

[Only registered and activated users can see links]




کیمیا دختری بسیار زیبا پس از طلاق از همسرش اردلان برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن فرانسه میرود درآنجا با رابین خواهرزاده زن عمویش که تک پسر پولدار و خوش تیپ و خوش گذران آمریکائی است آشنا میشود که در همان ابتدا سعی میکند با نفوذی که دارد اورا تحت حمایت خود قرار دهد ولی کیمیا اجازه نزدیکی اورا به خود نمی دهد درحالیکه رابین بشدت به او علاقمند شده ولی اختلافات فرهنگی آنها دائماً باعث ایجاد سوء تفاهم برای کیمیا میشود تا اینکه رابین به علت عشق شدید دست از تمام تفریحاتش میکشد و شروع به مطالعه راجع به فرهنگ و کشور ایران و اسلام میکند و کیمیا را همچون الهه ای شرقی بیمارگونه می پرستد و خود عذاب میبرد تا اینکه در اوج عشق آنها نسبت بهم اردلان پشیمان بازمیگردد و در پی بازگرداندن کیمیا به ایران است و ...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:43 PM
نام کتاب : عشق و عطش

نویسنده : بهیه پیغمبری

[Only registered and activated users can see links]




ماه بانو در عروسی دختر عمه اش عاشق حبیب ویلون زن گروه مطربها میشود واز سوی دیگر عبدالرضا خواهر زاده آقاجان افسر عالیرتبه سخت دلداه او میشودولی او فریب عشق دروغین حبیب را خورده وعفت خود را از دست میدهدوبعد در میابد که او برای همیشه رهایش کرده و گریخته است ولی هنگامی که میخواهد خودکشی کند عبدالرضا او را نجات میدهد ، ولی با اصرار منصور خواهر زاده عزیز که پزشکی ساکن فرنگ وبا اخلاقی مشابه آنان است بدون توجه به بی عفتی ماه بانو با او ازدواج میکند و راهی لندن میشود تا ........

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:46 PM
نام کتاب : ازدواج خانوادگی ممنوع

نویسنده : کیانا




اين رمان حكايت پسري است كه بعد از سي سال يك دايي پيدا مي كند ولي اين بار دايي تنها نيست .و يك خانواده دارد........
در اين بين كيان عاشق سوگل دختر دايي اش مي شود ولي يك سري مشكل وجود دارد
چون هم سوگل نامزد دارد و هم ازدواج خانوادگيي در آن خانواده ممنوع است ولي عشق قانون نمي شناسد چون.......

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:47 PM
رمان فریاد

نوشته خانم رقیه نصر ا … پور



قصه ی نگین دختری ظریف و زیبا که از پرورشگاه وارد جامعه میشه و بلافاصله در شرکتی کارشو شروع میکنه و ناگریزه برای رهن کردن خانه ای برای زندگی از رئیس شرکتش پول قرض بگیرد ، وقتی که نمی تواند بدهی خود را بپردازد از طرف رئیس شرکت تحت فشار قرار میگیرد تا بجای ادای قرض با او ازدواج کند.
نگین که به هیچ طریقی نمیتواند پول را جور کند به پیشنهاد صمیمی ترین دوست و همکارش به خانواده ای پولدار معرفی میشه تا در قبال دریافت مبلغی بمدت 1 سال فقط صیغه پسرشان شود بدون ایجاد وابستگی عاطفی. نگین وارد زندگی پرهام میشود و با توهین ها و رفتارهای زننده پرهام مغرور کنار می آید ولی رفته رفته عاشق او میشود و پرهام هم تحت تاثیر مادرش دچار دوگانگی رفتار با نگین است هم او را می خواهد هم او را پس میزند تا اینکه مدت 1 سال صیغه به پایان میرسد و نگین با قلبی شکسته و جریحه دار شده او را ترک میکند و زندگی جدیدی را آغاز میکند. 2 سال میگذرد و سرنوشت این دو را بار دیگر سر راه هم قرار میدهد درحالیکه جای نگین و پرهام عوض شده...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 05:53 PM
نام کتاب : قصر یخی

نویسنده : فهیمه سلیمانی

[Only registered and activated users can see links]




رها دختری مغرور و زیبا روی دورگه ایرانی روسی بهمراه خانواده اش زندگی رویایی را در عمارت زیبایشان در سن پطرزبورگ میگذرانند. درحالیکه رقبا برای تصاحب او از هم پیشی میگیرند با یک حادثه رها خانواده اش را از دست میدهد و تنها میماند. بعد از مدتی با توجه به خاطرات پدرش تصمیم میگیرد به ایران سفر کند و برای نخستین بار سرزمین پدریش را ببیند. در آنجا با پیرمردی آشنا شده و فرزند خوانده او میشود درحالیکه برای اولین بار طعم خوش عشق را با اولین نگاه فرزام در باغ رویایی میچشد ولی با وجود سوء تفاهماتی ناگزیر از بازگشت به سرزمین یخیش می باشد اما...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 06:00 PM
رمان جادوی عشق

نویسنده:زینت حسن

[Only registered and activated users can see links]




مسعود همسر آفاق بعد از به دنیا آمدن رضا، اعتراف می کنه که قبل از ازدواج با آفاق زن و دو فرزند دیگر داشته، و به خاطر همین رابطه خودش را خانوادش قطع کرده ... با این حال اونا به زندگی شون ادامه می دن و صاحب دختر بسیار زیبایی به اسم گلناز می شن ... مسعود از دنیا می ره و آفاق از راه خیاطی این رضا و گلناز رو به نحو شایسته ای بزرگ می کنه ... گلناز به خاطر مشکلاتی که داشته، نمی تونه به بلوغ کامل جسمی برسه و بچه دار بشه ... با این حال به خاطر زیبایی فوق العاده ای که داشته مزدک و ***** همزمان عاشق اون می شن و ...
.
.
.
رمان زیبا و جالبیه ... توصیه می کنم حتماً بخونیدش ...

ღZAHRAღ
6th August 2011, 06:04 PM
نام کتاب : لحظه خداحافظی

نویسنده : نسرین بلبل وند




مینوشکا دختری که هرگز ایران رو ندیده، بخاطر وصیت مادربزرگش به ایران می رود و قصد دارد هر چه زودتر بعد از خوندن وصیت نامه دوباره به فرانسه بازگردد، کشوری که اونجا به دنیا آمده و بزرگ شده، بعد از آشنایی با اقوام خویش و خوانده شدن وصیت سرنوشت دخترک کاملا تغییر می کند و .....

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:47 PM
نام کتاب: مهتاب عشق

نویسنده: شمسی نجاتی





داستان دختری به اسم حمیده است که در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می کنه به همراه دو برادر کوچکترش به اسم حمید و مجید ... بر اثر حوادثی پدر و برادر کوچکش رو از دست می ده و فقط مادر و حمید براش می مونن ... با وجود فقر زیادی که داشتن حمید رو به مدرسه می فرستادن به امید اینکه روزی پزشک بشه ... ولی با مرگ مادر، حمید و حمیده مجبور می شن به روستا، پیش عموشون برن ...
بعد از چندی حمیده، حمید رو برای ادامه تحصیل از ده فراری می ده و به شهر می فرسته ... حمیده مجبور می شه به عقد مردی به اسم کاظم دربیاد که بیش از سی و چند سال سن داشته و یک بار هم ازدواج کرده بوده و ...
از این به بعد داستان عاشقانه می شه ...
.
.
.
کتاب جالبیه ... پایان خوشی هم داره ... بهتون توصیه می کنم بخونینش ...

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:48 PM
نام کتاب: ملودی قلب من

نویسنده : صدیقه احمدی




پریچهر دختری مهربان است با چهره ای معمولی که خواهری دارد به اسم گلی با چهره ای زیبا. او زندگی خود را وقف خواهر و برادرانش کرده و با این که زندگی مرفه ای دارند او حاضر به استخدام خدمتکار نیست. به دلیل اینکه استاد موسیقی خواهرش وقتی برای پختن غذا ندارد پری همیشه برای او غذا می فرستد و در ظرف غذای خود شاخه گلی تحویل میگیرد. تا اینکه روزی مجبور میشود برای برگرداندن خواهرش به کلاس موسیقی او برود و در آنجا استاد را میبیند و در یک نگاه عاشق او میشود. پری که همیشه از موسیقی گریزان بوده است تصمیم میگیرد موسیقی را یاد بگیرد تا اینگونه رهام(استاد) را بیشتر ببیند.........

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:50 PM
نام کتاب: محترم

نویسنده: بهیه پیغمبری


[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:52 PM
فوق العاده

نام کتاب : مرغان شاخسار طرب (پرنده خارزار)

نویسنده : کالین مک کال

[Only registered and activated users can see links]



به طور کلی داستان اینه که خانواده ی مگی میرن همراه خواهر باباشون که پولداره زندگی کنن و اونجا یه کشیش جذاب بوده که خیلی وقتش رو با مگی کوچولو میگذرونه با بزرگ شدن مگی کم کم مگی عاشق کشیشه میشه و کشیشه هم همین طور ولی از اونجایی که کشیشا نباید با کسی باشن و طبق یه اتفاقی از اونجا میره و بعد از یه مدتی دختره با یکی شبیه کشیشه ازدواج میکنه و بقیش رو خودتون بخونین ...کتاب فوق العاده ای هست حتما بخونید

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:53 PM
رمان:اوج غرور

نویسنده:هایده حائری

[Only registered and activated users can see links]



خانه واموال پدر مهناز بعد ازمرگ ناگهانیش به دست عمو تیمور افتاده که ادعا میکند قبل از مرگ آنها را از برادرش خریده ، مهناز به اجبار رضایت به زندگی در اتاق کوچک زیرزمین و کارسخت در کارگاه قالیبافی می دهد ولی خدا افسر خانم پیرزن تنها و ثروتمند را سر راه او قرار میدهد که از او میخواهدبرای پر کردن تنهائیهایش در کنارش زندگی کند از سوی دیگر سهراب ( از بستگان افسر خانم)که جوان بسیار موفق و خوش طینتی است وارد زندگیش میشودو می پذیرد که مهناز را به عنوان کارمند در شرکتش استخد ام کند .....

ღZAHRAღ
8th August 2011, 02:54 PM
نام کتاب : امیدی به بهار نیست

نویسنده : نیلوفر لاری

[Only registered and activated users can see links]



بارها تا سر چهار راه میرود تا به هنگام چراغ قرمز به ماشینهای مدل بالا زل بزند. آیا میتواند همه چیز را زیر پا بگذارد و خودش را بفروشد؟! تا به حال با 17 سال سن پاک و معصومانه زندگی کرده ولی بعد از فوت پدر با وجود بنفشه و بهزاد و او که بزرگترینشان است ، کمر مادر زیر فشار کار خم شده و باز هم میماند چگونه روزگار بگذرانند. بهار دل به دریا میزند و سوار زانتیای کبود میشود ولی فقط تا چراغ قرمز بعدی میتواند نگاه معصوم مادر زحمت کشش را فراموش کند ، با یادآوری او بسرعت پیاده میشود و به خانه بازمیگردد.
با پیشنهاد وسوسه انگیز کتی حاضر میشود در مقابل 30 میلیون خود را به امید بفروشد و رفته رفته عاشق او میشود اما حتی زیبایی وسوسه گرش هم نمی تواند امید را پایبند خود کند و بعد از 2 ماه با وجود ضجه های بهار به عشق او، امید تحت تاثیر دوستان حسودش بهار را به صمیمی ترین دوستش سامان واگذار میکند ولی بلافاصله پس از فسخ صیغه پشیمان میشود اما دیگر جایی برای بازگشت نمی ماند و بهار با تمام شکوفائی و زندگی تبدیل به خزانی سرد و یخ زده و آلوده میشود و تا انتها سقوط میکند...

ღZAHRAღ
8th August 2011, 03:00 PM
فوق العاده
نام کتاب : شب نیلوفری

نویسنده : رویا خسرونجدی

[Only registered and activated users can see links]



ماهان عاشق دختری می شه که عشق قدیمی برادرشه.در زمانهای گذشته ماکان عاشق دختری زیبا شده بود ولی به خاطر خودخواهی هر دوشون با هم ازدواج نمی کنند که البته هر کدومشون ، دیگری را مقصر میدونسته. ماکان که الان زن و بچه داره و به خاطر اینکه هنوز عشق اولش را فراموش نکرده با همسرش سرد و بی حس برخورد می کنه ، با شنیدن خبر عشق برادرش و یادآوری گذشته ها با ازدواج اونها به شدت مخالفت می کنه . ولی ماهان که پسری پر شر و شور هست با لودگی عشق گذشته اونو به مسخره می گیره و ...

ღZAHRAღ
8th August 2011, 03:05 PM
رمان شفق

نویسنده :فهیمه نادری فرد



خودش میدانست که مرتکب گناهی بزرگ شده است ولی نمی دانست از کی و چه موقع عشق و علاقه شدیدش به مهرداد رنگ و بویش عوض شده و دیگر خواهرانه دوستش نمیدارد و حسادت عمیقی نسبت به کسانی که مورد توجه مهرداد قرار میگرفتند پیدا کرده، حالا میفهمید که چرا وقتی یکی از دوستانش از او خواسته بود که سبب آشنایی او با مهرداد شود برآشفته شد ولی چطور به مهرداد ماجرا را بازگوید...

ღZAHRAღ
8th August 2011, 03:10 PM
نام کتاب : شميم سرنوشت

نویسنده : شميم




شمیم دختری است که به دلیل دعواهای همیشگی پدر و مادرش که بیشتر اوقات به زد و خورد میکشد بسیار منزوی و گوشه گیر است.او از تمام مردان متنفر است. او بیشتر اوقات را در نت میگذارند تا اینکه در محیط چت با پسری به اسم امید آشنا میشود. امید همواره به او ابراز علاقه میکند تا اینکه شمیم هم به او علاقمند میشود. از سوی دیگر در راه مدرسه با وکیل جوانی به اسم فرشاد آشنا میشود و وقتی اصرار فرشاد را برای دوستی میبیند با او شرط میگذارد به شرطی با او خواهد بود که فقط به چشم خواهری به او نگاه کند. از سوی دیگر در مدرسه با دختری به اسم مهتا آشنا میشود که ادعا میکند شمیم شبیه مادرش که فوت کرده است و شمیم میفهمد مهتا خواهر فرشاد است.........

ღZAHRAღ
8th August 2011, 03:12 PM
نام کتاب : شاید فردایی نباشد

نویسنده : ناهید شمس

[Only registered and activated users can see links]



مینو در رشته ی حقوق فارغ التحصیل می شود .بر خلاف تصور فامیل از ازدواج با پسر عمویش سر باز میزند .از طریق یکی از استادان خود برای کار به دفتر وکالتی مراجعه می کندو این اغاز ماجراست....

ღZAHRAღ
8th August 2011, 03:15 PM
شکـوه های یاس

نويسنده: فروغ ستوده مه
[Only registered and activated users can see links]




پدر یاس به دلیل فقر دخترش یاس را به ازای مبلغی به خانواده ای شهری می فروشد تا خدمتکار آن خانه شود. یاس با رفتارهای سنگین و با وقار خود در دل پسر آن خانواده پژمان جا باز میکند به طوری که پژمان به خاطر آرزوی یاس که تحصیلات عالیه است رو در روی خانواده خود میایستد. پژمان برای ادامه تحصیلات به خارج میرود و یاس در رشته مورد علاقه خود پرستاری قبول میشود تا اینکه...........

ღZAHRAღ
13th August 2011, 01:50 PM
نام کتاب:شیوا

نویسنده: فریدون ادیب یغمائی




دیگه بیشتر از این نمی توانست غم و اندوه تنهایی عزیزترین کسش را تحمل کند کسی که بزرگش کرده بود و ذره ذره عشق به خود را در وجود شیوا بند زده بود. حالا بهترین فرصت بود حالا که عفت با بیرحمی و بی تفاوتی احسان را پس از سالها رها کرده و برای خوش گذرانی با پولهای او بهمراه مادرش (دوست و دخترعموی جون در جونیش ) همسرانشان را ترک و به خارج رفته اند، شیوا تصمیم قاطعش را گرفت فقط هرطوری بود باید پدرش را راضی به این ازدواج میکرد و بعد به سراغ احسان عزیزش میرفت و او را وادار به پذیرش عشق خود میکرد....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 01:52 PM
فوق العاده

نام کتاب :عشق یا تعهد

نویسنده : لیلین پیک

ღZAHRAღ
13th August 2011, 01:55 PM
نام کتاب: تب تلخ

نویسنده: ساره


داستان حول و حوش یک رابطه دوستانه میچرخه ....رایطه ای که از یک اتفاق ساده شروع میشه و عمق پیدا میکنه....
در جریان داستان اتفاق هایی میافته که قهرمانان قصه مجبور به انتخاب راه و فلسفه زندگی شون میشن که متاسفانه انتخاب های درستی نمیکنن و در نهایت تاوان اشتباهاتشون رو میبینن....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 01:56 PM
تقدیر شوم

نويسنده: مریم جعفری

[Only registered and activated users can see links]



روانه تنها دختر یک میلیونر، عاشق رامین که بازیگر هست میشه و همه جا به دنبالش میره حتی خارج از کشور برای دنبال کردن بازی اون از طرف دیگه مهران دوست صمیمی رامین سعی میکنه پروانه رو از عشق رامین دور کنه. بعد از کش و قوس زیاد بالاخره پروانه و رامین با هم ازدواج میکنن ولی یک ماه بعد از ازدواجشون در شبی که مهران در یک سانحه تصادف میمیره، رامین از پروانه متنفر میشه و ازش می خواد که از هم جدا بشن. پروانه نمی دونه چه اتفاقی افتاده و ....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 01:58 PM
کتاب تقدیر این بود که

نویسنده : نیلوفر لاری


مینا ومهیا دو دوست جدانشدنی در عروسی همکلاسیشان با مسعود که تیپ و وضعیت مالی خوبی دارداشنا میشوند مهیا عاشق مسعود میشود ولی مسعود عاشق مینا!ووقتی جواب رد مینا را میشنود تصمیم میگیرد برای نزدکی بیشتر به مینا با مهیا ازدواج کند و مینا با هوشنگ عقد میکند ولی اندکی بعد از عقد هوشنگ مینا را طلاق میدهد چرا که مسعود با دادن پول از او چنین خواسته ، تا این که مینا با کیان آشنا میشود که رئیس کارخانه ای است که مسعود در ان کار میکند وبسیار زیباتر وپولدارتر از مسعود است و با او ازدواج میکند ولی اگر مسعود که همچنان عاشق میناست بگذارد!....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:00 PM
تنها ، یک بار پرواز کن

نويسنده:نسرین قدیری



[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:03 PM
نام رمان: تو دوست داری...

نویسنده: شاذه

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:04 PM
رمان توسهم منی

نویسنده : ماندانابهرو

[Only registered and activated users can see links]



می گل و مهتاب با مادرشان زندگی میکنند. می گل به دلیل بیماری مادرش و احتیاج مجبور می شود علاوه بر کار در شرکت عصر ها هم به عنوان کارگر و به جای مادرش به منزل دکتری برود. او نمی داند که دکتری که در خانه اش کار میکند همان مهندس شرکتشان است. مهندس بعد از اینکه می گل را میشناسد سعی در نزدیک شدن به می گل دارد ولی می گل به دلیل برخوردی که روز اول بینشان صورت گرفت تمام راههای نزدیک شدن را میبندد تا اینکه.......

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:08 PM
رمان طلوع سپیده

نویسنده :فرناز نخعی



سپيده رستمي دختر آرام و ساكت شركت اصلا نمي تواند پويا كوشيار ،مهندس كامپيوتر شوخ و پرسر و صدا را تحمل كند و از توجهات وي بيزار است چون او را آدم بي خيال و بي وجداني مي داند.به همين خاطر تقاضاي ازدواج وي را نيز يك شوخي بيشتر نمي داند و او را به تندي رد مي كند....با گذشت زمان سپيده با شناخت بيشتر از پويا به وي علاقمند مي شود ولي هنوز در پذيرفتن وي ترديد دارد تا ايتكه.....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:10 PM
رمان تو نقطه عطفی و من نقطه پایان

نویسنده : ثریا طباطبایی

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:13 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : وسوسه ازدواج

نویسنده : ميترا معتضد



خانواده آقای فرسایش ازخانواده های ثروتمندی هستند که درشمال تهران زندگی می کنند شهرام پسرآقای فرسایش که شش ماه بیشترنیست ازدواج کرده و همسرش حامله است درتصادف کشته میشه ودر مراسم ختمش همسرش شیرین وهمه مهمانان متوجه میشوند که....

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:15 PM
رمان یاس و شاپرک

نویسنده : نیلوفر

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:17 PM
نام کتاب:یکتـــــــا

نویسنده :سهیلا کریمی




یکتا به مدتی طولانی با پسری به اسم بابک دوسته و خیلی بهم علاقه مند هستن اما بابک که پسری هوس بازه بعد از مدتی خیلی راحت به یکتا می گه که تاریخ مصرفش تموم شده و دوستیشون رو بهم می زنه،شوک شدیدی به یکتا وارد می شه و دچار افسردگی میشه تا اینکه *****،دوست بابک جلو میاد و به یکتا ابراز علاقه می کنه و باهاش دوست میشه و تصمیم به ازدواج میگیرن،یکتا از طریق این رابطه عاطفی دوباره روحیش رو بدست میاره و سعی در فراموش گذشته داره اما قبل از مراسم خواستگاری،***** رو با یه دختر دیگه می بینه! دو بار خیانت پشت سر هم، خارج از توانِ یکتاست و او را به بیمارستان می کشونه. از آن به بعد یکتا تصمیم می گیره که به هیچ پسری اعتماد نکنه و از همشون انتقام بگیره به این شکل که اونا رو عاشق خودش می کرد و بعد جلوی چشم اونها بهشون خیانت می کرد تا اینکه "کیارش مهرافروز" وارد زندگیش میشه ،پسری که صادقانه عاشق یکتاست اما یکتا دیگه به هیچ مردی اعتماد نداره و...

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:20 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان زمزمه باد

نویسنده : مریم جعفری


داستان زندگی دختری به نام غزال که با سه برادر ومادروپدرش زندگی می کرده.پدری که بیش از حد خشمگین وآزار دهنده برای خانواده اش بوده است.که بعد از جدایی پدر ومادرش ازهم با کمک خاله اش که زن عمویش هم به حساب می آمد روزگاررا می گذراندند. وادامه زندگی پر ماجرا برای خانواده.......
به نظر من این کتاب نسبت به کتاب های دیگر خانم جعفری مطالب جالب تری دارد.

ღZAHRAღ
13th August 2011, 02:22 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان ضیافت اشک ها

نویسنده :فاطمه زاهدی

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:15 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان عشق ممنوعه

نویسنده : شهره فروتنی



فرهاد برای تعطیلات دوهفته ای عازم ایران میشود ولی عمه و پدر دیکتاتورش به او اجازه ی بازگشت به انگلیس را نمیدهند. و همان طور که در خانواده ی آنها رسم است دختر عموی او مهشید را برای او نامزد کرده اند. اما فرهاد که پزشکی تحصیل کرده است و از مهشید بدش میاید تصمیم میگیرد زیر بار حرف زور نرود..................

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان: دختری با گوشواره ی مروارید

نویسنده : تریسی شوالیه.



این رمان زندگی دختری به نام گریت هست که بعد از نابینا شدن پدرش به عنوان خدمتکار وارد خانه ی ورمر نقاش می شود.او علاوه بر امور عمومی منزل، مسئول نظافت اتاق کار نقاش است.اتاقی که چون صحنه ی مدل هاست نباید کوچکترین تغییری در آن به وجود بیاید.
گریت درک بالایی از هنر دارد و در همان چند برخورد اول مجذوب ارباب خود می شود.از طرفی پیتر که پسر یک قصاب است و خانواده ی گریت به او از نظر مالی نیاز دارند، به او علاقه مند می شود و گریت حس می کند بین این دو مرد با روحیات متفاوت گرفتار شده است.
گریت در کشاکش احساسش بین این دو مرد است که دوست نقاش که مردی هوس ران است از ورمر می خواهد تا پرتره ای از او و گریت بکشد و ..............

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:20 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: آفتاب در حجاب

نویسنده: سید مهدی شجاعی


این داستان درمورد مصائبیه که حضرت زینب تو تمام مراحل زندگیش کشیده و تقریبا واقعه عاشورا و به اسارت گرفته شدنه اهل بیته پیامبرو نشون میده کتاب خیلی قشنگیه حتما بخونینالبته این کتاب بصورت داستانه نه بصورت روایت

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:24 PM
نام کتاب: اندوه شیرین عاشقی

نام نویسنده: رکسانا حسینی


این کتاب داستان مردی است به نام زندیه
او وکالت خوانده و ریاست دادگستری را به عهده دارد
و همچنین استاد دانشگاه هم هست
جناب زندیه فرزند یک تیسمار است و برادری به نام یاشار دارد ؛ یاشار به عکس او که اقوام آنها را همانند شب و روز میدانند ؛ شخصی بذله گو ، شیطان و خوش مشرب است
حرفه اش دندانپزشکی است و دوستان دختر زیادی دارد
یاشار برادرش را مسببمرگ مادر میداند
او شبی ؛ تصمیم میگیرد تا داستان زندگی اش را به روی کاغذ بیاورد .....
داستانی که از نجات دخترکی زیبا رو به نام هستی که قصد دارد به زندگی اش پایان دهد ؛ آغاز میشود

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:26 PM
رمان عروس خانوم کدومشونن

نویسنده : علی نیکخواه

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:29 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : عروس مدينا

نویسنده : مونيكا هيث
دختری به نام دیردر که پدر و مادرش را از دست داده است و با خانواده ی عمویش زندگی می کند ، در مهمانی که به افتخار دختر عمویش برگزار شده است شرکت می کند و در آن جا مورد توجه بهترین و زیباترین مرد آن جشن یعنی کنت برندان اولری قرار می گیرد و حوادثی رخ می دهد که دیردر نوزده ساله را به شگفتی وا می دارد .

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:33 PM
رمان باغ مارشال ( جلد 1)

نوشته حسن کریم پور
[Only registered and activated users can see links]




باغ مارشال سرگذشت پسری به نام خسرو اسفندیاری از عشایر استان فارس است که خانواده اش دختر یکی از خان زادگان به اسم ناهید رو که از بچگی با هم بزرگ شدند را برای ازدواج با اون در نظر گرفتند ولی خیلی اتفاقی خسرو با دختری به اسم سیما آشنا میشه و به اون دل می بنده و از شهر و دیار و خانواده اش چشم پوشی میکنه و راهی لندن میشه که اونجا بنا بر حادثه ای دست به قتل میزنه و ..........

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:34 PM
رمان باغ مارشال ( جلد2)

نوشته حسن کریم پور

[Only registered and activated users can see links]




جلد دوم کتاب باغ مارشال که در ادامه ی جلد اول است روایتگر خاطرات ناهید است.
روابط خانواده ی خسرو و ناهید از سر گرفته می شود و بهادر پسر خسرو و سیما به ایران باز می گردد. ناهید دفتر خاطراتش را بعنوان هدیه ی ازدواج بهادر به خسرو می دهد، دفتری که قصه ی آن سراسر شور و دلباختگی است. ناهید از عشقی که ذره ذره از کودکی در او شکل گرفته می نویسد. از رنجی که از بیتفاوتیهای خسرو میبیند و از دلشکستگی و سرشکستگی اش هنگامی که خسرو به دنبال عشق سیما می رود. پس از رفتن خسرو ،ناهید که دختری زیبا و اصیل بوده با خواستاران زیادی مواجه می شود اما سرانجام به خاطر اینکه دل در گرو مهر خسر داشته ننگ بدنامی و دیوانگی را به جان می خرد و سالها را تنها با یاد عشقی یک طرفه می سوزد. سر انجام ناهید به وصل خسرو می رسد و این خود سر آغاز داستانی دیگر است...

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:36 PM
رمان بازگشت

نویسنده: نشاط داودی
[Only registered and activated users can see links]





سحر دختر یکدانه منصور خان جواهر فروش ثروتمند و دیکتاتور همیشه ساکت و آرام مجبور به اطاعت از دستورات پدرشه حتی اگر مخالف میل و سلیقه اش باشه مثل اولین خواستگار که بدون هیچ اراده ای بنابه دستور پدر جواب مثبت به او داد ولی بعد از مدتی چون اشکان اورا نمی خواست مجبور به طلاق شدند . نفر دوم جوانی بشدت مذهبی و به ظاهر عاشق که سعی در تغییر سحر داشته و با پی بردن به قضیه نامزدی اول سحر اوهم سحر را ترک میکند و اما نفر سوم که بازهم با دستور پدر به عقد مردی که دوست پدرش و همسن اوست درمیاید و با او عازم خارج از کشور میشود ولی خوب اینم با جوانمردی به سحر کمک میکنه تا روی پای خودش بایستد و ناچار است برای حفظ زندگیش سحر را طلاق دهد درحالیکه سحر همچنان در فکر احمد پسرعموی خود است . سحر بعد از مرگ پدر و مادرش بار دیگر به ایران بازمی گردد و تحت حمایت عمویش سعی در بازسازی خود و زندگیه آشفته اش دارد که ناگهان با پیشنهاد شگفت آور عمویش روبرو میشود.. آیا برای بار چهارم قادر است بر سر زندگیش قمار کند درحالیکه این بار این پیشنهاد او بر دلش می نشیند و اجباری در قبول آن نیست؟! ...

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:39 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان بازيچه تقدير

نويسنده: مريم دالايي


نوشین نمیداند که چرا همسرش نسبت به او بی تفاوت است در حالی که او هوروش را میپرستد ، روزی دوستش رمانی را که نوشته به او میدهد تا نوشین نظر خود را در باره رمان او بگوید نوشین از اسمهای داستان میفهمد که این داستان زندگی هوروش است و در آن به عشق هوروش به الهام پی میبرد در حالی که الهام حالا با سینا ازدواج کرده و به بیماری…

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:42 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان بلندی های بادگیر

نویسنده : امیلی جین برونته

خلاصه داستان :
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث‌کلیف و کترین ارنشاو است و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیت کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گیری روی می‌آورد.

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:45 PM
چشمهای سرگردان

نويسنده: فریده نجف ی

ღZAHRAღ
15th August 2011, 01:48 PM
رمان دردسر والدین

نویسنده : شاذه

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:03 PM
رمان عشق زنجیری

نویسنده : افسانه کهنگی



داستان مربوط به دختری به نام شیرینه که پسردایی و پسرعموش هردو عاشقشند ولی اون به هیچ کدوم احساسی نداره تا اینکه طی اتفاقی به یکی از اونها علاقه مند میشه ولی با شنیدن داستان عشق برادرش پشیمون میشه و خودش و به دست سرنوشت می سپاره و ..........

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:05 PM
[Only registered and activated users can see links]

فریاد نکن ,فراموش کن.

نويسنده : شهره وکیلی



پس از چند سال که از ازدواج گیتا و مهرداد می گذرد انها هنوز بچه دار نشده اند و گیتا با ارتباط با کتایون، پرستار دختر مهشید، به او در ازای هدیه آپارتمان و ... پیشنهاد می دهد که بچه را در اختیار انها بگذارد.کتایون ابتدا ناراحت شده و فکر میکند که شوهرش حمید هم ناراحت خواهد شد اما حمید با این پیشنهاد موافقت کرده و او را تشویق به انجام این کار میکند. کتایون با خوراندن تریاک به دختر بچه دو روزه و بیهوش کردنش، او را از بیمارستان دزدیده و در اختیار گیتا قرار می دهد و نام او را نازلی می گذارند.
شهرزاد دختر عمه مهرداد پس از طلاق از شوهرش از خارج برگشته و خودش را به مهرداد نزدیک میکند. گیتا که از این ارتباط ناراحت است ...

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:08 PM
قربانی تقدیر

نویسنده : ندا تابع بردبار

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:10 PM
رمان گل مریم

نویسنده : انائل


مریم در اوج فعالیتهای انقلابی توسط نیروهای ساواک دستگیر می شود ولی علی رغم شکنجه های بسیار اسامی همکارانش را افشا نمی کند تا این که بعد از مورد تجاوز قرار گرفتن توسط بازجوی ساواک، به اعدام محکوم می شود ولی بعد از بیهوشی در پای چوبه دار خودرا در خانه ای مجلل میابد که...

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:12 PM
رمان همسفر

نویسنده :مریم شهسواری

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:14 PM
هری پاتر و اخرین بازمانده اهریمن

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:16 PM
[Only registered and activated users can see links]

اسم کتاب:حسرت عشق

نویسنده :مرضیه رحمانی پور


مهسا دختر مغرور و يك دنده اي است كه به هيچ مردي توجه ندارد .خواستگاري هاي مكرر امير كه مردي ثروتمند و جذاب است از مهسا او را خسته كرده بطوري كه در آخرين خواستگاري او را به بهانه ي ازدواج قبلي وي با صراحت و كمي بي ادبانه رد مي كند ولي ماجرا به همين جا ختم نمي شود...رئيس شركتي كه مهسا در آن كار مي كند شركت را به سهام دار جديد كه كسي جز امير نيست واگذار مي كند . از طرفي مشكلات مالي پدر مهسا او را وا مي دارد كه ازدواج با امير را بپذيرد اما هميشه در حسرت زندگي با عشق به سر مي برد تا اينكه رفته رفته به امير علاقمند شده و درميابد كه در گذشته ي امير.....

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان خواب و بیدار


نويسنده:مهناز صیدی


همه چیز زندگی خوب و قشنگ سمن در 18 سالگی به هم خورد وقتی فهمید که دختر واقعی پدرو مادرش نیست و مادر اصلیش مهدیس بعد از 18 سال یادش آمده که به دنبال دختری که در بیمارستان رها کرده برگرددآنهم برای اینکه ارثیه پدریش را از عموی در حال مرگش تحویل بگیرد! وحالا سمن بود و احسان پسرعموی واقعیش وشریک شرکتی که ارث پدرش بود وسفارشی که عمو رسول قبل از مرگ به او کرده بود:احسان نباید تنها باشد!ولی احسان احتیاجی به او نداشت خودش از پس همه کارها بر می آمد و نیازی به یک شریک کم سن وسال و فضول که میخواست امپراطوری محبوبش در شرکت را با او سهیم شود نداشت...

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:19 PM
رمان خاکستر همچون برف

نویسنده : لی لی

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:20 PM
رمان خانه دلبستگی ها

نویسنده : شهناز



با دیدن خونه قدیمی مادربزرگ خاطرات شیرین کودکی شهرزاد زنده شد و درکنارش خاطرات تلخ پسرعمو و شوهر سابقش بهنام. دلیل اینکه چرا مادربزرگ از هر2تاشون خواسته علی رغم میل پدر و عمو تا لحظه ی مرگش فقط شهرزاد و بهنام در کنار او و پدر بزرگ باشن براش عجیب بود. بعد از گذشت 5 سال که از جدائیش از بهنام میگذشت بجز در مراسم رسمی خانوادگی همیشه از مواجهه با او سر باز میزد... ولی حالا زیر یک سقف!!! و بخصوص با پیشنهاد عجیب پدربزرگ که تا وقتی زنده هستند آنها بطور پنهانی و دور از چشم خانواده ها بعقد هم دربیایند شهرزاد را شوکه کرد و بر سر 2 راهی قرار داد......

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:23 PM
نام کتاب : کلبه رسوایی

نویسنده : زهره روحانی



یلدا به امید ازدواج با اشکان از خیر درس و کنکور میگذره و فقط به شروع زندگی جدیدی با او فکر میکنه. اما بعد از گرفتن نتیجه آزمایش خون میفهمند که یا نباید با هم ازدواج کنند و یا باید قید بچهدار شدن را برای همیشه بزنند. برای یلدا و اشکان که عاشق هم بودند بچه مهم نبود ولی خانواده هر دو طرف به شدت مخالف بودند و یلدا هم به همین دلیل بر خلاف میلش به اشکان جواب ردّ میده. از اونجایی هم که کنکور قبول نشده بود، تصمیم میگیره که موقتا در شرکت یکی از دوستانش مشغول به کار بشه تا بتونه راحتتر اشکان را فراموش کنه، همه چیز خوب پیش میرفته تا اینکه امیر، مهندس جدی و خشک شرکت با یلدا هم اتاق میشه و این شروعی برای دعوا ها و لجبازیهاشون با هم بوده و...

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:25 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان کنت مونت کریستو

نویسنده : الکساندر دوما

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:30 PM
[Only registered and activated users can see links]

عنوان :لحظه دیدار

نویسنده:اعظم نیک سرشت



آوا علاقه زیادی به موسیقی دارد و از طریق گوش دادن به کاستهای تک نوازی تار استاد پرهام،به شدت واله و شیدای او میشود از طرفی پسر داییش مهبد که نزدیک شش سال است به انگلستان رفته به آوا عشقی یکطرفه دارد و از او خواستگاری می کند اما آوا به جز پرهام چیزی نمی بیند و نمی شنود و تنها به دنبال راهی برای ارتباط با استاد پرهام می گردد ولی استاد پرهام در ایران نیست و آوا به سختی شماره او را گیر میاورد و با او تماس می گیرد،این تماسها ادامه پیدا می کند تا جاییکه استاد پرهام تصمیم می گیرد به ایران بیاید و همدیگر را ببینند،مهبد هم به همراه خانواده اش قرار است به ایران بیاید اما وقتی که آوا در فرودگاه با استاد پرهام روبرو می شود...
به نظر من رمان جذابی بود و ارزش خوندن رو داشت

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:32 PM
[Only registered and activated users can see links]

لحظه ساز عاشقی

نويسنده:نغمه کیانی راد



آنیتا راکفلر در شرکت پدرش با پسر یکی از دوستان نزدیک پدرش به اسم شهیاد به طور تصادفی آشنا می شود، که بعد از این آشنایی چندین برخورد دیگر باهم دارن، که در اثر این دیدارها آرمیتا به شهیاد علاقه پیدا می کند و برایش ابراز محبت می کند اما شهیاد ... .

توصیه می کنم بخونید رمان رو خیلی قشنگ و عاشقانه اس

ღZAHRAღ
25th August 2011, 04:33 PM
رمان مهتاب

نویسنده :فهیمه نادری فرد

داستان زندگی دختریست به نام مهتاب که دختری قوی، مستقل، حساس و طرفدار تساوی حقوق زن و مرد است. توی مسافرتی که همراه خانوادهاش به فرانسه داشته، با پسری در موزه نقاشی آشنا میشه که بعد از اون ملاقات، نمیتونه فراموشش کنه. بعد از برگشتن به ایران، برخلاف میلش براش خواستگار میاد که توی جلسه خواستگاری میفهمه امید همون پسریست که در موزه دیده و...

KhaleGhezi
27th August 2011, 03:01 PM
نام: برف و سمفونی ابری
نویسنده: پیمان اسماعیلی
تعداد داستان: 7
تعداد صفحه:95
چاپ چهارم.

مجموعه داستان

دانلود فایل jar ([Only registered and activated users can see links])

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:20 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : محو و مات

نویسنده : مژگان مظفری


شنتیا،پسر خوش تیپ و خوشگلی بود که به تازگی در کنکور ارشد روانشناسی قبول شده و از رامسر به تهران آمده بود.اولین روز رفتن به دانشگاهش بود که ناگهان با صدای گوشخراش ترمز اتومبیلی به خود آمد.با دیدن راننده اتومبیل هوش از سرش پرید.راننده همان دختری بود که 2 سال پیش شنتیا را از غرق شدن نجات داده بود و هم اکنون هم کلاسی او به حساب می آمد........................

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:25 PM
نام رمان:مستانه

نویسنده:پروانه طاهری

مستانه که از ۱۶ سالگی عشق پسرعمه اش فراز را در سر می پروراند حال با ازدواج فراز با یک دختر امریکایی دیگر دوست نداشت دست مردی به او برسد.او یک پرستار دلسوز بود که در بیمارستان با حمید که یک مجروح جنگی و شیمیایی نیز بود آشنا شد و برخلاف میل خانواده اش با او ازدواج کرد.۶ سال از ازدواج فراز گذشته بود که او با روحیه ای خراب و ویران به ایران برگشت و مستانه فهمید که او از لیزا جدا شده است …

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:30 PM
رمان مینای شکسته

نویسنده : فریده رهنما

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:33 PM
[Only registered and activated users can see links]


نام کتاب: پدر آن دیگری.

نویسنده: پرینوش صنیعی



داستان جذاب و خواندنی قصه ی زندگی شهاب، کودک 4 ساله از طرز فکرش و تحلیل رفتارهای اشتباه خانواده با او که بعلت حرف نزدنش فکر میکردند عقب مانده ذهنی و خنگ است و مایه سرافکندگی خانواده اش و تنها مونس و همراهش بی بی پیرش می باشد که همیشه بدون اینکه حرف بزنه اورا درک میکرده هیچوقت تحت فشارش قرار نمی داده تا اینکه ...

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:37 PM
[Only registered and activated users can see links]



رمان پیمان قلبها

نويسنده: خدیجه سیفی


غزاله و خانواده اش که همه زندگی شان را در زلزله از دست داده اند به تهران میایند و به شرط کار در منزل یک خانواده بسیار ثروتمند در خانه محقری در انتهای باغ محل زندگی آنها ساکن می شوند خانواده ای مغرور و خودخواه که از هرفرصتی برای تحقیر آنها استفاده می کنند و در این بین تنها ساسان پسر خانواده رفتاری شایسته و محترمانه با آنها دارد غزاله که تمام هدف زندگیش درس خواندن و تلاش برای نجات خانواده از این وضعیت است کم کم گرمای عشق ساسان را در قلبش احساس می کند اما ....

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:39 PM
رمان رها

نویسنده :حسن کریم پور

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:41 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان رویای محال

نویسنده :هانیه محمدیاری



نازنین عاشق پسر همسایه روبروییشون پوریا میشه، اما نمی دونه که این علاقه دو طرفس یا نه؟! چون همه دخترای محله و دوست و آشنا عاشق پوریا هستن و نازنین در کنار این همه رقیب شانسی برای خودش نمی بینه. تا اینکه بالاخره روزی میرسه که پوریا هم به عشقش به نازنین اعتراف می کنه و این دو فکر می کنن مشکلات حل شده و مانعی برای رسیدن به هم ندارن غافل از اینکه خانواده هاشون به شدت مخالف این ازدواج هستن چون پوریا و نازنین وضع مالی آنچنانی ندارن و مادرانشون می خوان حتما با کسی بالاتر از طبقه ی خودشون وصلت کنن تا آینده ی فرزندانشون تضمین بشه...

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:43 PM
رمان روزهای تنهایی

نویسنده : لادن

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:45 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان سهم من از زلال باران

نویسنده:فریده رهنما



اين يك اتفاق بود، اتفاقي ناخواسته كه ديگر نميشد جلويش را گرفت نه برخورد لحظهاي و نه گذري. ميخواست ماندني شود. عشق نقطه تسليم است نقطه اي كه دستهايت را بالا ميبري و در مقابل طپشهاي تند قلبت تسليم ميشوي. آيا من به اين نقطه رسيده بودم...

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:46 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام رمان: سال بلوا

نویسنده: عباس معروفی

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:51 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان صنم

نویسنده: مهسا طایع

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:53 PM
فوق العاده

[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب:سایه ای بر بالین

نویسنده:مهرنوش صفایی


گلی نبوی که روانپزشک هست پیش دکتر شیما کتابی که دندانپزشک هست میرود و از او میخواهد که به سرگذشتش گوش دهد. گلی این طور تعریف میکند که صادق جهانشاهی تاجری بوده است که برای حل مشکل خانمش روشنک پیش او آمده. در اوائل هر راه حلی که از طرف گلی پیشنهاد می شود مورد قبول صادق واقع نمی شود تا اینکه گلی به صادق پیشنهاد میکند که ازدواج مجدد داشته باشد.
اما این پایان راه نیست چون در واقع صادق ....

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:54 PM
رمان ستاره سهیل

نویسنده :چیکا

ღZAHRAღ
28th August 2011, 01:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان شب سراب

نویسنده : ناهید ا. پژواک

بامداد خمار از نگاهی دیگر

ღZAHRAღ
28th August 2011, 02:00 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان شبگرد باغ دل

نویسنده : آذین وندادی



کودکی شهرزاد با آن که در باغ بزرگی بود که همه عمه ها وعموو پدربزرگش هم در ان زندگی می کردند در تنهایی و ترس سپری شد چرا که او کوچکتر از بقیه نوه های پدر بزرگ بود و فاصله سنی میانشان زیاد! از طرف دیگر پدر و مادرش هر دو پزشک بودند و بیسیار پر مشغله !در این میان پسرعمویش رادان با ظاهر ترسناکش دائما سعی میکند مراقب او باشد وتنهائیهایش را پر کندو وقتی او دوران کودکی را پشت سر میگذارد او را باخود به شبگردیهایش در باغ خانوادگی میبرد ، این تلاش رادان باعث جوانه زدن نهال عشق در قلب شهرزاد میشود وبا وجود اختلاف سنی زیادی که با رادان دارد به عقد او در می اید ولی مدتی پس از عقد رفتار رادان عوض میشود تا جایی که روزی در حضور مامورانی که برای دستگیری او به خانه ریخته بودند ،با سکوتش کلام طراوت دختر عمه اشان را که خود را همسر رادان معرفی می کند را تائید میکند!

ღZAHRAღ
28th August 2011, 02:05 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان آغوش سرد

نویسنده زهره روحانی


شیدا به افشین که دانشجوی بیکاری است دل باخته است ولی پدرش راضی به این ازدواج نیست اما رضا خواستگار جدید شیدا را همه جوره تائید میکند. شیدا هم به خواهش و اصرار مادر و خانواده اش به او جواب مثبت میدهد و بعد از عقد احساس میکند کم کم به رضا علاقه مند شده است . تا اینکه روزی رضا به او خبر میدهد که برادر ناتنی اش علی از سفر خارج بر میگردد و با لحن سردی راجع به او صحبت میکند و شیدا بعد از دیدن علی از نگاه نافذ او می ترسد..........

ღZAHRAღ
8th September 2011, 12:51 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : آن سوی خیال

نویسنده : زهرا اسدی


مینا توی یک خانواده پر جمعیت و تنگدست بزرگ شده و تمام تلاشش اینه که خوب درس بخونه تا بعد از تموم شدن درسش بتونه کاری پیدا کنه و کمک حال خانواده بشه. بالأخره هم به آرزوش میرسه و بعد از گرفتن دیپلم، از طریق یکی از دبیرهاش در یک شرکت به عنوان منشی استخدام میشه. همه چیز خوب پیش میره تا روزی که شیخ یونس، مهمون کویتی شرکت به اونجا میاد و مینا رو میبینه و اونو برای ازدواج با پسرش در نظر میگیره، مینا هم که فکری جز کمک به خونواده اش نداشته، با گذاشتن شرایطی این پیشنهاد رو قبول میکنه و...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 12:52 PM
نام رمان: اشکی همرنگ دروغ

نویسنده: رز سیاه

ღZAHRAღ
8th September 2011, 12:54 PM
نام کتاب : عطرین

نویسنده : ن. مریم حسینی


عطرین بعد از فوت پدرش با نامادریش گلی در یک خانه زندگی میکرد اما حاج خانم یکی از اقوام دور پدرش که از اذیت و آزارهای گلی باخبر بود عطرین را به خانه ی خودش می برد تا او را از آزار و اذیت های گلی در امان نگه دارد.
حاج خانم دو فرزند داشت یک پسر و یک دختر سمیرا دختر حاج خانم ازدواج کرده بود و سعید پسر حاج خانم خارج از کشور زندگی میکرد
عطرین با اجازه ی حاج خانم در دبیرستان نزدیک خانه ثبت نام کرد و دردبیرستان با دختری به اسم ندا آشنا شد.یک روز که حامد برادر ندا به دنبالش آمده بود به اصرار ندا عطرین را هم رساندند و حامد در این بین دل به عطرین باخت!
شب تولد ندا عطرین هم یکی از میهمانان بود حدیث که قرار بود به زودی نامزد حمید برادر بزرگ ندا و حامد بشود پی به علاقه ی حامد به عطرین برد و به او پیشنهاد کرد تا این موضوع را با عطرین مطرح کند....

ღZAHRAღ
8th September 2011, 12:56 PM
[Only registered and activated users can see links]


نام کتاب: عظمت خود را دریابید

نویسنده : دکتر وین دایر

ღZAHRAღ
8th September 2011, 12:58 PM
کتاب رمان بامداد

نوشته فهیمه نادری


بامـداد عروجی پسری خوش تیپ و با اعتماد بنفسی فوق العاده بالا فقط در پی سرکار گذاشتن دخترهاست و عاجز از شناختن واقعی موجودی با جنس مخالف خود است. درهمین حال برای روکم کنی با دوستانش حاضر میشود دختری چادری و مذهبی بنام ساینا را از راه بدر کند. در اولین تماسی که برقرار میکند برایش اتفاقی رخ میدهد که اورا به این باور میرساند که چون قصد داشته با زندگی دختری بیگناهی بازی کند این بلا سرش امده و مجبور به ازدواج با دختر چادری دیگریست. پس تصمیم میگیرد از ساینا عذرخواهی کند و این سرآغاز آشنایی این دو باهم و تغییرو تحولاتی در بامداد میشود و کنجکاوی او را وادار میکند که به دیدن ساینا برود و با دیدن او عاشقش میشود ولی از رفتارهای مرموز ساینا سردرنمی آورد تا اینکه...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:01 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : باور آفتاب

نویسنده : فهیمه رحیمی


داستان زندگی دختری به نام ملیکاست که مادرش در یک سانحه کشته می شود و بعد از فوت مادرش ملیکا با مادر بزرگ و پدر بزرگش هم خانه می شود.
ملیکا از بچگی عادت داشت تابستانها به روستا برود و با آسیه دختر مش تقی که یکی از خانواده های خوب روستا بودند بازی کند.مش تقی 8 فرزند داشت که 3 پسرش در شهر زندگی میکردند و یک دخترش در همان روستا و یکی هم در تبریز دو دختر و یک پسر هم در خانه داشت.پسر کوچکش زکریا درس را رها کرده بود و کمک پدرش در مغازه ی خوار و بار فروشی کار میکرد.
بعد از فوت مادر ملیکا،ملیکا حدود 2 سال به روستا نیامد و وقتی تابستان سال سوم وارد روستا شد رفتار ذکریا تغییر کرده بود و برای او خوراکی روی صندلی جلوی خوار و بار فروشی میگذاشت ... ملیکا هم نسبت به رفتارهای ذکریا بی میل نبود...
تابستان وقتی ملیکا بعد از 9 ماه به روستا امد مش تقی فوت شده بود و ذکریا 6 ماه بود که به سربازی رفته بود و آسیه با پسر کدخدا نامزد شده بود...خبرهای جدید کمی ملیکا را در خود فرو رفته کرد ولی در این باره چیزی به مادر بزرگش نگفت و همین باعث شد مادر بزرگ و پدر بزرگش فکر کنند بهتر است او با ژاله و پدرش زندگی کند....

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:03 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب :: بيداري دل

نویسنده :: زهرا متين

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:05 PM
رمان بغض تاریخی

نویسنده : فردین

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:07 PM
رمان چت عشق دروغ

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:10 PM
[Only registered and activated users can see links]

عنوان کتاب : دسیسه

نویسنده : ناهید سلیمان خانی

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:13 PM
نام کتاب : دیوار شیشه ای

نویسنده : فهیمه سلیمانی



تینا مجبور است تا بازگشت پدر و مادرش از سفر سوئیس در خانه ی عمه اش که که هیچ گاه او را ندیده است زندگی کند. اما همه چیز این خانه برای تینا عجیب و مرموز است. عمه ای که پس از 25 سال با پدرش آشتی کرده، دختر عمه ی منزوی او، اتاقهای عجیبی که در این خانه است و از همه مهمتر پسر عمه ای که تاکنون فقط وصف او را شنیده است و او را ندیده.........

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:15 PM
[Only registered and activated users can see links]

دنياي گمشده

نویسنده :ر.اكبري



تارا بعد از خیانت پدرش ، بهمراه مادرش همه ثروت خود را ترک میکنند و به تهران میایند و تازه درمیابد که جامعه گرگ صفت جای مناسبی برای دختری 17 ساله مثل او نیست درحالیکه ناگزیر از کار کردن میباشد. تصمیم میگیرد خود را به هیات پسران درآوده با با ماشینش – تنها سرمایه اش – کار کند.
او در شرکتی راننده رئیس جوان شرکت میشود و تمام مدت بهمراه او به همه جا میرود، بعد از مدتی تارا کم کم احساس خوشایندی از این همراهی پیدا می کند تا اینکه می فهمد براستی عاشق اوست و حال نمیداد چگونه باید شرایطش را برای آریا توضیح دهد...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:16 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان دوشیزه

نویسنده:فهیمه سلیمانی


شهرزاد بخاطر وضعیت خانواده اش، به همراه خانواده اش به استرالیا سفر میکند. در آنجا عاشق پسر همسایه عمه اش می شود که سابقه ی خوبی نزد اهالی آنجا ندارد ولی شهرزاد...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان ابليس كوچك.

نویسنده: فهيمه رحيمي



پسری به اسم متین شخصیت اصلی داستانه که عاشق دختری به نام بستابه ست اما غرور هر دو مانع از ابراز احساسشون میشه!
تا این که بعد از دو سال در یک مهمانی متین حقایقی رو درباره بستابه میشنوه و ...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:20 PM
[Only registered and activated users can see links]


رمان انتظار عشق

نویسنده طاهره قاسمی


مهرانه دختری 18 ساله است که طی تصادفی پدرش را از دست داده
او چهار برادر و یک خواهر دارد
بعد از مرگ پدر ؛ برادرها که در کارخانه پدرشان مشغول به کار بودند به خواست هسرانشان ؛ آنجا را به قیمت پایینی فروختند
مهرانه و مادر و خواهرش که با خانواده همسرش مشکل داشتند با هم زندگی میکردند که بعد از مدتی آرش به سراغ همسر آمده و او را برد
چند وقت بعد برادر مهرانه تماس گرفته و به خانه آنها آمدند
برادرها تصمیم گرفته بودند تا خانه را به حراج گذاشته تا سهمشان را بردارند ...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:23 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : عشق سالهای وبا

نویسنده : گابریل گارسیا مارکز

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:26 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان فریاد نکن ، فراموش کن

نویسنده :شهره وکیلی



پس از چند سال که از ازدواج گیتا و مهرداد می گذرد انها هنوز بچه دار نشده اند و گیتا با ارتباط با کتایون، پرستار دختر مهشید، به او در ازای هدیه آپارتمان و ... پیشنهاد می دهد که بچه را در اختیار انها بگذارد.کتایون ابتدا ناراحت شده و فکر میکند که شوهرش حمید هم ناراحت خواهد شد اما حمید با این پیشنهاد موافقت کرده و او را تشویق به انجام این کار میکند. کتایون با خوراندن تریاک به دختر بچه دو روزه و بیهوش کردنش، او را از بیمارستان دزدیده و در اختیار گیتا قرار می دهد و نام او را نازلی می گذارند.
شهرزاد دختر عمه مهرداد پس از طلاق از شوهرش از خارج برگشته و خودش را به مهرداد نزدیک میکند. گیتا که از این ارتباط ناراحت است ...

ღZAHRAღ
8th September 2011, 01:30 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان همبرگر

نویسنده: شهلا ابراهیمی

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:16 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان آبی ترین احساس.

نویسنده: مریم شهسواری




خاله روجا در همسایگی اونها زندگی میکنه و اون ودخترخاله اش ملیکا با این که از لحاظ علایق و رفتار ها با هم خیلی متفاوتند دوستای خوبی هستند . سابقا خانواده ی دیگه ای هم با هر دو خانواده صمیمت زیادی داشته و بچه های هر سه خانواده دوستای دوره بچگی هم بودند تا اینکه خانواده مهندس برای زندگی به آلمان می رند قبل رفتن آرین از ملیکا می خواد که حتما با هم از طریق نامه در ارتباط باشند. اما ملیکا که دختر شیطونی بوده بعد مدتی اونو فراموش میکنه و روجا به اسم ملیکا برای آرین نامه می نویسه این نامه نگاری تا حالا ادامه پیدا کرده خانواده مهندس برای سفری به ایران میان و آرین هم میاد تا بعد از سالها دوستی رو که کم کم به عشقش تبدیل شده ببینه .روجا که شهامت اعتراف به حقیقت رو نداره ماجرا رو برای ملیکا تعریف میکنه و از اون میخواد تا چیزی رو بروز نده ........

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: افسانه دل

نویسنده: فریده رهنما



مهتا دختر زیباییست که در نوجوانی خیلی دوست داره تا زودتر بزرگ بشه، ولی وقتی میفهمه که با این بزرگ شدن، نگاهها را هم به دنبال خودش میکشه و پدر پولدار و طماعش با پیدا شدن یک داماد کم سواد و پولدار، قصد شوهر دادنش رو داره، دست به دامن مادر میشه تا لاقل تا اتمام تحصیلاتش حرفی از ازدواج او زده نشه. در این بین، فرزین که دانشجوست و برادر دوست صمیمی مهتاست، در یک فرصتی راز دلش را با اون در میان میگذاره و بهش میگه که در تمام این سالها دوستش داشته و ازش میخواد که به خاطر اون صبر کنه تا اون بتونه در کنار تحصیلش، پولی هم جمع بکنه تا مورد قبول پدر مهتا قرار بگیره. اما پدر مهتا از این ماجرا با خبر میشه و با طرح نقشه ای، فرزین را از زندگی مهتا دور میکنه و پسر شریک خودش را به اون پیشنهاد و به نوعی تحمیل میکنه تا اینکه...

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:19 PM
نام کتاب : اگنس سیسیلیا


نویسنده : ماریا گریپه


داستان زندگی دختری به نام((نورا)), همچنین رنجها و مصایبی که در زندگی با آن روبهرو میگردد محتوای اصلی این رمان را تشکیل میدهد .((نورا)) در اوان کودکی پدر و مادر خود را از دست میدهد .و بعدها با عروسکش به نام((اگنس سیسیلیا)) نوعی ارتباط روحی برقرار میسازد .او همواره حس میکند افرادی از ماورای زمان چون سایه به دنبال او هستند و میخواهند به او نزدیک شوند . ((نورا)) سرانجام تصمیم میگیرد با جست و جوی پیگیر رمز و راز زندگی خود را بگشاید .در نتیجه ...

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:21 PM
رمان عروس هیجده ساله

نویسنده : مهتاب



یاسمن که پدر و پدر بزرگش را در یک روز در جریان یک جنایت از دست داده است حال بزرگ شده است و طبق پیمانی که پدربزرگ او با پدربزرگ فرهاد بسته است آن دو باید با هم ازدواج کنند. اما یاسمن فرهاد را که 10 سال از خودش بزرگتر است را پیرمرد میداند. یاسمن و فرهاد با چند بار دیدن یکدیگر به شدت با یکدیگر لج بازی میکنند و فرهاد برای اینکه یاسی را آدم کند حاضر می شود با او ازدواج کند.........

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:24 PM
نام کتاب : اولین نگاه

نویسنده : مونا



ندا دختر یکی یکدانه و زیبای خانواده است و برای کمک به مادربزرگش که قصد باز سازی خانه را دارد هر روز به همراه خاله هایش به منزل او میرود
دوست صمیمی ندا لیلاست که صاحب یک برادر به اسم لهراسب است و دلداده پسر عمویش مهرداد ....
یکی از خاله های ندا صاحب دو پسر به اسم رضا و علی است
رضا نامزد دارد اما علی پسری بی بند و بار و بی نماز است که ندا از او متنفر است ....ب همین دلیل همیشه از دیدن او سر باز میزند
بعد از مدتها در خانه مادر بزرگ علی را میبیند و

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:31 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان خلوت همکلاسی

نویسنده : ساندرا براون.

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:39 PM
[Only registered and activated users can see links]

لحظهٔ عاشق شدن

نویسنده: ثریا منصور بیگی



نادیا در حالی که تند تند دارد از پله های دانشگاه بالا می رود با پسری برخورد می کند و در نگاه اول مجذوب نگاه پر نفوذ و سیاه او میشود. بعد از آن در دانشگاه به دنبال او میگردد ولی او را پیدا نمیکند تا اینکه فردای آن روز ماشینی با سرعت از بغل او میگذرد و تمام آب و گل جمع شده در خیابان را به او می پاشد و وقتی نادیا بر میگردد تا با راننده دعوا کند متوجه می شود راننده همان پسر دیروزی است..........

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:41 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان نازنین

نویسنده:نیلوفر پور عباسی.

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:46 PM
[Only registered and activated users can see links]

نفرين عشق

نویسنده :فاطمه رمضانيان

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:51 PM
رمان نشانه عشق

ღZAHRAღ
10th September 2011, 02:55 PM
رمان پرستار مادرم

شادی داودی




سیاوش یک مهندس موفق است که در پول و مقام غلت می خورد ولی از لحاظ زندگی خانوادگی مشکلات زیادی دارد. از زنش که از لحاظ اخلاقی فاسد است طلاق گرقته و پسر 8 ساله اش بسیار عصبی و بداخلاق است و مادرش قطع نخاع شده است. او در به در دنبال یک پرستار مورد اعتماد میگردد تا اینکه دوست صمیمیش مسعود کسی را به او معرفی میکند.........

ღZAHRAღ
10th September 2011, 03:03 PM
رمان پرواز بسوی ارامش

ღZAHRAღ
10th September 2011, 03:08 PM
روز های بی قراری

نویسنده : lilinaze

ღZAHRAღ
10th September 2011, 03:13 PM
نام کتاب : رویایی ترین رویای من

نویسنده : ادرینا

ღZAHRAღ
10th September 2011, 03:16 PM
رمان : رویای با تو بودن

نویسنده : مریم دالایی


یاشار سالهاست که عاشق شهره است و همه خانواده به نوعی اونها رو نامزد همدیگه میدونند، ولی شهره هیچ علاقه و احساسی به یاشار نداره و حتی به خاطر اصرارهای بیش از حدش از اون متنفره. شهره همیشه دوست داشت که با عشق ازدواج کنه و به خاطر همین هم به بهانه های مختلف از ازدواج با یاشار طفره میرفته، تا اینکه پسری را جلوی دانشگاه میبینه و بهش علاقمند میشه و با هم قرار ازدواج میذارن ولی روز خواستگاری اتفاقی میفته که باید بخونید...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:17 PM
رمان در ميان خواب هايم قدم بگذار

نوشته مهنامه


فرنام برای استخدام منشی شرکت خود اگهی میدهد.دختر خاله اش که قصد ازدواج با او را دارد دوست خود را برای استخدام وارد شرکت میند.اما پسر دختری دیگر را اسخدام یمکند و کم کم به او علاقه مند میشود ........

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:19 PM
رمان الـــــــــــــناز

نویسنده : س - رخشی


داستان عشق دختری به نام الناز با پسری به نام سعید که با درس دادن سعید به الناز شروع میشه و تا مدتها ادامه پیدا میکنه چون هر دو محصل هستند سعید با سعی و تلاش میخواهد به الناز برسد دختری قصد درد دل از سعید برباید .......................

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:22 PM
[Only registered and activated users can see links]

اشرف پهلوی در حسرت ارزوهای برباد رفته

نوشته : دفتر پژوهشهای موسسه کیهان

روابط غیر اخلاقی و فساد آلود، یکی از وجوه مشخصه اشرف پهلوی بود که در بازشناسی شخصیت وی باید مورد توجه قرار گیرد. اشرف خصلت گرایش به فساد و ایجاد روابط غیر اخلاقی را از نخستین سالهای بلوغ داشت و مسئله کشف حجاب در سال 1314 که مصادف با دوران نوجوانی وی بود، به این امر دامن زد و آن را تشدید کرد و موجب شد تا او به گونه ای بی پروا تر با پسران همسن و سال خود ارتباط و دوستی برقرارکند.
اشرف در این سالها هرروز با یکی بود و مانند دستمال کاغذی مردها را عوض می کرد. در خاطرات به جای مانده از رجال و دولتمردان دوران پهلوی اشارات صریحی به بی بند و باری اخلاقی اشرف پهلوی وجود دارد. از جمله یادداشت های اسدالله علم و خاطرات ارتشبد فردوست که هر دو از سال های کودکی و نوجوانی در دربار پهلوی حضور داشتند.

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:24 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان قدیس

نویسنده :گابریل گارسیا مارکز

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:28 PM
فوق العاده

[Only registered and activated users can see links]

لطفا گوسفند نباشید: روانشناسی چگونه خود را بشناسیم

نویسنده: محمود نامنی-تهران

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:29 PM
نام کتاب : همه ی هستی من

نویسنده : sun daughter

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:31 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام كتاب: هميشه پنجره اي است

نويسنده: فاطمه صابري


الهه به خاطر علاقه زیادش به ادبیات و استعدادی که در نوشتن داره، افکاری کاملا متفاوت و متمایز از خانواده وبه خصوص مادرش دارد. مادر به خاطر مضیقه مالی خانواده، خوشبختی دخترانش را در پول میبیند و از الهه برای ردّ کردن منصور که خواستگاری پولدار و سمج است، به شدت دلگیرست. اما الهه به دنبال تفاهم در زندگیست . تا اینکه آزاده دختر کوچک خانواده مژده میده که دبیر ادبیاتش، آقای نادری که به خاطر نوشته های او، عاشقش شده، ازش خواستگاری کرده! ولی بعد به الهه اعتراف میکنه که تمام این مدت نوشته های الهه را سر کلاس میخوانده و در حقیقت خود را به جای او جا میزده. تا اینکه روز خواستگاری آقای نادری الهه را میبینه و...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:33 PM
نام کتاب : هشتمین پسر

نویسنده : آلتای محمدوف

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:35 PM
رمان مزاحم همیشگی

نویسنده : ندا

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:36 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان زیبا و ایرانی نیش و نوش

نوشته رضوان جوزانی



خلاصه رمان: پدر بیتا از غم رسوایی همسرش سخت بیمار می شود و زیر فشار این مصیبت جانش را از دست میدهد . او تنها بدهی های فراوانش را برای فرزندانش به ارث گذاشت. رضا پسر بزرگ خانواده با اداره ی کارگاه پدرش ، شروع به پرداختن قرض های او می کند. بیتا از برادرش می خواهد به او اجازه کار کردن بدهد تا او نیز بتواند قسمتی از بار زندگی را به دوش بکشد . بیتا در منزل خانواده ی ثروتمندی به نام مجد، مشغول به کار می شود. خانواده ی مجد از کارِ خانه داری و آشپزی او بسیار راضی بودند و همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه اردلان،پسر خانواده پس از پایان درسش به تهران برمی گردد و ...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:38 PM
نیمه گم شده

نویسنده :boshra14

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:41 PM
[Only registered and activated users can see links]

اسکار و خانم صورتی

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت


خلاصه رمان: پدر بیتا از غم رسوایی همسرش سخت بیمار می شود و زیر فشار این مصیبت جانش را از دست میدهد . او تنها بدهی های فراوانش را برای فرزندانش به ارث گذاشت. رضا پسر بزرگ خانواده با اداره ی کارگاه پدرش ، شروع به پرداختن قرض های او می کند. بیتا از برادرش می خواهد به او اجازه کار کردن بدهد تا او نیز بتواند قسمتی از بار زندگی را به دوش بکشد . بیتا در منزل خانواده ی ثروتمندی به نام مجد، مشغول به کار می شود. خانواده ی مجد از کارِ خانه داری و آشپزی او بسیار راضی بودند و همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه اردلان،پسر خانواده پس از پایان درسش به تهران برمی گردد و ...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:46 PM
رمان سر عشق

نویسنده :مریم محمودی .

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:48 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان پنجره.

نویسنده: فهيمه رحيمي



داستان دختری با چشمان تیله ای ست که عاشق معلم ادبیات شان که البته همسایه شان نیز هست می شود. کاوه که پسری خشن و منطبت هست چندین بار در کلاس درس از خطاهای او می گذرد (کاری که هیچ وقت با دانش آموزان دیگر انجام نداده یعنی گذشت) پس در رفت و آمدهای خانوادگی و درسی که با هم دارند مینا به عشق خاموش او نیز پی می برد ولی او (کاوه) وادار به پذیرش چیزی می شود که برای مینا ضربه ای وحشتناک است. و ...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:49 PM
[Only registered and activated users can see links]

رقيبان عشق

نویسنده :سهيلا باميان


این رمان ادامه رمان دختر آفتاب است وسرنوشت بچه های مایکل و مژگان و آریان و زهره و عمو و سمیه را مشخص میکند.
عمو و سمیه خانم بعد از ازدواج در سفری که به مشهد دارند کودکی را به فرزند خواندگی قبول میکنند. اسم آن پسر را شهریار میگذارند و با اصرار از مژگان و مایکل که به تازگی بچه دار شده اند می خواهند که دخترشان نیکتا را به نام شهریار کنند. حال که هم نیکتا و هم شهریار و هم پویان پسر آریان بزرگ شده اند، نیکتا احساسی به جز حس هم بازی کودکی بودن نسبت به شهریار ندارد. حال آنکه................

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:51 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : رقص باد و آب

نویسنده : شهره وکیلی



داستان دو خواهر دو قلو بنام های ژاله و هاله که خیلی بهم وابسته اند. طوریکه تمام خواستگارهاشون رو رد می کنند. تا زمانی که به سن 27 سالگی برسن. ژاله عاشق می شه و نمی تونه از عشقش بگذره که برای راضی کردن خواهرش با کمک مامان و باباش دست به کارهایی می زنند که....

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:53 PM
راز عشق

نویسنده :سیلوانا



مادر بزرگ طی یک دعوت غیر منتظره همه را به خانه اش دعوت میکند و طی نامه ای به اطلاع امید و غزال می رساند که اگر خواستار ارثیه پدر بزرگشان هستند باید با هم ازدواج کنند در غیر این صورت ارثیه به جای پدران آن دو به عمه هایشان تعلق میگیرد.
طی نقشه ای که امید و غزال با همفکری هم کشیدند قرار شد به صورت سوری ازدواج کنند.وقتی تصمیشان را به اطلاع مادر بزرگ رساندند او قبول کرد.
غزال نسبت به این ازدواج بی میل بود و با امید مشکل داشت اما مارال خواهر امید معتقد بود امید غزال را دوست دارد و با شوق خودش را برای عروسی آماده میکند.
به پیشنهاد مادر بزرگ مراسم ازدواج امید و غزال در کرج برگزار شد.
بعد از پایان مراسم امید و غزال با همراهی بقیه به خانه ای که مادر بزرگ سر عقد به انها هدیه کرده بود رفتند تا زندگی جدیدشان را شروع کنند...

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:54 PM
[Only registered and activated users can see links]

کتاب رویای عاشقانه

نوشته مریم شهسواری


این رمان ادامه رمان آبی ترین احساس است. روجا که به آلمان رفته و با آرین و تنها پسرش آرشام زندگی خوبی را میگذراند داستان زندگی و عشقهایشان را می نویسد و اسم کتاب را آبی ترین احساس میگذارد و آنرا برای ملیسا دختر رامبد و ملیکا می فرستد تا او هم به عشق عمیق پدر و مادرش پی ببرد. ملیسا با عمه اش تماس میگیرد و میگوید چنین عشق پرشوری بین پدر و مادر او وجود ندارد چرا که مادرش خانه را ترک کرده و تقاضای طلاق داده است و با خواهش و گریه از عمه اش می خواهد به ایران بیاید و جلوی جدایی رامبد و ملیکا را بگیرد.........

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:56 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: سال هایی که بی تو گذشت

نویسنده : فهیمه رحیمی

ღZAHRAღ
13th September 2011, 03:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : سپیده عشق

نویسنده : رویا خسرونجدی



ماني درست چند روز مانده به بيستمين سالگرد مرگ داييش بطور اتفاقي از وجود زني مطلع ميشه كه عشق دايي منصور بوده و با گذشت بيست سال هنوز وفادارانه با ياد وعشق منصور زندگي ميكنه و از افسون ماجراي عشقش و مخالفتها و اهانت ها و ظلم هاي خانواده اش رو ميشنوه ماني كه شباهت عجيبي به منصور داره سعي ميكنه به جبران رفتار خانواده مادريش به افسون كمك كنه غافل از اينكه يكبار ديگه داستان گذشته تكرار ميشه و ماني دل به عشق افسون ميسپارد .....

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:22 PM
نام کتاب : سروین

نویسنده : بیتا فرخی



سروین روزی که مادرش در منزل نیست مشغول خواندن دفتر خاطرات مادرش می شود که در آن نوشته شده است که در کودکی با پسرهای همسایه به نام احسان و پیمان و خواهر پیمان که پوران نام داشته همبازی بوده اند. با بزرگ شدن انها علاقه ای بین احسان و سپیده شکل می گیرد اما به خاطر اینکه احسان فردی انقلابی هست پدرش رابطه خوبی با احسان ندارد. با شهید شدن احسان سپده که فکر میکند احسان به خاطر اون شهید شده عذاب وجدان میگرد و افسرده می شود. علیرضا برادر احسان ....

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:24 PM
[Only registered and activated users can see links]

کتاب :شاخه های سرد غرور

نویسنده : بیتا فرخی



داستان از اون جایی شروع میشه که پسر دایی لیلی بعد از ده سال برمی گرده ایران . اون آدم عجیبیه . گاهی مهربون و آرومه و گاهی غمگین و گاهی عصبی . با وجودیکه سعی داره معقول رفتار کنه اما لیلی می فهمه که چیزی اون رو آزار می ده . لیلی در مدت کوتاهی جذب اون می شه و می فهمه که پسر دایی اش هم به او مایله . اما در این بین مسائلی رو می شوند که لیلی رو شوکه می کنند . رازهایی در مورد پسر دایی و پدر بزرگ و اختلافات اون ها . اسراری که شنیدنشون دنیای لیلی رو در هم می ریزه ، اما ...

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:30 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : شراره نیاز

نویسنده : مژگان فرزام

شهرزاد بعد از فوت مادرش بر اثر بیماری که با اذیت و آزارهای پدرش بدتر شده بود از پدر معتادش و تمام مردان متنفر میشود. در این بین دوستش غزل بسیار تلاش میکند او را از پیله ی تنهاییش بیرون بیاورد و او را به مهمانی در خانه ی خودشان دعوت میکند. در این مهمانی در حالی که شهرزاد در حال گفتن این جمله است که چه قدر از مردان متنفر است با پسری به اسم سپنتا آشنا می شود و او شهرزاد را تحقیر میکند و شهرزاد احساس میکند چه قدر از این پسر متنفر است............

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:32 PM
رمان شجاع دلی در جاده ها

نویسنده : کریستوفرهیلتون

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:35 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان شوکران عشق

نویسنده :پروانه طاهری

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:38 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان تله موش

نویسنده :آگاتا کریستی


داستان در مهمانخانه ای جریان دارد. قتلی در محله اتفاق می افتد. ارتباطاتی بین مهمانخانه و قتل پیدا می شود. سربازرس تروتر برای تحقیق و مواظبت از جان افراد به مهمانخانه میاید. برف همه جا را پوشانده و امکان خارج شدن هیچ کس نیست . در میان جمع چه کسی قاتل است ؟ همه به یکدیگر مشکوک شده اند ... !

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:40 PM
ورق می خورد این دفتر عمر

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:43 PM
[Only registered and activated users can see links]

زمزمه باد

نویسنده : مریم جعفری



داستان زندگی دختری به نام غزال که با سه برادر ومادروپدرش زندگی می کرده.پدری که بیش از حد خشمگین وآزار دهنده برای خانواده اش بوده است.که بعد از جدایی پدر ومادرش ازهم با کمک خاله اش که زن عمویش هم به حساب می آمد روزگاررا می گذراندند. وادامه زندگی پر ماجرا برای خانواده.......
به نظر من این کتاب نسبت به کتاب های دیگر خانم جعفری مطالب جالب تری دارد.

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:49 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : عاشقانه برای پسرم

نویسنده : تکین حمزه لو





رامین که بچه پولداره بر خلاف رضایت مادرش با سحر که از یه خونواده متوسط هستن ازدواج می کنه همه چی خوبه تا اونجا که بچشون مشکل ذهنی داره و رامین می ذاره از خونه می ره......

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:53 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان از جنس مینا

نویسنده :نرگس مجیدی

آرش كاوه دبير ادبيات دبيرستان دخترانه مردى است جذاب و پولدار كه خانواده‏اش در امريكا هستند. به‏ علت فرار نامزدش با ديگرى عقده‏ اى شده است...
تا اینکه با آغاز سال تحصیلی جدید، دبیر جدیدی به نام مینا وارد دبیرستان می شه ... و بقیه ماجرا ...

رمان جالب، با قلم روان و پایانی دلپذیر ... امیدوارم از خوندنش لذت ببرید ...

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:56 PM
[Only registered and activated users can see links]

بانوی من گریه نکن

نویسنده :مری هیگینز کلارک


لیلا لاسل سوپر استار مشهور سینما در آپارتمان شخصی اش از تراس به پائین سقوط می کند و میمیرد ، درحالیکه خواهر کوچکش الیزابت به همراه تد نامزد میلیاردر او در کنار هم مراسمش را برگزار میکنند و بهم دلداری میدهند. ناگهان شاهدی از راه میرسد که شهادت میدهد شب مرگ لیلا او با تد در بالکن آپارتمانش درگیر شده و تد او را به پائین پرت کرده.. ورق برمیگردد و الیزلبت در دادگاه شهادت میدهد که قبل از مرگ لیلا در تماس تلفنی که با او داشته صدای درگیری او و تد را شنیده چون او قصد جدائی از تد را داشته . تد متهم اصلی میشود از طرفی دیگر الیزابت که هنوز مطمئن نیست کار تد باشد سعی دارد قاتل واقعی خواهرش را پیدا کند و بدور از تجملات و دوروئی های آدمهای مشهور اطرافش حلقه های این معما را بهم وصل کند. درعین حال جان خودش نیز در خطر است.. آیا الیزابت موفق به حل این معما میشود؟! ...

ღZAHRAღ
14th September 2011, 04:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

چشمان آبی

نویسنده : خانم رُزانا خوشبخت


یحیی,امیر, شروین و حسین چهار دوست هستند که هر کدام به نوعی در کار خلاف دست دارند. صاحبخانه به دلیل اینکه قادر با پرداخت اجاره بها نشده اند,انها را از منزل بیرون می کند که به منزل سهیل می روند. یحیی با خواندن اگهی روزنامه متوجه می شود که برادرش ایرج که وکیل بوده است فوت کرده است. یحیی به خانه برادرش میرود و در انجا متوجه می شود که برادرش زنی به نام بیتا و یه دخ تر و پسر دارد. بین بیتا و یحیی ...

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:00 PM
رمان دختر افتاب

نویسنده: سهيلا باميان




مژگان تنها فرزند خانواده منتظر بازگشت عمویش و خانواده او از یک سفر طولانی است .بالاخره این انتظار به پایان می رسد و عمو یش همراه تنها فرزندش مایکل بالاخره پا به خاک ایران می گذاند.مژگان که انتظار یک پسر هم سن و سال خود را دارد از دیدن مایکل متعجب می شود.مایکل و مژگان به دلیل اختلاف فرهنگی که دارند با هم اختلاف پیدا می کنند .ولی بعد از مدتی مایکل به او اعتراف می کند از زمانی که عکس او را دیده عاشقش بوده و به علت طلاق مادرش وابسته مژگان شده و همیشه با عکس او درد و دل کرده است.مژگان نیز به مایکل علاقه دارد .ولی به دلایلی یاز با هم اختلاف پیدا می کنند و مایکل از ایران می رود.بعد از مدتی مژگان به عقد آریان پسر همسایه در می آیدو کم کم یاد و خاطره مایکل را فراموش میکند اما مدتی بعد دست سرنوشت بازی دیگری را برای او رو می کندو آرامش او را به هم می زند.........................
داستان قشنگی داره بقیه داستان رو نمی نویسم تا خودتون بخونین آخرش هم به خیر و خوشی تموم میشه

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:01 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان: امشب با عشق تو می میرم

نویسنده: محمود پولایی



مهرداد در هتل محل اقامتش, دفتر خاطراتی را پیدا کرده است و قصد دارد دفتر را به صاحبش که در قزوین زندگی میکند بر گرداند. در راه قزوین با دختری به نام الهه اشنا می شود که ادعا میکند نویسنده هست و از مهرداد می خواهد که دفتر را در اختیار او قرار دهد تا بر اساس آن رمان بنویسد اما مهر داد قبول نمیکند ولی صاحب دفتر قبول می کند.
در دفتر خاطرات چنین نوشته شده که اقای مجیدی همراه بابازپرس ویژه قتل برای پیگیری قتلی که در یکی از شهرهای بین اصفهان و کهکیلویه و بویر احمد رخ داده به انجا می روند و متوجه می شوند که ...

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:03 PM
رمان اریکا



اریکا برای رهایی از ازدواجی که پدر میخواهد او را در آن گرفتار کند از خانه میگریزد و دست تقدیر او را به خانه امنی می برد ولی بعد متوجه میشود خانه امنی وجود نداشته وهمه اینها نقشه های پدر برای راضی کردن او برای ازدواج با محمد شریک تجاریش بوده اریکا با این که حالا عاشق آرین است برای انتقام از پدر و نامادری حاضر به ازدواج با محمد می شود و.....

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:04 PM
رمان عشق دردناک به نحوی دیگر

نویسنده : رضوان

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:06 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام كتاب:عشق سرگرد

نويسنده:سونيا ديلمي



کیوان فرختده سرگرد خلبانیه که هویت ازدست رفته اش توسط همکارسابقش بطورتصادفی کشف وبه این ترتیب ماجرایی حیرت انگیز درزندگی پرستارش بوجودآورده.لاله معیری این شغل موقت پرستاری رو توسط دکترمازیارحکیمی که نامزدوپسرخالش هست به دست آورده که بتونه روی بیماران جنگی بیشترکارکنه پپس ازتلاشهای فراوان لاله، کیوان راضی میشه که به زادگاهش شمال کشوربرگرده که بتونه خانوداشو ببینه ولاله تصمیم میگیره که همراهش به شمال بره ولی مازیار...........

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:10 PM
اعتراف عشق

نویسنده :محنا عزیزی


عسل دختری 18ساله که پدرش را به تازگی از دست داده است، پدری که فقط به فکر کار و مال وثروت بوده وعلاقه ی پریسا مادر عسل را که عاشقانه اورا دوست داشته درنظر نمی گرفته، وحالا تنها کاری که کرده این که ثروتش را به اسم عسل کرده است که دراین میان عمو وعمه عسل از این موضوع ناراحت به نظر می رسند.عسل و پریسا در خانه مامان فرح ودایی کیوان زندگی خود را شروع می کنند که دراین میان با خانواده کامبیز دوست دایی فرامرز آشنا می شوند وعسل که دختر شیطون و زیبایی بوده با کل کلی با کامیار پسر کامبیز داشته عاشق کامیار می شود ولی کامیار......

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:11 PM
[Only registered and activated users can see links]

فراتر از بودن

نویسنده : کریستین بوبن

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:13 PM
رمان فرهاد

نوینده : فردین





فرهادبه دلیل بی محبتی های خاطره که اونو به سرپرستی قبول کرده تصمیم میگیره که ازخونه بره ومشغول به کاربشه ولی چون20 سالشه وجوونه هیچ کس بهش کارنمیده مجبورمیشه آبدارچی شرکت بشه وتو اتاق نگهبانی زندگی کنه وبه خاطراینکه خاطره پیداش نکنه تصمیم میگیره ازدانشگاهش مرخصی بگیره وتو همون شرکت با دختری به اسم نادیا اشنا میشه ولی نادیا عاشق هومنه فرهادم بعدازبوسه هومن ونادیا میفهمه که نادیارودوست داره ولی.....

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:16 PM
[Only registered and activated users can see links]

فریاد خاموش

نویسنده :منصوره عبداللهی


سوفیاشامیرزیبای شهرتل آویوه دختری که درسازمان اطلاعاتی هاگانا به عنوان ماموراطلاعات برای رژیم صهیونیست کارمیکنه.سوفیا برای گرفتن اطلاعات ازفردی به کپنهاک میره واونجا با برکیا وبهنوش آشنا میشه وبرکیا بهش اظهارعلاقه میکنه واز سوفیا میخواد که به ایران سفرکنه ولی سوفیا به خاطر گذشتش دوست نداشته که به ایران بره وهمه چیزو یه بازی میدیده تا اینکه یه ماموریت به ایران بهش میخوره ومجبورمیشه بره ایران ودرایران مجورمیشه برکیا روبه بازی بگیره ولی وقتی که......

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : قاب عکس خالی

نویسنده : مریم شهسواری


پریسا بعدازاینکه پدرش به خواستگاری ارسلان منوچهری جواب ردمیده به همراه پسرعموودخترعموش آرش وهما به روستای آبشارمیره تادرساخت سریالی که درمورداجدادشون ساخته میشه به گروه فیلمسازی کمک کنه وقتی که به خونه رشیدبیک (جدش)میره میبینه که تهیه کننده سریال کسی نیست جزارسلان منوجهری چون اینابه دلیل گذشته ی پدربزرگاشون باهم مشکل دارن پریسا تصمیم میگیره که به تهران برگرده ولی شب قبل ازبرگشتش میبینه که.....

ღZAHRAღ
14th September 2011, 05:20 PM
رمان غیر منتظره


شادی خانم مهندسیه که تاه یکساله مشغول به کار شده و همکارش مهندس کامروا دوستش داره
سر یه پروژه جدید با کاوه که یه ستاره فوتباله آشنا میشه و بر سر جای پارک ماشین با هم کل کل میکنن
این کل کل کردن ماجراهای زیادی رو در پی داره
تا اینکه شادی به دعوت کاوه سر یه قرار خصوصی میره اما کاوه اون قرار رو علنی میکنه
به طوریکه مشکلات زیادی برای شادی به همراه میاره و .........

KhaleGhezi
15th September 2011, 02:49 PM
دانلود رمان شیطان و دوشیزه پریم برای موبایل

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:25 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام رمان : قايق شكسته

نویسنده : بيتا حافظی


در این داستان عشق میان سارا و مازیار... با ورود جوانی به نام هومن ابتدا ناکام می ماند. در این میان مازیار به خارج از کشور می رود و پس از بازگشت و......

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:27 PM
رمان غرور شیشه ای

نویسنده: فاطمه صفار



علی آقا در خانه آقای افشار باغبان است۰ سودابه بعلت فرار از اين مسئله زن احمد مي‏شود تاكسی شغل پدرش را بر سر او نكوبد . سودابه روزی كه احمد را با دختری ديگر ميبيند از او جدا شده وبه خانه پدر باز مي‏گردد. او با پسر خانواده افشاری كه پسر خيلی خود‏پرستی است آشنا ميشود .آزار واذيت افشين حتی با وجوداينكه استاد سودابه است ادامه مي‏يابد تا اينكه افشين در ك ميكند عاشق سودابه گشته وبعد از اثبات عشق خود به سودابه با او ازدواج مي‏كند .افشين نمي‏داند چرا چند وقتی است سودابه بي‏حوصله است.بعد از تعقيب سودابه او را.....

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:29 PM
رمان گناه من

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:32 PM
رمان همسفر

نویسنده : مریم شهسواری

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:34 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان ایمان بیاوریم به عشق.

نویسنده: سعیده نوروزی

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:35 PM
رمان خاطرات دور

نویسنده : مانیا

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:37 PM
[Only registered and activated users can see links]

خزان رامتين

نویسنده :مژگان مظفري

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:41 PM
[Only registered and activated users can see links]

لحظه ای با ونوس

نویسنده :ربابه اکبری

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:43 PM
رمان لرزش

نویسنده : مگی استیفویدر

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:45 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان محکوم به ازدواج

نویسنده : باربارا کارتلند



زمانی که گیتای جوان از طرف پدر بزرگش،به عنوان وارث منحصر به فرد او برگزیده شد-فقط به این شرط که با یکی از برادرزاده های او ازدواج کند-وحشت زده شده وبه دنبال راه حلی برای نجات از این مخمصه می گشت.او به طور اتفاقی باخبر می شود،مرحوم پدرش روزگاری که در جبهه علیه ناپلئون بناپارت می جنگیده ،یکی از همسایگان ملک پدربزرگ را از مرگ نجات داده است وبه ناچار تصمیم می گیرد که از این مرد تقاضای کمک نماید.
در ضمن به خوبی می داند،که لرد لوکه مردی از خود راضی ومتکبر است وبا زن های رابطه ی خوبی دارد.....

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:47 PM
رمان مرگ قو


راجع به دختری به اسم شیما است که ناراحتی قلبی داره و باید پیوند قلب بگیره شیما گوشه گیر و منزویه تا وقتی تو مهمونی دوستش با کیان آشنا و به اون علاقه مند میشه بعد از مدتی می فهمه این علاقه دو طرفه است اما از طرفی هم خودش به خاطر مسئله قلبش و هم پدرش به خاطر پسر عمه اش که به اون علاقه منده با ازدواج مخالفن تا اینکه........

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:51 PM
[Only registered and activated users can see links]

میراث خانوم بانو

نویسنده : لیلا رضایی

ღZAHRAღ
15th September 2011, 09:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

پاییز عریان

نویسنده :مژگان مظفری



دلینا دختریست که عاشق جوانی مسیحی شده و قصد ازدواج با او را دارد. از طرفی پژمان، پسر خاله اش که بعد از دست دادن خانواده اش، با اونها زندگی میکرده، سالهاست که عاشق دلیناست، ولی وقتی از علاقه اون به سیرنگ با خبر میشه، برای خوشبختی دلینا خودش رو کنار میکشه. بالاخره دلینا و سیرنگ بعد از کلی کلنجار برای راضی کردن خانوادهها, با هم ازدواج میکنند تا...

ღZAHRAღ
15th September 2011, 10:02 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : پیکر فرهاد

نویسنده : عباس معروفی

ღZAHRAღ
15th September 2011, 10:03 PM
پارادوكس عشق

نویسنده : فرزانه

ღZAHRAღ
15th September 2011, 10:10 PM
[Only registered and activated users can see links]

پیمان

نویسنده :دانیل استیل

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:44 PM
[Only registered and activated users can see links]

رازی در کوچه ها

نویسنده : فریبا وفی

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:47 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب : رکسانا

نویسنده : م.مودب پور

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:49 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان سبز در خاکستری

نویسنده : غزاله مشعشعی

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:51 PM
[Only registered and activated users can see links]

کتاب: سری که درد... می کند(مجموعه داستان)

نویسنده:سید مهدی شجاعی

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:53 PM
[Only registered and activated users can see links]

شب عروسی من

نویسنده: شهره وکیلی



مرجان پزشکی زیبا و جوان که بعد از چند سال زندگی توافقی از کاوه جدا شده دچار مشکلات زیادی چه در خانه و چه در محل کارش میشود. مادر و پدر و خواهرش برای حفظ آبرو در پی یافتن شوهری به مراتب بهتر برای او هستند درحالیکه مرجان بعلت رفتارهای خشن کاوه به شدت از ازدواج زده شده و عشق ممنوعه مهدی شوهر خواهر خود را در دل دارد. با ایجاد درگیری میان ماندانا و مهدی به قصد طلاق ، مرجان به خواهش ماندانا که او را مسبب اختلاف خود با مهدی می داند تصمیم میگیرد که دوباره با کاوه زندگی کند ولی در حالیکه کاوه به شدت او را از خود میراند، پدرش فوت میکند و در حین خواندن وصیت نامه متوجه میشود که تخارتخانه ای که بنام پدرش و پدر کاوه بوده ( پدر کاوه در هنگام عقد شرط گذاشته بوده درصورتیکه پسرش مرجان را طلاق دهد کل 3 دانگ به عنوان مهریه به مرجان میرسد) به او میرسد و ماجرا شکل دیگری پیدا می کند و کاوه بازمیگردد درحالیکه هیچکس حرفهای مرجان را باور نمیکند و او بتنهائی و با وجود مشکلاتی که برای یک زن تنها در جامعه وجود دارد در پی اثبات ادعای خود می باشد...

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:54 PM
[Only registered and activated users can see links]

شاخه نبات

نویسنده : حمزه سردادور

ღZAHRAღ
18th September 2011, 02:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: شرق بهشت

نویسنده : فریده راهنما

ღZAHRAღ
18th September 2011, 03:00 PM
رمان شاید تقدیر این است

نویسنده : بارانک


فرنوش بعد از جدا شدن از فرزاد(پسر شریک پدرش)، به اجبار پدر عازم لندن شده و بعد از چهار سال تحصیل و فارغ التحصیلی در رشته هوانوردی در حال بازگشت به ایران هست. پدر فرنوش در آستانه ورشکستگی و زندان رفتن هست که فریدون شریف طلبکار پدرش که قبلا خواستگار فرنوش بوده و جواب منفی شنیده تنها شرط زندان نرفتن پدر فرنوش رو ازدواج با فرنوش میدونه و ...

ღZAHRAღ
18th September 2011, 03:02 PM
رمان تلما

نویسنده: ماری کرلی

ღZAHRAღ
18th September 2011, 03:04 PM
[Only registered and activated users can see links]

یادش بخیر نازلی

نویسنده : نیلوفر لاری


عد از ازدواج مادر سارا او به سرزمین پدری بازگشته و با پسر خان و خان به جنگ و جدال برمیخیزد و انتقام مرگ پدر خود را از پسری که عاشقانه دوستش دارد میستاند.

ღZAHRAღ
18th September 2011, 03:06 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد

نویسنده: پائولو کوئلیو



ورونیکا دختر جوان است که یک روز صبح به دلیلی خنده دار تصمیم به خودکشی میگیرد . با نوشتن و فرستادن مقاله ای به روزنامه ای محلی ، چند قرص می خورد تا به زندگی اش خاتمه دهد. خودکشی اش با شکست مواجه میشود و برای درمان به یک مرکز روانپزشکی منتقل میشود. داستان با تعریف زندگی شخصیت های دیگر تیمارستان ادامه پیدا می کند. ورونیکای بیمار عاشق پسری شیزوفرنیک میشود و این عشق او را از پوچی خلاص می کند و میل به زندگی را کم کم در وجودش شعله ور می کند. تا اینکه دکتر ها اعلام می کنند ورونیکا بیشتر از یک ماه دیگر زنده نیست و باید به این عشق بی سرانجام خاتمه دهد...

داستان خیلی خوبیه . من پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:43 PM
نام کتاب: آدمي زنده به چيست؟

نویسنده: لئوتولستوی

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:46 PM
آن نیمه ی ایرانی ام

نوشته :صدیقه افشار


مینا دهنو دختر زیبای دورگه ایرانی-هندی، بر اثر توطئه عمویش که منجر به مرگ پدر و از دست دادن ثروت خانوادگیش میشود ناچار به انگلیس فرار کرده و بعد از مدتی کار در یک مهمانخانه ،با کمک صاحب مهمانخانه ،تحصیل در رشته پزشکی را شروع میکند. بعد از مدتی دکتر سانی مورینا، از اساتید جوان و بسیار باهوش دانشکده توجه مینا را به خود جلب میکند ولی او جز به پزشکی و کسب علم به موضوع دیگری توجه ندارد تا اینکه بر اثر مشکلی که برای مینا پیش میاد،با وی آشنا شده،از او حمایت میکند و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد ولی همچنان هیچ علاقه ی عاشقانه ای به مینا نشان نمیدهد.آشنایی مینا با مهندس رضا نصر،دریچه های جدیدی ،از نظر مذهب و فرهنگ ایرانی به روی مینا باز می کند و ......

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:48 PM
رمان ارزو

نوشته مریم رضا پور



مرضیه با وجود دو خواهر دیگر عزیز دردانه پدر و مخصوصا برادراش محمد است. مرضیه بسیار به محمد علاقه دارد و به هیچ وجه حاضر نیست او را با کس دیگری تقسیم کند. تا اینکه محمد تصمیم میگیرد ازدواج کند و کم کم مرضیه حس میکند توجه محمد به او کم شده است. در دل آرزو میکند که خانواده اش دختر مورد نظر محمد را نپسندند ولی همه کارون را می پسندند.مرضیه هم کم کم با محمد سرد میشود..........

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:52 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان با تو ولی تنها

نویسنده : نسرین ثامنی


هانیه که آتلیه نقاشی دارد به پرهام که از اقوام مادریش است و بعد از فوت پدر و مادرش در منزل آنها زندگی میکند علاقه دارد اما پرهام که از احساس هانیه با خبر نیست با ملیکا ازدواج میکند که از یک بیماری نادر رنج می برد.
هانیه هم بعد از ازدواج پرهام, با کورش پسر دکتر صدر که در همسایه انها است ازدواج می کند اما کورش که جوان هرزه و عیاشی است ...

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:54 PM
رمان به کسی نگو

نویسنده : الهام

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:56 PM
در حسرت شبهای انتظار

نویسنده:محبوبه خدمتی



بهار به فرزین که از بستگانشان است قول ازدواج داده اما به دلایلی که خودش هم نمیداند به تمامی قول و قرارها پشت پا زده و عاشق خواننده جوان رادیو به نام شاهرخ تاکیده شده که ...

ღZAHRAღ
21st September 2011, 01:58 PM
[Only registered and activated users can see links]

دایره قسمت

نویسنده: الهه اسدی نیا

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:00 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان دختر زشت

نویسنده : شیرین برقعی


سهراب که تک پسر امیرخان هست یک روز که با درشکه به سمت محل قرار با دوستانش می رود با دختری تصادف می کند که صفورا نام دارد و خودش می گوید که در یتیم خانه بزرگ شده است و از یک رابطه نامشروع متولد شده است. با ازدواج ان دو از طرف خانواده طرد می شوند. بعد از 15 سال که از ازدواج انها می گذرد هنوز بچه دار نشده اند و صفورا به سهراب پیشنهاد می کند که با خدمتکار منزل شهریار (دوست سهراب) که ماه پاره نام دارد ازدواج کند و بعد از به دنیا امدن بچه او را طلاق دهد. ماه پاره که دختری بی نهایت زشت است در هنگام زایمان ..

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:03 PM
احتمالا گم شده ام

نویسنده :سارا سالار




این کتاب داستان زنی است که حال و گذشته اش در هم آمیخته و همیشه در حال مرور گذشته و حال خود است
گذشته ای که با وجود دوستش گندم رقم خورده
و این داستان ها را گاهی برای دکتر روان شناسش بازگو میکند
او صاحب پسری به اسم سامیار نیز هست .........
در این میان کیان و منصور نیز از شخصیت های اصلی داستان هستند

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:05 PM
رمان عشق رييس جمهور

نویسنده: پاتریک اندرسون


داستانی بر اساس رابطه عاشقانه جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا و مریلین مونرو ستاره مشهور

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:10 PM
فقط به خاطر تو

نویسنده : لیلی نیک زاد



داستان زیبای پسری است که میخواهد به خارج نزد برادر خود برود با مخالفت خانواده به دانشگاه میرود تا سرو صدا به خوابد و دوباره برای رفتن اقدام کند . اوزیبست و دختران زیادی قصد جلب نظر او را دارند ولی او کمی از آیدا رستم پور خوشش میآید آنهم چون دختر با وقاری است تا اینکه برادر آیدا میمیرد و آیدا .........توصیه میکنم بخونید

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:13 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان فانی

نویسنده : فرزانه احمد خانی


فانی دختریه که مادر و پدرش رو از دست داده و همراه خاله اش زندگی میکنه.
زندگی اونها به روال عادی طی میشده که بعد از مدتی تصمیم میگیرن برای تفریح همراه دوست فانی که اون هم مادر و پدر خودش رو از دست داده به شمال برن.
اما این سفر، تعیین کننده ی سرنوشت این دو دوست میشه و در طی اون اتفاقاتی رخ میده که...

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:13 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان فراموشت خواهم کرد

نویسنده : لیلا مردانی


يگانه بعلت فوت پدر و مادرش در خانه دايي خود زندگی ميكند. وقتی در دانشگاه تهران پذيرفته ميشود به خانه خاله‏اش كه در عمارتی زيبا زندگی ميكندميرود. اين خواهر و برادر (دايي و خاله يگانه)سالهاست كه با هم قهر هستند .يگانه در آن عمارت بانوه‏های خاله‏اش آشنا ميشود ودرمييابد كه پسر خاله‏اش منصور عاشق دختر زيبايی بوده كه بخاطر مخالفتهای پدر منصور اين ازدواج سر نمي‏گيرد يگانه دل به منصور مي‏بازد ولي.......

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:17 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان فرشته ها از کجا می آیند

نویسنده : مصطفی خرامان

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:19 PM
نام کتاب : قلب های شکسته

نویسنده : مهین کیخسروی.


شیرین دختر هفده ساله و زیبا روی رمان که خواستگاران فراوانی دارد در جشن عروس دختر عمویش فریده با سروش پسر دایی دختر عمویش آشنا شده که سعی در نزدیک شدن به شیرین دارد اما شیرین به او اعتنایی نمی کند. مادر سروش دوست دارد که او با دختر خاله اش فرزانه ازدواج کند اما سروش به او علاقه ای ندارد و با سماجتهای سروش, بالاخره با شیرین نامزد می شوند. اما در ادامه با رخ دادن یک اشتباه از سوی سروش ...

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:21 PM
رمان غزل و آريا.

نویسنده: جمشيد طاهري



آریا درخانواده ای زندگی می کند که پدرش استاد دانشگاه و مادرش دبیر است، او به تازگی دررشته نقاشی دانشگاه هنر تهران قبول شده است. آریا با ورود به دانشگاه با پسری به نام مرتضی صادق که خیلی شوخ طبع بود و دختری به نام بهار ابدی آشنا می شود، وبعد با انتقال دختری به نام غزل صدر به این دانشگاه ،آریا و غزل به هم علاقمند می شود اما غرور مانع از ابراز علاقه هر دو طرف به هم می شود تا جاییکه هر دو با لجبازی می خواهند نشان دهند نسبت به هم دیگر بی اعتنا هستند.......

ღZAHRAღ
21st September 2011, 02:23 PM
[Only registered and activated users can see links]

نام کتاب: قصه عشق من

نویسنده : مریم حسینی


شکیبا به خواسته پدر بزرگ باید زن نوه دوست او به نام فرهاد شود . وقتی فرهاد و شکیبا در مییابند که مادر فرهاد سرطان دارد و به زودی میمیرد فرهاد به خاطر خواسته مادرش از شکیبا میخواهد ۶ ماه صیغه او شود ولی به شکل هم خانه با هم زندگی کنند .شکیبا میپذیرد .در این بین عاشق فرهاد میشود فرهاد نیز عاشق اوست ولی چیزی این میان مانع است که فرهاد را افسرده کرده...........

ღZAHRAღ
24th September 2011, 11:59 AM
رمان حادثه یک نگاه

نویسنده : نسرین سیفی.


[Only registered and activated users can see links]


فربد تو تعمیرگاه با پدرش کار میکنه ازاون پسرای خوش تیپ وخوش قیافست و باپدرش مشکل داره وشبا دیر میاد خونه همیشه باهم دعوا دارن وبه هردختری که سرراهش قرارمیگیره شماره میده ولی هیچکدومو برای زندگی وازدواج نمیخواد واصلا اهل زن وفرزند نیست تا اینکه یه روز ......

ღZAHRAღ
24th September 2011, 12:07 PM
نام رمان: شب هاي مهتابي

نويسنده: سحر جعفري



دختري به نام مهتاب به دليل بيماري كه از نظر خودش فكر مي كنه خوب نمي شه با دوست پسرش به نام سيامك {دوستيشو به هم ميزنه}وبراي درمان به خارج از كشور مي ره بعد از عمل جراحي به دليل گفته دكترش مجبور مي شه اونجا بمونه و به همين دليل نزد دايش ميره و با اون ها زندگي مي كنه و درسشو ادامه مي ده كه در اونجا اتفاقاتي براش پيش مياد كه...

ღZAHRAღ
24th September 2011, 12:17 PM
[Only registered and activated users can see links]

رمان جزیره سرگردانی

نوشته سیمین دانشور

ღZAHRAღ
27th September 2011, 04:48 PM
رمان کمند مهر

نویسنده: فریده رهنما

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه رمان: قرار است سهیل با خواهر زاده دامادشان که یگانه نام دارد ازدواج کند. در شبی که قصد دیدار یگانه را دارد با دختری(نسترن) تصادف کرده و از ترس فرار میکند و بعد عذاب وجدان او را مجبور می کند تا به دنبال سر نخی از نسترن باشد. این در حالی است که یگانه از موضوع تصادف بی خبر است و رفتارهای سرد سهیل باعث ناراحتی های او شده و ...

ღZAHRAღ
27th September 2011, 04:52 PM
کوچه های شیدایی

نوشته خانم سهیلا بامیان

[Only registered and activated users can see links]

شرح پشت جلد کتاب: روزهایم سراسر پر از عشق و امید و لبخند است. هر روز با سامان به خانه برمی‌گردم. تحمل نداریم تا رسمی شدن نامزدیمان صبر کنیم و بعد با هم همراه شویم. گویی قصد داریم به تلافی سالهای دور، دم را غنیمت شمرده و از بودن با هم لذت ببریم.

شرح پشت جلد اول کتاب: از سپیده خوشم میاد. از دیدن سرزندگی یا حتی به قول مادرش بی‌خیالی و دریدگی سپیده سر کیف می‌آمدم. به نحو عجیبی آزاد از هر ملاحظه‌ای بود و این آزادی او را کمی گستاخ و شجاع نشان می‌داد. مامان زیاد او را تائید نمی‌کرد و می‌گفت بی‌پروایی آزاردهنده‌ای در حرکات سپیده وجود دارد که باید آن را کنار بگذارد، اما من مثل مامان فکر نمی‌کردم. از دیدن ظاهر شاد و آزادی آن موقع که قهقهه سرمی‌داد یا در پاره‌ای اوقات حرفهای شیطنت آمیزش و خاطرات هیجان انگیزش که با امیر داشت خوشم می‌آمد و دلم می‌خواست همیشه در کنارش باشم و او برایم حرف بزند. تنها دختری بود که با او دوستی صمیمانه داشتم. شاید قسمت اعظم آن به خاطر این بود که سپیده حرفها و رفتاری متفاوت با من داشت. هرچه من محتاط و آرام بودم او در عوض بی‌پروا و شلوغ بود.

خلاصه داستان: داستان دختری به نام کیانا است که عاشق سامان سربازی که راننده اون بوده میشه و ...

داستان قشنگه ولی جذاب جذاب هم نیست .

ღZAHRAღ
27th September 2011, 04:59 PM
عنوان: ناز و نیستی

نویسنده: مهسا طایع

[Only registered and activated users can see links]

داستانی خانوادگی و عاشقانه و سرگذشت دختری است به نام 'ملیحه' که در آغاز سال جدید پدر خود را از دست میدهد .خانواده ملیحه در خانهای قدیمی به سر میبرد که در کنار آن خانواده دو عمویش نیز روزگار میگذرانند . پس از مرگ پدر, 'ساعد 'پسرعموی ملیحه, خود را نامزد او معرفی میکند; حال آن که ملیحه هیچ علاقهای به او ندارد .از طرفی عموی ملیحه نیز از مادرش خواستگاری میکند و بدین ترتیب, ماجراهای اصلی داستان شکل میگیرد و ...

ღZAHRAღ
27th September 2011, 05:03 PM
پانسیون محله مونمارتر

نویسنده: مهناز انصاریان

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه رمان:
ستاره در محله مونمارتر فرانسه، پانسیون داره که به کمک مهری جون، پیرزنی حدود هشتاد ساله، اونجا رو اداره می کنه ...
قراره که چهار تا مهمون از ایران به نام های فاطیما، فرگل، ماریا و پولین به پانسیون بیان و مدتی رو در فرانسه اقامت داشته باشن ... همه این چهار مهمونِ از راه رسیده و همین طور ستاره و مهری جون، عشقی در سینه دارن ... کم کم که بیشتر با هم آشنا می شن ... قرار می شه که هر شب یکی از بچه ها شام همگی رو دعوت کنه و داستان عشقش رو برای بقیه بازگو کنه ...
سرگذشت همگی متفاوت و جالبه ... چند داستان عشقی توی یک رمان ...
و ادامه ...

ღZAHRAღ
27th September 2011, 05:08 PM
نام کتاب : پرنده ی من

نویسنده : فریبا وفی

[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
27th September 2011, 05:12 PM
پمبرلی(ادامه غرور و تعصب)

نوشته جین آستین

[Only registered and activated users can see links]

این بخش کتاب مربوط به حوادث بعد از ازدواج آقای دارسی و الیزابت است. قرار است جشن کریسمس در پمبرلی برگزار شود و لیزا به عنوان بانوی پمبرلی باید مسئول پذیرایی از خانواده خودش و آقای دارسی باشد. در این بین مشکلاتی دارد از جمله خاله متلک گوی آقای دارسی_مادر نادان خودش_ خواهر آقای بینگلی که هنوز در پی آقای دارسی است_لیدیا که بدون دعوت با شوهرش به آنجا می آید_وارث پمبرلی که با کمال وقاحت رفتار میکند. در بین این مشکلات لیزا متوجه نامه های مشکوک یک زن فرانسوی به شوهرش میشود و هیچ یک از خدمه حاضر به توضیح در این رابطه نیستند.........
کتاب جالبیه تقریبا به جالبیه قسمت اولش شاید هم بیشتر

ღZAHRAღ
27th September 2011, 05:19 PM
شب روشن

نویسنده :mahkan

KhaleGhezi
28th September 2011, 07:08 PM
کتاب تو تویی؟!داستانهای کوتاه و شگفت انگیز جلد 1
[Only registered and activated users can see links]

فرمت: JAR

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

KhaleGhezi
28th September 2011, 07:11 PM
دانلود کتاب تو تویی؟! داستانهای کوتاه وشگفت انگیز جلد 2

[Only registered and activated users can see links]

مترجم:امیر رضا آرمیون

فرمت: JAR

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

KhaleGhezi
28th September 2011, 07:43 PM
من و آرش و خاطراتمان

نوشته: فهیمه نادری فرد


حمید دوست دارد در پادگان سر به سر تمام سربازان بذارد و همه را اذیت کند ولی هر چه آرش،پسر آروم و ساکت پادگان را اذیت میکند او به روی خودش نمیاورد تا اینکه برای حمید نامه ای از پدرش می رسد که به او خبر میدهد که نامادریش حامله است و حمید سر این خبر کلی به هم میریزد و بیشتر از قبل از پدرش متنفر میشود.........


[Only registered and activated users can see links] ml

KhaleGhezi
28th September 2011, 08:28 PM
کتاب: تقصیر لیلا نبود

نویسنده: ر.نصرالله پور


پوریاومجیدولیلا تودانشگاه باهم همکلاسن وپوریا ولیلا تصمیم میگیرن که باهم ازدواج کنن ولی چندروزمونده به عروسی پوریا متوجه میشه که لیلا بهش خیانت کرده وبه خاطرهمین میره فرانسه وهمونجا بادختری به اسم ماریا ازدواج میکنه وسیزده سال اونجازندگی میکنه بعدبه خاطرمریضیه پدرش به ایران برمیگرده وبعدفوت پدرش سرخاک متوجه میشه که.....



دانلود ([Only registered and activated users can see links])

KhaleGhezi
28th September 2011, 10:11 PM
دانلود کتاب رمان گل مریم من

[Only registered and activated users can see links]

نویسنده : الهام ریحانی

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

KhaleGhezi
28th September 2011, 11:30 PM
فریاد

رقیه نصرالله پور

فرمت: JAR

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

KhaleGhezi
29th September 2011, 12:25 AM
نام کتاب: مگه تنهایی بده

نویسنده: علی قاسمی

حجم: 100 کیلوبایت

فرمت: JAR

دانلود ([Only registered and activated users can see links])

ღZAHRAღ
3rd October 2011, 04:49 PM
فرشته های لعنت شده
نویسنده: پگاه بختیاری

[Only registered and activated users can see links]

نيك يك پسر آمريكاالاصل بود كه بيست و دو سال بيشتر نداشت.قدش يك متر و هشتاد سانتي متر بود و اندام ورزيده و پوست برنزه اي داشت و درست عين پدرش زمينه ي چشم و مويش مشكي بود كه خيلي هم جذابش مي كرد. او شش ماه پيش از اين كه با جيران آشنا شده بود،آن هم در بيمارستاني كه بانو بستري بود و آن دو براي اولين بار يكديگر را در سالن انتظار بيمارستان ملاقات كردند و اين آشنايي كوتاه به اين نامزدي طولاني و دوست داشتني منجر شد.در حقيقت نيك تنها دلخوشي جيران شده بود چرا كه بيماري بانو و نيز نداشتن وضع مالي مناسب عرصه را برايش تنگ كرده بود و حالا اين نيك بود كه با جملات مثبت، نگاه هاي دلسوز و ابراز علاقه هاي صميمانه اش، سورپرايز زندگي كوچكش شده بود.


لینک :آریائیان - لینک های دانلود آریائیان ([Only registered and activated users can see links] .php?url=[Only registered and activated users can see links])

ღZAHRAღ
4th October 2011, 05:55 PM
نام کتاب : شام مهتاب

نویسنده : زهرا ناظمی زاده

[Only registered and activated users can see links]



داستان در مورد دختري به نام مهتاب كه در يك خانواده ي كاملاً مذهبي و پولدار بزرگ شده، پدر خانواده معتقد كه دختر نبايد بيشتر از 18 سال در خانه ي پدريش بماند و به دليل تعصبي كه دارد مانع از ادامه ي تحصيل دخترانش بعد از ديپلم مي شود حالا مهتاب سال آخر دبيرستان است و با مخالفت پدر براي شركت در كنكور مواجه است تنها راهي كه براي او باقي مي ماند ازدواج است ...

ღZAHRAღ
4th October 2011, 05:57 PM
رمان شرلوک هولمز و تاج الماس

نویسنده :سر آرتور کانن دوبل

ღZAHRAღ
4th October 2011, 05:59 PM
رمان شیطان پنهان

نویسنده : جسیکا استیل



داستان در مورد دختری به اسم کلر است، که پدر و مادر و برادرانش به سفر می روند و او با ترسی به یادگار مانده از دوران نوجوانی در خانه تنهاست. تا اینکه مردی به خانه آنها می آید و ادعا می کند که برادر کلر، کیت تصادف کرده و در یونان در خانه آنهاست. کلر برای ملاقات با برادرش با لازار همسفر می شود و .....

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:02 PM
نام کتاب : شکلات تلخ

نویسنده : پروین دروگر

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه داستان :

خانواده بیژن و مهشید با وجود دو فرزندشان نیما و سارا و بچه ای دیگر که منتظر آمدنش هستند خانواده خوشبختی به نظر می رسد. برادر مهشید آنها را برای عروسی خود به شمال دعوت میکند. در بین راه مهشید درد زایمان میگیرد و در اثر عصبانیت سیلی به گوش نیما می زند و در اثر ترمز ناگهانی بیژن ماشین خاموش میشود و دیگر روشن نمی شود. کوه ریزش میکند و ماشین به دره سقوط میکند. در این حادثه نیما می میرد و سارا به کما می رود. مهشید نوزاد تازه به دنیا آمده اش تارا را مقصر این حادثه میداند و حاضر به پذیرش او نیست. او تارا را که موجودی بدقدم و نحس میداند را از خود میراند و این باعث تغییر در زندگی تارا می شود…

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:08 PM
رمان تقدیر من

نویسنده :ادریانا



تقدیر من داستان زندگی دختری(ساحل) است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست می دهد. او برای زندگی با انسانهای زیادی می جنگد و هرگز در برابر هیچ خطری از خود ضعف نشان نمی دهد. او بعد از سالها خیابان گردی بالاخره گلیم خود را از آب بیرون می کشد و شغل مناسبی پیدا می کند. در زمان وقوع داستان او در خانه ی یک پیرزن ساکن است و در کشاکش داستان دلبسته ی نوه ی(آراد) آن پیرزن می شود. ولی چون آراد پسری پولدار و از طبقه ی اجتماعی مرفه است، ساحل جرأت ابراز علاقه اش را به او پیدا نمی کند.حوادثی پیش می آید که بالاخره آن دو پی می برند که هر دو به هم علاقه مندند ولی آراد مجبور است به خاطر نجات وضع اقتصادی پدرش با دختر دیگری ازدواج کند. و ساحل آن خانه را ترک می کند تا آراد راحت تر با دیگری زندگی کند.


کنار

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:11 PM
نام کناب : تاوان عشق

نويسنده : فهیمه رحیمی

[Only registered and activated users can see links]



کا ترینا دختر مسیحی ایرانی در کودکی دریک زلزله پدر ومادرش را از دست میدهد و چون نمیتواند برای نجات انها کاری بکند از دختر بودن وضعف خود متنفر میشود وسعی میکند با پوشیدن لباسها ،تغییر نام و انجام کارهای پسرانه شبیه پسرها شود با بزرگ شدن او پسر بسیار پولدار اسرائلی به نام ساموئل عاشق او میشود ولی با دیدن سردی و بی تفاوتی عجیب کاترینا که حالا نام ساده را بر خود گذاشته متوجه میشود که او دچار بیماری روحی وروانی است و ارورا رها میکند
ساده با خواندن رمانی احساس میکند عاشق افکار و عقاید نویسنده ان شده و برای اولین بار با پوشیدن لباتسهای دخترانه موافقت میکند تا شاید بتواند نظر استاد را به خود جلب کند و به عنوان خدمتکار وارد منزل نویسنده مورد علاقه اش استاد مهرزاد که جوانی مسلمان است میشودو...
لینک

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:13 PM
نام رمان: تویی تو سرنوشتم

نوشته: نگاه

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:15 PM
نام کتاب : طوفان دیگری در راه است

نویسنده : سید مهدی شجاعی


[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:18 PM
رمان یاس کبود

نویسنده :زهرا ناظمی زاده


[Only registered and activated users can see links]


خاتون دختری درسخوان و هنرمند است و به خاطر قلب مهربانی که داره، مورد توجه تمام اعضای خانواده، به غیر از خواهر بزگترش، گیسو است. روزها به سرعت میگذرند و خاتون بزرگتر میشه و روزی که در راه مدرسه دنبال دفترش میگشته، دفتر را دست جوانی میبینه که اونو براش پیدا کرده است و خلاصه با همون نگاه اول عاشق هم میشن! خسرو از طریق دوست خاتون بهش خبر میده که میخواد بیاد خواستگاریش. اتفاقا برای گیسو هم خواستگاری پیدا میشه و به این ترتیب خاتون راه خودش را برای ازدواج با خسرو هموارتر میبینه. روز خواستگاری، از پشت در میبینه که داماد آینده گیسو، همون عشق خودش خسرو است! بعد خسرو بهش میگه که نمیدونسته که مادرش اشتباها گیسو را براش خواستگاری کرده و از اونجایی که پدر خسرو یکی از خان های مقتدر اون زمان بوده و دوستی دیرینه ایی با پدر خاتون داشته، اعلام میکنه که از حرفش برنمیگرده و خسرو یا باید با گیسو ازدواج کنه یا هیچکس...
این کتاب نصفش راجع به عشق و ازدواج خاتون است و نصف بعدیش به اوضاع سیاسی قبل از انقلاب کشیده میشه.

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:22 PM
رمان زیبای یک قدم با تو

نوشته : مریم احمدی

[Only registered and activated users can see links]


داستان دختری پرورشگاهی به نام 'بهاره' است که تحت سرپرستی خانوادهای درمیآید. فرزند ارشد خانواده که 'علیرضا' نام دارد، مرتبا با وی لجبازی میکند. اما پس از گذشت چند سال که پدر و مادر خانواده از دنیا میروند، 'علیرضا' با 'بهاره' سازش میکند. در این میان 'حمید'، فرزند دوم خانواده، به 'بهاره' علاقهمند شده و به وی پیشنهاد ازدواج میدهد. اما طی اتفاقاتی 'حمید' با زن مطلقهای ازدواج میکند و....

ღZAHRAღ
4th October 2011, 06:26 PM
یکتـــــــــــــــا

نویسنده :سهیلا کریمی

یکتا به مدتی طولانی با پسری به اسم بابک دوسته و خیلی بهم علاقه مند هستن اما بابک که پسری هوس بازه بعد از مدتی خیلی راحت به یکتا می گه که تاریخ مصرفش تموم شده و دوستیشون رو بهم می زنه،شوک شدیدی به یکتا وارد می شه و دچار افسردگی میشه تا اینکه *****،دوست بابک جلو میاد و به یکتا ابراز علاقه می کنه و باهاش دوست میشه و تصمیم به ازدواج میگیرن،یکتا از طریق این رابطه عاطفی دوباره روحیش رو بدست میاره و سعی در فراموش گذشته داره اما قبل از مراسم خواستگاری،***** رو با یه دختر دیگه می بینه! دو بار خیانت پشت سر هم، خارج از توانِ یکتاست و او را به بیمارستان می کشونه. از آن به بعد یکتا تصمیم می گیره که به هیچ پسری اعتماد نکنه و از همشون انتقام بگیره به این شکل که اونا رو عاشق خودش می کرد و بعد جلوی چشم اونها بهشون خیانت می کرد تا اینکه "کیارش مهرافروز" وارد زندگیش میشه ،پسری که صادقانه عاشق یکتاست اما یکتا دیگه به هیچ مردی اعتماد نداره و...

ღZAHRAღ
5th October 2011, 05:51 PM
نام کتاب : انکارم مکن

نویسنده : مژگان احتشامی

متین دختر زیبایی است که زندگی زیبایی دارد. 3 برادر که او را دوست دارند و همسری عاشق که هر لحظه محبت خود را به او ابراز میکند. تا اینکه متین در چندین جا دچار حالت غش می شود و از هوش میرود. به توصیه ی مادرش به دکتر میرود و پس از انجام آزمایش می فهمد به بیماری سرطان مبتلا شده است. حال زندگی روی دیگر خود را به متین نشان می دهد. نامزدی که تا دیروز ورد زبانش نام او بود بعد از فهمیدن این ماجرا با او سرد می شود تا اینکه متین عکسهای شوهرش و زن دیگری را در مهمانی می بیند........

ღZAHRAღ
5th October 2011, 05:54 PM
نام کتاب : باورم کن نازنین

نویسنده : مهسا طایع

[Only registered and activated users can see links]

شکیلا و شعیب خواهر و برادری هستند که با مادرشان صحرا در اتاقکی در گوشه خانه شان زندگی میکنند. پدرشان بعد از عشق فراوانی که به صحرا داشته از او سیر شده و زن دیگری گرفته و با او در خانه زندگی میکند. بعد از دعوایی که صحرا با آن زن داشته جبار به او حمله میکند و او را می کشد.دادگاه جبار را به اعدام محکوم میکند و جبار بچه ها را به برادرش می سپرد. اما برادرش قصد دارد به عنوان قیم بچه ها خانه شان را بفروشد و آنها را به پرورشگاه بفرستد تا اینکه......

ღZAHRAღ
5th October 2011, 05:58 PM
نام کتاب : بازی با آتش

نویسنده : اشرف اسدی

ابتدا داستان زندگی دوبرادربه نام های شهاب و***** که در دادگاهی می خوان به دلیل بیماری فلج پدرشون که پیره اموالش را تصاحب کنن.شهاب منصف تر از *****ه.....

در موقع دادگاه آقای معین یزدی (پدر)تموم اموال خودش رو به جز مقداری برای معیشت زندگی به پسرا می بخشه.ولی در پایان دادرسی بوسیله وکیلش آقای فروغی نامه ای به قاضی هدایت ارائه میده که کل داستان از این جا شروع میشه.....

ღZAHRAღ
5th October 2011, 06:09 PM
رمان به دنبال عشق

نویسنده :باربارا کارتلند

[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
5th October 2011, 06:17 PM
رمان به انتظارت خواهم ماند
نویسده: مریم جعفری

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه رمان:داستان, شرح زندگی خانوادهای است که بر اثر حادثهای دستخوش فلاکت و بدبختی میشوند .((سیامک)) و ((کیهان)) دو برادرند .آنها ازدواج کرده و در خانهای مشترک با پدر و مادر و تنها خواهرشان((سهیلا)) زندگی میکنند .پسری به نام ((فریدون)) با فریب دادن((سهیلا)) رابطه نامشروعی با او برقرار میسازد . این امر به خودکشی سهیلا میانجامد .در شب عروسی((فریدون)), سیامک و کیهان به منزل او میروند و ((سیامک)) خسته از مرگ خواهر, ((فریدون)) را به قتل میرساند .در این ماجرا((سیامک)) به سی سال حبس محکوم میشود و ...

ღZAHRAღ
5th October 2011, 06:49 PM
نام کتاب : بخواب زیبای من

نویسنده : ماری هیگینز کلارک

[Only registered and activated users can see links]


خلاصه داستان :

اتل لامبستون نویسنده ی جنجالی خبرهای داغ بازار مد به طرز فجیعی کشته شده است . قاتل با مخفی کردن جنازه ی او و گذاشتن شواهدی ساختگی ،اصرار دارد عدم حضور او را مسافرتی ناگهانی قلمداد کند . و تا حدودی در این امر موفق می شود .اما حضور نیو کرنی ، بعنوان طراح و خیاط لباسهای اتل که قاتل هم از این موضوع آگاه است. سبب می شود او به آسانی غیبت ناگهانی اتل نپذیرفته و پدرش مایلز کرنی رئیس پلیس سابق نیویورک را در جریان قرار دهد . داگلاس براون خواهرزاده ی اتل که ارثیه اش پس از مرگش به او می رسد . سیموس لامبستون شوهر سابق او که مجبور است هر ماه چکی به مبلغ هزار دلار بابت نفقه ی خورد و خوراک، بصورت مادام العمر به او بپردازد .مظونین اصلی این داستان محسوب می شوند….

ღZAHRAღ
5th October 2011, 06:59 PM
به وقت بهشت

نویسنده :نرگس جورابچیان

[Only registered and activated users can see links]

ترلان دومين دختر يك خانواده چهارنفره است. او دختری خيال پرداز و به شدت متكی به مرداني است كه در اطرافش حضور دارند. پدرش و شهاب به وضوح روی زندگی او تاثير گذار هستند.شهاب عشق نهانی نوجوانی ترلان است كه هيچ گاه ابراز نشده است. طی يك خواستگاری سنتی به باران ازدواج می كند و عاشقانه باران را دوست دارد. ترلان ، مدام باران را با شهاب مقايسه می كند .به پيشنهاد باران در كلاس شعر و قصه نام نويسی مي كند و با رضا آشنا می شود.رضا تجسم شهاب برای ترلان است. تا آنجا پيش می رود كه بيرون از كلاس با رضا قرار می گذارد و بالاخره در سومين ماه زندگي مشتركش ، خود را به رضا تسليم مي كند. بعد از دوهفته خيانتش را به باران اعتراف می نمايد . باران با باقی گذاشتن يك يادداشت كوتاه او را ترك می كند و خود را به شهر ديگری منتقل می كند اما به خانواده ها اعلام می كند كه برای ماموريت كاری رفته. بعد از رفتن باران، ترلان متوجه بارداری اش شده و سختی های دوران بارداری را به تنهايی به دوش می كشد و به كسی چيزی نمی گويد. با رفتن باران، رضا و شهاب نيز از ذهن ترلان می روند و عذاب وجدان ترلان را سخت آزار می دهد. چند ماه بعد خانواده ها متوجه بارداری ترلان شده و در تماسی كه باران با مادرش دارد به او نيز خبر می دهند. باران نيمه شب به خانه برمی گردد . تلاش می كند كه ترلان را ببخشد و زندگی جديدی را كنار هم آغاز كنند. دوران بارداری مشكلات خاص خودش را دارد و ترلان در نهايت با از دست دادن جانش فرزندش را به دنيا می آورد.

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:05 PM
داستان جاوید

نویسنده :اسماعیل فصیح

[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:10 PM
رمان دل شکستگان تنها

نویسنده : دیبا

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:13 PM
نام کتاب : عشق خاتون

نویسنده : مهری بیرون بر

[Only registered and activated users can see links]


خلاصه داستان :

خاتون دختر جوانی است که بامادر میانسالش تنها زندگی میکند ، مادری که بالاخره به اجبار اطرافیان و برای حل مشکلات معیشتی تن به ازدواج دوم می دهد. پس از مدتی مادر بر اثر بیماری فوت میکند و خاتون جوان مهمان خانه ی خاله می شود. مهران پسر خاله اش که سالهاست دل در گرو عشق او دارد …

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:17 PM
نام رمان: عشق سبز

نویسنده: فرشته اقیان

[Only registered and activated users can see links]

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:21 PM
عشق زیر خاکستر

نویسنده : مریم معجونی

[Only registered and activated users can see links]

تینا و کیوان، دو جوان عاشق پس از سالها دوری و جدایی با یکدیگر رو به رو میشوند اما همچون دو غریبه بیتفاوت از کنار یکدیگر میگذرند بدون آنکه بدانند کسی که از کنارش عبور کرده همان عشق گمشده شان است که ناگهان زانوانشان سست میشود و قلبشان میلرزد. اندکی تامل میکنند و از خود میپرسند: آیا خودش است؟!

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:26 PM
جاده تارا

نویسنده : مائیونجی

ღZAHRAღ
5th October 2011, 07:29 PM
غزل عشق.

نویسنده: سونيا ديلمي


[Only registered and activated users can see links]

داستان مربوط به دختر جوانی به اسم صحراست که توی یه دشت با یه پیرمرد که بهش عمو...نمی دونم چی میگفت.پسری به اسم یاشار عاشق صحرا میشود و وقتی این احساس در هر دو زنده می شود پدر صحرا سر وکله اش پیدا مشه و...