توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : وصف اهل کاربران با شعر....
tarane
19th September 2007, 12:54 AM
بيا هر کدوم از کاربرها رو که دوست داري براش شعر بگو.....
tarane
19th September 2007, 12:56 AM
يادم باشد جواب كينه را كمتر از مهر و جواب دو رنگي را كمتر از صداقت ندهم...........
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم..
يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن..
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست…
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام … نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
….
يادم باشد زندگي را دوست دارم
….
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
….
يادم باشد سنجاقك هاي سبز قهر كرده اند و از اينجا رفته اند… بايد سنجاقك ها را پيدا كنم.
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
….
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس
فقط به دست دل خودش باز مي شود
…
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
….
يادم باشد زنده ام
Pasalari
19th September 2007, 01:10 AM
اینم برای کاربرانی که رفتند و...
دلم رفت تا بیکران رو به دریا
به آن وسعت بی نشان رو به دریا
دلم رفت و رفتند دریا دلانی
شبی کاروان، کاروان رو به دریا
تو آیینه ای، آفتابی ترینی
تو تصویر از آسمان رو به دریا
سرازیر شد جویباری ز چشمم
به دنبالت ای مهربان رو به دریا
نمی بینم از آشنایان نشانی
که رفتند بی بادبان رو به دریا
FaitHleSs
19th September 2007, 10:58 AM
این تاپیک دست فرهاد رو می بوسه...
melina_007
19th September 2007, 09:00 PM
براي هستي جونم و عشقش يعني ارمين.....
زندگي ،
داشتن يك هم قدم عاشق است ،
كه شايد بودنش را بشود روي يك فيلم ضبط كرد،
امــا ،حضورش را هيچ چشـم و هيچ دريچه اي ضبط نميكند ...;) ;)
tarane
25th September 2007, 09:23 PM
چه جالب منم اومده بودم يه شعر به هستي و آرمين بدم....
نصیحت از ته دل...
در کنار هم بایستید اما نه خیلی نزدیک
از آنکه ستون های معبد به جدائی بار بهتر کشند،
وبلوط وسرو درسایه هم به کمال رویش نرسند.
باشادمانی باهم برقصید و آواز بخوانید اما بگذارید هریک
برای خود تنها باشید
دلهایتان را بهم بسپارید اما به اسارت یکدیگر ندهید
زیرا تنها دست زندگی است که می تواند دلهای شما را
در خود نگاه دارد
یکدیگر را دوست بدارید،اما از عشق زنجیر مسازید
بگذارید عشق همچون دریائی مواج میان ساحل های جانتان
در تموج و اهتزاز باشد
جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید
از نان خود به یکدیگر هدیه دهید اما هر دو ازیک قرص نان
تناول مکنید.
tarane
25th September 2007, 09:34 PM
اين هم تقديم به ياسين عزيزم...
حرفها دارم
با تو اي مرغي كه مي خواني نهان از چشم من
و زمان را با صدايت مي شناسي...!
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co