PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آشنایی با سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism


music
28th October 2007, 05:33 PM
منبع:[Only registered and activated users can see links]

امپرسیونیسم

Impressionism



در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.
امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivari( شاری واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.

[Only registered and activated users can see links]

FaitHleSs
23rd May 2009, 02:39 PM
امپرسیونیسم
impressionism

اولين بار لفظ امپرسيونيسم را منقدان فرانسوي براي تمسخر و هجو نقاشان جواني مانند مونه،رنوار،پيسارو،سيسلي،س زان،دگا،گيومن و موريزو به صورت امپرسيونيست ها به كار بردند كه اين واژه را از نام تابلوي از مونه به نام امپرسيون:طلوع آفتاب گرفتند.
امپرسيونيسم به علت بدعتي كه در هنر نقاشي بوجود آورد،نخستين جنبش مدرن محسوب ميشود.
هدف امپرسيونيسم ها دستيابي به نوعي طبيعت گرائي متعالي بود كه از طريق تجزيه ي شدت و ضعف رنگ و ارائه ي بازي نور بر سطح اشياء حاصل ميشد.
استفاده از لكه هاي رنگي كوچك و روشن و فقدان خط كناري،ثبت فوري و بازنمايي دقيق جلوه هاي نوري كار در فضاي آزاد(البته اگر عمر كفاف داد در مطالب بعدي راجع به هنرمندان امپرسيونيسمي ميگم كه بودند هنرمنداني مانندادگار دگا ولوترك كه محيط هاي بسته را براي مضامين خود انتخاب ميكردند )و انتخاب مضاميني از طبيعت يا مشهودات روزمره همگي از ويژگي ها ي مشترك آثار امپرسيونيسمي است.
تكه هاي رنگ با ضربات كوتاه قلم كنار هم گذاشته ميشدند و از طرق مجاورت و تاثير گذاري بر هم بود كه رنگ نهايي در نگاه بيننده شكل ميگرفت.
دلمشغولي هنرمند امپرسيونيستي بيان و انتقال دريافت آني و مستقيمي بود كه از لحظه ي يگانه ي انگيزش احساساتشان حاصل ميشود.
تابلوي امپرسيون:طلوع خورشيد مونه
[Only registered and activated users can see links]



نئو امپرسيونيسم هم ادامه امپرسيونيسم است و هم واكنشي نسبت به آن.نئو امپرسيونيسم ها هم مانند امپرسيونيسم ها سركارشان با نور و رنگ بود ولي بر خلاف امپرسيونيسم ها كه تجربي و خودانگيخته بودند،
نئو امپرسيونيسم ها قائل به اصول علمي و تركيب بندي به شدت فرموله شده رنگها بودند.به تفاوت دو نقاشي زير دقت كنيد
لومون دولاگات اثر رنوار
[Only registered and activated users can see links]

بعد از ظهر يكشنبه در گراند ژات اثر ژرژ سورا
پيشروان نهضت نئو امپرسيونيسم سورا،كاميل پيسارو و سينياك بودند.
اصولي كه اينان برقرار كردند،عبارت بود از:مطالعه ي علمي رنگ و تفكيك نظام مند رنگ مايه ها كه تا پيش از اين به صورت غريزي بود، سورا بر خلاف مونه و همفكرانش كه شكل و جمعيت را به تدريج و با رنگ پردازي خاص خود محو و مه آلود مي كردند قتلب صريح و روشني به فرم ها ميبخشيدند و به خط اهميت ميدادند.

پست امپرسيونيسم:
اين واژه را راجر فراي باري اولين بار در نمايشگاهي كه در لندن با عنوان (مونه و پست امپرسيونيسم ها)ابداع كرد.و از آنجا كه برجسته ترين آثار نمايشگاه به سزان،گوگن و ون گوگ تعلق داشت (البته ون گوگ را ميتوان به علت بيان احساسات دروني خود و حساسيت فراوان وي نسبت به جهان بيروني خود و نقاشي طبيعت به صورت اغراق آميز براي بيان رنج آدمي نقاشي اكسپرسيونيستي نام برد.خود من نفهميدم كه آخرش اون امپرسيونيسم بود يا اكپرسيونيسم)از آنها به عنوان شخصيت هاي محوري اين گرايش ياد ميشود.
در دوره ماقبل امپرسيونيسم نقاشان سعي ميكردند با حجم دادن و سايه زدن شياء شكل ها را سه بعدي و تو پر نشان بدهند.مانند نقاشي سنگ شكنان گاستاو كوربه كه از نقاشان سبك رئاليسم است.

مسيح زرد اثر پل گوگن
[Only registered and activated users can see links]