توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفی فیلم
Mr.M.J
5th November 2007, 11:45 AM
گلادیاتور (به انگلیسی: Gladiator) فیلمی به کارگردانی رایدلی اسکات عرضه شده در سال ۲۰۰۰ و به بازیگری راسل کرو و جاکین فونیکس است.
این فیلم برنده پنج جایزه اسکار شد.
[Only registered and activated users can see links]
Mr.M.J
5th November 2007, 11:45 AM
شناسنامه
* کارگردان: ریدلی اسکات
* تهیهکننده:
o داگلاس ویک
o دیوید فرانزونی
o برانکو لاستیگ
* نویسنده: دیوید فرانزونی
* بازیگران:
o راسل کرو
o جاکین فونیکس
o کانی نیلسن
o الیور رید
o ریچارد هریس
* عرضه کننده:
o دریمورکس (Dreamworks)
o استودیو یونیورسال (Universal)
* تاریخ عرضه: ۵ مه ۲۰۰۰
* زمان: ۱۵۵ دقیقه
* زبان: انگلیسی
* هزینه: ۱۰۳ میلیون دلار
Mr.M.J
5th November 2007, 11:48 AM
ارتش روم به رهبری ژنرال ماکسیموس بر آخرین گروه بربرها غلبه می کند و روم را نجات می دهد. امپراتور مارکوس اورلیوس در بستر مرگ بدون توجه به پسر مکارش کومودوس از ماکسیموس می خواهد تا زمام امور را بدست گیرد و یک جمهوری مستقل پدید آورد کومودوس پدر را به قتل می رساند و دستور اعدام ماکسیموس و خانواده او را صادر در اسپانیا صادر می کند. ماکسیموس از مرگ می گریزد اما قادر به نجات خانواده اش نمیشود. یک تاجر برده او را اسیر میکند و به پراکسیمو می فروشد که کارش تعلیم گلادیاتور است بدین ترتیب ماکسیموس راز و رمز گلادیاتوری را می آموزد و لیقت خود را ثابت میکند.
از طرفی کومودوس پس از چند سال نبردهای گلادیاتوری را احیا میکند تا شاید محبوبیتی میان مردم کسب کند بی توجهی کومودوس به امور مملکتی خشم سناتور گراکوس را بر می انگیزد و طبیعت خون خواه امپراتور خواهرش لوسیلا را نیز سخت آشفته میکند زیرا قرار است لوسیوس پسر لوسیلا پس از کومودوس به امپراتوری برسد.
ماکسیموس و سایر گلادیاتورها نبردهای موفقی را در روم انجام میدهند کومودوس از اینکه او را زنده میابد بسیار خشمگین میشود اما هراس از نفرت برانگیختن مردم او را از صدور فرمان قتل ماکسیموس باز می دارد لوسیلا و گراکوس پنهانی با ماکسیموس قرارهایی برای رهبری ارتش و برپایی جمهوری می گذارند، اما کومودوس به نقشه پی می برد در نتیجه تمامی گلادیاتورها را به قتل می رساند و گراکوس را بازداشت میکند.تصمیم می گیرد تا در ملا عام با ماکسیموس بجنگد ماکسیموس او را به شدت زخمی می کند ماکسیموس پیش از مرگ قدرت را به گراکوس تفویض و چند گلادیاتور باقیمانده را آزاد میکند و پس از مرگ به اجدادش ملحق میشود.
Mr.M.J
5th November 2007, 11:49 AM
جوایز
* برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
* برنده جایزه اسکار بهترین جلوههای ویژه
* برنده جایزه اسکار بهترین طراحی لباس
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
* برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری
Mr.M.J
5th November 2007, 11:51 AM
ذهنی زیبا نام فیلم و کتابی است که دربارهٔ زندگی جان نَش ریاضیدان برندهٔ جایزهٔ نوبل و مسائلی که بدلیل بیماری اسکیزوفرنی با آنها مواجه میشود، نوشته و ساخته شده است. کتاب توسط «سیلویا ناسار» نوشته شده و در سال ۱۹۹۹ منتشر شده است. فیلم که بر مبنای کتاب ساخته شده و به همان نام است، در سال ۲۰۰۱ نمایش داده شد. صحنه هایی از فیلم تفاوتهایی با زندگی واقعی جان نَش دارند. برای مثال صحنه مربوط به پیداکردن الگوهای مختلف در ستارگان، صحنه ای که پسر جان نَش در حال غرق شدن در وان حمام است و موارد مربوط به ابزار تولید کننده رمز عبور که در دست جان نَش قرار گرفته است،کاملا خیالی میباشند. فیلم بیانگر فداکاری بسیار آلیشیا، همسر جان نَش، در رابطه با وی است و این در حالی است که این زوج در سال ۱۹۶۳از یکدیگر جدا شده و پس از سالها، مجدداً در سال ۱۹۷۰ آلیشیا به جان نَش اجازه داده است تا در خانه وی زندگی کند که این رابطه مطلقا یک رابطه احساسی نبوده است.
Mr.M.J
5th November 2007, 11:52 AM
فیلم
کارگردان این فیلم ران هاوارد و بازیگران اصلی آن راسل کرو در نقش جان نش و جنیفر کانلی هستند.
این فیلم در سال ۲۰۰۱ توسط شرکت یونیورسال و دریمورکز تولید شده و برندهٔ جایزهٔ اسکار در رشتههای زیر بوده است :
* جایزهٔ بهترین فیلمنامهٔ اقتباسی برای آکیوا گلدزمن
* جایزهٔ بهترین فیلم برای برایان گریزر و ران هاوارد
* جایزهٔ بهترین کارگردانی برای ران هاوارد
* جایزهٔ بهترین بازیگر زن نقش مکمل جنیفر کانلی
و برای این موارد نامزد جایزهٔ اسکار بوده است :
* بهترین بازیگر نقش اصلی برای راسل کرو
* بهترین تدوین
* بهترین چهرهآرایی
* بهترین موسیقی فیلم تصنیفی برای جیمز هورنر
Mr.M.J
5th November 2007, 11:55 AM
فیلم شجاعدل (Braveheart) به کارگردانی مل گیبسون، فیلم محصول سال ۱۹۹۵ کمپانیهای امریکایی پارامونت پيکچرز و فاکس قرن بیستم است.
[Only registered and activated users can see links]
Mr.M.J
5th November 2007, 11:56 AM
شناسنامه
* کارگردان: مل گیبسون
* تهیهکننده:
o بروس داوی
o مل گیبسون
o جونیور آلن لد
* نویسنده: رندل والاس
* بازیگران:
o مل گیبسون (ویلیام والاس)
o سوفی مارکیو (ایزابل)
o پاتریک مکگوهان (پادشاه ادوارد اول)
* عرضه کننده:
o فاکس قرن بیستم (20th Century Fox)
o پارامونت پيکچرز ( Paramount Pictures)
* تاریخ عرضه: ۲۴ می۱۹۹۵
* زمان: ۱۷۷ دقیقه
* زبان: انگلیسی
* هزینه: ۵۳ میلیون دلار
* نوع فیلم: حماسی
Mr.M.J
5th November 2007, 11:56 AM
داستان
ویلیام والاس در سال ۱۲۷۶ در روستای ایرشایر در اسکاتلند به دنیا آمد در آن روزها شاه الکساندر سوم بیش از ۲۰ سال بود که بر این سرزمین فرمانروایی میکرد. سبک و سیاق او در فرمانروایی به گونهای بود که ثبات اقتصادی و صلح را برقرار و سلطه طلبی همیشگی انگلیسیها را به راحتی دفع کرده بود. در سال ۱۲۸۶ الکساندر در حین سوارکاری از اسبش به زمین افتاد و جان سپرد و بزرگان اسکاتلند، نوه ۴ساله او به نام «مارگارت» -که امروز از او با عنوان «بانوی نروژ» یاد میشود- را به عنوان ملکه اسکاتلند اعلام کردند و مقرر شد تا رسیدن او به سن قانونی مشاورین پدربزرگ فقیدش اداره مملکت را به عهده گیرند. مارگارت در سال ۱۲۹۰ در حالی که ۸ ساله بود طی سفری از نروژ به سوی اسکاتلند بیمار شد و جان داد. لردهای اسکاتلند برای جلوگیری از ایجاد بی نظمی و اغتشاش تصمیم به ایجاد حکومتی مستقل برای اسکاتلند گرفتند و بدین منظور از شاه ادوارد اول به واسطه حکومت موفقش دعوت کردند تا برای نیل به این هدف راهنمایی شان کند اما وقتی برای استقبال او رفتند با ارتش عظیمی از انگلستان مواجه شدند و بدین ترتیب سلطه انگلیسیها بر سرزمین اسکاتلند آغاز شد. ویلیام والاس در چنین شرایطی دوران کودکی خود را گذراند و با کینه انگلیسیها بزرگ شد. مطابق افسانههای محلی ایر شایر والاس اولین بار بر سر ماهیگیری با سربازان انگلیسی درگیر شد که در نتیجه آن دو تن از نظامیان انگلیسی را به قتل رساند و مقامات انگلیسی بلافاصله دستور دستگیری او را صادر کردند. بسیاری این واقعه را ناشی از کینه عمیق والاس از انگلیسیهایی میدانستند که در سال ۱۲۹۱ پدر و برادر بزرگتر او را کشته بودند. کشته شدن نامزد والاس به دست انگلیسیها خشم والاس را برمی انگیزد. در ۱۱ سپتامبر ۱۲۹۷ والاس که به ارتش شورشیهای «آندره دو مورای» پیوسته بود در نبرد «استرلینگ بریج» به پیروزی وسیعی دست یافت و سربازان «دوماری» که از داشتن فرماندهای چون «والاس» سرمست بودند به راحتی بر ۳۰۰ سواره نظام و ۱۰ هزار پیاده نظام انگلیسی چیره شدند. یک سال بعد در ۲۵ ژوئن ،۱۲۹۸ نبردی دیگر به نام «فال***ک» رخ داد و «والاس» با تکیه بر هوش سرشار خود از دام ارتش انگلستان به سلامت گریخت. در این زمان اختلاف وسیعی بین سران نیروهای انقلابی درگرفته بود و سپتامبر همان سال «والاس» تصمیم به استعفا و سپردن سکان به «رابرت بروس» گرفت. او پس از استعفا به فعالیتهای صلح طلبانه پرداخت و مدتی را نیز برای انجام یک ماموریت دیپلماتیک در فرانسه گذراند گواینکه بسیاری اعتقاد دارند دلیل اقامت او در فرانسه چیزی جز این بودهاست. در ۵ اوت ۱۳۰۵ «سر ویلیام والاس» که دستگیریاش دیگر ناممکن مینمود به دست شوالیهای به نام «ژان دو منته» دستگیر و به اردوگاه سربازان انگلیسی در منطقهای نزدیک شهر گلاسکو منتقل شد. او که دولتمردان «پادشاه یاغیها» میخواندنش طی محاکمهای مجرم شناخته شد و به مرگ با چوبه دار محکوم شد که با مخالفت «والاس» مواجه شد و ترجیح داد با گیوتین اعدام شود. پس از آنکه سر او را از بدنش جدا کردند پیکر او را قطعه قطعه کردند و هر قطعه را به گوشهای از خاک اسکاتلند بردند تا مایه عبرت سایر انقلابیون شود.
Mr.M.J
5th November 2007, 11:57 AM
جایزهها
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
* برنده جایزه اسکار بهترین کارگردان برای مل گیبسون
* برنده جایزه اسکار بهترین ویرایش صدا
* برنده جایزه اسکار بهترین آماده سازی
* نامزد جایزه اسکار بهترین ویرایش فیلم
* نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی لباس
* نامزد جایزه اسکار بهترین فیلنامه
* نامزد جایزه اسکار بهترین صدابرداری
* نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم
Mr.M.J
5th November 2007, 12:01 PM
فیلم با گرگها میرقصد (Dances with Wolves) به کارگردانی کوین کاستنر، فیلمی رسمی حماسی است که داستان سربازان آمریکایی را در دهه ۱۸۶۰ بیان میکند.
این فیلم در دو نسخه سینمایی و تلویزیونی عرضه شده که اولی ۱۸۰ دقیقه و دومی ۲۳۶ دقیقه میباشد.
[Only registered and activated users can see links]
کارگردان : کوین کاستنر
تهیهکننده: کوین کاستنر
جیم ویلسون
نویسنده : مايكل بليک
بازیگران: كوين كاستنر
ماری مك دانل
گراهام گرين
اکران: ۱۹۹۰
مدت: ۱۸۰ دقیقه
زبان: انگلیسی
بودجه: ۱۹ میلیون دلار
Mr.M.J
5th November 2007, 12:02 PM
خلاصه داستان
کوین کاستنر در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب می کند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار می کند و عامل این ارتباط هم زنی سفیدپوست است که چند سرخپوست خشن در زمان کودکی پدر و مادرش را به قتل رساندند و حال وضعیت روانی مناسبی ندارد. نقش اول این فیلم را در زمان تنهائی یک گرگ همراهی می کند و در اواخر فیلم این گرگ توسط سفیدپوستان کشته میشود. این فیلم گویای یک زندگی پاک و عمیق در طبیعت است و مقایسهٔ سرخپوستان با سفیدپوستانی که هیچ چیز جز تصرف و قدرت برایشان مهم نیست . سرخپوستانی که یک سفید را در خود حل می کنند و به خاطر وجود فرهنگ و اخلاق نیک او را جذب خود می کنند ولی در مقایل سربازان سفیدپوست مردی از نژاد خودشان (کوین کاستنر) که یک سرخپوست شده را شکنجه میکنند.
Mr.M.J
5th November 2007, 12:03 PM
جوایز
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
* برنده جایزه اسکار بهترین کاگردان
* برنده جایزه اسکار بهترین ویرایش فیلم
* برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی (جان بری)
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
* برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری
* برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه
* نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
* نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
* نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
* نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردان هنری
* نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی لباس
Mr.M.J
5th November 2007, 12:11 PM
پرواز بر فراز آشیانه فاخته (به انگلیسی: One Flew Over the Cuckoo's Nest, پرواز بر فراز آشیانه فاخته) نام فیلمی آمریکایی به کارگردانی میلوش فورمن است که درسال ۱۹۷۵ بر اساس رمانی به همین نام نوشته کن کیسی ساخته شده است. فیلم در ایران با نام دیوانه ای از قفس پرید نمایش داده شده است.
[Only registered and activated users can see links]
پوستر فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته
کارگردان: میلوش فورمن
تهیهکننده: مایکل داگلاس، شول زائِنتز
نویسنده: لورنس هاوبن، بو گَلدمن، براساس داستانی از کن کیسی
بازیگران: جک نیکلسون، لوئیز فِلِه چر،ویل سمپسون، براد دوریف
موسیقی: جک نیچه
فیلمبرداری: هاسکل وکسلر
تدوین: شلدون کان، لینزی کینگمن
توزیعکننده: یونایتد آرتیستز، وارنر هوم ویدئو
انتشار: ۱۹ نوامبر، ۱۹۷۵، آمریکا
مدت: ۱۳۳ دقیقه
زبان: انگلیسی
بودجه: حدود ۴٫۴ میلیون دلار آمریکا
Mr.M.J
5th November 2007, 12:12 PM
داستان
رندل پاتریک مک مورفی را به جرم تجاوز دستگیر می کنند و به حکم دادگاه او را برای بررسی وضعیت روانی اش به بیمارستان روانی ایالتی می فرستند . مک مورفی که نقش او را جک نیکلسون بازی می کند، با مقررات سخت و غیر انسانی تیمارستان که توسط زن سرپرستاری (با بازی لوئیز فله چر)اعمال می شود مخالفت می کند. بعد از وارد کردن شوک الکتریکی به سر او و ادامه رفتارش، مغز او را جراحی می کنند تا حیاتی نباتی پیدا کند.
Mr.M.J
5th November 2007, 12:13 PM
جوایز
* جایزه اسکار بهترین فیلم ۱۹۷۵
* جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام ۱۹۷۶
* جایزه بهترین فیلم جشنواره بفتا ۱۹۷۶
Mr.M.J
5th November 2007, 04:32 PM
بربادرفته (در انگلیسی: Gone With The Wind)
کارگردان: ویکتور فلمینگ
تهیه کننده: دیوید اوسلزنیک
هنرپیشگان: کلارک گیبل (به نقش رت باتلر)- ویویان لی (به نقش اسکارلت اوهارا)- لسلی هوارد (به نقش اشلی ویلکز) – الیویا دو هاویلند (به نقش ملانی همیلتون) – هتی مکدانیل (به نقش مامی) و ......
مدت نمایش: ۲۳۸ دقیقه
محصول:آمریکا (کمپانی مترو گلدوین مایر)
سال ساخت : ۱۹۳۹
درجه نمایش: G
Mr.M.J
5th November 2007, 04:32 PM
داستان
اسکارلت بزرگترین دختر میچل صاحب مزرعه پنبه تارا تنها به یک چیز میاندیشد : ازدواج با اشلی ویلکز پسر مالک مزرعه مجاور.در یک میهمانی در خانه ویلکزاسکارلت به اشلی اظهار علاقه میکند ولی اشلی عنوان میکند که با ملانی دختر عمویش میخواهد ازدواج کند . رت باتلر ماجراجوی خوش قیافهای که شاهد صحبتها بودهاست اسکارلت را نصیحت میکند .جنگ شمال و جنوب آمریکاآغاز میشود و اسکارلت با چارلز برادر ملانی ازدواج میکندولی چارلز در اردوی آموزشی در میگذرد.اسکارلت به آتلانتا پیش ملانی میرود و در آنجا دوباره با رت باتلر که حالا دلال ارتش است و پول کلانی به جیب میزند روبرو میشود .وقتی آتلانتامورد حمله نیروهای شمالی قرار میگیردرت به اسکارلت و ملانی کمک میکند که ازشهربگریزند و آنگاه به جنوبیها میپیوندد .وقتی اسکارلت به تارا میرسد مادرش مرده وپدرش دچار جنون شدهاست و مسئولیت نگهداری از مزرعه بعهده اسکارلت میافتد .اشلی ازجنگ بر میگردد و در کنار اسکارلت زندگی میکند. شمالیها برای مزرعه مالیات سنگینی وضع میکنند و اسکارلت برای نگهداری مزرعه با فرانک کندی نامزد خواهر اشلیازدواج میکند .پس از مرگ فرانک اسکارلت اداره کارخانه چوب بری اورا بعهده میگیرد . سرانجام اسکارلت با رت باتلر ازدواج میکند ولی توجه مداوم او به اشلی ازدواجشان را به جدائی میکشاند . پس ازمرگ دختر خردسالشان رت برای همیشه اسکارلت را ترک میکند و اسکارلت که بالاخره دریافتهاست اشلی هیچگاه او رادوست نداشته و علاقه او به اشلی بیشتر یک رویای کودکانه بودهاست به مزرعه پنبه تارا باز میگردد تا به زمین نزدیک باشد و از آن نیروی حیات بگیرد .
Mr.M.J
5th November 2007, 04:33 PM
جوایز اسکار
1. بهترین فیلم
2. بهترین کارگردان
3. بهترین هنرپیشه نقش اول زن (ویویان لی)
4. بهترین نقش زن دوم (هتی مکدانیل)
5. بهترین فیلمنامه اقتباسی (سیدنی هوارد)
6. بهترین فیلمبرداری رنگی (ارنست هالر و ری رناهان)
7. بهترین تدوین (هال کرن و جیمز نیوکام)
8. بهترین طراحی صحنه (لایل ویلر)
9. جایزه موفقیت تکنیکی به دان ماس گریو برای پیشقدم شدن در بکاربردن هماهنگ بین ابزار و ادوات در ساخت
10. جایزه افتخاری به ویلیام کامرون منزایس برای موفقیت برجسته در بکار بردن رنگ برای بالا بردن حالت دراماتیک در ساخت.
Mr.M.J
5th November 2007, 04:37 PM
کاندیدای جوایز اسکار
1. بهترین هنرپیشه نقش اول مرد (کلارک گیبل)
2. بهترین هنرپیشه نقش دومزن (الیویا دو هاویلند)
3. بهترین موسیقی متن (ماکس استاینر)
4. بهترین ضبط صدا: استودیو صدا ساموئل گلدوین "توماس تیمولتون کارگردان صدا
5. بهترین جلوههای ویژه (جک کوزگرو/فرد آلبین و آرتور جونزجزو ده فیلم برترسال ۱۹۳۹ نیویورک تایمز
Mr.M.J
5th November 2007, 04:38 PM
افتخارات دیگر
* برنده جایزه منتقدان نیویورک برای بهترین بازیگر زن نقش اول ویویان لی.
* بربادرفته مقام چهارم بهترین فیلم دوران را از انستیتوفیلم آمریکا دریافت کردهاست.
* همچنین مقام هشتم برترین فیلم جهان را از Entertainment Weekly دریافت کردهاست
*
o
+ بربادرفته برای نخستین بار دردسامبر ۱۹۳۹ به نمایش در آمد و از آن تاریخ تا چند دهه عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را داشت. رمان مارگارت میچل با شخصیت پردازی دقیق و ارائه مجموعه جالب توجهی از شخصیتهای مختلف و یک دیدگاه تاریخی گسترده سهم بزرگی در موفقیت فیلم داشتهاست. برای انتخاب بازیگران نقشهای اول فیلم
کوششها و برنامه ریزیها و حتی توطئههای زیادی صورت گرفت.
کلارک گیبل یکی از بهترین نقش آفرینیهای زندگیش را ارائه میدهد . گیبل این نقش را با تردید و اکراه و بیشتر به این خاطر پذیرفت که مترو گلدوین مایر که گیبل تحت قرارداد آن بود او را برای شرکت دراین فیلم (و البته در برابر دریافت دستمزد ) در اختیار دیوید سلزنیک قرار داد .
یکی ازکاندیداهای نقش رت باتلر گری کوپر بود.
برای ایفای نقش اسکارلت اوهارا ۱۴۰۰نفر مصاحبه شدند از جمله بت دیویس- نورماشیرر- جون کرافورد – میریام هاپکینز – لورتا یانگ – آن شریدان –
کارل لومبارد – کلودت کولبرت – کاترین هیپبورن و .... که سرانجام ویویان لی بازیگر انگلیسی در شرایطی انتخاب شد که فیلمبرداری برخی از صحنههای فیلم شروع شده بود.
ویویان لی در آن زمان ۲۵ سال داشت. فیلمبرداری با کارگردانی جورج کیو کرکه بعنوان کارگردانی که در هدایت بازیگران زن و پروراندن شخصیت زنان در سینما شهرت داشت شروع شد .وقتی گیبل احساس کرد که کیوکر بیش از اندازه به هنرپیشگان زن فیلم ویویان لی و دوهاویلند میدان میدهد مسئله را با سلزنیک در میان گذارد و سلزنیک هم کیوکر را اخراج کرد و با مشورت گیبل فلمینگ انتخاب شد . لی و دوهاویلند طبعا از این تعویض نا خشنود بودندو حتی پس از اخراج کیوکر پیوسته بطور پنهانی با او ملاقات میکردند و درباره صحنههای آینده فیلم و نحوه اجرای نقش خودشان مشورت میکردند.
فیلم۴ کارگردان داشت اول کیوکر سپس فلمینگ و زمانیکه درانتها فیلم فلمینگ از کار زیاد خسته و عصبی شده بود مقدار کمیاز فیلم را سام وود و ویلیام کامرون منزایس کارگردانی کردند. سلزنیک یکماه پس از انتشار کتاب مبلغ ۵۰۰۰۰ دلار که بالاترین مبلغ پرداختی آنزمان بابت حق برداشت از رمان بود به مارگارت میچل پرداخت کرد . برای نوشتن فیلمنامه از نویسندگان زیادی کمک گرفت و از جمله اسکات فیتز جرالد که دو هفته روی فیلمنامه کار کرد ولی نهایتااز سیدنی هووارد در عناوین فیلم به عنوان نویسنده فیلمنامه یاد شدهاست.
فروش فیلم تا پایان دسامبر ۱۹۹۰ فقطدر آمریکا و کانادا مبلغ ۷۹۳۷۵۰۷۷ دلار بودهاست.
ویویان لی ۱۲۵ روز برای فیلم کار کرد و ۲۵۰۰۰ دلار گرفت و کلارک گیبل ۷۱ روز کار کرد و ۱۲۰۰۰۰ دلار گرفت . مارگارت میچل کتاب را در دو سال از ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹ نوشت.
هتی مک دانیل اولین هنرپیشه سیاهپوست بود که کاندید و برنده جایزه اسکار شد.
سیدنی هوارد فیلمنامه نویس فیلم درزمان فیلمبرداری فیلم در طی حادثهای در گذشت و در اصل جایزه اسکار او بعد از مرگش به او تعلق گرفت. بربادرفته طولانی ترین فیلمی است (حدود ۴ ساعت ) که برنده جایزه بهترین فیلم اسکار شدهاست.
این فیلم از نخستین آثار تمام رنگی سینماست در زمینه داستانگویی / بازیگری و چیدن صحنههای باشکوه مثال زدنی است
Mr.M.J
5th November 2007, 04:40 PM
فیلم پدرخوانده قسمت دوم (به انگلیسی:The Godfather: Part II) فیلمی داستانی جنایی به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و محصول سال ۱۹۷۴ کمپانی امریکایی پارامونت میباشد. این فیلم پس از موفقیت درخشان فیلم پدرخوانده و در ادامه آن ساخته شد. البته کاپولا در ابتدا نمیخواست که خود این فیلم را بسازد (به دلیل جنجالهای بسیار با کمپانی در ساخت فیلم پدرخوانده) و کارگردانی آن را به مارتین اسکورسیزی كه در آن زمان زیاد به شهرت نرسیده بود پیشنهاد کرد ولی کمپانی پارامونت با این پیشنهاد مخالفت کرد ولی در عوض کاپولا اختیارات زیادی از آنها گرفت و با این کار خود، از دخالتهای بسیار کمپانی جلوگیری کرد. این فیلم نیز مانند قسمت اول آن هواداران بسیاری دارد و بین منتقدان بحثهای زیادی مبنی بر اینکه کدام فیلم بهتر است شدهاست. این فیلم در نظرسنجی وبگاه IMDB تاکنون حایز مقام سوم شدهاست همچنین مقام دوم نظرسنجی از کارگردانان و مقام چهارم نظرسنجی از منتقدان مجلهٔ سایتاندساند را نیز دارا است.
[Only registered and activated users can see links]
Hamid
5th November 2007, 04:41 PM
شجاع دل فیلم شاخیه
من کلا با فیلمهای مل گیبسون حال میکنم
Mr.M.J
5th November 2007, 04:44 PM
کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
تهیهکننده: فرانسیس فورد کاپولا ، گری فردريكسون ، فرد راس
نویسنده: فرانسیس فورد کاپولا ، ماریو پازو
بازیگران: آل پاچينو ، رابرت دنيرو ، رابرت دووال ، دیان کیتون ، جان کازال ، تالیا شایر ، لی استراسبرگ ، مایکل گازو ،جی.دی. اسپرادلین
اکران: 20 دسامبر ۱۹۷۴
مدت: ۲۰۰ دقیقه
زبان: انگلیسی، سيسيلی، لاتين
بودجه: ۱۳ میلیون دلار
Mr.M.J
5th November 2007, 04:45 PM
داستان
داستان به طور موازی زندگی مایکل کورلئونه قبل از انقلاب کوبا و زندگی ویتو کورلئونه و چگونگی رسیدن او به قدرت را نشان میدهد.
Mr.M.J
5th November 2007, 04:46 PM
نقش ها
* ال پاچینو در نقش (مایکل کورلئونه)
* رابرت دووال در نقش (تام هاگن)
* دیان کیتون در نقش (کی کورلئونه)
* رابرت دنیرو در نقش (ویتو کورلئونه)
* جان کازال در نقش (فردو کورلئونه)
* تالیا شایر در نقش (کانی کورلئونه)
* لی استراسبرگ در نقش (هایمن راث)
* مایکل گازو در نقش (فرانکی پنتانگلی)
* جی.دی. اسپرادلین در نقش (سناتور پت گیری)
* ریچارد برایت در نقش (ال نری)
* گاستون ماشین در نقش (دن فانوچی)
* تام راسکی در نقش (روکو لامپونه)
* فرانچسکا دیساپیو در نقش (جوانی ماما کورلئونه)
Mr.M.J
5th November 2007, 04:47 PM
جوایز
* برنده اسکار بازیگر مرد نقش مکمل برای رابرت دنیرو
* برنده اسکار کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
* برنده اسکار موسیقی متن برای نینو روتا و کارمینه کاپولا
* برنده اسکار بهترین فیلم
* برنده اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فرانسیس فورد کاپولا و ماریو پازو
* نامزد اسکار بازیگر نقش اصلی مرد برای ال پاچینو
* نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای مایکل گازو
* نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای لی استراسبرگ
* نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل زن برای تالیا شایر
* نامزد اسکار طراحی صحنه برای تئادورا ونرانکل
Mr.M.J
5th November 2007, 04:54 PM
پدرخوانده ۳' (به انگلیسی: The Godfather: Part III ) فیلمی است آمریکایی به نویسندگی ماریو پوزو و فرانسیس فورد کاپولا و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا؛ ساخته شده به سال ۱۹۹۰. داستان این فیلم در مورد سرانجام کار مایکل کورلئونه و تلاشهایش برای قانونی کردن "تجارت" خود است.
[Only registered and activated users can see links]
Mr.M.J
5th November 2007, 05:09 PM
بِنهور نام فیلمی به کارگردانی ویلیام وایلر و محصول سال ۱۹۵۹ است. این فیلم که برندهٔ یازده جایزهٔ اسکار گردیده، اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ لو والاس است.
[Only registered and activated users can see links]
Mr.M.J
5th November 2007, 05:13 PM
اطلاعات فیلم
* کارگردان: ویلیام وایلر
* تهیه کننده: سام زیمبالیست ، ویلیام ویلر
* نویسنده: لیو والاس ، کارل تونبرگ
بر اساس داستانی به همین نام نوشتۀ لیو والاس
* بازیگران: چارلتون هستون (بنهور) ، جک هاوکینز (کینتوس آریوس) ، هایا هاراریت (استر) ، استفن بوید ، استفن بوید (مسالا) ، هیو گریفیث (شیخ ایلدریم)
* فیلمبرداری: تام استرن
* توزیع: متروگلدوینمیر و برادران وارنر
* تاریخ اولین نمایش: ۱۸ دسامبر ۱۹۵۹
* زمان: ۲۱۲ دقیقه
* زبان: انگلیسی
* هزینه تولید فیلم: ۱۵ میلیون دلار
Mr.M.J
5th November 2007, 05:13 PM
جوایز
برندۀ اسکار نقش اول مرد برای چارلتون هستون
برندۀ اسکار نقش مکمل مرد برای هیو گریفیث
برندۀ اسکار فیلمبرداری برای رابرت سورتیس
برندۀ اسکار طراحی صحنه الیزابت هافندن
برندۀ اسکار کارگردانی برای ویلیام وایلر
برندۀ اسکار جلوههای ویژه برای آرنولد گیسپی ،رابرت مکدونالد و میلو لوری
برندۀ اسکار تدوین برای رالف وینترز ،جان دانینگ
برندۀ اسکار موسیقی متن برای میکلوس روزا
برندۀ اسکار بهترین فیلم
برندۀ اسکار صدابرداری برای فرانکلین میلتون
نامزد اسکار فیلمنامۀ اقتباسی برای کارل تونبرگ
Mr.M.J
13th November 2007, 03:38 PM
وی مثل وندتا (به انگلیسی : V for Vendetta؛ Vendetta به معنی انتقام است)، فیلم اکشن و هیجانی محصول سال ۲۰۰۶ است که در لندن آینده اتفاق میافتد. فیلم، شخصیتی به نام وی که یک جنگجوی آزادیخواه است را دنبال میکند که از روشهای تروریستی برای انتقام شخصی و مخصوصاً برای ایجاد تغییرات سیاسی-اجتماعی در جامعهٔ پادآرمانشهری بریتانیای آینده استفاده میکند. این فیلم برداشتی آزاد از داستان مصوّر وی برای انتقام نوشتهشده توسط آلن مور و طراحی شده توسط دیوید لوید است.
تاریخ پیشبینیشده برای نمایش فیلم ۴ نوامبر ۲۰۰۵ (یک روز قبل از چهارصدمین سال برگزاری مراسم گای فاوکس) بود ولی به دلایلی این فیلم با تأخیر در ۱۷ مارس ۲۰۰۶ به نمایش درآمد.
[Only registered and activated users can see links]
پوستر فیلم
کارگردان: جیمز مکتیگو
تهیهکننده: جول سیلور ، برادران واچوسکی
نویسنده: برادران واچوسکی
بازیگران: ناتالی پورتمن ، هوگو ویوینگ ، استفان ریا ، جان هارت
توزیعکننده: برادران وارنر
اکران: ۱۹ دسامبر ۱۹۸۶
مدت: ۱۳۲ دقیقه
زبان: انگلیسی
کشور: امریکا
آلمان
بودجه ۵۶ میلیون دلار امریکا
Mr.M.J
13th November 2007, 03:40 PM
ـ روز پنجم نوامبر را بخاطر داشته باش
روز پنجم نوامبر انگلیسی ها جشن غریبی برگزار می کنند که شب گای فاوکس (یا شب آتش بازی) نامیده می شود و یادواره توطئه "گان پاودر" (باروت) در سال 1605 است؛ در شب 5 نوامبر سال 1605گای فاوکس توطئه ای برای منفجر کردن ساختمان پارلمان و ترور جیمز اول ـ پادشاه انگلستان ـ طرح ریزی کرد که شکست خورد. گای فاوکس و همراهانش دستگیر، به جرم خیانت محاکمه و اعدام شدند، اما میراث وی تا به امروز یعنی چهار صد بعد باقی مانده است و برخی آن را معادل انگلیسی روز استقلال آمریکایی ها می دانند.
از نظر بسیاری پنجم نوامبر شب آتش بازی و نشانه شکست تروریسم است، اما برخی گمان می کنند که در این شب تروریسم جشن گرفته می شود. ناظران بدبین تر فاوکس را قهرمان دانسته، تلاشش برای ترور سیاستمداران را نادیده می گیرند. حتی در سال 2002 جامعه انگلیس به نفع ذکر نام وی در فهرست بزرگترین بریتانیایی های شبکه بی.بی.سی رای داد. بنظر می رسد چهارصد سال بعد، وی برای وندتا نیز چنین زنجیره ای از واکنشها ـ نمایش حیرت انگیز آتش بازی و احساسات ضد حکومتی ـ را بر انگیزد.
آلن مور نویسنده و دیوید للوید نقاش در واکنش نسبت به حوادث سیاسی کشور خود وی برای وندتا را خلق کردند؛ توهمی تاریک از زندگی تحت سلطه حکومت فاشیسم در انگلستان، و مرد نقابداری که از سایه ها پدیدار می شود تا چنگال قدرت را خرد کند. البته لازم به ذکر است کتاب للوید سیاه تر، بیرحم تر و شاید کثیف تر و ناخوشایند تر بود، اما برادران واچوفسکی لایه ای از درخشندگی و نظم به داستان اضافه کردند که زمختی ـ لازم ـ کتاب را می گرفت.
ـ پشت این نقاب جسم نیست. یک ایده است و ایده ها هم ضدگلوله هستند.
داستان فیلم در سال 2020 اتفاق می افتد. انگلستان که یک سری فجایع ـ همچون یک بیماری مسری خطرناک ـ را پشت سر گذاشته است، پس از آشفتگی سیاسی از خاکستر برمی خیزد و تحت رهبر ساتلر فاشیست (هارت شباهت زیادی به هیتلر دارد) به شکل یک دیکتاتوری منظم، سالم و کارامد که پلیس مخفی و شبکه های تبلیغ خاص خودش را دارد دوباره متولد می شود. حکومت بریتانیا از سلطنتی به حکومت دیکتاتوری بدل شده و جامعه با مشت آهنین ترس اداره می شود. هنر و ابراز عقیده سانسور می شود. همجنس بازها، اقلیتها و مسلمانها به کمپ های بازداشت فرستاده می شوند. انگلستان بیشتر شبیه اردوگاه است تا یک کشور. شبها حکومت نظامی در شهر برقرار است، و شبگردانی که فینگرمن نامیده می شوند وظیفه کشیک را برعهده دارند.
زن جوانی به نام ایوی هامند پس از حکومت نظامی از خانه خارج می شود، توسط پلیسهای مخفی که "فینگرمن" (fingermen) نامیده می شوند دستگیر شده و مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. اما شبح شنل پوشی که نقاب گای فاوکس به چهره دارد (در ابتدای فیلم ماجرای گای فاوکس خیلی کوتاه تعریف می شود) با آن لبخند درخشان و تزلزل ناپذیرش فینگرمن ها را شکست داده و ایوی را نجات می دهد.
او وی نام دارد. حال که ایوی را نجات داده است گویی سرنوشت آن دو به هم پیوند خورده است. وی اهدافش، فلسفه اش و جنونش را ـ مبارزه علیه این حکومت و نجات مردم ـ بطور کوتاه و سریع برای ایوی توضیح داده و از او می خواهد تماشاچی نخستین برنامه اش باشد؛ منفجر کردن ساختمان قوه قضاییه و مجسمه فرشته عدالت و پخش آهنگ "مقدمه 1860" به عنوان اولین اقدامی که بعدها زنجیره ای از واکنشها را در بین مردم لندن برمی انگیزد، و همان شب به ایوی قول می دهد که سال آینده در همین روز ساختمان پارلمان نیز به تاریخ خواهد پیوست.
روز بعد وی به ساختمان تلویزیون ـ محل کار ایوی ـ نفوذ می کند و موفق می شود برنامه خودش را که سخنرانی برای مردم لندن است روی آنتن بفرستد. طی این برنامه با مردم از حکومت و اعمال آن، سکوت مردم و هزینه سکوتشان سخن می گوید و از آنها می خواهد "اگر شما هم چیزهایی را می بینید که من می بینم، اگر چیزی را حس می کنید که من حس می کنم، سال دیگر در همین روز جلوی ساختمان پارلمان در کنار من بایستید".
حین فرار وی به دام می افتد و به کمک ایوی ـ که به دست پلیس مضروب می شود ـ فرار می کند، و مجبور می شود ایوی را نیز با خود به خانه زیرزمینی مرموزش گالری سایه ها ببرد، تا به دست پلیسهای حکومتی نیفتد.
ایوی تنها او را به عنوان مردی سرشار از نفرت و خشم که تنها در پی انتقام است ـ انتقام بلایی که بر سر او آورده اند و انتقام آزادی از دست رفته ـ می شناسد، خود وی هم هم فکر می کند که تنها انگیزه او نفرت است؛ نفرتی که نفس می کشد و در خونهایش جاری است. اما به تدریج در می یابد چیز دیگری، قدرتمندتر و ماناتر، در زیر این لایه خشم و نفرت در حال شکل گیری است . . .
در باقی داستان از طریق تحقیقات سربازرس فینچ که مسئول پرونده شده است به گذشته وی پی می بریم. همچنین با زندگی ایوی هامند، چگونگی مرگ پدر و مادرش و ترسهای پنهان ایوی، چگونگی به قدرت رسیدن ساتلر ـ که در تمام فیلم از طریق یک تلویزیون چهل اینچی با ما سخن می گوید ـ و وضعیت کنونی جامعه آشنا می شویم. فینچ با تحقیق درباره اعضای بلندپایه حزب که به دست وی به قتل می رسند ـ سخنگوی دولت، اسقف کلیسای انگلیکان که یک کودک آزار است و یک پزشک ـ به حقیقت تاریک و تلخی درباره حکومت پی می برد . . .
Mr.M.J
13th November 2007, 03:41 PM
ـ مردم نباید از حکومت بترسند. این حکومت است که باید از مردم بترسد.
وی برای وندتا شاید تنها فیلم سال 2006 باشد که چنین تفاسیر و تعابیری را بین سینمارو ها برانگیخت.
تروریسم، آزادی مذهبی، همجنس بازی، آزادی بیان همگی از موضوعات حساسی هستند که برادران واچوفسکی در این فیلم به آنها پرداخته اند. مسائلی که هریک از آنها برای جنجال برانگیز کردن یک فیلم کافی است و در ابتدا چنین تراکم موضوعی بنظر زیاده روی می رسد. اما به یمن ساختار هنرمندانه فیلم و بازی درخشان هوگو ویوینگ و خاصه ناتالی پورتمن به خوبی از عهده برآمده اند. ویوینگ در پس نقاب خندان گای فاوکس باشکوه و تسخیر کننده است. با اینکه در تمام طول فیلم ما چهره او را نمی بینیم، با حرکات بدنی و لحن موزون صدایش به خوبی توانسته است افکار و حتی احساسات وی را به مخاطب منتقل کند، و فوکوس مرکزی فیلم است. او ثابت می کند که می توان با طرز بیان کلمات به تاثیری روی مخاطب دست یافت که حتی بعضی بازیگران با استفاده کامل از حالت چهره خود از پس آن برنمی آیند. دیدن ماسک سرد و بیروح که بواسطه بازی درخشان ویوینگ جان می گیرد مجذوب کننده است.
اما می شود گفت که بار احساسی فیلم بر شانه های جوان ناتالی پورتمن است. او در این فیلم شکست جنگ های ستاره ای را جبران کرده و چنان بازی گیرایی ارائه می دهد، و نقش چنان برازنده اوست که تصور کس دیگری برای این نقش دشوار می نماید. او در نقش دختر جوانی که پدر و مادرش را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده و ترسهای کودکی همواره همراهش هستند، دختری که همواره به دنبال حمایت می گردد ـ و حتی سعی می کند در ازای آزادی و امنیت وی را به اسقف لو بدهد ـ و سرانجام به کمک وی دگرگون می شود بازی درخشانی ارائه داده است.
Mr.M.J
13th November 2007, 03:43 PM
وی برای وندتا فیلمی پیچیده و مبهم است. برخی مضامین فیلم ـ سیاستمدار قدرت طلب، حمله تروریستی دروغین، توصیف ساتلر به عنوان رهبری مذهبی و مصمم که حاضر است برای حفظ قدرت هرکاری بکند ـ برای ما مضامین آشنایی هستند. فیلم آشکارا حملات خود را به سوی بوش نشانه رفته است؛ مذهبی های افراطی که در ابتدای فیلم به حملات تروریستی متهم می شوند، متهمینی که طی فیلم با کشیدن کیسه سیاهی روی سر بازداشت می شوند ـ که اشاره به شیوه های زندان ابوغریب دارد ـ و رابطه کمپ لارک هیل در فیلم و زندان گوانتانامو. حتی وقتی در انتها مشخص می شود که ساتلر برای بدست گرفتن قدرت خودش حملات تروریستی را طراحی کرده است، اشاره به این موضوع است که شاید حملات یازده سپتامبر هم چیزی بیشتر از نمایشی ظاهری نبوده باشد.
شاید به همین خاطر بود که بسیاری نشریات آمریکایی فیلم را نادیده گرفته و برادران واچوفسکی را به ترویج و حمایت از تروریسم متهم ساختند. حتی برخی فیلم را ضد آمریکایی دانستند. اما یکی از منتقدین طرفدار فیلم در پاسخ به این دیدگاه گفت: "این افراد باید دید بسیار تاریک و بدی نسبت به کشور خود داشته باشند که آن را با فضای فیلم مقایسه می کنند"
اما نکته شاید مثبت فیلم در آن است علیرغم محتوای سنگین سیاسی، کسانی که بدنبال فیلم علمی تخیلی سرشار از انفجار و شلیک اسلحه و پرتاب چاقو هستند نیز از آن لذت خواهند برد. اما برای افرادی که به سیاست علاقه دارند وی برای وندتا تمثیلی از زمانه ماست؛ فراخوانی برای افرادی است که همچون ایوی و وی می خواهند جهان تغییر کند و دیگر مردم به راههایی که حکومت تعیین می کند رانده نشوند، جایی که مردم کشور نیز در تعیین سرنوشت خود دخیل هستند و برای خود تصمیم می گیرند.
ـ جایی که ترس ابزار نهایی حکومت نباشد
[Only registered and activated users can see links]
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By
Kimiahost Co