PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمالاتي در مورد عشق


Mr.M.J
12th January 2008, 10:50 PM
[Only registered and activated users can see links]

خدا مشتي خاك را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از خود در آن دميد و ليلي پيش از آن كه با خبر شود عاشق شد. سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد، ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هركه خدا در آن بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران ايران زمين است، نام ديگر انسان.
ليلي زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند، توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود، دانه ها بي تابي كردند، انار ترك برداشت. خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را خورد. مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت ترك بخورد.
خدا ادامه داد: ليلي يك ماجراست، ماجرايي آكنده از من، ماجرايي كه بايد بسازيش.
شيطان گفت: تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويش.
شيطان گفت: آسودگي ست، خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملك
خدا گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديك لحظه اي.
خدا گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر.
ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد. ليلي مي دانست كه مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را.
خدا به مجنون مي گفت نرود، مجنون به حرف خدا گوش مي داد.
خدا ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنكي زمين شد، مردم خنكي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلي ريشه مي كند.
خدا درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا كه درخت ريشه مي خواهد.
ليلي قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مرد. ليلي گريست و
گفت: كاش اين گونه نبود.
خدا گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد.
ليلي! قصه ات را عوض كن.
ليلي اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
ليلي! زندگي كن.
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟ چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بود از ليلي هاي ساده ي گمنام ...

taranom
6th February 2008, 08:40 PM
عالی بود

Avareh
9th February 2008, 05:51 PM
اگر کسی را فقط و فقط بخاطر خودش دوست داری و با تمام وجود به او عشق میورزی و او تو را به خاطر برخی مسائل پوچ و بی ارزش کوچک شمرد بدان که تو کوچک نیستی بلکه او ارزش عشق والای تو را ندارد

اما اگر آن شخص فقط و فقط به خاطر خودت تو را دوست داشت و ارزش عشق تو را درک کرد چون پروانه به دورش بگرد و جانت را برای او فدا کن و اگر به عشقت نرسیدی چون شمع تا آخر عمر به پایش بسوز و هرگز فراموشش نکن

aram jan
12th February 2008, 08:38 AM
به سکوت گذر می کنی
اما
چشمهایت فریاد می زنند
که
عاشقم هستی

aram jan
12th February 2008, 08:40 AM
هیچگاه
فراموش
مکن
که
من
نازآفرینم
و
تو
ناز

aram jan
12th February 2008, 08:45 AM
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

*red rose*
13th February 2008, 07:32 AM
عشق زيباست اما غم دارد

عشق زيباست اما دل را مي سوزاند

عشق زيباست اما نفسهاي خسته ، ديگر تاب تحمل غمش را ندارد

عشق زيباست اما ديوانگي هم عالمي دارد

عشق تار و پود شكسته قلب را جلا مي دهد

عشق قلب بيقراري را طوفاني مي كند

عشق تنها اميد قلب يك عاشق است

عشق مقامي بس عظيم و والا دارد

عشق معناي تمام زندگي يك عاشق است

عشق دل را بيقرار مي كند و چشم را گريان

چشم هايي كه براي عشق ، اشك مي ريزند ، بسيار مقدس هستند...

*red rose*
13th February 2008, 07:33 AM
عشق صداي تيك تاك قلب عاشق است

قلبي كه هر لحظه احساس مي كند در حال خاموش شدن است

عشق صداي نبض زندگي است

زندگي و دار و ندار يك عاشق ، در عشقش خلاصه مي شود

اي كاش معناي واقعي عشق را درك مي كرديم

اي كاش هر لحظه اي با عشق نفس مي كشيديم

اي كاش فاصله ها را با رنگ زيباي عشق ، زيباتر مي ديديم

اي كاش عشقي وجود داشت كه هيچگاه از بين نمي رفت

اي كاش تمام عشقهايمان جاودان بود و زيبا

اي كاش زيبايي و پاكي عشق را درك مي كرديم ...

*red rose*
13th February 2008, 07:34 AM
عشق زيباست به زيبايي و پاكي يك نگاه ساده

عشق مقدس است به تقدس يك قلب عاشق و شيدا

عشق تكان دهنده است حتي اگر يك عشق خيالي باشد

حتي اگر سكوتي بس عظيم در آن نهفته باشد

عشق زيباست حتي اگر تنها يادگار از عشق ، حسرت جدايي باشد

عشق دوست داشتني است حتي اگر زير بار غم عشق ، شكسته شويم

عشق مقدس است حتي اگر رويايي بيش نباشد

اي كاش مي شد حرف يك عاشق رااز نگاهش خواند

و صداي قلب بيقرارش را شنيد

عشق را دوست دارم حتي اگر عاشق بودنم جرمي بيش نباشد

و عشق صداي فاصله هاست...

*red rose*
15th February 2008, 09:30 AM
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .

عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .

درحساب عشق يک +يک مساوي است با همه چيز و دومنهاي يک برابرهيچ .

عشق چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادکامي در شناخت نيست .

عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيري له ميشودو اگر سست بگيري ميگريزد .

عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتي که نرسيده آن را گاز نزن .

عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز، قلب پر ميشود .

عشق غلبه خيال بر خرد است .

*red rose*
15th February 2008, 09:31 AM
عشق فراتر از آسمانهاست
عشق مانند شمعي است كه در كويري تاريك به آن پناه مي بري
عشق منظومه اي است كه نمي توان ستاره هاي محبت را در آن شمارش كرد
عشق يعني زحل
نه عشق يعني حلقه هاي زحل
حلقه هايي كه مانع نيستند ولي ديده مي شوند
عشق يعني دوست داشتن آنچه كه كه معشوق دوست دارد
عشق يعني انتهاي دنيا
عشق يعني خدا

*red rose*
15th February 2008, 09:32 AM
راه عشق سخت است و دشوار هنگامي که عشق تو را به اشارتي فرا مي خواند رهرو عشق باش عاشق شو تيغ هاي نهفته عشق تو را خسته مي کند نواي عشق چنان تند باد شمال در باغ روياهاي تو را اشفته مي کند اما عاشق شو.

جبران خليل جبران

*red rose*
21st February 2008, 06:49 AM
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند.

(احمدشاملو)

*red rose*
21st February 2008, 06:53 AM
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد...

Parisaa
9th April 2008, 12:09 PM
عشق زيباست به زيبايي و پاكي يك نگاه ساده
عشق مقدس است به تقدس يك قلب عاشق و شيدا
عشق تكان دهنده است حتي اگر يك عشق خيالي باشد
حتي اگر سكوتي بس عظيم در آن نهفته باشد
عشق زيباست حتي اگر تنها يادگار از عشق ، حسرت جدايي باشد

MAHSHID
9th April 2008, 12:27 PM
عشق = حسرت

ghostantanieh
9th April 2008, 07:30 PM
عشق یعنی سخته دل بریدن
عشق یعنی دوست دارم

Parisaa
15th April 2008, 10:28 AM
عشق يعني بر پا ساختن ستون های استوار بر بناهای احساسات ...

taranom
15th April 2008, 01:03 PM
عشق يعني حسرت ديدار تو

Parisaa
29th April 2008, 02:57 PM
عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

Parisaa
29th April 2008, 02:58 PM
عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

mohammad
29th April 2008, 07:31 PM
عشق یه جور سرابه.

Parisaa
30th April 2008, 09:16 AM
عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

ruby_baggiooo
31st May 2008, 10:58 AM
مرگ ان نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ ان است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم عشق ان نيست که هر لحظه کنارش باشى عشق ان است که هر لحظه به يادش باشى!

Alone ♥ Queen
2nd June 2008, 12:50 AM
عشق يعنی راه رفتن تا سحر

عشق يعنی گريه های بی ثمر

عشق يعنی لحظه های بی کسی

عشق يعنی دوری و دلواپسی

عشق يعنی دوری از زيباترين

غربت مطلق به روی اين زمين

عشق يعنی دستهای باز تو

عشق يعنی با تو در پرواز تو

عشق يعنی يک دل تنگ و غريب

عشق يعنی دختری پاک و نجيب

عشق يعنی چشمهای مست او

نامه هايم در فشار دست او

عشق يعنی شعرهای سوخته

عشق يعنی شمع نا افروخته

عشق يعنی تا ابد در راه او

تا هميشه يک جهان گمراه او

عشق يعنی دردهای بی شمار

عشق يعنی عاشق و فصل بهار

عشق يعنی خسته ام از بی کسی

کی به داد اين دل من می رسی؟

عشق یعنی سین و آ همراه ناز

عشق یعنی سوی کوی او نماز

عشق یعنی نامه های بی جواب

دیدن و بوئیدن او حین خواب

عشق يعنی سادگی يعنی امير

او ميايد زنده می مانی نمير

Parisaa
2nd June 2008, 08:34 AM
عشق يعني خون دل يعني جفا
عشق يعني درد و دل يعني صفا

عشق يعني يك شهاب و يك سراب
عشق يعني يك سلام و يك جواب

عشق يعني يك نگاه و يك نياز
عشق يعني عالمي راز و نياز

*red rose*
1st August 2008, 10:11 AM
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است .
عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است .
عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است .
عشق جازدن نيست صبرداشتن است .
عشق کنار کشيدن نيست ادامه دادن است .

*red rose*
1st August 2008, 10:12 AM
عشق يعني ظرف اي از بلور...عشق يعني ذره اي از جنس نور
عشق يعني ديده اي بر هم زدن...عشق يعني در هوايش پر زدن
عشق يعني يک تمنّا يک نياز...عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني اتشي در عمق جان...عشق يعني درد پيدا را نهان
عشق يعني سيب سرخي در قفس...عشق يعني ديدن يک هم نفس
عشق يعني گفتگو با يک زبان..عشق يعني زندگي با يک روان
عشق يعني لحظه هاي بيقرار..عشق يعني يک نگاه و يک فرار

Afsaneh
1st August 2008, 08:48 PM
به بخش شعر و جمله های زیبا منتقل شد.

alive
2nd August 2008, 12:16 AM
شاملو : عشق ما نیازمند رهاییست نه تصاحب . در راه عشق ایثار باید نه انجام وظیفه....

taranom
4th August 2008, 06:16 PM
عاشقی راشرط اول ناله وفریاد نیست

تاکسی ازجان شیرین نگذردفرهادنیست

عاشقی مقدور هرعیاش نیست

غم کشیدن صنعت نقاش نیست

MAHSHID
4th August 2008, 10:38 PM
اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد
عشق زمانی زیباست که برای تو باشد
تو زمانی زیبایی که برای من باشی

*red rose*
7th August 2008, 09:54 AM
ابتداي عشـــق ، يك نگاه است و انتهاي آن ، جاودانگي .

*red rose*
7th August 2008, 09:55 AM
عشــــق ، باراني ست بي اَمان كه از آسمان مي بارد تا كشتزارهاي طبيعت الهي را متبرّك و بارور سازد .

*red rose*
7th August 2008, 09:56 AM
عشــــق ، وحشي ست ؛

گُـــلي مي كارد و باغي را از ريشه بيرون مي آورد ؛ يك روز آبمان مي دهد و يك قرن تشنه مان مي دارد .

saharnaz
18th November 2008, 07:26 AM
:04:عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جان نو خورشیدوار
[Only registered and activated users can see links]

jo0jo0
18th November 2008, 08:26 AM
من غمی دارم به اندازه یک ابر سیاه
و در آن بارانی هست همه از جنس کور و اگر ببارد بر من
,غم من دوچندان خواهد شد سیاهی وسط شقایق را دانی که از چیست؟
آن سیاهی قطره ای از اشک من است که چکیده بر آن کاسه سرخ
و نشانش این است تا شقایق هست ؛غم من جاوید

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

saharnaz
18th November 2008, 08:34 AM
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است