<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>جي تاك - روانشناسی و مقالات موفقيت</title>
		<link>http://www.gtalk.ir/</link>
		<description />
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 13:36:26 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://www.gtalk.ir/images/element/misc_blue/rss.jpg</url>
			<title>جي تاك - روانشناسی و مقالات موفقيت</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/</link>
		</image>
		<item>
			<title>وقتی کسی را دوست دارید</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65968.html</link>
			<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 09:05:05 GMT</pubDate>
			<description>وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می‌شود. 
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می‌کنید. 
وقتی کسی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="right"><font size="4"><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می‌شود.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، در کنار او که هستید، احساس امنیت می‌کنید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می‌کنید.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، زمانی که در کنارش راه می‌روید احساس غرور می‌کنید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، تحمل دوری‌اش برایتان سخت و دشوار است.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، شادی‌اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی‌اش برایتان سنگین‌ترین غم دنیا ست.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، شیرین‌ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده‎اید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حاضرید برای خوشحالی‌اش دست به هرکاری بزنید.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، در مواقعی که به بن‌بست می‌رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می‌رسید.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، برای دیدن مجددش لحظه شماری می‌کنید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حاضرید از خواسته‌های خود برای شادی او بگذرید.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می‌دهید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، تحمل سختی‌ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می‌شوند.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، به همه چیز امیدوارانه می‌نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می‌شمارید.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می‌کنید.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، واژه تنهایی برایتان بی‌معناست.<br />
</font><font color="#ff0066">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، آرزوهایتان آرزوهای اوست.<br />
</font><font color="#004488">وقتی کسی را دوست دارید</font></font><font size="4"><font color="#800000">، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید.<br />
<br />
</font><font color="#ff0066">به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست؟</font></font></div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>yamahdi</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65968.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اضطــــــراب</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65880.html</link>
			<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 20:55:08 GMT</pubDate>
			<description>*اضطــــــراب*  
اضطراب به معنای واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدیدآمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است....</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b>اضطــــــراب</b> <br />
<div align="right">اضطراب به معنای واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدیدآمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است. <br />
<br />
اضطراب یک حالت احساسی- هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن، ایجاد حالت بی قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد. <br />
<br />
انواع اضطراب: <br />
اساساً دو نوع اضطراب وجود دارد: <br />
<br />
الف) اول، نوعی که به طور طبیعی به عنوان عکس العمل در مقابل استرس یا خطر تجربه می شود، مثلاً وقتی که شخصی، تهدید علیه امنیت یا سلامتی اش را به روشنی تشخیص دهد، در این هنگام احساس لرزه و رعشه می کند، دهانش خشک می شود و معده اش احساس سوزش می کند. بیشتر مردم این گونه احساسات را به هنگام رویارویی با خطر یا فشار تجربه کرده اند. <br />
<br />
ب) نوع دیگر اضطراب، اضطراب &quot;درون زاد&quot; است. این اضطراب ناگهان و بدون هشدار و بدون هیچ علتی ضربه می زند و گاهی چنین به نظر می رسد که بخش هایی از بدن از کنترل شخص خارج می شود. <br />
<br />
عبارت درون زاد به معنی ایجاد شده از درون است، به این معنی که در اینجا اضطراب در اثر عوامل محیط خارجی فرد به وجود نمی آید، بلکه از درون فرد سرچشمه می گیرد. <br />
<font color="darkorchid"><br />
اختلالات ناشی از اضطراب عبارت است از پیدایش ترس مزمن، پایین بودن آستانه تحمل مشکلات و محرومیت ها، و باور قوی که دنیا محلی خطرناک و خشن است. </font><br />
چنین فردی شدیداً احساس عدم اعتماد به نفس می کند و حتی در مسائل بسیار کوچک نیز از توان و کارآیی خود مطمئن نمی باشد. او احساس می کند قدرت تمرکز روی مسائل را ندارد و حتی افکار و اعمالش متعلق به خودش نیستند. <br />
<br />
در اینجا برخی از علائم اضطراب را نام می بریم: <br />
1- لرزش و ناپایدار بودن پاها <br />
<br />
2- مشکلات تنفسی <br />
<br />
3- تپش قلب <br />
<br />
4- درد و احساس فشار در سینه <br />
<br />
5- احساس خفگی <br />
<br />
6- اختلالات جنسی <br />
<br />
7- احساس داغ شدن <br />
<br />
8- حالت تهوع <br />
<br />
9- اسهال <br />
<br />
10- سر درد و دردهای همراه آن <br />
<br />
11- وسواس و احساس اجبار <br />
<br />
<font color="red">گروه های سنی درگیر اضطراب :</font><br />
اضطراب در تمام دوران زندگی چه قبل و چه بعد از تولد وجود دارد. اما یک سال اول زندگی در دوران کودکی، اضطراب نقش تعیین‌کننده ای دارد.<br />
<br />
اضطراب‌های دوران کودکی همگانی بوده و نقش زیربنایی دارند. به‌طور کلی، وابستگی اتکایی کودک نسبت به مادر و تشویش او به هنگام جدا شدن از مادر یا جانشین او، اساس اضطراب کودکان به ویژه در سنین 10- 6 ماهگی است.<br />
<br />
گاه کودکان به هنگام برخورد با افراد غریبه و ناآشنا دچار تشویش می‌شوند و حتی اگر از طرف فرد غیرآشنا مورد محبت و نوازش قرار گیرند، به شدت می‌ترسند و گریه می‌کنند. ترس کودکان از تنهایی و تاریکی نیز به گونه‌ای پاسخ اضطراب آلود آن‌ها به شرایط است.<br />
فشارهاي رواني ( بيماري هاي روان تني ) چه تاثيري بر اختلالات عضوي دارند ؟ <br />
بیماریهای روانشناسی <br />
اکنون بـه گروهـي از بـيـماري ها بـر مي خوريم که در جامعـه نمونـه هاي زيادي دارد و حدفاصل روان پـزشکي بـا پـزشکي داخلي بـه شمار مي رود . افـزايـش اوليـه فشارخون ، بي نظمي هاي ضربان قلب ، سکتـه هاي قلبي ، زخم دوازدهه ، کوليـت عصبي ، کوليـت زخم دار ، کهيـر مزمـن ، اگزما ، جوش غـرور جوانـي ، آسم ، سردردهاي تنشي و ميگـرني ، التهاب روماتيسمي مفاصل ، سرطان و بدخيمي هاي ديگر، ديابت ، التهاب تيروئيـد، اختلالات قاعدگي ، بي اشتهايي عصبي ، چاقي ، همه بيماري هاي شايع و نگـران کننـده اي هستنـد که بـا وجـود تفـاوت هاي فراوان ، يک وجه مشترک دارند .<br />
<br />
همه اين بيماري ها جزء بيماري هاي روان – تني به شمار مي روند ، به اين مفهوم که فشارهاي روانـي و عواطـف شديـد از طـريـق دستگاه عصبـي خودکار سبـب اختلالات عضـوي و آسيـب هاي بافتـي در بدن مي شود و در نتيجه رفع آنها نـه تنها بـه معني پيشگيـري از اين بـيـماري هاست ، بلکه منشا رواني نقش عمده اي در تداوم اين بيماري ها دارد .<br />
<br />
به طور کلي تاثيـر مسائل رواني بر جسم از چشم پوشيده نيست . خود شما هم تجربه کرده ايد که در اثـر مسائل روحـي تغيـيـرات جسمي پـيـدا مي کنيـد . شرم مـوجب بـرافـروختگي چهـره و لرزش صدا و ترس سبب خشکي دهان ، پريدگي رنگ و لرزش بدن مي شود . نگراني، مشکلات شغلي ، مشاجـرات خانوادگي و ديگـر تجربـيـات ناراحت کنـنـده عاطفي بـر وضع معـده و روده اثـر مي گذارد .<br />
<br />
اما نشانه بيماري « روان – تنـي » تمايل زيـاد دارند که در جست و جوي يک منشا جسمي براي نـشانـه هاي بيـماري خـود باشنـد و علل روان شناختـي را انکار مي کنند و از پـذيـرش آنها اکراه دارند . بـه ايـن تـرتـيـب هـر چنـد بـيـماران « روان – تـنـي » بـه صـورت خـودآگاه آرزوي رهـايـي از نشانه هاي بيماري خويش را دارند ، اما در بـرابـر تدابيـر درماني ريشـه اي که بـه مفهوم شناخت اشکلالات ويژه شخصيتي و سوءانطباق هاي منبع اضطراب است ، ناخودآگاه مقاومت مي کنند .<br />
<br />
بجاست که اکنـون بـر جامعيـت انسان بـه عنوان يک واحد « زيستي – رواني - اجتماعي » تاکيـد کنيم. انسان نه تنها فرآورده ژنها و سرشت و ساختماني بدني و عضوي خويش است، بلکه تحت تاثير تجربيات خاص رواني و محيط اجتماعي ويژه اي که در آن زندگي مي کند ، نيز قرار دارد .<br />
<br />
ايـن واحـد زيـستي - رواني - اجتماعي ممکن است در طول زندگي خويش تحت تـاثـيــر عوامل يـا استرسـورهـايـي قـرار گيـرد که آنها نـيـز ممکن است جنبـه زيستي و فيـزيکي ، روان شناختي يـا جامعه شناختي داشته باشند . واکنش انسان در برابر استرسـور شديد روان شناختي محسوب مي شود . در يک نـفـر سبب بـيـماري عروق اکليلي قلب و سکتـه قلبي و در يک نـفـر ديگر سبـب افسردگي و در شخصي ديگر موجب روي آوردن به اعتياد مي شود .<br />
<br />
رابطه هيجان و اضطراب با بيماري هاي جسمي چگونه است ؟<br />
<br />
گاهي ضايعه اي که در اثـر بيماري يا ناتواني جسمي به زندگي عاطفي و بهداشت رواني فـرد وارد مي شود ، مهم تر و پاياتر از نتايج جسمي ضايعـه عضوي است . حالت هاي مزمـن هيجاني که عموما منجر به اختلال کارکرد فيزيولوژيک مي شونـد ، معمولا ارتباطي نزديک با مشکلات جاري زندگي دارند .<br />
<br />
وجود مشکل در روابط انساني بين افراد، سهم عمده اي در تنش ها و اضطرابهايي که انسان ها را احاطه مي کند ، دارد و سبب منقلب شدن کارکرد بدني آنان مي شود . نبود محبت و احترام و ارضاي عاطفي در روابط از مهمترين اين عوامل است . روان پزشک در بيمار روان - تني در جست و جوي موقعيت هايي است که ممکن است موجب اضطراب، تخاصم، پـرخاشگري ، احساس گناه ، رنجش فروخورده، نارضايتي سرپوش گذاشته شده و ديگر عواطف ناخوشايند شوند و علت آغاز يا عامل تشديد يک اختلال جسمي محسوب شوند. در نتيجه بيمار به ندرت از اضطراب و افسردگي شکايت مي کنـد ، زيـرا قادر به احساس و ابـراز آنها نيست بلکه بيشتـر از ناراحتي در کارکردهاي جسمي شکايت مي کنـد .</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Mr.Ahmad</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65880.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>نامه يك روانشناس به دخترش</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65687.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:15:28 GMT</pubDate>
			<description>*تصویر: http://www.ofc.ir/fa/mambots/content/lightimaget/imaget/article_Father_Writing_Letter.jpg  
 
سحر نام تمام دختران دنياست 
 
*سحر جان نكاتي...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><img src="http://www.ofc.ir/fa/mambots/content/lightimaget/imaget/article_Father_Writing_Letter.jpg" border="0" alt="" class="tcattdimgresizer" onload="NcodeImageResizer.createOn(this);" /><br />
<br />
سحر نام تمام دختران دنياست<br />
<br />
</b>سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند  كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.<br />
تمامي  انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه  اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را  براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .<br />
تا  آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و  بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات  ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي  شروع مي كنم.<br />
 <br />
<b>مديريت فردي :</b><br />
همه ما براي  زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي  كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري<br />
1-  هدف خود را تعريف كن<br />
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل  ممكن آن را براي آينده تعريف كن<br />
3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه  به آن هدف برسي<br />
4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ،  مشخص كن<br />
مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير  منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي  رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي  كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي  كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار  مي كني؟<br />
<br />
اگر لازم است كمي بياساي  ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي  است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه  با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه  تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان  فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .<br />
<br />
دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر  بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي  خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت  تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن  اين است كه نداني به كجا مي روي .<br />
<br />
حتما  ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در  سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد  تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم  ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با  كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن  نقشه گم مي شود.<br />
<br />
پس بايد مسير  زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه  هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در  نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .<br />
<br />
دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار  گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ،  خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام  را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از  هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي  با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي  بياساي و انديشه كن.    <br />
<br />
<br />
منبع:jamejamonline.ir</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65687.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اهميت توجه به مشکلات نوجواني</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65683.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:13:04 GMT</pubDate>
			<description>با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود  نيز مواجه است. برخي از اين مشکلات شيوع بيشتري داشته و گاه نيازمند  مداخله کمتري هستند،...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود  نيز مواجه است. برخي از اين مشکلات </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">شيوع بيشتري </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">داشته و گاه نيازمند  مداخله کمتري هستند، اما برخي ديگر در حد يک ناسازگاري ، يک بيماري و يا  اختلال رواني </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">اجتماعي قابل </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">توجه بوده و نيازمند  اقدامات مداخله‌گرانه هستند. فراهم نبودن شرائط تربيتي مناسب ، عدم آشنائي  اوليا و </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">مربيان  با نيازها و </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">ويژگيهاي نوجوان و کودکي مشکل‌دار علل اساسي بوجود آمدن مشکلات  دوران نوجواني هستند.</font></font>    <font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">با توجه به اينکه  اين دوره نيز اهميت شايان توجهي در زندگي آينده و بزرگسالي فرد دارد و  بسياري از انتخابها و تصميمها در اين </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">دوران انجام مي‌شوند،  پيشگيري از بروز مشکلات و درمان آنها به توجه و تاکيد فراواني نياز دارد.  شناخت اين مشکلات شايد بعد </font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">از شناخت ويژگيها و  نيازهاي مرحله نوجواني اولين گام موثر در کمک به نوجوان براي داشتن يک  مرحله رشدي سالم مي‌باشد.</font></font>  <br />
    <br />
    <br />
    <br />
    <br />
     <br />
   <br />
   <br />
  <font size="2"><b>مهمترین مشکلات نوجوانی</b><br />
</font>  <br />
  <font size="2"><b>افت تحصیلی</b></font>  <br />
  <font size="2">شاید بیش از همه مراحل دیگر در این مرحله افت تحصیلی مشاهده  گردد. مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که </font><font size="2">فرزندانی  در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه  است، معمولا چنین افتی را گزارش می‌کنند. </font><font size="2">هرچند شدت و  ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه  به فراوانی آن در این دوران </font> <br />
  <font size="2">نیاز به توجه ویژه دارد.</font>  <br />
  <font size="2"><br />
<b>انحرافت جنسی<br />
</b>با توجه به ویژگیهای بلوغ جنسی در این دوران مشکلاتی از این قبیل  می‌تواند اتفاق بیافتد. در بین انواع انحرافات جنسی ،  </font><br />
  <font size="2">خودارضایی شیوع بیشتری به ویژه در بین پسران داد که با  کاربرد روشهای مناسب پیشگیرانه و رعایت آنها و استفاده از  </font><br />
  <font size="2">راهبردهای لازم (بعد از ابتلا به انحراف) قابل حل خواهد  بود.  </font><br />
  <font size="2"><br />
<b>دوستی با جنس مخالف</b>  </font><br />
  <font size="2">به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و  تحولات جنسی از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با  </font><br />
  <font size="2">جنس مخالف شیوع فراوانی می‌یابد. ارائه شناخت و آگاهیهای  لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و  </font><br />
  <font size="2">جهت‌دهی سالم مفید خواهد بود.  </font><br />
  <font size="2"><br />
<b>انحرافات اجتماعی</b>  </font><br />
  <font size="2">با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت  دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و  </font><br />
  <font size="2">استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می‌شود  که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این  </font><br />
  <font size="2">انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ،  اعتیاد و ... دییده می‌شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق  </font><br />
  <font size="2">می‌افتد.  </font><br />
  <font size="2"><br />
<b>اختلالات روانی در نوجوانی</b>  </font><br />
  <font size="2">در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز  اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از:  </font><br />
   <font size="2">   1. واکنشهای سازگاری</font>  <br />
  <font size="2">   2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل  افسردگی ، اضطراب  </font><br />
  <font size="2">   3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بی‌اشتهایی روانی  </font><br />
  <font size="2">   4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک  </font><br />
  <font size="2">   5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومی‌ترین آنهاست.  </font><br />
  <br />
   <font size="2">از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی  بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته </font> <br />
  <font size="2">باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان  درمانی قابل درمان خواهند بود.</font>  <br />
 <font size="2">  <br />
<b>خودکشی<br />
</b>معمولا پدیده خودکشی با سایر مشکلات دیگر مثل افسردگی ، اعتیاد و  ... همراه است. در هر حال تمایل به خودکشی در این  <br />
   دوران باید مورد توجه قرار گیرد.  <br />
  <br />
<b>بلوغ زودرس و دیررس</b>  <br />
  عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، طرح و ساختمان بدنی ، نوع تغذیه و سلامت  جهانی ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند  <br />
  که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق  بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و  <br />
  مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و  هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس  <br />
  اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین‌تر است (تاثیر بلوغ  در رفتار نوجوانان).  <br />
  <br />
<b>شیوه‌های برخورد با مشکلات دوران نوجوانی</b>  <br />
  آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و  نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و  <br />
  آگاهی از شیوه‌های برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات  خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت  <br />
  آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان  قرار می‌گیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود.  <br />
  هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل می‌دهد، اما شیوه‌های  درمانی عمدتا به صورت گسترده‌تری معطوف به  <br />
  اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیع‌تر و به صورت  برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه خواهد بود.  <br />
  <font size="2">آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی  برنامه‌ای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیف‌تری چون </font> <br />
 </font>  <font size="2">ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال  طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوه‌های مناسب </font> <br />
  <font size="2">تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاص‌تری  چون اختلالات روانی این دوران مثل بی‌اشتهایی روانی که با </font> <br />
  <font size="2">تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوه‌های اختصاصی‌تری  چون روان درمانی و ... استفاده می‌شود. در رابطه با </font> <br />
  <font size="2">مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون  کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند. <br />
</font><br />
<font size="2"><br />
</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65683.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>چگونه خاطرات بد را از ياد ببريم؟</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65680.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:12:07 GMT</pubDate>
			<description>*چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم* 
  
 
در  تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند  توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b>چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم</b><br />
 <br />
<br />
در  تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند  توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت  مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر  منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز  نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش  هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب<br />
<br />
 خاطرات ناراحت کننده  خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و  سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.<br />
 <br />
محقق این تحقیق می گوید،  &quot;ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با  تمرین برخی خاطرات  خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم  های عصبی  آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به   رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی  ختم  شود.&quot;<br />
<br />
&quot;طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد  40 جفت مختلف تصویر  را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک  تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه،  یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود.&quot;<br />
<br />
بعد از به خاطر سپاری هر جفت،  از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها  MRI گرفته می شد. او می گوید، &quot;فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان  داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال  گر فکر کنند یا نکنند.&quot;<br />
<br />
&quot;اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق  نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود.  تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و  آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده  احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج  نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش  جلویی مغز، اتفاق می افتد.&quot; این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی  خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن  خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند.  محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت  باشد.<br />
<br />
خاطرنشان می کنند که، &quot;مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار  آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد.  مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز  به هزاران بار تمرین دارد.&quot;<br />
<br />
&quot;بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف  دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است.  امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را  برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه.&quot;<br />
<br />
&quot;تصور می کنم که مهمترین  مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به  دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته  از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند.&quot;</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65680.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>چگونه شاد زندگی کنیم؟</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65678.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:09:58 GMT</pubDate>
			<description>«ابراهام لينکلن» گفته است اغلب مردم تقريباً به همان اندازه اي  شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگي براي ما رخ مي  دهد آنقدر ها...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">«ابراهام لينکلن» گفته است اغلب مردم تقريباً به همان اندازه اي  شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگي براي ما رخ مي  دهد آنقدر ها تعيين کننده شادي ما نيست، بلکه بيشتر نوع واکنش ما نسبت به  آن رخدادهاست که نقش تعيين کننده دارد.  </font></font><br />
<font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2">فردي که تازه  کارش را از دست داده است ممکن است اين پيشامد را به فال نيک بگيرد. پيشامدي  که مي تواند منجر به بروز موقعيتي تازه براي يک تجربه شغلي جديد، کشف  قابليتهاي تازه و محک زدن استقلال او در محيط کار گردد. در شرايط مشابه  ممکن است تصميم بگيرد که خود را از يک ساختمان بيست طبقه پايين بيندازد و  مشکل را تمام کند. بنابراين در برابر يک موقعيت يکسان يکي ممکن است به وجد  بيايد و ديگري اقدام به خودکشي کند. يکي بدبختي و فلاکت را مي بيند و ديگري  موقعيتها و فرصتهاي تازه را.</font></font><br />
     <font face="Tahoma"><font size="2">شايد در اينجا مساله را کمي بيش از اندازه ساده فرض کرده باشيم اما به هر حال اين واقعيت به قوت خود باقيست که ما خود تصميم مي گيريم که در زندگي چگونه تحت تاثيرقرار بگيريم. حتي اغلب کساني که کنترل رواني خود را از دست مي دهند باز هم تصميم به اين امر مي گيرند در واقع اين افراد به خود مي گويند: مثل اينکه زندگي کمي بيش از اندازه براي من دشوار شده است شايد بهتر باشد براي مدتي کنترل ذهنم را از دست بدهم.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">اما شاد بودن هميشه آسان نيست. شاد بودن مي  تواند يکي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد و گاه مي تواند تمام  پافشاري ها، انضباط فردي و تصميماتي را که براي خود فراهم آورده ايم مخدوش  کند. معناي بلوغ، قبول مسئوليت شادي خويش و تمرکز بر داشته ها بجاي نداشته  ها ست. از آن جايي که انسان افکار و انديشه هاي خود را بر مي گزيند الزاماً  تعيين کننده ميزان شادي هاي خويش است. براي شاد بودن بايد بر افکار شاد  تمرکز کنيم اما ما غالباً بر عکس عمل مي کنيم. اغلب تعريف ها و تمجيدها را  ناشنيده مي گيريم اما حرفهاي ناخوشايند را مدتها در ذهن نگه کي داريم.</font></font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  اگر اجازه بدهيد که يک تجربه يا يک حرف رکيک ذهن شما را به خود مشغول کند  خود شما از عواقب آن رنج خواهيد برد. يادتان باشد که شما زير سلطه ذهن خود  هستيد</font></font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  اغلب مردم تعريف ها و تمجيدها را ظرف چند دقيقه فراموش مي کنند اما يک  اهانت را سالها بخاطر مي سپارند. آنها مانند آشغال جمع کن هايي هستند که  هنوز توهيني را که بيست سال پيش به آنها شده است با خود حمل مي کنند. </font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  مثلاً مريم مي گويد: من هنوز يادم هست که در سال 1340 او چطور به من گفت  که چاق و احمق هستم. احتمالاً مريم حتي تعريف و تمجيداتي را که ديروز از او  شده است بخاطر نمي آورد اما هنوز سطل زباله 30 سال پيش را به اين طرف و آن  طرف مي کشد.</font></font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  يادم مي آيد بيست و پنج ساله بودم که يک روز صبح از خواب بيدار شدم و به  خود گفتم: تا امروز به اندازه کافي گرفته و غمگين بوده اي، اگر تصميم داري  که روزي در زندگي آدم واقعاً شادي بشوي چرا از همين حالا شروع نمي کني؟  تصميم گرفتم که آن روز بسيار شادتر از گذشته باشم و اين تصميم واقعاً  کارساز شد. بعدها از آدمهاي شاد ديگر پرسيدم: شما چطور به اين شاديها  رسيديد؟ در تمام موارد جوابهاي آنها دقيقاً بازتاب تجربه خود من بود. مي  گفتند:</font></font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  ما به اندازه کافي بيچارگي و درد و رنج و تنهايي کشيده بوديم و تصميم  گرفتيم که اين وضعيت را تغيير بدهيم.</font></font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  خلاصه کلام :</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  گاه شاد بودن مي تواند کاري بس دشوار باشد. لازمه شاد زيستن، جستجوي  زيباييها و خوبيهاست. يکي زيبايي منظره را مي بيند، ديگري کثيفي پنجره را.  اين شما هستيد که انتخاب مي کنيد چه چيز را ببينيد و به چه جيز بينديشيد.  کازانتزا کيس گفته است: </font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">  « قلم و رنگ در اختيار شماست. بهشت را نقاشي کنيد و بعد، وارد آن شويد.»</font></font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65678.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>چگونه استرس خود را بهتر اداره کنيم</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65677.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:08:53 GMT</pubDate>
			<description>استرس که بزرگترين وشايع ترين بيماري قرن است مي تواند باعث بروز مشکلا تي در بدن  وايجاد اشفتگي هايي در ظاهر شود . علاوه بر اين استرس موجب تغيير در...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="2">استرس که بزرگترين وشايع ترين بيماري قرن است مي تواند باعث بروز مشکلا تي در بدن  وايجاد اشفتگي هايي در ظاهر شود . علاوه بر اين استرس موجب تغيير در رفتار نيز مي  شود .</font>   <br />
  <font size="2">هيچ سطح استرس واحدي وجود ندارد که براي همه افراد مناسب باشد . همه ما  مخلوقاتي منحصر به فرد با نيازهاي خاص خود هستيم . بد ين ترتيب موضوعي که باعث مضطرب شدن  فردي مي شودممکن است در فرد ديگر چنين حسي راايجاد نکند .حتي اگر بپذ يريم موضوع  خاصي براي همه نگران کننده است هر کدام از ما تمايل دارد که پاسخ وعکس العملهاي  متفاوتي نسبت به آن موضوع نشان دهد .</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">مطلوبترين سطح استرس آن است که باعث تحريک وانگيزش ما براي پيشرفت شود اما احساس دل  شوره ونگراني در ما ايجاد نکند . مسائلي که مارا دچار استرس مي کنند ومقدار  استرسي که در حالت اضطراب قادر به تحمل آن هستيم با افزايش سن تغيير مي يابد . مشخص  شده است که اغلب بيماريها با استرس هاي مزمن افراد در ارتباطند . اگر دچار علائم  استرس هستيد واز حد مطلوب آ ن فراتر رaفته ايد در اين حالت بايد از استرس موجود  بکاهيد ويا توانائي خودرا براي اداره نمودن آن افزايش دهيد.</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">يکي از راههاي مقابله با استرس ،تغيير دادن منبع استرس ويا نحوه عکس العمل نشان  دادن به آ ن است.</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">نکات زير مي توانند براي کنترل بهتر استرس مفيد باشند</font> <br />
    <br />
    <font size="2">1 - از مسائلي که باعث ايجاد استرس مي شوند واحساسات وعکس ا لعمل هايي که به آ  ن نشان مي دهيد کاملا &quot; آ گاه شويد.به اضطراب خود توجه کنيد وآن را ناديده نگيريد . بهراحتي از کنار مشکلات خود عبور نکنيد. دريابيد که کدام وقايع  باعث</font> <br />
  <br />
  <font size="2">اضطراب شما مي شوند . دقت کنيد که در درونتان راجع به مفهوم اين وقايع چگونه مي  انديشيد . در يابيد که بدنتان چگونه به استرس پاسخ ميدهد . آيا دچار اضطراب مي شويد  ويا با مشکلات جسمي مواجه مي گرديد . اگر چنين است اين علايم دقيقا&quot; کدامند .</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">2- مسائلي را که قادر به تغيير آن ها هستيد را بشناسيد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">آيا مي توانيد مسائلي راکه باعث بوجود آمدن استرس در شما مي شوند با حذف کامل  آنها ويا پرهيز از رويارويي با آن هاتغيير دهيد ويا شدت آن ها را کاهش دهيد ؟براي  کنترل بهتر اين مسائل به جاي اداره روزانه يا هفتگي آنهارا در يک دوره طولاني تر  اداره نمائيد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">آيا مي توانيد مدت زمان در معرض استرس قرارگرفتن خود را کوتاهتر کنيد ؟ در اين  مورد شما مي توانيد به خود زنگ تفريح</font> <br />
  <br />
  <font size="2">بدهيد . مي توانيد براي انجام تغييرات ضروري وقت وانرژي لازم را اختصاص دهيد . با  مد يريت زمان وهدف سازي واستفاده از روشهاي شاد مي توانيد اين کار را انجام  دهيد.</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">3- شدت عکس العمل هاي خود را نسبت به استرس کاهش دهيد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">عکس العمل هايي که به استرس نشان مي دهيم نسبت به ميزان درک وآگاهياز خطري که  ممکن است مارا تهديد کند</font> <br />
  <br />
  <font size="2">مي تواند متفاوت باشند اين خطر ممکن است روحي يا جسمي باشد . شما چگونه  ايد؟آيا مسايلي راکه باعث بوجود آ مدن استرس مي شوند در حالتي غير واقعي يا بزرگ تر  از آن چه که هست مي بينيد ومشکلي را که با آ ن روبرو شده ايد بي دليل به يک فاجعه  مبدل مي سازيد ؟ آ يا انطظار داريد همه را از خود راضي نگه داريد ؟ آيا نسبت به  مسائل عکس العمل هاي شديد نشان داده وآنهارا کاملا&quot; بحراني وپيچيده مي بينيد ؟آيا احساس مي کنيد هميشه بايد در همهموقعيتها پيروز باشيد؟ اگر چنين است بايد  براي پذيرفتن ديدگاههاي متعادل تر تلاش نمائيد . سعي کنيد به جاي اينکه استرس را  مسئله اي بيابيد که بر شما چيره خواهد شد آن را موردي بدانيد که مي توانيد با آ ن  مقابله کنيد . متعادل نمودن احساسات بيش از اندازه مي تواند بسيار مفيد واقع شود.</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">4- بياموزيد که چگونه عکس العمل هاي جسمي خودرانسبت به استرس متعادل نماييد.</font> <br />
  <br />
  <font size="2">- چند نفس آرام وعميق ضربان قلب وسرعت تنفس شمارا به حالت عادي برمي گرداند.</font> <br />
  <br />
  <font size="2">- تکنيک هاي تمدد اعصاب مي توانند از فشارهاي وارده برعضلات بکاهند . يکي  ازاين تکنيکها تمرين تمرکزفکراست . به اين صورت که چهار زانو باستون فقرات صاف به  طوري که دستها روي ران باشد ، چشمهارا ببنديد و به دم وبازدم خود توجه کنيد.  آرام و مطلع از وضعيت بدن به مدت چند دقيقه بنشينيد . بعد از مدتي احساس مي کنيد  که استرس شما کم کم ازبين مي رود.</font> <br />
  <br />
  <font size="2">- تجويز دارو توسط پزشک نيز مي تواند به طور کوتاه مدت در متعادل نمودن واکنش  هاي جسمي فرد نسبت به استرس موثر باشد گر چه تجويز دارو به تنهايي راه حل  مناسبي براي ملا يم نمودن اين واکنش ها نيست . فراگيري روشهاي ارادي متعادل سازي اين  واکنش ها ، براي ملا يم سازي آ ن ها به طور بلند مدتارجح تر هستند .</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">5- جسم خود را بسازيد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">براي مراقبت از قلب وعروق 3 تا4 بار در هفته ورزش کنيد ( تمرينات ريتميک طولا ني  مدت مانند پياده روي ، شنا ، دوچرخه سواري ، دو ميداني جزو يهترين تمرينات  هستند ) کار شناسان معتقدند افرادي که در معرض استرس قرار دارند بايد به قدم زدن وبازي  با بچه ها پردازندتا هورمون شادي در بدنشان بيشتر ترشح شود . همچنين معتقدند که  تمرينات ورزشي با حالات رواني رابطه داردزيرا اين تمرينات باعث کم شدن سطحکورتيزول  مي شود وسروتونين را که از آن به هورمون شادي تعبير مي شود افزايش مي دهد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">- از همه گروههاي غذايي بطور متوازن استفا ده نماييد . خود را به وزن متعادل  برسانيد . کمي فراغت وتفريح را در کنار کار فراموش نکنيد . هر وقت که مي توانيد به  خود زنگ تفريحي بدهيد حتي براي چند دقيقه از محييط کار خود خارج شده و استراحت کنيد  . به اندازه کافي بخوابيد ودر حفظ برنامه واستراحت وخوا خود تا حد امکان جدي  وسخت گير باشيد .</font> <br />
  <br />
  <font size="2">- قبل از خواب فعاليت پر تحرک نداشته باشيد . واگر امکان داشته باشد يک نوشيد  ني گرم بنوشيد .</font> <br />
  <br />
   <br />
  <br />
  <font size="2">6- روح خود را بسازيد</font> <br />
  <br />
  <font size="2">ارتباطات ودوستي هاي مشترک خودرا افزايش دهيد . اهداف فود را دنبال کنيد ، اهداف  واقع گراانه اي که براي خود شما مهم هستندنه اهدافي که ديگران آ نهار ابراي شما در نطر  مي گيرند . هميشه انتطار کمي نااميدي، شکست وناراحتي را داشته باشيد . هميشه  آرام و مهران و دوست خود باشيد.</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65677.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>ارزانترين داروي مبارزه بانگرانيها</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65676.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:07:23 GMT</pubDate>
			<description>*وقتی کارمی کنیم احساس آرامش و رضایت می کنیم وکمتر فرصت  داریم که غصه بخوریم ،یکی از مهمترین قوانینی که علم روانشناسی کشف کرده  این است که کار...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="right"><b><font size="3">وقتی کارمی کنیم احساس آرامش و رضایت می کنیم وکمتر فرصت  داریم که غصه بخوریم ،یکی از مهمترین قوانینی که علم روانشناسی کشف کرده  این است که کار (مشغولیت) موثرترین داروی آرام بخش شناخته شده برای اعصاب  وروان است.   ما زمان هائی را که غرق در کار هستیم ازنظر روحی شاداب تریم،  اما اوقات بعد از کار که باید از زندگی و از باهم بودن لذت ببریم و خوش بخت  تر از اوقات دیگر باشیم شیاطین و حشتناک ترس بر ما هجوم می آورند،  اگرسرگرمی داشته باشیم دیگر ترس، اضطراب، نفرت، حسادت، کینه و بخل به ماروی  نمی آورند. بهترین راه مبارزه بانگرانی ها و ترس، انجام یک کار مثبت می  باشد، دانشمندی می گوید باید خود را با سرگرمی های مختلف آرام سازیم تا  همیشه امیدوار باشیم، راستی وقتی نگران هستیم بهتر است به خاطر بیاوریم که  می توانیم از کار به عنوان یک عامل موثر و شفابخش استفاده کنیم، وقتی به  کاری مشغول هستیم خون سریعتر در رگها جریان می یابد و ذهنمان بازتر می شود و  احساس مثبتی نسبت به زندگی پیدا می کنیم و آن وقت است که تمام نگرانیها از  ما دور خواهندشد. به خاطر داشته باشیم که وفتی نگران هستیم ارزانترین  داروئی که در دنیا وجوددارد وجزء بهترین داروها است کار است. وقتی کارمی  کنیم غول نا امیدی را درهم می شکنیم، پیامبراعظم (ص) می فرماید: هرکس که  بیکار بگردد و سنگینی بارش را بر دوش دیگران بیندازد از رحمت خدابه دوراست.  حضرت علی علیه السلام نیزمی فرماید: کار صیقل آدمی است و در اسلام کار یا  شغل وسیله ای است برای کسب روزی حلال ،خدمت به خلق ،جلب رضایت پروردگار و  نزدیک شدن به خدا.</font></b></div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65676.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>روان شناسي خود باوری</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65674.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:05:59 GMT</pubDate>
			<description>*باورهاي  غلط احساساتمان را تغيير دهيم…  
فكر  خود را تغيير دهيم تا احسا سمان متحول شود 
بعضي اوقات به خود مي گوييم كه زندگي مان  همين است 
كه هست و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="right"><b><font face="Tahoma">باورهاي  غلط احساساتمان را تغيير دهيم… </font><br />
<font face="Tahoma">فكر  خود را تغيير دهيم تا احسا سمان متحول شود</font><br />
<font face="Tahoma">بعضي اوقات به خود مي گوييم كه زندگي مان  همين است</font><br />
<font face="Tahoma">كه هست و تا هميشه همين  گونه ادامه خواهد داشت</font><br />
<font face="Tahoma">با باز  نگري درنحوه  تفكرو ا حسا سمان زندگي خود را متحول سازيم :</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي غلط}  مجبوريم همان گونه احساس كنيم كه باشيم</font><br />
<font face="Tahoma"> و  انتخاب ديگري نداريم.</font><br />
<font face="Tahoma">{باور هاي  درست} بر خلاف تصور انتخابهاي متعددي</font><br />
<font face="Tahoma">داريم پس انتخاب كنيم .</font><br />
<font face="Tahoma">-------------------</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي غلط} اشخاس ويا چيز هاي ديگر سبب  مي شوند </font><br />
<font face="Tahoma">كه چنين احساسي داشته  باشيم.</font><br />
<font face="Tahoma">{باوهاي درست} ممكن نيست ؛  نبايد افراد يا چيزهاي ديگر</font><br />
<font face="Tahoma"> احساسمان  را در دست بگيرند.</font><br />
<font face="Tahoma">----------------------</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي غلط} خودمان  را نمي توانيم قبول  كنيم  به شرط اين كه</font><br />
<font face="Tahoma"> افراد  ديگر تاييدمان كنند. </font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي  درست} تفكرمان را تغيير دهيم  مهم وضروري نيست كه</font><br />
<font face="Tahoma">همه مارا تاييد كنند يا نه.</font><br />
<font face="Tahoma">--------------------</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي غلط} احساس بي ارزشي مي كنيم  اگراشتباهي مرتكب</font><br />
<font face="Tahoma"> شويم نمي  توانيم ديگركاردرستي راانجام دهيم .</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي درست}چون ماجايزالخطا هستيم و همه  اشتباه</font><br />
<font face="Tahoma">مي كنيم پس مثل ديگران حق  اشتباه كردن را داريم.</font><br />
<font face="Tahoma">---------------------</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي غلط} مي توانيم رفتارها و احساسات  ديگران را كنترل كنيم.</font><br />
<font face="Tahoma">{باورهاي  درست} تلاش نكنيم رفتارهمه ي  افراد را تحت </font><br />
<font face="Tahoma"> كنترل خود درآوريم</font><br />
<font face="Tahoma">چون فقط مي توانيم رفتار خودمان را  كنترل  كنيم..</font><br />
<font face="Tahoma">---------------------</font><br />
<font face="Tahoma">بياييم روش فكر كردنمان را تغيير دهيم به  (خود) و رفتارهاي</font><br />
<font face="Tahoma"> خويش  متمركز شويم</font><br />
<font face="Tahoma">آن وقت احساس  و افكار  مانسبت به زندگي و همه چيز عوض خواهد شد… </font><br />
<font face="Tahoma">ودر پايان بايد گفت كه :</font><br />
<font face="Tahoma">وز حادثه ي زمان زاينده مترس  وزهرچه رسدچو  نيست پاينده مترس</font><br />
<font face="Tahoma">اين يكدم  نقد رابه عشرت بگذار  از رفته مينديش و ز  آينده  مترس</font></b>  </div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65674.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیم</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65671.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:04:47 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[شاید  شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با  نظریه تحیلی عاملی"اریک برن"  آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و  می توانید...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font face="Tahoma">شاید  شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با  نظریه تحیلی عاملی&quot;اریک برن&quot;  آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و  می توانید رفتارتان را بهبود بخشید.  ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران  متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از  بخشهایی تشکیل شده است. ولی  در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر  کارهای فردی از بخش  غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت  می  پردازیم. اریک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان  از  بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.</font><br />
  <b><font face="Tahoma"><font size="2"> وی  اجزاء شخصیت انسان را به 3 بخش تقسیم می کند.<br />
 </font></font></b> <b><font face="Tahoma"><font size="2">1 – حالت  من کودک  child ego stage</font></font></b><br />
 <b><font face="Tahoma"><font size="2">2 – حالت من والــد   parent ego stage </font></font></b><br />
 <b><font face="Tahoma"><font size="2">3 – حالت من بالــغ  adult ego stage</font></font></b><br />
  <font face="book antiqua,palatino"><font size="2">  <br />
 </font></font> <font face="Tahoma"><font size="2"><b> 1 – حالت من کودک  child ego stage</b></font></font><br />
  <font face="Tahoma"><font size="2">کودک به هنگام  به دنیا  آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در  وی می شود . مثلا  با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد....  و این حالت در کودکی پایان  نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به  انحاء مختلفی ادامه می یابد. این بخش  شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی  جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد .  پیوسته به دنبال لذت جویی و  دفع درد و رنج است. </font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2"> سه خاصیت کلی &lt;&lt; حالت  من کودک &gt;&gt;  عبارت است از:</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">1 – هرگز از لذت جویی  سیر نمی شود.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">2 – آینده را نمی  بیند.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2"> 3 – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد. <br />
 </font></font> <font face="Tahoma"><font size="2"> احساسات منفی ،  خلاقیت  ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن  از جمله خصوصیات  حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر  چیزی را شخصا خودش تجربه  کند . اصلا خویشتن دار نیست و به  عواقب احتمالی رفتارش  توجهی ندارد. تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ،  مذهب ، قانون ، تعقل و...  ندارد.</font></font><br />
 <br />
 <b><font face="Tahoma"><font size="2">2– حالت من والد</font></font></b><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">در سالهای اولیه کودکی  (  مخصوصا 5 سال اول ) ، باید و نباید های  زیادی از طرف والدین به کودکان  تحمیل شده  یا یاد داده می شود.این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی  غیر قابل سئوال در  حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از  شخصیت فرد را تشکیل می دهد.این  بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای  انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و  نبایدها در افراد مختلف است. وقتی  فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون  توجه به تعقل و منطق به امری  مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور  به انجام چنین  اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند. همانطور که  بعدا  خواهیم گفت 3 بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از  فردی  به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به  عهده یکی از  این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا  خواهند گذاشت. پس شخصیت  افراد متفاوت خواهد شد. شاید شما کسانی را دیده  باشید که برای آنها زندگی کار است و  کاراست و کار .و یا کسانی را دیده  باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند  یک نیروی نظامی مقید به  تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی  پذیرند.این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا  به  رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.اضافه کاری و غرق شدن در   کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی  اهمیت  جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه  تربیتی سخت و خشک و  متعصب عمل می کنند. دیدن خنده آنها مانند  خورشید گرفتگی  هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته  آنها هم روی نظم معین  خودش که می توانید رصد کنید. ( فراموش  نکنید شخصیتی  نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های  زیادی در فرهنگ و جامعه ما  هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه  داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">  <br />
 </font></font> <b><font face="Tahoma"><font size="2">3 – حالت من بالغ </font></font></b><br />
  <font face="Tahoma"><font size="2">این بخش شخصیت  مخ شخصیت  است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری  خود مختار و مستقل است  که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می  دهد.این بخش شخصیت است که :</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">1- </font></font><font face="Tahoma"><font size="2">تجزیه  و تحلیل می کند.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">2-  آینده نگری می کند.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">3- میان  احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">4- </font></font><font face="Tahoma"><font size="2">احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر  دنیای خارج  ضروری هست محاسبه می کند.</font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">5- فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و  والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن  میان آنهاست  </font></font><br />
 <font face="Tahoma"><font size="2">در واقع شخصیت  کامل  انسانی ، شخصیتی هست که 3 بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به  صورت متعادل در  آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با  روشنفکری در جای خود به کودک و  در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را  با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.</font></font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65671.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>صداقت احساسی و نقش آن در زندگی</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65668.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:03:31 GMT</pubDate>
			<description>صداقت احساسی بدین معناست که احساسات و  عواطف حقـیقی خـود را بـیـان کنـیم.  
برای این کـه بتـوانـیم از نــظر  احسـاسی صـادق بـاشیم، باید در وهله اول...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>صداقت احساسی بدین معناست که احساسات و  عواطف حقـیقی خـود را بـیـان کنـیم. <br />
برای این کـه بتـوانـیم از نــظر  احسـاسی صـادق بـاشیم، باید در وهله اول از احساسات خـود با خبر باشیم. این  آگـاهی از احسـاسـات، بـه مـیـزان هـوش احساسی افـراد بستـگی دارد. هـــوش  احساسی اسـت کـه فـرد را قـادر می سـازد تـا بـتـواند بـــه طور دقیق  احساساتش را تشخیص دهد.<br />
<br />
هوش احساسی همچنین این توانایی را به ما می  دهد که بتوانیم تصمیم بگیریم که آیا کار درستی است که احساسات واقعی خود را  با طرف مقابل در میان بگذاریم یا خیر. به هر حال به طور کلی عقیده من بر  این است که افراد باید به طور فردی در بیان احساسات خود صادق باشند تا همه  در جامعه ای با صداقت احساسی بالا زندگی کنند.<br />
<br />
اگر بتوانیم از نظر  احساسی با خودمان صادق باشیم، می توانیم خود حقیقیمان را خیلی عمیق تر  بشناسیم. این کار به ما کمک می کند که خیلی راحت تر با خودمان کنار بیایم و  خودمان را همانطو که هستیم بپذیریم. این امر همچنین به ما کمک میکند که  تشخیص بهتری در این مورد که وقت خود را چگونه و با چه کسانی صرف کنیم،  داشته باشیم.<br />
<br />
در عین حال اگر سعی کنیم که با دیگران در بیان احساسات  خود صادق باشیم، اینکار به آنها هم کمک می کند که از نظر احساسی صداقت  بیشتری را از خود نشان دهند. زمانیکه از نظر احساسی صادق باشیم، دیگر مجبور  نخواهیم بود تا کارهایی را که به دلخواهمان نمیباشد، انجام دهیم. همچنین  خیلی سریع تر فردی که برای احساساتمان ارزش قائل است را پیدا خواهیم کرد.<br />
<br />
<br />
 <b>صداقت احساسی نیازمند آگاهی،  اعتماد به نفس، و حتی شجاعت است.</b><br />
<br />
این به آن دلیل است که  همیشه ما در جو اجتماعی یاد گرفته ایم که به احساساتمان بی توجه باشیم،  آنها را نادیده گرفته و در مورد آنها به خودمان هم دروغ بگوییم. به عنوان  مثال زمانیکه از ما سوال می شود (چطوری) معمولاً جواب می دهیم: خوبم، حتی  اگر به راستی هم خوب نباشیم، باز هم چنین پاسخی می دهیم. حتی گاهی اوقات  هنگامیکه کاملاً مشخص است که افراد عصبانی بوده و حالت تدافعی به خود گرفته  اند، اگر از آنها سوال کنیم، باز هم حاضر نیستند قبول کنند که عصبانی  هستند.<br />
<br />
صداقت احساسی از همان دوران کودکی معنا پیدا می کند. کودکان  به طور مکرر و آزادانه احساسات واقعی خود را بروز می دهند؛ اما از همان  دوران ابتدایی کودکی آنها یاد می گیرند که در بیان احساسات خود صادق  نباشند. والدین و مربی ها از کودک میخواهند که فرزندانشان آنطور که خودشان  انتظار دارند باید صحبت کنند و یا کارهایشان را انجام دهند. این کار کاملاً  مغایر با بروز احساسات حقیقی کودک است. به کودک تعلیم داده می شود که  لبخند بزند حتی زمانیکه واقعاً ناراحت و عصبانی است. زمانیکه هیچ گونه  احساس پشیمانی ندارد به او یاد می دهند که باید عذر خواهی کند.  <br />
<br />
زمانیکه  هیچ گونه احساس قدرشناسی نمی کند به او یاد می دهند که باید بگوید:  متشکرم، زمانیکه احساس می کند نسبت به او بدرفتاری کرده اند، به او یاد می  دهند که از شکایت کردن دست بردارد. به او یاد می دهند که افراد را ببوسد و  به آنها شب بخیر بگوید، آنهم در حالیکه کمترین علاقه ای به انجام این کار  ندارد. به او می گویند که بی ادبی و شاید خودخواهی باشد که انتظار داشته  باشد همه چیز مطابق انتظاراتش پیش برود.<br />
<br />
همچنین به کودکان آموزش  داده می شود که برای بیان احساسات خود از برخی لغات خاص نمی توانند استفاده  کنند. من پدر و مادرهای بسیار زیادی را مشاهده کرده ام که به فرزندان خود  آموزش می دادند که از واژه متنفرم استفاده نکند. <br />
گاهی اوقات هم والدین  به شدت مخالف این امر هستند که کودکان احساسات واقعی خود را به طور کامل  بیان کنند.<br />
<br />
زمانیکه کودکی به پایان می رسد و بچه ها پا به سنین  نوجوانی می گذارند، خیلی بیشتر می توانند به جای خودشان تصمیم بگیرند. آنها  راحت تر صحبت می کنند و در مقابل بزرگسالان جواب می دهند و آنها را بیش از  پیش به چالش بر می انگیزند. اگر افراد بزرگسال در چنین شرایطی احساس خطر  بکنند، با بی اعتبار کردن نوجوانان از خود دفاع می کنند و ادراک و احساسات  او را مبطل اعلام می کنند. در این شرایط، فشاری از جانب همنوعان، به منظور  پیروی از نورم های گروهی، نیز احساس میشود.<br />
<br />
با تجربه به چنین  شرایطی، نوجوانان و بزرگسالان یاد می گیرند که نمی توانند در مورد  احساساتشان صادق باشند. به همین دلیل نوجوانان به طور تدریجی دیگر مانند  سابق با والدین، معلم ها، دوستان و حتی خودشان هم صادق نخواهند بود. آنها  یاد میگیرند که بیان احساسات واقعی هیچ ارزشی ندارد.<br />
<br />
<b>صداقت  احساسی و تربیت فرزندان</b><br />
<br />
پدر و مادر در ایجاد یک محیط امن  برای بیان احساساتشان نقش مهمی را بر عهده دارند. آنها می توانند محیطی را  خلق کنند که کودک و نوجوان آزادانه احساسات خود را بروز دهد و یا فضایی را  بیافرییند که درست عکس این قضیه در آن صدق کند. راه و روش تربیت فرزندان در  این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد و بر روی این امر که آیا  فرزندان در آینده می توانند افراد صادقی در زندگی باشند یا خیر تاثیر  بسزایی خواهد گذاشت.<br />
<br />
اولین راه برای ایجاد صداقت در احساسات، تصدیق و  ارزش قائل شدن برای عواطف فردی می باشد. زمانیکه از نظر احساسی مورد پذیرش  قرار بگیریم و احساساتمان را به رسمیت بشناسند، آنوقت دیگر هیچ ترسی  نخواهیم داشت که مورد پذیرش قرار نگرفته و یا به خاطر بیان احساسات و  افکارمان تنبیه شده و یا با عدم پذیرش روبرو شویم. <br />
ما آزاد هستیم که  خودمان باشیم و والدینمان نیز ما را همانطور که هستیم قبول خواهند کرد.  زمانیکه ما را همانطوری که هستیم بپذیرند- و نه به عنوان تصویری که ما تصور  می کنیم باید آنگونه باشیم – احساس امنیت درونی بیشتری به ما دست خواهد  داد. <br />
می توانیم از نظر احساسی نیز با دیگران رو راست باشیم و از عدم  پذیرش آنها هیچ ترسی به دل راه ندهیم. از آنجایی در اعماق وجود خود احساس  امنیت داریم، پذیرش و یا عدم پذیرش از سوی دیگران برایمان اهمیت چندانی در  بر نخواهد داشت. آزاد هستیم که خود واقعیمان را به دیگران نشان دهیم. این  ویژگی افرادی را که آنها نیز احساس امنیت می کنند و می توانند خودشان باشند  را به سوی ما جذب می کند. در نتیجه اطراف ما پر خواهد شد از افرادیکه  احساس امنیت، اعتماد به نفس، و صداقت احساسی دارند.<br />
<br />
از سوی دیگر اگر  همواره در زمان کودکی از بیان احساسات واقعیمان منع شویم، والدیمان هرگز  قادر به دیدن خود واقعی ما نخواهند شد. در طول زمان چنین بچه هایی هر چه که  بیشتر می گذرد، بیشتر از والدینشان فاصله می گیرند و در دوران نوجوانی این  شکاف بیش از پیش مشهود خواهد شد. زمانی هم که به سن قانونی رسیده و خانه  را ترک می کنند، از برقراری ارتباط با والدین خود پرهیز کرده یا تنها به  دلیل جلوگیری از احساس گناه - و نه به خاطر حس دلتنگی- با والدین خود روابط  محدودی را برقرار می کنند. در این حالت والدین نمی توانند چهره واقعی  فرزند خودشان را که برای سالیان سال زیر یک سقف با او زندگی کرده اند را  بشناسند.<br />
<br />
اما بدترین چیز این است که والدین احساس میکنند بچه خود را  به خوبی میشناسند. حتی ممکن است از کارهایی که او انجام می دهد متعجب شده و  احساس ناامیدی کنند. ممکن است بگویند: (من واقعاً متوجه نمی شوم که تو چرا  یک چنین کارهایی می کنی!) اما دلیل این امر که پدر و مادرها متوجه نمی  شوند، این است که آنها واقعاً دختر و یا پسر خود را نمی شناسند و آن هم  دلیلش این است که برای مدت ها مانع بروز صداقت احساسی او می شدند.<br />
<br />
ما  زمانی احساس خواهیم کرد دیگری به درستی ما را درک کرده که طرف مقابل ما را  از نظر احساسی درک کند؛ اما اگر این اجازه را نداشته باشیم که احساسات  واقعی خود را بروز دهیم، آنوقت چگونه می توانیم از طرف مقابل انتظار داشته  باشیم که ما را درک کند. این امر به ویژه در زمان نوجوانی از اهمیت خاصی  برخوردار است و نوجوانان باید از سوی والدینشان درک شوند. شاید والدین با  خودشان تصور کنند که فرزندشان را از سر تا پا می شناسند اما کودک به هیچ  وجه یک چنین احساسی نداشته باشد. این مسئله خود باعث بروز مشکلات بزرگی  خواهد شد.<br />
<br />
<b>چند نکته دیگر در مورد صداقت احساسی</b><br />
<br />
-   عدم صداقت احساسی نیازمند صرف انرژی بیشتری نسبت به بروز صداقت احساسی  است.<br />
<br />
-  زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم، ارزش احساسات واقعی خود  را متوجه نخواهیم شد.<br />
<br />
-  زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم بر  خلاف سیر تکاملی قدم برداشته ایم.<br />
<br />
-  زمانیکه از نظر احساسی صادق  نباشم، برخلاف واقعیت زندگی راه می رویم، اشتباه می کنیم و این کار انرژی  زیادی را از ما زایل می کند.<br />
<br />
-  عدم صداقت احساسی تنش و استرس بیش  از اندازه ای را در جامعه ایجاد میکند.<br />
<br />
البته با وجود تمام این حرف  ها باز هم من معتقد هستم که وقتی هوش احساسی شما گسترش پیدا می کند که  بدانید چه زمان باید از نظر احساسی صادق باشید، چه موقع باید همچنان ساکت  بمانید، و چه زمان باید بر طبق احساسات واقعی خود عمل کنید و چه وقت بر  خلاف آن. مواردی به عنوان پیوستگی در صداقت احساسی وجود دارند که شامل  موارد ذیل می باشد : <br />
<br />
سرکوبی ناخوسته احساسات، افشای کامل احساسات،  صحبت کردن با رعایت جوانب احتیاط، دست کاری عمدی احساسات، و تله های  احساسی. همچنین تفاوت شگرفی میان علایق کوتاه مدت و بلند مدت، نیاز فردی و  نیازهای دیگران، قضاوت های فردی و مورد قضاوت قرار گرفتن از سوی دیگران  وجود دارد. به دلیل مطرح شدن کلیه این مطالب، و برای حل یک مسئله احساسی با  توجه به وجود هوش احساسی، تصور می کنم که این خود افراد هستند که باید  تصمیم بگیرند که چه زمان و تا چه حد در مورد احساسات خود صادق باشند. بنا  بر تجربه های شخص من، تصور می کنم صداقت کامل احساسی زندگی مرا راحت تر  کرده، به من کمک کرده تا متوجه شوم چه کسی مرا همانطور که هستم می پذیرد، و  احساس درستی، کمال، صمیمیت در من ایجاد کرده.<br />
<br />
ناتانیل برندن می  نویسد:<br />
<br />
اگر قرار است روابط موفق باشند، عشق حقیقت پیدا کند، و صمیمت  ایجاد شود، همه افراد باید درک کنند که هیچ چیز اسطوره ای و ویژه ای در  مورد دروغ گفتن، برگرداندن احساسات، طور دیگر جلوه دادن احساسات و افکار،  پنهان کردن حقایق، و حقیقت فردی که هستید، وجود ندارد. باید یاد بگیریم که  اگر مقوله اسطوره ای و ویژه ای هم وجود داشته باشد در توانایی مواجهه با  حقایق، احترام گذاشتن به واقعیت ها و قبول اینکه چه چیزی درست است، خلاصه  می شود.<br />
<b><br />
مطالبی دیگری در مورد صداقت احساسی<br />
<br />
چکیده ای  از مقاله لین لوت، مشاور خانواده و ازدواج</b><br />
<br />
اگر چیزی در  ذهن دارید، کاملاً طبیعی است که آنرا به زبان بیاورید، هر زمان که خواستید  می توانید {نه} بگویید، و برای خود مرز و محدوده تعریف کنید و به فرد مقابل  صادقانه بگویید که چه فکر میکنید و چه احساسی دارید. شاید این امر کار  ساده ای نباشد چرا که ممکن است توانایی خود را در تشخیص احساسات واقعیتان  از دست بدهید و یا شاید شجاعت بیان چیزی را که در درونتان می گذرد را  نداشته باشید، چرا که همواره از کودکی به شما آموزش داده اند که شاید  واقعاً چنین احساسی نداشته باشید و اکثراً در یک چنین مواقعی شما را تصحیح  کرده باشند؛ اما صداقت احساسی مقوله ای است که با کمی تمرین می توانید آنرا  یاد بگیرید. از زمانی آغاز می شود که شما احساس کنید در درونتان احساسات و  عواطفی وجود دارد که درست و یا نادرست هستند. در چنین حالتی با استفاده از  لغات می توانید ارتباط برقرار کرده و احساساتتان را با دیگران در میان  بگذارید.<br />
<br />
شاید صداقت در احساسات قدری ترسناک باشد. ممکن است با  انجام این کار به احساسات طرف مقابل لطمه وارد کنید و یا خودتان را در معرض  آسیب پذیری قرار دهید. همه افرادی که اطراف شما هستند، انسان های خوبی به  شمار نمی روند. آنها هم راههایی را یاد گرفته اند که به واسطه آن می توانند  نارضایتی خود را نشان دهند از جمله : <br />
آه حسرت کشیدن، اخم کردن و فریاد  کشیدن در مورد یک موضوع دیگر، و یا حمله ور شدن به طرف مقابل. شما می  توانید آنها را تشویق کنید که به حرف هایتان گوش بدهند و به آنها بفهمانید  حرف هایی که می زنید فقط اطلاعاتی است که در مورد خودتان به آنها می دهید و  لازم نیست که حتماً با آن موارد موافق باشند و یا چیزی را تغییر بدهند و  درست کنند. تنها خواسته تان این است که سعی کنند تا شما را بهتر بشناسند، و  متوجه شوند که چه چیزی در درونتان می گذرد.<br />
<br />
بیشتر افراد تصور می  کنند، زمانیکه ریسک پذیر شده و احساسات واقعی خود را بیان می کنند، به طرف  مقابل نزدیک تر شده و دیگر لازم نمی بینند که آن کمال ابتدایی را همچنان  ثابت نگه دارند. ما هر چقدر بیشتر صداقت احساسی را تجربه کنید، بیشتر پذیرش  فردی، عشق و احترام دو جانبه را تجربه خواهید کرد. به سرعت متوجه خواهید  شد که صداقت احساسی دو رویکرد مختلف را در بر می گیرد: علاوه بر اینکه می  گویید چه احساسی دارید، متوجه خواهید شد که دیگران هم دارای احساسات و  عواطف مخصوص به خودشان هستند و شما باید بدون پیش داوری، انتقاد و یا قصد  تغییر آنها، به حرف هایشان گوش دهید.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65668.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>بحران خودکشی</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65666.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:02:11 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.ofc.ir/fa/mambots/content/lightimaget/imaget/article_sucide.jpg  (http://www.ofc.ir/fa/images/stories/article/sucide.jpg) 
آیا ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://www.ofc.ir/fa/images/stories/article/sucide.jpg" target="_blank"><img src="http://www.ofc.ir/fa/mambots/content/lightimaget/imaget/article_sucide.jpg" border="0" alt="" class="tcattdimgresizer" onload="NcodeImageResizer.createOn(this);" /></a><br />
آیا  تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده‌ای در زندگی مواجه شده‌اید، طوری که دلتان  بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از  مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره‌ای از زندگی  خود به مرگ فکر کرده‌اند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی  عمل می‌کنند. بحران خودکشی تجربه‌ای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای  بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات  شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی‌گرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی  هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
  <b>چه چیزی به بحران خودکشی منجر  می‌شود؟</b><br />
یک بحران خودکشی معمولا توسط یک تجربه آسیب زا و یا  مجموعه‌ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال می‌کنند، ایجاد  می‌شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا  مشکلات شخصی دراز مدت می‌باشند. زمانی که نظام مقابله‌ای شخص قادر به  رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن می‌تواند  شخص را به افکار خودکشی ، آسیب‌پذیر نماید.<br />
<br />
 <br />
<b>احساسات  شخص خودکشی کننده</b><br />
عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس  بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. او در پس انبوه جمعیت احساس  انزوا و تنهایی می‌نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش می‌یابد.  احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می‌شوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از  خود از نظم معمول خارج می‌گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل  بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس  درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ،  آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می‌گیرد.<br />
<br />
 <br />
<b>شیوه‌های  مواجهه با افکار خودکشی</b><br />
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با  معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت ،  برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت توجیه  زندگی (زنده ماندن) است.<br />
<br />
    * ترسها ، ناکامی‌ها و نگرانی‌های خود  را با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید.  اگر شما راه‌حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات  دیگر هیچ راه‌حلی وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی  است که از طریق آن نیرو ، امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف  راه‌حل‌های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می‌گردد. اگر افکار خودکشی پیش از  چند روز طول کشید، کمک حرفه‌ای و تخصصی الزامی خواهد بود.<br />
<br />
    *  آنچه را که موجب ناراحتی شما می‌شود، بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این ،  چگونگی رویارویی‌تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص کردن آنچه جهت مقابله  با یک موضوع خاص انجام می‌دهید، دریچه ذهن خود را برای راه‌حل‌های دیگر  باز می‌گذارید.<br />
<br />
    * افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر  شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاری‌های زندگی خود تعمق و  تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد.  تمرکز بر اسنادها ، توانایی‌ها و مشارکت‌های شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در  مورد خود و توانایی‌هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس  بهتر با خودتان حرف بزنید.<br />
<br />
    * کسانی را که در صورت کشتن خودتان ،  زندگی آنها آسیب خواهد دید، مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود  به شما نیازمند است، کاری سخت است. بهرحال ، ما همه در شبکه‌های اجتماعی  درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطه‌ای معنی‌دار با  شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب می‌آیید و برای دیگران  مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را بهتر سازید.  زندگی در دوره‌هایی از زمان سخت می‌گردد، همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از  خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود.  اگر شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که  مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک‌کننده خواهد بود. <br />
<br />
<b>پیشگیری  از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی می‌کنند؟</b><br />
خصوصیت مشترک مابین  افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها  راه‌حل غلبه بر احساسات غیرقابل‌تحمل است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا  به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می‌دهد. درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و  مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را دریافتن راه‌های مختلف حل  مشکل خود ناتوان می‌سازند. درحالی که راه‌حل‌های دیگری نیز وجود دارند..<br />
<br />
همه  ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بی‌کسی و ناامیدی را تجربه  می‌کنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله  مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی‌ارزشی را  در ما بوجود می‌آورند. ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای  هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از  آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می‌باشد، هرکدام از ما در  شرایط مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهیم.<br />
<br />
در تشخیص این که آیا واقعا  فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد مورد  ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی  برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعه‌ای که شما برای آن  اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد.  بدون توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس می‌کند که دیگر تحمل مشکلات را  ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به عنوان راه‌حل جذاب برای وی وجود دارد.<br />
<br />
 <br />
<b>علائم  خطر</b><br />
حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، قبل از  اقدام ، به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند. آگاهی از این نشانه‌ها و  حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدی‌هایی کمک‌کننده  باشد. اگر شما فردی را می‌شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا  رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به  دلیل شکست در امتحان دچار مشکل می‌باشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم  بحران برآیید.<br />
<br />
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم  می‌خواهد خودم را بکشم ، یا ، نمی‌دانم چه مدت دیگر می‌توانم این فشارها و  مشکلات را تحمل کنم ،یا اینکه ، من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که  کارها واقعا بدتر گردد ، یا ، اخیرا طوری رانندگی می‌کنم گوئی واقعا برایم  اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود  کشی خود مطلع می‌گردانند. بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،  تنهایی و ناامیدی شدید ، می‌تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد  باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف اوست، حائز  اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد جهت  برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می‌باشد.<br />
<br />
بیشتر  اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می‌افتند تغییراتی دیده  می‌شود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود  را برای مرگ آماده کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری  نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند و یا علاقه‌شان را نسبت به  فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و  شدید می‌تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود  را درموقعیتی می‌بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد  یافت .<br />
<br />
 <br />
<b>باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی</b><br />
<i>باور  غلط</i>: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.<br />
<i>حقیقت</i>:  بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری  از افرادی که خودکشی می‌کنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود  افراد عاقلی بوده‌اند.<br />
<br />
<br />
<i>باور غلط</i>: افرادی که یک بار  اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمی‌روند.<br />
<i>حقیقت</i>: اغلب  مواقع عکس قضیه درست است . کسانی که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند،  بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی  دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.<br />
<br />
<br />
<i>باور غلط</i>: کسانی که  قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد.<br />
<i>حقیقت</i>:  بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم  صورت گرفته‌اند. کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد فرار از  مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده  تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند  به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود  دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.<br />
<br />
<br />
<i>باور غلط</i>: صحبت راجع  به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.<br />
<i>حقیقت</i>:  بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد  مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه  را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید  که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد. این گونه صحبتها  همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا  داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.<br />
 <br />
 <br />
<b>چگونه می‌توان به فردی که قصد خودکشی  دارد کمک نمود.</b><br />
اغلب خودکشی‌ها را می‌توان با اقدام‌های بجا و  مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی  دارد می‌شناسید، لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:<br />
<br />
    * خونسرد  باشید. دربیشتر موارد عجله‌ای در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبت‌های  فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایت‌های عاطفی خود را در مورد وی اعمال  نمائید.<br />
<br />
    * بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد  راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی هستند.  از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.<br />
<br />
     * فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و ترغیب  نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد،  نمی‌تواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر  قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به  زندگی را در وی افزایش می‌دهد بحث و گفتگو نمائید.<br />
<br />
    * از دیگر  افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای  نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند  در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن  اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکل‌دار بفهمد که شما برای وی اهمیت  قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع  مشکلات وی را دارید. <br />
<br />
<b>اطلاعات ارائه شده را می توان چنین  خلاصه نمود که</b><br />
بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل  تحمل‌ترین دردها و ناراحتی‌ها نیز می‌توانند تحمل گردند. کمک همیشه در  دسترس شماست. افراد باهوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از  حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65666.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>وسواس فکری</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65665.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 11:00:31 GMT</pubDate>
			<description>اختلال وسواس فکری عملی اغلب موضوع  لطیفه‌ها ، بذله گویی‌ها و شوخی‌ها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای ،  اختلال وسواس فکری عملی واقعی موضوعی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>اختلال وسواس فکری عملی اغلب موضوع  لطیفه‌ها ، بذله گویی‌ها و شوخی‌ها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای ،  اختلال وسواس فکری عملی واقعی موضوعی خنده‌دار نیست. وسواس یک اختلال  اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می‌شود و ممکن  است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – علمی با وسواس‌های  فکری ، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می‌گردد.<br />
<br />
وسواس‌های  فکری افکار یا تجسم‌های نا خوانده‌ای هستند که به صورت مکرر وارد آگاهی  می‌گردند. در حالی که رفتارهای اجباری ، در ظاهر امر رفتارها و عادات مکرر  غیر قابل توقف هستند که شخص با هدف کاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را  انجام می‌دهد. هم افکار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولا توسط خود  مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می‌شوند، اما  مبتلایان ، خود را ناتوان از متوقف کردن آنها می‌دانند.<br />
 <br />
<br />
<br />
  <b>نشانه‌های وسواس</b><br />
گرچه  انواع افکار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند، بعضی  از الگوها مشترک هستند. به عنوان مثال ، مبتلایان به وسواس امکان دارد در  وارسی‌های مکرر درگیر گردند. این عمل ممکن است به صورت وارسی درها و کلیدها  جهت کسب اطمینان ، خاموش کردن همه وسایل ، قرار دادن کلیدها در مکان خاص و  از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممکن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و  تمیز کردن مکرر از میکروب‌ها اجتناب نمایند.<br />
<br />
بعضی از مردم ممکن است  تشریفات رفتاری ویژه‌ای در مورد فعالیت‌های روزمره داشته باشند، از قبیل:  پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص ، وارد شدن یا ترک کردن خانه یا  اتاق به شیوه‌ای معین ، سعی در تکرار (یا اجتناب از تکرار) یک عمل یا فکر  خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای  مرتبط با سایر اختلال‌ها ، از قبیل بی‌اشتهایی عصبی ، پراشتهایی و جنون  موکندن (کندن موها ، کندن مژه‌ها) می‌توانند کیفیت وسواس به خود بگیرند.<br />
<br />
خیلی  مهم است که به این نکته توجه داشته باشید که بسیاری از مردم بعضی از  الگوهای رفتاری و فکری فوق را در دوره‌ای از زندگی خود تجربه می‌کنند، بدون  اینکه به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال ، وارسی  درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دست‌ها بعد از مواجه شدن با  میکروب‌ها امری طبیعی است.<br />
<br />
 <br />
<b>آیا هر نوع توجه به پاکیزگی نشانه  وسواس است؟</b><br />
نشان دادن درجاتی از پاکیزگی و توجه به جزئیات  متناسب به نظر می‌رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه‌هایی  از بلوغ در کودکان در نظر گرفته می‌شود. همین طور ، هر کسی یک شیوه و اسلوب  برای انجام کارهای خود دارد. فقط زمانی که افکار و رفتارها به طور افراطی  مکرر بود ، و یا به جای کمک ، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل کرد، باید  به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین ، افراد دارای اختلال وسواس زمان  زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می‌کنند، طوری که  مسائل مهم زندگی‌شان مورد غفلت قرار می‌گیرد.<br />
<br />
آنها آن‌قدر زمان صرف  بهداشت شخصی خود می‌کنند که از کلاس جا می‌مانند. آنها ممکن است آنقدر  نگران میکروب و آلودگی باشند که از صرف غذا در سالن غذاخوری و به همراه  دوستان‌شان خودداری نمایند. آنها همچنین ممکن است به خاطر ترس و شرمندگی از  فاش شدن نشانه‌های وسواسی‌شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری  کنند.<br />
<br />
 <br />
<b>دریافت کمک</b><br />
اگر شما فکر می‌کنید که  خودتان و یا کسی که شما می‌شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد (می‌برید)  با یک متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فکری ـ عملی،  اختلالی است که می‌توان به آن از طریق مشاوره ، رفتار درمانی و یا دارو  درمانی کمک کرد.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>Moein TG</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65665.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>زندگی چون پیچک است</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65515.html</link>
			<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 10:25:05 GMT</pubDate>
			<description>*هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن، چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي‌كنه. * 
*وقتي دائم ميگي...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center"><b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن، چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره</font> <font face="Tahoma">و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي‌كنه.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">وقتي دائم ميگي گرفتارم،</font> <font face="Tahoma">هيچ وقت آزاد نميشي، وقتي دائم ميگي وقت ندارم،</font> <font face="Tahoma">بعد هيچوقت زمان پيدا نمي‌كني</font>. </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي، اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد. وقتي صبحا از خواب بيدار مي‌شيم، ما دوتا انتخاب داريم. برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،</font> <font face="Tahoma">يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال كنيم.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">انتخاب با شماست</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي‌اندازيم. ما گريه مي‌كنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن، و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نمي‌كنن.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره، اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست.</font> </font></font></b><br />
<br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">وقتي تو خوشي و شادي هستي عهد و پيمان نبند.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">وقتي ناراحتي جواب نده.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">وقتي عصباني هستي تصميم نگير.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">دوباره فكر كن، عاقلانه رفتار كن.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست.</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">امتحان ریشه‌هاست!</font> </font></font></b><br />
<b><font color="darkgreen"><font size="5"><font face="Tahoma">ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.</font> </font></font></b><br />
<font face="Tahoma"><font size="5"><font color="darkgreen">زندگی چون پیچک است، که انتهایش می‌رسد پیش خدا.</font></font></font></div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>yamahdi</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65515.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>دو کليد طلايي براي نفوذ در دلها</title>
			<link>http://www.gtalk.ir/thread65413.html</link>
			<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 07:18:45 GMT</pubDate>
			<description>دانستن اين که چه عواملي باعث افزايش روزافزون دوستي مي شود ، در واقع به معناي در دست داشتن کليد ورود به اندرون خانه ي دلها ست. هر کس که اين کليد را در...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font color="#000000">دانستن اين که چه عواملي باعث افزايش روزافزون دوستي مي شود ، در واقع به معناي در دست داشتن کليد ورود به اندرون خانه ي دلها ست. هر کس که اين کليد را در اختيار داشته باشد و راه نفوذ در قلبها را بداند در واقع گنجينه ي دوستي را به چنگ آورده است. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<br />
<font color="#000000">به راستي اين کليدهاي طلايي که مي توان در دل ها راه يافت و دوستي ها را با آن روز به روز زيادتر کرد چه هستند؟ <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">در اين مقاله با دو کليد مهم براي راهيابي به قلب دوستان خود آشنا مي شويد:</font><br />
<br />
<br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000"><b>1- ابراز علاقه و دوستي <br />
</b></font><br />
<br />
<font color="#000000">محبت، رمز و راز زندگي است و بعضي از روان شناسان معتقدند که بسياري از بيماري ها ي دروني فقط به خاطر فقدان محبت و سرکوب کردن عاطفه هاست. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">همان گونه که قبلاً آورديم دوستي و محبت داراي مراتبي است. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداي جهان آن کس را بيشتر از همه دوست دارد که به دوستان خود بيشتر از همه مهر بورزد. (1)<br />
<br />
</font><br />
<br />
<font color="#000000"> اگر مي خواهيم محبوب دلها شويم بايد ديگران را دوست بداريم. ديگران را دوست بداريم تا ديگران نيز ما را دوست بدارند. بايد به آنان عشق بورزيم تا آنان هم به ما عشق بورزند. </font><br />
<br />
<font color="#000000"><b>تنها از راه محبت و دوستي است که مي توان مالک دل ها شد و در قلب ها نفوذ پيدا کرد.</b> <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">براي زياد شدن دوستي و استحکام آن بايد اين محبت و علاقه را ابراز کرد و آن را با زبان و با عمل (يعني با نيکي به او و نزديکان و دوستداران او) نمايان کرد. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<br />
<font color="#000000">زيرا محبت هم چون آبي است که به جريان مي افتد. اين آب هم پاک است و هم پاک کننده. ابراز علاقه و محبت، هم بر دوستي مي افزايد و هم نامهرباني ها را از بين مي برد. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">روزي امام باقر و امام صادق (عليه السلام) با گروهي در مسجد نشسته بودند. کسي از کنار آن ها رد مي شد. يکي از اهل مجلس گفت: من اين شخص را دوست دارم. اما باقر (عليه السلام) فرمود: اگر دوستش داري به او بگو و او را از دوستي و علاقه ي خود آگاه کن. اين کار موجب دوام دوستي و تقويت پيوندها مي شود. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<br />
<font color="#000000">وَ کانَ رسُولُ الله (ص): يَدعُو أصحابَهُ بِأحَبَّ أسمائِهِم تَکرمَهً لَهُم ولا يَقطَع لأحَدِ حَديثَهُ. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">رسول خدا(ص) يارانش را با نامي مي خواند که بيشتر دوست مي داشتند و سخن هيچ کس را قطع نمي فرمود. </font><br />
<br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000"> تنها در سايه ي محبت و ارادت است که ناملايمات و لغزش ها و غفلت ها- که طبيعت بشر است- مزاحم دوستي نمي شوند و آتش گرم محبت همه ي ناملايمات را مي سوزاند. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">اگر کسي رادوست داري به او بگو و او را از دوستي و علاقه ي خود آگاه کن. اين کار موجب دوام دوستي و تقويت پيوندها مي شود. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<br />
<br />
<font color="#000000"><b>2- تواضع</b></font><br />
<br />
<font color="#000000">تواضع يکي از اصول مسلم اخلاقي است و انسان با تواضع مي تواند بالاترين درجات را کسب نمايد زيرا: </font><br />
<font color="#000000">مَن تَواضَعَ رَفَعَةُالله. </font><br />
<font color="#000000">هر کس فروتني را پيشه سازد خداوند تعالي مقام او را بالا مي برد. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">اما آنچه که در اينجا مورد بحث ما است آن است که تواضع مي تواند مايه ي تقويت دوستي شود. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">برعکس، هرگونه تکبر و بزرگ نمايي بين دوستان صميميت را از بين مي برد و موجب تفرقه مي شود. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">ثَلاثُ تورثُ المَحَبَّة الدِّينُ و التَّواضُعُ و البَدَلُ <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">سه چيز دوستي را در پي دارد ، دينداري، فروتني و بخشش. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">و قال علي (عليه السلام): <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">ثَمَرَه التَّواضِعُ المَحَبَّه. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">دوستي ثمره ي فروتني و تواضع است. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">نصر بن احمد ساماني به پسر خود وصيت کرد: اي فرزند! اگر اراده کرده اي که مملکتي را که ما با مشقّت فراوان به دست آورده ايم، براي تو بماند نه به خزانه اعتماد کن که مال در معرض زوال است و نه بر لشکريان دل ببند که مرد سپاهي منقلب الحال است بلکه تکيه بر بستر دوام مملکت و قيام حکم به دوستي و کرم نما و در تواضع بيفزا که دوستي و تواضع و کرم، خلايق را دلگرم مي سازد و هر که صيد دام محبت و تواضع گردد هرگز رهايي نيابد. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">پس يکي از عوامل مهم تقويت دوستي تواضع و فروتني است همان گونه که در حديث شريف آمده است:</font><br />
<font color="#000000"> هنگامي که شخص در مقابل دوستان خود تکبر کند ، با او اعلام جدايي کرده و امام رضا(عليه السلام) نيز يکي از آداب رفاقت را تواضع دانسته: <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">إصحَبِ الصِّديقَ بالتَّواضُع و العَدُّوِّ بالتَّحَرُّز و العامَّه باالبُشر. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">با دوست فروتني و با دشمن احتياز و با عامه ي مردم با خوشرويي همراهي کن. </font><br />
<br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">از يکي از علماي معاصر نقل شده است که در يکي از نيمه شب ها وي از خواب بيدار مي شود و حس مي کند که صدايي از داخل حياط مي آيد. بيرون مي رود و مي بيند که دزدي آمده و ميوه هاي باغچه را جمع کرده ولي طوري سنگين است که نمي تواند آن را بلند کند و به دوش بيندازد. ايشان خيلي آهسته وارد حياط مي شود و بدون آنکه آن شخص متوجه شود، کمک مي کند تا وي گوني را بلند کند و بر دوش بگذارد. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000">ناگهان دزد متوجه مي شود که شخص آمده. نگاه مي کند و مي بيند که آن جناب است. ابتدا عذرخواهي مي کند اما آن عالم در جواب با کمال ادب و تواضع به ايشان مي فرمايد: خير آقا، شما به منزل پدرتان آمده ايد و نيازي به گرفتن اجازه نداريد و با اصرار زياد وي را مجبور مي کند ميوه ها را با خود ببرد. </font><br />
<font color="#000000">فرداي آن روز دزد به محضر اين عالم مي آيد و توبه مي کند و از آن پس انساني مومن و پرهيزکار مي شود. <br />
</font><br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<br />
<font color="#000000">آري اگر تواضع و ادب چنين در روحيات اشخاص خلافکار تاثيرگذار است قطعاً اثر آن در جان و روح دوستان با ايماني که براي زندگي خود دوستي و محبت و ارادت را برگزيده اند به مراتب بيشتر و عميق تر است. <br />
</font><br />
<br />
<br />
<font color="#000000"><br />
</font><br />
<font color="#000000"><b>بنابراين تا مي توانيم به ديگران محبت کنيم و با ادب و احترام در دل ها وارد شويم. <br />
</b></font><br />
<br />
 									 									 										 										<font size="2">گردآوری : 										<font face="Tahoma"> 										 										<font face="Tahoma"><font color="#000000"> 										پایگاه  										اینترنتی پرشین وی</font></font></font> 										</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.gtalk.ir/forum4991.html">روانشناسی و مقالات موفقيت</category>
			<dc:creator>mahdiss</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.gtalk.ir/thread65413.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
