ميگويند تمام سينما مال اوست!
... «پيرمرد فربه و بداخم انگليسي در 29 آوريل 1980 در سن 81 سالگي مرد و هم خودش را راحت كرد و هم دوروبريهايش را. چقدر خوب است كه او مرده؛ چون حداقل ميتوانيم يكبار هم كه شده به او حمله كنيم؛ اصلا من براي اين به او ميتازم چون او مرده وگرنه الان حرفهايم درباره او چيز ديگري بود...»
اين نقل قول بالا مربوط به «اورسن ولز» است؛ چند هفته بعد از درگذشت آلفرد هيچكاك كه در سالن 4هزار نفري شهرداري لسآنجلس درباره او ايراد كرد و همه را خنداند و دست بر قضا خودش هم 5 سال بعد پيش آلفرد خوابيد.تصويري كه ولز از هيچكاك داده البته اگر ولز و طنزپردازيها و سخنوريهاي با نمك او را نشناسيم در نگاه اول بيرحمانه است اما حقيقت دارد. هيچكاكي در عصر ما وجود ندارد و نميتواند داشته باشد. او اهريمني بود بدهيبت و يا فرشتهاي بود نيكو خصال. همين 2 تعريف به نسبت 75 به 25 از او در كتابها مانده. براي نسل جديد آنهايي كه زير 45 سال سن دارند DVD هاي كارهاي او ميتواند چشمهايشان را خيره كند و هم اينكه ديويدي به همراه دستگاهش روانه حياط و كوچه. هيچكاك شايد محصول نوع شروع زندگياش در يك كشور مبتني بر نظام واصول و سنت و سپس در ادامه زندگي كردن در ينگه دنيايي باشد كه در ابتداي دهه 40 همه چيز داشت به جز نظم و سابقه. تعامل او با ديگران و ديگران با او و فيدبك همين رفتار شناختيها باعث شد هيچكاك حداقل از اوايل 1950 در 50 سالگي به چنين يال و كوپالي برسد كه اورسنولز فقيد كه حداقل 2 برابر هيچكاك فربه، هيكل داشت چنين نقل قولي از او بكند. براي ما كه 10 ساله بوديم و آخرين كار او توطئه خانوادگي(Family plot ، محصول 1976) را ميديديم؛ مسلما هيچكاك را با نوارهاي ويدئويي شناختيم و كتابهاي تروفو همچنين آن كتاب نازنيني كه فراستي به عنوان «هميشه استاد» جمع و جور كرد. به هر حال بخت با ما يار بود. اما براي قديميترها كه حسابي با فيلمهاي سينمايي او كه به ايران آمده كيفور شدهاند بحثي ندارم و شايد كمي غبطه شامل حال شود ولي براي نسل سوم ما؛ كه علاقهمند است به سينما شناختن هيچكاك نه فقط يك نام و نشان ساده كه ديدن آثارش كاري است واجب كه البته وظيفه نيست.
هيچكاك در دوره فيلمسازياش در انگلستان آن كارگردان خشن به زعم هاليوود نشينان نيست و اصلا تازه واردي بوده كه سر ضرب هم به سر صحنه فيلمسازي نيامده. يعني اول آمده شوخينويس بين حلقههاي فيلم شده (سينماي صامت) بعد ديالوگها را نوشته، دستياري كرده و سر آخر در حدود سالهاي 1921 به بعد يا سناريست اصلي فيلم بوده و يا اينكه نقش دستيار اول كارگردان را داشته. فيلمهايي مانند «هميشه به همسرتان بگوييد( »محصول 1921) شماره سيزده (محصول 1922)، زن به زن (محصول 1922)، سايه سفيد، سقوط زن پرهيزگار (هر دو فيلم محصول 1923) ماجراي پرشور (1924) و رذل (1925) دراين رده هستند.
آغاز كار او در مقام كارگردان در سينماي انگلستان از 1925 آغاز و تا 1939 پايان مييابد كه دوران مهاجرت اين كشف جديد هاليوودنشينان به وقوع ميپيوندد و هيچكاك از سال 1940 با ساخت «ربه كا» در 1976 با فيلم «توطئه خانوادگي» كارنامه دوران كاري و حرفهاياش را در آمريكا كامل ميكند.
ما در اين نوشتار به 4 كار او كه تماما مربوط به دوران كار اوليهاش (انگلستان) است ميپردازيم. آثاري كه اگر چه پختگي ديگر فيلمهاي هاليوودي او را ندارد اما سرشار از ذهن رياضي! هيچكاكي است. يك نكته بامزه هم يادآورياش خالي از لطف نيست و آنهم اينكه هيچكاك هرگز در عمر حرفهاياش جايزه اسكاري را نبرد اگر چه اشتياق داشتنش را عليرغم پنهانكاريهايش داشت. او تنها توانست يك «اسكار افتخاري» براي يك عمر كار سينمايي دريافت كند.
اما وزن كارنامه حرفهاي سينمايي و تلويزيوني او هنوز كه هنوز است آنقدر كلان و سنگين جلوهگري ميكند كه هيچكس نميتواند كلاهش را براي احترام به «مستر هيچ( »لقب او در آمريكا) از سر برندارد. او در كارنامه حرفهاياش 66 فيلم در مقام كارگردان، 27 فيلم در مقام تهيهكننده، 35 فيلم به عنوان هنرپيشه (افتخاري) و بيش از 70 اثر در مقام نويسنده به ثبت رسانيده است.
در جشنواره فجر امسال 4 فيلم از سري فيلمهاي هيچكاك پيش از عزيمت به هاليوود نمايش داده ميشود؛ مردي كه زياد ميدانست، 39 پله، خرابكاري و خانم ناپديد ميشود كه به شرح ذيل در مورد آنها توضيحاتي ارائه ميگردد.