شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک ايران و جهان شناسی تالارهای شهر ، مناطق و استان های كشور مركزي
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 22nd October 2006   #1

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

مشاهیر و مفاخر استان

مفاخر استان :

استان مركزي بلحاظ فرهنگي و مذهبي يكي از مراكز اصلي تربيت و پرورش انديشمندان ، شعرا ، عرفا ، سياستمداران و بزرگان مذهب و شيعه محسوب مي شود . از مشاهير و علما ديني و ادب و فرهنگ اين سرزمين مي توان به امام خميني ( ره ) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، پروفسور حسابي ، ميرزا تقي خان امير كبير ، قائم مقام فراهاني ، عباس اقبال آشتياني نويسنده ، ميرزا حسن آشتياني علماي ديني ، سلمان ساوجي اديب و شاعر ، اديب الممالك فراهاني اديب و شاعر ، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام از مردان سياست ، فخر الدين عراقي ، آيت الله العظمي اراكي ( ره) ، ملا احمد نراقي ( ره ) ، ملا مهدي نراقي ( ره ) ، آيت الله حاج آقا محسن عراقي ( ره ) ، آيت الله آقا نورالدين حسيني ( ره ) ، مصدق ، فروغ فرخزاد ، پروين اعتصامي ، ابوعبدالله آبي ، محمد رضا آشتياني ، محمد علي اراكي ، ميرزا سيد علي اكبر تفرشي ، مير فيض الله تفرشي ، مير مصطفي حسيني تفرشي ، حويزي ، ابوالقاسم دانش آشتياني ، محمد رضا دروديان ، هادي دليجاني ، شيخ محمد راستين ، كربلايي كاظم ساروقي ، آخوند حاج ملا فتحعلي سلطان ، شيخ علي نخستين ، ملا ابوطالب ، ملا محمد علي محلاتي ، ميرزا فضل الله نصير الاسلامي ، سيد عبد المجيد وفسي ، هاشمي سنجاني ، سعدالملك آبي ، محمود آستانه ، ارفيع آستانه ايي ، آقا علي آشتياني ، ميرزا موسي آشتياني ، احمد قوام ، قوام الدوله ، محيط فراهاني ، ميرزا يوسف مستوفي الممالك ، مشير الدوله ، حسن ملكي ، علي منصور ، وثوق الدوله ، ميرزا حسن خان وزير نظام ( برادر امير كبير ) ، محمد استعلامي ، محمد حسابي ، مصطفي چمران ، ابراهيم دهگان ، مرتضي ذبيحي ، حبيب الله ذوالفنون ، محمد رضا محتاط ، مير اسماعيل ميرفخرايي ، دكتر مؤسس نيسانيان ، محمد قريب ابن ساوجي ، بيدل آشتياني ، هوشنگ ترابي ، بهاء الدين ساوجي ، سلمان ساوجي ، ابوالحسن فراهاني ، ميرزا محمد حسن فراهاني ( وفا ) ، محمد علي مرداني ، ابوالحسن ملك ، سيد علي **** زاده ، نظامي گنجوي ، اويس وفي ، عبدالرحمن بين عيسي همداني ، نصيراهمداني ، محمد آستانه ، علي اكبر اميني ، كاظم ايرجي ، اسماعيل تفرشي ، ابوالفضل جليلي ، صابر رهبر ، علي حاتمي ، فرهاد رستم پور ، غلامرضا رمضاني ، ابوالفضل جليلي ، آقا علي اكبرخان فراهاني ، بهزاد فراهاني ، آقا غلامحسين فراهاني ، محمود فرهمند ، واروژ كريم مسيحي ، بهروز مبصري ، رضا موسوي زاده ، حاتم عسگري ، فتحعلي واشقاني فراهاني ، احمد بورقاني فراهاني ، ذبيح بهروز ، ابوتراب حلبي ، محمد خرمشاهي ، محمد باقر صدرا ، سعيد قاضي سعيدي ، محمد كوهپايه اي ، مرتضي هزاوه ايي ، باقر موسوي ، امير طوفان ( صمصام الملك ) امام خميني ره : آيت الله العظمي حاج آقا روح الله مصطفوي موسوي امام خميني ، بنيانگذار جمهوري اسلامي در بيستم جمادي الثاني سال 1320 هـ . ق در شهر خمين قدم به عرصه وجود گذاشتند . مهمترين تأليفات ايشان : شرح دعاء سمر به زبان عربي ، لقاءالله تفسير سوره حمد _ جهاد با نفس _ اربعين _ آداب الصلات _ شرح حديث جنود عقل و جهل _ سر الصلاه يا معراج السالكين _ كتاب الطهاره _ كتاب البيع _ رساله في التقيه _ رسال لاضرر و ......

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
FaitHleSs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 22nd October 2006   #2

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

امام خمینی (ره)

آيت الله العظمي حاج آقا روح الله مصطفوي موسوي امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي، در بيستم جمادي الثاني سال 1320 ه.ق. در ميان خانواده اي روحاني در شهر خمين قدم به عرصه وجود نهاد. پدرش آيت الله سيد مصطفي ملقب به فخرالمجتهدين كه زعامت و پيشوايي اهالي خمين را بر عهده داشت در ذيحجه 1320 ق در چهل و دو سالگي به دست عمال قاجاريه بين راه خمين و اراك به شهادت رسيد و اما تحت سرپرستي و حضانت عمه و مادر و مراقبت برادر بزرگش آيت الله پسنديده قرار گرفت.امام تحصيلات مقدماتي را در زادگاهش فرا گرفت و در سال 1339 قمري براي تحصيل رهسپار اراك شد. اراك در آن زمان مركزيت علمي داشت و طلاب براي تحصيل بدان روي مي آوردند. به هر حال امام مدت پنج سال در اراك به تحصيل اشتغال ورزيد و تا سطوح عاليه پيش رفت.منطق را نزد مرحوم شيخ محمد گلپايگاني و شرح لمعه را نزد مرحوم آقا عباس اراكي گذراند و چون در سال 1340 ق. آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي به قم عزيمت كرد و حوزه علميه را بنيان نهاد امام مدتي به خمين بازگشت و از انجا به قم رفته و در اين شهر رحل اقامت افكند و به تحصيل دروس خارج از سطح پرداخت و از محضرآيت الله حائري كسب فيض كرد و به درجه اجتهاد رسيد و خود نيز به تدريس فقه و اصول و تحصيل فلسفه و حكمت مشغول شد و فلسفه را از محضر آيت الله شيخ محمد علي شاه آبادي تلمذ كرد.
امام ضمن تدريس علوم عقلي و نقلي تدريس علم اخلاق را جزو دروس تحصيلي طلاب قرار داد. وي در اين رشته روح زهد و تقوي و شجاعت را به طلاب تعليم مي داد تا جايي كه در دوره رضا شاه درس اخلاق او تعطيل شد و پس از سقوط رضا شاه اين درس مجددا" در مدرسه فيضيه داير گشت و در سال 1364 ه.ق. با ورود آيت الله بروجردي به قم به همان شيوه تدريس طلاب را در پيش گرفت و علاوه بر مدرسه فيضيه مسجد سلماسي مركز تدريس او شد و هر بار انبوهي از طلاب در حوزه درسش حاضر مي شدند و مشتاقان دانش معرفت از محضرش بهره مند مي گرديدند امام از نبوغ و استعداد فوق العاده اي برخوردار بود.
با اين كه بيست سال اول عمرشان را در تحصيل ادبيات گذراندند و مدت زيادي به ادبيات پرداختند. با اين حال از سال 1340 تا 1347 جهش فوق العاده اي در ايشان پيدا شد كه حتي اسفار را هم پشت سر گذاشت از فضلا و شخصيت هاي برجسته علميه به شمار مي آمد.در سال 1340 شمسي كه تشكيل انجمن هاي ايالتي و ولايتي و لوايح شش گانه شاه مطرح شد با مخالفت جدي امام روبرو گرديد و در نتيجه حادثه پانزدهم خرداد 1342 شمسي پيش آمد و سخنراني انقلابي او در مدرسه فيضيه موجب شد كه مامورين نظامي به مدرسه ريختند و طلاب را به گلويه بستند خود او نيز به پادگان عشرت آباد تهران منتقل و زنداني شد و پس از يك سال آزاد گرديد و به قم مراجعت كرد.
بار ديگر با موضوع كاپيتولاسيون به مبارزه برخاست و سخنراني كوبنده اي در مسجد اعظم ايراد كرد كه منجر به تبعيدش در سيزدهم آبان 1342 به تركيه گرديد و پس از مدتي به نجف منتقل گشت و قريب به پانزده سال در نجف اقامت گزيد و از همان زمان عهده دار رهبري مبارزات سياسي گرديد و در هر فرصتي با صدور اعلاميه اي مردم را به مبارزه تهييج مي نمود و اعلاميه ها به صورت نوار به ايران مي رسيد و به شكل اعلاميه در مي آمد و مخفيانه توزيع و در دسترس مردم قرار مي گرفت. در سال 1356 فرزندش سيد مصطفي به طرز مشكوكي به شهادت رسيد و اين امر به تدريج دامنه تظاهرات را به شهرها كشانيد امام در اين زمان از نجف به پاريس رفت و شدت تبليغات و مبارزات عليه شاه اوج گرفت در نتيجه شاه در 26 ديماه 57 مجبور به ترك ايران شده به دنبال آن امام در 12 بهمن 1357 به ايران وارد گرديد و با ورود ايشان به خاك ميهن مقدمات تشكيل حكومت جمهوري اسلامي فراهم شد. امام خميني ( ره ) سرانجام در ساعت 24 روز يكشنبه 13 خرداد 1368 به معبود حقيقي پيوست و در جوار شهداي انقلاب اسلامي ( بهشت زهراي تهران ) طي مراسم با شكوهي كه با حضور اقشار عزادار بر پا شده بود به خاك سپرده شد.
تاليفات امام خميني ( ره ) را در موضوعات دهگانه زير تقسيم نموده اند :
عرفان، اخلاق، فلسفه، فقه استدلالي، اصول فقه، رساله علميه، حكومت، امامت و روحانيت و شعر.مجموعه اعلاميه ها و گفتار ها و سخنرانيهاي ايشان از سال 1342 تا سال آخر عمر شريفشان در كتاب ارزشمند صحيفه نور به زبان فارسي جمع آوري شده است كه از معتبرترين و جامع ترين آثار به شمار مي رود و نيز وصيت نامه سياسي – اهلي امام در 36 صفحه به خط خود ايشان كه پس از رحلت آن بزرگوار در اختيار امت اسلامي قرار گرفت.از امام خمين اشعاري باقي مانده است در قالب هاي گوناگون همانند غزل، قصيده، مثنوي، رباعي، قطعه، مسمط، و ترجيع بند كه پس از ارتحال ايشان منتشر شد.امام گاه كه از وظيفه سنگين رسالت رهبري فراغتي مي يافت در خلوت و اوقات خاص، به ياري سخنان موزون آبي بر آتش درون مي افشاند و با زبان شعر، حديث درد فراق را با دلدار يگانه باز مي گفت. حضرت امام هرگز سر شعر و شاعري نداشت و خود را به اين پيشه سرگرم نساخته بود.

تاليفات امام خميني ( ره) :

1- مصباح الهدايه ( در عرفان )
2- شرحي بر دعاب سحر ( در مسائل عقليد )
3- اربعين حديث
4- حاشيه بر نصوص الحكم قيصري
5- حاشيه بر مفتاح الغيب
6- اسوار الصلاه يا معراج السالكين
7- رساله فس اطلب و الاراده
8- حاشيه بر رساله شرح حديث راس الجالوت قاضي سعيد و شرح مستقلي بر همان حديث
9- كشف الاسرار
10- آداب الصلاه
11- شرح حديث جنو و عقل وجهل
12- الرسائل درباره قاعده الاضرر و لاضرار استصحاب – تعادل – ترجيح – اجتهاد – تقليد و تقيد در دو جز
13- تحرير الوسليه – يك دوره فقد كامل
14- البيع چهارجله
15- كتاب اطهاره كه تا به سه جلد از آن بچاپ رسيده است.
16- تهذيب الاصول سه جلد تقدير بحث اصول و الاجتهاد و القليد
17- نيل الاو طار
18- تقدير بحث اصول به قلم دانشمند معظم هاي سبحاني
19- توضيح المسائل
20- زبده الاحكام
21- حكومت اسلامي
22- مبارزه با نفس يا جهاد اكبر
23- مكاسب محرمه در دو جلد
24- رسال در بعضي مسائل مشكله.

امام خميني ( ره ) ابتدا در مكتب و سپس در مدرسه جديد التاسيس درس خواند و نزد شخصي به نام آقا حمزه محلاتي به تعليم خط پرداخت. در محضر برادر بزرگوارش آيت ا.. پسنديده صرف ونحو و منطق را آغاز كرد تا سال 1338 قمري به تحصيل نزد ايشان ادامه داد. نغمه دل انگيز حوزه علميه اراك به زعامت آيت ا.. حائري وي را به اراك كشاند و در مدرسه سپهداري به تحصيل وا داشت. امام شعر هم مي سرود و ديوان اشعار شان چاپ شده است. ايشان در روز چهاردهم خرداد 1368 بدرود حيات گفتند.

« برگرفته از كتاب زندگي امام به اختصار »

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
FaitHleSs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 22nd October 2006   #3

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

دكتر محمد مصدق

دكتر محمد مصدق ملقب به مصدق السلطنه رجل سياسي ايران، پسر ميرزا هدايت در سال 1261 متولد شد. پدرش ميرزا هدايت الله وزير دفتر استيفاء دوران ناصري و از مردان تجدد طلب و پيرو اميركبير و از معاريف شهرستان آشتيان و مادرش ملك تاج خانم نجم السلطنه بنيانگذار بيمارستان نجميه دختر فيروز ميرزا پسر عباس ميرزا وليعهد فرزند فتحعلي شاه قاجار است. تحصيلات مقدماتي را در تهران به انجام رساند و در سال 1278 ه.ش براي تحصيلات عاليه به پاريس عزيمت كرد و بعد از اتمام دوره مدرسه علوم سياسي پاريس به دانشگاه نوشاتل سوئيس وارد شد و در 1293 به اخذ درجه دكتري در حقوق نايل گرديد و بعد به ايران بازگشت چون مخالف قرارداد 1919 ( 1298 ه.ش) ايران و انگليس بود در بهار 1298 به سوئيس بازگشت و قصد داشت در آنجا مشغول كار شود كه كابينه مشيرالدوله براي تصدي وزارت دادگستري از وي دعوت كرد. در حين مراجعت به ايران از راه هندوستان و بندر بوشهر در پاييز سال 1299 به حكومت فارس منصوب شد. با اين همه در اسفند همان سال، از شناسايي كودتاي سيدضياءالدين طباطبايي امتناع ورزيد پس از سقوط سيد ضياءالدين در سال 1300 به وزارت منصوب شد و به اصلاحات در اين وزارتخانه پرداخت. در سال 1301 حكومت آذربايجان يافت و بعد از چندي به علت عدم موافقت دولت مركزي با نظريات او، از اين سمت استعفا داد در سال 1302 وزير امور خارجه شد.
در 1303 در دوره پنجم قانونگذاري به نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد. در اين دوره با واگذاري سلطنت به سردار سپه مخالفت ورزيد. در دوره ششم مجددا" به وكالت مجلس از طرف مردم تهران انتخاب شد و با تشكيل مجلس موسسان مخالفت كرد و پس از اتمام اين دوره چون دولت در انتخابات مجلس دخالت كرد از سياست كناره گرفت و در قريه احمدآباد در غرب تهران اقامت گزيد.با اين كه از سياست به كلي به كنار بود در چهارم تير ماه 1391 به وسيله شهرباني تهران توقيف شد و به بيرجند اعزام گرديد و تا آذرماه همان سال در زندان عمومي آن شهر محبوس بود. سپس مجددا" به احمد آباد تبعيد شد.پس از وقايع شهريور 1320 در دروه چهاردهم ( 1322) و شانزدهم ( 1329) بار ديگر از طرف مردم تهران به وكالت مجلس شوراي ملي انتخاب شد.
در اين دوره براي استيفاي حق ملت ايران از شركت نفت ايران و انگليسي و دولت انگلستان جبهه ملي را تشكيل داد و به مبارزه پرداخت و در بيست و نهم استفند 1329 قانون ملي شدن صنعت نفت را از تصويب مجلس شوراي ملي و سنا گذراند و در ارديبهشت 1330 براي اجراي اين قانون و خلع يد از شركت نفت سابق، نخست وزيري ايران را قبول كرد. در تيرماه 1331 با اين كه مجلس جديد به نخست وزيري او راي تمايل داده بود، به سبب اختلاف نظر با محمد رشا پهلوي ( شاه وقت ) براي تصدي وزارت دفاع ملي، از تشكيل دولت جديد استنكاف كرد و شاه قوام السلطنه را به نخست وزيري منصوب كرد. ولي ملت با قيام سي تير مجددا" او را به نخست وزيري برگزيد.در بيست و هشتم مرداد 1332 با كودتاي عوامل دربار و سيا ( C.I.A ) همراه عده اي از همكاران خود دستگير و زنداني شد. در پاييز همان سال در دادگاه هاي نظامي با وجود دفاعيات مشروح به 3 سال زندان مجرد محكوم گرديد.
پس از پايان دوره زندان در شهريور 1335 تحت الحفظ به احمد آباد اعزام شد و تحت نظر ماموران ساواك بود تا اينكه در اذرماه 1346 به سبب بيماري به تهران منتقل شد و در ششم اسفند در بيمارستان نجميه بستري گرديد و در سحرگاه چهاردهم اسفندماه 1346 در گذشت و با اينكه وصيت كرده بود در گورستان شهداي سي ام تير 1331 مدفون گردد. به دستور دولت در خانه خودش احمد آباد به خاك سپرده شد. در يكي از يادداشت هاي دكتر مصدق آمده است. از روزي كه ايران مشروطه شده تنها نه من، بلكه هر يك از افراد اين مملكت داراي اين نظر بوده است كه شاه در زمان استبداد ( سلطنت مطلقه) هر چه مي خواست مي كرد و مسوول هم نبود، ولي در حكومت مشروطه كاري بدون تصويب نمايندگان ملت و موافقت دولت نمي كند، مسووليت هم ندارد. چنانچه در حكومت مشروطه هم شاه هر چه مي خواست مي كرد و مسوول هم نبود ديگر لزوم نداشت ملل عالم براي سرنگون كردن دستگاه استبداد انقلاب كنند، كشته و تلفات بدهند تا به آزادي و حكومت مشروطه برسند. من تازه داراي اين عقيده نشده ام و روز نهم آبان ماه 1304 هم كه در مجلس پنجم تهديد به قتل شده بودم داراي همين عقيده بودم.

تاليفات دكتر مصدق:

1- كتاب در مسائل حقوقي به زبان فرانسه
2- مدارك حقوق اسلامي و وصيت در مذهب شيعه
3- كاپيتالاسيون و ايران
4- رساله شركت سهامي دراروپا
5- دستور محاكم حقوقي
6- حقوق پارلماني در ايران و اروپا
7- اصول قواعد و قوانين مالي در ايران و كشورهاي خارجي.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 22nd October 2006   #4

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

حضرت آيت ا.. العضمي آقا نورالدين اراكي :

آقا سيد نورالدين حسين مشهور به آقانور در سال 1238 خورشيدي به دنيا آمد و در سال 1301 خورشيدي به رحمت ايزدي پيوست. و پس از تحصيل در عتبات عاليات و كسب علوم معقول و منقول در اراك مرجع فضلا و دانشمندان و پناه اهالي شهر گرديد. در لشكر كشي سالار الدوله برادر محمد علي شاه از كرمانشاه تا تهران تمام شهرها و روستاي مسير راه توسط ايشان غارت شد به جز اراك كه از اين كار بوسيله مرحوم آقانور جلوگيري شد. مرحوم آقانور داراي تفسير قران به زبان عربي كه به چاپ رسيده است و تعداد زيادي تاليفات دارد كه چاپ نشده است.

تاليفات آقانورالدين :

1- تفسير قرآن كه به زبان عربي به چاپ رسيده است.
2- كتاب طهاره – صلوه –مكاسب
3- كتاب حقوق المرء في شريعت الاسلام
4- رساله در شرح دعاي صبا
5- رساله در شرح حديث حقيقت
6- رساله نورالايمان
7- رساله عقابه النوريه في حكمته المتعاليه
8- رساله رجعت
9- كتاب مباحث عقليد ومباحث الفاضيه
10- رساله در اصول عقايد
11- حاشيه بر استصحاب نوايد
12- سفرنامه سال 1334 قمري
13- كتاب قواعد فقهي و اصولي.

نقل به اختصار از متاب نامداران اراك نوشته شادروان حسن صديق به كوشش محمد رضا محتاط و كتاب تاريخ اراك تاليف مرحوم ابراهيم دهگان.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
FaitHleSs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 22nd October 2006   #5

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني

ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني از ادباي عهد فتحعلي شاه قاجار اديبي فاضل، منشي كامل و شاعري ماهر مترسلي دانشمند و در نظم و نثر فارسي استاد بود وپنائي تخلص مي نمود. وي به سال 1193 قمري متولد شد و پس از وفات پدرش ميرزا عيسي قائم مقام در سال 1237 قمري به وزارت شاه منصوب و به قائم مقائم ملقب گرديد. وي اوايل عهد محمد شاه قاجار را ديده و به سال 1251 قمري به دستور شاه به قتل رسيد. قائم مقام در نثر فارسي سبكي خاص ايجاد كرد كه مختصات آن چنين است:

1- شيريني و عزوبت الفاظ وحسن ادا
2- كوتاهي جمله ها كه ديري بود از بين رفته بود
3- دقت در حسن تلفيق هر مزدوج از سجعهاي زيبا
4- حذف زوايد الفاظ وتعريفهاي بي جا وخسته كننده
5- ترك استشهادات مكرر شعري از تازي و پارسي
6- صراحت لهجه و ترك استعاره وكنايه
7- اختصار وايجاز در اداي جمله ها
8- ظرافت و لطيفه پردازي كه از مختصات گلستان سعدي است.
9- عبارتش مثل گلستان شيخ آهنگ دار.

تالفيات او بدين شرح است :

1- منشات قائم مقام كه حاوي نوشته ها و انشاهاي اوست و كتابي مستمل بر فوايد علمي وادبي و تاريخي
2- كتاب جلاير نامه كه مثنوي فكاهي است
3- الجهاديه
4- ديباچه جهاديه صغراي پدرش قائم مقام اول
5- ديباچه جهاديه كبري پدر
6- ديوان شعر

منشاشان قائم مقام فراهاني به عنوان يكي از شاهكارهاي نثر فارسي است زيرا قائم مقام بااحاطه ادبي و قلمي داشت بساط نثر پيچيده و دشوار بعد از مغول در دوره هاي صفويه افشاريه و زنديه كه به نهايت ابتذال رسيده بود برچيد ونثر فارسي در راه رواني وسادگي انداخت و نثر ساده و روان امروزي ما دنباله همان نثري است كه قائم مقام پديد آورده بايد دانست كه نثر فارسي پس از بيرون آمدن از زير فشار زبان عرب تحوالات زيادي يافته و گاهي به اندازه اي آميخته با عربي شده كه اگر حروف ربط را بر مي داشتند كشي تميز نمي داد كه عبارت فارسي است وگاهي به قدري هم پيچيده مي شد كه نه تنها مردم كم سواد بلكه خواص هم از فهم آن عاجز بودند آي آنچه قائم مقام را همتراز با اصلاح كنندگان جهان نموده وآنچه او را در نظر همه فارسي زبانان بزرگ ساخته است اصلاحي است كه در نثر فارسي كرده و به روي نويسندگان دري از سعادت گشوده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 22nd October 2006   #6

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

استاد فتحعلي واشقاني

استاد فتحعلي واشقاني فرزند قلي در سال 1309 در قريه واشقان از توابع فراهان اراك چشم به جهان گشود. آن زمان نيز خطه فراهان و تفرش وآشتيان همانند ايام گذشته كانون علم و ادب و خاستگاه مردان نامي فرهنگ وهنر ايران بوده است و در چنين محيطي فتحعلي واشقاني نخست به فراگيري قرآن كريم و تحصيلات معموله و تمرين خوشنويسي پرداخت. اولين استاد وي شادروان ميرزا ذبيح ا.. واشقاني بود كه نخستين سرمشق را بر لوح چوبين با عبارت : اول كارها بنام خداوند بر او تعليم كرد. وي در سال 1307 در كلاسهاي آزاد خوشنويسي نزد استاد سيد حسن ميرخاني به فراگيري خط نستعليق مشغول گرديد . يكي از بزرگترين نعماتي كه خداوند در طول تاريخ تحول خط نستعليق به مردم هنرمندان و فرهنگ پرور اين سرزمين ارزاني داشته است همانا مقارند دو اختر تابناك در آسمان هنر ايران استادان سيد حسن و سيد حسين ميرخاني بوده است. از اقبال بلندي واشقاني جوان نيز اين توفيق را داشت كه از تعاليم اين دو استاد بهره مند گردد و از بركت وجود هر دو توشه برگيرد. تعاليم اين دو استاد نه تنها درس خط مشق بلكه حكمت و عرفان صداقت و تقوا و بلند نظري بود و هر آنچه كه اگر كسي در هنر آموختن مورد عنايت قرار ندهد هنر به معناي واقعي را نخواهد دريافت.
او در سال 1346 بعنوان مربي و معلم خط نستعليق در كلاسهاي انجمن خوشنويسان ايران به تعليم هنر جويان پرداخت و اين همكاري تاكنون بي وقفه ادامه داشت است و هم اكنون در اين مدرسه بزرگ هنر مشغول تعليم پويندگان راه اين هنر اصيل مي باشد و در اين مدت هنرجويان بسياري نزد وي تعليم ديده و مدارج عاليه را طي نموده و برخي به تعليم شاگرداني همت گماشته اند .
مشاراليه در سال 1358 رسما" از سوي انجمن خوشنويسان ايران به مقام استاد نستعليق نايل آمد و در عين حال خود را شاگرد انجمن مي داند و در ضمن تعليم هنر جويان تمرين بي وقفه اين هنر را وجهه همت خود قرار داده است از اين جهت كه او كمال خط را طالب است و كمال و حسن را در دايره اراك اسنان نهايتي نمي شناسد. استاد فتحعلي و اشقاني از بنيانگذاران انجمن خوشنويسان استان مركزي است كه از بدو تاسيس تا كنون زحمات فراواني را در حفظ و تعالي آن ترتيب هنر جويان متحمل شده وچونان چراغي روشنگر راه رهروان اين هنر اصيل بوده اند اين انجمن حيات خود را مديون تلاشهاي اين استاد گرانمايه دانسته و سعادت و طول عمر ايشان را از خداوند خواهان است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 22nd October 2006   #7

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

سلمان ساوجي

تذكره نويسان نام وي را سلمان و لقبش را "جمال الدين " و تخلص وي را به نام خود او يعني " سلمان " ذكر كرده اند و در اين مورد اختلافي بين تذكره نويسان نيست. ولادت سلمان در اوايل قرن هشتم و در حدود سال 709 در ساوه اتفاق افتاد است. دليل اين ادعا اين است كه سلمان در مثنوي فراقنامه كه مي بايد حدودا" در سال 770 هجري سروده باشد به شصت سالگي خود اشاره كرده است.
شبلي نعمايي در شعر العجم آورده است :
خاندانش هميشه معزز و مورد نوازش و محبت سلاطين وقت بوده اند. پدر سلمان موسوم به خواجه علاءالدين محمد از ملازمين دربار شاهي بود. وي در دربار شاهان، حسن ايلخاني و اويس، مقرب بوده است. سلطان اويس علاقه خاصي به شعر و شاعري داشت. خود شعر مي گفت و به سلمان آن را نشان مي داد و بدين جهت در دربار او تقرب بسيار حاصل كرد و به غايت مورد توجه بوده است. يك شب سلمان در مجلس بزم سلطان اويس شريك بود. بعد از ختم مجلس او برخاست، سلطان به يكي از خدمتگزاران امر كرد تا شمعي را با لگن زر همراه او بيرون برد و او را به منزل رساند. گماشته مزبور بعد از رسيدن به منزل فانوس مزبور را در همانجا گذاشته برگشت. صبح كه طلب آن رفت سلمان ديد كه شمعدانش از طلاست و نمي شود از آن دل كند. لذا اين شعر را نوشته به گماشته مزبور داد كه به سطلان تقديم نمايد:
شمع خود سوخت به زاري شب دوش و امروز گر لگن مي طلبد شاه ز من مي سوزم.
در ريحانه الادب به دنبال اين بيت آمده است:
سلطان خنديد و گفت از خانه شاعر طالع، لگن زرطلب كردن دور از عقل است، آن لگن را بدو بخشيد.

اهميت سلمان ساوجي در قصايد شيوايي است كه معمولا" در ستايش شاهان و رجال عهد خود سروده و به شيوه فصحاي متقدم در تشبيب آنها توصيف معشوق و يا مظاهر گوناگون طبيعت همت گماشته بجز چند قصيده كه بنابر عادت و ميل اهل زمان كمال تصنع را به كار برده، بقيه قصايد فصيح و گويا و رسا و شيوه اش متمايل به سبك سخن شاعران قصيده گوي قرن ششم و آغاز قرن هفتم است. ذبيح الله صفا درباره وي مي نويسد: او را به حق مي توان خاتم قصيده سرايان بزرگ پارسي زبان خاصه قصيده گويان مداح دانست.
سلمان در غزل سرايي نيز شاعري موفق است. فصاحت گفتار، مضمون يابي، توجه به مناسبات صنعتي و اصرار در ابداع معاني و به كارگيري تعبيرات روز سبب شده تا سلمان در رديف بهترين غزل سرايان قرن هشتم قرار گيرد. سلمان در غزل بيشتر از سعدي پيروي كرده غزلياتش حد ميان غزليات سعدي و حافظ است. وحدت حافظ و سلمان در شيوه غزلسرايي به حدي است كه بايد تاثير و تاثر آن دو را از يك ديگر و امكان مشاعره مكاتبه اي اين دو شاعر را پذيرفت ميزان وحدت در وزن و قافيه رديف و مضامين غزل هاي سلمان و حافظ به قدري است كه كمتر مي توان غزلي از آنها يافت كه وجه يا وجوه اشتراكي با غزل يا غزل هاي ديگر نداشته باشد.

عباسعلي وفايي در مقدمه ديوان سلمان درباره مذهب سلمان آورده است:
سلمان، چندين قصيده و ترجيح بند در منقبت رسول ( ص ) و امام حسين ( ع ) دارد كه هر يك بيانگر اعتقاد و ارادت قلبي شاعر نسبت به آنهاست. ابياتي كه از ژرفاي دل برخاسته و بر صفحات كاغذ نقش بسته است. در باب حضرت رسول ( ص ) اشعار فراواني دارد و نيز در تبيين مذهب شاعر، ابياتي را ذكر مي كند كه دلدادگي او را نسبت به اهل بيت ( ع ) آشكار مي سازد. وي در ابياتي در مظلوميت علي ( ع) و فاطمه ( س ) تاكيد مي كند.
استاد رشيد ياسمي در كتاب تتبع احوال سلمان مي نويسد:
چنان كه مي نمايد در اوايل شيعه متعصبي بوده است و هر قدر سن او پيش مي رفت بهتر وارد اختلاف دو مذهب مي شد و ادله طرفين را ملاحظه مي نمود. سلمان در آغاز از چشم جلايريان افتاد و در ساوه انزوا جست و گرفتار پريشاني گشت. سلمان در واپسين سال هاي عمر در اندوه و خواري محروميت به سر برد، و در همين حال درماندگي و انزوا، دوشنبه دوازدهم صفر 778 عرصه شاعري و زندگي را در زادگاه خويش شهر ساوه ترك گفت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 22nd October 2006   #8

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

استاد ابراهيم دهگان

ابراهيم دهگان در سال 1307 در روستاي مرزگران ( مرزيجران ) از توابع اراك در خانواده اي توانگر روستايي چشم به جهان گشود. در سال هاي كودكي، نوشتن و خواندن را در مكتب خانه روستا فرا گرفت و تا اوايل جواني به كشت و كار مشغول بود. وي در " گزارشنامه يا فقه الغه اسامي امكنه " درباره خود مي نويسد : " مطلع زندگاني خود را تا حدود جنگ بين الملل اول در آن ده گذرانده و در آن سال تفنگ بر دوش گرفته و در رديف مهاجرين وارد شده و بعد از يكسره شدن كارها به مدرسه آقا ضياءالدين اراك در سلك طلاب وارد گرديده و تا سال 1347 ق. تحصيلات خود ادامه داده و بعد از سال 1330 تا 1337 شمسي به كار تعليم اشتغال داشته و در ضمن از بحث و بررسي و غور در مطالب به قدر استعداد خود، خودداري نكرده و در نتيجه چند جلدي كتاب و جزوه به صورت تدوين در آورده كه پاره اي مطبوع و دسته اي بين سواد و بياض انتظار روزي را دارد كه از صورت فيش در صفحه چاپ وارد گردد.
رشته تحصيلي وي ، علوم قديم بود كه آن را در محضر استاداني چون آقا ضياء الدين اراكي و آيت الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي فرا گرفته بود. اما احاطه او در رشته هاي علوم انساني، صرفا" به واسطه مطالعه شخصي خودش بوده و نزد استادي تعليم نديده است. نتايج اين تلاش مجموعا" مشتمل بر خلق 20 اثر ماندگار ادبي، تاريخي است كه به عنوان حاصل زندگاني او به شمار مي آيند.دهگان به كتاب دلبستگي فراوان داشت و به جمع آوري كتب خطي و تاريخي عشق مي ورزيد و به همين سبب ضمن مطالعه و غور در مطالب كتب در طول عمر خود قريب به 3000 جلد كتاب نفيس و نسخ خطي جمع آوري نمود كه چون وي در گذشت، 2500 جلد از كتب چاپي به همراه 255 نسخه دستنويس و نفيس از سوي فرزندان كوشا و برومند او به كتابخانه عمومي اراك اهداء گرديد.
زنده ياد ابراهيم دهگان در 25 مرداد سال 1363 شمسي در اراك و در سن 95 سالگي ديده از جهان فروبست و در همان شهر مدفون گشت. ابراهيم دهگان در سال 1307 شمسي وارد فرهنگ شد و پس از سي سال خدمت در مهر ماه 1337 بازنشسته گرديد. پس از بازنشستگي دهگان، فرهنگ اراك به خاطر خدمات سي ساله و تاليفات ارزشمندش دبستاني به نام وي نامگذاري كرد. پس از فوت دهگان آقاي ايرج افشار صاحب امتياز و مدير مسوول مجله آينده عكس وي را روي جلد مجله چاپ كرد و در سوگش نوشت " قدر آن مرحوم متاسفانه چنان كه بايد شناخته نشد. مرحوم عباس اقبال و حبيب يغمايي به نوشته هاي او به چشم اعتنا مي نگريستند و مقالاتش را با احترام چاپ مي كردند . من سعادت آن را داشتم كه شش هفت بار در اراك به ديدارش نايل شوم. نخستين بار با منوچهر ستوده از بيابان هاي بيراهه تفرش به ميقان و بعد به اراك رسيديم و به خانه گشاده در دهگان وارد شديم . ما را پذيرفت و شب و روزي ما را با گنجينه اسناد و كتب خطي خود مشغول داشت. خدايش غريق بركات بيكران كند كه مردي خوش سخن و دانشمند و تاريخ دان و مهمان نواز و محبت پيشه بود.

تاليفات مرحوم دهگان:

1- تاريخ اراك در سه جلد
2- تاريخ ابخدان
3- تاريخ كمال
4- نورمبين در تاريخ
5- فقه العنه در اسامي امكنه اراك
6- تاريخ ارمنستان از موسي خورن يا موسي خورند
7- تاريخ در مشروطيت
8- تاريخ نو، از يعقوب خان خادم ابخدان
9- قرارداد رژي
10- تاريخ صفويان اقتباس از خلاصه التواريخ
11- تصحيع تاريخ شاه عباس دوم بنام عباسنامه نوشته محمد طاهر وزويني
12- كيسه كرفه كه جنگلي است از هر مقوله مطالب مختلف ( كه اين كتاب متاسفانه هنوز به چاپ نرسيده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 22nd October 2006   #9

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

شرحال مختصری از 16 شاعر تفرشی

1- آقا گلخني تفرشي:

در تذكره « روز روشن » مي خوانيم : گلخني تفرش همشيره زاد شهيد قمي است و ناسخ « شمع انجمن »او را گلخن بدون ياي نسبت نوشته و وي از ارباب علم و فضل بود و عمر به رندي و هزل و مزاح مي گذرانيد و با شاه و گدا و فقرا و اغنيا گفتگو به خوش طبعي كرده و كسي از مزاحش آزرده نشدي .

2- آقا صادق تفرشي:

دنبلي در نگارستان دارا ازا و با عنوان « از قدماي معاصرين » و « فاضل كامل » ياد مي كند و مي نويسد او معلم رضا قلي ميرزا پسر نادر شاه افشار بود. طبعي روان و ذوقي سيلم داشته و در قالب مثنوي و غزل شعر مي سروده است.

3- تائب تفرشي ( قصي ) :

اسمش فخرالدين و تخلصش تائب نصر ابادي درباره اونوشته است « فخرا نام داشته ، بدهند رفته و با ملافرح ا.. مشاعره داشته گويا در آنجا فوت شد ازاين شاعر نيز ابياتي پراكنده بر جاي مانده است كه گواه باريكه خيالي اوست.

4- داعي تفرشي:

مولانا ميرمحمد مومن متخلص به داعي از شعراي نيمه دوم قرن 11 و نيمه اول قرن 12 هجري است واز شعراي معاصر شاه سليمان صفوي ( 1077 – 1106 ) وشاه سلطان حسين ( 1106-1125 ) ، شاه طهماسب دوم ( 1135 –1145 ) و نادرشاه افشار ( 1148 –1160) به شمار مي رود. وفات وي را در سال 1155 و در سن 90 سالگي دانسته اند اما در كتاب سفينه المحمود وفات او 1167 ذكر شده است.

5- دانش تفرشي:

صاحب حديقه الشعرا درباره اوچنين نگاشته است : اسمش ميرزا هادي و از سادات عالي در جات تفرش است. در انشا قادر و در استيفا ماهر در حكومت حاجي محمد ولي ميرزا به يزدرفته به انشا و استيفا مشغول شد . بعد از عزل اجباري شاهزاده كه از طهران به حكومت خود برگشت و عبدالرضا خان يا نمي شده راهش نداد و اموال اون ضبط كرده و عيالش را برهنه بيرون كرد دانش در آنجا ماند و متاهل شد .

6- دبير تفرشي:

صاحب حديقه الشعرا درباره او چنين آورده است : اسمش ميرزا عنايت ا.... و پدرش ميرزا هدايت است كه از مستوفيان آقا محمد شاه قاجار بوده و خود دبير ومنشي خوبي بوده و از اين جهت دبير تخلص نموده چند هم وزارت شاهزاده احمد علي ميرزاي خاقان را نمود و از خاتمه مالش اطلاعي حاصل نشده است.

7- ذره تفرشي:

در تذكره حديقه الشعرا درباره او مي خوانيم : اسمش ميرزا عبدالغني و اصلش از تفرش قم و در آذربايجان مشغول خدمت نايب السلطنه و از ملتزمين مجلس مرحوم قائم مقام بوده خالي از مراتب علم و كمال و خط و ربط هم نبوده شعر هم مي گفته است.

8- رفيقي تفرشي:

از شاعران قرن 13 مي باشد. هر چند زياد در درياي شعر غوطه ور نبوده اما ابياتي محكم از او به جاي مانده و در نگارستان دارا چنين معرفي شده است. اسمش ميرزا محمد علي از طبقه سادات رفيع الررجات طباطبائي تفرشي من اعمال قم است. اغلب اوقات و اكثر عمران در دارالسلطنه اصفهان به درس و بحث به سر برده است.

9- شهري تفرشي :

در تذكره نگارستان دارا درباره او چنين مي خوانيم: عهدي است كه در آذربايجان متوقف مي باشد. شهري به كام و شربت و حلاوت كلامش در جام است. همدمي با حقوق و وفاست و پاس آشنايي دارد و سياحت بسيار كرده و سرد و گرم روز ديده با دوستان مهرباني آرد و در هر حالت عمر به خوشدلي گذارد و صاحب ديوان است.

10- ظهيراي تفرشي:

مولانا علي حزين الاهيجي ( 1103-1180 ه.ق. ) از معاصران ظهيرا بوده و محضرش را درك نموده است. در كتاب تذكره المعاصرين خود را از ظهيراي تفرشي بدنيكي ياد مي كند و او را به داشتن مرتبتي بلند در دانش ولطافت طبع ستوده است.

11- عراف تفرشي:

عبدالرزاق دنبلي در تذكره نگارستان دارا از او چنين ياد مي كند : اسمش ميرزا هدايت اصلش از تفرش و در سركان همدان به تعليم اطفال مشغول است.

15- ميرزا ابولحسن تفرشي:

در تذكره سخنوران قم به نقل از تذكره خطي خربات آمده است : ميرزاابوالحسن تفرشي مشهور به فراهاني از سادات عالي درجات آنجاست و اكثر اوقات در شيراز مي باشد و به كشب فضائل و كمالات مشغول است و به غايت فاضل است و الحال كه تاريخ در سنه 1015 قمري است در آن دارالملك است طبيعت او از اشعار او معلوم مي شود . اصل او از تفرش است اما چون در فراهان نشو و نمو يافته به فراهاني مشهور است.

13- ميرزا عبدالحميد تفرشي:

از شاعران دوره قاجار است و رضا قلي خان هدايت در مجمع الفصعا درباره او چنين مي نويسد. :
اسمش ميرزا عبدالحميد و در اخلاق حميده وحيد و از پويندگان فقرا و گويندگان شعراست . از حسن خط صاحب خط اوفي از لطف طبع حاوي خدا علي به دست رنج كتابت وجوه معاش حاصل كند و از قيود ملا رفت ملوك تن زند.

14- مير عبداغني تفرشي :

از لحن كلام حزين لاهيجي درباره ميرعبدالغني بر مي آيد كه او در شعر مقام بلندي نداشته و البته شعر شناس خوبي بوده است. حزين درباره شعر او مي نويسد. از احفاد فاصل مرحوم و نوادر روزگار بود.فقيه به شعر فهمي و سخن شناسي او كسي نديده است. در ذكا و استقامت سليقه بي نظير و تحصيل متداول علوم نموده.

15- وفايي تفرشي:

صاحب تذكره اختر كه معاصر وفايي بوده درباره او چنين نگاشته است « خلف محمد حسين بيگ، از اعيان تفرش است. وي در شيراز از تربيت يافته و چند سال نيز در اصفهان در سلك طلبه بر تحصيل مشغول بود. »عبدالرزاق بيگ در كتاب نگارستان درباره او نوشته است « مودب و پسنديده اطوار و مهذب و ستوده كردار و درويش طبع و غني دل و خوش مشرب و پاكيزه آب و گل است يك دو سفر او را در دارالسلطنه تبريز ديدم و به صحبتش رسيدم.

16- هجري تفرشي:

مولوي محمد مظفر در تذكره روز روشن علت اختلاف اسامي هجري را بيان مي كند : هجري ميرابوالقاسم ابن آقا محمد صادق در آفتاب عالمتاب و شمع انجمن او را قمي و در نگارستان دارا، تفرشي و بعضي او را اصفهاني نوشته وجهتش آنكه خودش از سرزمين قم و اضلش از تفرش و منشاء و مكسب علم و هنر وي شهر اصفهان بود در ساختن شمشيريه طولاني داشت و خط رشت جلاواجل تيغ هلاك بر سرش گذاشت. واله داعستاني در تذكره «رياض الشعرا» نوشته است : هجري شمشيرگر قمي چون تيغ غمزه خوبان خونريز و مانند تيرنگاه دلبران فتنه انگيز بوده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 22nd October 2006   #10

FaitHleSs

عضو پيشكسوت

 FaitHleSs آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست

 

اسامی برخی دیگر از شاعران تفرش

از ديگر شاعرن تفرشي مي توان :

1- اديب تفرشي

2- باذلي تفرشي

3- پروانه تفرشي

4- حكيم لوري تفرشي

5- تائب تفرشي

6- روحاني تفرشي

7- شرقي تفرشي

8- صفايي تفرشي

9- فاطمه تفرشي

10- قدسي تفرشي

11- هاشمي تفرشي

12- وجهي تفرشي

13- وكيلي تفرشي را نام برد.

برگرفته از كتاب فصلنامه تحقيقات فرهنگي – هنري استان مركزي

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!

" ساموئل بکت"
FaitHleSs آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا