|
آئین زرتشت
در بین محققین اتفاق نظر در تاریخ تولد زرتشت ومکانی که وی پا به عرصه حیات گذاشته نیست. بیشتر محققین تولد او را در فاصله زمانی 660 سال قبل از میلاد مسیح ودر قسمت آذربایجان میدانند اگرچه برخی وی را متولد بلخ هم دانسته اند.
او یک دهقان زاده است و نام وی زرواستر و اصل آن زراتشتر است. زرتشتیان وی را بنام سپیتامه میخوانند.
ظهور وی در شرایطی بود که روحانیون آئین میترایی ، عامه مردم کشاورز را تحت سیطره خود داشتند . قیام زرتشت وعقاید وی درست نقطه مقابل آئین میترایی که دامداری بود یک آئین کشاورزی است. اهمیت وی به آب و قنات ،سبزه و درخت گویای این مهم است.
آئین زرتشت سرشار از اصول اخلاقی است و اساسا جمیع محققین بر این عقیده اتفاق نظر دارند هر چند وی به اصلاحات اقتصادی واجتماعی هم توجه ویژه دارد.
از ویژگیهای بارز مذهب زرتشت نزدیک کردن پرستش از تعدد خدایان به توحید یا یگانه پرستی بود. هرچند در این مورد هم دونظر وجود دارد و آن اشاره به اهورا مزدا و اهریمن در آئین زرتشتی است که دوقطب مخالف هم هستند ودائما با یکدیگر در جدال و نبرد میباشند. اما در عصر حاضر تلاش زیادی از سوی معتقدین به وی شده تا دین زرتشت را در ردیف مذهب خدای واحد بسان سایر ادیان الهی قرار دهند که عالی ترین نوع پرستش میباشد.
میتوان فعالیتهای انجام گرفته توسط زرتشت را موید این نکته (توحید)دانست. وی با ورود به معابد میترایی همه مجسمه های رب النوع ها را بیرون ریخت ومبارزه با عقاید انحرافی وخرافه پرستی توام با جادوگری روحانیون میترایی را سرلوحه فعالیت خود قرار داد.
اهورا مزدا از نظر زرتشت خدای ابدی وازلی ست و صاحب صفاتی چون بصیر ، علیم، قادر وخردمند است.اهورا مزدا قبل از آفرینش جهان ابتدا روح جاودانی یعنی هومن را خلق کرد وسپس این روح جاودان سایر پدیده ها را آفرید.
در مورد مفهوم خدا در دین زرتشت مولتون میگوید: «اسورای دانا» بیش از دوران زرتشت وجود داشته است. خدای دانا ایزد خاص آریایی ها بود. و این مسأله خود مؤید این است که زرتشت یک آریازنتو بوده است نه یک مغ که سالها بعد او را به آن محکوم کردند. برای اینان اهورامزدا خدای قبیله بود. و نسبت به ایزدان طبقات دیگر در مقام بالاتری قرار داشت. به نظر میرسد که اولین قدم زرتشت این بود که از چندگانه پرستی موجود به سوی یگانه پرستی رود و از ایزدی که بزرگترین ایزدان بود به سوی خدای واحد رود.
در نظام اعتقادی زرتشت دو ذات خیر وشر وجود دارند. ذات شر بنام انگر مینیو و ذات خیر بنام سپنتا مینیو هستندو جدال آنان بی وقفه است و برای هر کدام از این دو ذات، فرشته ها یی هست که دستیاران آنها میباشند.
شش فرشته ای که ذات خیر یا سپنتا مینیو را یاری میدهند عبارتند از:
بهمن-اردیبهشت-شهریور-خرتات-اسپندارمند-مرداد(امرتات)که به آنها امشاسپندان گفته میشود.
زرتشت هیچگاه از دو قطب وجودی خیر و شر که از ازل در کنار هم وجود داشته باشند و یکی منبع خیر و دیگری منبع شر باشد سخن نگفت. او بر انتخاب خیر تأکید ورزید.
مسأله انتخاب (ور) آنچنان در اصول اعتقادی زرتشتی دارای اهمیت است که با جرأت میتوان گفت دین زرتشتی دین انتخاب است. عمل فردی که به پیام اهورامزدا گوش فرا میدهد و قلب خود را بدان میگشاید در آستانه تصمیم و انتخاب قرار میگیرد (ویچیت) اگر چه شخصی و خصوصی است اما به عالم و نظام آن هم بستگی دارد. این انتخاب بین نیک و بد، بین نیروی ایزدی و قوای اهریمنی، بین رستگاری ابدی و قهر و محکومیت دائمی است.
زرتشت میگوید که اهورامزدا خالق همه چیز خوب است وانگره مینیو به وجود آورنده بدی و پلیدی است زیرا او بود که با اختیار و انتخاب خود در آغاز بدی را برگزید.
در کتابهای دین زرتشتی به زبان پهلوی از دو جهان نام برده میشود: یکی گیتی یعنی جهان خاکی و دیگر مینو دنیایی که فراتر از عالم مادی است و دیده نمیشود. در هر دو عالم خوب و بد وجود دارد اما تنها در این جهان است (گیتی) که این دو نیرو کار میکنند و در نبرد با یکدیگرند. به عبارت دیگر جهان کنونی جهان مبارزه است و انسان کسی است که باید این نبرد را به پایان برساند. در همان لحظه که انسان به انتخاب بین خوب و بد میپردازد این نبرد آغاز میگردد.
پس میتوان گفت هدف زرتشت از بیان این تمثیل یعنی بیان وجود دو روح نیک و بد و طریق و جهتی که هر یک انتخاب نمودند آن بود که وجود بدی و پلیدی را در جهان توجیه نماید و اهمیت مسأله انتخاب را نشان دهد. زیرا نبرد با اهریمن و بدی فقط با انتخاب صحیح انسان ممکن است. شخصی که راه راست را بر میگزیند. همکار و سرباز اورمزداست.
انسان در میان این دو ذات، صاحب اختیار است تا به صف هر یک از آنها وارد شود. نظام اعتقادی زرتشت معتقد به آزادی انسان در پذیرش مذهب است.
اساساً پایه ثنویت (دوگانگی)، اخلاقی است: دو گوهر متقابل زرتشتی، سپنته مینیو و انگره مینیو فرزندان دو قلوی اهورا مزدا هستند و انتخاب ایشان بین راستی (اشه) و دروغ بین گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک و کردار بد، گفتار بد و پندار بد، ریشه ثنویت در دین زرتشت است این دو به عنوان نخستین نمونه انتخاب هر انسان عمل میکنند حال خواه درستی را برگزیند یا نادرستی را. خیر یا شر بودن دو گوهر از انتخاب نشأت میگیرد و بر خلاف آنچه بعضی دانشمندان میگویند ذاتی ایشان از پیش تعیین شده نمیباشد. مفهوم اهورامزدا به عنوان خالق بهشت و جهنم، نور و تاریکی نشان میدهد که زرتشت متفکر اصلی و چهره قدرتمند دینی بود و تغییرات اساسی را در محیط فرهنگی و روحانی که در آن تربیت شده بود ایجاد کرد.
زرتشت از حیات عقبی و قیامت سخن گفته و مسئله آخرالزمان را در مفهوم کامل مطرح کرده است.اعتقاد به بهشت و دوزخ در مذهب زرتشت وجود دارد و اینکه نیکوکاران به بهشت وستمکاران به جهنم میروند هرچند بحث شفاعت وبخشش در این دین مطرح نشده است.
از نظر زرتشت روح انسان پس از مرگ تا سه روز در اطراف جسد او چرخ میزند وبه نسبت افعال او ،شاد یا غمگین است. بعد از سه روز در کنار پل چینوت ( پل صراط) حاضر شده که بر دوقله بسته شده است.این پل برای نیکوکاران پهن و وسیع است وبرای بدکاران از مو باریکتر است و دوفرشته بنامهای میترا و چنوه به حساب وکتاب و میزان اعمال وی میپردازند.
اساس تعالیم زرتشت حول سه محور پندار نیک – گفتار نیک – کردارنیک قرار دارد.در باور زرتشت به زندگان اهمیت داده میشود واز قربانی کردنهای خونین بیزاری می جوید.
زرتشت از مصلح آخرالزمان نیز سخن گفته است:
در هزاره گرايى زردشتى (Millennialism Zoroastrean)انتظار ظهور سه منجى از نسل زردشت مطرح است . اين منجيان يكى پس از ديگرى جهان را پر از عدل و داد خواهند كرد.
1. هوشيدر، 1000 سال پيش زردشت .
2. هوشيدرماه ، 2000 سال پس از زردشت .
3. سوشيانس (يا سوشيانت )، 3000 سال پس از زردشت كه با ظهور او جهان پايان مى يابد.
كتاب آسمانى زردشتيان اوستا نام دارد كه به معناى اساس و بنيان و متن است . اين كتاب به خط و زبان اوستايى نوشته شده است كه به ايران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسكريت هم ريشه است . به عقيده بسيارى از محققان ، خط اوستايى در دوره ساسانيان (226 - 641 م .) پديد آمد و اوستا كه قبلا در سينه ها بود، به آن خط كتابت شد و به قولى اين كار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است .
زردشتيان و پژوهشگران بر اين مساله اتفاق دارند كه اوستا در اصل بسيار بزرگتر بوده است كه به عقيده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته بود. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700 كلمه (يعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسك (كتاب يا بخش ) تقسيم مى شد و اوستاى كنونى نيز 21 نسك است .
اوستا 5 بخش دارد:
1. يسنا (يعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از اين بخش گاتها ناميده مى شود (به معناى سرود). اين بخش كه مشتمل بر ادعيه و معارف دينى و معروفترين قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى كه ساير قسمتهاى اوستا را به پيشوايان دين زردشت نسبت مى دهند
2. ويسپرد (يعنى همه سروران ) مشتمل بر نيايش
3.ونديداد (يعنى قانون ضد ديو) درباره حلال و حرام و نجس و پاك
4. يشتها (يعنى نيايش سرود و تسبيح )
5. خرده اوستا (يعنى اوستاى كوچك ) درباره اعياد و مراسم مذهبى و تعيين سرودهاى آنها زردشتيان ، علاوه بر اوستا، تفسيرى به نام زنداوستا و كتب مقدس ديگرى به زبان پهلوى دارند.
قضاوت ما درباره فکر زرتشت تنها از طریق کاتاهاست. در گاتاها شاهد ترکیب مفاهیم نظری و عملی میباشیم. در جهان اندیشه، زرتشت در میان کیفیات، صفات و اصولی زندگی میکند که به اندازه چیزهایی که میبیند برای او واقعی اند. چنین ذهنی در تأکید بر حقیقت به این استنتاج نظری میرسد که حقیقت واحد است.
در مجموع میتوان گفت در گاتاهای زرتشت، اهورامزدا خدای واحد و آفریدگار دانا و توانایی است که با نیروها و جلوههای ششگانه خود این جهان را میآفریند و نظام و آیین خویش رادر آن برقرار میسازد و کسانی را که جانب راستی و آیین بهین او را اختیار کرده اند، به پیکار با دروغ و پلیدی میگمارد، و زرتشت را رسالت میدهد تا مردم را به راستی و درستی و به سوی ملکوت بی زوال فردایی رهبری کند.
زرتشت جز اهورامزدا خدایی را نمیپرستد و همه و خدایانی را که پیش از او در میان مردم پرستیده میشدند نادیده میگیرد، و ریختن خون جانداران را زشت میشمارد.
آئین زرتشت در دورانهای بعد او دستخوش تغییرات شدیدی شد که از جمله میتوان به بازگشت خدای دوگانه و تقدس آتش در حد پرستش و اعمال حاکمیت دینی توسط روحانیون زرتشی اشاره کرد که بنام مغ شناخته میشدند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همیشه روان راستی پرستان از بهره نیک برخوردار خواهد بود .
« گاتها »
Άθηνά

|