شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک هنرهای دیداری و شنیداری اخبار فيلم و سینما نقد فیلم
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع
قدیمی 3rd December 2009   #1

Zodiac-S

همکار بازنشسته

 Zodiac-S آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2008
نوشته ها: 915
تشکر از دیگران: 1,330
تشکر شده 2,254 بار در 1,326 پست

حالت
Dead

 

هزارتوی جادو: نگاهی به سری فیلم های هری پاتر



چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم و چه خوشحال شویم و چه ناراحت، باید اعتراف کنیم که هری پاتر، پدیده ای است بسیار جذاب. به شخصه هیچ ابایی از گفتن این نکته ندارم که طرفدار کتاب های هری پاترم. نه از آن طرفدارهای پرو پا قرص که همه زندگی شان شده هری پاتر. ولی هنوز هم با خواندن کتاب های هری پاتر لذت می برم. کتاب های هری پاتر به من نشان داد دامنه ی تخیل یک آدم می تواند آن قدر گسترده باشد که یک دنیای کاملاً متفاوت با دنیای ما را تصور کند. اما دقیقاً در دل همین جهانی که داریم در آن زندگی می کنیم. جی کی رولینگ در سری کتاب های هری پاتر کاملاً متفاوت با آن چه انتظار داشتم عمل کرد. او نه تنها سعی نکرد که یک دنیای کاملاً جدا از ما را (مثلاً در یک سیاره ی دیگر یا خلاصه جایی که هیچ تصوری از آن نداریم و دستمان به آن نمی رسد) نشان دهد، بلکه تمام تلاشش را انجام می دهد که اتفاقاً نشان دهد تمام این اتفاقات جادویی و عجیب و غریب دارد در همین جایی رخ می دهد که ما زندگی می کنیم. این اقدام او کار خواننده را راحت تر می کند. چون خواننده ی کتاب حالا نیاز به کار کمتری برای غرق شدن در جریان کتاب دارد. مثلاً در جایی از یکی از کتاب ها اشاره می شود که یکی از اماکن جادویی، به گونه ای جادو شده است که اگر یک آدم مشنگ (همان غیرجادوگر!) به آن جا برسد، تابلویی می بیند با عنوان خطر مرگ که به او هشدار داده از آن جا جلوتر نرود. یا جایی دیگر این گونه جادو شده که هر کس به آن جا برسد، ناگهان به یاد می آورد که الآن قرار مهمی با یک نفر دیگر دارد و باید برگردد. یا اگر شخص مشنگی شاهد یک اتفاق جادوگری باشد، ذهن او را به گونه ای جادو می کنند که آن ماجرا را از خاطر ببرد. (برای همین است که هیچ کدام از ما نمی توانیم مصداقی برای اتفاقات عجیب فیلم در دنیای بیرونی پبدا کنیم! پس خیلی راحت تر می توانیم وقایع کتاب را باور کنیم.) تصور این که چنین دنیایی در دل اقدامات روزمره ی ما جریان دارد، به خودی خود هیجان آور است. چه برسد به این که ما در این کتاب ها قرار است جزئیات و ریزه کاری های این دنیا را ببینیم و بخوانیم.

ته ته تمام هفت کتاب هری پاتر را که بخواهیم بررسی کنیم، به همان ریشه و پایه هایی می رسیم که خیلی از مشهورترین کتب و آثار هنری تاریخ را پدید آورده است. از پدرخوانده ی ماریو پوزو تا ارباب حلقه های تالکین و حتی مثلاً فرانکشتین مری شلی. وسوسه ی قدرت و جاودانگی و تقابل وجوه خیر و شر بشر. هری پاتر هم چیزی جز این نیست. در کتاب های اول همه چیز خیلی ساده و کودکانه است. قطب شر مشخص است و قطب خیر پیدا. "آدم بده" و "آدم خوبه" ها را خیلی راحت می توان پیدا کرد. هر چه بالاتر می رویم، اما اوضاع پیچیده تر می شود. تازه می فهمیم خیلی چیزها آن طور که انتظار داشتیم نیست. خیلی از مسائل از دید ما پنهان است. همان طور که هری دارد بالغ و عاقل می شود، خواننده هم انگار از دنیای بچگی به جهان تلخ و خشن بزرگ سالی قدم می گذارد. برای همین به جرأت می توان گفت رولینگ کتاب های آخر هری پاتر را اصلاً برای مخاطب کودک ننوشته است. آن کتاب ها علی رغم تمام رنگ و لعاب های جادویی شان، نکاتی دارند که شاید خیلی های آن را فقط "آدم بزرگ" ها بشناسند. کسانی که این دنیا را خوب درک کنند.

و اما خیلی از این جذابیت های ذکر شده، در فیلم های هری پاتر از بین رفته اند. مفاهیمی که خواندن آن ها در کتاب، باعث می شد خواننده به فکر فرو رود، گاهی وقت ها در فیلم ها تا حد یک سری اندرزهای اعصاب خردکن کودکانه کاهش یافته اند. بنابراین فیلم های هری پاتر غالباً مهم ترین عامل جذابیت کتاب های هری پاتر برای بزرگ سالان را ازدست می دهند. حتی جادوهای دنیای جذاب هری هم که در کتاب ها واقعاً تأثیرگذار و جادویی جلوه می کردند، در تعدادی از فیلم ها خیلی بی حس و حال و مصنوعی به نظر می رسند. ولی همه اش هم ناامیدکننده نیست! به نظر می رسد سری هری پاتر، فیلم به فیلم دارد بهتر می شود. هر چه از فیلم اول جلوتر می آییم، فیلم ها دارند بیشتر از دنیای ساده ی کودکی فاصله می گیرند و خشن تر و بی پرواتر می شوند. به همین دلیل می توان گفت تقریباً تمام فیلم های هری پاتر از فیلم قبلی شان جذاب تر و از فیلم بعدی شان ضعیف ترند (تا الآن فقط یک استثنا در این زمینه بوده که جلوتر به آن اشاره خواهم کرد). نگاهی به شش فیلم به نمایش درآمده از سری هری پاتر (که آخرینشان همین چند هفته ی قبل نمایش داده شد و موفقیت بزرگی هم برای کمپانی برادران وارنر بود)، می تواند نشان دهنده ی تغییراتی باشد که در طول این چند سال بر سر این پدیده آمده است. تغییرات بزرگی که اکثر آن ها هم از دید من مثبت بوده است.

هری پاتر و سنگ جادو( ۲/۱*): فرق می کند! فرق می کند که با چه دیدی به این فیلم بنگریم. عده ی زیادی این فیلم را به عنوان بدترین (یا یکی از بدترین) فیلم های سری هری پاتر معرفی کرده اند. ولی از این فیلم هم می توان لذت برد. اگر بتوانیم کودک درونمان را بیدار کنیم و از دید او فیلم را تماشا کنیم! آن گاه است که وقتی خاله و شوهرخاله ی هری او را اذیت می کنند، عصبانی می شویم، وقتی هری آن مار را در باغ وحش آزاد می کند خوشحال می شویم و زمانی که هری پاتر در حین برگزاری جشن تک نفره و محقرانه ی تولدش، به ناگاه می فهمد که متعلق به چه دنیایی است، به وجد می آییم. اما خدا نکند که بخواهیم آن را از دید هنری بررسی کنیم. آن گاه است که با سؤالات زیادی رو به رو می شویم. چرا شخصیت پردازی فیلم (بر خلاف کتاب) این قدر ضعیف است؟ چرا هاگرید این قدر تابلو تمام اطلاعات را ذره ذره به هری و دوستانش می دهد؟ آیا او تا این حد پخمه است؟ اگر هاگرید این قدر احمق است، پس چگونه دامبلدور با آن همه هوش و ذکاوتش، می تواند به این راحتی به او اعتماد تام داشته باشد و وظایف بسیار خطیری را به او بسپرد؟ چرا وقتی هری و دوستانش وارد اتاق کلیدها می شوند، این هری است که خیلی سریع می فهمد باید با جاروی و آن کلیدهای پرنده چه کند و هرمیون که در تمام طول فیلم بر هوش او تأکید می شد، تا آخرین لحظات متوجه قضیه نمی شود؟ و پرسش های دیگر. حال اگر قبل از تماشای این فیلم، فیلم های بعدی هری پاتر را هم دیده باشیم، پرسش های دیگری نیز در ذهنمان ایجاد می شود. از جمله این که چرا هرمیون که در همه ی فیلم های بعدی دختری بشاش و صمیمی و (فقط) اندکی مغرور و عصبی نشان داده می شود، در هری پاتر و سنگ جادو تجسمی کامل از یک دختر دانا، ولی به شدت متکبر است که تکبر او دائم دارد همه ی شخصیت های دیگر را اذیت می کند و به قول رون هیچ کس حاضر نیست با او دوست شود؟ پس چگونه او این قدر سریع تغییر شخصیت می دهد که در فیلم های بعدی می بینیم؟ آیا سازندگان این فیلم، هنگام ساخت آن ذره ای به فکر قسمت های بعدی نبوده اند؟ (فراموش نکنید که در سری کتاب های هری پاتر، این تغییر شخصیت هرمیون خیلی آرام و به تدریج صورت می گیرد و بنابراین خیلی راحت تر قابل باور و پذیرش است). ولی همه ی این ها را بگذارید کنار. آخر آخر کار این خود شما هستید که تصمیم می گیرید تا چه حد از این فیلم لذت ببرید. همان طور که گفتم، سعی کنید قبل از تماشای این فیلم، کودک درون خود را بیدار کنید!

هری پاتر و تالار اسرار(۲/۱): با این فیلم، سری اول فیلم های هری پاتر به پایان می رسد. این، آخرین فیلم هری پاتر است که قدرت هنوز خطرات واقعی اش را به رخ تماشاگر نکشیده است. هر چند تالار اسرار در مقایسه با سنگ جادو، اندکی سیاه تر است، به طوری که مرگ از چند قدمی برخی از دوستان هری پاتر (حتی هرمیون) عبور می کند، اما پایان فیلم به طرزی باورنکردنی شاد و شیرین است. همه ی مشکلات به طرزی شاید هندی وار حل می شوند. مار تالار اسرار به 5 – 6 نفر حمله می کند. ولی همه ی آن ها به طرز معجزه آسایی زنده می مانند و این به نظرم ضعف بزرگ این قسمت از هری پاتر است. شاید هنوز مخاطبان هری پاتر آماده نشده اند تا با تلخی های سنگین و حقیقی تر رو به رو شوند. اما هر چه که هست، تصور این که تمامی این حملات و خطرات، با این سطح از خوش شانسی برطرف شده اند، سخت است. به هر حال، توجه به این نکته ضروری است که کتاب های هری پاتر یک روند معقول را برای خوانندگانش در نظر گرفته اند. هر چه از کتاب اول به سمت کتاب آخر حرکت می کنیم، سیاهی کار بیشتر و هری پاتر از یک کتاب ساده ی کودکان کم کم به کتابی تبدیل می شود که پر از پیچیدگی و گاه حتی استعاره های سیاسی و اجتماعی است. اما این تغییر تدریجی در فیلم های هری پاتر وجود ندارد. دو فیلم اول به طرز شگفت انگیزی بچگانه اند. ولی از فیلم سوم به بعد تغییری ناگهانی را در این سری شاهدیم. حالا می توان فهمید هری پاتر و تالار اسرار چگونه فیلمی است! فیلمی که قرار است فقط بچه ها را سرگرم کند. ولی فکر نکنم حتی در این زمینه هم خیلی موفق باشد. ریتم فیلم نسبت به فیلم اول کندتر است و وقایع اضافه ی زیادی در آن به چشم می خورد. در ضمن با توجه به این که وقایع فیلم اندکی سیاه تر از قسمت اول هستند، فیلم دیگر تا حدی آن معصومیت قسمت اول را هم از دست داده است و بنابراین از این نظر هم نمی توان جذبش شد! بنابراین بی جا نیست اگر بگویم هری پاتر و تالار اسرار از دید من ضعیف ترین قسمت هری پاترها تا الآن است.

هری پاتر و زندانی آزکابان(**): این فیلم، یک جهش بزرگ نسبت به دو قسمت قبل است. شاید این تفاوت به خاطر تغییر کارگردان باشد. کریس کلمبوس که فیلم هایش غالباً مناسب کودکان دبستانی است در مقابل آلفونسو کوارون. اما عامل دیگر جذابیت این فیلم در مقابل دو فیلم قبلی، این است که کوارون و سعی نکرده اند تحت هر شرایطی به کتاب وفادار باشند. بسیاری از نکاتی که در کتاب ممکن بود جذاب به نظر برسند، ولی در فیلم به یک مشت اضافات خسته کننده تبدیل می شدند، در مرحله ی نگارش فیلمنامه حذف شده اند که این امر کمک شایانی به تندتر شدن ریتم فیلم کرده است. هری پاتر و زندانی آزکابان به نوعی اولین فیلم این مجموعه است که دیگر فقط مختص کودکان نیست. بزرگ سالان هم می توانند همان قدر در مورد فیلم به تأمل وادار شوند که کودکان. این جا قدرت تازه دارد واقعاً روی خطرناکش را نجات می دهد. اگر در دو قسمت قبلی همه چیز به نوعی به خوبی و خوشی تمام می شد، این جا دیگر خیلی هم این گونه نیست. پتی گرو می گریزد و بی گناهی سیریوس هرگز اثبات نمی شود. اما هنوز هم می توان پایان فیلم را یک پایان خوش دانست. جایی که هری با جاروی جدیدش پرواز می کند و با تمام وجود می خندد. هنوز مانده که او با حقایق تلخ این دنیا بی پرده رو به رو شود! با این وجود هنوز مشکلات زیادی وجود دارد که از تبدیل شدن این فیلم به یک فیلم خوب جلوگیری می کنند. جدا از بازی ناپخته ی بازیگران اصلی، هنوز بعضی از صحنه ها اضافه به نظر می رسد. مثلاً سکانس بازی کوئیدیچ قرار است چه چیزی را نشان بدهد؟ آیا قرار است ترس هری از دیوانه سازها را ببینیم؟ این مسأله که بارها در طول فیلم تأکید شده است. آیا قرار است جاروی هری بشکند؟ آیا نمی شد این اتفاق در یک سکانس دیگر رخ دهد؟ نمی دانیم. فقط می توان گفت این 5 – 6 دقیقه واقعاً اضافی بود. همچنین برخی سکانس های دیگر فیلم. با وجود همه ی این ها، هری پاتر و زندانی آزکابان را می توان در میان این سری فیلم ها، یک فیلم قابل قبول و آبرومند به شمار آورد.

هری پاتر و جام آتش(۲/۱***): در میان شش فیلمی که درباره ی این کاراکتر ساخته شده اند، به نظر من قسمت چهارم هری پاتر از همه بهتر است. در واقع در میان 6 فیلم اول هری پاتر، این تنها فیلمی است که می توانم بگویم واقعاً فیلم خوبی است. همه چیز در آن کنترل شده است. از ضرباهنگ فیلم گرفته تا حذف و تعدیل هایی که در کتاب صورت گرفته تا به یک فیلم مناسب تبدیل شود، همه و همه به خوبی انجام شده اند و نتیجه فیلمی شده که می توان نشست و از تمام دو ساعت و نیم آن لذت برد. حتی جادوهایی هم که در این فیلم صورت می پذیرند، در مقایسه با فیلم های دیگر، واقعاً جادویی به نظر می آیند و تأثیر بیشتری دارند. در این فیلم، برای اولین بار بازی موش و گربه ی هری و ولدمورت صرفاً یک شوخی کودکانه که آخرش هم قرار است مثلاً به یک دعوای بچگانه ختم شود به نظر نمی رسد. حالا ما واقعاً وارد یک جنگ خطرناک و عظیم شده ایم. یک درگیری خونین که قرار است افراد زیادی در آن کشته شوند. فیلم از همان اولین سکانس با یک مرگ آغاز می شود و این هشداری است برای تماشاگر که بداند حالا با فیلمی متفاوت از فیلم های قبل سر و کار دارد. در سکانس جام جهانی کوئیدیچ، مرگ خوارها با حالتی شبیه کوکلوس کلان ها ظاهر می شوند. آتش و نقاب و کلاه های نوک تیز و طرز رژه رفتنی که بی شباهت به برگزاری یک مراسم آئینی نیست، وجه اشتراک کوکلوس کلان ها و مرگ خوارها است. پس کاری که مرگ خوارها انجام می دهند، انگار همان لینچ سیاهان است، منتهی با ظاهری دیگر. ببینید همین سکانس ساده با این تمهید زیرکانه چه قدر ما را به طرز فکر مرگ خوارها نزدیک می کند. همین است که می گویم هری پاتر از این قسمت دیگر فیلمی برای کودکان نیست. اصلاً هم نیست. در این فیلم بیش از هر کدام از قسمت های هری پاتر، تنهایی و عظمت و ترس آن را حس می کنیم. این جا دیگر قدرت و وسوسه ی آن مختص ولدمورت نیست. قدرت، قدرت است. حال می خواهد رسیدن به جام قهرمانی مسابقات برای هری باشد یا برگشتن به زندگی عادی به وسیله ی خون هری برای ولدمورت. ماهیت آن یکی است. نحوه ی قرار گرفتن در مقابل آن است که فرق می کند. این به نظرم مهم ترین نکته ی فیلم چهارم از سری هری پاتر (و شاید اگر بخواهم بهتر بگویم، کل سری هری پاتر) بود.

هری پاتر و محفل ققنوس(۲/۱**): در میان همه ی این شش فیلم، به نظرم محفل ققنوس تنها قسمتی است که از فیلم قبلی اش ضعیف تر است (البته تا حدی می توان در مورد هری پاتر و تالار اسرار هم این نکته رو به کار برد). مقداری از داستان مطابق معمول در فیلم حذف شده تا زمان این قسمت هم به حد عادی نزدیک شود. با این وجود هنوز هم تماشای این فیلم در بعضی از قسمت هایش حال و حوصله ی زیادی می خواهد. چون چندان رنگ و بویی از هیجان در این فیلم نیست. البته بخشی از مشکل از کتاب هری پاتر و محفل ققنوس نشأت می گیرد که گرچه می توان گفت استعاری ترین قسمت از کتاب های هری پاتر است، اما زیادی کشدار و کند پیش می رود. ریتم فیلم بسیار کندتر از آن است که از یک فیلم "هری پاتر" انتظار می رود. در بسیاری از دقایق فیلم داستان پیشرفت خاصی ندارد و شخصیت پردازی خاصی هم صورت نمی گیرد تا لااقل این ریتم کند توجیه پذیر شود. همه ی این ها باعث می شود هری پاتر و محفل ققنوس هیجان و جذابیت فیلم قبلی را نداشته یاشد. البته بی انصافی است که آن را یک فیلم افتضاح بنامیم. فیلم هنوز از بسیاری از جهات از فیلم های اول تا سوم سر است. بازیگران اصلی و نوجوان فیلم تازه دارند به پختگی می رسند و بازیشان در این فیلم بی شک از همه ی فیلم های قبلی بهتر است.چند بازی معرکه از هلنا بونهام کارتر و گری اولدمن و آلن ریکمن داریم که حسابی سرحالمان می کنند. بعضی از وقایع حذف شده، باعث می شوند در برخی دقایق فیلم از ضرباهنگ مناسبی برخوردار باشد که تا حدی جبران ریتم کند بقیه ی فیلم را می کند. در ضمن، یک نکته ی بسیار مهم در این فیلم، مرگ اولین شخصیت کلیدی مثبت ماجراست. اگر در جام آتش، سدریک دیگوری به قتل رسید، چون تازه در همین قسمت با او آشنا شده بودیم و هری هم خیلی با او دوست و نزدیک نبود، آن طور که انتظار داشتیم ناراحت نشدیم. غصه و اندوه ما فقط چند ثانیه دوام داشت و بعد دوباره ضرباهنگ سریع فیلم و ماجراهای بعدی باعث شدند تا حدی این قضیه را فراموش کنیم. ولی سیریوس بلک دیگر سدریک دیگوری نیست. تازه در این جا می فهمیم بازگشت ولدمورت چه عواقبی می تواند داشته باشد. قتل سیریوس بلک، آن هم دقیقاً در شرایطی که به نظر می رسید شرایط دارد بهبود می یابد، نکته ی مهمی است. مرگ سیریوس گویا تا انتهای فیلم، روی همه چیز را می پوشاند و بر همه ی اتفاقات بعد از آن تأثیر می گذارد. حالا می توان گفت هری پاتر (و خواننده ها و تماشاگرانش) تازه دارند وارد بزرگ سالی می شوند. حالا می شود مسائل جدیدی با آن ها مطرح کرد...

هری پاتر و شاهزاده ی دورگه(***): همان طور که قبلاً اشاره شد، هر چه در دنیای هری پاتر پیش می رویم، شرایط سیاه تر می شود، نقش تلخ قدرت در زندگی را می بینیم و خلاصه گلویمان بیشتر فشرده می شود. برای همین عجیب نیست که می بینیم فیلم هری پاتر و شاهزاده ی دورگه (شاید حتی با اختلاف زیادی) تیره و تارترین فیلم هری پاتر است. فرصتی برایم دست داد تا هری پاتر و شاهزاده ی دورگه را بلافاصله بعد از قسمت اول هری پاتر (یعنی سنگ جادو) ببینم. این جا بود که تازه متوجه شدم جهان این دو فیلم چقدر با هم تفاوت دارند. یعنی در عرض 5 سال، این همه تغییر در این فضا صورت گرفته است؟ برای همین بود که هری پاتر و شاهزاده ی دورگه بیش از حد معمول گلویم را فشرد و حالم را دگرگون گرد. حالا همه چیز جلوی چشمم معنای دیگری داشت. واقعاً ترسیده بودم. معصومیت در دنیای ما چقدر ناپایدار است و جایش را تا چه حد ساده می تواند به پلیدی و ترس و بی اعتمادی بدهد. اگر می خواهید نهایت سیاهی دنیای ما را ببینید، ابتدا فیلم هری پاتر و سنگ جادو را ببینید و بلافاصله به تماشای فیلم ششم هری پاتر بنشینید. آن وقت می فهمید چه می گویم. قضیه فقط این نیست که مثلاً دامبلدور در آخر این فیلم می میرد یا هری سرانجام به این واقعیت ایمان می آورد که باید خودش تا آخر خط برود. مسأله جدی تر از این حرف هاست. از همان ابتدا، دیوارهای بلند، آسمان ابری و مرگی که مثل ذره ای دود حرکت می کند، پل ها را خراب می کند و آدم ها را به کام مرگ می کشاند، همه و همه هراس انگیزند. جذابیت فیلم هم در همین نهفته است. کسی که به امید دیدن یک دنیای هری پاتری (به معنای کلاسیکش البته!) به دیدن این فیلم برود، احتمالاً سرخورده خواهد شد. اما کسی که چنین انتظاری نداشته باشد، در آخر فیلم متوجه می شود که حالا دیگر نمی شود فیلمی را که در آن جادو می شود و جلوه های ویژه وجود دارد، چشم بسته یک فیلم ساده لوحانه و بچه گانه خواند. حالا پیچیدگی های چنین فیلم هایی خیلی بیشتر از قبل است. نگاه ها نسبت به این فیلم ها باید عوض شود. آن از سه گانه ی ارباب حلقه ها و بتمن ها ی کریستوفر نولان و این هم از هری پاتر و شاهزاده ی دورگه. هری پاتر و شاهزاده ی دورگه البته به نظرم فیلم پرنقصی است و هنوز هری پاتر و جام آتش را بهترین فیلم این سری می دانم. حذف یا کاهش محسوس برخی رخدادها در فیلم اخیر هری پاتر، باعث شده تا حدی از عمق و عظمت آن کم شود. از جمله نگاهی به اتفاقات مهم کودکی و جوانی لرد ولدمورت، دست سوخته و جزغاله شده ی دامبلدور و تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر او برای یافتن ولدمورت و نشانه هایش که در کتاب جنبه ای برجسته دارند، ولی در فیلم به هیچ وجه این گونه نیست و این اتفاق باعث کاهش عمق فیلم شده است. یا مثلاً جنبه های عشقی ماجرا که در کتاب به خوبی پرداخته شده اند، اما در فیلم خیلی لوس و سطحی به نظر می رسند (به خصوص رابطه ی رون و لاوندر). با این وجود، نمایش بی پرده ی واقعیت در این فیلم باعث شده تا هری پاتر و شاهزاده ی دورگه جزو فیلم های قوی هری پاتر باشد. هیچ کدام از فیلم های هری پاتر تا این حد توان نمایش "قدرت و تنهایی" را ندارند. مالفوی را ببینید که در راه دستیابی به قدرت چگونه همه ی اطرافیانش را از دست می دهد و تمام بار تنهایی را به دوش می کشد تا آن جا که پنهانی به گریه می افتد. هری پاتر و شاهزاده ی دورگه را حتی اگر طرفدار هری پاتر نیستید هم از دست ندهید.

و اما...

هری پاتر و یادگاران مرگ: فکرکردن به آن چه قرار است از هری پاتر و یادگاران مرگ بیرون بیاید، نگرانم می کند و (از شما چه پنهان) کمی هم می ترساندم. کتاب هری پاتر و شاهزاده ی دورگه (که به نوعی در میان شش کتاب اول هری پاتر، سیاه ترین است)، وقتی در کنار کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ قرار می گیرد، به شیرینی افسانه ی پریان به نظر می رسد! بنابراین اگر قرار باشد فیلم هفتم هری پاتر هم به همین نسبت از فیلم های قبلی سیاه تر باشد، هیچ بعید نیست که درجه ی نمایشی R به آن تعلق بگیرد! یعنی دیگر به کلی کودکان از این فیلم کنار گذاشته شوند! اين كتاب از هر جهت متفاوت ترين كتاب هري پاتر است. اولاً كه هري پاتر و دوستانش براي اولين بار ديگر راهي هاگوارتز نمي شوند. ديگر از كلاس هاي دفاع در برابر جادوي سياه خبري نيست. هري و دوستانش اين بار بايد وردها و جادوها را در دل دنياي واقعي آزمايش كنند. اگر هميشه هاگوارتز براي دانش آموزانش، در حكم يك سپر امنيتي محسوب مي شد، حالا ديگر هري، رون و هرميون از اين سپر هم بي بهره اند و خودشان بايد اطرافشان سپر محافظ را ايجاد كنند. خطر و مرگ در اين كتاب بيش از هميشه به انسان ها نزديك است. نه فقط به هري و دوستانش. همه به يك اندازه در معرض خطرند. حالا دیگر مرگ، خودی و غیرخودی نمی شناسد. در طول داستان افرادی به قتل می رسند که آدم دهانش باز می ماند که آیا واقعاً این افراد هم میرا بودند و ما خبر نداشتیم؟! هر چند در نبرد نهایی خیر و شر قاعدتاً باید طرف خیر پیروز شود، ولی حداقل این را می فهمیم که پیروزی همیشه به سادگی به دست نمی آید. خیلی وقت ها باید تاوان سنگینی برای پیروزی بر شر پرداخت کرد. هري پاتر براي كسب پيروزي نهايي بر لرد ولدمورت خيلي از نزديكانش را از دست مي دهد و اين مسأله به ياد ما مي آورد كه قدرت هميشه قرباني مي گيرد. مهم نيست كآدم در چه گروه و دسته اي قرار داشته باشد. وسوسه ي قدرت اگر در ميان باشد، هيچ كس در امان نيست. همان طور كهحتي خيلي از طرفداران ولدمورت هم در اين ميان به قتل مي رسند (گاه حتي تسط خود او). جدا از پایان قابل پیش بینی و شايد تا حدي آبكي اش، این کتاب به نوعی هیجان انگیزترین قسمت کتاب های هری پاتر هم است. ريتم كتاب به طرز قابل ملاحظه اي تندتر از كتب قبلي هري پاتر است. اين اتفاق البته در مواردي به ضرر اين كتاب تمام شده است. چرا كه بعضي از فعل و انفعالات كتاب آن قدر سريع اتفاق مي افتند كه اور كردنش سخت است. در رأس تمام اين اتفاقات پيدا كردن جان پيچ هاست كه هري پاتر با چنان هوش و حافظه ي شگفت انگيزي رد آن ها را مي يابد كه خواننده حيرت مي كند! اما در بسياري از موارد، تند شدن ريتم به سود كتاب خاتمه يافته است. خيلي از اتفاقات اضافي و حاشيه اي كه در كتاب هاي قبلي هري پاتر زياد به چشم مي خورد، در اين كتاب حذف شده است و در واقع مي توان گفت كتاب هري پاتر و يادگاران مرگ، پالايش شده ترين كتاب از ميان هفت كتاب هري پاتر به شمار مي رود. بنابراین می توان باز هم یک فیلم خوب از دل آن بیرون کشید. تبدیل کردن فیلم آخر هری پاتر به دو قسمت، جدا از این که نشان می دهد کمپانی برادران وارنر تلاش می کند بیشترین سود مادی را از این فیلم ببرد، نمایان گر این نکته هم هست که احتمالاً حذفیات کتاب آخر هری پاتر هنگام تبدیل به فیلم نامه، کمتر از قسمت های اخیر خواهد بود. این نکته هم می تواند امیدوار کننده باشد و هم نگران کننده. بستگی دارد چگونه بخواهند فیلم را از دل کتاب استخراج کنند. اگر این کار به خوبی انجام گیرد، می توانیم یک فیلم سیاه و پرتعلیق و هیجان را شاهد باشیم و اگر این کار بدون خلاقیت سینمایی صورت گیرد، شاهد فیلمی بی حس و حال و خسته کننده خواهیم بود. مثل اتفاقی که برای هری پاتر و تالار اسرار رخ داد و از دل يك كتاب پرهيجان، نهايتاً ملغمه اي خنثي و كسل كننده به وجود آمد. فعلاً فقط باید منتظر بود و البته امیدوار که سری جذاب هری پاتر به طرز امیدوار کننده ای به پایان برسد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد

Zodiac-S آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ست مروارید عشق

بهترین هدیه برای دختران و خانم ها :
زیبا ترین و جذاب ترین هدیه سال برای دختر خانم ها و بانوان محترم

تولد – سالگرد ازدواج –هدیه آشنایی - روز عشق و ....

خودتان مروارید داخل صدف زنده كه در كنسرو شیشه ای بسته بندی شده است را در بیاورید و در قسمت مخصوصش در گردنبند قرار دهید

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 8900 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *مجله اینترنتی پی سی پارسی *بزرگترین شهر دانلود *فال و طالع بینی -تاروت *دانلود *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight *پاتوق تفريحي ايرانيان *سرگرمی و تفریحی شهرشب * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *توپترينها *موبفا-مرجع تخصصی موبایل *قره جه طیار ، انتخابات گنبد *عکسهای بازیگران * درج آگهي و تبليغات *مجله تاپ مگ *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *عکس *پاتوق اینترنتی *عکس *مجله تفریحی خبری فان فارس *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا