|
دیدگاهی دیگر درباره مسلمان شدن ایرانیان
یک دیدگاه متفاوت در مورد قرون نخستین ایران پس از اسلام
طرح پرسش
یک محقق ایرانی به نام خانم نرگس رضاقلیزاده آهنگر دانش آموخته دانشگاه الزهراءِ ایران، در تحقیقی نشان داده است که مسلمانشدن ایرانیان که گفته میشد به دلیل شدت ستم و ظلم ساسانیان، با سرعت انجام شده، تصادفاً خیلی دیر مسلمان شدهاند؛ به این معنی که 5 قرن تمام مسلمانشدن ایرانیان طول کشیده است. تحقیق خانم رضاقلیزاده آهنگر را در ادامه مییابید. این تحقیق در شماره 51 (پاییز 83) فصلنامه علوم انسانی دانشگاه الزهرا آورده شده است.
مقدمه
بسیاری از مورخان و پژوهشگران داخلی و خارج درباره پادشاهی ساسانی بر این باورند. ساختار حکومت ساسانی به گونهای بود که ایرانیان به ویژه اقلیتهای مذهبی در این دوره از آزادی سیاسی و اجتماعی برخوردار نبودند. این امر سبب شد که تا مردم در برابر تهاجم مسلمانان مقاومتی از خود نشان ندهند که پیامد آن سقوط سریع ساسانیان بود. 1 * به نوشته زرین کوب: «جامعه ساسانی قبل آنکه از بیرون مورد تهدید واقع شود از درون آماده انفجار بود.» 2 * در چنین شرایطی دین زردشت هم به سبب ظلم و ستم و فساد موبدان پویایی و حرکت خویش را از دست داده بود و هم با روندروبه رشد مذاهب بودایی در شرق و مسیحیت در غرب توان مقابله نداشت و اگر اسلام وارد ایران نمیشد، دیانت حضرت عیسی (ع) ایران را فتح میکرد. 3 * مؤلف ادیان آسیا مینویسد: «ظهور اسلام موجب شده تا عده زیادی به این دین و تعداد بیشتری به مذهب مسیحیت گرایش پیدا کردند.» 4 * به نظر میرسد برای دستیابی به تحلیل واقعبینانه و با اتکا بر واقعیتهای تاریخی بررسی دو موضوع حایز اهمیت است. یکی آگاهی از مرزهای ایران در عصر ساسانی و دیگری شناخت جامعه ایران و مراکز زردشتینشین پس از ورود اسلام به ایران.
الف) حدود جغرافیایی ایران
کاربرد واژگان و اصطلاحاتی چون مرزبان، دهقان، مغان، گبر و عجم، برگزاری جشنهای نوروز و مهرگان در شهرهای مختلف، اسامی فارسی شهرها و تواریخ ثبت و ضبط شده درخصوص بنای شهرها توسط شاهان ایران، وجود آتشکدهها، برگزاری سنتهای ایرانی (نوروز و مهرگان)، رواج سرودهایی در رسای سیاوش در میان مردم، نامهای از قباد درباره موقعیت جغرافیایی کشور ایران، مهاجرت ایرانیان به نواحی مرزی و اطلاعات ارائه شده درخصوص افشین مرزبان اسروشنه، کاربرد تقویم ایرانی و رواج فارسی، 5 * همگی از قرائنی است که به وسیله آنها میتوان حدود مرزهای جغرافیایی ایران در روزگار ساسانی، در آستانه حمله مسلمانان را دریافت. در اوستا و نامه تنسر نیز اطلاعات چندی پیرامون شهرهای متعلق به سرزمین ایران نهفته است. 6 *
ابن خردادبه نقل از اردشیر بابکان محدوده قلمروی حکومت ساسانی را به روشنی بیان میکند: «پادشاهانی که اردشیر آنها را شاه نامید. بزرگ کوشان شاه، گیلان شاه، اردشیر شاه (یعنی رساننده) میساس شاه، بزرگ ارمنیان شاه، آذرباذکان شاه، سجستان شاه، مروشاه، کرمان بدشوارکر، یمان شاه، تازیان شاه، کاذش شاه، برجان شاه، اموکان شاه، ساسان شاه، مشکرادان شاه، (در خراسان)، اللان شاه (در موقان)، براشکان شاه، (در آذربایجان)، قفص شاه (در کرمان)، مکران شاه (در سند) توران شاه (در ترکستان) هندوان شاه، کابلارن شاه، شیدان شاه، (آذربایجان)، ریحان شاه، (در هند)، قیقان شاه (در سند)، بلاشجان شاه، داوران شاه (در سرزمین داور)، نخشبان شاه، قشمیران شاه، بکردان شاه، کذاقت شاه و این بودنام شاهان» 7 * گزارش جغرافینویسان مسلمان هم حکایت از آن دارد که سند و قسمتی از سرزمین هند ایالتی از ایالت ایران در دوره مورد بحث بود. 8 *
ب) مراکز زردشتینشین پس از ورود اسلام به ایران
علیرغم اشارات اندک و گاه و بیگاه منابع (اعم از تاریخی و جغرافیایی، فتوح، ملل و...) دربارهی موقعیت زردشتیان در دوران قرون نخستین اسلامی، فقدان اطلاعات جامع در اینخصوص، شناخت جامعهی زردشتی در دورهی مورد نظر را بسیار مشکل میسازد. از اینرو تکیه بر اشارات یاد شده و بررسی تاریخی آنها در بستر تاریخ اسلام، یگانه راه دستیابی به شناخت نسبی از اوضاع زردشتیان در دوران مورد بحث است. در این خصوص اطلاعات موجود پیرامون مراکز دینی زردشتی و نحوهی برگزاری مراسم مذهبی، به ویژه حایز اهمیت است.
امروز از تعداد دقیق آتشکدههای ایران در عهد ساسانی، اطلاعی در دست نیست اما روایات مؤلفان مسلمان مبنی بر کثرت آنها تا قرن پنجم هجری، بر شمار زیاد آنها در دوران ساسانی صحه میگذارد. 9 *
بنا به گزارش مقدسی در شهرهای مختلف ایران نظیر نهاوند، ری، همدان، اصفهان، دینور، کرمانشاه، قم، کاشان، دماوند، فهرج و کاخان تعداد کثیری زردشتی سکونت داشتند، ضمن آنکه روستاهای زردشتی بسیاری نیز وجود داشت. 10 * مسعودی نیز پس از توصیف آتشکدههای معروف مینویسد: «آتشکدههایی که زرتشتیان در عراق و فارس و کرمان و سیستان و خراسان و طبرستان و جبال و آذربایجان و اران و هند و هندوچین ساختهاند فراوان است که از ذکر آن صرفنظر کردیم و فقط آتشکدههای مشهور را یاد کردیم.» 11 *
سایر مؤلفان به ویژه جغرافینویسان نیز اشارات مشابهی دارند که کثرت تعداد آتشکدهها را تا قرن پنجم مورد تأیید قرار میدهد، تداوم این تعداد آتشکده تا قرن پنجم هجری با توجه بر آنکه براساس قوانین حکومتی مسلمانان، اهل ذمه مجاز به احداث اماکن مذهبی جدید نبودند نیز گرایش زردشتیان به اسلام و تغییر بافت جمعیتی به نفع مسلمانان، مراکز مذهبی اهل کتاب یا به مسجد تبدیل شده و یا ویران و به جای آنها مساجد ساخته میشد. 12 * تعلق آتشکدههای مذکور به دوران ساسانی و زردشتی بودن اکثر ایرانیان تا قرن پنجم را به روشنی نشان میدهد.
مراکز غربی
1- سواد
به گفتهی مسعودی در سرزمین عراق نزدیک مدینه السلام (بغداد) آتشکدهای هست که ملکه پوران دختر خسروپرویز در محل معروف «استینا» بنا کرد. 13 * وی از روشن بودن آتش آن سخن نگفته است. به گفته مقدسی مبنی بر آنکه «در عراق زردشتیان بسیارند» 14 * از وجود آتشکدههای متعدد در سواد خبر میدهد. یعقوبی هم به مردمی به هم آمیخته از عرب و عجم در نواحی میان بغداد و کوفه و نیز واسط اشاره دارد. 15 *
2- خوزستان
ابن حوقل مینویسد: «در خوزستان مردم پیراهن طیلستان (جامه گشاد و بلندی که به دوش میاندازند) و نوعی شنل کوتاه سبز پشمی و دارای کلاهی که بزرگان پارسی و زردشتی مانند برس مسیحیان میپوشند. 16 * این لباس که ابن حوقل به توصیف آن پرداخته ظاهراً لباسی بوده که اهل ذمه، به منظور تمییز بین مسلمانان و غیر مسلمانان مؤظف به پوشیدن آن بودهاند.
3- حلوان
به نوشته ابن رسته: «در نزدیکی تپهای روستایی است که به آن آخُرین میگویند و از بناهای خسروان است. ساکنین این روستا گروهی از اکراد هستند. در آخُرین آتشکدهای است که نزد زردشتیان محترم بوده و از نواحی دور به زیارت آن میآیند.» 17 * این در حالی است که حضور اکراد در مناطق مختلف ایران، به کرّات در منابع اسلامی مورد اشاره قرار گرفته است. این افراد به ظاهر از بازماندگان اکراد جنگجوی فارس بودند که پس از غلبه مسلمانان، ناچار به ترک منطقه شدند. 18 * چنین آوارگی میتواند معلول سختگیریهای مسلمانان و یا نتیجهی سیاست والیان مسلمان به منظور مهار نیروی نظامی آنان و دفع شورشهای احتمالی باشد.
یعقوبی نیز تصریح کرد: «نواحی حلوان مردمی از عرب و عجماند و عجم از پارسها و کردهایند و در کرمانشاه بیشتر مردم عجم از پارسها و کردها هستند و در دینور عرب و عجم با هم زندگی میکند و در نهاوند عرب و عجم با هم سکونت دارند و کرج ابی دلف مردم عجم زندگی میکنند. 19 *
براساس روایت الاعلاقه النفیسه: «در ناحیهی کاخ الصوص کاخ و ایوان خسروان است که از گچ و آجر ساخته شده این کاخ بر قریهای مشرف است و در داخل ایوان آن حجرههایی وجود دارد.» 20 *
------------------------------
پانوشتها
1 * ر.ن. فرای (گردآورنده)، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ج 4، مترجم: حسن انوشه، چ اول، 1371، تهران، امیربزرگ، ص 22.
2 * دکتر عبدالحسین زرینکوب، تاریخ مردم ایران، ج 1، چ سوم، تهران، امیربزرگ، 1363، صص 538-536.
3 * دکتر عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران پس از اسلام، چ ششم، تهران، امیربزرگ، 1371، صص 159-170؛ فرید هلم هاردی، ادیان آسیا، ترجمه عبدالرحیم گواهی، چ دوم، بیجا، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1377، ص 77؛ دکتر علی شریعتی، تاریخ و شناخت ادیان، ج 2، چ چهارم، بیجا، شرکت سهامی انتشار، ص 197.
4 * فرید هلم هاردی، پیشین، ص 77.
5 * ابن خرداد به، المسالک و الممالک، ترجمه حسین قره چانلو، چ اول، بیجا، مهارت، 1370، ص 29؛ ابن رسته، الاعلاق النفسیه، ترجمه و تعلیق دکتر حسین قرهچانلو، چ اول، تهران، امیربزرگ، 1365، ص 124؛ قدامه ابن جعفر، الخراج و صناعه الکتابه، شرح و تحقیق الدکتور محمد حسین الزبیدی، عراق، وزاره الثقافه، 1981 م، ص 178-179؛ احمد یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، بیجا، بنگاه ترجمه و نشر و کتاب، 1343، صص 67-70؛ ابوعبداللّه محمدبن احمد مقدسی، احسن التقاسیم، ج 2، ترجمه علینقی منزوی چ اول، تهران، مولفان و مترجمان ایران، 1361، صفحات 377 و 562 و 707؛ ابی بکر احمد بن محمد الهمدانی معروف به ابن فقیه، مختصر البلدان، ترجمه ز- ح مسعودی، بیجا، بنیاد فرهنگ ایران، 1349، ص 42؛ ابن حوقل سفرنامه ابن حوقل در صوره الارض، ترجمه دکتر جعفر شعار، چ دوم، تهران، امیربزرگ، 1366، ص 92؛ احمد یعقوبی ج 1، ترجمه محمدابراهیم آیتی، بیجا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1343، صص 218-220؛ أبی جعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبیری (تاریخ الامم و الملوک)، ج 2، ص 362؛ ابومنصور ثعالبی نیشابوری، ثمارالقلوب فی المضاف و المنسوب، پارسی گردان رضا انزابی نژاد، ج اول، مشهد، دانشگاه مشهد، 1376، ص 276؛ ابوبکر محمدبن جعفر النرشخی، تاریخ بخارا، ابونصر احمدبنمحمدبن نصر القباوی، تلخیص محمد بن زفربن عمر، چ دوم، تهران، توس، 1363، صص 32-33، شیخ ابی عمر یوسف بن عبدالبدالنحری القرطبی، القصد و الامم (فی التعریف باصول انساب العرب و العجم)، قاهره، مکتبه القدسی، 1350، ص 36.
6 * اوستا، ج 2، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، چاپ اول، تهران، مروارید، 1370، صص 659-661؛ نامه تنسر، به تصحیح مجتبی مینوی، تهران، خوارزمی، 1354، ص 9.
7 * ابن خرداد به، ص 22.
8 * همان ص و ص 43 و 48؛ یعقوبی، البلدان، ص 57؛- حدود العام من المشرق الی المغرب، به کوشش دکتر منوچهر ستوده، بیجا، طهوی، 1362، صفحات 59 و 54 و 68 و 123-125، مقدسی، ج 2، ص 368؛ ابواسحق ابراهیم اصطخری، ممالک و مسالک، ترجمه محمدبن اسعد بن عبداللّه تستری، به کوشش ایرج افشار و محمد افشار، بیجا، بنیاد موقان، 1373، ص 146، ابن حوقل، ص 150.
9 * ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج 1، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، 1372، ص 609؛ ابن حوقل، ص 43.
10 * مقدسی، ج 2، ص 589.
11 * مسعودی، ج 1، ص 609.
12 * قاضی ابی یوسف بن ابراهیم، الخراج، صححه و وضع فهارسه القاضی شیخ احمد محمد شاکر، الطبعه الاولی، لبنان، بیروت، دارالحدثه، 1990م، ص 253، حسن بن محمدقمی، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن حسن عبدالملک قمی، تصحیح و تحشیه استاد سیدجلال الدین تهرانی، تهران، توس، 1361، ص 146؛ ابن حوقل، ص 43.
13 * مسعودی، ج 1، ص 609.
14 * مقدسی، ج 1، ص 174.
15 * یعقوبی، البلدان، صفحات 87 و 101 و 107.
16 * ابن حوقل، ص 260.
17 * ابن رسته، ص 194.
18 * بعقوبی، البلدان، ص 45؛ ابن البلخی، فارسنامه ابن البلخی، به تصحیح گای لیسترانج و رینو آلن لیکلسون، تهران، دنیای کتاب، 1363، ص 168.
19 * یعقوبی، البلدان، صص 44 به بعد.
20 * ابن رسته، ص 194.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همیشه روان راستی پرستان از بهره نیک برخوردار خواهد بود .
« گاتها »
Άθηνά

|