افسانهها و قصههای عامیانه مردم ایران
◊ افسانهها و قصهها
افسانهها، عمرى به قدمت عمر 'انسان' دارند. از هنگامى که انسانها قدرت کار و تفکر پيدا کردند، توضيح و تفسير طبيعت و جامعه را نيز آغاز نمودند و اين مقوله را در قالب اسطوره، نقاشي، پيکرتراشي، رقص و ... نسل اندر نسل به يکديگر منتقل ساختند و مىسازند. هنگامى که از شناخت قصههاى عاميانه سخن مىرود، الزاماً بهمعنى يافتن رگههاى (مردمي) در آنها نيست. قصه، تودهاىترين هنر است. طرح مسائل مردم در قالبى جذاب، پرکشش، سرگرمکننده و ساده، يکى از دلايل فراگير شدن قصهها است. البته نبايد تصور کرد که صرف جذابيت و کشش، علت دوام حيات قصهها است. آنچه قصهها را تداوم حيات بخشيده، ضرورتى دروني، مضاف بر سطح فرهنگى جامعه است. در زمان حاضر نيز با اشکال متفاوتى از افسانهسازى روبهرو هستيم که نشانگر بندهائى است که هنوز انسان را اسير خويش کرده است. نمونههاى آنها را مىتوانيم در فيلمهاى ويدوئى جديد با موجودات کامپيوترى مشاهده کنيم و متوجه مىشويم که 'افسانهها' در اين زمان تغيير شکل دادهاند. عليرغم اينکه افسانهها، نشانگر روان انسان هستند، اما متعلق و موقوف به آنها نيستند. 'ميرچاالياده' ، طبيعت و کارکرد اسطوره را با تأييد نظر 'بوينسلاو مالينوسکي' و بهنقل از او بيان مىکند: 'اسطوره يک عنصر اساسى تمدن انسانى است و به هيچوجه افسانهسازى و قصهپردازى بيهوده نيست، بلکه برعکس واقعيتى زنده است که علىادوام به آن رجوع مىکنند و از آن استعانت مىجويند...' . واژهٔ افسانه بهمعنى داستان، سرگذشت و قصه است. در زبان فارسى اصطلاحاً افسانه را به سه معنى آوردهاند. يکى بهمعنى گونهاى از شعرهائى هجائى که براى سرگرمى کودکان مىخواندهاند. دوم گونهاى قصهٔ منثور است که اغلب از زبان حيوانات گفته مىشود و سرگذشت آنها را بيان مىکند. اينگونه را 'داستان' و 'افسانه' هم مىگويند که داراى ويژگىهائى است که از آن جمله، کهنگى و قدمت آن است، ديگر آن که غالباً براى سرگرمى و نوعى آموزش فراز و نشيبهاى زندگى براى کودکان گفته مىشود. اين افسانهها در فارسى بيشتر با جملههائى مثل 'يکى بود يکى نبود' . 'روزى بود روزگارى بود' ، 'سالها پيش از اين' ، 'بودند و ما نبوديم' و مانند اينها آغاز مىشود که بخشى از ادبيات عاميانه و اساطير کهن قومى است. گونه سوم داستانهاى منظوم و منثورى است که در کتابهاى ادبى آورده شده است. بعضى از اين داستانها، مانند 'کليله و دمنه' در اصل هندى است و برخى ديگر چون 'مرزباننامه' بهکلى ايرانى است. اين گونهٔ آخرى را مىتوان در رديف افسانههاى تمثيلى گذاشت. افسانهٔ تمثيلى آنگونه افسانه يا قصهاى است که بهصورت منظوم يا منثور آورده مىشود و شخصيت اول و اصلى آن مىتواند از ميان خدايان، موجودات انساني، حيوانات و گاهى هم از اشياءِ بىجان برگزيده شود. در اين نوع افسانه جانوران طبق خصلت طبيعت و واقعى خود رفتار مىکنند و تنها تفاوت آنها با وضعيت واقعى خود آن است که چون انسان سخن مىگويند و به بيان نکتههاى اخلاقى مىپردازند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|