 |
21st October 2006
|
#1
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهرهای مهم استان
شهر آشتيان
شرايط قومي :
اهالي آشتيام عموما" آريايي نژاد مي باشند ولي نفوذ اقوام ترك زبان نيز در اين ميان قابل مشاهده است.
شرايط زباني :
در شهر آشتيان و چند روستا به زبان فارسي با لهجه خاص منطقه آشتيان مابقي به زبان خلجي ( ترك قديم ) و تركي معمولي صحبت مي كنند.
شرايط مذهبي :
مردم شهرستان آشتيان بسيار مذهبي و اكثريت مطلق مسلمان شيعه مذهب هستند.
مردم نگاري :
نقاط مورد بررسي در مردم نگاري شهرستان آشتيان:
شهر آشتيان و روستاهاي گرگان، محسن آباد، فيض آباد، جعفرآباد، بهارستان و انانجود.
آغاز سخن از سفر آشتيان است وز دانش و علم و هنر و آشتيان است.
پيداست كه صدرجل نخبه و نامي برخاسته از بوم و بر آشتيان است.
گروههاي مذهبي :
بنابر آمار نامه سال 1375 حدود 99 در صد جمعيت شهرستان اشتيان رامسلمانان و شيعيان اثني عشري تشكيل داده و اقليتهاي منطقه را زرتشتيان 08/0 در صد كل شهرستان واقعيت مسيحيان نيز 01/ درصد اين شهرستان را تشكيل مي دهند.
جمعيت اجتماعي:
جمعيت شهر آشتيان در سال 1375 حدود 7500 نفر بوده و كرديجان و گرگان از نقاط پر جمعيت روستايي اين شهرستان مي باشند.
مهاجرتها:
روند مهاجرتها از روستاها و حتي شهر آشتيان به شهرهاي اراك، قم و تهران به جهت اشتغال روند چشمگيري داشته است وجود 61 روستاي خالي از سكنه و آباديهاي كم جمعيت خود گواه اين مدعاست
محله ها:
شهر اشتيان 13 محله شكل گرفته و رودخانه آهو به مشابه تقسيم كنند آنبه دوبخش غربي و شرقي مي باشد محلات شهر آشتيان عبارتند از : محلات گلش، سركمري، رومزار،مارزي، بازار، آقازيارت، سرور آباد ( محنت آباد) سرده ، باغچه هلاري، ميان دي ، چناري و صادق بك.
تاسيسات عمومي:
بجز دوره متوسط دبيرستان و درمانگاهو مراكز بهداشتي كه در مراكز ونقاط پر جمعيت شهري و رو ستايي مي باشد ساير نقاط روستايي داراي امكانات لازمه براي زندگي بود و جالب توجه است كه تمامي مراكز روستايي داراي مراكز مخابراتي مي باشند.
گروههاي قومي:
سه گروه قومي در منطقه ساكن مي باشند كه شامل اقوام فارس، خلج، ترك مي باشند اهالي شهر اشتيان به طور كلي فارس مي باشند/.
گروههاي شغلي
محور اصلي تامين نعاش مردم بر پايه كشاورزي بوده و در كنار آن دامپروري نيز رواج دارد.بخش صنعت بخش خدمات ارتباطات، خدمات مالي و تجاري ساير شيوه هاي معيشت منطقه مي باشند.
خويشاوندي :
افراد در منطقه آشتيان نسب از پدر مي برند. ازدواجها در اين منطقه سابقا" بيشتر نسبي ولي امروزه عمدتا" سبب و غير فاميلي است و هيچگونه اجبار يا ممنوعيت در ار ازدواج وجود ندارد طوايف و فاميلهاي مهم منطقه اشتيان مچي ها، چنگيزي ها، عظيمي، فروحي ها، دانش ها، قريب ها، قاسمي ها، مختاري ها ، قلي گل ها، فاطمي ها، فيض آبادي ها، قاسمي پورها ، ايزدي ها، جعفرآبادي ها، حسيني ها، نجاري ها، واحديان ها، قنبري ها، عرب گل ها، ملاني ها، جمشيدي ها، دلبري ها و بداغي از فاميلهاي مهم شهرستان آشتيان ميباشند.
تنها بافت جمعيتي فيض آباد از طوايف مختلف تشكيل شده و طوايف آن عبارتند از:
محمد بني گل، آلمان گل، حاج علي اكبر گل، محمد قاسم گل، كربلائي قاسم گل، مشهدي گل.
مراكز داد و ستد:
شهرهاي آشتيان ، اراك، فرميهن و قم عمده مراكز داد وستد، منطقه مي باشند.
صادارت :
محصولات زراعي و باغي گندم، جو، پياز، سيب زميني، نخود، عدس، هندوانه، چغندر، شلغم، انگور، بادام گردو و زرد آلو ، محصولات دامي ( دام زنده و لبنيات) و فرش ودستباف.
مراكز زيارتي:
مقبره فاطمه صغري در سياوشان، امامزاده احمد بن اسماعيل و امامزادگان حليمه خاتون و رقيه سلطان محسن آباد قدمگاه امام رضا در انانجود ، زيارتگاه مشهد زلفا اباد، فرمهين ، شاهزاده عبدا.. روستاي فوجود قم و شاهزاده محمد عابد مشهد ميقان.
خوراك:
غذاهاي محلي: ترخنه شير، آش قره قروت، آش غوره ، اوكاج، آش ترماش، گوره ماست، آب گرمه ، آش پتله7 كوفته و رشته پلو.
شيريني هاي محلي : فتير، نان چايي ، اگيردك، آب نبات قيچي و تر حلوا.
شربتهاي محلي: چكوس شربت شيره انگور و شربت آلبالو
ترش هاي محلي : ترشي خربزه ترشي هندوانه كال، ترشي شور، ترشي بادمجان ، سير ترشي، ترش انگور
مرباهاي محلي : مرباي سيب، مرباي به، مرباي هويج، مرباي قيسي، مرباي انگور، مرباي كدو مرباي انجير.
انواع نان محلي: نان پنجه كش و نان مادار.
غذاهاي ويژه مناسبتها: برنج وخورش قيمه ، برنج و خورشت سبزي.
روغن جوشك: در گرگان نوعي شيريني بنام روغن جوشك تهيه مي شود كه مواد اوليه آن همانند فتير است. ولي بجاي تنور در روغن سرخ مي كنند.
سمنو پزان: چند روز قبل از عيد در تمامي مناطق شهرستان آشتيان مراسمي به نام سمنو پزان، انجام شده و در آن سمنوي روز عيد پخته مي شود.
غذاي ويژه فصول: غذاي متداول تابستان آبگوشت بوده و در زمستان مصرف انواع آش متداول است.
پوشاك :
پوشاك محلي مردان:
سرپوشها: كلاه نمدي، كلاه نخي ،كلاه دوره دار ، كلاه پشمي،
تن پوشها: پيرهن، شلوار بندي، جلزقه ( جليقه)، آلخالق ( نوعي كت)، قبا ( بالاپوش مردانه).
پاپوشها:گيوه، ارسي، ( نوعي كفش چرمي)، گالش ( نوعي كفش لاستيكي).
پوشاك محلي زنان:
سرپوشها:
چارقد ( نوعي روسري)، عرقچين ( نوع كلاه)، پيشاني بند ( نوعي چارقد).
تن پوشها:
پيرهن، پاچين ( پيراهن بلند)، شلوار، شليته ( نوعي دامن كوتاه)، شلوار قري نوعي بلند دم گشاد، آلخالق ( نوعي كت)، جلزقه ( جليقه)،
پاپوشها:
نعلين (نوعي كفش چرمي) ، كفش ساغري ( نوعي پاپوش چرمي ، گيوه
بافت كلي نقاط جمعيتي منطقه:
بافت كلي اكثريت روستهاي منطقه بافت مجتمع توده اي است. بافت روستاهاي گرگان، جعفرآباد و بهارستان سابقا" مجتمع قلعه اي بوده است.
فضاهاي اصلي خانه اي سنتي منطقه اشتيان:
تالار اتاق مهمان، اتاق نشيمن، آشپزخانه، ايوان ( هال)، مهتابي( ايوان رو به بيرون خانه، بالكن)، بالاخانه، تندرستان ( محل پخت نان)، پستو ، حياط ( حصار )، كامبار ( انبار كاه)، سيزان ( محل نگهداري دام)، باربند( فضائي سرباز و محصور در حياط كه ويژه آغل تابستاني دام مي باشد، انباري ، حوضخانه در اين فضا حوضي جهت ذخيره آب مي باشد، دالان ورودي منازل ، كنار آب ( توالت).
تاپو:
در برخي مساكن سنتي فضائي مكعب شكل كه از گل ساخته شده وجود دارد كه كاربري آن جهت ذخيره علات بويژه گندم مي باشد.
ويژگي هاي معماري منازل سنتي شهر آشتيان :
معماري بافت سنتي شهر اشتيان اساسا" درون گرا و داراي حياط مركزي مي باشند/
مصالح به كار رفته در منازل سنتي :
خشت ، كاهگل، تخته، ني، چوبي ، گچ، پردو( شاخ و برگ درختان ) و سنگ .
تهويه هوا:
در سقف مساكن بافت سنتي در يچه اي به نام « باجه » عمل تهويه هوا را انجام مي دهد.
نورگيري منازل:
نورگيري فضاي داخلي خانه ها نيز از طريق پنجره هاي چوبي كوچك ميسر مي شود.
زير طاقي:
زير طاقي يا دالان ساباط درمعماري ويژگي است كه درمعماري و ساخت بافت قديم شهر آشتيان به كار رفته است.
گنجه:
فضايي كمدي شكل در ديوار اتاقهاي منازل كه جهت نگهداري وسايل مختلف كاربري داشته و داراي دو درب چوبي دو لنگه مي باشد
كشاورزي :
محصولات سنتي زراعي منطقه آشتيان
گندم ، جو، پياز، سيب زميني، نخود، عدس، هندوانه ، چغندر، شاه دانه، شلغم، و يونجه،
محصولات باغي مهم منطقه:
انگور ، بادام ، گردو و زرد آلو.
مالكيت زمين زراعي
مالكيت زمين در منطقه خرده مالكي است.
ابزار و وسائل سنتي زراعت شهرستان آشتيان :
انواع بيل ( بيل اسپاره، بيل دولتي، مرزكش ( ابزار مرزبندي، اوجار( ابزار شخم زني زمين زمين زراعي)،ماله وماله پشتي ( ابزار تسطيح ) ، دسقاله ( ابزار دروي غلات)، چان ( خرمنوكب سنتي)، يواشين ( ابزار باد دادن خرمن)، كم و عزيبل ( ابزار بوجاري).
نوع كشت:
در منطقه آشتيان كشت آبي و پائيزه، كشت غالب منطقه بوده و كشت بهار صرفا" براي كاشت صيفي جات و حبوبات صورت مي گيرد.
انواع انگور شهرستان آشتيان:
انگور اصلي ترين ميوه و محصول باغي منطقه بوده و انواع آن درمحل عبارتند از : ماولان، سياه، عسگري، خليلي، ياقوتي، كالكي، كرك، دل خروسي، كشمشي، پر كش، لعل، دريچه، فرخي، صاحبي و ريش بابا.
هوس و آبياري درخت مو:
زدن شاخه هاي اضافي درخت انگور درد و موعد انجام شده و اصطلاحا" به «گرمه برو» « سرده » ببر معروف مي باشد. آبياري انگور درمنطقه هر 24 روز يكبار صورت مي گيرند.
آبياري :
حق آب هر زمين زراعي در منطقه موسوم به « حقاب » بوده و تقسيمبندي آن در شهر آشتيان به شرح ذيل مي باشد. يك دانگ زمين = 24 ساعت از هر گردش ، نيم دانگ = 12 ساعت از هر گردش، زيوار= 6 ساعت از هر گردش، شعير= 3 ساعت از هر گردش ، حبه = 5/1 ساعت از هر گردش.
تناوب آيش و كشت:
تناوب آيش و كشت به صورت ذيل مي باشد.
يك قسمت براي كشت بهار يك قسمت براي كشت پائيزه و سومين قسمت جهت كشت سال آينده كاشته نشده و رها مي گردد.
آسياب :
سابقا" در منطقه آسيابهاي فراواني وجود داشته كه از انواع آسيابهاي آبي تنوره اي بوده اند.
كوكول:
به دسته گندمهاي پيچيده به هم در محل « كوكول» گفته و اهالي معتقدند ماري زير كوكول پهنان است براي رفع آن قرباني اي صورت مي گيرد.
دامداري :
انواع دام شهرستان آشتيان :
گوسفند ، بز، گاو، طيور و زنبور
محصولات دامي مهم منطقه:
شير، سرشير، پنير، ماست، دوغ، كشك، قاراقروت، كره، روغن، پشم، پوست و روده.
شيردوشي:
شيردوشي در شهرستان آشتيان از فروردين تا مرداد ماه صورت مي گيرد.
واره :
واره نوعي تعاوني سنتي بين بانوان است كه جهت تهيه زنجيره لبنيات در فصل كاهش شير دام صورت مي گيرد.
شيوه هاي سنتي نگهداري دام:
نوبتي : به چرا بردن دام روستا توسط صاحبان دام
چوپان: استخدام شخصي جهت چراي دام، چوپان براي مدت هشت ماه از ابتداي فصل بهار تا اوايل زمستان در استخدام اهالي است.
شكار :
شكار در منطقه به صورت تفنني صورت مي پذيرد با اين حال منطقه داراي تنوع شكار قابل ملاحظه ايست.
انواع شكار منطقه:
كبك، باقرقره، كبوتر، سار، قرقي، مرغابي، و درنا و نسل آهو، بز كوهي ، ميش كوهي و قرقاول درمنطقه منقرض شده است.
حيوانات مضر منطقه:
گرگ، كفتار، شغال، و روباه
ابزار و وسائل سنتي شكار:
انواع تفنگ( تك لول، دو لول و ساچمه اي ) ، تله آهني و توردستي،
فنون و صنايع دستي :
مشاغل سنتي و دستي
مشاغل سنتي و دستي باقيمانده در محل شامل مشاغل آهنگري، نجاري، صابون پزي، و مسگري، بوده و سابقا" در محل سفالگري، آجرپزي و آهك پزي نيز وجود داشته است
صابون آشتيان
سوغات آشتيانكه دراستان مركزي و حتي استانها همجوار معروفيت فراواني دارد، صابون آشتيان مي باشد .
مواد لازم براي تهيه صابون آشتيان
پي( چربي حيواني)، سود سوز آور، نمك و آب سابقا" بجاي سودسوز آور از گياهي به نام قلياب ( خاكستر آن اسيدي است) استفاده مي شده است.
مسگري:
تنها يك فرد درشهر آشتيان به اين حرفه مشغول مي باشد.
ابزار ويژه مسگري:
مس براي درست كردن وسائل، انبر ( براي گرفتن وسائل در هنگام مسگري)، كوره ( براي سرخ كردن مس)، دم ( براي باد زدن كوره)، پك( چكش ويژه كوبيدن مس) سندان ( تكيه گاه مس در هنگام كوبيدن)، چكش ( وسيله كوبيدن مس).
صنايع سنتي ودستي محل:
قالي بافي، جاجيم بافي، نمد مالي و پالان دوزي سابقا" پارچه بافي و گليم بافي نيز در منطقه رواج داشته است.
قالي بافي:
نقشهاي قالي شهرستان آشتيان
گل ماهي، چهار ماهي، ترنج، شاخ بزي، خشتي، شكار گاهي و بوته .
خرسك
سابقا" بافت نوعي قالي به نام خرسك در شهرستان در آشتيان رونق داشته است در روستاي محسن آباد
جاجيم بافي
تنها در روستاي گرگان و آنهم به ندرت انجام مي گيرد.
نمد مالي
تنها نمد مال منطقه ساكن روستاي انانجرد بوده و توليدات آن عبارتند از:
نمد زيرانداز، كپنك و كلوچه ( نوعي پوشاك چوپانان) و كلاه نمدي
گليم بافي
امروزه در محل براي بافت گليم از كهنه پارچه هاي رنگي بهعنوان پود گليم استفاده مي شود.
پشم ريسي:
پشم ريسي از مشغله هاي روزانه زنان محل است. چله يا جلك ( نوعي ابزار چهار پرده) و چرخ پشم ريسي ، عمده ابزار سنتي پشم ريسي منطقه مي باشد.
چرخچه يا چرخك
از اين وسيله در منطقه براي جدا كردن تخم پنبه از پنبه استفاده مي كردند.
هرزه گرد
هرزه گرد ابزار باز كردن كلاف خامه و نخهاي قالي است.
مشاغل :
نمودار مشاغل شهر دليجان نشان دهنده رشد چشمگير بخش خدماتي ومشاغل نوين منطقه مي باشند.در نقاط روستايي نيز اولويت بامشاغل توليدي كشاورزي و دامداري بوده بعد از آن قالي بافي و درجايگاه آخر مشاغل خدماتي آنهم در حد نياز اهالي روستا قرار دارند.
شيوه هاي عرضه و توزيع توليدات:
واسطه ها:
واسطه ها يا دلالان براي خريد محصولات زراعي و دامي و فرش به كليه نقاط مورد بررسي به غير از بهارستان ، كرديجان و محسن آباد مراجعه مي كنند.
پيله وران
در سطح شهرستانآشتيان پيله وران بوسيله انواع خودرو پايده و يا با چهارپابه فروش اقلامي چون ارزاق خوراكي، لوازم خانگي پوشاك و ميوه وتره بار مبادرت مي ورزند.مبادلات ايشان هم به صورت نقدي و هم به صورت پاياياي جنس به جسن صورت مي گيرد.
حمل و نقل سنتي :
وساط نقليه
تنها وسيطه نقليه بازمانده در محل الاغ مي باشد. با اينحال ديگر وسايط نقليه در محل جايگاه آنچاني اي نداشته و بيشتر نقاط محل داراي وسائل نقليه مناسبي مي باشند.
ايستگاه محلي انانجرد:
نكته قابل ذكر در مورد حمل و نقل منطقه آشتيان استقرار يكي از ايستگاههاي محلي خط آهن سراسري تهران- جنوب مي باشد كه در دو كيلومتري روستاي انانجرد واقع شده است
مشاغل سنتي حمل و نقل
بجز دو نعلبندان فعال در شهر آشتيان و پالان دوزان از مشاغل سنتي ديگر حمل و نقل در منطقه خبري نيست.
فنون مسيريابي سنتي:
در مسير يابي ستارگان و صورفلكي جايگاه ويژه اي دارند ستارگاني چون سهيل ناهيد وصورفلكي اي چون خوشه پروين، شاهين ، هفت برادران و همچنين مسير فلكي راه شيري از نشانه هاي مورد استفاده محل در مسير يابي شبانه محل مي باشند.
ابزار و وسائل سنتي باربندي در شهرستان آشتيان :
شاره، تور، شاه تور، ابا، كودكش، هور، تاچه، خورجين، چوبس، طناب، گوني، پشكه .
واحد هاي سنجش واندازه گيري :
واحدهاي زمان
طلوع و غروب آفتاب، سايه ( پي كردن سايه )، ستارگان، بانگ خروس و شاخص ( سايه شيئي ثابت مانند كوه يا درخت)
مبناي گردش سال
مبناي گردش سال وتحويل سال در آشتيان سال هجري شمسي بوده و سال با نوروز آغاز مي گردد.با اين حال به سبب اعتقادات مذهبي تقويم هجري قمري در محل جايگاه خاصي دارد.ماه انگور:
در نقاطي از منطقه به مرداد ماه نگور مي گويند.
قنش
قنش عبارتست از هر گونه دگرگوني هوا، ناشي از باد، باران، تگرگ برف و غيره مي باشد. اهالي آشتيان هر 18 روز يكبار انتظار قنشي را دارند. قنشهاي بهاري كه مناسبترين موقع ريزش باران مي باشد. 18 ، 36، 45 و 60 بهار مي باشند. شصته باران يا بخته باران در حقيقت آخرين بارش فصل بهار تلقي مي گردد.چهل و پنج تابستان قنش گرما و 45 پاييز قنش سرما ناميده مي شوند.
تقسيمات زمستان در گاهنامه محلي آشتيان
چله بزرگ + چله كوچ+ اهمن + بهمن+ پيرزن = كل فصل زمستان 40 روز + 20 روز + 10 روز + 10 روز + 10 روز = 90 روز در روستاي گرگان اهالي تا گذشت قنش 36 بهار به كشت بهار نمي پردازند.
پيش بيني فصول
اهالي منطقه از 45 هر فصل به بعد را به فصل بعدي نسبت داده و بر اين باورند كه از نيمه هر فصل هوا تغيير مي كند.
طب سنتي :
طبيعت بدن
در طب سنتي منطقه آشتيان افراد از لحاظ طبيعت بدن به دو دسته طبع گرم و طبع سرد تقسيم بندي مي شوند. كساني كه طبعشان گرم است نبايد غذاهايي با طبع گرم بخورند و كساني كه طبعشان سرد است نبارد خوراكي با طبيعت سرد بخورند.
فرد نظر خورده
براي درمان فرد نظر خورده در محل مهره هاي كبود و سفيد ( كوچك ) را با شيره گياه سنگ به سر فرد بيمار مي چسبانند.
بازيها :
بازيهاي ويژه شهرستان آشتيان:
آلان، كلاورداري، خرپشتك ، اوچ تاش، يارنالاق، كلاپرك، درنه بازي، توپ چرخي ، كپه، قاب بازي، كمربندي بازي، دوزبازي، اوچ تاش، دوزبازي، ويارمالاق بازيهاي مشترك بين دو گروه جنسي بوده و ساير بازيها ويژه جنس مذكرند.بيشتر بازيهاي محلي شهرستان آشتيان بر مبناي گروهي بازي شده و خصوصيتي رزمي دارند.
بازيهاي ويژه مراسم و مناسبتها در آشتيان
چوب بازي، چوب بازي شاهسوني، اول اولينه، ييريك.
كشتي
كشتي تنها ورزش سنتي محل مي باشد كه هنوز در منطقه به حياط خود ادامه مي دهد .
ادبيات شفاهي :
قصه ها، افسانه ها:
قصه ها و افسانه ها جايگاه ويژهاي در ادبيات شفاهي محل دارند داستان سليم جواهري ،افسانه كوراوقلي و داستان دروغ بي حد اط قصه ها وافسانه هاي معروف شهرستان آشتيان مي باشند.
ترانه هاي محلي :
از ترانه هاي معمول شهرستان آشتيان ترانه هاي مشك زني مي باشد كه نمونه اي از آن در ذيل مي آيد.
خيكم خيكم صناريبنده خيكم مرواري
مشكك مشكك زودي باش گله او مدتوي تاچ ( طويله تابستاني)
قزقان (ديگ بزرگ مسي )بيار بد و شيم كرش ( كره اش) كنيم بفروشيم.
اطلس كنيم بپوشيم مخمل كنيم بپوشيم.
ضرب المثلها:
دو نمونه از ضرب المثلهاي محلي شهرستان آشتيان:
صد تا نجار به داغ يك نمد مال مرد. به معني وابستگي شديد به چيري يا كسي) .
هنرها :
موسيقي محلي:
موسيقي در محل بويژه در ين اقوام خلج منطقه جايگاه ويژه اي دارد سه مقام محلي كه در روستاهاي خلج نشين عبارتند از : كوراوقلي،لري ، پاپتي.در بين اقوام فارس زبان منطقه مقامهاي چوبي، يلدي و دستمال بازي رايج مي باشند كه مختص رقص و جشنها مي باشند.
سازهاي محلي :
ساز و دهل
رقصهاي محلي :
انواع رقص محلي شهرستان آشتيان:
رقص چوبي نوعي رقص جمعي با حركات موزون ، رقص كردي ( نوعي رقص جمعي با حركات موزون پا، چوب بازي در اصل نوعي و رقص نمادين رزمي است ، دستمال بازي رقص زنان محل.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد تا بلوغ :
معمولا" در شهر آشتيان چند ماه قبل از تولد نوه دختري ، خانواده مادر بچه مقداري لباس، گهواره و بيشتر لوازم مورد نياز نوزاد را تهيه مي كنند كه به آن لباس چلگي مي گويند.براي جلوگيري از سقط نوارد ( دعايي موسوم به قلف نوشته به گردن يا بازوي زائو مي بندند كه امروزه بندرت متداول است. در نقاطي از شهرستان آشتيان مرسوم است كه دو نام براي كودك انتخاب كرده و لاي قرآن را باز مي كنند. اگر دربالاي صفحه كلمه خوب نوشته بود اسم اول و اگر كلمه بد آمد نام دوم را بر او بر مي گزينند.پسر بچه ها در سنين 4 يا 5 سالگي در منطقه ختنه مي كنند.سابقا" در محل هنگاميكه زايمان زائو سخت مي شد اذان بي موقع مي گفتند و گندم وري سر زائو الك مي كردند.
ازداوج :
از شيوه هاي رايج همسر گزيني ازدواج دو مرد با خواهران يكديگر بودكه به آن خربه خوك يا گو به گو مي گفتند. ازدواج دختر عمو و پسر عمو كماكان بيشترين آمار ازدواج محل را تشكيل مي دهد
مراحل ازدواج:
تحقيق ( توسط ماد پسر) اجازه گرفتن ( توسط يكي از ريش سفيدان فاميل پسر)، خواستگاري، تعيين مهريه و شير بها، تهيه جهزيه عروس ،نامزدي ،عقد، نامردي حنابندان وعروسي. براي خواستگاري مرسوم است هدايايي چون پارچه، لباس، انگشتري، شيريني ، روغن بومي، عسل حنا، صابون دو كله قند و از اين قبيل از طرف خانواده داماد به خانواده عروس پيشكش مي شود. به شيربها در نقاط خلج نشين با شلق مي گويند. خرج مطبخي پولي است كه خانواده عروس براي تهيه سورو سات جشن عروسي از خانواده داماد مي گيرند كه در روستاهاي خلج نشين آن كدر مي گويند. در هنگام بردن عروسي، در جلوي خانه، عروس از جاي خود حر كت نمي كند تا وعده پوب يا گوسفندي از پدر داماد بگيرد به اين رسم تو كفشي مي گويند.
مرگ :
موقع كفن كردن مرده دو تكه چوب سبز در كفن او كي گذارند كه اصطللحا" عصا نام داشته و بر اين باورند كه تا هنگامي چوبها باقي بماند مرده از سوال و جواب در امان است. بجن شهر آشتيان، در تمامي نقاط روستايي اين شهرستان اتاقكي فلزي موسوم به دخمه ( حافظ ) را به مدت سه روز بر روي قبر مرده مي گذارند و قاريان در تمامي مدت اين سه شبانه روز بر روي قبر مرده در داخل دخمه قرآن تلاوت مي كنند. پيش جنازه گوسفندي است كه به عنوان خيرات صاحبان عزا در هنگان تشييع جنازه به طرف تشييع كنندگان رها مي كنند و معمولا" فقيرترين ايشان آن را تصاحب مي كنند.
مراسم سنتي در طول سال شمسي :
چهارشنبه سوري
در منطقه مرسوم است كه كوزه اي خالي را از بالاي بام در شب چهارشنبه سوري به پائين مي اندازند به اين نيت كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود. هنوز هم در گوشه و كنار منطقه آشتيان رسم قاشق زني معمول مي باشد در اين رسم عمدتا" دختران چادري به سر كرده و بر در خانه اهالي رفته و با قاشق به كاسه مي كوبند صاحباخانه ها كه مقصود آنان را مي دانند به آنها آجيل و شيريني مي دهند.فالگوش ايستادن بوسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوري مرسوم است.
روز علفه:
در روستاي نجف آباد دو روز را به عنوان روز علفه ( عرفه) مي شناسند عرفه راستگو كه يك روز قبلاز عيد است و عرفه دروغگو دو روز مانده به عيد مي باشد روز عرفه را روز زيارت اهل قبور مي دانند.
تحويل سال :
در آشتيان اهالي عقيده دارند كه به هنگام تحويل سال پير زن يا همان ننه سرما، انگشتي در ظرف سمنو مي زند و اثر انگشتش نمايان مي ماند.
آب پاشانك :
آب پاشانك رسم ويژه روز تابستان بعضي از نقاط محل است. در اين رسم مردم براي تفرج به كنار چشمه سارهاي منطقه رفته و بروي همديگر آب مي پاشند اين كار تا آنجا ادامه مي يابد كه كسي آن روز لباسش خشك نماند. در اين روز تمامي دامهاي محل نيز در آب چشمه سارها شسته مي شوند. اهالي گرگان رسم آب پاشانك را در كنار مرقد امامزاده مشهد زلف آباد انجام مي دهند.
كوسه گردي و كوسه گلين:
رسم فوق در 40 روز از زمستان رفته انجام مي گيرد. بدين شكل كه فردي لباس نمدي چوپانان و پوشاكي مضحك بر تن كرده وكوسه خوانده مي شود. سپس مردي ديگر پوشاكي زنانه پوشيده وزن كوسه محسوب مي گردد. فردي ديگر نيز تو بره اي بر پشت انداخته و تو بره كش ناميده مي شود. ايشان با خواندن اشعاري به در خانه اهالي رفته و در خانه ها را مي كوبند . اهالي نيز به ايشان مقداري گندم، جو و يا مواد خوراكي مي دهند
مراسم سنتي در طول سال قمري:
محرم :
دسته گرداني درنقاط مورد بررسي از پنجم ماه محرم به بعد با تشكيل دسته جان سينه زني و زنجير زني شكل مي گيرد.
علائم و نشانه هاي سوگواري ماه محرم:
علم: تير چوبي سه متري كه بالاي آن علامت پنجه آهني بوده و با پارچه هاي رنگارنگ تزئين مي شود.
علامت:
نشانه اي است با صفحه هاي فلزي طويل و شبيه به برگهاي درخت سرو.نخل: اتاقك چوبي هلائي شكلي است كه سنتي ترين نشانه سوگواري ماه محرم درمنطقه محوسب مي شود.شش گوشه :اتاقكي شش ضلعي كه نماد قبر شش گوشه امام حسين ( ع ) است .
عمادي : اتاقكي شبيه به شش گوشه با اين تفاوت كه گلدسته ندارد و به شكل خيمه مي باشد/
شبيه خواني سنتي تزين آئين نمايشي محل مي باشد كه در ايام سوگواري ائمه اطهار در محل مرسوم است. در نقاطي از محل در شام غربيان كودكان عزادار فانوس يا شمعي به دست گرفته و به ياد تنهايي اسراي شام در كوچه هاي روستا مي چرخند.
ماه رمضان:
در روز شهادت حضرت علي ( ع) اهالي شهر آشتيان هنگام ظهر به خانه مجتهد شهر رفته او را به مسجد جامع شهر آورده و پس از خواندن نماز جماعت به سخراني او گوش داده و سوگواي مي كنند.در 27 رمضان كه شب كشته شدن ابن ملجم مرادي قاتل حضرت علي ( ع) است زنان محل به دست خود حنا مي گيرند و بر ابن ملجم لعنت مي فرستند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
ویرایش توسط FaitHleSs : 21st October 2006 در ساعت 05:35 PM.
|
|
|
21st October 2006
|
#2
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
ساوه
شرايط قومي :
اهالي اصلي مردم اين شهرستان داراي نژاد آريايي هستند ولي اين خطه ميزبان مهاجرت ايل هاي مختلف ترك و كرد نژاد از قبيل شاهسون بغدادي طايفه مستقل علمدار ، طايفه مستقل كله كوهي ايل مغان و ايل كرد در طي سال ها بوده است.
شرايط زباني :
زبان مردم ساوه فارسي با لهجه اي محلي است ولي روستائيان اغلب به يك گويش تركي سخن مي گويند در يمان زبان متداول مردم لغاتي كه منشاء مغولي و تركي دارد نيز وجود دارد.
شرايط مذهبي :
در زمان ساسانيان كه مذهب زرتشت دين رسمي ايران بود مردم ساوه نيز زرتشتي بودند و افزون بر پيروان زرتشت، مسيحيان نسوري و مانويان نيز در منطقه ساوه فعاليت مذهبي داشته اند بعد از ورود اعراب مسلمان به ايران شهرك آوه مركز رشد تشييع شده ساوه ايها پيرو امام شافعي بودند در زمان حكومت صفوي شافعي مذهبان ساوه اي تحت الشعاع اهل تشيع قرار گرفتند و به مرور ايام مذهب شيعه را پذيرا شدند، در حال حاضر اكثريت مطلق جمعيت آن مسلمان شيعه مذهب هستند.
مردم نگاري :
تقاط مورد بررسي در پژوهش مردم نگاري شهرستان ساوه:
شهرهاي ساوه و مامونيه و روستاهاي آوه، لالائين، غادم آباد، آقچه قلعه، خانقاه، الوير، خشكرود، چناقچي عليا ( بالا).
کليات
موقعيت شهرستان ساوه:
شهرستان ساوه در شمال استان مركزي واقع شده و جمعيتي حدود 250 هزار نفر را در خود جاي داده است. اين شهرستان حدود 30 در صد از مساحت استان مركزي را در برگرفته و داراي چهار بخش به نامهاي مركزي، زرند، خرقان و نو بران مي باشد. اين 4 بخش 13 دهستان را در خود جاي داده اند.بخش مركزي شامل: دهستانهاي قره چاي، نور علي بيگ، شاهسون كندي و طراز ناهيد.بخش زرند شامل: دهستانهاي خشك رود، رود شور و حكيم آباد. بخش خرقان شامل: دهستانهاي الوير، عليشار و دوزج.بخش نوبران شامل: دهستانهاي كوهپايه، آق كهريز، و بيات.
وضعيت اجتماعي:
جمعيت:
روستاهاي آوه و خشكرود از روستاهاي پر جمعيت شهرستان ساوه مي باشند.
مهاجرين :
مهاجرين به اين شهرستان عمدتا" جنگزده هاي جنوب كشور و نيز كردهاي عراق مي باشند همچنين تعداد انبوهي از افغانيان مهاجر نيز در اين استان سكني گزيده و به كار مشغولند. مهاجرين از بين شهرستان عمدتا" به قم، تهران و استانهاي گيلان مازندران ، همدان كرمانشاه مهاجرت نموده اند.
پيشينه تاريخي:
بنابر اظهار مورخين پيشينه ساوه به زمان پارتها رسيده و از اين لحاظ، قديمترين شهر استان محسوب مي گردد. شهر ساوه در زمان ساسانيان به اوج شكوفايي خود مي رسد قاليهاي ابريشمي و سفال ساوه داراي پيشينه قوي بوده به پيش از دوره سلاجقه بر مي گردد. از تاريخي ترين و قديمي ترين نقاط اين شهرستان از روستاي كهن آوه مي توان نام برد.
مكانهاي تاريخي و باستاني :
مسجد جامع ساوه، مسجد سرخ ساوه گنبد تاريخي چهار سوق ساوه، امامزاده سيد منصور مامونيه ، امامزاده پنج تن زرند، مقبره اشهوئيل نبي، قلعه قديمي سه در آقچه قلعه ، كاروانسراهاي خشكه رود و باغ شيخ ، پلهاي سرخده و امامزاده زكريا جوجين.
وجه تسميه آوه:
ساوه به معني خرده طلا و سودمند و مفيد آمده است. روايتي محلي نيز در منطقه وجود دارد كه به خاطرسه رودخانه و فرقان ( قره چاي) مزلقان و شور در اين شهرستان، ساوه از مجموع اين سه رود به سه آب بعدها به سه آو و در پايان به ساوه موسوم گشته است .
رشد و توسعه:
رشد و توسعه شهر بواسطه شهر ساوه به واسطه انتخاب آن به عنوان يكي ازمراكز صنعتي كشور مي باشد.
محلات :
ساوه از محل هاي قديمي اي به نام باروت كوبها، كاروانسرا محله، قلعه بهادني، گونه محله، قوزي محله و يورخاره محله ، ترخينه قلعه نو، حاج سالار و حاج تقي شكل گرفته است.
تاسيسات عمومي:
كمتر نقاط روستايي در شهرستان ساوه داراي دبيرستان و كراكز و درمانگاه، بوده ولي امكانات لازمه در اين نقاط روستايي وجود دارد.
گروههاي مذهبي:
اكثر اهالي شهرستان ساوه داراي مذهب اثني عشري بوده و اقليتي از ارامنه نيز در نقاطي از بخش خرقان ساكن مي باشند ( چناقچي بالا) ساير اقليتهاي مذهبي موجود در اين شهرستان شامل درويشان خاكساري و وكس نزائي مباشند. ازمهاجرين نيز كردهاي عراقي موسوم به كردهاي بارزائي و مهاجرين افغاني غالبا" اهل تسنن هستند.
گروههاي قومي:
جمعيت ساكن در شهرستانساوه به لحاظ قومي داراي تنوع قابل توجهي است. شاهسونهاي بغدادي و اينانلو، ايل مغان، طايفه كله كوهي، ايل سنگسر، ايل كلهر، ايل كرده ايل عرب خراسان خلجها، مهاجرين كرد عراقي بازراني و افغاني هاي مهاجر عمده ايلان و عشاير منطقه را به همراه اقوام فارسي تشكيل مي دهند.
گروههاي شغلي:
معيشت عمده اهالي شهرستان ساوه از طريق زراعت و دامداري تامين شده و بخش صنعت نيز در چند دهه اخير جايگاه ويژه اي در معيشت منطقه پيدا كرده به طوريكه يكي از قطبهاي صنعتي استان و حتي كشور محسوب مي گردد.گروههاي زباني:
شهرستانساوه تنوع گويشي بسيار جالبي دارد .فارسي بالهجه محلي، تركي شاهسونها و مغنها، تركي و فارسي كردها كلهر، فارسي به لهجه شيرازي كله كوهيها، گويش خاص سنگسري ايل سنگسر، ارامني ارامنه روستا چناقچي بالا و اندكي گويش خلجي عمده گويشهاي محلي اين شهرستان را تشكيل ميدهند.
خويشاوندي:
در كل مطنقه پدر تباري متداول بوده و محدوديتها در ازدواج شامل ازدواجهاي درون گروهي ارامنه محل واقوام كرد مهاجر بوده و ساير اقوام دراز ازدواج محدوديتهاي خاصي ندارند.
طوايف :
طوايف و فاميلهاي معروف منطقه شامل فاميلهاي:
فخاريان، كشانس، رئيس، نيگنام، مبصري، شمسي، مغني، نورمحمدي، نصيري، اسدي، پير علي، ضريب خاني، نظري، غفاري، جعفري، اميراصلاني، رشيدي، دوراخان، مهدي خانه، كرد و تركمن.
طوايف كوچنده:
كوچ در ايلات عشايري منطقه معمول بوده وايلات شاهسون بغدادي، كله كوهي، مغان، سنگسريها و ايل كرد جزو ايلات كوچ رو بوده و محدوده كوچ آنها شامل : اطراف ساوه، بخش زرند، خرقان، نوبران، شرق، همدان، مسيله، قم، بوئين زهرا، شهريار، كرج، پلور و لاريجان در مازندران مي باشد.
شيوه هاي حل اختلاف ومديريت سنتي:
ريش سفيدان، عالمان و معتمدان در راس هرم مديريت سنتي و اداره محلات گوناگون شهرستان ساوه مي باشند.
راهها و ارتباطات :
مراكز داد وستد:
شهرهاي ساوه، قم، تهران و اراك مراكز مهم داد وستد اهالي شهرستان ساوه مي باشد.
صادرات:
محصولات زراعي گندم، جو، پنبه، طالبي، خربزه، نخود، لوبيا، پياز، سيب زميني، انار، انگور، انجير، گردو، و بادام و محصولات دامي.
مرامز زيارتي :
شاهزاده عبدا.. اوجان، سيد ابورضه، سيد اسحاق و شاهزاده عبدا.. شهر ساوه، امامزاده نوح، بالقو، امامزادگان پنج تن زرند ( مامونيه)، عمده مراكز زيارتي منطقه بوده و از بين آنها شاهزاده عبدا.. ساوه شاخص ترين زيارتگاه منطقه است.
تاسيسات بين راهي:
وجود كاروانسراهاي عبدالغفارخان بلغ شيخ و مجد آباد، خشكه رود و كاروانسراي آوه نشان دهنده مسير كاروان رو بسيار مهمي است كه خط گذر آن از اين منطقه مي گذرد.
جاده ابريشم:
نكته ديگر در مورد پيشينه و راهها وراتباطات اين محل قرار گرفتن اين منطقه بر سر راه جاده باستاني ابريشم مي باشد كه خود گوياي پيشينه پر بار منطقه است.
خوراك:
غذاهاي محلي ويژه شهرستان ساوه:
دملمه، آش كشك، آش انار، بلغور، رشته، آش جو، اشكنه، و شله،
عمده مواد اوليه تهيه خوراكهاي محلي در اين شهرستان را فراورده هاي گياهي تشكيل داده و بعد از آن فراورده هاي دامي در درجه بعدي قرار دارند.استفاده از چاشني رب انار در اين شهرستان در تهيه خوارك محلي يكي از نكات ويژه اين شهرستان مي باشد.
شيريني هاي محلي:
چوكه، اگيردك، نون قندي، باسلق، فتير محلي، قطاب، نون ماستي، روايسا، نون گل و نون چايي.
شربتهاي محلي:
آب شره و شربت شيره.
حلواهاي محلي:
قاووت و ترمي.
ترشي هاي محلي:
ترشي تركالك، ترشي هفت بيجاره وترشي موسير.
مرباي محلي:
مرباي كدو و مرباي به.
خوراك ويژه مناسبتها:
چلو مرغ، پلو خورشت، آبگوشت، كله جوش همراه بانان كال خوراك ويژه مناسبتهاي مهم و اعتقادي و محلي اهالي است.
نانهاي محلي:
نان با تلاماج و نان كوله.
پوشاك :
پوشاك محلي مردان ساوه:
سرپوشها: كلاه نمدي و كلاه گوشي.
تن پوشها: شال، قباد نوعي بالاپوش ، پيرهن، جليقه، پوستين ، نوعي بالا پوش تهيه شده از پوست گوسفند يا بن ، تمان.پاپوشها: شال پا، كلش ، نوعي كفش شبيه گيوه، اوزي چيه، نوعي كفش سچرمي، گيوه ملكي، دوستك يا ارسي نوعي كفش تمامي چرمي.
پوشاك محلي زنان :
سرپوشها: چرقد ( روسري)، چاقچو ( نوعي روسري توري بلند، كلاه بورك)، كلقي ( نوعي روسري بلند ريشه دار، چادر .تن پوشها: كونيك ( نوعي پيراهن)، جليقه، قربند ( نوعي دامن ين دار بلند)، پاچين ( پيراهن بلند زنانه)، تمان ( شلوار ) .
پاپوشها: ارسي، كلشن .
در تهيه و دوخت لباس كرباس در گذشته بيشترين استفاده را داشته و امروز پارچه هاي متقال، كودري بيز و فاستوني كار برد دارد . براي تهيه البسه مردان از پارچه هاي رنگ سفيئد، مشكي، قهوه اي و سرمه اي و براي زنان از پارچه هاي طرح دار و پارچه هايي در رنگهاي سفيد، مشكي، قهوه اي و آبي استفاده مي گردد.
پوشش ويژه چوپانان:
كپنك، نوعي پوشش نمدين و پوستين، نوعي پوشش از پوست گوسفند پوشاك ويژه چوپانان محل در زمستان مي باشد.
مسكن :
بافت كلي نقاط جمعيتي منطقه:
سابقا" بيشتر نقاط جمعيتي شهرستان ساوه بافت قلعه اي داشته اند. ولي امروزه بافت آنها با گسترش روستا و گذشت زمان به مجتمع توده اي تغيير يافته است. شايد تنها نقطه اي كه بافتي متفاوت با ساير نقاط شهرستان ساوه را دارد. روستا غاذم آباد است كه بافتي پلكاني دارد.
انواع مساكن موجود در منطقه :
مساكن متحرك: شامل چادر بوده و ويژه عشاير كوچ رو مي باشد.
مساكن ثابت: ويژه نقاط شهري و روستاي و جمعيت ساكن منطقه است.
فضاهاي موجود در خانه هاي سنتي شهر ساوه:
اتاق نشيمني، مهمانخانه، ايوان، مهتابي، ( ايوان رو به بيرن منزل)، زير زميني ( شامل مطبخ)، ذغالدان، سرداب، و آب انبار مي باشد، انبار و آغل دام:
فضاهاي موجود درخانه هاي سنتي روستايي شهرستان ساوه:
دالان و هشتي ( ورودي خانه ها)، اتاق نشيمن، مهمانخانه، مطبخ، تندورشان، ( محل پخت نان)، انباري، كاهدان، آغل، حصار ( حياط)، ايوان و صندوقخانه ( محل نگهداري مواد غذايي) مصالح به كار رفته در بناي خانه هاي سنتي:
سنگ، خشت، گل، آجر، چوب، كاه، گچ، آهك و ني.
ويژگي منازل سنتي محل:
از ويژگيهاي منازل سنتي ساوه مي توان موارد زير را بر شمرد:
فضاهاي داخلي بسته، پنجره هاي كوچك رو به حياط، طاقهاي ضربي وگهواره اي، وجود بادگير وهواكشي جهت تهويه هوا، وجود دالان و هشتي در اكثر منازل و دار بودن ديوارهاي بلند و ضخيم.
سفيد كاري:
براي سفيد كاري منازل روستايي، دوغا بي از خاك سفيد و يا گچ بر روي سطح داخلي ديوارها ريخته مي شود به اين عمل د رمحل لاوا مي گويند.
تهويه هوا:
براي تهويه هوا و بهره مندي ازنور، منفذي در سقف منازل سنتي وجود دارد كه به پاجه معروف مي باشد.
سوخت :
سوخت سنتي اهالي شهرستان ساوه شامل : تپاله( فضولات دامي)، چوب و بوته هاي بياباني مي باشد.
كشاورزي :
مهمترين محصولات زراعي و باغي شهرستان ساوه:
گندم، جو، پنبه، طالبي، خربزه، نخود، لوبيا، پايز، سيب زميني، انار، انگور، انجير، و گرد و و بادام.
نوع كشت.:
كشت آبي و پائيز عمده ترين نوع كشت در محل مي باشد.
مالكيت زمينهاي زراعي :
زمينهاي زراعي در محل به صورت خرده مالكي اداره مي كردند.
ابزار زراعي سنتي:
انواع بيل ( ميله بيل، كته بيل)، مرزكش، اوجار ( وسيله شخم زمين)، انواع ماله ( ماله و برينه كه در تسطيح زمين كاربرد دارند، تخماق ( ابزار كلو خكوبي)، تيشه، سقاله ( ابزار دروي محصول) ، چرخ ( دستگاه خرمنكوب سنتي )، جيوور دو سيله باد دادن خرمن، و پنجه وسيله ويژه حمل كاه.
فصل فعاليتهاي توليدي زراعي:
فعاليتهاي توليدي زراعي اين محل از مهرماه شروع شده و تا تيره ماه سال آينده ادامه مي يابد.
ميزان آبياري گندم:
به گندم كشت پائيز و آبي در محل پنج بار آب مي دهند كه هر كدام از آنها موسوم به خاك، آب، پنج زدن، ساقاب، سهيل و داناب مي باشند.
بنه:
نوعي تعاوني مشاركتي زراعي است كه در آن زارعاني كه زمينهايش در يك دانگ مي باشد به صورت مشاركتي تمام كارهاي زراعي آن دانگ را انجام مي دهند.
شيوه هاي اجاره و نسق بندي زمينهاي زراعي :
نصفي كاري ( سهم بري برابر مالك و زارع)، سه كوت ( سهم بري دو به يك مالك و زارع)،
منابع آب زراعي :
در محل پس از قره چاي و سد احداثي بر روي آن ( العزير)، رودهاي چون مزلقان، رود شور وتعدادي چشمه سار منابع اي سطحي زراعي منطقه را تشكيل داده و منابع آب زير زميني زراعي منطقه شامل تعداد قابلملاحظه اي قنات و چاه عميق و نيمه عميق مي باشند.
تقسيم آب:
تقسيم آب و آبياري در ساوه به صورت نوبتي صورت مي گيرد.
ابزار و روشهاي سنجش ميزان آب زراعي:
سايه ( پي كردن سايه با كف پا) و ساعت كوزه اي.
آسياب:
سابقا" درمحل تعداد قابل توجهي اسياب از نوع تنوره اي وجود داشته كه آرد موردنياز اهالي را تامين مي نموده است.
دامداري :
انواع دام و طيور منطقه:
گوسفند ، بز، گاو، مرغ و خروس.
محصولات دامي محل:
شير، سرشير، ماست، كره، دوغ، روغن زرد، چو كليك، قارا قرون، قروت (كشك)، شور پنير، پچك پنير، گوشت، پوست، پشم و كود، از اين ميان چو كليك، شور پنير و پچك پنير مختص شهرستان ساوه است.
شير دوشي:
شير دوشي در طول در فصل بهار و تابستان در منطقه صورت مي گيرد.
ابزار و وسائل سنتي دامداري:
تولوخ ( وسيله كره گيري)، خيك ( وسيله نگهداري از لبنيات )، سه پايه، قرخي ليق ( ابزار پشم چيني ، ماوك، ( كوزه سفالي ويژه نگهداري روغن).
واره:
واره ياسوت الچماخ تعاوني سنتي زنان نقاط روستايي است جهت كمك به اقتصاد هم محليان و تهيه زنجيره لبنيات.
شيوه هاي نگهداري سنتي دام:
دندون به دندون : سپردن دام به كسي كه دام زيادي دارد.
تراز : سپردن دام به مدت يكساله به شخصي.
چكنه: تشكيل گله اي بزرگ توسط چند نفر.
نوبتي: چراي نوبت دام توسط صاحبان دام.
چكنه چرون: سپردن قراردادي دام به چوپان.
خلمه:
به گله دامهاي تازه زائيد شده ( بره ها و بزغاله ها) در محل خلمه گفته و براي آن چوپان جدايي به نام ولد چرون استخدام مي كنند.
كوچ:
كوچ شيوه ديگري از نگهداري دام در محل است كه توسط عشاير شاهسون ( اينانلو)، ايل مغان، ايل سنگسر و كرد كلهر انجام شده و حوزه كوچ آنها شهرستانهاي ساوه اطراف شهرستانهاي كرج، شهريار، شرق همدان، قم و بوئين زهرا و حوالي بلور ولاريجان در استان مازندران را در بر ميگيرد.
شكار :
شكار در بيشتر نقاط استان ديگر مرسوم نبوده و صرفا" بر حسب سرگرمي و وجود شكار صورت مي گيرد. با اين حال شكار چياني از تهران واراك براي شكار به منطقه مي آيند.
انواع شكار موجود درمنطقه:
كل، بز، آهو، قوچ، كبك، و گهگاه پرندگان مهاجر.
حيوانات مضر:
گرگ، گراز، كفتار، شغال و جوجه تيغي.
ابزار و وسائل شكار:
تفنگهاي ساچمه اي ته پرو تله هاي آهني.
فنون و صنايع دستي :
مشاغل سنتي و دستي محل:
آهنگري، نجاري و سفالگري
ريسندگي:
ريسندگي پشم از فعاليتهاي مرسوم زنان روستايي بوده وابزار سنتي ايشان در اين كار شامل جلك، دوك، چرخك، ( چرخ پشم ريسي)، مي باشد.
صنايع و هنرهاي دستي و سنتي:
قاليبافي، گيلم بافي، نمد مالي، جوراب بافي و تركه بافي ( سبد بافي).
بافت قالي و گليم:
در بعضي از نقاط اين شهرستان، بافت قالي وگليم بر روي دار افقي ( زميني) صورت ميگرد.
نقوش محلي ويژه قالي و گليم:
آقاج نقشه ( نقش درخت)، از نقوش ويژه قالي ونقوش ياراموشلو، ترنج، بندرومي، كمپاني، احمد خاني، و جوشقاني و نقوش ويژه بافت گليم در منطقه مي باشند.
نمد مالي:
نمد زير انداز، كفنك و كلاه نمدي عمده محصولات توليدي نمد مالان محل مي باشد.
مشاغل :
در 25 ساله گذشته مشاغل نوين، بويژه مشاغل خدماتي پيشرفت قابل ملاحظه اي در شهر ساوه داشته اند، با اين حال مشاغل توليدي جز در قسمت صنعت بويژه در شهر صنعتي كاوه، و باغداري رشد آنچناني اي نكرده اند. طبق آمار سال 1375، 43 شغل مختلف به صورت رسمي در شهر ساوه فعال بوده اند.در شهر مونيه نيز روالي چون ساوه طي شده با اين نكته كه مشاغل توليدي جزء در قسمت زراعت و باغداري رشدي نداشته اند.درنقاط روستايي محل، اولويت با مشاغل زراعت و دامداري بوده و پس از آن صنعت دستي قاليبافي قرار گرفته و در اقليتي و در حد نياز مشاغل خدماتي وجود دارد . در اين بين از مشاغل سنتي تنها نجاري در بعضي ازنقاط روستايي فعال مي باشد.
شيوه هاي عرضه و توزيع توليدات:
شركتهاي تعاوني :
در بيشتر نقاط روستائي شهرستان ساوه شركتهاي تعاوني نقش فعالي ايفا كرده و گندم و جو و حتي پنبه، ذرت و آفتابگردان اهالي را خريداري كرده و به بازار تقاضا مستقيما" عرضه مي دارند. مسابقه فعاليت بعضي از اين شركت هاي تعاوني به حدود 40 سال پيش مي رسد.
واسطه ها:
دالالان ( عطاران)، عمده واسطه هاي محل بوده و به خريد مازاد محوصلات زراعي دامي و باغي مي پردازند.پيش فروش:
نوعي پيش فروش درمنطقه ساوه وجود دارد كه به سلف معروف بوده و هب پيش فروش محصول زراعي قبل از به ثمر رسيدن آن گفته مي شود.
مبادلات:مبادلات پاياپاي ( جنس به جنس) هنوز نيز در منطقه ساوه مروسم مي باشد.
حمل و نقل سنتي :
وسايط نقليه :
تنها وسيطه نقليه موجود در منطقه ساوه الاغ مي باشد. البته سابقا" استفاده از شتر و اسب نيز در منطقه معمول بوده است.
مشاغل سنتي حمل و نقل:
نعلبندي و پالان دوزي ( سابقا" چار و اداري وكرايه كشي نيز در منطقه معمول بوده است.
مسير بافي:
قرار گرفتن بر سر راع كاروانها و جاده ابريشم، سبب گشته كه در منطقه نيازي به مسيريابي نباشد.
ابزارو وسائل سنتي حمل و نقل:
تور، تايچه، كتيل، ابا، خرجعبه، ريسمان، خرسبه و تخته.
واحد هاي سنجش واندازه گيري :
واحدهاي طول:
ذرع ( معادل 104 سانتي متر)، نيم دزع، چارك، انگشت.
واحدهاي سطح:
قدم، پا( كف پا)، من ( معادل 120 متر مربع)، من تخم كار، جريب ( معادل 600 متر مربع)، دسته بيل و ذرع.
واحدهاي حجم:
باديه نوعي ظرف مسي كه در سنجش شير كاربرد دارد، چوب نشان له له يا بندك كه در سنجش شير و مايعات كاربرد دارد.
واحدهاي زمان و ابزار سنجش آن
پي اندازه گيري زمان با سنجش طول سايه ها، شاخص اندازه گيري زمان با سايه چوبي خاص، و خروسخوان.
خروسخوان:
مردم محلي بر اين باورند كه خروس سه نوبت تا اذان صبح بانگ سر مي دهد بانگ اول نشاندهنده ساعت يك نيمه شب، بانگ دوم سحر و بانگ سوم هنگام اذان صبح است.
واحدهاي وزن:
خرواز ( بين 440 تا 300 كيلوگرم)، من ( بين 400/4 كيلو تا 3 كيلوگرم )، نيم من ، چارك، پنجه، نيمه، مندرم، پونزي، سير، مثقال، نخود، و گندم.در شهرستان ساوه در گذشته واحد وزني به نام سنگ حق وجود داشته كه معادل 50 سير مي بوده است.
ابزار نشانه ها و وسائل سنتي سنجش :
قپون، سكه هاي نقره ، سنگهاي معمولي رودخانه، باديه، چوب نشان، شاخص، ترازوي دو كفه اي و ترازوي شاهين دار.
چوب خط:
در شهر مامونيه سابقا" صاحب مشاغلي چون قصابي، حمامي وسلماني در قبال كار و ارائه خدمات روي چوب خطي به نام چوقت حساب شخصي مشتريان را ثبت مي كردند.
گاهشماري :
اسامي تقسيم بندي فصل بهار در تقويم محلي:
عمده تقسيمات فصل بهار درمنطقه بر اساس ريزش بارانهاي فصلي شكل مي گيرد. زيرا اين بارانها هستند كه درامر كشت وزرع ( معيشت اصلي منطقه) حائز اهميت مي باشند دراين ميان باران بهار از ارزش بالايي برخوردار مي باشد.
باران عقرب:
باران عقرب ( باران پائيزي) مشخصه ويژه اقليم منطقه ساوه بوده و اهالي بهترين مقطع ريزش آنرا آبنماه مي دانند.
تقسيم بندي زمستان در تقويم محلي:
چله بزرگ – چله كوچك – اهمن – بهمن – هوت – پوت – سه ماهه زمستان – 40 روز + 20 روز + 10 روز + 10 روز + 5 روز + 5 روز = 90 روز
مبناي گردش سال:
مبناي گردش سال در بين اهالي شهرستان ساوه سال شمسي است.
باران ليسان:
از جمله اعتقادات مربوط به گاهنامه شمسي اعتقاد باران ليسان است. در اين باور اهالي معتقدند كه اگر كسي باران بهار را در ظرفي جمع كرده و پس ازخواندن دعا و دميدن بر آن بنوشد هر دردي داشته باشد شفا خواهد يافت.
پيش بيني آب و هوا:
در بعضي ازنقاط اهالي از روي شرايط اقليمي وآب و هواي هجدهمين روز هر فصل چگونگي شرايط آب و هواي آن فصل را پيش بيني مي كنند. اين هجدهمين روز بند نام دارد.
نقش كشيدن زمين:
اهل ساوه بر اين باورند كه در طول فصل زمستان زمين دو بار نفس ميكشد اول نفس دزده يا پنهان كه 45 زمستان است ونفس آشكار كه در 50 زمستان انجام ميگيرد. نفس كشيدن زمين به معني كم كم بيدار شدن طبيعت از خواب زمستاني است.
نشانه هاي بهار:
نشانه هاي بهار در بين اهالي ساوه پرواز پرندگاني چون سقرچين و هدهد و روئيدن علفها و گلها مي باشد.
طب سنتي :
طبيعت بدن:
در طب سنتي شهرستان ساوه و نوع طبع شناخته شده وجود دارد: طبع گرم و طبع سرد، كه در موقع بروز هر يك بايد خوراكهايي مخالف طبيعت آن را خورد تا درمان حصول يابد. بنابر طب سنتي محل خوراكهاي طبع گرم شامل : كره، خرما، گوشت گوسفند، شيره خرما، ادويه جات، فلفل وخوراكهاي با طبع سرد عبارتند از : گوشت گاو وانواع ميوه جات ، لبنيات و سبزيجات.با توجه به بررسي انجام شده در محل داروهاي سنتي گياهي در شهرستان ساوه بيشتر در طب سنتي محل كاربرد دارند.
داروهاي گياهي مهم محل:
آويشن، چاي كوهي، قاسي، گل با پونه، تزنك، زرين گياه ، علف كبك، اسفند دانه و برگ بيد.
داروهاي غير گياهي و مهم محل:
موميايي، آب طلا، گل سفيد، پشم ، نمك و خاكستر.
بيماريهاي بومي و شايع شهرستان ساوه:
دل درد، پيوست، پادرد، زگيل، سياه سرفه، رماتيسم و دل پيچه.
ضد عفوني جراحات:
براي ضد عفوني جراحات درمحل از پشم سوخته و براي زخم چركين از شيره قاسي استفاده مي گردد.
مرهم شكسته بندي:
پمادي كه در محل بر روي شكستگي ( اعضاء شكسته) مي بندند، متشكل از تخم مرغ ، نمك و علفي به نام بوياخ مي باشد. بعد از ماليدن اين ضماد ( روي عضو شكسته را چند به نام قولفر مي بندند تا عضو شكسته مهار شده و تكان نخورد.
اطباء سنتي:
دلاكان، شكسته بندان و دعا نويسان، در اين بين در بعضي از نقاط براي شكسته بندي به عشاير شاهسون مراجعه مي كنند.
بازيها :
بازيهاي محلي منطقه:
كمر بازي، قاب بازي، خروس جنگي، دستمال بازي، لابادي بازي، داژوال، هوفرگت و دو لاچك.بازيهاي سنتي ساوه، اغلب ويژه جنس مذكور بوده و عمده اين بازيها گروهي صورت گرفته و ساختاري رزمي دارند.
ورزشها سنتي:
از ورزشهاي سنتي شهرستان ساوه تنها كشتي محلي هنوز به حيات خود ادامه مي دهد.
ادبيات شفاهي :
قصه ها و افسانه ها:
در شهرستان ساوه هنوز ادبيات شفاهي محل زنده بوده ويكي از معروفترين افسانه هاي ساين شهرستان پسر پادشاه و اسب پريزاد مي باشد.
ترانه ها:
ترانه هاي محلي شهرستان ساوه بسيار جذاب وشيرين مي باشند در ذيل يك نمونه از ترانه هاي حلي مي آيد.:
خدايا هوا ابرست و گرگك مي برد ميش اگر صد تاش برد هيچ غمم نيست الهي بشكند دست نمد مال نمد ننگ است و جاي دلبرم نيست
ضرب المثلها:
يكي از معروفترين ضرب المثلهاي شهرستان ساوه بدين مضمون است كه:
گهبز بزرگ كامبار كايه، يعني گنبد بزرگ انبار كاه است. اين مثل در مورد افراد پر هيبت بدون عقل و شعور كاربرد دارد.
هنرها :
موسيقي:
موسيقي محلي بويژه درميان ايلات و عشاير منطقه بسيار رواج دارد.
عاشيق:
به نوازندگان دور گرد در محل عاشيق مي گويند. ابزار عاشيقها عبارتست از: چگور و بالابان.
گوشه هاي موسيقي محلي:
گوشه هاي موسيقي محلي ايلات و عشاير در دستگاههاي شور و ماهور را جدا شده و گرم اصلي، شاه اسماعيل، شاه عباس، بهرام خان، كوراو قلي و غريب گوشه هاي معروف اين شهرستان مي باشند.
رقصهاي محلي :
پنج نوع رقص محلي به نامهاي چوبي، اچياق، هراتي، هاله اي و دستمال بازي در منطقه وجود دارد.
چگور:
چگور نوعي ساز شبيه به تار مي باشد. كه در بين عشاير ترك زبان منطقه معمول است.
بالابان:
بالابان نوعي ني جفته مي باشد كه نوازنده آن نوازنده چگور را همراهي مي كند.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد تا بلوغ:
پيشگويي جنس نوازد:
براي پيشگويي جنس نوازد در محل باورهاي مختلفي وجود دارد به عنوان مثال براي شناسايي جنس نوازد كله گوسفندي را باز ميكند، اگر گوشت به آرواره هاي گوسفند چسبيده بود، نوازد دختر و اگر نجسبيده بود پسر خواهد بود اگر زن حامله در دوران بارداري پر حركت بود نوازادش پسر و اگر كم حركت بود نوزادش دختر خواهد بود.
اسم گذاري :
براي انتخاب نام نوزاد، چند نام بر كاغذهايي جداگانه نوشته و لاي قرآن مي گذارند، سپس آن را ورق زده و يكي از نامها را بر حسب اتفاق بر مي دارند.
حمام زايمان:
بين روزهاي سوم تا دهم از زايمان بچه، زائو را به حمام مي برند.
ختنه:
سن 3 تا 4 سالگي سن ختنه پسر بچه ها در شهرستان ساوه مي باشد.
گندمك:
هنگامي كه نوزادي اولين دندانش را در آورد مقداري گندم، نخود، ماش را بو داده و بين همسايگان پخش مي كنند به اين مراسم كندمگ يا دانان مي گويند.
ازدواج:
ازدواج فاميلي و درون گروهي بيشتر باب پسند اهالي شهرستان ساوه مي باشد.
پيشكش:
در هنگام خواستگاري رسم بود كه گوسفند سفيدي را به عنوان پيشكش مي بردند. به اين هديه در محل " اوكج" مي گفتند. امروزه به جاي آن كله قند، مقداري پارچه، لباس، انگشتري، جعبه اي شيريني و چند بسته چاي به عنوان پيشكش به خانواده عروس به همراه مي برند.
پاگيره:
ميزان مهريه و شيربها در كاغذي نوشته مي شود كه موسوم به " پاگيره" مي باشد.
همراهان عروس و داماد:
در مراسم عروسي به همراهان عروس « اخراكه» و به همراهان داماد « دست به راه » مي گويند.
شب مادر زن سلام:
شب بعد از عروسي و شب مادر زن سلام گفته و خانواده داماد به همراهعروس و داماد به خانه مادر عروس مي روند.
مرگ:
بهنگام كفن نمودن مرده رسم است دو چوب زير بغل مرد مي گذارند تا در هنگام جواب دادن به ن*** و منكر عصاي او باشند.
آخرين و داع بامرده:
بعد از دفن هيت، دور قبر وي خطي كشيده سپس هفت قدم از قبر دور شده و باز بر ميگردند. و فاتحه اي مي خوانند به نيت آخرين و داع با ميت.
نشانه هاي مزار:
از نشانه هاي مزار در شهرستان ساوه نقش شير خورشيد نقش شانه دو سر براي زن و شانه يك سر و مهر و تسبح براي قبر مرد است. نماد قبور ارامنه محل صليب مي باشد.
مراسم سنتي در طول سال شمسي:
چهارشنبه سوري:
براي چهارشنبه سوري در شهرستان ساوه سه يا هفت كوپه آش درست مي كنند. دربعضي از نقاط زنان و دختران محل در اين شب مراسم قاشق زني را انجام مي دهند.
روز علفه:
به جمعه آخر سال در محل علفه گفته و به عيد مردها نيز در محل معروف مي باشد. در اين روز به زيارت اهل قبور مي روند.
در اين شب زناني كه نذري داشتن نيتي كرده واسمشان را بر كاغذي نوشته و داخل كوزه سفالي اي موسوم به بيستو مي اندازند . صبح فرداي آن روز ، يك زن مورد اعتماد با خواندن دعايي اسامي زنان را تك تك بيرون مي آورد. بدين ترتيب هر زن به نيتش مي رسد مراسمي نيز موسوم به شال شالاماخ توسط جوانان محل دراين روز انجام ميگيرد.
عيد:
اقلام سفره عيد شامل سير، سنجد، سبزي، تخم مرغ رنگ كرده ، شيريني ، تخمه، نقل، قرآن، آينه و چراغ نفتي مي باشد.
عيدي
در عيد به بچه هاي منطقه عيديهايي چون تخم مرغ رنگي، يك جفت جوراب و يا پول مي دهند.
شب چله:
اهالي معتقدند كه با خوردن هندوانه در شب چله گرماي تابستان بر آنها اثر نكرده و جگرشان لك نمي زند.
مراسمي سنتي در طول يكسال قمري:
معروفترين تكاياي ساوه:
تكيه ابورحنا، تكيه بازار، تكيه حاج جواد، تكيه مقدس زاده، تكيه خليلان بيك و تكيه قاسم آباد ، حسين خونه.
در طول دهه محرم، هر روز در محل حسين خونه، تكيه به گويش محلي شبيه خواني اجرا مي گردد.
روز عاشورا:
در شهرستان ساوه به روز عاشورا روز قتل گفته و عمده غذاهاي نذري اين روز آبگوشت بزباش ميباشد.
علم:
علم اصلي ترين نشانه در ايام در سوگواري ابا عبدا.. الحسين مي باشد.
مولودي خواني
مولودي خواني مراسم مرسوم شهرستان ساوه در تولد ائمه اطهار مي باشد كه به پامنبري نيز معروف است.
ماه شعبان
به ماه شعبان در محل ماه برات گفته و در 13 و 14 آن سر قبر رفتگان خود مي روند.
توپچي:
در ماه رمضان براي بيدار كردن مردم با تفنگ شليك مي كردند به شخصي كه اين كار را مي كرد توپچي مي گفتند.
عيد قربان:
براي قربان كردن روز عيد قربان، چاقوي ويژه قرباني را به قرآن خواني داده تا وي دعايي خوانده و بر آن فوت كند. اين عمل در اصطلاح محلي اوسون گفته مي شود.
چشم زخم
در شهر ساوه براي رفع چشم زخم، چشم قرباني روز عيد قربان را به بچه مي بندند.
عيد غدير خم:
عيد غدير خم در محل به عيد سادات معروف بوده ودر اين روز به ديدن سادات محل مي روند در حين ديد و باز ديد سكه اي به عنوان بركت كيسه به سادات مي دهند.
سفره هاي نذري:
سفرهاي نذري مرسوم در شهر ساوه عبارتند از
سفرهاي حضرت ابوالفضل ، امام حسن، حضرت زهرا و حضرت رقيه ( ع)
مراسم موردي :
كوسه گلين :
كوسه گلين مراسمي است كه به هنگام خشكساليها، جهت طلب باران اجرا مي شود. در اين مراسم فردي پوست گوسفندي پوشيده و همراه با جوانان به در خانه اهالي مي روند. اهالي نيز به آنها مقداري گندم، پول، آرد يا شيريني مي دهند. ايشان با آرد فراهم شده حلوايي تهيه ديده و مهره سبزي در آن مي گذارند بعد حلواها تكه تكه كرده واگر شخصي تكه اي را كه در آن مهره سبز، بود بردارد به خاطر اين جرم او را از درختي آويزان كرده و مي زنند تا كسي ضمانت او را كند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
ویرایش توسط FaitHleSs : 21st October 2006 در ساعت 05:41 PM.
|
|
|
|
FaitHleSs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
21st October 2006
|
#3
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
تفرش
شرايط قومي :
به نظر مي رسد كه برخي از مردم اين شهرستان از نژاد آريايي و تعدادي ديگر ( عقيده بر اين است ) از خوزن مكه بدان جا مهاجرت كرده اند.
شرايط زباني :
غالب اهالي اين شهرستان به فارسي سخن مي گويند تكلم فارسي بويژه در شهر تفرش مركز شهرستان گرايش به لفظ قلم دارد و اين بر اثر تاثير زبان منشيان ديواني دوران صفويه تا آخر زمان قاجاريه است، كه از اين سرزمين انتخاب مي شده اند اهل تفرش اغلب به ميرزا مقلب هستند. و آخرين ميرزاي نامدار آن طايف مرحوم ميرزاي عبدالعظيم قريب بود اين به علت آشنايي به سواد ديواني اين لقب بدان ها داده مي شد. ولي لازم به ذكر است در بخش مركزي تفرش بسيار از اهالي به زبان تركي تكلم مي كنند از گويش ويژه و اصيل مردم تفرش، آشتيان و فراهان يعني لهجه پوربشه در حال حاضر اثر چنداني باقي نمانده است.
شرايط مذهبي :
مردمان تفرش و آشتيان به مرور ايام به دين اسلام گرويده اند و در اين گرايش رواج بازار تشيع در قم و سكونت فرزندان علي بن حسين و جعفر و موسي كاظم و علي بن موسي عليهم السلام در دهكده هاي تفرش و آشتيان و يا بخشهاي آن سهم بسزايي دارند، امروزه مردم تفرش پيرو مذهب شيعه دوازده امامي بوده و در اداي تكاليف مذهبي و وظايف ديني خود سخت پا برجايند، و دينداري و پاكدامني و پاس عصمت مردم يكي از ويژگيهاي مردم تفرش مي باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
21st October 2006
|
#4
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهر خمين
شرايط قومي :
مردم اين منطقه از همان نژاد مردم ميانه ايران مي باشند ولي رخنه اقوام ترك و لر در آن جا كاملا" مشهود است.
شرايط زباني :
در دهستان هاي صالحان و گله زن ، مردم فارسي را بدون لهجه صحبت مي كنند و دهستان هاي آشناخور، خردمدشت و رستاق به زبان لري سو يا نزديك به لري و در دهستان هاي چهار چشمه و حمزه لو مردم به زبان تركي تكلم مي كنند.
شرايط مذهبي :
مردم شهرستان خمين بسيار متدين و مذهبي هستند و اكثريت مطلق مسلمان و شيعه اثني عشري لازم به ذكر است كليه بانوان در اين شهرستان داراي حجاب كامل ( جادر ) مي باشند اين شهرستان داراي 118 مسجد و 22 بقعه متبركه مي باشد بيت خانواده امام را حل نيز در اين شهر خحفظ و نگهداري مي شود.
مردم نگاري :
شهر خمين و روستاهاي سمكان، خوگان، ريحان عليا، آشميسان ، قبدو و دره شور.
شهرستان خمين مشتمل است بر يك بخش مركزي كه داراي هفت دهستان به نامهاي صالحان ، حمزه لو، خرمدشت، رستاق، چهار چشمه، آشنا خور و گله زن.
کليات
دامداري
گاهشماري
راهها و ارتباطات
شكار
طب سنتي
خوراك
فنون و صنايع دستي
بازيها
پوشاك
مشاغل
ادبيات شفاهي
مسكن
حمل و نقل سنتي
هنرها
كشاورزي
واحد هاي سنجش واندازه گيري
مراسم و آئين هاي سنتي
کليات :
موقعيت:
شهرستان خمين به مركزيت شهر خمين در جنوب استان مركزي واقع شده وجمعيتي حدود 50 هزار نفر سرشماري سال 1370 را در خود جاي داده است. روستا خوگان با جمعيتي حدود 1500 نفر از پر جمعيت ترين روستاهاي محل است.
مذهب :
مذهب رسمي و عام شهرستان خمين شيعه تني عشري بوده واقعيت ارامنه و كليمي نيز در منطقه بافت مي شوند. در روستاهاي قيدر، دره شور و ليليان.
وجه تسميه:
خمين نام شهري است كه در ولايت قديم كمره شكل گرفته و بعد ها به خومين و خميهن و در پايان به خمين تبديل شده است.
مكانهاي تاريخي و باستاني :
شاهزاده اسماعيل يوجان، مسجد جامع خمين، بيت امام ( ره ) ، مقبره امامزاده عبدا.. روستاي ريحان عليا و شاهزاده ابوطالب خمين .
تاسيسات عمومي :
بيشتر نقاط روستايي محل فاقد امكانات درماني و بهداشتي بوده و اكثرا" تا سطح آموزشي راهنمايي را دارا مي باشند. براي ادامه تحصيل مجبور به مراجعت به خمين يا نقاط ديگر مي باشند. دربعضي از نقاط هنوز حمام خزينه اي وجود دارد دره شور و مكان.
گروههاي قومي :
طوايف مهم منطقه : محمودي ها، سرمدي ها، شاكري ها، غفاريها، رفعتي ها، محمدي ها، هاشمي ها، خانجاني ها، سهرابي ها، احسان بخش ها، خورشيدي ها، شعباني ها، طلائي ها و سليماني ها.
محله ها:
محله هايي كه شهر خمين از آنها شكل گرفته است :
اسماعيل بيگ ( بكي )، محله رازي ( لب رودخانه)، محله سبز يكار، چاله سرخه كه محله يهوديها و قلعه خوانين بوده است.
مديريت سنتي و شيوه حل اختلاف:
اختلاف محل عمدتا" به صورت ريش سفيدي و با پادر مياني معتمدين محل حل و فصل مي گردد. ريش سفيدان ومعتمدان محل در راس اداره و مديريت امور مختلف اجتماعي و اقتصادي محلات مختلف مي باشند.
خويشاوندي:
ازدواجها در محل امروز عمدتا" بدون گروهي صورت گرفته و محدوديتي در ازدواجها و پيوندهاي خويشاوندي منطقه وجود ندارد.
معادن
مهمترين شهرستان خمين شامل: معدن سنگ لاشه بوجه، معدن سنگ تزئيني سرطاي، معدن سيليس و مزاين، معدن كريستال جلماجرد و معدن سيليس رباط مراد مي باشد.
راهها و ارتباطات :
مراكز داد وستد:شهرهاي اصفهان ، اراك، خمين، و محلات عهده مراكز داد و ستد اهالي منطقه مي باشد.
صادرات:
گندم، جو، خربزه، گرمك، كشمش، بادام،پياز، سيب زميني، لوبيا، چغندر قند، گوجه، پنبه، قالي، جاجيم، انواع سنگهاي زينتي و سنگ لاشه، كريستال و سيليس.
مراكز زيارتي مهم منطقه:
شاهزاده محمد وشاهزاده ابوطالب شهر خمين، امامزاده عبدا.. روستا مكان ، امامزاده عبدالعلي، حشمتيه بي بي خديجه خاتون و آقاعبدل برجك و امامزادگان و رچه و كيزر دره شور نقاطي ارتباطي مهم شهرستان خمين:
روستاي موچان، در مسير روستاهاي، آشمسيان، خليل آباد، قاسم آباد و مزرعه قاسم به شهر اراك .
روستاي حاجي آباد در مسير شهر خمين به محلات
خوراك:
غذاهاي محلي معروف شهرستان خمين :
آش ترخينه، آبگوشت، اشكنه، آش بلغور و آش جو.
عمده مواد اوليه غذاهاي محلي فراورده هاي گياهي بوده و بعد از آن كشك و گوشت فراورده هاي دامي در درجات بعدي قرار مي گيرند.
شيرينهاي محلي:
نان شير ( فقير )، باسلق، كلوچه هاي محلي و بر ساق.
شربتهاي محلي :
شربت عسل، شربت زرشك و شربت شيره،
ترشي هاي محلي :
پياز ترشي، كلم ترشي، گوجه ترشي و ترشي هفته بيجار.
مرباهاي محلي :
مرباي برگه زرد آلو، مرباي كدو، مرباي آلو و مرباي كدو .
غذاي ويژه مناسبتها:
آش مصطفي، شيربرنج، تر حلوا، پلو خورشت، وآبگوشت.
نان هاي محلي:
نان عنصر جدايي ناپذير بخش خوراك اهالي خمين بوده و نان شاته، گرده، ساجي، كوله مال، آرتي و امكي نانهاي محلي اين شهرستان مي باشند.
خوراكهاي محلي ويژه درمان:
فرني و برشتوك از خوراكهاي محلي خمين مي باشند كه در درمان بيماريهاي جسمي مورد استفاده دارند.
پوشاك :
پوشاك محلي زنان خمين:
سرپوشها: چارقد ( نوعي روسري)
تن پوشها: پيرهن، پاچين ( نوعي، پيراهن بلند زنانه )، تمان ( شلوار)، تمان قري( نوعي دامن)
پاپوشها: ارسي ( نوعي كفش چرمي)
پارچه هاي نخي ، پنبه اي و پارچه هاي چيت ، تنرون ، پيت و پارچه هاي گلدار عمده پارچه هاي مصرفي در دوخت البسه محلي زنان مي باشد. در دوخت پوشاك زنانه عمدتا" سعي ميگردد از رنگهاي روشن ، سفيد، آبي ، قهوه اي يا سرمه اي استفاده گردد.
پوشاك محلي مردان خمين:
سرپوشها: كلاه نمدي
تن پوشها: پيرهن، قبا يا آلخلق ( نوعي بالا پوش ) كت، تمان قركي ( نوعي شلوار)، شال قدكي ( شال كمر).
براي دوخت البسه محلي مردان، از پارچه هاي چيت و پارچه هاي نخي و پنبه اي استفاده ميگردد.
پوشاك مردان عمدتا" در رنگهاي سفيد، قهوه اي ،سرمه اي و مشكي تهيه مي گردد.
پوشاك محلي ويژه كار:
پوشاك محلي ويژه كار زنان: پيرهن نان پزي، شبيه، به قدك براي پخت نان استفاده مي گردد. پوشاك محلي ويژه كارمردان: كولچه و پستك پوشاك ويژه مردان در زمستان كپنگ وشال يا پوشاك ويژه چوپانان در زمستان پستگ و كپنگ از نمد تهيه مي شوند.
مسكن :
بافت كلي نقاط جمعيتي منطقه
بطور كلي بافت تمامي مورد بررسي از نوع مجتمع توده اي مي باشد. ليكن از آثار بجا مانده از بعضي روستاها اين چنين مي توان استنباط كرد كه بافت آنها در گذشته اي نچندان دور بافت قلعه اي بوده است.
شهر خمين نيز داراي هسته اصلي قلعه اي بوده كه دو دروازه اصلي آن در نزديكي سه محله اسماعيل بگي، سبز يكار و لب رودخانه بوده كه بافت اصلي شهر را تشكيل مي دهند.
ويژگي هاي مساكن سنتي شهرستان خمين:
مساكن قريب به اتفاق نقاط جمعيتي منطقه در دو طبقه ساخته شده كه قسمت همكف براي مسكن دام وطبقه بالا براي سكونت اهالي در نظر گرفته شده است.
فضاهاي موجود در مساكن سنتي منطقه:
حياط، كاه دان، هيمه دان ( محل ذخيره سوخت)، انباري، طويله، زاغه، ( محل زير زميني اي ) جهت نگهداري دام، تندورستان ( محل ويژه پخت نان ) اتاق مهمان ، اتاق خودماني ( نشيمن) ايوان، مطبخ ( آشپزخانه ، مهتابي ( ايواني كه رو به كوچه مي باشد و صندوقخانه.)
به طور كلي در نقاط مورد بررسي مساكن را رو به قلبه ساخته و سقوف طبقه همكف آنها، خشتي و به صورت طاق ضربي زده شده است.
مصالح مورد استفاده در مساكن سنتي:
خشت ، سنگ، چينه، ( گل مهره) تير ( چوب) ، پرتو، ( تخته هاي چوبي ) حصير، چو ( شاخ و برگ درختان ) ني و خاك.
تهويه هوا:
علاوه بر پنجره در مساكن سنتي، منفذي در سقف به نام « دريچه» تعبيه شده كه كاربري آن در تهويه هوا مي باشد.
سوخت :
سوخت سنتي اهالي خمين شامل : قاپاله ( فضولات گاوي )، پايه ( فضولات گوسفندي)، گون، هيزم و ذغال مي باشد.
كشاورزي :
گندم، جو، سيب زميني، پياز ، كوجه ، نخود، لوبيا، چغندر قند، خربزه ، گرمك، پنبه و بادام.
نوع كشت:
كشت آبي و پائيزه، عمده ترين نوع كشت در منطقه بوده وكشت بهار صرفا" جهت كشت حبوبات و صيفي جات مي باشد.
مالكيت زمين زراعي :
زمينهاي زراعي منطقه به صورت خرده مالكي اداره مي كردند.
تقويم فعاليتهاي توليدي زراعي :
فعاليتهاي توليدي زراعي عمدتا" از فصل پائيز شروع شده و تا اواسط تابستان سال آينده ادامه دارد.
ابزار وسايل و نشانه هاي سنجش آبياري سنتي :
در خمين از شاهدهايي چون: خورشيد، ستارگان وسايه جهت ابياري كه در منطقه به صورت نوبتي صورت مي گيرد استفاده مي گردد. در منطقه همچنين براي اين منظور از شئي پياله مانند و مسي كه در ته آن سوارخي ريزي ايجاد شده و به سو موسوم مي باشد استفاده مي گردد. سو بر روي سطح آب تشتي پر از آب گذاشته مي شود و آهسته آهسته و در زماني معين اين پياله پر شده و در آب فرو مي رود. هر بار فرو رفتن آن يك واحد زماني مشخص در آبياري سنتي منطقه است
منابع آب زراعي:
عمده صنايع آب زراعي محل قنات، كهريزها و چشمه سارهاي محلي بوده و سه سد خاكي نيز كه در دهه گذشته در منطقه احداث شده اند نيز قسمتي از آب مورد نياز زراعت اهالي را تامين سمي نمايند.
آسياب:
در منطقه آسيابهاي آبي اي از نوع تنوره اي وجود داشته اند كه آرد مورد نياز اهالي را تامين مي كرده است.
دامداري :
انواع دام سنتي منطقه
گاو و گوسفند
محصولات دامي سنتي منطقه:
شير، پنير، ماست، كره، دوغ، روغن، كشك، قره قروت، پشم، كرك، پوست و گوشت، شيوه هاي نگهداري سنتي دام.
دامداري در محل به شكل سنتي انجام شده و براي چراي دام در منطقه فردي به عنوان چوپان ( مندال بان ) استخدام مي گردد.
همچنين درمحل براي چراي گاوها فردي را به عنوان گوگل بون گاو چران استخدام مي نمايند. در بعضي ازنقاط شهرستان خمين ( روستا خوگان) يابقا" براي چراي دام، به مناطق ديگر كوچ مي كرده اند. به دشتهاي اليگودرز.
شير دوشي :
در شهرستان خمين شير دوشي از حوالي اوائل خرداد ماه شروع شده و تا مرداد ماه ادامه مي يابد.
پشم چيني:
شروع فصل پشم چيني در منطقه اواسط خرداد ماه مي باشد.
تهيه لبنيات:
تهيه پنير: پنير گيري از آبانماه شروع شده و تا اواخر آذر ادامه دارد .تهيه كره و روغن : كره روغني از ارديبهشت ماه درمنطقه تهيه شده و تا پايان مرداد ماه ادامه دارد. در منطقه ديماه بهمن ماه فصل دوم كره و روغن گيري است.
ابزار و وسائل سنتي دامداري:
مشكله وملارد ابزار ويژه گره گيري و چر ( قيچي ويژه پشم چيني ) كيسه قركي (براي تهيه قره قروت)
شير قرضي:
شير قرضي تعاوني سنتي زنان محل است براي تهيه زنجيره لبنيات در فصول كم شدن شير دام.
شكار :
به طور كلي شكار در منطقه خمين به جهت ممنوعيت به ندرت صورت مي گيرد. با اين حال تنوع شكار اين منطقه جالب توجه است. آهو، كلك، بزكوهي، قوچ، خرگوش و كبوتر عمده شكار منطقه مي باشند.
حيوانات مضر:
گرگ، شغال و گراز:
وسائل سنتي شكار:
انواع تفنگ، تله آهني، كمان تور و سبد.
مشاغل :
سبب پيدايش شهر خمين ونقش اصلي آن امروزه همان كشاورزي است به طوريكه يكي از مراكز مهم كشاورزي استان مركزي محسوب مي گردد. توسعه شهر نيز به همين سبب بوده ولي گسترش شهر متضمن پيدايش بخش خدمات مي باشد. بطوريكه در يكي دو دهه گذتشه مشاغل خدماتي در اين شهر رشد فراينده اي داشته ومشاغل نويني در سطح شهرستان پديدار شده اند. در اين ميان تنها قسمت پرورش گل و معدن از مشاغل توليدي رشد چشمگيري داشته اند. بطور رسمي حدود 70 شغل ( با توجه به آمار 1373) در شهر خمين فعال بوده اند كه عمدتا" خدماتي مي باشند.
در نقاط روستايي شهرستان: مشاغل دامداري و زراعت در حد مشاغل اهالي بوده و بعد از آن در اقليتي قليل، مشاغل خدماتي وجود دارند، كه آنهم بواسطه رفع حوائج اهالي است، و اين نشاندهنده حاكميت توليد در روستاهاست. بجز دامداري وزراعت قالي بافي در تمامي نقاط مورد بررسي منطقه فعال بوده و يكي از اركان معيشتي منطقه محسوب مي گردد.
ساير شيوه هاي معيشت:
معدن:
در بخش معدن : شهرستان خمين داراي معادن مهمي است. معادن سنگ لاشه آهكي بوجه، سنگ تزئيني سرطاي، معادن سيليس رباط مراد، قيد ومزاين و معدن كريستال جلماجرد از معادن مهم منطقه و يكي از شيوه هاي كسب درآمد اهالي است.
پرورش گل:
گلكاري از ديگر شيوه هاي معيشت اهالي است كه به سبب همجواري با شهرستان محلات در منطقه رايج شده و سابقه چنداني در منطقه ندارد. امروزه پرورش انواع گل و گياهان زينتي در خمين رونق بسياري داشته و گل گلايل يكي از عمده ترين انواع گلهاي صادراتي محل مي باشد.
فنون و صنايع دستي :
مشاغل سنتي:
پالان دوزي، آهنگري ( نعلبندي)
صنايع دستي و سنتي :
قاليبافي ، جاجيم بافي، كيسه بافي و كيسه حمام، بافت دستكش و كلاه پشمي و بوره بافي ( بوره بافي فقط در روستاي دره شور وجود دارد.
ريسندگي پشم:
ريسندگي پشم توسط زنان روستايي به شكلي وسيع و پر دامنه در محل انجام شده و تنها وسيله سنتي آن در منطقه جلك يا ديك پيله مي باشد. سابقا" در محل پنبه ريسي هم رواج داشته كه جهت بافت پارچه و يژه پوشش قدكي محل كاربرد داشته است و به قدك بافي معروف بوده است.
حمل و نقل سنتي :
وسايط نقليه :
در حال حاضر تنها وسيطه نقليه موجود در محل عبارتست از الاغ ولي در گذشته از اسب و قاطر نيز در منطقه استفاده مي شده و گاري و درشكه نيز در محل مرسوم بوده است.
مشاغل سنتي حمل ونقل:
پالان دوزي، نعلبندي در منطقه مشاغلي چون چارو اداري ، گاريچي ، درشكه چي نيز در اين زمينه فعال بوده اند كه همگي منسوخ گشته اند.
راه يابي سنتي:
در راه يابي سنتي در محل از شاخص هايي چون كوهها، سنگها، تپه ها، درختان، رودخانه ها،چشمه سارها، ستارگان و صورفلكي استفاده مي شده است.
ابزار و وسائل سنتي حمل و نقل در شهرستان خمين:
گودال، جوال، خورجين، تايچه، تور، خرك، خرسبد، شاره و توربه.
واحد هاي سنجش واندازه گيري :
واحدهاي طول : زرع، نيم زرع، يك چارك، و چهار انگشت.
واحدهاي سطح: قدم و زرع ( زرع در زرع)
واحدهاي حجم: يك من شاه، نيم من شاه، صد پنجاه ( صد درم) چارك، پنج سير، ده نار، شش درم.
واحدهاي زمان:
خروسخوان ، سايه
وسائل اندازه گيري سنتي در محل:
او گردان ( آبگردان)، ترازوهاي دستي، گنه، پاسايه ،كاسه.
گاهشماري :
مبناي گردش سال:
در شهرستان خمين تقويم اصلي و مبناي گردش سال، تقويم هجري شمسي است. البته از تقويمهاي قمري و نجومي نيز به سبب اعتقاد مذهبي و باورها و مشاغل سنتي خود بهره مي گيرند.
به طور كلي در طول سال اهالي محل تقسيم بندي سنتي خاصي بر اساس بحرانها و مسائل آب و هوايي دارند كه به تقويم محلي يا نجومي معروف مي باشد.
در منطقه خمين به 5/2 روز آخر بهار و 5/2 روز اول تابستان خمسه مي گويند.
حياتي ترين باران سال كشاورزان خمين باران 45 پائيز مي باشد.
در محل به سرد شدن و دگرگوني هوا در فصل پائيز و زمستان قنش مي گويند.
به سي و ششم تا چهل و چهارم زمستان در محل چارچار ححقلو مي گويند.
طب سنتي :
طبيعت بدن:
در طب سنتي شهرستان خمين دو طبع شناخته شده وجود دارد : سردي و گرمي ، كه درموقع بروز هر يك بايد غذاهايي با طبع مخالف خورد تا درمان يافت. با توجه به بررسي انجام شده در شهرستان خمين، مردم اين منطقه به داروهاي گياهي سنتي بيشتر اعتماد دارند.
داروهاي گياهي بومي محل:
مورت، ريشه ملو (شيرين بيان) اوشوم، گل بابينك، گون، كاشي، و گل ختمي. در قمست داروهاي سنتي غير گياهي نيز بيشتر اين داروها از فراوده هاي دامي مي باشند در اين بين داروهاي معدني اصلا" ديده نمي شوند. اعتقادات و باورهاي مذهبي و محل نيز جايگاه ويژه اي در درمان بيماريها دارند. به طوريكه تمامي بيماريهاي روحي بوسيله شيوه هاي اعتقادي و توسط دعانويسان محلي و حتي دعانويسان كليمي درمان ميگردد.
بيماريهاي شايع منطقه:
كچلي، سينه پهلو، سينه درد، دل درد، دل پيچه، پيوست، دندان درد و كمر درد.
اطباء سنتي محل:
اطباء يهودي، ماماهاي محلي، دندان كشان محلي، دالان، سلمانيها و شكسته بندان
ادبيات شفاهي :
زبان و گويش:
اغلب اهالي شهرستان خمين بهزبان فارسي با لهجه محلي تكلم كرده ولي گويشهاي محلي اي چون تركي و اندكي دري سنيز در منطقه رايج مي باشد.
افسانه ها وقصه ها:
افسانه ها و حكايتهاي رايج در شهرستان خمين عمدتا" ريشه در اعتقادات مذهبي باورهاي محلي و تاريخي منطقه دارد. يكي از معروفترين قصه هاي محلي اين شهرستان حكايتها پست كه در مورد سلطان محمود نقل مي گردد.
ترانه هاي محلي :
عمده ترانه هاي محلي معمول در شهرستان خمين در هنگام كار خوانده شده و سبب شور و شعف ايشان در هنگام كار زراعت، فرش بافي و دامداري مي گردد.
ضرب المثلها:
يكي از معروفترين ضرب المثلهاي شهرستان خمين كه به معني قناعت و فعاليت است بدين مضمون است كه « اگر نباشه كاسه چيني، كاسه چوبي تراش».كوله مرجان يكي از تكه كلامهاي اهالي خمين است كه در مورد فرد اذيت كن و نخاله به كار مي رود.
بازيهاي و ورزش:
بازيهاي محلي:
هنر و جوجك بازي، توپك بازي، گوپوستنگي ، بند بدست، شله گرمه، بند پا، گله گله دوش، قارامامو، گذرگذر، هاباخچه هاباخچه.
عمده بازيهاي شهرستان خمين گروهي و جمعي انجام شده و بازيهاي با ساختار رزمي اكثريت اين بازيها را تشكيل مي دهند
هنرها :
موسيقي محلي:
موسيقي جاي سويژه اي در هنر شهرستان خمين داشته و ابزار و وسائل ويژه موسيقي محلي منطقه شامل: دهل ، دايره، كمانچه، ضرب، ني و تار مي باشد.
پرده خواني:
پرده خواني هنوز نيز در منطقه خمين رايج مي باشد.
رقص هاي محلي :
انواع رقصهاي محلي شهر خمين شامل رقصهاي چوبي و چوب بازي مي باشد.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد تا بلوغ:
در نقاطي از شهرستان خمين در هنگام زايمانهاي سخت اذان بي موقع مي دهند. در شب تولد، كيسه اي به نام كوله، بر پشت نوزاد بسته مي شود اين كيسه توسط كسي كه نام انتخابي او براي نوزاد مورد تائي قرار گرفته باز مي شود به چشم ورشني داده شده به كودك در محل توانه مي گويند كه عمدتا" تا شاخه نباتي يا مقداري پول است. درخمين مرسوم است براي چلهبري، وزن حبه قندي را به دهان زد هم و با هم عوض كرده و مي خورند تا چله اي كه به ايشان افتاد بر طرف شود.
ازدواج:
مراحل ازدواج در شهرستان خمين:
اجازه گرفتن، خواستگاري، نامزد كنون، عقد، حنابندان و عروسي شب اول عروسي در خمين به جاهل نشان معروف مي باشد. در شب حنا بندان براي داماد ، فردي به عنوان ساقدوش، با نام محلي برادر داماد انتخاب مي كنند. در هنگام بردنعروسي در خمين پدر عروس مقداري تخم مرغ و نان به كمر دختر مي بندد كه در محل به گوشه معروف است. براي كمك به داماد پس از صرف شام عروسي، پول ريزان انجام مي شود كه به تواله معروف است.
مرگ:
در شهرستان خمين، مجمعي از گندم قند يا تر حلوا بر سر فردي گذاشته و وي جلوي جنازه حركت مينمايد. اين مجمع و شخص به پيشگور يا پيشمرگ در محل معروف است.نشانه هاي مزار مردان: مهر، تسبيح وشانه مردانه ونشانه مزار زنان، مهر تسبيح و شانه زنانه ( دو طرفه) و قيچي مي بوده است. بر روي بعضي از قبور تاج و گلاب پاش نيز ديده مي شود.خرما، ترحلوا، نقل، شيريني ، ميوه، فتير، يا كلوچه هاي محلي عمده خيرات اهالي مي باشند.
مراسم سنتي در طول يكسال شمسي :
پخش آش چهارشنبه سوري يكي از مراسم معمول شهرستان خمين مي باشد.اهالي محل بر اين باورند كه در شب عرفه ( جمعه آخر سال) قره ننه مي آيد.اقلامي كه در سفره هفت سين، شهرستان خمين يافت مي شوند. سبزي، سنجد، كشمش، نخود، انواع ميوه بويژه سيب، علف سبز، آينه و قرآن.
در مناطق از خمين پختن آشي به نام « جو دوغ» در ظهر روز عيد مرسوم مي باشد. به دو ونيم روز انتهاي بهار و دو نيم روز ابتداي تابستان در محل خمسه گفته ومردم منطقه بر اين باورند كه شروع خشك شدن محصول و آغاز برداشت محصول مي باشد.روز چهل و يكم زمستان در خمين به ناقالي چارچار معروف بوده و در اين روز شخصي به نام كوسه در آمده و كوسه گردي باب مي باشد.
مراسم سنتي در طول يكسال قمري:
از شب چهارم محرم دسته گرداني در محل شروع مي گردد.علم، بيرق، چلچراغ و نخل عمده علائم و نشانه هاي سوگواري اباعبدا.. الحسين در محل مي باشند. نخل گرداني در شهر خمين بسيار با شكوه اجرا مي گردد.شبيه سازي نعش از جمله آئينهاي رايج روز عاشورا در خمين مي باشد.شبيه خواني از جمله مراسم آئيني است كه در منطقه در ايام سوگواري معمول مي باشد.مراسم روضه خواني از جمله مراسمي است كه در ايام فاطميه دربين زنان محل مرسوم مي باشد.اهالي شهر خمين يك روز مانده به ماه رمضان را كلوخي سان مي گويند. واين روز هر چه قدر كه بخواهند و بتوانند غذا و خواركي مي خورند.در 27 رمضان به مناسبت كشته شدن ابن ملجم مرادي، در محل آشي پخته مي شود.در محل مرسوم است اگر كسي سر دردي دارد در روز عيد قربان سرش را در محل قرباني با ريسماني مي بندند و معتقدند كه شخصي خوب مي شود.
مراسم موردي :
خواندن نماز باران و پختن آش از مراسم معمول شهر خمين در خشكساليها است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
|
FaitHleSs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
21st October 2006
|
#5
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهر محلات
شرايط قومي :
شرايط زباني :
زبان مردم شهرستان محلات فارسي است، طبق آمار سال 65، بيش از 99 درصد از مردم منطقه مي توانستند به زبان فارسي صحبت كنند كه در مقايسه با استان مركزي كه فقط 8/94 درصد از جمعيت اين خصوصيت را داشتند تفاوت محسوسي دارد اگر چه زبان مردم اين شهرستان فارسي است ولي در برخي سمت هاي منطقه مورد مطالعه لهجه ها و حتي گويش هاي متفاوتي نيز به چشم مي خورد به عنوان مثال در روستاي نينه كه در قسمت جنوبي دهستان خورهه واقع شده است. گويش لري و لكي نيز رايج مي باشد بخش عمده جمعيت اين روستا از خارج از منطقه ( عشاير بختياري ) به اين شهرستان مهاجرت كرده و ساكن شده اند از قديم الايام تا چند دهه پيش در اين شهرستان گويشي متداول بوده كه به نام راجي يا رايجي خوانده مي شود البته در شهر دليجان و روستاهاي نزديك آن كه قبلا" از توابع اين شهرستان به شمار مي رفت امروزه گويشي متداول مي باشد كه آن هم به نام راجي خوانده مي شود نزديك به 60 سال پيش سالخوردگان شهر محلات به گويش راجي سخن مي گفته اند و اكنون فقط چند پيرمرد به دشواري واژه هايي از آن را به ياد دارند ، اگر چه گويش راجي در اين منطقه در حدود يك قرن پيش كاملا" رايج بوده است ولي امروزه نيز در سخن گفتن برخي از واژه هاي گويش مذكور مخصوصا" در روستاها بكار برده مي شود از نظر لهجه ها نيز همان طور كه ذكر شد، تفاوت هاي محسوسي به چشم مي خورد در شهر محلات لهجه ها ساكنين تقريبا" با ساير مناطق شهرستان متفاوت است و البته لهجه روستاهاي جنوبي و نزديك شهر محلات قرابت زيادي با لهجه ساكنين اين شهر دارد، در غرب دهستان خورهه يعني روستاهاي طالقاني و در عليا و در سفلي و … نيز لهجه ها با گويش فارسي معمول مقداري متفاوت است.
شرايط مذهبي :
قبل از حمله اعراب به ايران اهالي اين شهرستان مانند اكثر ايرانيان پيرو آئين زرتشتي بودند وجود آتشكده هاي موجود همچنيني آتشكده روستايي آتشكوه محلات دليلي بر اين ادعا است . مطابق است. مطابق آمارهاي مركز ايران در سال 65،87/99 در صد از جمعيت اين شهرستان مسلمان بوده اند تعداد مطابق جمعيت مسلمان 41815 نفر و جمعيت غير مسلمان 53 نفر بوده اند از جمعيت غير مسلمان 25 نفر زردتشتي 2 نفر كليمي و 20 نفر پيرو و ساير مذاهب بوده و 6 نفر نيز مذهب خود ار اظهار نكرده اند غالب غير مسلمانان درنقاط شهري ساكن بوده اند و تنها 4 نفر غير مسلمان در نقاط روستايي زندگي مي كرده اند مذهب اين چهار نفر در گروه ساير ذكر گرديده و طبق بررسي هاي به عمل آمده كساني كه از نظر كساني كه از نظر مذهبي دراين گروه قرار گرفته اند شامل پزشكان غير ايراني ( هندي ) و خانواده هاي آنان مي شده است.
مردم اين شهرستان از علاقه مندان مذهب تشيع اثني عشري مي باشند و ائينهاي مذهبي با احترام زيادي انجام مي شود با اين وجود بنا به مسائل تاريخي مقدار كمي از مردم شهر محلات و برخي روستاهاي جنوبي اين شهرستان پيرو فرقه اسماعيليه مي باشند.
مردم نگاري :
نقاط مورد بررسي در پژوهش مردم نگاري محلات:
شهرهاي محلات، نيمور و روستاهاي بزيجان ، چهل رز، خورهه ، مسي آباد، كوه سفيد، گل چشمه.
شهرستان محلات از سال 1358به طور مستقل يكي از شهرستنهاي استان مركزي محسوب شده وداراي يك بخش دو نقطه شهري به نامهاي محلات و نيمور و سه دهستان موسوم به حومه، خورهه، ونيمور مي باشد.
کليات
دامداري
گاهشماري
راهها و ارتباطات
شكار
طب سنتي
خوراك
فنون و صنايع دستي
بازيها
پوشاك
مشاغل
ادبيات شفاهي
مسكن
حمل و نقل سنتي
هنرها
كشاورزي
واحد هاي سنجش واندازه گيري
مراسم و آئين هاي سنتي
کليات :
محيط طبيعي :
شهرستان محلات در دامنه شرقي كوههاي زاگرس واقع شده و مهمترين كوههاي اين شهرستان كوههاي هفتاد قله مي باشند كه در شمال غربي آن واقع شده اند ارتفاع متوسط شهرستان محلات از سطح دريا 1600 متر و بلندترين قله اين شهرستان كوه كهون در جنوب فيروز كوه مي باشد كه 2805 متر ارتفاع دارد.
منابع مهم آبي منطقه:
مهمترين رود جاري و دائمي منطقه رود لعل بار ( قهرود) بوده و پس از آن در درجات بعدي رودهاي سفيد رود و رودي سياه قرار دارند. علاوه بر رودهاي فوق چشمه سارهايي نيز در سطح شهرستان محلات جاري است كه مهمترين آن سرچشمه شهر محلات مي باشد.
معادن:
معادن سنگ تراورتن و مرمر عمده معادن شهرستان محلات بوده ويكي از بخشهاي مهم توليدي و در آمدزاي شهرستان مي باشند. معادن شهرستان محلات در روستاهاي خورهه، عيسي آباد و شهرستان محلات و تيمور پراكنده مي باشند.
مهمترين حرارت طبيعي منطقه:
مهمترين رويداد، در شهرستان محلات، خشكساليهاي 88-1287 ه.ق است كه در طي آن افراد زيادي از شدت گرسنگي جان بافتند.
ميزان بارندگي در منطقه:
بيشتر بارش در فصل زمستان و به صورت برف و شروع ريزش برف و باران ماه آذر بوده و تا اواخر در ارديبهشت ماه به طول ها انجامد. حداكثر دما در شهر محلات 39 درجه در تابستان و در زمستان 25 مي باشد.
جريانهاي عمده باد در منطقه:
جريانهاي عمده باد محلي در اين شهرستان از جنوب، جنوب غربي، جنوب شرقي، و شمال شرقي مي وزند.
پوشش گياهي:
پوشش گياهي منطقه بيشتر بوته بوده و از لحاظ مراتع فقير مي باشد.
پوشش جانوري:
منطقه محلات داراي پوشش جانوري متنوعي است. عمده پوشش جانوري منطقه از منطقه حفاظت شده هفتاد قله بين استان مركزي و موته اصفهان بدين منطقه رفت و آمد مي كنند. گرگ، پلنگ، گربه وحشي، آهو، كل، بز، خرگوش، شاهين، باز، كبك، قرقاول، اصلي ترين بخش پوشش جانوري منطقه را تشكيل ميدهند.
مكانهاي تاريخي باستاني و ديدني محل:
سرچشمه ميدان چنار، امامزاده عبدا.. امامزادگان فضل و يحيي و تكيه آقا خان محلاتي در شهر محلت، امامزاده ذكرياي عيسي آباد، ميدان چنار، يخچال قديمي و ميل مليون نيمور، قلعه قديمي بزيجان، ستونها پارتي و امامزاده صالح خورهه، آتشكده و چنار مقدس آتشكده ، امامزاده سلطاني محمد زري نخبيروان و برج قلعه قديمي روستاي گل چشمه، معروفترين مكانهاي تاريخي، باستاني و ديدني شهرستان محلات مي باشند.
وضعيت اجتماعي:
نفوس:
بعد از محلات با جمعيتي بالغ بر پنجاه هزار در سال1374 و نيمور با جمعيتي معادل پانزده هزار نفره روستاهاي خورهه و بزيجاني پر جمعيت ترين نقاط جمعيتي شهرستان محلات مي باشند.
وجه تسميه:
وجه تسميه شهر محلات بواسطه شكل گرفتن اين شهر از محلات گوناگون به آن اطلاق شده است. وجه تسميه نيمور نيز بنابر قول اهالي بواسطه اينكه سيل ويرانگر در گذشته اي نچندان دور نيمي ازده را ويران كرده به آن نام نيمه ور و نيمور اطلاق شده است.
محله ها:
محلات قديمي شهر محلات شامل محله هاي پيل پايان، ريوكان و زنجيردان مي باشد.
سيرمهاجرتها:
سير عمده مهاجرتها از سطح اين شهرستان به تهران اراك، و محلات بوده است. عمده مهاجرين به اين شهرستان را نيز جنگندگان خوزستان و افغاني تشكيل مي دهند. البته بايد ياد آور شد اقوام مهاجر كه درگذشته هاي دور بدين منطقه مهاجرت نموده اند بختياري، كاشان، لرستان، ميمه ، شوشتر ، سبزوار ، گلپايگان و فويدان بوده اند.
تاسيسات و امكانات عمومي:
اكثر نقاط شهرستان محلات داراي تاسيسات بوده و بجز سسطح آموزشي متوسط و مراكز درماني كه در نقاط مهم جمعيتي مستقر مي باشد. ساير امكانات موردنياز را دارا مي باشند.
مذهب :
اكثر اهالي شهرستان محلات داراي مذهب شيعه اثني عشري بوده و اقليمي از بيرون فرقه اسماعيليه نيز در محل يافت مي شوند.
گروهها قومي:
اهالي روستاي بزيجاني و عيسي آباد، از اقوام ترك روستاهاي چل رز، خورهه، گل چشمه و يكه چاه و نخجيروان همگي از اقوام فارسي، كوه سفيدي ها و نينه ايها عمدتا" از اقوام لر شامل سرلكها، لكها ( زنديها) و بختياريها مي باشند . اقليتهاي قومي عرب در كوه سفيد و افغاني در تيهور عمده اقليتهاي قومي در محل مي باشند.
گروههاي شغلي :
معيشت عمده اهالي شهرستان محلات كشاورزي، دامداري،باغداري، صنايع دستي، گلكاري و معدن مي باشد.
گروهها زباني :
اغلب اهالي شهرستان محلات به زبان فارسي با لهجه اي محلي تكلم كرده ولي گويشهاي محلي اي چون تركي لري نيز در محل رايج مي باشد.
خويشاوندي :
در شهرستان محلات معمولا" هر كس را به نام پدرش مي شناسند. بايد ها و نبايدهايي كه سابقا" در منطقه رواج داشته ديگر منسوخ شد و ديگر عمده ازدواجها درون قومي و درون گروهي نيستند.
طوايف كوچنده:
سابقا" اقوام لرد وبختياري در منطقه به صورت گوچ رو زندگي مي كردند ولي با اسكان آنها ديگر به طور كلي كوچ وييلاق و قشلاقي در منطقه وجود ندارد.
شيوه هاي حل اختلاف و مديريت سنتي:
عمدتا" در گيريها و برخوردها درمحل به شيوه كدخدا منشي و ريش سفيدي حل و فصل مي گردد. سابقا" كدخداها و ريش سفيدان محل مديريت و اداره انجام فعاليتهاي اجتماعي در محل را بعهده داشته اند
راهها و ارتباطات :
مراكز داد و ستد:
شهرهاي محلات، اراك و دليجان عمده مراكز داد و ستد و اهالي شهرستان محلات مي باشند.
صادرات:
عمده توليدات و صادرات نقاط شهري و روستائي شهرستان محلات شامل سنگهاي زينتي، انواع گل، محصولات زراعي و باغي، هندوانه، خربزه، زردآلو، گردو و پنبه و محصولات دامي و ذغال مي باشد.
مراكز زيارتي:
امامزاده يحيي بزيجان، شاهزاده اسحاق خورهه، شاهزاده زكريا در عيسي آباد، امامزاده موسي و عبدا.. محلات امامزاده محمد و صالح در تيمور و شاهزاده سلطان محمد زري نخجيروان زيارتگاههاي مهم اهالي شهرستان محلات مي باشد.
نقاط ارتباطي مهم قديمي:
روستاي حاجي آباد در مسير محلات به خمين، كاروانسراي دودهك، داغون، قلعه چم، سلفچگان و دليجان درمسير ارتباطي محلات به قم مهمترين نقاط ارتباط قديمي شهرستان محلات بوده اند.
خوراك:
غذاهاي محلي ويژه شهرستان محلات:
كالجوش، آبگوشت، اشكنه، آش جو، آش رشته، شوربا، برشتوك، قورمه، و پنله پلو،عمده مواد اوليه تهيه خوراكهاي محلي اين شهرستان از فراورده هاي گياهي بوده و بعد از فراورده هاي گياهي كوشت و كشك فراورده هاي دامي، به مقدار زياد در تهيه غذاهاي بومي منطقه استفاده مي گردد.
شيريني هاي محلي :
باسلق، نور كونه، جوزقند، هريره و كلوچه هاي بومي.
شربتهاي محلي:
سركه شيره، شربت انگور و شربت سكنجبين.
ترشي هاي محلي:
پياز ترشي، ترشي زالزالك و ترشي هندوانه.
مرباي محلي:
مرباي بادمجان، مرباي به و مرباي كدو.
غذاهاي ويژه مناسبتها:
آبگوشت و پلو خورش.
انواع نان محلي:
نان جايگاه ويژه اي در بخش خوراك اهالي داشته ونان شاته، نان مغزي و نان گرده معروفترين نانهاي محلي، شهرستان محلات مي باشند.
پوشاك :
پوشاك محلي زنان محلات:
سرپوشها: چارقد ( نوعي روسري)
تن پوشها: شليته ( نوعي دامن چين دار، يل ( نوعي كت مخملي) ، جليزقه ( جليقه) ، قدكي( شلوار)، چادر شب، چادر نماز، چادر عبائي، چادر دوراق،
پاپوشها: ارسي ( نوعي كفش چرمي، و گيوه ملكي پارچه كرباس و و دبيت عمده پارچه هايي بوده اند كه در محل براي دوخت پوشاك زنانه كار برداشته و همچنين و در دوخت البسه محلي زنانه سعي مي گردد از پارچه هاي سفيد، سياه، آبي، سرمه اي ، سرخ و پارچه هاي گلدار استفاده شود. چادر يكي از بخشهاي جدا نشدني زناني محلاتي بوده و شامل چهار نوع كلي مي باشند: چادر نماز كه از پارچه هاي گلدار تهيه مي شود چادر عبائي نوعي چادر آستين دار چادر شب، به كمر بسته مي شود و چادر دوراق كه براي مسافرت كاربرد داشته است.
پوشاك محلي مردانه:
سرپوشها: كلاه نمدي، كلاه پشمي
تن پوشها: قدك ( پيراهن، قباد بالا پوش، ازخالق ( نوعي كت)، سرداري ( روپوش) ، تمان ( شلوار ) پاپوشها: ارسي و گيوه پاشنه نخواب .در دوخت پوشاك مردانه از پارچه هاي نخي و كرباسي دررنگهاي سفيد، مشكي، قهوه اي و سرمه اي استفاده مي گردد.
مسكن:
بافت كلي :
بيشتر نقاط جمعيتي شهرستان محلات داراي بافت قلعه اي و مجتمع بوده اند . در بعضي از نقاط هنوز اين بافت باقي مانده است در روستاي چهل رز، به عنوان مثال مي توان از قلعه آقاخان محلاتي نام برد كه هسته اصلي شهرستان محلات را تشكيل مي دهد.ذ
شماي كلي و فضاي كلي ساختمانهاي سنتي:
ساختمانها را در شهرستان محلات رو به شمال و يا قبله ساخته شده و اكثر پلاني مستطيل شكل بوده و داراي ايواني مي باشند پنجره ساختمانها مشبك و كوچك و ورودي دالان مانندي دارند. فضاي خانه ها سنتي محلات معمولا" از اتاقي سه يا پنج دري كه به ايوان يا حياط مشرف بوده و معمولا" اتاق مهمان همان اتاق پنج دري است و اتاقهاي عقب به گنجه معروف مي باشند تندورستان ( مطبخ) تاقي ضربي داشته و به طبقه بالاي خانه ها بالا خانه گفته و براي انبار خشكبار مورد استفاده دارد. اين خانه ها تو در تو و در زمستان به راحتي گرم مي گردند.. در اتاقها معمولا" طاقچه هايي وجود داشته كه براي نگهداري گندم مورد استفاده داشته و به در يونه معروف مي باشند. سيس، محل نگهداري چهارپايان بوده و اتاقكي مستطيل شكل با تاقي هنري است.
مصالح مورد استفاده در مساكن سنتي:
خشت، گل، چينه، آجر، سنگ، و چوب ( تيرك، و تخته هاي چوبي) شن و گچ.بار يساخت سقوف خانه ها نيز از تيرهاي چوبي اي به نام پرتو و نوعي شن به نام جگي بهره گرفته مي شود.
كشاورزي :
مهمترين محصولات زراعي و باغي شهرستان محلات:
گندم، جو، لوبيا، كنجد، پياز، گردو، بادام، انگور، هندوانه و گل آفتابگردان، كشت آبي و پاييز عمده ترين نوع كشت در محل بوده و كشت بهار، براي كاشت صيفي جات و حبوبات انجام مي گيرد.
مالكيت زمين زراعي:
زمينهاي زراعي محل به صورت خرده مالكي اداره مي گردند.
ابزار سنتي زراعت:
در بعضي از نقاط روستايي استفاده از گاو آهن ( فيش ) هنوز هم مرسوم بوده و زراعت عمدتا" به صورت سنتي انجام مي گيرد.
آبياري:
آبياري در محل به صورت نوبتي و بر اسا واحد ساعت انجام مي گيرد. هر 24 ساعت آب در مصل يك دانگ محسوب مي گردد.
منابع آب زراعي محل:
رودهاي جاري لعل بار ( قمرود) ، بزيجان، سفيد رود، رود سياه، و خورهه مهمترين منابع آب زراعي محل مي باشند. اما عمدتا" در تمامي روتاها آب مصرفي زراعي از رشته قناتهاي محلي تامين ميگردد.
همياريها:
انجام اعمال زراعي در محل به صورت مشاركتي انجام گرفته و بر پايه خود ياريها اعمالي چون جوب روبي، لايروبي و حتي آبياري و اعمال كشت صورت مي گيرند.
تقويم محلي زراعت:
فعاليتهاي توليدي زراعي عمدتا" از فصل پائيز آغاز و در اواسط تابستان سال بعد به پايان مي رسند.
آسيابها:
بنا به گفته اهالي سابقا" آسيابهاي آبي نيز در محل فعال بوده اند كه دونمونه از آنها در شهر محلات وجود داشته و از نوع آسيابهاي ابي تنوده اي بوده اند.
بيل گرداني:
دامداري :
انواع دام بومي منطقه:
گوسفند، بز و گاو، سابقا" در محل شتر داري نيز مرسوم بوده است.
كوچ
در نقاطي از منطقه اهالي در گذشته اي نچندان دور براي تعليف دام خود به نقاط دور و نزديك كوچ مي كرده اند. اين نقاط شامل مناطقي از لرستان ( اليگودرز) مي بوده است. بعضي از عشاير كوچ رو لرستان واصفهان و چهارمحال و بختياري نيز سابقا" براي تعليف دام بدين محل كوچ مي نموده اند. شترداران نيز تا 35 سال پيش كوچ نشين بوده اند.
محصولات سنتي دام محل:
شير، پنير، ماست، دوغ، كره، روغم، كشك، قره قروت، سرشير، پشم، مو، پوست، و كود حيواني
فنون نگهداري دام:
دامداري در محل هنوز هم به صورت سنتي انجام گرفته و براي چراي دام درمنطقه چوپان استخدام ميگردد.
ابزار و وسائل سنتي دام:
مشك، مشكوله ( ابزار تهيه كره و دوغ و نگهداري كره و روغن حيواني)، دوكارد ( قيچي پشم چيني ).
شيرواره ( شيرقرغي) :
شيرواره تعاوني سنتي زنان نقاط روستايي است كه جهت تهيه زنجيره لبنيات درهنگام كم شدن شير دام شكل مي گيرد.
پشم چيني:
پشم چيني گوسفندان در محل عمدتا" درماه تير انجام مي گيرد.
زنبور داري:
امروزه در شهرستان محلات، زنبور داري به شكل نوين رايج مي باشد.
شكار :
در شهرستان محلات بواسطه محافظت شده بودن منطقه و بسياري از انواع شكار، ديگر كمتر شكاري در منطقه صورت ميگيرد. با اين حال تنوع شكار منطقه در نوع خود قابل توجه بوده و شامل جانوراني چون: بزكوهي، كبك، باقرقره، آهو، تيهو، چيل، خوتكاي سفيد و انواع مرغابي و اردك مي باشد.
وسائل سنتي شكار:
انواع تفنگ دم پرو و رندل نوعي تفنگ فشنگ خور) و تله آهني.
شكار كبك:
سابقا" در محلات براي شكار كبك از قوش ( نوعي پرنده شكاري) ترتيب شده استفاده نموده اند.
حيوانات ضرر رسان منطقه:
جوجه تيغي، موش گراز.
فنون و صنايع دستي :
مشاغل سنتي و دستي شهرستان محلات :
نجاري، گيوه دوزي، آهنگري، خراطي، رنگرزي، قالي بافي، و جوال بافي، تنها ازموارد فوق جوال بافي ، قالي بافي و گيوه دوزي، حيات خودادامه مي دهند.
گيوه دوزي :
گيوه دوزي درشهر تيمور فعال مي باشد.
قالي بافي
انواع قالي هاي بافته شده در محلات شامل: انواع پشتي، خوك، ذرع نيم، پرده اي ، كناره، ذرع و چارك، پنج چاركي و ... مي باشد. ويژگي قاليها بافته شده در شهرستان محلات عبارتند از : فارسي باف بودن آنها، داشتن پرزهاي بلند و استفاده از طرح و نقشه هاي اصيل، بافندگان فرش محلي در محل زنان مي باشند. بافت فرش در محل سابقه اي يكصد ساله داشته و بنا به قول بافندگان محل، سه زن ازمنطقه فراهان سبب اصلي رواج بافت در شهرستان محلات بوده اند.قالي بافي رايج ترين نوع صنعت دستي در سطح شهرستان بوده و ساير مشاغل و صنايع دستي صرفا" تنها در شهرهاي محلات و تيمور به حيات خود ادامه مي دهند. طرح و نقشه هاي قالي و قاليچه در محل اكثرا" طرح اراك و ساروق بوده و عمدتا" عبارتند از : طرح شاه عباسي، گل فرنگ، افشان، اسليمي و بندي است. طرح خشتي از دسته طرحهاي بندي و دسته گلي از دسته طرحهاي افشان بيشتر در محل بافته مي شوند.
گونه هاي ديگر معيشت:
چشمه آبگرم محلات:
چشمه هاي آبگرم محلات واقع درنزديكي روستا نينه و خدمات موجود در كنار آن يكي از منابع مهم در آمدي شهر محلات مي باشند. به گفته اهالي قدمت اين چشمه ها واستفاده از آن به دوره صفويه بر مي گردد. كه به دستور شاه عباس اول براي استفاده مردان وزنان دو استخر و مجزا ساخته شد.
معادن سنگ:
معادن سنگ تراورتن و مرمر موجود در اطراف شهر تيمور يكي از منابعمهم كسب در آمد اهالي تيمور از حدود نيم قرن پيش مي باشد. در اوائل كار معدن، استاد كار زنجاني روش كار را به محليان آموزش داده اند. تمام معادن تيمور و باز مي باشند. وجود تعدادي سنگ قبر كتيبه تاريخي به تاريخ 1000 ه.ق. احتمالا" نشانگر استفاده از سنگ از حدود 400 سال پيش در منطقه مي باشد.
پرورش گلكاري:
گلكاري در محل سابقه اي 35 ساله داشته وامروزه اين صنعت آنقدر رشد يافته كه كلخانه هاي موجود در محلات به حدود 400 گلخانه مي رسد. در گذشته گل ميخك جايگاه ويژه اي در گلكاري محلي داشته امام امروزه گلايول جايگاه خاصي درتوليد دارد. از انواع گل و درختچه هاي زينتي پرورش يافته در محل مي توان به لوتوس، برگ انجيري، يوكا، كروتون، انواع رز و داوودي اشاره نمود. گلهاي پرورش يافته در شهرستان محلات به تمامي نقاط ايران، كشورهاي عرب حوزه خليج فارس، آلمان، اوكراين و حتي هلند صادر مي گردند. گلكاري در محل به دو صورت گلخانه شيشه اي ( بسته) و در زمين باز ( محوطه باز) انجام مي گيرد.
مشاغل :
انگيزه ايجاد شهر محلات
انگيزه ها ايجاد شهر محلات بواسطه سرچشمه آبگرم موجود در آن بوده و رشد توسعه آن نيز بواسطه همين چشمه مي باشد.
عوامل رشد و توسعه شهر محلات :
رشد بخش خدمات و مشاغل توليدي پائين بودن هزنيه زندگي در 25 الي 30 سال گذشته مشاغل نوين بويژه مشاغل خدماتي در شهر محلات رشد قابلتوجهي داشته اند و مشاغل توليدي جز قسمت گل كاري و مشاغل مربوط به فرش رشدي نداشته اند طبق آمار سال 75، 96 شغل مختلف به صورت رسمي در شهر محلات فعاليت دارند.در شهر تيمور نيز همانند محلات مشاغل نوين و مشاغل خدماتي رشد چشمگيري داشته و بجز در قمست معدن و استخراج سنگ رشدي نداشته اند.در نقاط روستايي شهرستان محلات نيز مشاغل كشاورزي و دامداري در اولويت بوده ومشاغل خدماتي در حد رفع حوائج در نقاط روستايي موجود هستند كه خود نشاندهنده حاكميت توليد در روستاهاست بجز دامداري وكشاورزي كه فعاليت اصلي روستائيان مي باشند قالي بافي در خورهه و كل كاري در كوه سفيد تنها مشاغل توليدي منطقه مي باشند.
شيوه هاي عرضه و توزيع توليدات :
پيله وران:
در شهرستان محلات بجز مغازه هاي بقالي موجود در تمام نقاط روستايي ،عطاران، و پيله وران تامين كنندگان اصلي و حلقه هاي ارتباطي مردم نقاط روستايي و شهري با توليد كنندگان مي باشند .
واسطه ها:
چوبداران و دلالان عهده واسطه هاي خريد محصولات زراعي، دامي و ديگر توليدات نقاط ومختلف شهرستان محلات مي باشند.
سلف فروشي:
در محلات جز پيش فروش محصولات زراعي كه به سلف فروشي معروف مي باشد، نوع ديگري از پيش فروش ديده نمي شود.
شركتهاي تعاوني:
به طور كلي شركتهاي تعاوني در حوزه شهرستان محلات، امروزه به صورت غير فعال در آمده و همين امر سبب رونق بازار دلالان، چوبداران و پيله وران شده است
حمل و نقل سنتي :
وسايط نقليه:
در حال حاضر الاغ تنها وسيله نقليه مورد استفاده در محل بوده و استفاده از وسايط نقليه اي چون شتر، اسب ، و قاطر، در منطقه منسوخ شده و ايشان جاي خود را به وسايل نقليه نوين داده اند.
مشاغل سنتي مربو به حمل و نقل:
نعلبند، كراكش، چارودار، گاريچي، پشته كش، جوال دوز و پالان دوز امروزه از مشاغل فوق فقط جوال دوزي و پالان دوزي هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهند.
راه يابي سنتي:
در راه يابي سنتي در محل از شاخصهايي چون صورتهاي فلكي، ستارگان ،سنگ قبر مسلمين، محراب مساجد و لانه مورچگان بوده است.
وسائل و ابزار سنتي باربندي:
قناده،تاچه، تور، كواله، لول، شن كش، زنبه و پاسه
واحد هاي سنجش واندازه گيري :
واحدهاي طول:
يك ذرع معادل 104 سانتي متر، نيم زرع، يك چارك، يك گره فرسخ.
واحدهاي سطح:جريب( معادن 1000 متر مربع) ، من ( معادل 200 متر مربع) كيله ( معادل 100 متر مربع ) يك پاگو( معادل 24 جريب )، نيم پاگو ( معادل 12 جريب)، ربع پاگو( معادل 6 جريب).
واحدهاي حجم:
كمچيز( ملاقه)، آبگردان ( ملاقه اي بزرگ)، سنگ آب ( براي اندازگيري آب انهار) قزقون ( براي اندازه گيري حجم غلات).
واحدهاي زمان :
سايه، بانگ خروس، ستارگان و صور فلكي شاهدهاي سنتي زمان در محل مي باشد.
واحدهاي وزن:
من، سه صد، نيم من، صددرم، يك چارك، دو سير نيم يا دوازه، يك سير، يك مثقال، نيم مثقال، يك نخود، سيك گندم، خروار بزرگترين واحد وزن در منطقه بوده و برابر 50 من يا 300 كيلوگرم مي باشد. وسائل سنتي اندازگيري:ترازوي كفه اي و قپان براي اندازگيري واحدهاي وزن و بندرجه براي اندازگيري طول در محل مورد استفاده داشته است .
گاهشماري :
در شهرستان محلات تقويم اصلي و مبناي مورد استفاده مردم محل تقويم هجري شمسي است. البته تقويم قمري و نجومي نيز چون ريشه در اعتقادات باورها و تجارت سنتي مردم دارند، نيز مورد استفاده دارند.شروع سال در محل از نوروز بوده و بعد از آن برمبناي ماه شماري و ريزش بارنما ايام را شمارش ميكنند. در كشاورزي از تقويم نجومي استفاده مي گردد. يكي از شاخصهاي گردش سال در محل نامگذار آنها از نظر پرباري و خشكسالي محصول مي باشد.كه دوره دوازده ساله داشته و هر سال موسوم به حيواني مي باشند اين دوازده حيوان عبارتند از : موش، گاو، پلنگ، هرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوسفند، ميمون، مرغ، سگ و خوك بوده كه اخلاق و رفتار هرحيواني مبين وضع آن سال مي باشد.تمامي تحولات هر سال با توجه به نام آن سال در محل ارزيابي مي گردند.
طب سنتي :
در طب سنتي شهرستان محلات دو طبع و يك نوع مزاج در استانها شناخته شده است.: سردي، گرمي، و مزاج بلغمي، كه در موقع بروز هر يك از آنها با استفادع از داروهاي محلي و شناخت از مواد موجود محلي به درمان آن مي پردازند. با توجه به بررسيهاي انجام شده داروهاي سنتي گياهي در محلات بيشتر مورد استفاده و اعتماد مي باشند مهمترين گياهان دارويي منطقه:
خاكشير، گل گاوزبان، پنجه كلاغ، ريشه مهو و انگورچه ريزه.
در قسمت داروهاي سنتي غير گياهي نيز بيشتر اين داروها از فراوردهاي دامي بوده و داروهاي معدني در طب سنتي محلات آنچنان جايگاهي ندارند.اعتقادات و باورهاي مذهبي جايگاه ويژه اي در درمان بيماريها دارند و به طوريكه كل بيماريهاي روحي محل شامل: ترس، جنون، غش و چشم زخم عمدتا" به وسيله باورهاي اعتقادي و يا دعانويسان محلي درمان مي كردند.
بيماريهاي شايع و ويژه شهرستان محلات:
سرماخوردگي، زردي، كمر درد، زخم شدن زبان، پادرد، گزنگ ( قارچ پوستي)، ميخچه، و سودايي شدن.
اطباء سنتي محل:
عطاران دوره گرد، شكسته بندان و دعانويسان
بازيها :
بازيهاي محلي:
ازمنداري، هرينگ هرينگ، خروسوزا، قلعه بازي، خرمنك، طناب بازي، خرپشتك . طاق خورجينك. عمده بازيهاي محلي شهرستان محلات گروهي و جمعي انجام شده و بازيهاي با ساختار رزمي بيشترين نوع بازيهاي محلي منطقه را به خود اختصاص داده اند.بازيهاي ويژه جنس مونث بسيار اندك بوده و در سنين پائين انجام ميگيرند.بيشتر بازيهاي محلي امروزه ديگر در مناسبتهايي چون ايام عيد، عروسيها، جشنها و عمدتا" در فصل بهار انجام مي گيرند.
ورزش :
تنها ورزش سنتي باقيمانده در محل كشتي پهلواني است كه هنوز به حيات خود ادامه مي دهد.
ادبيات شفاهي :
قصه ها:
در شهرستان محلات به قصه شوقات گفته و يكي از معروفترين اين قصه هاي محالي، افسانه ملك محمد مي باشد.
ترانه ها:
ترانه هاي شهرستان محلات نقاط مشتركي با مناطق جنوبي كشور بويژه استان فارسي دارند ، تعداد زياد ترانه هاي رشتي ، شيرازي و اشعار حسينا و نجما شاهد خوبي بر اين مدعاست و اغلب اين ترانه ها در اوقات مختلف مانند مراسم ومناسبتها و زمان كار ومشغله روزانه خوانده و زمزمه مي كردند.
ضرب المثلها:
يكي از معروفترين ضرب المثلهاي شهرستان دليجان كه به معني گذر اوقات خوب و بد است به اين مضمون است كه :
شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.
هنرها :
موسيقي:
موسيقي در شهرستان محلات آنچنان متداول نيست. امام نوازندگاني ماهر كه آشنا به مقامهاي موسيقي سنتي مي باشند. در گوشه و كنار اين شهرستان يافت مي شوند. مقامهاي معروف شهرستان محلات عبارتند از :
مقام سارباني، مقام چوپاني و مقام در حمومي
نمايش :
شبيه خواني ترين آئين نمايش در شهرستان محلات بوده و در سطح شهرهاي محلات، تيمور و روستاي خورهه با شكوهي خاص در ايام سوگواري ائمه اطهار صورت ميگيرند.
شبيه خوانان بومي محل عمدتا" اهل روستاي خورهه مي باشند.
معروفترين محل شبيه خواني در شهر محلات تكيه يا حسينيه آقاخان محلاتي است.
رقص :
رقص محلي شهرستان محلات، رقص ايست با نام چوپي، كه در عروسيها و جشن ها توسط مردان انجام مي گيرد.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد:
در شهرستان محلات خوراندن خاك تربت و يا مقداري آب انار به نوزاد قبل از اولين شيردادن، مرسوم بوده تابچه دروغگو نشنده و داراي صوتي خوش شود.
گذاشتن اسامي موقت نيز در شهرستان محلات مرسوم بوده و اين اسامي شامل علي، محمد، فاطمه،،زهرا و مريم مي باشد . بعدا" اسم دائمي انتخاب مي گرديد.
ازدواج:مراسم معمول ازدواج در محل به قرار زير است:
اذن گيرون ( اجازه خواستن، فاشه ( مرحله اوا خواستگاري و تعين شيربها و مهريه) نامزد كنون، عقد كنون ، حنابندان و عروسي.
مرگ:
براي گراميداشت فرد مرده در محل گرفتن سوم ، هفتم، چهلم، و سالگرد مرسوم است و گهگاه تا چند سال سالگرد گرفته مي شود.
خيرات براي مردگان و اموات در محل به بوگردون معروف مي باشد و شامل،خرما، حلوا، نقل، شيريني، ميوه، و .. مي گردد.
مراسم شمسي:
مراسم عيد ( نوروز) :
به سفره هفت سين در محل سرفه سال گفته و هفت قلم موجود در آن عبارتند از:
سماق، سنجد، سير، سركه ، سه پستان، سيب و سبزي، به همراه اقلام فوق، كلام ا... مجيد، آينه، كاسه اي آب نيز در سفره هاي قرار مي دهند.
شب يلدا:چيدن سفره هفت سين در محل در شب يلدا نيز معمول است و هفت نوع خوراكي موجود در اين سفره عبارتند از :
سنجد سيب، سماق، سه پستان، سمنو، سركه و سبزي
مراسم قاليشويان
شركت اهالي در مراسم قاليشويان مشهداردهال كه در سيزدهم پائيز انجام مي گيرد، از مهمترين مراسمي است كه در پائيز انجام گرفته و به مراسم مشهدقالي معروف مي باشد.
جشن سده :
در پنجاه روز به عيد مانده در بعضي از نقاط در روستايي شهرستان محلات مانند روستاي يكه چاه، جشني برگزار مي گردد كه همزمان با جشن سده باستاني ايرانيان بوده و با توجه به اشعاري كه ميخوانند احتمالا" بازمانده از همان جشن مي باشد.
مراسم سنتي در طول يك سال قمري:
علائم و نشانه هي عزاداري محلي:نخل، طوق، علامت، چلچراغ، پرچم و علم.
شبيه خواني:
معروفترين شبيه هايي كه در محل خوانده مي شود شامل تعزيه امام حسن، حضرت عباس ، امام سجاد، حضرت زينب، شمر، علي اكبر و مي باشد.
گروههاي تعزيه از كاشان، جوشقان، ميمه، موته، اصفهان به محلات مي آيند وتنها خورهه ايها شبيه خوانان محلي دارند.
روز عاشورا:
در شهر تيمور در روز عاشورا نانهاي گردي به نام لولو عباس مي پزند. اين مراسم امروزه بيشتر به قرباني نمودن قرباني هاي گوناگون ( گوسفند ، گاو و گاو و گوساله ) تبديل شده است.
ايام عزاداري محرم:
در شهرستان محلات براي شهادت اباعبدا..الحسين ، روز سوم،ششم، دهم واربعين گرفته و در تمامي اين روز ها سوگواريهاي پر شكوه و پر حرارتي انجام مي دهند.چهارشنبه آخر صفر در چهارشنبه آخر صفر در نقاطي از روستاهاي محلات دنخبيروان، آش رشته اي پخته و بين اهالي پخش مي كنند.
پانزدهم رمضان:
در پانزدهم رمضان مطابق با ولادت امام حسن مجتبي ( ع ) مراسمي به نام اهو اهو در محل برگزار مي گردد. در اين مراسم نوجوانان روستا جمع شده و به در خانه اهالي رفته و از آنان طلب آجيل مي نمايند.
بيست و هفتم رمضان:
در روز بيست و هفتم رمضان به مناسبت گشته شدن ابن ملجم مرادي قاتل حضرت علي ( ع ) در محل جشني گرفته و به پخش شربت، شيريني و شادماني مي پردازند.
مراسم موردي :
طلب باران:
معروفترين رسمي كه جهت طلب باران در محل انجام مي گيرد. رسم پختن آش باروني است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
21st October 2006
|
#6
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهر سربند
شرايط قومي :
اكثريت اهالي اين منطقه از مردم نژاد ميانه ايران مي باشند كه رخنه اقوام ترك زبان از ساليان قيل در اين محل كاملا" مشهود است.
شرايط زباني :
اهالي شهرستان شازند به زبان و لهجه فارسي دري متمايل به لري و تركي تكلم مي كنند.
شرايط مذهبي :
اكثريت باتفاق مردم اين منطقه مسلمان شيعه هستند وتنها در حال حاضر 5 خانوار ارمني در شازند زندگي مي كنند
مردم نگاري :
نقاط مورد بررسي در مردم نگاري شهرستان سربند :
شهرهاي شازند وآستانه و روستاهاي چقاسي،كپر، هند و در ، گل زرد، مالمير، لوز در عليا .
شهرستان سربند در جنوب غربي استان مركزي واقع شده و داراي دو بخش به نامهاي بخش مركزي و بخش هند و در ، دو نقطه شهري ، شازند و آستانه و سه دهستان به نامهاي قره كبوتر ، كزار و سربند تشكيل شده است.
کليات
دامداري
گاهشماري
راهها و ارتباطات
شكار
طب سنتي
خوراك
فنون و صنايع دستي
بازيها
پوشاك
مشاغل
ادبيات شفاهي
مسكن
حمل و نقل سنتي
هنرها
كشاورزي
واحد هاي سنجش واندازه گيري
مراسم و آئين هاي سنتي
کليات
:
پيشينه :
شهرستان سربند به احتمال زياد قسمتي از ناحيه پارتاكن كه امروزه فريدن خوانده مي شود بوده است پارتاكن يكي از نواحي سه گانه دولت ماد بوده است. بعدها در دوران اسلامي اين منطقه قسمتي از عراق عجم به مركزيت كره يا كرج بوده است. شهر استانه كه در 6 كيلومتري شازند واقع شده استيكي از قديميترين مراكز جمعيتي منطقه مي باشد كه قبلا" كرج يا كرج ابودلف و يا شهر سه سوك خوانده مي شده است به طور كلي آستنه در دوره صفويان از اهميت خاصي برخوردار بوده و شاهان صفوي اعتقاد خاصي به آستانه سهل بن علي اين شهر داشته اند.
رشد و توسعه :
رشد اين منطقه ابتدا" بواسطه كشاورزي بسيار خوب اين شهرستان بوده و توسعه آن به سبب عبور راه آهن سراسري جنوب و راه اصلي ارتباطي آسفالته جنوب و همچنين به خاطر وجود صنايع مهمي چون صنايع نفت و پتروشيمي مي باشد.
متانهاي تاريخي و باستاني :
بقاع سهل بن علي، جعفر بن علي و فضل بن جعفر شهر آستانه، بقعه پيراسماعيل در صد متري بقعه سهل بن علي ، بقعه طوغان ترك در دو كيلومتري شمال آستانه و پل دو آب
موقعيت جغرافيايي :
شهرستان سربند در منطقه اي كوهستاني وسيعي بارودها و جويبارهاي كم آب و پر آبي قرار گرفته و در بعضي مواقع دره هاي نسبتا" وسيع و حاصلخيز ميان كوهي آن را بارور مي كنند.كوههاي اين منطقه نسبتا" مرتفع و قلل معروف آن عبارتند از : كوه دو توره (با ارتفاع 3222 متري، كوه لوزد با ارتفاع 2943 متري و قلعه شهباز و با ارتفاع 2838 متر ) مي باشند.
تفرجگاههاي منطقه :
منطقه سربند تفرجگاههاي بسيار زيبايي است عباس آباد و پنجعلي معروفترين اين تفرجگاهها مي باشند.
منابع آب :
رودهاي مهم منطقه عبارتند از : رود دائمي و پر آب قره چاي ( شراء) ورودهاي تيره، كله رود مهاجران، آبهاي زيرزميني منطقه عبارتند از چشمه ها، قنوات و چاههاي عميق ونيمه عميق .
شازند:
مركز شهرستان سربند شهري است با نام شازند كه از دهي به نام ادريس آباد كه هسته اين شهر بوده شكل گرفته است. روستاي ادريس آباد به واسطه گذر راه آهن سراسر خط جنوب مي باشد.
اقليم و زبان :
شهرستان سربند داراي اب و هواي سرد كوهستاني بوه و اهالي آن اكثرا" به زبان فارسي بالهجه محلي گويش مي نمايند. گويشهاي تركي و لري نيز از اقليتهاي زباني محل مي باشند.
مذهب :
بيشتر مردم منطقه داراي مذهب شيعه اثني عشري بوده و در صد قليلي نيز ارامنه گريگورياني در اين منطقه ساكن مي باشند. سابقا اقليت يهودي نيز در منطقه وجود داشته است.
گروههاي شغلي :
اقتصاد شهرستان سربند بر مبناي دامداري و كشاورزي شكل گرفته و در كنار آن صفت نيز جاي خود را باز كرده است. وجود پالايشگاه هفتم كشور ، شركت پتروشيمي، نيروگاه حرارتي توليد برق و كارخانه قند شازند كه پيشينه زيادي دارد نشان دهنده پيشرفت صنايع و كار صنعت در اين شهرستان مي باشد.
مهاجرتها:
عمده مهاجرتها در چند دهه گذشته بويژه از بخش شمال غربي اين شهرستان ناحيه نهرميان بهشهرهاي اراك، ملاير، همدان و تهران جريان داشته است.
نفوس :
جمعيت شهرتسان شازند حدود 138 هزار نفر آمار 1370 بوده و با نگاهي به جمعيت ساكن شهري و روستايي منطقه ومقايسه آنها مي توان به اكثريت جمعيت روستايي پي برد. و اين بواسطه رشد كشاورزي اين منطقه مي باشد به طوريكه اين شهرستان قلب بلامنازع كشاورزي استان است.
طوايف و گروههاي قومي :
تنها ايل موجود در منطقه ايل در جنوب منطقه سربند بوده و طوايف و اقوام مهم محل عبارتند از : شهباني ها، اميري ها، ابوالحسني ها، نازاري ها و شاه نازاري ها، منصوري ها، جعفري ها، نادري ها، عبداللهي، محمودي ها.
خويشاوندها :
از گذشته هاي دور طوايف موجود در اين منطقه روابط حسنه اي داشته و ارتباطات تنگاتنگ فاميلي و خويشاوندي بسياري دارند.
مديريت سنتي و شيوه هاي حل اختلاف :
در هر طايفه رئيس سفيئي وجود داشته كه مديريت سنتي امور مختلف اجتماعي و اقتصادي محله هاي گواگون را بر عهده داشته ومسئول حل اختلافات ايجاد شده در طوايف خود مي باشند.
نقاط پر جمعيت منطقه:
هفته، زاليان ، جزنق، كزاز، چنارستان، هندودر، مالمير، توره، قدمگاه و لنجرود پر جمعيت ترين نقاط روستايي منطقه مي باشند.
تاسيسات و امكانات عمومي :
بنابر بررسي انجام شده در شهرستان سربند، كمتر نقطه روستايي وجود دارد كه داراي دبيرستان درمانگاه و مراكز بهداشتي باشد. مقطع راهنمايي نيز در نقاط روستايي پرجمعيت متمركز مي باشند.مهمترين تاسيسات اين شهرستن خط آهن سراسري جنوب استقرار و بلند ترين نقطه راه آهن راه آهن سراسري ايران يعني ايستگاه راه آهن نورآباد در اين شهرستان مي باشد.
گروههاي زباني :
فارسي بالهجه محلي، گويش تركي محلي، گويش لري و گويش ارمني ، گوناگوني گويشهاي منطقه را تشكيل مي دهند.
راهها و ارتباطات :
راهها، عنصر اصلي توسعه شهرستان سربند. عناصري چون، راه آهن سراسري جنوب ،سير اصلي آسفالته خوزستان ، عوامل اصلي توسعه شهرستان سربند مي باشند. همچنين لازم به ذكر است مشكلترين گردنه مسير آسفالته شمال جنوب خوزستان به نام زاليان در اين شهرستان واقع شده است.
مراكز داد و ستد:
شهرهاي اراك، بروجرد، آستانه، شازند، درود و ملاير مركز اصلي داد و ستد اهالي شهرستان سربند مي باشند.
صادرات شهرستان سربند:
گندم ، جو، نخود، لوبيا، پنبه، عدس، مرغ، تخم مرغ، لبنيات، هواللرد دانه اي شبيه به گاودانه وچغندر قند، خيار، گوجه، پياز، سيب زميني
مسيرهاي مشكل درون شهرستاني:
دو مسير خطر ناك و پر پيچ خم در شهرستان وجود دارد كه مسيرهاي شازند به هند و در و مالمير و شازند به چقاسياه مي باشند كه مسيرهاي اصلي منطقه شهرستان نير هستند.
پوشاك :
پوشاك سنتي مردان سربند:
سرپوشها: كلاه نمدين و قري
تن پوشها: قبا و مراد بيگي ( بالا پوشهاي سنتي ) ، دستكش نخي، جليقه، تمان ( شلوار )
پاپوشها: انواع جوراب ( ايپ، جورابي، ساده) كلاش ( كفش محلي شبيه به گيوه )، ارسي( نوعي كفش چرمي ).
پوشاك سنتي زنان سربند:
سرپوشها: كلاه ( عرقچين)، چارقد ( روسري).
تن پوشها: پيراهن، تمان قري ( نوعي دامن چين دار) دامن ( يلن )
پاپوشها: جوراب، ارسي ( نوعي كفش چرمي) وگيوه سنجاني. جليقه ويژه مردان از پارچه هاي نخي يا كرباس تهيه مي گردد.
كلاش عمدتا" در دهه گذشته از كلاش دوزان اصفهاني تهيه مي شده است.
خوراك :
نانهاي محلي :
نان تندوري نان توه اي يا ساجي نان گرده يا كوله، نان خانقلي يا شبكه غذاهاي محلي ويژه شهرستان سربند.آش ترخينه دو، دو كشك( كل جوش)، آش ماست، قورمه ، بروش درك ( آبگوشت) جاجيق، آش تابلو، كوفته شيله، آش جو، انواع شيريني هاي محلي:
با سلوق، سجوق و كلوچه هاي محلي
انواع شربتهاي محلي
شربت شيره انگور و سنجكبين
ترشي هاي محلي :
ترشي خيار، ترشي پياز، ترشي بادمجان وترشي گوجه فرنگي
مرباي محلي :
مرباهاي كدو، قيسي وچهار گل مرباهاي محلي شهرستان سربند مي باشند.
غذاي ويژه مناسبتها:
آبگوشت و رشته پلو ( پلو رشته )
وسائل سنتي پخت نان محلي :
آتش كش، لانجين، آرد بيز ( الك)، سيخ، ورتنور، تخته خونه، ساج، ناون و سفره آرد.
مسكن :
انواع مساكن سنتي شهرستان سربند:
مساكن طاق گهواره اي
مساكن با سقف يكپارچه
مساكن با سقف گنبدي كه ويژه مساجد بقاع و آسيابهاي آبي مي باشند.
ويژگي هاي مساكني سنتي شهرستان سربند :
عمده مساكن سنتي محل دو طبقه وايوان دار با پنجره هاي رو به شرق يا جنوب مي باشند. به سقف قسمت آغل و كاه دان ( كاه انبار ) سيز مي گويند كه نوعي طاق گهواره اي مايل است .اين بخشها طبقه همكف ( پائين ) خانه هاي نست را تشكيل مي دهند.
قسمت ايوان مناطل عمدتا" بر ستونهاي چوبي اي كه « گول » نام دارد، استوار مي باشد. سقف منازل صاف كه عمده منازل سنتي راتشكيل مي دهند باحصير يا ني ، تخته چوبهاي كوچك و تيرهاي چوبي بلند كه به پرتو معروف مي باشند مسقوف مي گردند.
فضاهاي مختلف منازل سنتي :
نون و آخونه محل پخت نان ، كاهدان، طويله ( آغل )، آغل تابستاني ( داخل حياط ) انبار مستراح ( توالت) كله ( مرغ دوني )، لونه سگ ( لانه سگ خانه ) و حياط
مصالح سنتي به كار فته در بناهاي محلي :
قلوه سنگ، آهك، خشت خام، تير، ني يا حصير، درب و پنجره چوبي، كاه و گل، براي ساخت خانه، ضروري بود كه افراد همسايه و فاميل نيز به كمك خوانده شوند. اين رسم در محل موسوم به آدم به آدم بود. سوخت سنتي منازل از فضولات دامي، هيزم، و گون تشكيل مي شده است.
كشاورزي :
محصولات مهم زراعي و باغي منطقه:
گندم، جو، نخود، لوبيا، عدس، هوللرد دانه اي شبيه به گاو دانه ، پياز و سيب زميني، خيار، گوجه، پنبه و انگور.
نوع كشت:
كشت آبي و پاييزه ، عمده نوع كشت منطقه مي باشند.
نوع مالكيت زمين زراعي:
مالكيت و اداره زمين هاي زراعي منطقه خرده مالكي مي باشد.
آبياري سنتي :
در بيشتر منطقه آبياري دانگ بندي بوده وشش روز به شش روز نوبت هر دانگ مي باشد.
تقسيم بندي زمينهاي زراعي :
دانگ = چهار جفت منظور از جفت زمين است كه در يكسان، يك جفت گاو، از عهده شخم، كاشت داشت و برداشت آن بر ايد.
يك جفت = يك سهم = 2 فرد = 4 اياخ = چند دراز بند يا ارت = 4 پا
ابزار و وسائل ويژه زراعت در سربند :
شاره ( تور) كرت كش ( مرزبند) سرند (ابزار ويژه بوجاري )، يواشن ( ابزار بار دادن خرمن ) ، دو كلك، چان كش و چان ( ابزار ويژه خرمنكوبي )، انواع داس ( قولنگ ، اوراخچه، و اورلاخ، گو آهن ( ابزار ويژه شخم زني ) ، عزبيل( ابزار ويژه بوجاري ) پارو ( ابزار ويژه بارزدن غلات ).
منابع آب زراعي:
منابع اصلي آب منطقه ،سرابها، چشمه ها و قناتهاي موجود درمنطقه و تعدادي چاه عميق و نيمه عميق مي باشد.
آسياب آبي:
درسال 72 سال انجام پژوهش مردم نگار سربند، تعداد محدودي آسياب ابي وجود داشته و فعال مي بوده اند ( عباس آباد و شازند) اين آسيابهاي ابي از نوع تنوره اي مي باشند. به اسيابان در محل لويينه مي گويند.
اوزان ويژه زراعت :
خروار= 100 كيلوگرم، بار = 30 من، من = 30كيلو، كليه = 5/13 سير، فصل كشت در منطقه چهل روز به پائين مانده آغاز مي گردد بويژه كشت ديم به قول محلي ها با وزيده باد پنجاه كشف آغاز مي گردد.قسمتي از كشت سبويژه كشت حبوبات، صيفي جات از ارديبهشت ماه آغاز ميگردد. از هيجده روز به پائيز مانده كشف آبي آغاز شده و بنابر تجارب محليات اين كار اگر زودتر صورت پذيرد ساقه سبز گندم كوتاه سبز شده و با نمي دهد.به يك دسته كوچك گندم درو شده در محل گوره و به چند گوره باقه مي گويند.
دامداري :
انواع دام:
گاو، گوسفند و بز :
سابقا" جز: تعداد محدودي، اكثريت مردم سربند از نعمت داشتن دام محروم بودند. به همين خاطر از طرف اربابان محل تعدادي به صورت جمعي به افراد روستا داده مي شد. به اين عمل در محل ترز مي گويند.در عوض ايشان بايد در آخر سال يك من روغن به ارباب مي دادند.
محصولات سنتي دام :
شير، پنير، ماست، كره، روغن، كشك، خامه، بولاما( آغوز)، پشم و كود.
ابزار و وسائل سنتي دامداري :
گوديشه ( ظرف سفالين ويژه شير دوشي ) مشك يا تو لوخ ( ابزار ويژه كره گيري ) .
شيروره ( شير قرضي):
شيروره تعاوني سنتي زنان روستاست براي تهيه زنجيره لبنيات در فصول كم شدن شير دامها. پشم چيني در سربند بين 65 تا70 بهار انجام مي گيرد. به گوسفندان ماده نازا در محل قسر مي گويند. اين گوسفندان در 15 يا 20 روز به تابستان به قصاب سپرده مي شوند.محل نگهداري گوسفندهاي نر وماده در محل جداست ولي هنگام گي گله در هم داخل مي شوند . زمان گي گله اول بهار مي باشد.
شكار :
شكار در شهرستان سربند به صورت تفنني انجام مي گردد. اين شهرستان از نظر شكار داراي تنوع قابل توجهي مي باشد. بز كوهي، كبك، گراز، خرگوش، قوچ و پرندگان مهاجر مهمترين شكارهاي منطقه مي باشند.
حيوانات مضر منطقه:
گرگ، روباه و گراز:
گراز وحشي محدود شكاري است كه در منطقه صورت مي گيرد. اين شكار توسط ارامنه و از محدوده شكار و راز انجام مي گيرد.
مناطق مرغوب شكار شهرستان سربند :
منطقه مالهير و سيب در محدوده شكار گاهي منطقه مي باشند.
ابزار و وسائل سنتي شكار:
تله هاي آهني و انواع تفنگ:
فنون و صنايع دستي :
مشاغل دستي و سنتي:
آهنگري و نجاري
توليدات آهنگران محلي :
انواع داس، گاو آهن، انواع بيل و كلنگ.
ابزار آهنگران محلي :
چكش ، پتك، چكش نره، انبر جفت، انبر دست، گيره ، مهره، سنبه ، سندان، سوهان.
مواد مورد نياز آهنگري سنتي:
ذغال سنگ، آب ، روغن سياه، چوب و آهن آلات مستعمل.
صنايع دستي و سنتي محل:
قالي بافي تنها صنعت دستي منطقه است.
نقوش و طرحهاي فرش محلي سربند:
بهترين نوع فرش سربند باشكل پنج ترنج بافته شده و ماهي پنج ترنج ناميده مي شود. از نقشهاي معروف ديگر منطقه نقش گل بوته اي مي باشد. عمدتا" در فرش اين منطقه رنگهاي سبزه، سرخ، آبي و گرم استفاده مي گردد.
حمل و نقل سنتي :
وسايط نقليه:
تنها و سايط نقليه محل عبارتند از: الاغ و اسب. عباس آباد و نمك كور توقفگاههاي بين راهي قديم محل بوده اند.
مشاغل سنتي حمل ونقل:
چارو اداري، نعلبتدي،پالان دوزي و گاريچي تنها از اين مشاغل نعلبندي و پالان دوزي هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهند.
مسيريابي هاي سنتي در محل:
ستارگان و صور فلكي ترين شاخصهاي راه يابي سنتي در محل مي باشند. مشهور ترين ستارگان وصور فلكي كه در اين امر به محليان كمك مي كرده اند شامل: ستاره قطب نماه، ميزون ، كووه وو هفت ستاره مي باشند.
ابزار و وسائل سنتي حمل و نقل:
جوال، گوداله، قرار، خورجين، تور، شاره و خيش كش.
واحد هاي سنجش واندازه گيري :
واحدهاي وزن:
چارك = ده سير، بار= سي من ( 90 كيلو )، خروار = شش بار = 540 كيلوگرم، كيله = يك من ( 3 كيلو )، نوره = پانزده من = 45 كيلو.
واحدهاي طول:
ارشين يا قدم = يك متر، وجب ( كف دست باز ) ، انگ= يك بند انگشت، پايا اياق.
واحدهاي حجم:
بويد = سه ليتر، تغاره ( ظرف سفاليني كه نود ليتر گنجايش دارد)، توره ( واحد حجم محصول زراعي ).
واحدهاي زمان:
سايه
وسائل سنتي اندازگيري در محل:
توره تخته چوبي
شكل كه براي وزن كردن غلات استفاده داشته است)، قپان، ترازوي دو كفه اي.
طب سنتي :
در بيماري آبله احشام در شهرستان سربند مرسوم است كه مقداري نمك را با خاكي به نام چيچك مخلوط كرده و به دام مي دهند وبر اين نظرند كه خاك چيچك بايد از نزديكي ورستاي مروك آورده شود. در طب سنتي محل براي علاج بيماري تپش قلب دم گرده آرپاگلي ( گل آرونه ) و براي بيماري پادرد و روماتيسم از شيره انگور و گياه كهلي كني استفاده مي گردد. وظيفه طبابت در اين شهرستان در دو دهه گذشته با يهوديان ساكن در نقاط مختلف منطقه بوده بويژه هند و در است. سواي اطباء كليمي، سلماني ها، شكسته بندان ، دها نويسان و ماماهاي محلي اطباء سنتي محل را تشكيل مي دهند.
جهت مداواي جراحات و زخمهاي چركين از يونجه سبز جويده شده بر روي محل زخم استفاده مي گردد.
طب سنتي :
گاهشماري در شهرستان سربند بوسيله تقويم هجري شمسي انجام مي گيرد به پنجاه روز به عيد در محل ناقالي گفته و مراسمي به همين نام در اين روز اجرا مي گردد. بدين شكل كه چهار مرد بنامهاي نا قالي، همسر ناقالي ، جووردار ( توبره كش) و دايره زن، آماده شده و هر كدام پوشام بسيار مضحكي مي پوشند. سپس درب منازل را زده و از صاحبان خانه ها مقداري كشك، نان، حبوبات، و يا تنقلات به عنوان هديه مي گيرند. جووردار عمدتا" فقيرترين فرد روستاست.
پنجاه و چهارم زمستان موسوم به اختيارات مي باشد. شصت و شش زمستان را شش اله مي گويند. يعني شش روز اضافه شصت سرمايش با كل آن شصت روز اول زمستان برابري مي كند.هيجده روز به عيد مانده چارچار يا برد العجوز گفته مي شود.روز جمعه آخر سال مرسوم به روز علفه بوده و روز اهل قبور مي باشد.
ادبيات شفاهي :
قصه ها و افسانه ها :
يكي از معروفترين افسانه هاي محلي سربند داستان حسينيا است . حسينيا مظهر شجاعت، دلاوري، حاضر جوابي و آرزوهاي مردم محلي است.
ترانه ها :
ترانه هاي محلي سربند به شيوه هاي مختلفي در سوگواريها وجشنها خوانده مي شوند. قسمت اعظم اين ترانه ها درهنگام كار خوانده شده و سبب آرامش خاطر اهالي است.
نمونه اي از ترانه هاي محلي شهرستان سربند:
دلم نشكن كه آهم بي اثر نيس تونا ( تو را ) از جان مو ( من ) اصلا" خبر نيس
مگم ( مگر ) نشنيدي از سعدي كه گفته دل مردم شكستن خوهنر نيس
ضرب المثلها:
يكي از معروفترين ضرب المثلهاي محلي كه در مواقع مزاحمت اشخاص به كار مي رود. بدين مضمون است كه ( ولم كنيد چغندرم سوخت).
بازيها و ورزش :
بازيهاي محلي ويژه شهرستان سربند:
كوشك ملاقي، مجمع بازي، تنور گرمه نونوا، داداكي، درنابازي، اشتر دو شترك جان اشترك، قاب بازي، گل بازي.
هنرها :
موسيقي:
موسيقي محلي سربند صرفا" خلاصه در ني نوازي چوپانان مي باشد. سابقا" در محل نوازندگان سرنا، دهل و كمانچه نيز وجود داشته اند.
رقص محلي:
رقص محلي سربند موسوم به « چوبي » مي باشد به نفري كه در راس صف چوبي مي ايستد « چوكه چكن » مي گويند.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد تا بلوغ:
مراسم نامگذاري نوزاد در محل در روز سوم پس از زيامان انجام مي شود و بر اين باورند كه اگر پس از روز سوم اين كار انجام شود نوزاد در آينده فردي دروغگو مي گردد. در محل غذايي به نام دندوك يا دندوني در هنگام در آمدن اولين دندان نوزاد پخته و در محل پخش مي شود. در شب هفتم تولد عده اي از اقوام و فاميل را براي شام دعوت مي كنند. عمل ختنه در اين شهرستان در سنين 2 تا 5 سالگي انجام مي شود.مردم محلي بر اين باورند كه بچه در روز هفتم « بسر» مي گردد بدني جهت بر دست و پاي نوزاد ريسماني از سه رنگ سفيد، سبز، و آبي مي بندند .
ازدواج :
مراحل ازدواج در سربند:
تحقيق در مورد دختر از طرف مادر داماد خواستگاري، پاگيره ( نوشتن سندي مبني بر دادن دختر به فلان پسر) عقد ( گرفتن حلال نامچه ها )، حنابندان و عروسي
شيربها يكي از رسمهاي اين منطقه بوده و آن مقدار پولي است كه خانواده عروس جهت تهيه جهيزيه از خانواده داماد مي گيرند.توبيشي، رسمي است كه در آن براي شروع زندگي دو زوج در حد توان مهمانان دعوت به عروسي به وي كمك مالي مي كنند. اين رسم پس از صرف شام عروسي صورت مي پذيرد.
مرگ :
در محل مرسوم است اگر شخصي در حال احتضار بود وي را به قبله مي خوابانند. سپس چشمان، چانه و دو شصت پاي فرد را با پارچه اي مي بندند.تا سه روز غذاي خانواده عزادار را اهالي تامين مي كنند خانواده عزادار تا سه روز از زدن ريش حمام كردن و آرايش خودداري مي كنند.
مراسم سنتي در طول يكسال شمسي :
در شب چهارشنبه سوري مهره هايي به نيت افراد فاميل در ظرفي به نام « ديگيله» انداخته مي شود. فردا صبح زني آشنا و مورد اعتماد را دعوت كرده و از او مي خواهند با خواندن اشعاري هر بار يك مهره از داخل ديگيله در آورد. شعر خوانده شده فال آن سال افراد خواهد بود. به روز جمعه آخر سال در اين منطقه علفه گفته و به زيارت اهل قبور مي روند. ناهار روز عيد آش جو يا جودوئي است. گره زدن سبزه ها توسط دختران جوان در سيزده بدر مرسوم مي باشد بدين شكل با باز شدن گره سبزه ها در آينده قضا و بلا از آنها دور مي گردد.
مراسم موردي:
براي طلب باران در خشكساليها اهالي بالاي تپه اي در گورستان قديمي روستا رفته ودعا مي كنند.
چمچه گلين از ديگر رسم هاي محل در طلب باران مي باشد رسم چهل كچلون نيز از رسمهاي اهالي در خشكساليهاست كه توسط زنان مسن منطقه اجرا مي گردد.
آئين و مراسم سنتي در طول يكسال قمري:
قبلا" در ماه محرم در محل رسم قمه زني معمول بوده است.در محل مرسوم بوده كه مرداني كه فرزند ندارند نذر مي كردند كه اگر خداوند به آنان اولاد ذكوري دهد، موهايش را در سن هفت سالگي بتراشد و در ماه محرم قمه زني كند.امامزاده سهل بن علي، مركزيت مراسم سوگواري ايام محرم و ايام سوگواري ائمه اطهار در محل بود و دسته جات محل سعي مي كنند كه در روز عاشورا براي سوگواري و زيارت بدانجا بروند.شبيه خواني نيز از آئين هاي نمايشي مرسوم محل مي باشد.
شير، حليم، و آبگوشت، خواركي هاي نذري اهالي در مناسبتهاي اعتقادي مي باشد.روز عيد غدير را در محل روز عيد سيدها دانسته و در اين روز اهالي سعي مي كنند به ديدن سادات محل رفته و ايشان به عنوان عيدي مبلغي پول به مردم بازديد كننده مي دهند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
21st October 2006
|
#7
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهرستان دليجان
شرايط قومي :
مردم اين منطقه از نژاد ساكنين مركزي ايران محسوب مي شوند.
شرايط زباني :
زبان عموم مردم فارسي ولي افراد بومي شهر دليجان از زمان هاي بسيار قديم تا كنون به لهجه محلي خاصي كه اصطلاحا" راجي ناميده مي شود تكلم نموده و در عين حال با ساير افراد غير بومي بزبان فارسي صحبت مي كنند زبان راجي يك زبان نيرومند ايراني است كه روزگاري دراز دريك قلمرو و گسترده مركزيت داشته و امروزه نشانه هاي آن در بخشي از مركز ايران چون، دليجان و محلات نراق ، گاس ، و قالهر ... ديده مي شود. و بر اساس اين زبان است كه دليجان به گويش راجي توسط اهالي دليگون ناميده مي شود.
شرايط مذهبي :
اهالي شهرستان دليجان 100% مسلمان شيعه اثني عشري مي باشند و مهمترين مكان مذهبي در اين منطقه آستان حضرت سلطان علي ابن محمد باقر ( ع) در روستاي مشهداردهال از توابع شهرستان در فاصله 35 كيلومتري شرق شهر است و عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت از اين شره و شهرهاي اطراف : كاشان، قم ، اصفهان، محلات و تهران براي زيارت به آنجا مي روند و مراسم قالي شويان همه ساله در مشهد اردهال انجام مي شود .
مردم نگاري :
كشاورزي و دامداري معيشت اصلي شهرستان دليجان بوده و در كنار آن قاليبافي كه توسط زنان انجام ميگيرد نيز قرار دارد بعد از اين مشاغل در درجات بعدي فعاليتهاي خدماتي ، اداري ، تجاري و بخش صنايع و معادن قرار دارند.
در مجموع مشاغل سنتي و رايج اين شهرستا ن زراعت، دامداري، قاليبافي، نجاري، آهنگري ، گيوه دوزي، نخود بريزي، نمد مالي و تنور سازي مي باشد. مشاغلي چون كار بافي ( كرباس بافي )، رنگرزي، نعلبندي، حلواي، دلاكي، و شوجي ( پنبه پاك كني)، نيز مدتي است كه در منطقه منسوخ شده اند.
کليات
دامداري
گاهشماري
راهها و ارتباطات
شكار
طب سنتي
خوراك
فنون و صنايع دستي
بازيها
پوشاك
مشاغل
ادبيات شفاهي
مسكن
حمل و نقل سنتي
هنرها
كشاورزي
واحد هاي سنجش واندازه گيري
مراسم و آئين هاي سنتي
کليات :
مهمترين منابع در آمد:
مهمترين منابع در آمد اهالي شهرستان دليجان عبارتست از زراعت،دامداري، باغداري ، صنايع دستي ( قاليبافي ، گيوه دوزي ونمد مالي )، داد و ستد، صنايع و معادن و پرورش گل ( گلاب گيري) مي باشد.
گروهها زباني:
گويشهاي رايج محل راجي يارايجي، دكه بازمانده از زبان باستاني ايران است كه مهمترين گويش محلي منطقه است دو بيشتر در شهر دليجان تكلم مي گردد. و بعد از آن گويشهاي لكي زنديها، لري لرها و لري بختياري بختياريان قرار دارد.
راهها و ارتباطات :
مراكز داد وستد:
مراكز داد و ستد اهالي شهرستان دليجان شامل شهرهاي دليجان ،قم،كاشان، اراك و اصفهان مي باشد.
صادرات :
پنبه، فرش، گردو، بادام، گندم، جو، نخود، لوبيا، محصولات دامي و لبني و ريواس عمده صادرات شهرستان دليجان مي باشد.
مراكز زيارتي:
شاهزاده سليمان، شاه يحييو بي بي زبيده خاتون شهر نراق، مقبره سلطان علي بن محمد باقر مشهد اردهال، مقبره ساريه خاتون، شاهزاده عبدا.. و شاهزاده حسين راوه، شاهزاده جمزه كروگان ، زيارتگاه سي چون واران، زيارتگاه بابا پير رباط ترك و حوريه خاتون و كاظمه خاتون سينگان مهمترين مراكز زيارتي اهالي مي باشند.
راهها و ارتباطات :
راههاي مهم ارتباطي قديم تاسيسات بين راهي
مسير دليجان – دودهك – راوه – قدم كاروانسراي قلعه چه
مسير نراق – كاشان كاروانسراي چنارستان
مسير سينقان – كاشان كاروانسراي بديع آباد
مسير رز- قم كاروانسراي كهك قم
مسير واران – قم كاروانسراي كهك قم
مسير خاوه – كاشان كاروانسراي بال عباس اباد
مسير باط ترك – اصفهان كاروانسراهاي ميمه و مورچه خودك
مهمترين گردنه هاي شهرستان كه پيشينه تاريخي دارند عبارتند از :
گرونه دوزگا در مسير دليجان، دودهك، كردنه لردر نزديكي روستاي حاجي آباد و گردنه كدار در يك فرسنگي شهر نراق.
خوراك:
خوارك :
غذاهاي محلي ويژه شهرستان دلجان:
كالجوس، اشكنه، قورمه، دوپياز، ترشي گرمه، آبگوشت، آش جو، مرگه، آش بوسور، گل كباب، شفته نخود، گندم پلو، خورش كنگر، خورش ريواسي، خورش گزر، كله سياه و تودلي، فراوردههاي گياهي بويژه پياز جايگاه ويژه اي در تههي خوراك محلي شهرستان دليجان دارد. پس از آن فراورده هاي دامي بويژه كشك و ماست در درجات بعدي قرار دارند.
شيريني هاي محلي:
جوز قند آلگ ( آلگ نوعي هلو مي باشد ) جوز قند گلابي ، كرخرين ، ترشاله ترشاله قيسي ، باسلق و سوهان.
شربتهاي محلي:
ب شوره، شربت شكر، شربت تخم شربتي ، شربت زعفران ، شربت گلاب ، شربت آلبالو.
ترشي محلي :
بادمجان ترشي ، ترشي موسير و پياز ترشي.
مرباهاي محلي:
مرباي كدو ، ترشالينه، مرباي به، مرباي سيب، مرباي آلبالو، مرباس هويج و مرباي گيلاس.
نانهاي محلي شهرستان دليجان:
نان زردي ، نان قرصه، نان هوش كباب، نان جو، نان دستي ( سرخ رو)، نان آردي، نان شاته، نان شير مال ، نان كنجدي، نان معزي و نان تنوري.
غذاي ويژه مناسبتها در شهرستان دليجان:
پلو خورش سبزي، اسفناج پلو خورش و سيب زميني و قيمه پلو.
بر شتوك و كاچي و مرگه خوراك ويژه زانو ويژه زانو در شهرستان دليجان مي باشد.
خوراك ويژه ماه رمضان:
پوشاك :
پوشاك زنانه:
سرپوشها: چارقد ( نوعي روسري) ، عرقچي ( نوعي كلاه)، روبند ( پوشش ويژه خانه)، چادر.
تن پوشها: پيراهن ناخونك دار، شليته دامن كوتاه پر چين، پيرهن پاچين، پل ( كت مخملي زنانه)، نظامي ( شلوار زنانه)، چادر شب ( پوششي كه زنان كهنسال بر كمره مي بندند.
پاپوشها: ارسي قند ره ( نوعي كفش چرمي، گالش ( نوعي كفش لاستيكي ).
سابقا" پيراهن عروس را از حرير، جيت و كندواري و بهرنگ سبز تهيه مي كردند.
جنس پوشاك زنانه از جلوار، مثقال، كدري، مل مل، چيت، كرباس، حرير، اطلس و كندواري در رنگهاي گوناگون تهيه مي شده است.
پوشاك مردانه:
سرپوشها: كلا نمدي شيرازي ، كلاه شابگاه و پهلوي كلاه پشمي رو گوش، كلاه پوستي ، كلاه كرباسي و عرقچين ( نوعي كلاه نخي كه از مكه تهيه مي شود ).
تن پوشها: پيرهن، جليزقه، كت، پوستين ( نوعي پوشش از پوست ميش يا يز)، دس پيچ ( مچ پيچ)، قباد نوعي بالا پوش، آرخلق ( كت راسته چسبان )، تومبون ( شلوار)،
پاپوشها: جوراب پشمي، گيوه، گالش ، ارسي، چارق ( نوعي كفش چرمي بند دارد. )
پوشاك چوپانان:
لچك ( روسري سه گوش)، كلاه مخملي، بند ابريشمي، پيرهن، سينه بند ( طبقه دو رويه)، پيش بند ، جبه ( كت مخملي )، قنداق.
مساكن سنتي شهرستان دليجان:
بافت كلي روستاهاي شهرستان دليجان بافت قلعه اي بوده كه با گذر زمان روستا به بيرون قلعه نيز گسترش يافته بعضي از نقاط نيز داراي بافت پلكاني مي باشند ( روستاهاي سينقان وخاوه ).
انواع مساكن منطقه :
مساكن متحرك:
شامل چادر مي باشد كه كوچ نشينان منطقه در آن زندگي مي گنند.
كشاورزي :
كشاورزي :
محصولات زراعي و سنتي شهرستان دليجان:
گندم و جو، نخود، لوبيا، عدس، سيب زميني، چغندر ، يونجه، شبدر، ذرت علوفه اي ، ماش ، هندوانه و آفتابگردان.
محصولات باغي و سنتي شهرستان دليجان :
گردو، بادام، زرد آلو سيب.
مالكيت زمين:
مالكيت زمين زراعي درشهرستان دليجان خرده مالكي است.
ابزار سنتي زراعت:
يوغ و خيش ( وسيله ويژه شخم زني)، چن ( خرمنكوب سنتي)، ماله( ابزار تسطيح)، كل پنجه ( ابزار دسته كردن گندم وجوي درو شده)، داس ( ابزار درو)، بيل، پاشنه خردكرت بند، يا شن ابزار باد دادن خرمن، تيشه ابزار وجين ، علف بر ( ابزار علوفه چين، فلويريا سرند ( ابزار پاك كردن و بوجاري غلات)، در منطقه كشت ابي و پاييزه كشت غالب منطقه بوده و
كشت بهار عمدتا" براي كشت حبوبات و صيفي جات صورت مي گيرد.
شيوههاي سنتي بهره برداري از زمين زراعي و سهم بري از محصولات زراعي.
سه كوت: سهم بري 2 به يك از محصول در نظام مالك و رعيت.
نصمه اي ( نصمه كاري): سهم برابر از محصول
جاره كاري: پرداخت نقدي سهم ( اجاره زمين زراعي).
آبياري سنتي:
معيار گردش آب و آبياري در شهرستان دليجان بر اساس هر شبانه روز و 24 ساعت كه معادل 2 تاق آب است مي باشد . يعني هر 12 ساعت آب برابر يا يك تاق آب. هر تاق معمولا" بين چند نفر مشترك است.
وسائل اندازگيري زمان آبياري:
سرجه وسيله اي براي تقسيم دقيق آب و زمانبدني صحيح آن بوده كه عبارت از كاسه اي كه ته آن سوراخ ريزي دشت مي بود كه آن را بر روي سطح اب ظرف بزرگي پر از اب قرار مي دادند هر با فرو رفتن اين كاسه در منطقه بين 5/7 تا 12 دقيقه طول مي كشيده است. معيارهاي ديگر تقسيم آب در اين منطقه عبارتند از : حركت خورشيدو طول سايه انسان.
عمده منابع آب زراعي منطقه قناتها، چشمه سارها و چاههاي عميق ونيمه عميق مي باشند و امام جديدا" به اين منابع سد پانزده خرداد كه بر روي رودخانه قهرود احداث شده نيز افزوده شده و داراي حوضه آبگير وسيعي است.
گلاب گيري:
پرورش گل نيز در منطقه بويژه در رباط ترك معمول بوده و در اين روستا كاشت گل محمدي به منظور گلاب گلاب گيري انجام مي گيرد.
سابقا" در اين منطقه جهت آرد كردن اهالي آسيابهاي آبي نوع تنوره ه اي نيز وجود داشته اند.
دامداري :
انواع دام سنتي منطقه:
گوسفند، بز و گاو
محصولات سنتي دام:
شير، سرشير، پنير، ماست، كره، دوغ، كشك، قره قروت، روده بر ساخت عزبان، مو براي بافت طناب ، پشم براي بافت قالي و گليم و پوست براي تهيه چرم و خليك.
ابزار سنتيدامداري:
مشك يا خيك براي نگهداري ماست، كره و تهيه كره و دوغ دو كارد ( ابزار ويژه پشم چيني)، مشگوله يا خيكوله ( ابزار تهيه خوارك گورماس چوپانان محلي)
شيرپيمي ( شير قرضي):
شير پيمي تعاوني سنتي و مشاركتي زنان محل است براي تهيه زنجير لبنيات ، هنگامي كه شير دام كم مي گردد.
شيوه هاي سنتي نگهداري دام:
استخدام چوپان:
كار چوپان در دليجان در سه فصل صورت مي گيرد. فصل اول: اوائل ارديبهشت تا پايان مرداد ماه، فصل دوم يا سوقال ساقه خشك گندم : از شهريور تا پايان آذر ماه ، فصل سوم: هنگام زايمان دام، از اول تا آخر فروردين ماه.
هر شب يكي از افراد صاحب دام وظيفه دارد تا غذاي چوپان را براي وي برده و شب پيش وي بخوابد اين كار در محل به پساين معروف مي باشد.
گوگل وان:
فردي در محل براي چراي گاوها استخدام مي شود به نام گوگل وان و معمولا" 9 ماه از سال از اول اسفند تا پايان آبانماه اين فرد ظيفه چراي گاوها را بر عهده دارد.
بز غالهچرون: فردي كه وظيفه چراندن بره ها و بز غاله را بر عهده دارد.
گوساله چرون:
شخصي است كه جهت چراندن گوساله ها درمنطقه استخدام مي گردد.
رسم كل قوچ:
مراسمي در نقاطي از اين شهرستان ( نراق و رباط ترك)، براي وارد كردنن قوچخا به كله براي جفت گيري انجام مي گيرد كه به كل قوچ يا قوچ گلدار معروف مي باشد.
شكار :
شكار در منطقه دليجان نيز مدت زيادي است به منظور رفتن وسرگرمي صورت مي گيرد با اين حال شهرستان دليجان داراي مناطق شكار و تنوع شكار قابل توجهي است كل، بز، قوچ، ميش، آهو، كبك، تهيو كبوتر چاهي، يافته ( كبوتر جنگلي ) و انواع مرغابي عمده پوشش شكار منطقه را تشكيل داده و كوههاي راونج، سلامت ، برزه، سياه، كوه، كوه لاگريبه و كوه هميشون از جمله مفاطق شكار معروف منطقه مي باشد
حيوانات مضر منطقه:
گرگ، پلنگ، گراز( خوف)، سمور، روباه، شغال، گفتار، خرس و سن ( جوجه تيغي)، ابزار سنتي شكار در منطقه.
انواع تفتگ، تله گرگي، ( تله انبري)،
ماهيگيري:
ماهيگيري صرفا" تنها در حوزه قمرود انجام گرفته و با قلاب صورت مي پذيرد . ماهيهاي منطقه عبارتند از : ماهي هاي سفيد و كوچك رود خانه اي
فنون و صنايع دستي :
مشاغل سنتي:
نجاري:
عمده كار ايشان تهيه ابزار زراعي مي باشد.
تنور سازي:
به تنور سازان محلي، تنورمان مي گويند.
نمد مالي :
نمد مالي در شهر نراق وجود داشته و توليدات ايشان شامل نمود زير اندازه ، كليچه ، پوشش سنتي چوپانان محلي و كلاه هاي نمدي است.
گيوه دوزي:
اجزاء گيوه محلي دليجان شامل: رويه،دوره، پاشن÷، تيركي، تكه چرمي است كه بر پشت و پاشنه گيوه دوخته مي شود . سمبوسه ( تكه چرمي كه درجلوي گيوه نوك و روي گيوه دوخته مي شود مي باشد.
ريسي :
پشم ريسي از فعاليتهاي روزانهزنان شهرستان دليجان بوده و دوك و دوشكي ( چرخ پشم ريسي) تنها ابزار سنتي پشم ريسي منطقه مي باشند.
قالي بافي :
هنر قالي بافي در سال 1322 توسط شخصي به نام ميرزا قلي خان كمالي از اراك وارد واوه گردند و در همين زمان با ورود نقشه هاي كاشان اين هنر به روستاهاي سينقان خاوه و اطراف نفوذ و در كل منطقه رواج يافت.
نقوش سنتي قالي در شهرستان دليجان شامل نقوش جوشقاتي كه از حفظ بافته مي شود، نقش كاشي ( كاشاني) كه شامل گل و بوته است، نقش اراك كه شامل ماهي درهم مي باشد و نقوش كلي، محلاتي و سارقي مي باشد.
گليم بافي :
گليم بافي نيز سابقا" درنقاطي از شهرستان منجله دليجان و نراق يافته مي شده و نقوش سنتي آن شامل نقش تخته بوته، سركج، و گليم مويي بوده است.
پلاس بافي:
پلاس بافته ايست شبيه گليم كه يك رنگ و سفيد بافته شده و موارد استفاده آن در تهيه جوال گندم مي باشد.
قدبافي:
نوعي بافته بوده كه در تهيه چادر، سفره نان، لنگ حمام و آسترو رويه و رختخواب از نخهاهي پنبه اي تهيه مي شده است.
كرباس بافي:
در منطقه توسمي پارچه به نام كرباس يا قدك بافته مي شده كه جهت تهيه پوشاك كاربرد داشته است به كارگاههاي كرباس بافي جوليستان مي گفتند.
سبد بافي:
سبد بافي نيز در منطقه دليجان رواج داشته است. در اين كار از تركه درخچه هاي كوهي گز، بادمچه و شمش براي بافت انواع سبد استفاده مي شده است. سابقا" صنايع دستي اي چون سفيد گري مس، سنگ تراشي ( حجاري و پنبه پاك كني در شهر نراق صورت مي گرفته است.
مشاغل :
شيوه هاي عرضه و توزيع توليدات:
پيله وران:
عناصر عرضه و توزيع سنتي منطقه يا پيله وران درمنطقه به دوره گرد يا رس فروشي معروفتند ايشان بيشتر اجناس خود را نسيه اي يا به قول اهالي وعده اي مي فروختند.
واسطه ها:
واسطه ها در محل موسوم به دالان بوده و به خريد گرد.، بادام و ديگر محصولات باغي و زراعي و قالي و پشم دام اهالي مي پردازند.
مكاري:
در نقاطي از اين شهرستان به عمل خريد و انتقال اجناس از محلي به محل ديگر و فروش آن مكاري يمي گويند.
سلف خر:
پيش خريداران محصول زراعي يا باغي در محل موسوم به سلف مي باشند عمده پيش خريد منطقه، پيش خريد گلاب قبل از فصل گلاب گيري از اهالي رباط ترك مي باشد.
حمل و نقل سنتي :
وسايط نقليه
تنها وسطيه نقليه بازمانده در محل الاغ بوده ولي سابقا" از اسب، قاطر، شتر و گاو نيز استفاده مي شده است.
وسائل و ابزار سنتي حمل و نقل:
جوال ( تواره)، صندوق چوبي، كول باره، توره ( قناره)، ساسا و رسنه عمده وسائل حمل محصولات باغي و زراعي ، سوخت و توليدات روستاهاي دليجان مي باشد.
اولين وسيله نقليه محل:
حدود 82 سال پيش در عهده سلطنت رضاشاه اولين وسيله نقليه اين شهر كه يك دستگاه جيب شهباز بود وارد بخش حمل و نقل شهري دليجان شد.
مشاغل سنتي حمل و نقل كه همگي عمدتا" منسوخ شده اند عبارت بوده اند از:
چاروا دارد چارپادار، شتردار، گاريچي، دلان، حمال، نعلبند، تامين كننده علوفه وسايط نقليه.
گاهشماري :
مبناي گردش و تحويل سال در دليجان تقويم و سال هجري شمسي است. در تقويم محلي شروع سال با عيد نوروز كه مصادف با ماه حوت ( فروردين ) و پايان آن با ماه جدي يا خاك ليپ است.
بنابر باور مردم دليجان دو روز در هر ماه قمر در عقرب مي شود، اين دو روز شوم و نحس بوده و از انجام كارهاي مهم اجتناب ورزند.
در تقويم محلي، ماه آخر سال را خاك ليپ مي گويند يعني ماهي كه پوزه گوسفندان به هنگام چرا به خاك ماليده مي شود.
سالهاي مهم مبداء در شهرستان دليجان:
سال قحطي ( حدود يكصد سال پيش) سال تب را جعه ( حدود 60 تا 70 سال پيش ) سال خشكسالي ( حدود 60 سال پيش ) سال گراني ( حدود 45 سال پيش ) سال برف ( حدود 40 سال پيش ) سال و با ين ( سال 1336 شمسي )، سال رضا خاني ( 1330 ه.ق. ) سالهاي مبداء سالهايي مي باشند كه اتفاقات و حوادث بسيار مهم و تكان دهنده اي در منطقه رويداده وبه عنوان مبداء تاريخي در نظر گرفته مي شوند.
تقسميات تابستاني و زمستان در تقويم محلي دليجان بدين صورت مي باشد كه :
چله تابستان ( يكم تا چهل و پنجم تابستان )، چله زمستان ( چله بزرگ ، چهلم زمستان و چله كوچك شصتم زمستان )و چادر چارد كرد به كو كه از پانزدهم اسفند شروع شده و تا پايان سال ادامه دارد.
در محل اهالي معتقدند كه در 45 زمستان زمين نفس دز ديده كشيده و پهنا شروع به آب شدن مي كنند.
و در 55 زمستان زمين نفس آشكار كشيده و از زير زمين بخار بلند مي گردد.
بنابر باور اهالي در سال ميون وضعيت هوا متغير خواهد بود.
طب سنتي :
طبيعت بدن :
بنابر طب سنتي اهالي دليجان ، انسانها از لحاظ طبع و طبيعت بدن به دو دسته كلي انسانهاي با طبع گرم و انسانهاي با طبع سرد تقسيم مي شوند . كساني كه طبعشان گرم است رنگ صورتشان سرخ بوده و انسانهاي با طبع سرد ، چهره و پوستي سفيد داشته و تن و بدنشان سرد مي باشد.
داروهاي گياهي مهم در طب سنتي منطقه:
سركه ، هسته آلبالو، روغن بادام ، گل بنفشه، گل ماهيران، گل اروانه، فلوس، تخم سفيد،روغن كوچك، شير خشت، سنبل الطيب، تاج ريزي، مالوجه، بالنگو، خاكشير و كز داروهاي غير گياهي مهم در طب سنتي محل:
سنگ قهربا، پشم گوسفند، رود غربال، نبه گوسفند، مبلان گوسفند، استخوان مرد، نمك و خاكستر سنگ قهرباد .
سنگي است سياه كه از مكه فراهم شده و در هنگام پيشاني و سر درد به پيشاني مي مالند.
بيماريهاي شايع در شهرستان دليجان:
سردرد، چشم درد، رودل و دل درد بچه، غلبغ ( فرود رفتن ناف برجسته )، اسهال سينه درد، سرما خوردگي، زردي و گوش درد مي باشد.
جهت باروي زنان نازا در محل مغز نوعي گياه دارويي به نام فلوس را درآورده و با جوشانده گل گياهان بياباني ، گل بنفشه و گل ماميران، مخلوط كرده و به آن روغن كوچك و بادام مي افزايند از روي اول عادت ماهيانه تا پايان آن يعني به مدت هفت روز يك كاسه از آن را مي خورند.
اطياء سنتي محل :
شكسته بندان، دعانويسان و دندان كشان.
بازيها :
بازيهاي محلي ويژه شهرستان دليجان :
بازيهاي گروه جنسي مذكر: توپ چاله اي ، گو بازي، شادزدبازي، تسمه بازي، شلنگي، خرپشته، كلاه بردار، قاب بازي، پول بازي، دوزبازي، شك بازي
بازيهاي مشترك بين دو گروه جنسي:ميان دويي، در رفتني ، خانه بازي كشتي و ورزشهاي زورخانه اي، تنها ورزشهاي سنتي رايج در منطقه مي باشند.
ادبيات شفاهي :
افسانه ها و قصه ها:
از معروفترين قصه و افسانه هاي مردم دليجان مي توان از قصه قوزبالا قوزه، ديو پليد و دختردانا، مردي كه توسط گربه اش كورشد. مرد طماع و نيكي كن و به دريا بينداز نام برد.
ترانه هاي محلي:
ترانه هاي محلي در دليجان در مراسم، جشنها و در هنگام كار و مشغله روزانه خوانده و زمزمه مي شوند. چند بيت از ابياتي كه هنگام مشك زني در محل خوانده مي شود در ذيل مي آيد:
مشكم مشكم زوردي باش گله اومد سرقاش ( بيابان)
شيرميش كور بوده مشكم مشكم مشكوله
افتاد جفت قالياين زمينه سفالي اسم دائيش محم
وده محمودبالابالا گوشه قاليش كبوده
اون درو واكن سليمون قالي رو بكش توايوون اين درو واكن سليمون
از ضرب المثلهاي معروف دليجان متوان به ضرب المثلهاي ذيل اشاره نمود:
كم دارم زياد دلم مي خواد، بلد نيسنم قشنگ دلم مي خواد
عطار مهره نداشت يكي هم داشت سوراخ نداشت
دير زائيدي زود مي خواي بزرگ كني.
هنرها :
موسيقي :
ابزار و وسائل موسيقي محل دليجان :
ساز، دهل، تنبك، كمانچه، دف، ني، قره ني.
موسيقي درمحل در مراسم شب عيد: جشنها، عروسيها و عزاداريها اجرا مي گردد.
مقامهاي معروفي كه در موسيقي دليجان نواخته مي شوند عبارتند از :
مقام افشار ومقام ايلات شيراز :
نمايش:
شبيه خواني ستنها آئين نمايشي بر جاي مانده درمنطقه است كه در ايام سوگواري ائمه اطهار اجرا مي گردد.
رقص :
انواع رقص محلي مردم دليجان
رقص چوبي ( چوب بازي) رقص گلي و رقص دستمال كه معمولا" در عروسيها انجام مي شوند.
مراسم و آئين هاي سنتي :
تولد تا بلوغ:
هنگام تولد نوزاد، ماما بر تن او لباس پوشانده و در گوشش اذان خوانده و بر كام وي تربت مي مالد.
در نقاطي از محل براي نشان دادن لباس نوزاد به فاميل جشني به نام رخت بچه بران مي گيرند.
اگر كودكي دير زبان باز كند، از يك ارمني قطعه ناني گرفته و به نوزاد مي خوراندند تا زبان باز كند. به اين نان نان ارمني مي گفتند.
موي بچه را اولين بار پدر كوتاه مي كرد و در جيب دائيش مي گذاشت
دو اتاق زائو را با ذغال خط مي كشيدند تا آل فرزندش را نبرد.
سن ختنه در دليجان بين 2 تا 7 سالگي است.
ازدواج:
مراحل همسر گزيني:
مراجعه براي استخاره به ملاهاي محلي، خواستگاري، شيريني خوران، پاگيره ( مراسمي است در شب قبل از عقد كه ميزان مهريه مشخص مي گرد. ) عقد، مراسم رختخواب دوزي، برش كنون ( چادربران)، حنا بندان، مراسم حمام و عروسي.
اگر بين عقد و عروسي، ايام اسفند، نوروز، اعياد مذهبي، ماه رمضان يا ماه محرم مي افتاد به عنوان اسفندي عيدي ، افطاري ، محرمي ، مجمعه اي از هداياي خانواده را ماد به خانواده عروسي فرستاده مي شد كه در آن اقلامي چون: لباس، پارچه، آجيل، شيريني، حنا و به غير از ماه محرم مي بود. خانواده عروسي نيز متقابلا" اين كار را با مجمعه اي پر هديه كه نام داشت جواب مي داد.
پول اندازي ( پايتختي يا سه درگه):
در روز سوم عروسي مراسمي به نام پول اندازي انجام مي شد . در اين مراسم تمامي شدگان به جشن عروسي در اين روز به خانه داماد آمده و بعد از صرف شيريني و چاي، براي آغاز زندگي دو زوج جوان، در حد وسح خود كمك مالي به ايشان مي نمايند.
مرگ:
براي راحت جان دادن فرد محتضر، در دهانش آب تربت، آب زعفران و اب خرخه( خلفه) مي ريزند.
براي كندن قبرسيدها از كفه ترازو استفاده مي شده است.
شب در محل مرده را خاك مكي كنند چون معتقدند، ستارها داخل قبر مي شوند.
مراسم سنتي در طول سال شمسي:
مراسم استقبلال از سال نو:
يكي از روسومات استقبال از سال نو در دليجان مراسم هله هله است. پنجاه روز به عيد مانده عده اي از جوانان محل، كيسه هايي بر دوش انداخته يكي از ايشان لباسهاي زنانه پوشيده و يكي ديگر از ايشان نفس بز نري را بازي مي كند . سپس ايشان در محل راه افتاد و مي خوانند:
هله هله هوهو، صد به غله هو هو، پنجاه به نوروز داريم .
هالي روستا نيز از خانه در آمد و در كيسه آنها كشك، روغن محلي، آرد، نخودچي، كشكش و پول مي ريزند.
جمعه آخر سال را روز علفه دانسته> به زيارت اهل قبور مي روند.
حلواي شليچه نوعي شيريني است كه در ايام نوروز براي پذيرايي از مهمانان تهيه مي گردد.
خوارك شب عيد در محل پلو و خورش اسفناج مي باشد.
اقلام سفره عيد دليجان عبارتند از :
سمنو، سير، سركه، سبزه، سنجد، سماق، قرآن، آينه، يك كاسه آب، تخم مرغ پخته رنگي، و گهگاه ني مقداري حبوبات نيز در سفره مي گذاشتند. در شهر دليجان در روز سوم سال آش موسوم به آش سوم مي پزند تا سر رشته امورات زندگي را تا پايان سال در دست داشته باشند. در منطقه در اولين شب اسفند يا پنج روز مانده به سال نو آشي به نام آش اسفندي پخته و در شام ميل مي كنند.
مراسم سنتي محل در طي سال قمري:
مراسم شبيه خواني از مراسم آئيني دهه محرم مي باشد كه هر ساله اجرا شده وهر روز شبيه يكي از ائمه اطهار خوانده مي شود. مراسم نخل برداري از جمله مراسمي است كه در نقاطي از اين شهرستان اجرا مي گردد نراق، رباط ترك، دودهك، و واران . مراسم گرداني نراق بسيار با شكوه انجام مي گردد. اهالي بعضي از نقاط شهرستان در هيات دستجات سينه زني و زنجير زني به زيارت حضرت سلطانهاي مشهد اردهال مي روند ( خاوه و دودهك).
در گذشته گهواره حضرت علي اصغر نخل كوچكي بود نيز گردانده مي شد در شهر نراق به روز تاسوعا روز عباس علي نيز گفته و در اين روز ناني موسوم به نان عباسعلي بهعنوان حضرت عباس پخته شده و در روز عاشورا بين عزاداران پخش مي گردد. مراسم عاشورا در دليجان از امامزاده شاه سليمان آغاز مي شود. مراسم قمه زني نيز سابقا" در منطقه انجام مي گرفته است. بعد از عاشورا در شهر نراق با نام ششم مي گرفتند و در اين روز تنها شبيه خواني اجرا شده و از مراسم سوگواري خبري نبود. هالي راوه در روز اربعين به امامزاده بي بي ساريه خاتون و امامزاده عبدا.. مي روند.
براي بيدار شدن مردم براي سحر درماه رمضان در گذشته با چوب روي پيت مي كوبيند و يا با صداي خروس كه به آن سحر خون مي گفتند بيدار شده و يا جارچي ها تمام كو به ها را مي كوبيدند و مردم از خواب بلند مي شدند. در سينقان و خاوه به شبهاي 13 تا 15 رمضان شبهاي نيمه مي گويند. در اين شبها پسر بچه ها در مركز 5 جمع شده و بعد از افطار در كوچه راه افتاد وبا خواندن اشعاري از مردم اجيل جمع مي كردند. در روز بيست و يكم در نراق مراسم نخل گرداني وجود دارد.
نماز عيد فطر سابقا" درنراق در مكاني به نام سنگ ملا نزديك مسجد جامع خوانده مي شد.
مراسم موردي :
براي طلب باران در محل رسمي بر پختن آشي به نام آش باران وجود دارد.
در روستاي راوه ملاقه يا كاسه اي از آش باران را روي پشت بام يكي از خانه ها مي ريختند به اين نيت كه گنجشكان و كلاغان از آن خورده و باران بيايد. مراسم كوسه به در رقاصم نيز از مراس
م باران خواهي در محل مي باشد. در اين رسم فردي لباس مندرسي پوشيده و سوار بر چوبي كه زنگوله هاي بسياري دارد شده و حركت مي كند. عده اي جوان و نو جوان او را همراهي كرده و با خواندن اشعاري به در خانه اهالي مي روند . اهالي نيز از خانه در آمده روي آنها آب پاشيده و هدايايي در كيسه آنها مي ريختند.
به زمين لرزه در دليجان زمين لرزش يا زمين چنده گفته و رسم است كه با تفنگ شليك كرده و نذر و نياز مي كنند.
مراسم الك زني براي كساني كه درد لاعلاجي داشتند انجام مي شد. اين رسم بدين شكل انجام مي شد كه در شبي از شبهاي ماه رمضان دو زن يا دو مرد چادر به سر مي كنند ناشناخته نشوند. سپس به در خانه اهالي رفته و الك مي زدند. مردم هم به آنها نبات يا آجيل مي دادند تا به بيمار داده -
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
21st October 2006
|
#8
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
شهرستان اراك
جغرافياي سياسي:
شهرستان اراك در جنوب غربي استان تهران و در فاصله 288 كيلومتري آن قرار دارد و مركز استان مركزي محسوب مي شود اين شهر از شمال به شهرستان ساوه، از شمال غربي به همدان و از مغرب به شهرستان ملاير، خمين، و اليگودرز و از شرق به محلات و از شمال شرقي به تفرش و آشتيان محدود مي باشد. مساحت اراك 98/7178 كيلومتر مربع و يا 4/24 درصد كل مساحت استان را شامل مي شود.
( در سال 1372) شهرستن اراك داراي 2 شهر، 3 بخش و 18 دهستان و321 آبادي به شرح ذيل است بخش خنداب ( با 89 روستا ) داراي دهستان انارج ( با 11 آبادي ) دهستان جاورسيان ( با 17 آبادي ) دهستان خنداب، ( با 29 آبادي ) دهستان دهچال ( با 19 آبادي ) دهستان سنگ سفيد ( با 13 ابادي ) و بخش مركزي ( با 161 روستا ) داراي دهستان امان آباد ( با 12 روستا ) دهستان اميريه ( با 11 روستا ) دهستان داود آباد ( با 7 روستا) دهستان ساروق ( با 19 روستا ) دهستان سه ده ( با 16 روستا ) دهستان شمس آباد ( با 20 روستا ) دهستان شهر ميقان ( با 41 آبادي) دهستا مشك آبادي ( با 12 روستا ) دهستان معصوميه ( با 23 روستا ) و بخش وفس ( با 71 روستا ) داراي دهستان اسفندان( با 15 روستا ) دهستان خسروبيگ ( با 20 روستا) دهستان خنجين ( با 23 روستا) دهستان ميلاجرد ( با 13 روستا ) مي باشد ( اطلاعات فوق مربوط به سال 1370 مي باشد.
شهرستان اراك از شمال به تفرش، از مغرب به همدان و ملاير، از مشرق به شهرستان محلات و از جنوب به شهرستان خمين و شازند محدود شده است. اراك مركز شهرستان و همچنين مركز استان به اضافه شهر سنجان، كميجان، خنداب، 4 نقطه شهري، شهرستان اراك را تشكيل مي دهد .
مساحت اراك 7178 كيلومتر مربع بوده كه 4/24 درصد از كل مساحت استان را شامل حاشيه و از لحاظ وسعت زمين شهرستان استان بعد از شهرستان ساوه است.
همان طوري كه گفته شد، شهرستان اراك مركز استان كه داراي 7 شهرستان تابعه مي باشدكه معادل 3/56 درصد از جمعيت شهري استان را به خود اختصاص داده كه بدين ترتيب قطب جمعيتي استان است. اراك داراي اماكن مذهبي و فرهنگي هماره با تفرجگاهها و مكان هايي براي پر كردن اوقات فراغت در اين شهرستان قرار دارد.
شهرستان اراك به لحاظ برخورداري از چند عامل آب و هوايي (مانند مجاورت با كوير ميقان، وجود ارتفاعات و …… ) داراي نوسانان اقليمي است، به طوري كه ميانگين دما در زمستان در ايستگاه اراك 8/1، ايستگاه شمس آباد اراك 9/0 و ايستگاه كرهرود 1/1 درجه سانتي گراد مي باشد .
به طوركلي تابستانهاي نسبتاً ملايم و زمستانهايي سرد و از خصوصيات اقليمي شهرستان اراك است. وجود ارتفاعات در غرب و جنوب شهرستان و دشتهاي هموار در مركز و شمال، از عمدهترين خصوصيات توپوگرافي شهرستان اراك است از مهمترين كوههاي آن مي توان به سفيدخاني و هفتاد قله اشاره كرد.
وجود كارخانه ها و صنايع مختلف در محدودة شهرستان (عمدتاً شهر اراك) از سويي موجب مركزيت يافتن استان و از سويي ديگر باعث جذب فعاليتهاي صنعتي و خدماتي در اراك شده است.
استان مركزي از جمله استانهايي است كه كارخانه هاي صنعتي متعددي در آن متمركز شده اند اساس اقتصادي استان را به ترتيب اهميت، بخش هاي خدمات، صنعت و كشاورزي تشكيل مي دهند . به طور تقريبي در حدود 19 درصد مساحت استان، اراضي كشاورزي، 57 درصد اراضي مرتعي و %24 را اراضي غير مزروعي از قبيل درياچه ها، كويرها، جاده ها و شهرها تشكيل مي دهند. محصولات مهم كشاوزي استان شامل، گندم، جو، حبوبات، آفتابگردان، پنبه، چغندر قند، گوجه فرنگي و پياز است. توليد برخي از فرآورده هاي كشاورزي در شهرستانهاي مختلف اين استان بيش از ميزان مصرفي محلي است، در نتيجه به استانهاي مجاور صادر مي شود . از شهرستانهاي اراك، گندم، جو، انگور، سبزيجات و خشكبار، از شهرستان ساوه؛ انار و طالب و پسته، از شهرستان محلات؛ كاهو و گل، از شهرستان تفرش، بادام و گردو و از شهرستان خمين؛ پياز، لوبيا و گندم به ساير شهرها و استانها و همچنين به خارج از كشور صادرات مي شود . مهمترين كارخانه هاي صنعتي اراك عبارتند : ماشين سازي ، آلومينيوم سازي ، كابل سازي ، واگن سازي پارس، كمباين سازي ، لاستيك سازي ، قند و … از ديگر صنايع استان مي توان از كارخانه هپكو، كارخانه هاي سازندة پروفيل و لودرهاي آبياري آلومينيومي، كارخانة آونگان( سازندة پايه هاي فلزي انتقال نيرو)، كارخانه هاي ادوات كشاورزي، كارخانههاي توليدي نورد آلومينيوم، رنگ روناس پالايشگاه، پتروشيمي، آذرآب و نيز ساير كارخانه هاي مستقر در شهرستان ساوه نيز نام برد.
همانطور كه قبلاً اشاره شد، اراك داراي اماكن مذهبي و فرهنگي با تفرجگاه و مكان هايي براي پر كردن اوقات فراغت است در ذيل به برخي مراكز ديدني اشاره مي شود .
آتشكده مزدقان – امامزاده ابراهيم – امامزاده حسن- امامزاده حوا خاتون- امامزاده حسين- امامزاده عبدالله – كودرز- امامزاده محمدبن موسي بن جعفر (ع)- امامزاده محمد عابد- امامزاده هفتادو دو تن – بناي تاريخي پيرمراد- بناي تاريخي حمام چهار فصل – بناي تاريخي كاروانسراي پارك طبيعت شهيد باهنر – پارك و شهرباني لاله- درياچه قاسم آباد- شكارگاه چرّا- شكارگاه هفتاد قله- شهر زير زميني زلف آباد - غار سفيدخاني غار وفس - مجموعه تاريخي بازار اراك – مدرسه سپهداري- مقبره آقا نورالدين و و غار قلعه جوق – غارهاي انجدان – غار آسيلي- غار طاقچه – غار گيوه كش – غار شغال دره و … .
جغرافياي اقليمي:
ميشهر اراك روي مدار 34 درجه و 5 دقيقه و 30 ثانيه در نيمكره شمالي از خط استوا قرار گرفته و روي نصف النهار 49 درجه و 41 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. از نظر طبيعي فلات فعلي اراك به وسعت 5400 كيلومتر مربع است كه 2400 كيلومتر آن را جلگه مرتفع اراك و مابقي را ارتفاعات اطراف اراك تشكيل ميدهد و كوهستان هاي اين ناحيه نيز از دو رشته تشكيل شده است رشته اصلي از شمال غربي به جنوب كشيده شده و سپس به شمال شرقي متوجه مي گردد و رشته دوم به صورت دو رشته موازي از جنوب به سوي شمال امتداد يافته و در بعضي نقاط به حدي گسترده مي شود كه تعدادي از سارتفاعات آن از شمال غربي شهر ميگذرد. آب و هواي اراك خصوصيات اقليمي فلات مركزي ايران را داراست با زمستان هاي سرد و مرطوب و تابستان هاي گرم و خشك كوههاي اطراف اراك و درياچه ميقان و دشت فراهان در آب و هواي اين منطقه اثر كرده و ويژگيهاي به آن بخشيده است ابرها و جريانات غربي در پاييز و زمستان بيشتر رطوبت خود را در ارتفاعات مغرب منطقه به خصوص رشته زاگرس از دست مي دهد يك جبهه هواي سرد كه در زمستان هواي اراك را اشغال مي كند و بر اثر ارتفاعات اطراف وشايد فشار زيادي كه درياچه ميقان ايجاد مي كند مدت زيادي ميهمان اين منطقه خواهد بود.
آب و هواي اراك متغير است زمستان ها ، اكثرا" طولاني و از 4 تا 6 ماه به درازا مي كشد وبهار و پاييز فصول كوتاهي هستند تابستان در تير و مرداد ظاهر مي شود مدت روزهاي يخبندان از 65 تا 120 روز در سال هاي مختلف متغير است ميزان بارندگي در سال هاي مختلف متفاوت است و بين 230 تا 638 ميلي متر در سال مي باشد متوسط بارندگي حدود 300 ميلي متر بوده است.
شرايط اجتماعي :
جمعيت شهرستان اراك در سال 1370 برابر با 553039 نفر كه از اين ميان 285918 مرد و 267121 زن، با نسبت جنسي 04/107 مي باشد در اين ميان 336853 نفر در نقاط شهري ( 175178 نفر مرد و 161675 نفر زن ) با 35/108 نسبت جنسي و در نقاط روستايي 216186 نفر ( 110740 نفر مرد و 105446 نفر زن ) با نسبت جنسي 02/105 زندگي مي كنند از نظر جمعيتي به تفكيك بخش 68758 نفر و 12089 نفر و 8505 خانوار، بسر مي برند، در شهرستان اراك، 47491 خانوار با سواد و 10247 خانوار بي سواد بوده اند ( 1370 ) ضريب رشد سالانه جمعيت ( 70-65) 01/3 بوده است.
موقعيت معيشتي :
بخش خدمات در كنار بخشهاي صنعت و كشاورز به لحاظ بافت خاص منطقه از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده بطوريكه حدود 11820 واحد صنفي در سطح شهرستان اراك در حال حاضر فعال كه از اين تعداد 11416 واحد در نقاط شهري اراك و كميجان و مايقي در سطح روستاها پراكنده اند و بخش خدمات عمده فعاليت شهرستان را شامل مي شود . نيروي انساني شاغل در بخش كشاورزي 35% است، كه از اين مقدار حدود 93% در روستاها و 7% در شهر اراك سكونت دارند . سهم شاغلان زن در اين بخش حدود 1% در مقابل ساير فعاليت هاي اقتصادي است. شهرستان اراك به لحاظ استقرار واحدهاي كوچك و بزرگ صنعتي بخصوص منابع مادر يكي از قطب هاي صنعتي كشور محسوب و در اين زمينه داراي اهميت فراوان مي باشد تعداد واحد صنعتي اين شهرستان اعم از صنايع سنگين و سبك به 787 واحد مي رسد كه زمينه اشتغال حدود 30000 نفر را فراهم كرده است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
27th February 2007
|
#9
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
kili kili mofid va kamel bod khasteh nabashid .......
|
|
|
4th March 2007
|
#10
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: In thE roadS
نوشته ها: 2,823
تشکر از دیگران: 1,768
تشکر شده 2,562 بار در 1,399 پست
|
|
|
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ولاديمير: ماديگه كاري اينجا نداريم
-استراگون: جاي ديگه هم كاري نداريم!
" ساموئل بکت"
|
|
|
|