شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک پزشکی و بهداشتی روانشناسی و مقالات موفقيت
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 25th January 2008   #1

ghostantanieh

کاربر سايت

 ghostantanieh آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: هیچ جا
نوشته ها: 297
تشکر از دیگران: 608
تشکر شده 346 بار در 248 پست

حالت
خونسرد

 

39 زیگموند فروید

روانشناسی برای نخستین بار در سده ی نوزدهم به هیئت یک علم درآمد. نخستین حکم این علم آن بود که ذاتِ انسان چونان ساخته شده است که جز جست و جوی نیکی گزیری ندارد. (15) نیکی اما، خود چیزی نبود مگر پذیرش ساختارهای عقلانی. به گمان روانشناسان نخستین ساختارِ اجتماعی باید بر مبنای عقل سامان یابد و ذات انسان به او حکم میکند که این ساختار را بپذیرد. زیگموند فروید، اندیشه ی پُر پژواکِ خویش را بر چنین پیشینه ای بنیان گذاشت.

زیگموند فروید از یکسو وارث روانشناسیی قرن نوزدهم بود و از سوی دیگر براین باور بود که ذات انسان به شرارت میل دارد. به روایت زیگموند فروید تمدن به بهای سرکوب غرایزی ساخته شده است که در گوشه­ای از وجود انسان چهره پنهان کرده­اند. زیگموند فروید سه کارگزار در ساختار روانیی انسان تشخیص داد. کارگزار نخست نهاد خوانده می­شود. نهاد هم مخزن ویژه­گی­های موروثی است و هم مخزن ویژه­گیهای غریزی ای که در نخستین روبه‌رویی با جهان بیرونی سرکوب می­شوند. نهاد مخزن ممنوعه‌ها است؛ مخزن تابوها. نهاد بخشی از روان است که باید کنترل شود؛ نهاد مخزن کشش­های گناه­آلود کودکی است؛ مخزن نیازهای جنسی. کارگزار دوم من خوانده می شود. من از یک سو امکان تقابل بی خطر و یا سازش با جهان بیرونی را هموار می­کند و از سوی دیگر تلاش می کند بر سرکشی های نهاد مسلط شود. من پاره ای از خواست­های نهاد را اجابت می کند و پاره ای را سرکوب؛ اما در همه حال چنان عمل می­کند که رضایت فرامن فراهم شود. من میان دو کارگزاری میانجی­گری می­کند که در بسیاری از اوقات در مقابل یک دیگر ایستاد ه اند؛ میانِ نهاد و فرامن. کارگزار سوم فرامن خوانده می شود. فرامن پاس دار ارزش های خانواده­گی، ­قومی و اجتماعی است؛ پاس دار ارزش هایی که مقدس انگاشته می شوند. (16)

در میانِ سه کارگزار روان من سنگین ترین وظیفه را به دوش دارد. من باید راه سازش نهاد با واقعیت را هموار کند. در راه این سازش اما، خواست های نهاد قربانی میشود. من سلامت را به بهای کلان ناخشنودیی آدمی میخرد. مهم­ترین ویژهگیای که من باید به مقابله با آن برود اما، میل به پرخاشگری است. من باید در مقابل میل به پرخاشگری قشونی بیاراید: " ابتدا باید به پرسشی دیگر بپردازیم. تمدن برای بازداشتن، بی خطر ساختن، و یا خلاص شدن از شر پرخاش گری ای که با تمدن مقابله می­کند چه ابزارهایی را به کار می‌بندد؟ ... چیزی به راستی شگرف در کار است که هرگز حتی حدس­اش را هم نمی­زنیم، اما با وجود این بسیار آشکار است. پرخاش گریِ او درون افکنی می­شود، درونی میشود؛ ... آن جا بخشی از اگو بر آن مسلط میشود، این بخش به صورت سوپر اگو دربرابر بقیه ی اگو قد علم میکند، و سپس به شکل"وجدان" آماده می شود تا همان پرخاشگریِ خشنی را که اگو مایل بود بر سر دیگران، افراد بیرونی، خالی کند، نسبت به اِگواِعمال کند تنش میان سوپراِگوی خشن و اِگوی تحت فرمانِ آن را احساسِ گناه می‌نامیم؛ این تنش خود را به صورت نیاز به تنبیه بروز می­دهد. بنابراین، تمدن از طریق تضعیف میل خطرناک افراد به پرخاش­گری و خلع سلاح آن و با استقرار عاملی در درون فرد برای نظارت بر این میل، مثل استقرار قشون در شهری اشغال شده، بر میل پرخاش­گری فائق میشود. ... " (17) به روایتِ زیگموند فروید انسان ویران‌کننده­ای است که باید مهار شود؛ ویرانکننده ای که تنها حس گناه و ترس قادر به مهار او است. راهی را که فروید برای سلامت انسان پیشنهاد میکند اما، یا فراموشی است یا تصعید. انسان راهی ندارد جز این که یا وجود نهاد را فراموش کند یا این که ممنوعه ها، تابوها و پرخاشگریها را در چهارچوب اعمالی موجه ارضا. انگیزه های شرورانه باید در چهارچوب فرمان وجدان مهار شوند. به‌روایت فروید زیگموند سلامت یعنی فراموشی یا تصعید. ساکنانِ جهان داستانهای حسین نوش آذر اما، نه فراموشی می‌توانند نه تصعید؛ هر چند که از حس گناه و ترس سرشار اند.



یافته‌های فروید، چه در زمینه ناخودآگاه و چه در باب مناسبات و تکامل سکسی انسان که او آن را در کودک نوزاد و در رفتار کودکان با مادرشان نیز حی و حاضر و قابل تشخیص می‌داند از همان ابتدا محل بحث و مشاجره بوده اند. به ویژه دانش کلاسیک روانشناسی که کنش‌ها و اختلالات روانی را عمدتا با جنبه های بالینی و فیزیولوِژی اعصاب توضیح می دهد و بیشتر به دوا و دارو متکی است تا صحبت و گفتگوهای روانکاوانه و بازگشایی عقده‌ها و کمپلکس‌ها،‌ با فروید و تئوری‌های او کماکان سر سازگاری ندارد؛ به ویژه که احساس سلامت کردن یک بیمار در روانکاوی امری است که بر عکس روانشناسی رایج عمدتا در حیطه قضاوت و داوری خود بیمار است و نه پزشک او. چالش فروید با روانشناسی متعارف و کلاسیک بر سر این هم بود که به نظر او درمان‌های کلینکی و دارویی اثر درازمدتی ندارند و بیمار را نیز در روند مداوایش مشارکت فعال نمی‌دهند.

باری در زمینه مخالفت با فروید و نظریاتش، سال 1910 کسی مثل رییس شورای پزشکی شهر وین نظرش این بود که حرف و حدیث‌های فروید ربطی به رشته پزشکی ندارد و موردی برای تحقیق و تعقیب مقامات انتظامی و امنیتی است، و یا تا همین چندی پیش ادعای رفتار نامناسب و سوء استفاده جنسی فروید از بیمارانش و یا تقلیل دادن نظریات او به این که همه رفتار و کردار انسان ریشه در تمایلات جنسی دارد فت و فراوان شایع بود. مطالعات بیشتر در زندگی فروید و نوع مناسباتش با مراجعان به او کمتر جایی برای طرح ادعای اول گذاشته‌اند، ادعای دوم را هم شاید بتوان تا حدودی ساده‌کردن حرف و حدیث‌های فروید به حساب ‌آورد.

در این میان آنچه که جالب می‌نماید دو روند متناقض در سال‌های اخیر است که به گونه ای به فروید و تئوری‌ها و رویکردهای او مربوط می شوند: از یک طرف در سیستم بهداشت و درمان همه کشورها و از جمله در امر مداوای بالینی بیماران روانی،‌ ٰ‌چه به خاطر صرفه‌جویی و چه به سبب کارآیی و تاثیر بهتر و سریع‌تر داروها و مداواهای نوین دوره بستری بودن و یا رجوع مکرر به پزشک بیش از پیش کم و کمتر می شود. در چنین شرایطی طبیعی است که درمان‌های مبتنی بر روش‌های روانکاوانه که قسما برای نتیجه‌بخشی قطعی تا 700 ساعت گفتگوی میان روانکاو و بیمار را می‌طلبد بسیار‌ پرهزینه و لوکس به نظر‌ آید و بیش از پیش سبب از میدان به درشدن این شیوه و رویکرد درمانی شود. در همین حال اما مطالعات و یافته های جدید در عرصه بیولوژی اعصاب بیش از پیش کفه ترازو را در رقابت میان روانشناسی کلاسیک و روانکاوی به سود این دومی سنگین کرده است، به گونه‌ای که این دو رشته در حال یافتن زبان و زمینه‌های مشترک بیشتری هستند و بیگانگی و رقابت آنها با یکدیگر نشانه‌هایی از کاهش را بروز می دهد.

فروید فرزند زمانه خویش بود و شماری از تئوری‌های او مبتنی به دانش روز آن زمان بوده‌اند. نگاه نه چندان متعادل او به زن را نیز نمی توان از فرهنگ و گفتمان رایج زمان او جدا دانست. این نیز هست که پیشرفت‌های علمی در 100 سال گذشته شماری از نظریات فروید را تایید ، برخی را کاملا رد و تعدادی را مثل رابطه بچه و مادر را نسبی کرده و شناخت بیشتری از این مناسبات به دست داده‌اند. اما سوالات و نکاتی که فروید مطرح کرده چنان اهمیت داشته‌اند که در یک قرن گذشته بسیاری از اهالی ادبیات و فلسفه و تاریخ و روانشناسی یا از سر تایید و یا در نفی و نقد، با آنها درگیر شده‌اند و به غنای دانش و فلسفه و ادبیات و هنر افزوده‌اند. 70 سال پیش 191 هنرمند و نویسنده و شاعر که در میان آنها نام کسانی مانند پیکاسو، توماس مان، ماریا ریلکه، هرمان هسه، اشتفان تسوایگ ، سالوادر دالی و ... دیده می‌شود نامه‌ای نوشتند به فروید تا 80 سالگی تولد او را تبریک گویند. این نامه با جمله‌ای پایان می‌یابد که هنوز هم نظری صائب و قابل قبول در باره پدر روانکاوی است:" گیریم که دستاوردهای علمی آینده این یا آن نظریه فروید را منسوخ کنند و یا اعتبار و ارزش آنها را نسبی و محدود سازند، اما سوالات و نکاتی که او پیش روی بشر نهاد همچنان تازه و تامل‌برانگیز خواهند ماند و نمی‌توان با سکوت از کنارشان گذشت."

فروید به رغم تمرکزش بر رشته خویش از مباحث فلسفی و سیاسی دوران خویش نیز برکنار نبود و اینجا و آنجا فعالانه در این بحث‌ها وارد شده است. از جمله او با انگلس و کتاب "منشا خانواده" او چالش کرده و نقش تکنیک و برتری روانی را به عنوان ابزارهای برتری و سلطه مورد تاکید قرار داده است. او مارکسیسم را به خاطر تبیین مستدل تاثیر عامل اقتصادی در شکل دهی به ذهنیات و اخلاقیات فرد می‌ستاید و در عین حال زنهار می‌دهد که نباید این عامل را یگانه عامل تاثیربخش در این عرصه دانست. فروید گرچه انقلاب اکتبر را برای روسیه زودموقع می دانست اما آن را از این جهت که به خروج روسیه از جنگ جهانی اول منجر شد و نیز از آن رو که این انقلاب "در قیاس با کشورهای دیگر غرب که نجات خود را در عمده‌کردن آموزه‌های مسیحیت می‌بینند آینده‌ بهتری را نوید می‌دهد" آن را ستود. 17 سال بعد اما روندهای جاری در روسیه را نگران‌کننده یافت و نقد نافذی را متوجه بلشویسم کرد:" بلشویسم شباهت‌های آشکاری با آنچه که با آن مبارزه کرده بود پیدا کرده است. این نظریه که خود ابتدائا سبقه علمی داشت اینک مانع آزادی اندیشه شده استٰ، و این همان رویه ای است که مذهب در اوج سلطه خود آن را اعمال می کرد. بلشویسم تحقیقات و مطالعات انتقادی در باره مارکسیسم را ممنوع کرده است و آثار مارکس (در روسیه) به لحاظ تقدس جای قرآن و انجیل را گرفته‌اند."

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ویرایش توسط مهسا بیرالوند : 2nd June 2011 در ساعت 09:46 AM.
ghostantanieh آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
ghostantanieh ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 28th January 2008   #2

ghostantanieh

کاربر سايت

 ghostantanieh آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: هیچ جا
نوشته ها: 297
تشکر از دیگران: 608
تشکر شده 346 بار در 248 پست

حالت
خونسرد

 

روانکاوی



روانکاوی مجموعه‌ای از نظریات و روش‌های روان‌شناسی است که بر پایه کارهای زیگموند فروید بنا شده‌است. این اصطلاح نخست در سال ۱۸۹۶ رایج شد.

روانکاوی در سه ساحت گوناگون قابل تعریف و بهم پیوسته‌است:

۱- روشی است که به نیّت جستجو و کاوش روندهای ضمیر ناخودآگاه یا ضمیر باطن در چهار چوب تحلیل روانکاوی نزد روانکاو بکار برده می‌شود.

در چنین روشی، روانکاو آنطور که در طبّ رایج است عمل نمیکند که طبیب بیماری را نزد بیمار تشخیص دهد و دارو تجویز کند. در روانکاوی، تحلیلگر (فرد روانکاو) و روانکاوی شونده هر دو در چنین کاوشی حضور فعال دارند.

۲- روشی درمانی است که بر اساس اصل تداعی معانی آزاد و انتقال قلبی با روانکاو استوار میباشد

۳- روانکاوی نظریه‌ای است که داده‌های خود را از روان‌درمانی به شیوه روانکاوی کسب می‌کند. این نظریه در زمینه‌های دیگر مثل تحلیل آثار هنری و نقد ادبی نیز کار برد دارد، که غالبا موضوع بحث و جدل است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ghostantanieh آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 28th January 2008   #3

ghostantanieh

کاربر سايت

 ghostantanieh آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: هیچ جا
نوشته ها: 297
تشکر از دیگران: 608
تشکر شده 346 بار در 248 پست

حالت
خونسرد

 

انقلاب فروید

بسیاری از اصطلاحات روانکاوی، مثل: «رانش»، «ناخودآگاه» و «تداعی معانی آزاد» که در روانکاوی رایج هستند و در برخی از زبانهای دنیا کاملاً جا افتاده و کاربرد روزمره دارد، توسط فروید ایجاد نشده‌است. کاری که فروید به فرجام میرساند، این است که مفهوم آنها را متحول میسازد و بنابراین درک جوهر انقلاب فرویدی در درک این مفاهیم جدید نهفته‌است. جهانبینی انسان بعد از فروید دچار دگرگونیهای اساسی می‌شود. مرکز ثقل این تحول به موضوع ناخودآگاه و یا ضمیر باطن باز میگردد. پیش از فروید، خودآگاه نزد انسان مرکز تفکرات و احساسات و آرزومندیها و خرد او تصور میشد. کشف بزرگ فروید این بود که نشان داد که نه تنها ناخودآگاه بر تفکر حاکمیت دارد بلکه تا چه اندازه این ناخودآگاه جنسی است.فروید به تداعی ازاد و تحلیل رویا برای خالی شدن ناهشیار اعتقاد داشت وی در طول عمر خود دو بار نظریه داد که اولی این بود که انسان‌ها دارای هشیار ونیمه هشیار و ناهشیار هستند کنترل اعمال هشیار ونیمه هشیار دست خود انسان است ولی ناهشیار ناشی از امیال سر کوب شده در دوران کودکی (از ۳ تا ۵ سالگی)است ولی بعد‌ها نظریه خود را تغییر داد وگفت رفتار انسان از سه قسمت به نام جاه طلبی و واقعیت طلبی و حقیقت تقسیم کرد وی اعتقاد داشت انسان‌های از لحاظ روانی سالم هستند که واقعیت طلب باشند


شایسته است که هر مطلبی که در این مورد می نویسید با ذکر منبع و با ارجاع به مقالات فروید باشد.بسی مایه ی تأسف و خجالت است که نوشته اید فروید در طول عمر خود دو بار نظریه داد و نظریه ی دومی که نوشته اید به ه وضوح نا آگاهی و یا قصد تحریف بسیار ناشیانه شما را می رساند. پیشنهاد می کنم دست کم مقالات معرفی گر فروید در مورد روانکاوی را از Standard Edition بخوانید!


ویرایش شده: در کتاب روانشناسی سال سوم رشته انسانی از نظریه زیگموند فروید یاد شده اما در مورد تغییر این نظریه صحبتی به میان نیامده و ذهن انسان را نیز به 2 بخش هشیار و نا هشیار تقسیم کرده که قسمت نا هشیار بخش وسیع تری در بر دارد...عین متن کتاب به این شرح است: زیگموند فروید از سردمداران این نظریه (سطح هشیار و نا هشیار ذهن)،معتقد بود که نیازها و خواسته های دوران کودکی بایستی به نحوی برای کودک حل و فصل شوند ، اما هنگامی که این نیازها با منع یا تنبیه والدین یا جامعه روبه رو می شوند از سطح هشیار به سطح ناهشیار ذهن رانده شده، همان جا ماندگار می شوند و بر رؤیاها، لغزش های زبانی و ادا و اطوارها اثر می گذارند و به صورت مشکلاتی هیجانی و نشانه های بیماری روانی یا برعکس به شکل رفتارهای مورد پذیرش جامعه مانند فعالیت هنری و ادبی بروز می کنند . برای مثال : اگر شما از دست کسی که جدایی از او برایتان مقدور نیست خشمگین باشید ، خشم شما به صورت نا هشیار در می آید و احتمالاً به طور غیر مستقیم به صورت رؤیایی که در آن شما با آن شخص در حال درگیری ظاهری می شود.

هر چند بسیاری از روان شناسان نظرگاه فروید را درباره ی قسمت نا هشیار به طور کامل نمی پذیرند ، اما این را می پذیرند که آدمیان به برخی از جنبه های شخصیت خود آگاهی کامل ندارند... منابع: پایان متن کتاب روانشناسی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ghostantanieh آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 28th January 2008   #4

ghostantanieh

کاربر سايت

 ghostantanieh آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: هیچ جا
نوشته ها: 297
تشکر از دیگران: 608
تشکر شده 346 بار در 248 پست

حالت
خونسرد

 

اصل لذت و اصل واقعیت

اصل لذت بر حذر کردن از درد و رفتن به طرف لذت یا کاهش تنش اشاره دارد. به نظر فروید فعالیت اصل واقعیت دیرتر از اصل لذت در انسان ایجاد می‌شود. کودک از بدو تولد تابع اصل لذت است، ولی اصل واقعیت در اثر محیط و به تدریج در او ایجاد خواهد شد. وقتی کودک درمی‌یابد که تمایلات آنی او برای دریافت لذت با هدف‌های بزرگتری مغایرت دارد، سعی می‌کند واقعیت را قبول نماید.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ghostantanieh آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 28th January 2008   #5

ghostantanieh

کاربر سايت

 ghostantanieh آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2007
محل سکونت: هیچ جا
نوشته ها: 297
تشکر از دیگران: 608
تشکر شده 346 بار در 248 پست

حالت
خونسرد

 

غریزه در روانکاوی

مانند تئوری‌های پویا نظریه روانکاوی بر اساس انگیزه موجود استوار است. و به این علت اساس یک تئوری محسوب می‌شود. بر اساس این تئوری خصوصیات روانی موجود را باید بر اساس حقایق و وقایع گذشته مورد توجه قرار داد و ماهیت آنان را بر این اساس شناخت. فروید برای نیروها یا قوایی که سبب انگیزش رفتار انسان می‌شود، اصطلاح غریزه را بکار می‌برد، البته این اصطلاح سبب سو تفاهم‌هایی شده‌است. زیرا نیروهایی که فروید به آن اشاره می‌کند معنای غیر قابل تغییر پذیری غریزه را نمی‌دهد. بلکه به گفته فروید بعضی از این نیروها تحت تاثیر شرایط محیط و بر حسب هدف آنها قابل تغییرند.

به نظر فروید دو دسته انگیزه یا غریزه اصلی در انسان وجود دارد که هر دو ماهیت زیستی یا بیولوژیک دارند. اولین دسته شامل احتیاجات ساده جسمانی از قبیل گرسنگی، تشنگی، دفع و تنفس می‌شوند. این کشش‌ها بر اساس تغییرات جسمانی ایجاد می‌شوند، ارضا آنها حیاتی است و هدف آنها را نمی‌توان تغییر داد و بنابراین تنوع زیادی در این احتیاجات وجود ندارد. از نظر فروید این نیازها از دیدگاه روان‌شناسی اهمیت زیادی ندارند. فروید گروه دوم احتیاجات را بر اساس تجاربی که با بیماران نوروتیک داشت طبقه‌بندی نمود.

این دسته احتیاجات دو نوعند. یکی انگیزه زندگی و غریزه مرگ. نوع اول انگیزه های جنسی را در بر می‌گیرد و غالبا به آن لیبیدو می‌گویند. لغت جنسی ، سو تفاهم زیادی را سبب شده ‌است. در صورتی که منظور فروید از این لغت نسبت به آنچه که معمولا از آن درک می‌شود، معنای بسیار وسیع‌تری دارد. در حالی که هدف غریزه زندگی صیانت است، ادامه زندگی، تکاپو و سازندگی است. هدف غریزه مرگ از بین بردن خود ، خودکشی ، دیگر کشی و امثال آن است. موضوع غریزه مرگ مورد انتقاد شدید روان‌شناسان قرار گرفت

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ghostantanieh آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd June 2011   #6

مهسا بیرالوند

مدیر تالار روانشناسی و انجمن ادبیات

 مهسا بیرالوند آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 12,830
تشکر از دیگران: 2,444
تشکر شده 7,329 بار در 2,975 پست

حالت
Musical

 

39 بیش ترین تأثیر فروید بر زمینه های مختلف روانشناسی

بیش ترین تأثیر فروید بر زمینه های مختلف روانشناسی عبارتند از:

1_ روانشناسی شخصیت
2_ روانشناسی بالینی
3_ روانشناسی افراد نابهنجار

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از همه دنیا شکایت دارم
همان دنیایی که با هم تبانی کردند تا من به تو نرسم

همان دنیایی که به کنار هم بودنمان حسادت کرد
این دنیا با چشمان شورش

*Mahsa**Sarab*
مهسا بیرالوند آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd June 2011   #7

مهسا بیرالوند

مدیر تالار روانشناسی و انجمن ادبیات

 مهسا بیرالوند آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 12,830
تشکر از دیگران: 2,444
تشکر شده 7,329 بار در 2,975 پست

حالت
Musical

 

39 مفاهیم بنیادی نظریه فروید

مفاهیم بنیادی نظریه فروید :
الف ) نظریه شخصیت
ویژگی های نظریه شخصیت از نظر اشپیگر و لیبرت :
نظریه شخصیت در روانکاوی ماهیتی ساختی دارد .
نظریه شخصیت در روانکاوی فرایندی پویا است .
نظریه شخصیت در روانکاوی فرایندی تکاملی است .
نظریه شخصیت در روانکاوی بر یک نقطه جبری مبتنی است .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از همه دنیا شکایت دارم
همان دنیایی که با هم تبانی کردند تا من به تو نرسم

همان دنیایی که به کنار هم بودنمان حسادت کرد
این دنیا با چشمان شورش

*Mahsa**Sarab*
مهسا بیرالوند آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd June 2011   #8

مهسا بیرالوند

مدیر تالار روانشناسی و انجمن ادبیات

 مهسا بیرالوند آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 12,830
تشکر از دیگران: 2,444
تشکر شده 7,329 بار در 2,975 پست

حالت
Musical

 

39 دیدگاه ساختی شخصیت

نظر فروید در زمینه ماهیت ساختی شخصیت در ابتدای کارش با آنچه بعدا مطرح کرده متفاوت است . در ابتدای کار، او شخصیت را با توجه به سطوح آگاهی مورد توجه قرار داده است و آنرا شامل خودآگاه ، نیمه خودآگاه ( پیش آگاه ) و ناخودآگاه میدانست . بخش خودآگاه ذهن عبارتست از مجموعه چیزهایی که فرد در لحظه معینی از زمان از آنها آگاه است . فروید معتقد بود که فقط جزء بسیار کمی از افکار وتصورات و خاطرات در خودآگاهی ما قرار دارند . از این رو می توان گفت ذهن انسان ذاتأ ناخودآگاه است . نیمه خودآگاهی عبارتست از ادراکها و شناخت هائی که در خودآگاهی فرد قرار ندارد ولی به راحتی و با کمی کوشش می توان آنها را به سطح خودآگاهی آورد.
به نظر فروید قسمت اعظم رفتار ما به وسیله نیروهائی هدایت میشوند که اصلا از آن آگاه نیستیم . این نیروهای نا آگاه عبارتند از غرایز ، آرزوها ، خواستها وغیره . ناخودآگاهی از احساسات ، تمایلات و حالاتی بوجود آمده است که در کنترل اراده نیست و به قوانین منطقی ، زمان و مکان محدود نمی شود . محتویات ناخودآگاهی بر حسب رویداد زمان و مکان تنظیم نمی شود و با سپری شدن زمان از بین نمی رود . درک رابطه زمانی بر عهده ضمیر خودآگاه است . فعالیت ضمیر ناخودآگاه مبتنی بر اصل لذت است و از ****و اخلاق پا فراتر می گذارد .
پایه وبنیاد روانکاوی بر کشف روان ناخودآگاه قرار دارد . بدین معنی که ریشه و اساس هر میل سرکوفته و واپس زده را می توان در ناخودآگاهی جستجو کرد . روان ناخودآگاه تمام غرایز اولیه بشر را در بر میگیرد که در برخی از این عوامل ارثی و برخی دیگر بر اثر تکامل و تحول دوران کودکی بوجود آمده اند . پارهای از بیماریهای روانی نتیجه تلاش میل و تصور واپس زده برای راهیابی به خودآگاهی است .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از همه دنیا شکایت دارم
همان دنیایی که با هم تبانی کردند تا من به تو نرسم

همان دنیایی که به کنار هم بودنمان حسادت کرد
این دنیا با چشمان شورش

*Mahsa**Sarab*
مهسا بیرالوند آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd June 2011   #9

مهسا بیرالوند

مدیر تالار روانشناسی و انجمن ادبیات

 مهسا بیرالوند آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 12,830
تشکر از دیگران: 2,444
تشکر شده 7,329 بار در 2,975 پست

حالت
Musical

 

39 دلایل فروید برای اثبات وجود ضمیر ناخود آگاه

دلایل فروید برای اثبات وجود ضمیر ناخود آگاه
فروید دلایل زیر را برای اثبات وجود ضمیر ناخود آگاه ارائه می دهد :
1_ فرد از خواب مصنوعی بیدار می شود و دستوراتی را ، که در ضمن خواب به او شده است ، به اجرا در می آورد .
2_ دلایل ناشی از معانی نهفته در رویا
3_ دلایل ناشی از لغزشهای زبانی ، اشتباهات گفتاری و اعمال سهوی دیگر
4_ تجلی ناگهانی افکاری که در حوزه ناخودآگاه قرار ندارند و همینطور حل مشکلات بصورت ناخودآگاه
5_ فزونی محتوی ضمیر ناخودآگاه در مقایسه با محتوی ضمیر خودآگاه
6_ پیدایش بیماری های جسمانی و روانی که از نظر روانکاوی سرچشمه آنها در زندگی روانی فرد مخفی است
7_ اعتقاد به ضمیر ناخودآگاه موجب تدوین روش مفیدی شده است که بدان وسیله می توان در درمان بیماران موفقیت چشمگیری به دست آورد.

در سال 1923 فروید در نظریه فوق نجدید نظر کرد و سه ساخت بنیادی دیگر را به نامهای نهاد ، خود و فراخود عنوان کرد .
نهاد : نهاد منشا همه سوائق و یا مخزن غرایز است . در ابتدا فروید معتقد بود که میل جنسی تنها سائقه ای است که وجود دارد . بعدها ( 1920 ) به تئوری غریزه دوگانه معتقد شد و میل جنسی و تهاجم را به منزله غرایز دوگانه اصلی مطرح کرد . نهاد منبع موروثی جنبشهای غریزی نامنظم است . تنها عملکرد نهاد بر طرف کردن فوری هیجانهایی است که بر اثر تحریکات درونی یا بیرونی در ارگانیسم بروز کرده اند . ناکامیها و ناراحیتیهایی که طفل در راه ارضای تنشها با آن مواجه می شود ، عامل تحریک کننده ای برای نمو نهاد است . اینگونه نمو جدید نهاد ، به فرایند نخستین معروف است . فرایند نخستین بدین معنی است که دستگاه روانی از راه درک حسی شئی خاصی ، که تنش را کاهش می دهد ، یک تصویر خاطره ای در نهاد باقی می گذارد و این تصویر موجب یاداوری ان شئی می شود . رفع موثر تنش ارگانیسم از راه فرایند ثانوی میسر است که به بخش خود شخصیت مربوط می شود . بیقراری ، خودخواهی و لذت طلبی و حفظ مشخصات کودکانه در سرتاسر عمر ، از صفات بارز نهاد است به نظر فروید ، نهاد واقعیت روانی حفیقی است و قبل از اینکه فرد دنیای خارج را تجربه کند بطور درونی در او وجود دارد . نهاد زیر بنای شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد .

خود : خود بخش سازنده شخصیت است که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل می کند و آن دسته از تمایلات تهاد را ، که با واقعیت خارج تضاد دارند ، تعدیل ، ضبط و کنترل می کند . خود بر خلاف نهاد که تابع اصل لذت است است ، از اصل واقعیت پیروی می کند . خود درصدد خنثی کردن لذت جویی نهاد بر نمی آید ، بلکه می کوشد تا برای نیل به واقعیت ، نیروی نهاد را متوقف کند . خود دارای دو سطح ادراکی است . یکی از این دو سطح متوجه نیازها و جنبشهای غریزی درونی است و دیگری از طریق ادراک حسی با واقعیات محیط خارج مربوط می شود . نقش خود آن است که بین این دو سطح ادراکی چنان موازنه ای برقرار کند که حداکثر رضایت در فرد بوجود آید . در شخص متعادل « خود » به منزله قوه مجریه شخصیت است و برنهاد و فراخود نظارت می کند . فرایند ثانوی ، که بر فرایند نخستین تسلط دارد ، اصل واقعیت را عملا به اجرا در می آورد . بنابراین خود سازمان پیچیده ای از فرایندهای روانی ( تفکر ، حافظه ، قضاوت و انواع یادگیریها ) است که نقش واسطه را میان نهاد و دنیای خارج ایفا می کند . رشد و تکوین خود تحت تاثیر عوامل ارثی و محیطی صورت می گیرد .

فراخود : با شروع سنین سه تا چهار سالگی ، کودکان ، بدون در نظر گرفتن ترس یا پاداش ، به ارزشیابی و قضاوت درباره رفتار خویش می پردازند . این خودنظمی ، به نظر فروید ، تحت تاثیر فراخود انجام میگیرد که قسمت سوم شخصیت فرد است . کوشش فراخود بیشتر برای رسیدن به آرمانهاست تا واقعیات . اکثر روانکاوان فراخود را به دو جزء دیگر تقسیم کرده اند . یکی خود آرمانی است که الگوهای ارمانی رفتار فرد را بر اساس خواستهای اجتماع تبیین می کند . جزء دوم ، وجدان اخلاقی فرد است که بخشی از فراخود به حساب می اید . خود آرمانی ادراک ذهنی کودک از چیزهایی است که والدینش آنها را از لحاظ اخلاقی خوب می دانند و از راه پاداش یا تشویق حاصل می شود . وجدان اخلاقی در قبال انجام اعمال و افکاری که اجتماع انها را جایز نمی دانند ، با ایجاد احساس گناه او را تنبیه میکند . نقش فراخود در بزرگسالی به سه طریق قابل بررسی است :

1_ برخلاف خود، که ارضای کشش های نهاد را به تعویق می اندازد ، فراخود مانع از بروز آن ها می شود .

2_ فراخود در صدد ترغیب خود است تا بجای به هدف های واقعی به انجام فعالیت های اخلاقی بپردازد.

3_ فراخود انسان را به سوی کشش هایی سوق می دهد که به منظور نیل به کمال است.

بر اساس تئوری روانکاوی، رشد فراخود در کودکان از سنین، چهار تا پنج سالگی با درونی کردن ارزش های والدین شروع می شود. این فرایند درونی کردن ارزش های والدین، که تا حد زیادی با عقده اودیپ همبستگی دارد، بر اساس چهار مفهوم مربوط به هم توصیف می شود که عبارتند از: درونی کردن، تلفیق کردن، درون فکنی و همانند سازی.

فرایندی که در آن ارزش ها و نگرش های اجتماعی بخشی از شخصیت کودک می شود در روانکاوی درونی کردن گویند.

تلفیق کردن یک شیوه معمولی پاسخ دادن است و می توان آن را مکانیسم اولیه درونی کردن دانست .

درون فکنی زمانی به می پیوندد که خود یا فراخود موانع جزئی و عمده ای بر سر راه یکی از کش های نهاد فراهم آورند. درون فکنی به آن دسته از موانع یا محدودیت هایی اطلاق می شود که عملکردی بازدارنده و سرکوب دارند و یا انرژی روانی غیر اجتماعی نهاد را تغییر می دهند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از همه دنیا شکایت دارم
همان دنیایی که با هم تبانی کردند تا من به تو نرسم

همان دنیایی که به کنار هم بودنمان حسادت کرد
این دنیا با چشمان شورش

*Mahsa**Sarab*
مهسا بیرالوند آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd June 2011   #10

مهسا بیرالوند

مدیر تالار روانشناسی و انجمن ادبیات

 مهسا بیرالوند آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 12,830
تشکر از دیگران: 2,444
تشکر شده 7,329 بار در 2,975 پست

حالت
Musical

 

39 در متون روانکاوی، واژه همانند سازی حداقل به سه شکل مختلف تعریف شده است

در متون روانکاوی، واژه همانند سازی حداقل به سه شکل مختلف تعریف شده است:

اولاً : همانند سازی به فرایندی ادراکی اطلاق می شود که بدان وسیله فرد میان تصورات خود و اشیاء یا حوادث دنیای خارج تمایز قائل می شود و یا آن ها را با هم مطابقت می دهد .

ثانیاً : همانند سازی مکانیسمی است دفاعی، که برای حل عقده اودیپ از روش همانند سازی جنسی ( نظیر همانند سازی با والد همجنس خود ) استفاده می کند .

ثالثاً: همانند سازی تابعی است که بدان وسیله کودک به علت عشق و محبت، گرمی ورفاهی که والدین برایش تامین می کنند برایشان ارزش قائل می شود .

فرایند همانند سازی اساس تکوین فراخود است. پس فراخود بخشی از شخصیت است که درباره قابلیت پذیرش افکار، احساسات و رفتار انسان قضاوت می کند و متوجه آرمان های اخلاقی است. فراخود مدافع سرسخت قوانین ومقررات اجنماعی و مانعی بزرگ بر سر راه تحقق رانگیزه های نهاد به شمار می آید.
فروید نهاد را به منزله نیروهای حیات بخش و خود و فراخود را به منزله رشد اجتماعی و تربیتی قلمداد می کند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از همه دنیا شکایت دارم
همان دنیایی که با هم تبانی کردند تا من به تو نرسم

همان دنیایی که به کنار هم بودنمان حسادت کرد
این دنیا با چشمان شورش

*Mahsa**Sarab*
مهسا بیرالوند آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا