شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر هنر های نمایشی نقد فیلم
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 19th December 2011   #161

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

نقد و بررسی فیلم Hugo
« مارتین اسکورسیزی » فیلمسازی است که در دنیای سینما به هر موفقیتی که وجود داشته دست پیدا کرده است. او سالها پیش فیلم « راننده تاکسی » را روانه سینما کرد و تحسین منتقدان را برانگیخت. بعد از « راننده تاکسی » ، « اسکورسیزی » در یک مسیر مطمئن قدم برداشت و فیلمهایی موفق در ژانرهای مختلف روانه سینماها کند. او با « کازینو » دنیای گنگسترها را با آن زبان تند و گزنده شان به تصویر کشید و پس از آن هم سری به سینمای ادبی زد و فیلمی با عنوان « عصر معصومیت » را کارگردانی کرد که فضایی متفاوت با آثار قبلی اش داشت. در « هوانورد » به سراغ شخصیت مرموزی به نام « هاوارد هیوز » رفت و سعی کرد تا تصویری قابل درک از او به نمایش بگذارد ( هرچند که چندان در این امر موفق نبود ) و بالاخره با « جزیره شاتر » وارد دنیای آدم های پارانویایی به سبک فیلمهای کلاسیک دهه پنجاه شد. اما « هوگو » متفاوت از دنیای فیلمسازی « اسکورسیزی » است. در « هوگو » خبری از اراذل اوباش یا رفیق بازی های همیشگی شخصیت های فیلمهای او نیست. « هوگو » داستان پسرکی است که شیفته تصویر متحرک شده است.




هوگو ( آسا باترفیلد ) داستان پسربچه ی باهوشی است که در دهه ی 30 میلادی در پاریس زندگی می کند. شغل پدر هوگو ( جود لاو ) حفاظت و نگهداری از ساعتهای یک ایستگاه قطار است اما او رویای بزرگتری در سر دارد. پدر هوگو بعد از پیدا کردن یک ربات ناقص در موزه تصمیم می گیرد تا آن را ترمیم کند اما پیش از آنکه موفق به انجام اینکار شود، جان به جان آفرین تسلیم می کند. با مرگ پدر به نظر می رسد که هوگو می بایستی به یک یتیم خانه منتقل شود اما او از این امر بیزار است. به همین جهت با توجه به اینکه چاله چوله های ایستگاه قطار را به خوبی می شناسد، تصمیم می گیرد تا ادامه زندگی را در همین راه های مخفی لابلای دیوارها ادامه دهد و با دزدی کیک از فروشگاه شکم خود را سیر کند!. هوگو در ادامه فیلم در حالی که قصد دزدی یک قطعه از فروشگاه اسباب بازی برای ترمیم ربات ناقص اش را داشت، توسط مالک بداخلاق فروشگاه اسباب بازی به نام ملیس ( بن کینگزلی ) شناسایی می شود و این سرآغاز ارتباط این 2 با یکدیگر است.




« هوگو » را نمی توان فیلمی متعلق به دنیای کودکان دانست چراکه حرفهایی که در پس ظاهر خود دارد بسیار سنگین تر و عمیق تر از آن است که یک بچه کوچک بتواند آنها را کامل درک کند. در این فیلم « اسکورسیزی » دنیای کودکی را ترسیم کرده که از جهاتی بسیار مشابه زندگی شخصی خود او بوده است. همه طرفداران « اسکورسیزی » به خوبی می دانند که او در دوران کودکی با تماشای نمایش، عاشق سینما شد و پس از آنکه به شکل حرفه ایی وارد این عرصه شد تصمیم گرفت تا در آن غوطه ور شود و حتی فیلمسازانی را که در آن دوران به دلائل مختلف با سینما قهر کرده بودند را دوباره وادار به فیلمسازی کند!. بله، « اسکورسیزی » نمونه ایی کامل از یک عشق سینماست و در « هوگو » نیز این عشق به دنیای سینما در جای جای فیلم به چشم می خورد.

فصل ابتدایی « هوگو » بیشتر به تعقیب و گریز از جانب هوگو و بارزس ایستگاه قطار ( با بازی شاشا بارون کوهن ) خلاصه می شود که نکته خاصی برای طرفداران « اسکورسیزی » به همراه ندارد. اما در ادامه با ارتباطی که بین میلیس و هوگو به وجود می آید، فیلم به موضوع اصلی خود می پردازد و تمام حرف های « اسکورسیزی » نیز در دیالوگ های بین این 2 به مخاطب ارائه می شود. برای کسانی که آشنایی چنانی با نام « جورج میلیس » واقعی ندارند باید عرض کنم که این آقا یکی از مشهورترین فیلمسازان تاریخ فرانسه و البته یکی از پیشگامان طراحی جلوه های ویژه در سینما بود. « میلیس » اولین فردی بود که از جلوه های ویژه در سینما استفاده کرد و یک فیلم کوتاه بسیار معروف هم به نام « سفر به ماه » ساخت که در آن یک سفینه فضایی به سمت ماه پرتاب می شود و صاف به چِشم کره ماه که به شکل یک انسان تصویر شده بود، برخورد می کند! ( پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را ببینید ). حالا « اسکورسیزی » در « هوگو » سعی کرده تا به وسیله معصومیت پسرک داستان، وارد زندگی « میلیس » شود تا تماشاگران بیشتر با این فیلمساز مشهور آشنا شوند. شخصیت میلیس که « اسکورسیزی » در این فیلم از او ارائه داده همانی است که قبلاً بارها آن را شنیده ایم؛ او پیرمردی بداخلاق اما شیفته نوآوری بود. این تعریف کوتاه وصف کامل شخصیت میلیس در این فیلم است. اما بخش جالب در معرفی میلیس در جایی رقم می خورد که « اسکورسیزی » بجای اینکه ذره ذره ما را با این نابغه سینما آشنا کند، تصمیم می گیرد فلاشبکی را نشانمان دهد و میلیس را کاملاً در آن شرح دهد!.




البته « اسکورسیزی » سعی نکرده تا تمرکز خودش را تنها بر روی « میلیس » و دنیای عجیب و غریبش بگذارد بلکه در این دنیای کودکانه، هوگو را هم به استادی برای تماشاگر ملموس کرده است. یکی از بهترین سکانس های فیلم زمانی است که هوگو با دختری به نام ایزابل آشنا می شود و این 2، دنیای غیرعادی خود را برای یکدیگر شرح می دهند.برایم مشکل است که باور کنم فیلمسازی که فیلمهای« راننده تاکسی » و « رفقای خوب » را ساخته و یکجورایی همیشه در دنیای تبهـکاران و گنگسترها غوطه ور بوده،چگونه می تواند تا این حد دنیای کودکان را بفهمد و آن را به فیلم برگرداند!. دقت و وسواس « اسکورسیزی » در پرداخت دنیای کودکان در « هوگو » فوق العاده است و هر تماشاگری را مجذوب خود خواهد کرد. البته نباید از حق بگذریم که بازی پسر و دختر کم سن و سال فیلم یکی از عوامل تاثیر گذار بودن روابط آنها بوده است.




اما « هوگو » یک تفاوت بسیار مهم با ساخته های پیشین « اسکورسیزی » دارد و آن هم 3 بعدی بودن آن است.« اسکورسیزی » از جمله سینماگران سنتی آمریکا به حساب می آید که کمتر به سوژه های مدرن سینما علاقه نشان داده. اما او هم در نهایت راضی شد تا در ساخت « هوگو » از فناوری 3 بعدی استفاده کند. البته همانطور که انتظار داشتم جناب « اسکورسیزی » در بکارگیری این فناوری، نهایت وسواس را به خرج داده و نتیجه این شده که « هوگو » از لحاظ سر و شکل 3بعدی ، یکی از بهترین های سال 2011 است. برای درک عظمت فناوری 3 بعدی کافی است سکانس ابتدایی فیلم که در آن شهر زیبای پاریس به زیبایی تبدیل به محیطی 3 بعدی شده را ببینید تا به دلیل جذاب بودن این فناوری پی ببرید. البته بدون شک بهترین بخش 3 بعدی این فیلم مربوط به بازسازی صحنه خاطره انگیز " حرکت قطار به سوی مردم " است که در سال 1897 منجر به وحشت مردم در سالنهای سینما و هجوم آنها به سمت درب های خروجی سالن بود! ( در سال 1897 برادران لومیر با اینکار قدرت تصویر متحرک را به رخ دنیا کشیدند ). « اسکورسیزی » در « هوگو » اینبار همین صحنه را با استفاده کامل از فناوری 3 بعدی به رخ تماشاگر می کشد و باید بگویم که وحشت فراوانی را هم سبب می شود که تا تجربه اش نکنید نمی توانید مانند آن را درک کنید!. لازم به ذکر نیست که عنوان کنم، « اسکورسیزی » با بازسازی این صحنه باز هم به مانند گذشته به یکی از فیلمسازان بزرگ تاریخ ادای احترام کرده که این حرکت قابل ستایش است.

« هوگو » یکی از بهترین فیلمهای « اسکورسیزی » است. البته طرفداران « اسکورسیزی » به گوش باشید که این فیلم ربطی با ساخته های قبلی استاد ندارد و بیشتر فیلمی شخصی است که در آن دغدغه همیشگی وی به تصویر کشیده شده. « اسکورسیزی » خود همواره یکی از کسانی هست که مصرانه به دنبال ترمیم نگاتیوهای فیلمهای کلاسیک سینما بوده و هر جایی هم که نگاتیوی پوسیده پیدا کند، سعی می کند به سرعت و با هزینه شخصی آن را ترمیم کند! ( حتی دیده شده که با هزینه شخصی فیلم سیاه و سفید را تبدیل به رنگی کرده است ). در سکانس پایانی این فیلم ما متوجه می شویم که هوگو باعث شده تا فیلمهای ساخته توسط میلیس دیگر از بین نروند. با تماشای این صحنه به وضوح می توان درک کرد که « اسکورسیزی » شخصیت بچگی خود را به هوگو وام داده اما افسوس که همه مانند « اسکورسیزی » عاشق سینما نبودند. تماشای این فیلم را مخصوصاً به صورت 3 بعدی به همه علاقه مندان تکنولوژی پیشنهاد می کنم.








هوگو : Hugo

کارگردان : Martin Scorsese

نویسنده : John Logan ، Brian Selznick

بازیگران :

Ben Kingsley ...Georges Méliès

Sacha Baron Cohen...Station inspector

Asa Butterfield...Hugo Cabret

Chloë Grace Moretz...Isabelle

Jude Law...Hugo's Father

Christopher Lee ...Monsieur Labisse

و...............

ژانر : ماجراجویی - درام

درجه سنی : PG ( مناسب برای افراد بالای 7 سال)

زمان : 127 دقیقه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th December 2011   #162

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

Arthur Christmas

1- کسی در فیلم حضور دارد که من بشناسم؟!

بازیگران مطرحی در « آرتور کریسمس » صداپیشگی کرده اند. « جیمز مک آووی » ، « هیو لاوری » ، « بیلی نایی » و « جوان کیوزاک » از جمله این افراد هستند.




2- داستان فیلم درباره چیست ؟

بابانوئل در هفتادمین ماموریت خود قصد دارد تا هدیه سال نوی بچه ها را به خانه آنها برساند و سپس رسماً بازنشسته شود!. انتظار می رود که بعد از او، یکی از پسرانش به نام استیو ( با صدای « هیو لاوری » ) وظیفه بابانوئلی را برعهده بگیرد. بابانوئل پسرِ دیگری هم به نام آرتور ( با صدای « جیمز مک آووی » ) دارد که وظیفه پاسخ دادن به نامه های ملت را دارد.اما درست در زمانی که می بایستی هدیه ها ارسال شود، هدیه یکی از بچه ها از قلم می افتد و آرتور تصمیم می گیرد برای اینکه دل آن بچه نشکند، خودش هرطور که شده هدیه او را دست خانواده اش برساند و...

3- بازیگران فیلم چه کسانی هستند؟





نداریم خب! « آرتور کریسمس » یک انیمیشن است!

4-کارگردان کیست ؟

سرکار خانم « سارا اسمیت » که اصلی ترین فعالیت اش تا به امروز تهیه کنندگی تله فیلم بوده است. « سارا اسمیت » در عالم کارگردانی هم سابقه چندانی ندارد و به جز یکی دوتا مجموعه تلویزیونی کار دیگری انجام نداده است.

5- خانواده ها در هنگام تماشای فیلم باید به چه نکاتی توجه کنند؟

این فیلم در اصل برای بچه ها ساخته شده پس در این مورد به هیچ چیز توجه نکنید!

6- نکات مثبت فیلم ؟




در روایت داستان خلاقیت های بسیاری به کار رفته است. البته باید این انیمیشن را با دیگر فیلمهای " کریسمسی " مقایسه کنید تا متوجه ارزش « آرتور کریسمس » شوید.

شروع فیلم و توضیحاتی که درباره نحوه فعالیت مدرن بابانوئل گفته می شود بسیار جالب توجه است. تا پیش از این همه فکر می کردند که بابانوئل سوار آن سورتمه های عجیب و غریبش می شود و از سقف به داخل خانه می آید، اما در این فیلم متوجه می شویم که او به پیشرفته ترین تجهیزات ارتباطی مجهز است و کارش راحت تر از آن چیزی است که تابحال فکر می کردیم.

یکی از بهترین لحظه های فیلم زمانی است که بابانوئل پدربزرگ، با بابانوئل پسر درباره استفاده از تجهیزات ارتباطی و پیشرفته بحث می کند؛ در این بین پدربزرگ اعتقاد دارد که باید به روش سنتی هدیه مردم را پخش کرد اما پسر معتقد است که دنیا پیشرفت کرده و باید از تجهیزات هم کمک گرفت!

در فیلمهای " کریسمی " معمولاً شخصیتی منفی حضور دارد که در آخر فیلم ضایع می شود! اما جالب است که در« آرتور کریسمس » هیچگونه شخصیت منفی حضور ندارد!

« آرتور کریسمس » مملوء از صمیمیت است. در جای جای فیلم صحبت از دوست داشتن و لزوم توجه به مشکلات دیگران مطرح می شود و مخاطب کم سن و سالش را تشویق می کند تا اسباب راحتی اطرافیانش را فراهم کند. چه پیام خوب و آموزنده ایی! از این بهتر سراغ دارید؟

زمانی که فیلم به اتمام می رسد احساس خوبی دارم؛ احساسی که مطمئنم دیگران هم آن را تجربه خواهند کرد. این همان هدفی است که سازندگان « آرتور کریسمس » قصد داشتند تا به آن دست پیدا کنند؛ ایجاد حس خوب در تماشاگر.

7- نکات منفی فیلم ؟

دلتان می آید از این انیمیشن انتقاد بشنوین؟!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th December 2011   #163

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

معرفی فیلم Young Adult



ماویس گری (با بازی چارلیز ترون)، نویسنده رمان‌های مخصوص جوانان است، که بعد از طلاق گرفتن، تصمیم می‌گیرد به زادگاه خود برگردد تا با بادی اسلید (با بازی پاتریک ویلسون)دوست پسر دوران دبیرستان خود، مجددا رابطه ایجاد کند. اما وقتی متوجه می‌شود بادی ازدواج کرده و در حال بچه دار شدن است، با کمک دیگر دوست دوران دبیرستان خود، مت فریهوف (با بازی پتون آزوالت) ،تلاش می‌کند تا ازدواج بادی را برهم بزند و...

نام فیلم:

Young Adult

بزرگسالان جوان

تاریخ اکران:

9 دسامبر 2011

کارگردان:

Jason Reitman

جیسون رایتمن

بازیگران:

Charlize Theron

چارلیز ترون

Patrick Wilson

پاتریک ویلسون

Patton Oswalt

پتون آزوالت

Elizabeth Reaser

الیزابت ریزر

Collette Wolfe

کالت وولف

Hettienne Park

هتین پارک

J.K. Simmons

جی.کی. سیمونز

ژانر:

کمدی / درام

درجه بندی سنی:

R (مناسب برای افراد بالای 17 سال)


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th December 2011   #164

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

معرفی فیلم Tinker Tailor Soldier Spy




داستانی طولانی و مفصل این فیلم از روی رمانی به همین نام به قلم"جان لوکاره" ساخته شده است و در مورد سازمان های جاسوسی و جاسوس های بریتانیا ، آمریکا و شوروی می باشد.

"کنترل"فرد اول سازمان اطلاعاتی بریتانیا با اسم رمز "the Circus" ، یکی از جاسوسان ماهر خود به نام "جیم پردیوکس" را برای تفتیش ژنرال مجارستانی- کسی که احتمال می رود قصد فروختن اطلاعات را دارد- می فرستد اما "پردیوکس"توسط نیرو های شوروی دستگیر و زخمی می شود. در این بین "کنترل" و دستیارش "جورج اسمایلی" قصد دارند اوضاع را مرتب کنند اما از طرف سازمان های جهانی مجبور به بازنشتگی می شوند و...



نام فیلم:


Tinker Tailor Soldier Spy

تاریخ اکران:

9 دسامبر 2011

کارگردان:

Tomas Alfredson

توماس آلفردسون

بازیگران:

Gary Oldman

گری الدمن
Colin Firth

کالین فرس
Tom Hardy

تام هاردی
John Hurt

جان هارت
Toby Jones

تابی جونز
Mark Strong

مارک استرانگ
Benedict Cumberbatch

بندیکت کامبربچ

ژانر:

ماجرایی

درجه بندی سنی :

R (مخصوص سنین بالای 17 سال)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #165

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

معرفی فیلم We Bought a Zoo





این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته و پرداخته شده است،"بنجامین می" (مت دیمون) که به تازگی از کار خود استعفا داده، تصمیم می گیرد تا یک مزرعه بخرد اما زمانی که به مزرعه می رود متوجه می شود که انجا یک باغ وحش تقریبا متروکه با 200 حیوان گوناگون است! بنجامین رفته رفته از این باغ وحش خوشش میاد اما...



نام فیلم:

We Bought a Zoo

خرید یک باغ وحش

تاریخ اکران:

23 دسامبر 2011

2 دی 1390

کارگردان:

Cameron Crowe

کامرون کرو

برگرفته از کتابی به قلم:

Benjamin Mee

بنجامین می

نویسندگان:

Cameron Crowe

کامرون کرو

Aline Brosh McKenna

آلین براش مک کنا

بازیگران:

Matt Damon

مت دیمون

Scarlett Johansson

اسکارلت جوهانسون
Elle Fanning

ال فنینگ
Patrick Fugit

پاتریک فوجیت
Thomas Haden Church

توماس هیدن چورچ
Angus Macfadyen

آنگوس مک فیدین

محصول کشور:

ایالات متحده آمریکا

ژانر:

کمدی / درام / خانوادگی

درجه بندی سنی:

PG (مناسب برای افراد بالای 7 سال)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #166

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

نقد و بررسی فیلم The Adventures of Tintin

یکی از داستانهای مصور محبوب قاره اروپا، « تن تن » است که تا به امروز نسخه های بسیار زیادی از آن به فروش رفته است. این سری از داستانها اولین بار در سال 1929 منتشر شد و تا امروز به بیش از 350 میلیون فروش در سرتاسر جهان دست یافته است. نویسنده این داستانهای مصور، « ژرژ رمی » فقید بود که بنا به عادت نویسندگان، از یک نام مستعار به نام " هِرژه " استفاده می کرد. « هِرژه » نویسنده ایی بلژیکی بود که به دلیل خلق مجموعه « تن تن » به شهرت فراوانی رسید و تا زمان مرگش در سال 1983 نیز به انتشار داستانهای جدید " تن تن" مشغول بود!. البته گفته می شود که « هِرژه » در اواخر عمر دچار نوعی بیماری ذهنی شده که با واسطه آن، وی از شخصیت تن تن به دلیل آنکه همیشه در زندگی شخصی اش ، مردم او را به وی ترجیح می دادند، متنفر شده بود!. بعضی از نزدیکان « هِرژه » حتی عنوان کرده اند که او گاهاً هر موجود زشت و ناخوشایندی را که می دید، او را " تن تن " صدا می کرد!. در نهایت هم با مرگ او، انتشار این سری از داستانها برای همیشه متوقف شد چراکه او وصیت کرده بود بعد از مرگش کسی حق انتشار قسمت های بعدی این داستان مصور را نداشته باشد!.




سری داستانهای " تن تن " اگرچه یکی از محبوب ترین داستانهای مصور در سرتاسر جهان است، اما در عین حال یکی از معدود داستانهای دنباله داری هم هست که طرفداران چندانی در ایالات متحده ندارد و به عبارتی، در این کشور کمتر کسی این شخصیت را می شناسد!. اما در ایرانِ خودمان داستانهای " تن تن " اولین بار در سال 1350 به همت انتشارات یونیورسال، منتشر شد و مورد توجه هم قرار گرفت. روند انتشار منظم داستانهای « تن تن » در ایران، یکی از معدود مواردی بود که هرگز به تاخیر نیفتاد و هیچوقت هم از محبوبیت آن کاسته نشد. اما بعد از انقلاب اسلامی، روند انتشار این مجموعه داستانها به دلیل آنچه " وجود مطالب مغایر با فرهنگ ایرانی " عنوان شد ، متوقف شد. پس از حدود 20 سال، بار دیگر انتشار داستانهای « تن تن » از سر گرفته شد اما به شرط دستکاری در متن اصلی! نتیجه اش هم این بود که داستانهای " تن تن " به سرعت افت کیفیت پیدا کردند و بعد از مدتی هم که کسی آنها را ندید!.

حالا بعد ازگذشت سالها از انتشار " تن تن " ، فیلمی از این داستان به کارگردانی « استیون اسپیلبرگ » روانه سینماها شده که می تواند خاطرات بسیاری را برای طرفداران زنده کند. « اسپیلبرگ » شخصاً یکی از طرفداران پرو پا قرص داستانهای " تن تن " به حساب می آید که گفته می شود این علاقه چنان شدید بود که او در سال 1980 قصد داشت تا این شخصیت را به سینما بیاورد که بنا به دلائلی این امر میسر نگردید. حالا بعد از گذشت بیش از 30 سال، « اسپیلبرگ » تصمیم گرفت تا رویای کودکی خود را به صورت یک انیمیشن بلند به عموم عرضه کند تا از این طریق ادای دینی هم به دوران کودکی اش کرده باشد!. وی در این راه از کمک دوست و همکارش « پیتر جکسون » که او هم یکی از طرفداران سرسخت این داستان است، به منظور تهیه کنندگی و مشاوره در امر جلوه های ویژه کامپیوتری بهره جست که نتیجه اش برعکس انتظارم چندان دلچسب از آب درنیامده است.

داستان انیمیشن « ماجراهای تن تن » که برگرفته از سه داستان مختلفِ « خرچنگ پنجه طلایی » ، « گنج راکام » و « اسب شاخدار » است ، درباره خبرنگاری به نام تن تن ( با صداپیشگی جیمی بل ) است که در بازار بروکسل ، ماکتی از یک کشتی قدیمی غرق شده که یونیکورن نام دارد را خریداری می کند. کشتی یونیکورن اصلی که به همراه خود گنجینه ایی عظیم به همراه داشت، در قرن هفدهم توسط تیمی از دزدان دریایی به رهبری مردی خبیث به نام راکام سرخپوش ( دنیل کریگ ) غرق شد و گنجینه را نیز با خود به اعماق دریا برد. تن تن بعد از خریدِ ماکت این کشتی متوجه می شود که این ماکت در واقع یکجور راهنما برای رسیدن به گنج اصلی است، اما مشکل اینجاست که برای درک کامل نقشه گنج می بایستی دیگر ماکت ها نیز پیدا شوند که ...




« ماجراهای تن تن » همانطور که همگان انتظار داشتند، شباهت فراوانی به ساخته مشهور « اسپیلبرگ » یعنی « ایندیانا جونز » دارد. در دهه ی 80 میلادی زمانی که « اسپیلبرگ » ساخت سری فیلمهای « ایندیانا جونز » را آغاز کرد ، بسیاری بر این عقیده بودند که شخصیت ایندیانا جونز شباهت هایی به تن تن دارد و البته « اسپیلبرگ » هم هیچ وقت این شباهت را انکار نکرد. حالا که « ماجراهای تن تن » اکران شده باید عنوان کرد که شخصیت تن تن شباهت های فراوانی به اندیانا جونز دارد؛ او بی باک و جسور است ، معلوم نیست که برای چه اینقدر سمج هست! ، کلی هم سفر به شهرهای مختلف دنیا انجام می دهد و در نهایت طرز استفاده از تمام وسایل نقلیه را هم می داند! که همه اینها مجموعاً باعث می شود تا احساس کنیم تن تن ، یک اندیانا جونز انیمیشنی است!.

ضرباهنگ نامتوازن هم یکی دیگر از مشکلات « ماجراهای تن تن » است. فیلم شروعی طوفانی دارد و به سرعت تماشاگر را با شخصیت اصلی داستان و سگ باوفایش آشنا می کند. تعقیب و گریز ابتدایی فیلم هم جذاب و تماشایی است اما همین که پای تن تن و کاپیتان هادوک ( یکی از شخصیت های محبوب داستان " تن تن " ) به مراکش و صحرای بی آب و علف آن می رسد ، فیلم ضرباهنگی کند و کسل کننده به خود می گیرد. این ضرباهنگ کُند با آغاز صحنه های مربوط به خاطره تعریف کردن کاپیتان از دوران مبارزه جدش با راکام سرخپوش، وضعیت بدتری به خود می گیرد!. به نظرم کمتر کارگردانی به جز خودِ « اسپیلبرگ » می تواند چنین سکانس کسل کننده را در قلب یک داستان تن تنی قرار دهد. اتفاقی عجیب دیگری هم در « ماجرای تن تن » به چشم می خورد و آن حذف شخصیتی کلیدی پروفسور کاتبرت هست که حداقل برای طرفداران " تن تن " اتفاق خوشایندی نیست. بنظرم طرفداران این حق را داشتند که با زیردریایی ساز معروف و مرموز سری داستان های " تن تن " در « ماجراهای تن تن » ملاقات داشته باشند اما « اسپیلبرگ » با اعمال سلیقه شخصی خودش، شخصیت کاپیتان هادوک را پررنگ تر از آنچه که در داستانهای مصور بود به انیمیشن اضافه کرده و خب پروفسور کاتبرت را هم که کلاً حذف کرده است!




چهره و فیزیک تن تن در اولین رویارویی، به احتمال فراوان شما را غافلگیر خواهد کرد چراکه شباهت چندانی به نمونه اصلی ندارد. اگرچه « اسپیلبرگ » سعی کرده شخصیت تن تن را همانگونه که در کمیک وجود داشت، به فیلم بازگرداند اما در هر حال نمی توان شباهت چندانی بین شخصیت نی مانند تن تن در داستانهای مصور و تن تنِ متحرک این فیلم یافت!. اما جدای از ظاهر شخصیت های داستان، باید بگویم که « ماجراهای تن تن » در بحث جلوه های ویژه بسیار موفق عمل کرده است. تکنیک " موشن کپچر " که در آن حرکات بازیگران اسکن شده و سپس به انیمیشن تبدیل می شود به خوبی در این فیلم انجام گرفته و ما شاهد حرکات نرم شخصیت های انیمیشن هستیم. نورپردازی « ماجراهای تن تن » نیز در سطح بسیار بالایی انجام گرفته، بطوریکه بعضاً ذهن تماشاگر را به این سوال سوق می دهد که آیا این تصاویر انیمیشن هست یا واقعی ؟! چند صحنه معروف و خاطره انگیز کتابهای " تن تن " از جمله تبدیل شدن شن های بیابان به موج دریا نیز به استادی به شکل انیمیشن ارائه شده که لذت تماشای آن وصف ناشدنی است. در کل می توانم بگویم که « اسپیلبرگ » و تیم جلوه های ویژه اش، وظیفه خود را به خوبی انجام داده اند. موسیقی « جان ویلیامز » نیز در جای جای فیلم جریان دارد و مثل همیشه فوق العاده است. یکی از امتیازات تماشای فیلمهای « اسپیلبرگ » این است که « جان ویلیامز » همیشه ساخت موسیقی فیلمهایش را برعهده می گیرد و تا جایی که به خاطر دارم، همیشه هم موسیقی های این آهنگساز شنیدنی بوده.




در هفته های پیش از « مارتین اسکورسیزی » فیلم « هوگو » به نمایش درآمد که برای تماشاگران کم سن و سال سینما ساخته شده بود. حالا هم « اسپیلبرگ » با « ماجراهای تن تن » به پرده سینماها بازگشته است. البته « اسکورسیزی » پیش از این تجربه ساخت فیلم برای تماشگران کم سن و سال سینما را در کارنامه خود نداشت اما « اسپیلبرگ » تا حدود زیادی مسیر موفق فیلمسازی اش را مدیون فیلم « ای تی » ( 1982 ) است که با استقبال فوق العاده کودکان آن دوران مواجه شده بود. اما در « ماجرای تن تن » « اسپیلبرگ » بیش از آنکه نظر طرفداران برایش مهم بوده باشد، به سلیقه شخصی خودش رجوع کرده و هر بخشی را که علاقه داشته پر رنگ کرده و هر بخشی را هم که اضافه دانسته ، حذف کرده!. اگر آشنایی قبلی با سری داستان های " تن تن " ندارید ( کسی هست که نداشته باشد؟!) ، « ماجراهای تن تن » می تواند برای شما بهترین انیمیشن سال باشد اما اگر جزو طرفدارانِ انیمیشن هستید، احتمالاً بعضی تغییرات ریز و درشت باعث ناراحتی شما خواهد؛ البته هنوز هم « ماجراهای تن تن » از لحاظ گرافیکی فوق العاده است. بنابراین در هر صورت پیشنهاد می کنم که آن را ببینید.








ماجراهای تن تن : The Adventures of Tintin

کارگردان : Steven Spielberg

نویسنده : Steven Moffat، Edgar Wright

بازیگران :

Daniel Craig...Ivanovich Sakharine / Red Rackham

Simon Pegg...Inspector Thompson

Jamie Bell...Tintin

Andy Serkis...Captain Haddock /sir Francis Haddock

و...............

ژانر : انیمیشن

درجه سنی : PG ( مناسب برای فراد بالای 7 سال )

زمان : 107 دقیقه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #167

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

فیلم Sherlock Holmes: A Game of Shadows (شرلوک هولمز: بازی سایه ها)


[/cente
r]

گمان می برم با کارآگاه باهوش و مشهور، شرلوک هولمز، آشنا باشید. او با هوش ترین، زیرک ترین و سریع ترین کارآگاهی است که تا به حال شناخته شده. تا به حال تمام معما های پیچیده را حل کرده و هیچ مجرمی نتوانسته از دست او فرار کند. اما این روز ها مسئله ای پیش آمده که فکر کارآگاه تیز هوش ما و دستیار تیز بینش ،واتسون، را حسابی درگیر خودش کرده است. داستان یک قتل. قتل شاهزاده ی اتریشی که به نظر مقاصد سیاسی پشت آن می باشد. به نظر می رسد پشت قتل این شاهزاده دست آشوبگران انگلیسی است که می خواهند که فضای سیاسی کشور را به هم بریزند. پشت این ماجرا ها فردی است با هوش به اندازه ی شرلوک هولمز اما بسیار بد ذات. فکر می کنید اینبار کارآگاه موفق ما چگونه از پس حل این ماجرا بر بیاید؟

فیلم “شرلوک هولمز” با داستان “بازی سایه ها” ادامه ی قسمت اول این فیلم می باشد که در سال ۲۰۰۹ اکران شد و با استقبال خوبی مواجه شد. این فیلم برگرفته از رمانی با همین عنوان نوشته ی آرتور کانن دویل می باشد. تماشای این فیلم را به شما هنر دوستان پیشنهاد می نماییم.

ژانر: اقتباس، اکشن و دنباله دار

مدت زمان فیلم: ۲ساعت و ۸ دقیقه

تاریخ اکران: ۱۶دسامبر ۲۰۱۱

محصول: ایالات متحده امریکا

کارگردان: گای ریچی

Directed by: Guy Richie

بازیگران: رابرت داونی جونیور، جود لا، نومی راپاس، جارد هریس، استفان فرای، کلی ریلی، ادی مارسان، ریچل مک‌آدامز

Starring: Robert Downey, Jr. , Jude Law, Noomi Rapace, Jared Harris, Stephen Fry, Kelly Reilly, Eddie Marsan, Rachel McAdams












----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #168

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

نقد فیلم The Girl with the Dragon Tattoo

اگر « استیگ لارسنِ » فقید زنده بود احتمالاً با دیدن موفقیت های داستانش بر پرده نقره ایی، از فرط خوشحالی 60 نخ سیگاری را که در یک روز می کشید، به 120 می رساند!. « لارسن » روزنامه نگاری سوئدی بود که در تمام عمر یک زندگی معمولی داشت که آن هم بی دردسر نبود. او روزنامه نگاری بود که در مقابل نئو نازی ها ایستادگی کرد و با قلمش آنها را به نقد کشید و نهایتاً در سن 50 سالگی به دلیل سکته قلبی درگذشت. البته هرگز مشخص نشد که دلیل مرگ او واقعاً سکته قلبی بود یا اینکه جناح های سیاسی به پزشکی قانونی فشار وارد کرده بودند تا دلیل مرگ را حمله قلبی عنوان کند ( « لارسن » پیش از مرگ بارها توسط دشمنانش تهدید به مرگ شده بود ). اما هرچه که بود او در گمنامی از دنیا رفت اما با انتشار سری داستانهای « هزاره » ، « لارسن » به چنان شهرتی دست یافت که مطمئناً اگر زنده بود هرگز نمی توانست حتی در خیالاتش هم به آن دست پیدا کند. از میان داستانهای « لارسن » که نامِ آنها « دختری با خالکوبی اژدها » ، « دختری که با آتیش بازی کرد » و « دختری که به لانه زنبور لگد زد » می باشد، « دختری با خالکوبی اژدها » از شهرت فوق العاده بالایی در جهان برخوردار شد و به بیش از 40 زبان دنیا ترجمه شد. در سال 2009 نیز اقتباسی سینمایی از داستان « دختری با خالکوبی اژدها » صورت گرفت که « نیلز آردن اوپلو » ( اگه درست تلفظش را گفته باشم! ) آن را کارگردانی کرد. این اثر سوئدی فیلمی بسیار موفق بود که با استقبال مثبت منتقدان و تماشاگران مواجه شد. اما در سال 2010 به یکباره اعلام شد که قرار است اقتباسی دیگر از داستان « دختری با خالکوبی اژدها » انجام گیرد که البته بخش مهم تصمیم این بود که اینبار هالیوود خواهان انجام آن است. در زمان اعلام این خبر بسیاری بر این باور بودند که این اقتباس تنها به دلیل تسخیر گیشه ها انجام گرفته وگرنه چه دلیلی دارد که از یک اثر خوب ، فیلمی دیگر ساخته شود؟! اما زمانی که نام « دیوید فینچر » به عنوان کارگردان فیلم مطرح شد، همگان متوجه این نکته شدند که فیلمِ جدید « فینچر » چیزی بیشتر از یک بازسازی محض خواهد بود و همینطور هم شد. « دختری با خالکوبی اژدها » که « فینجر » کارگردانِ آن هست، به مراتب فضایی تاریک تر و خفقان تر از نسخه سوئدی اش دارد.




میکائیل ( دنیل کریگ ) روزنامه نگاری است که به دلیل کنجکاوی های سیاسی که انجام داده، موقعیت شغلی اش بر باد رفته است. میکائیل از آن دسته روزنامه نگارانی است که همیشه سعی در کشف حقیقت دارد اما ظاهراً اینبار به درِ بسته برخورد کرده است. کنجکاوی های میکائیل و روحیه جنگندگی او باعث می شود تا یک میلیونر به نام هنریک ونگر ( کریستوفر پلامر ) از وی درخواست کند تا مسئولیت رسیدگی به پرونده نوه اش که در سال 1966 مفقود شده، شود. میکائیل پیشنهادِ ونگر را قبول می کند و به دنبال سرنخ های این پرونده می رود. او در میانه راه با دختری عجیب و غریب با انواع و اقسام خالکوبی به نام لیزبث ( رونی مارا ) آشنا می شود. لیزبث یک هـکـر حرفه ایی است که به راحتی می تواند به اطلاعات سِری دست پیدا کند و این کمک بزرگی به میکائیل در کشف جزییات پرونده می کند. اما هرچقدر که میکائیل و لیزبث در این پرونده جلو می روند با وقایع ناخوشایندی روبرو می شوند...




شاید با خلاصه ی داستانی که از این فیلم خواندید فکر می کنید که « دختری با خالکوبی اژدها » مشابه نسخه سوئدی اش است اما باید خدمتتان عرض کنم که « دختری با خالکوبی اژدها » یی که « فینچر » کارگردانی کرده پیچیدگی های سینمایی به مراتب بیشتری دارد. در اقتباس سوئدی این اثر ، شما به راحتی می توانستید این نکته را متوجه شوید که « اپلو » سعی داشته به هر قیمتی که شده به منبع اصلی وفادار باقی بماند. او در فیلمش شخصیت های داستان را به شکلی در کنار هم قرار داده که توانایی هایشان همیشه در مقابل هم قرار داشته باشد ( تسلطِ لیزبث به کامپیوتر و جسارتِ میکائیل در کشف حقیقت ) ، اما در فیلمِ « فینچر » این ویژگی تا حدود زیادی کنار گذاشته شده و بُعد احساسی شخصیت ها جای آن را گرفته است.

کارِ مهمی که « استیون زالیان » ( فیلمنامه نویس ) در « دختری با خالکوبی اژدها » انجام داده این بوده که شاخ و برگ کتابِ اصلی را زده و به این ترتیب یک داستان منسجم و قابل فهم را برای تماشاگر به رشته نگارش درآورده که همین امر کمک زیادی کرده تا درکِ « دختری با خالکوبی اژدها »ی « فینچر » به مراتب راحت تر از نسخه سوئدی اش باشد. البته برای کسانی که کتاب را خوانده اند شاید این تغییر چندان جالب نباشد اما برای تماشاگران سینما مطمئناً این تغییر بسیار مفید خواهد بود!. به نظرم ریتم نسبتاً کندِ « دختری با خالکوبی اژدها » در نسخه سوئدی و زمان بالای فیلم، از دلائلی بودند که باعث شد تا نسخه سوئدی به آنچه که مستحق اش بود دست پیدا نکند. اما حالا « فینچر » با درکِ مشکلات نسخه سوئدی ، فیلمی به مراتب عموم پسند تر ارائه داده که در آن همه چیز طبق برنامه پیش می رود و تماشاگر لحظه ایی احساس خستگی نمی کند. فیلم در 1 ساعت اول شروع به کند و کاو در زندگی خصوصی شخصیت ها می کند تا با این کار تماشاگر به ابعاد مختلف زندگی کاراکترهای داستانش بیشتر آشنا شود. این فصل خوشبختانه سرِ موقع به پایان می رسد و بعد از یک ساعت ما می توانیم میکائیل و لیزبث را ببینیم که به کمک همدیگر داستان را به جلو هدایت می کنند. البته ضرباهنگ بعضاً کُندِ فیلم در لحظاتی باعث از دست رفتن تمرکز تماشاگر می شود ( مانند بخش ابتدایی آشنایی میکائیل و لیزبث ) اما « فینچر » به سرعت با چیدن یکی از پازل های داستان، تماشاگر را وارد فاز جدیدی از قصه می کند.




دیگر تفاوت فیلم سوئدی با نسخه هالیوودی این است که شخصیت های اصلی داستان به مراتب پیچیده تر از نسخه سوئدی هستند. در این میان لیزبث وضعیت سخت تری دارد ، او در علوم کامپیوتر همتا ندارد و به راحتی می تواند موانع را سر راه بردارد. فیلم در ابتدای رویارویی میکائیل با این شخصیت به نوعی به تماشاگر می گوید که او دختری بسیار باهوش و دست نیافتنی است، اما رفته رفته « فینچر » بُعدِ منفی شخصیت لیزبث را به ما نشان می دهد. او اگرچه هـکـری حرفه ایی است اما در بحث شخصیت، همچنان یک دختر بچه باقی مانده!. او سریع علاقه مند می شود، سریع ناراحت می شود و در یک کلام رفتاری نه چندان پخته از خودش نشان می دهد. « فینچر » با بررسی زوایای مختلف شخصیت لیزبث سعی کرده این شخصیت کلیدی داستان را بیش از پیش برای تماشاگر قابل فهم کند و در این راه هم موفق شده. لیزبث گذشته ی تلخی دارد و برای فرار از این گذشته، ترجیح داده خود را با انواع و اقسام خالکوبی ها بپوشاند تا شاید از این طریق به خودش القا کند که آدم سرسختی است و ناملایمات دنیا دیگر نمی تواند زندگی او را برهم بزند، اما با برملا شدن جزییات کثیف پرونده های مختلف که همه آنها حاکی از وجود انواع و اقسام فساد دارد و یا مشاهده رفتارهای غیر منصفانه میکائیل ( از نظر خودش ) ، مشاهده می کنیم که او واکنشی متفاوت با ظاهر سرسخت اش از خود نشان می دهد، در این قسمت ما با بخش اصلی شخصیت لیزبث روبرو می شویم که در پشت نقاب کمین کرده بود، لیزبث اصلی دختری شکننده و به شدت حساس است که خلاٌ احساسی اش چنان پر رنگ بوده که بی مقدمه به سمت میکائیل گرایش پیدا می کند. تعریف رابطه ی میکائیل و لیزبث در کتاب با آنچه که در نسخه سوئدی فیلم شاهد بودیم، کمترین تفاوت ممکن را داشت. اما در فیلمِ « فینچر » این رابطه دستخوش تغییرات نسبتاً زیادی شده که یکی از آنها تعریف شرایط این 2 نفر است. در واقع می توان گفت که میکائیل و لیزبث کمترین حس مشترکی به یکدیگر دارند! به عنوان مثال لیزبث که قبلاً رابطه ایی احساسی را تجربه نکرده است، فکر می کند میکائیل به او دلبسته است اما میکائیل که فرد به مراتب با تجربه تری است، کاملاً شرایط را در کنترل خود دارد و می داند که رابطه ی احساسی خاصی با لیزبث ندارد!.




بازی زیبا و بی نقص « رونی مارا » در نقش لیزبث یکی از نقش آفرینی هایی است که به نظر می رسد به راحتی بتواند یکی از کاندیدهای دریافت اسکار باشد. « مارا » با استادی توانسته تمام زوایای شخصیت لیزبث را برای تماشاگر نمایان کند، شخصیت همیشه مضطرب و شکننده او به خصوص در لحظاتی که احساساتی می شود، چنان تاثیرگذار است که اشک هر بیننده ایی را در می آورد!. در نسخه سوئدی « نومی راپیس » ایفاگر نقش لیزبث بود که اتفاقاً با این فیلم به شهرت فراوانی دست پیدا کرد، بازی « راپیس » در نسخه سوئدی بسیار خوب و قابل تحسین بود اما فکر می کنم در مقایسه با نقش آفرینی « مارا » در سطح به مراتب پائین تری قرار دارد. « دنیل کریگ » هم در نقش میکائیل بازی خوبی ارائه داده است. « کریگ » در این فیلم به دور از شمایل " جیمز باندی اش " ، بازی تاثیرگذاری ارائه داده. بازی او به خصوص در یک سوم پایانی فیلم، قابل ستایش است. البته باید بگویم که در صحنه های دو نفره بین « کریگ » و « مارا » ، این « مارا » است که چشم ها را بسوی خود خیره می کند.

« دختری با خالکوبی اژدها » تمام فاکتورهای یک فیلم خوب را دارد. « فینچر » که متخصص ایجاد فضای تاریک و غمگین در فیلم است، موفق شده داستان ناراحت کننده « دختری با خالکوبی اژدها » را به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر بکشد. اگر جزو آن دسته از تماشاگرانی هستید که به دنبال خوبی و خوشبختی در فیلم می گردید، بی تعارف بگویم که « دختری با خالکوبی اژدها » فیلمِ مورد نظر شما نیست. اما اگر جزو تماشاگرانی هستید که زبان سینما برایتان مهم است و تماشای تکنیک های فیلمسازی برایتان در اولویت قرار دارد، می توانم بگویم که با تماشای « دختری با خالکوبی اژدها » به خواسته خودتان خواهید رسید.








دختری با خالکوبی اژدها : The Girl with the Dragon Tattoo

کارگردان : David Fincher

نویسنده : Steven Zaillian، Stieg Larsson

بازیگران :

Daniel Craig...Mikael Blomkvist

Rooney Mara...Lisbeth Salander

Christopher Plummer...Henrik Vanger

Stellan Skarsgård...Martin Vanger

و...............

ژانر : درام

درجه سنی : R( مناسب برای فراد بالای 17 سال )

زمان : 158 دقیقه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #169

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

معرفی فیلم In the Land of Blood and Honey





در طول جنگ داخلی بوسنی و هرزگوین «دانیل» سرباز صرب، عاشق یکی از اسرای بوسنیایی به نام «آیلا» می شود که در اردوگاه اسرای تحت فرمان دانیل در اسارت است رابطه آنها پیچیده تر می شود تا جایی که باعث تغییر انگیزه آنها در جنگ می شود.

نام فیلم:

In the Land of Blood and Honey

در سرزمین خون و عسل

تاریخ اکران:

23 دسامبر 2011

2 دی 1390

نویسنده و کارگردان:

Angelina Jolie

آنجلینا جولی

بازیگران:

Zana Marjanovic

زانا مارجانوویچ

Goran Kostic

گوران کوستیچ

Rade Serbedzija

رید سربیدزیجا

محصول کشور:

ایالات متحده آمریکا

ژانر:

درام / رومنس / جنگی

درجه بندی سنی:

R (مناسب برای افراد بالای 17 سال)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th March 2012   #170

عليرضا جون

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 عليرضا جون آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهروون
نوشته ها: 34,295
تشکر از دیگران: 1,601
تشکر شده 36,228 بار در 17,592 پست

حالت
Amused

 

Extremely Loud and Incredibly Close


1- کسی در فیلم حضور دارد که من بشناسم؟!

در فیلم 2 بازیگر مشهور حضور دارند که می توانند بهانه شما برای تماشای فیلم باشند؛ اولی « تام هنکس » و دومی خانم « ساندرا بولاک ».

2- داستان فیلم درباره چیست ؟

داستان این فیلم درباره خانواده ی شِل است. این خانواده متشکل از پدر ( تام هنکس ) مادر ( ساندرا بولاک ) و فرزندشان به نام اسکار ( توماس هورن ) می باشد که همه به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر در حال زندگی هستند. اما زمانی که توماس ( پدر خانواده ) در روز یازدهم سپتامبر 2001 برای یک جلسه کاری به طبقه 105 یکی از برجهای دوقولو می رود، با حادثه ایی تروریستی مواجه می شود و پیش از آنکه بتواند فرار کند، از بین می رود. یک سال پس از این اتفاق، اسکار با پیدا کردن کلیدی در کمد پدرش ،به این فکر می افتد که شاید این کلید بتواند درهای جدیدی از زندگی را بر وی بگشاید، به همین دلیل در به در به دنبال قفل آن می گردد و...




3- بازیگران فیلم چه کسانی هستند؟

Tom Hanks ، Thomas Horn ، Sandra Bullock ، Zoe Caldwell

4-کارگردان کیست ؟

«استفن دالدری» که تا به امروز تنها 4 فیلم بلند کارگردانی کرده و 3 بار هم کاندید اسکار بهترین کارگردانی شده است! « استفان دلدری » در نوع خودش یک پدیده به حساب می آید چراکه اولین کارگردانی است که هرچه فیلم بلند ساخته، بخاطرش کاندید دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده! البته این را مد نظر داشته باشید که « به شدت بلند و بسیار نزدیک » به احتمال فراوان چهارمین کاندیداتوری اسکار را برای وی به ارمغان خواهد آورد ، یعنی 4 فیلم و 4 بار کاندید اسکار شدن!




5- خانواده ها در هنگام تماشای فیلم باید به چه نکاتی توجه کنند؟

در فیلم خبری از صحنه های جنسی نیست اما فضای فیلم به شدت شما را غمگین می کند! این محیط ناراحت کننده شاید افراد کم سن و سال را دچار نوعی افسردگی زودگذر کند!

6- نکات مثبت فیلم ؟

فیلم اگرچه در پس زمینه خود ماجرای یازده سپتامبر را به تصویر می کشد اما هرگز به صورت مستقیم به آن اشاره ایی نمی کند. احتمال اینکه در هالیوود فیلمی ساخته شود که به نوعی به حادثه یازدهم سپتامبر اشاره داشته باشد و در آن خبری از جبهه گیری سیاسی نباشد، بسیار کم است؛ « به شدت بلند و بسیار نزدیک » یکی از همین فیلمهاست.

فیلم 2 نام بزرگِ « تام هنکس » و « ساندرا بولاک » را یدک می کشد اما کارِ چندانی با آنها ندارد! « هنکس » که در اول فیلم جان به جان آفرین تسلیم می کند و در ادامه هرچه که می بینیم فلاشبک های نصیحتی اوست، و « بولاک »که فقطیک مادر وظیفه شناس است. این رویه باعث شده تا تماشاگر حواسش را معطوف شخصیت اسکار و ماجراجویی هایش کند.




فیلم میانه رو است، نه خیلی شما را احساساتی می کند و نه یکدفعه ایی فضا را ول می کند. در « به شدت بلند و بسیار نزدیک » همه اتفاقات کنترل شده به جلو هدایت می شوند و هرگز هم این تعادل بهم نمی ریزد.

« به شدت بلند و بسیار نزدیک » اولین فیلمِ « توماس هورن » به حساب می آید، آخرهای سال میلادی که شده کلی چهره جدید و با استعداد به سینما معرفی شده اند!

در فیلم ، اسکار شِل پسری است که با جامعه خودش مشکل دارد و یکجورایی مثل همیشه کسی او را نمی فهمد. اما شخصیت پردازی خوب باعث شده تا اسکار برای تماشاگر سوهان اعصاب نباشد. تصمیمات او عجیب و غریب است اما هرگز به مرحله ایی نمی رسد که در دلمان کلی بد و بیراه به او بگوئیم!

« به شدت بلند و بسیار نزدیک » خیلی راحت باعث می شود شما عاشق رابطه بین اسکار و توماس شوید. در فیلم خبری از اتفاقات سلسله وار که در جریان آن پدرِ خانواده تبدیل به یک فرشته می شود نیست، بلکه ما شاهد پدری وظیفه شناس هستیم که همسرش را خیلی دوست دارد و سعی می کند ارتباط پدرانه ایی هم با فرزندش داشته باشد. این صمیمیت به راحتی به تماشاگر هم منتقل شده است.

در پایان فیلم کلی درس زندگی یاد می گیریم! خب تابحال فیلمی " یازدهم سپتامبری" دیده اید که نکات آموزنده ایی داشته باشد!؟

7- نکات منفی فیلم ؟

« به شدت بلند و بسیار نزدیک » در کل فیلم ناراحت کننده ایی است و می تواند حسابی به تعطیلات کریسمس شما گند بزند! اگر مسیحی هستید و قصد دارید تا جشن کریسمی برپا کنید، از خیر تماشای فیلم بگذرید!

هر بار که می نشینم و شانس های اسکار را پیش خودم حساب می کنم، ناگهان فیلمی اکران می شود که تمام معادلاتم را بهم می ریزد! « به شدت بلند و بسیار نزدیک » یکی از همین فیلمهاست

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب هفت را بخوانيد.
عليرضا جون هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا