من امروز با یکی از دوستام بودم رفتیم یه جایی یه سری عکس رو بدیم شاسی کشی کنن کلا" هم از دیشب یه سره بیدار بودم خلاصه کاراش انجام شد خوشحال از اینکه به شلوغی مترو نمیخوریم و به امید خوابی طولانی نزدیکای خونه بودیم که دوستم گفتم وامسیبتا که فلشم گم شده و این همه عکس توشه و بدبخت شدم من درست تو اون لحظه در حالت هنگ مغزی بودم
امروز هر کی منو میدید میگفت طرف نیم کیلو دوا زده به بدن
زندگی ناممون رو ریختیم تو مترو پیدا نشد زنگ زدیم به اون آتلیه گفت آقا اینجا جا مونده دوباره کل این مسیر رو برگشتیم چشمتون روز بد نبینه به اوج شلوغی مترو هم برخورد داشتیم گشنه و تشنه له و لورده اومدیم خونه
این اتفاق دقیقا مال خواهر من افتاده بود با این تفاوت که فلشش هرگز پیدا نشد
من امروز گلوم درد ميكنه
من امروز در پوستم نميگنجم(فكر كنم سيب زمينيه بزرگي شدم) ديروز عمليات ثبت نام دانشگاه كوفتي به پايان رسيد و بنده نوعي بعنوان اولين دانشجوي سيب زميني در ايران مشغول به تحصيل گشته ام.
من امروز تصميم بزرگي گرفتم كه خيلي بزرگ مي باشد(به همين خاطر جا نميشه همشو بنويسم فقط بدونيد تصميم بزرگيه) راستي به ازدواج هم ربطي نداره به اون ربطيش ندين واسه خودتون.
من امروز...
سيب زميني هم شد اسم؟
آره چشه مگه؟ به اين شهرت.
هم فقير ميشناسش هم غني.هم تو روستا هم تو قصرا.هم اونايي كه تلويزيون دارن هم اونايي كه ال اي دي دارن...ديدي چقدر خوبه.به ظاهرش نگاه نكن.همه دوسش دارن
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
سيب زميني ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
من امروز کلی کار داشتم وچون عصر ممکنه مهمون داشته باشیم باید زود بیدار میشدم تا بش میرسیدم ولی متاسفانه خوابم برد
من امروز از صبح دارم دنبال یه مبحثا فیزیکم تو نت میگردم ولی چیز بدرد بخوری راجع بش نیس
من امروز بازم دلم تنگه ولی بازم نگفتم ... ای بترکه این غرور لعنتی
من امروز فهمیدم که چه بده آدم نتونه حرفا دلشو بزنه
من امروز با تمام وجود غبطه میخورم به اونایی که حرفای دلشونو میزنن حتی اگه با شکست روبرو شن
میبینم که دیشب داییم اینا +داداشم و خواهرم اینا خونمون بودن
واسه همین مجبور شدیم زنونه مردونش کنیم واسه خواب
من افتادم بغل داییم (بابام بغلش بودا گفت محسن بیا بغلم بخواب تا صبح با هم درد و دل کنیم)
هی به مادرم میگیم این داداشت مثل چی خرو پف میکنه میگه نه
باورتون نمیشه
یه شب تنها آمد خونمون و آمد تو اتاق من خوابیدمنم خوابش کردم و نشستم به فیلم دیدن و یه فیلم ترسناک گذاشتم(کینه )
تو اوج فیلم بودم یهو یه صدای خرناس که شبیه حمله شیر بود از خودش در آورد
منو میگی گرخیده بودم کلا
میخواستم بگم میخوایی خرناس بکشی میگفتی من یه فیلم دیگه ببینم خب
آقا خلاصه دیشب پیشش خوابیدم و واسه اینکه به مادرم ثابت کنم که خرناس میکشه موبایلم و رو ضبط گذاشتم و خوابیدم
صبح پاشدیم و داییم و خانوادش رفتن و گذاشتم تا همه گوش بدیم
همه اینجوری بودیم====>
اینارو تو میبینم که هم گفتم
گفتم اینجا هم بگم
من امروز حالم خیلی گرفته است
من امروز کلی با ماهان کل کل کردم
من امروز دلم می خواد برم بمیرم
من امروز دلم می خواد یکی رو برم تهران خفه کنم
من امروز ولش کن....
darya del ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
+++ با آرزوي سلامتي براي دوستمون مونا كه دچار ضربه ي مغزي شده ! متاسفانه در هنگام عبور از خيابون بدليل عدم استفاده از كلاه كاسكت ضربه اي به سرش وارد شده ! الان رو به بهبوده خوشبختانه !
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خشم با دیوانگی آغاز می شود .
وبا پشیمانی پایان می پذیرد
فیثاغورث
من امروز حال همیشگی مو نداشتم
ضد حال، برف، سردی هوا، سرعت داغون وی پی ان خلاصه ایه از امروزم!
ساعت 2.30 رفتم بیرون و تحقیقم و به دوستم تحویل دادم. بارونی گرفت بسیار شدید که جلو دیده نمی شد!
تنها نکته مثبت امروز این بود که با ماشین جدیدم یکم گشتم تو خیابون. همین!
من امروز به یه نکته اخلاقی هم رسیدم
دوست دارم زودتر امروز تموم شه
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.