شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر تاریخ تاريخ ايران تاريخ ايران پيش از اسلام
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 14th July 2011   #181

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

منم کوروش شهریار روشناییها

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #182

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

4 كورش، تو به ما آموختي چگونه ايراني باشيم

متن سخنراني كورش زعيم در پاسارگاد :


در اين پنجمين سال برپايي روز جهاني كورش و سومين سال بنيانگذاري اين روز بنام روز ملي ايران، من ايراني بودن شما را در اين روز خجسته شادباش مي گويم. بيشتر ما كه در اينجا گرد آمده ايم و اين روز فرخنده ملي را بزرگ مي داريم، در اين پندار هستيم كه كورش فردي استثنايي و بي همتا در جامعه ايراني بوده است. در صورتيكه اينجور نيست. كورش يك ايراني راستين بود، زيرا در خانواده و جامعه ايراني پرورش يافته و آموزش ديده بود. در آن زمان، هزاران هزار كورش در ايران مي زيستند كه ما يكي از آنان را كه بخت پادشاهي و جاودانگي يافتن در تاريخ را پيدا كرد مي شناسيم. در آن زمان جامعه ايراني كورش مي پروراند. پدر او كورش بود، دوستانش كورش بودند، مربيانش كورش بودند، مادرش كورش بود، همسرش كورش بود و فرماندهانش همه كورش. ما صدها سال است كه بعلت تحميل انديشه ها، گفتار و كردار ناايراني، از آن فرهنگ زيباي آدم ساز درست انديشي، راستگويي، گفتار و كردار نيك فاصله گرفته ايم و ديگر ايراني راستين نيستيم. اينكه ما كورش را اينگونه گرامي مي داريم، نشانگر آن خواهش و آرزوي دروني ماست كه دوباره ايراني باشيم.
در آن دوران، يك دولتمرد هرگز دروغ نمي گفت، در اين دوران هرگز راست نمي گويد. در آن دوران، سردمدارن كشور نه تنها به خزانه ملت دست دراز نمي كردند، بلكه به خزانه كشورهاي بيگانه تسخير شده هم دست دراز نمي كردند؛ در اين دوران نه تنها خزانه ملت را تهي مي كنند، بلكه كشورهاي بيگانه هم خزانه ملت ما را تهي مي كنند. در آن دوران، هر ديوانسالاري كه دروغ مي گفت يا به مردم خشونت مي كرد يا به حقوق مردم تجاوز مي نمود، بي درنگ نكوهش و از كار بركنار مي شد؛ در اين دوران، ارتقاي درجه مي يابد. در آن دوران، همه مردم فرهيخته جهان متمدن مي خواستند از كشور خود بگريزند و در ايران زندگي كنند؛ در اين زمان، همه ايرانيان فرهيخته ميخواهند از ايران بگريزند و در كشورهاي ديگر زندگي كنند. در آن زمان، حاكميت ايران پيشاهنگ حقوق بشر و نوعدوستي بود؛ در اين دوران، حاكميت ايران به تنها چيزي كه تن در نمي دهد حقوق بشر و نوعدوستي است. در آن زمان، همه مردم جهان متمدن، ايران را دوست و ايراني را گرامي مي داشتند؛ در اين زمان، همه مردم جهان متمدن از ايران گريزانند و به ايراني بدگمان. در آن زمان، ملت ايران داراترين و آسوده زي ترين مردم جهان بودند؛ در اين زمان يكي از فقيرترين و پريشان زي ترين.
اكنون ما ايرانيان بخود آمده ايم، از خواب چند صدساله بيدار شده ايم، خود را در آينه ديده ايم و به وحشت افتاده ايم كه اين ما نيستيم. ما ايراني بوده ايم و ايراني زيسته ايم، و مي خواهيم دوباره ايراني زندگي كنيم؛ ... و اين خواهد شد.
اين شيرملت ايران است كه از خواست ما پشتيباني خواهد كرد و خورشيد مهر ايران را دوباره بر پشت خود بر اين سرزمين و سراسر جهان خواهد تاباند. ما به آنان كه سده هاست ملت ما را در بند انديشه هاي ناسازنده و ناپذيرفتني خود گرفتار كرده اند مي گوييم: برو به پيشه خود برس كه پيشه ملت ايران آزادي و آزادگي است.
اين سبز ايران سبز شادماني و پيشرفت و آباداني است و بازيچه دست هيچ كس و گروه نيست. اين
سپيد ايران سپيد آشتي و دوستي ملت ايران با همه ملت هاي جهان است و ما دست همزيستي و دوستي و همكاري را به سوي همه مردم جهان دراز خواهيم كرد؛ كه ايراني نه تنها مرگ كسي را خواهان نيست بلكه سربلندي همه ملت ها را خواهان است. ما فقط اگر بتوانيم در ميان همه ملتهاي پيشرو و سربلند جهان بدرخشيم و سربلند باشيم ملت ايران هستيم. و اين سرخ ايران نشان تهديد و جنگ خواهي و خونريزي نيست، نشانه عشق و شادابي و انرژِي زندگي است. ما اين عشق و انرژي را به ملتمان باز خواهيم گرداند.
اي تويي كه خورشيد من ايراني را گرفتي تا در تاريكي و ايستايي ذهن تو تصور تنهايي كنم، بدان كه من ذهن مرده تو را آنقدر با جنبش آزادگي خود تكان خواهم داد تا زنده و پويا گردد. من دل تاريك تو را با فرهنگ جهان بين ايرانيم روشن خواهم كرد تا از تاريكخانه خود بيرون آيي.
تو تاريكي انديشه خود را بر من تحميل كردي، ولي من تو را به روشنايي ايراني بودن خواهم كشاند و ستم تو را با مهرباني خود درهم خواهم شكست. من ايراني تا تو را انسان نكنم از پاي نخواهم نشست و لذت و افتخار ايراني بودن را به تو خواهم چشاند.


كورش زعيم _ پاسارگاد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #183

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

گلایه ( کوروش بلند شو و ببین عاشقات چکار میکنند)

فقط یک جمله:
تو ی سایت (پیوستن بحرین به ایران) شرکت کردم شدم نفر 454!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوروش بلند شو ببین عاشقات از خاکی که با

افتخار بدست آوردی چطوری حراست میکنند

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #184

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

فرمان کوروش کبیر" روی فرش قرمز در ایران !

در سال 1258 خورشیدی برابر با 1879 میلادی، به دنبال كاوش‌های گروه انگلیسی، استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی به نام "هرمز رسـام" باستان شناس بریتانیایی اصل آسوری تبار، در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ( نیایشگاه مَـردوك ) در شهر باستانی بـابـل در بین‌النهرین کشف شد و بنابر قوانین آن زمان از ایران خارج و تاكنون نیز در بخش ایران باستان موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شده است. گمان نخستین باستان شناسان این بوده كه این لوح توسط یكی از پادشاهان بابلی نگاشته شده است. اما پس از بررسی خط شناسان مشخص شد كه این استوانه در سال 538 پیش از میلاد به هنگام ورود سپاه ایران به بابل و فتح این شهر به فرمان كوروش، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان نوشته شده است. ترجمه و انتشار متن این استوانه گلی نشان داد آن چه از خاك بابل كشف شد، "نخستین منشور جهانی حقوق بشر" است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (1389) 2548 سال می‌گذرد.



این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 361x700 می باشد.
:: منشور جهانی حقوق بشر کوروش کبیر ::



:: تصویری از هرمز رسام، باستان شناسی که منشور کوروش کبیر را کشف کرد ::
استوانه كوروش آسیب‌هایی جدی به خود دیده است. بسیاری از سطرهای آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگیِ بیش از اندازه قابل خواندن نیستند. نبشته‌های بخش‌های آسیب‌دیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن می‌توان تا حدودی بازسازی كرد كه در این بازسازی نیز، بی‌گمان احتمال اشتباه‌هایی وجود دارد. بدین لحاظ و نیز به دلیل اینكه در خوانش و ترجمه نبشته‌های بابلی، هنوز نیز اتفاق نظر وجود ندارد؛ متن منشور كوروش در ترجمه‌های گوناگون به تفاوت‌هایی دچار آمده است. با این نگرش، هیچیك از ترجمه‌‌های امروزیِ كتیبه، معادل دقیق معنای عبارت‌های اصلی آنرا ارائه نمی‌كنند. استناد به محتوای كتیبه و به ویژه كلید‌واژه‌ها، می‌بایست با دقت و وسواس بسیاری صورت پذیرد. بی‌تردید استناد به كتیبه هنگامی با اطمینان بیشتری ممكن می‌شود كه واژ‌ه یا مفهومی خاص، در بیشتر پژوهش‌ها به گونه كم‌وبیش یكسانی برگردان شده باشند.
این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 450x600 می باشد.
:: منشور حقوق بشر کوروش کبیر در "بخش ایران باستان" موزه بریتانیا قبل از انتقال موقت به ایران ::
با پیگیری‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هیئتی از موزه بریتانیا طی یك‌ماه و نیم گذشته به ایران آمدند و قرارداد انتقال این منشور برای نمایش در ایران به مدت 4 ماه را به امضا رساندند كه منشور كوروش ساعت 4:25 دقیقه روز جمعه گذشته (19 شهریور 1389) از انگلستان وارد ایران شد. منشور كوروش كه از زمان ورود به ایران درون مخزن بود صبح شنبه طی مراسمی با حضور جان كرتیس مدیر بخش خاورمیانه موزه بریتانیا، آزاده اردكانی مدیر موزه ملی ایران و امین اموال از مخزن موزه ملی ایران خارج شده و پس از عبور از مسافت چندین متری كه با فرش قرمز پوشانده شده بود اصالت آن پیش از انتقال به ویترین، توسط كارشناسان مورد تأیید قرار گرفت.
این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 378x599 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 395x590 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 378x597 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 376x598 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 377x597 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 378x593 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 378x599 می باشد.
در مراسم انتقال منشور كوروش به داخل ویترین مخصوص كه 182.5 سانتیمتر ارتفاع، 800 سانتیمتر عرض و 800 سانتیمتر عمق دارد و از بریتانیا به موزه ملی ایران منتقل شده است، جان كرتیس؛ مدیر بخش خاورمیانه موزه بریتانیا، حمید بقایی؛ معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، خوشنویس؛ رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، طالبیان؛ مدیر بنیاد پارسه و پاسارگاد، محیط طباطبایی رئیس ایكوم، پرویز سعادتی؛ مدیر پایگاه‌های جهانی میراث فرهنگی، علیرضا مقیمی؛ مدیر مجموعه‌های نیاوران و سعدآباد، حسن محسنی؛ سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و جمعی از متخصصان و باستان‌شناسان حضور داشتند.
این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 379x597 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 377x599 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 380x593 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 382x594 می باشد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 377x599 می باشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #185

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

ثروت کوروش (يک نمونه ديگر از عظمت فکر کوروش کبير حتما بخونيد )

کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید...
زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟
کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره‌اند مثل این می‌ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #186

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

***به کــــوروش ببالیــــد چون دنیا بهش می بالد***


در اینجا جمعی از سخنان بزرگان تاریخ ادب وسیاست و فلاسفه وغیره رو در توصیف کوروش کبیر مشاهده می کنین تا متوجه عظمت کوروش وایرانیان شویم وبه خود افتخار کنیم

دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی:

این پادشاه بزرگ یعنی كوروش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القلب و ظالم بابل و آشور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زرتشت بوده است. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات نیك می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خداوند دانسته و آن را برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند.


پروفسور آلبر شاندور:

شاهنشاهی ایران كه پایه گذار آن كوروش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشونت پی ریزی نشد بلكه عكس آن درست است. زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد. پارسی ها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتر خود عظمت و شكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است. نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان می دهد. آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند.


ژنرال سرپرسی سایكس:

مطالب كتاب مقدس تورات و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی همه همداستانند كه كوروش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست می داشتند و «پدر» می خواندنش. ما نیز می توانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریایی كه سرگذشت اش بر تاریح روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است.


ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه كوروش بزرگ:

من خود سه بار از این آرامگاه دیدن كرده ام و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آن چا بكنم و در هر سه بار این نكته را یادآورده شده ام كه زیارت آرامگاه كوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه به چنین افتخاری دست یافته ام. به راستی من در گمانم كه آیا برای مردم آریائی(هندو اروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیان گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهم تر باشد.


افلاطون:

پارسیان در زمان شاهنشاهی كوروش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند. در زمان كوروش بزرگ فرمانروایان به زیردستان خود آزادی می دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می كردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند. از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شركت می كردند و آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.


هرودوت- تاریخ هرودوت:

هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كوروش مقایسه كند. از این رو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا كردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچ گاه به فراموشی سپرده نشود.
كوروش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و بخاطر او از هر خطری استقبال می كردند.


پروفسور گیریشمن- ایران از آغاز تا اسلام:

كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد. كوروش سرداری بزرگ و نیكخواه بود. او آن قدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آن ها آزادی مذهب می داد و فرمانروای جدید را از میان بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهرها را ویران نمی كرد و قتل عام و كشتار نمی كرد. ایرانیان كوروش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان به وسیله ی كوروش تسخیر شده بود وی را سرور و قانون گذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خواندند.


كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران(مورخ فرانسوی):

تاكنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كوروش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افكار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من اذعان می دارم كه اسكندر و سزار و كوروش كه سه مرد اول جهان شده اند، كوروش در صدر آن ها قرار دارد و تاكنون در جهان كسی به وجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتاب های ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی كه او صادر كرد كه در تاریخ آن زمان كه انسان ها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.


هارولد لمب دانشمند آمریكایی:

در شاهنشاهی ایران باستان كه كوروش سمبل آنان است، آریایی ها درتاجگذاری به كردار نیك- گفتار نیك- پندار نیك سوگند یاد می كردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند كه این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است.


گزنفون مورخ بزرگ یونانی:

ما در این باره فكر كردیم كه چرا كوروش به این اندازه برای فرمانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل برایش پیدا كردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از كودكی بوده است.
كوروش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیك منش بود. او دوست انسان ها و طالب علم و حكمت و راستی بود. كوروش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود. كوروش برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراطوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد. او ملت های ملغوب را شیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كوروش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود، او را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاك دل ترین انسان تا این زمان بود.


كنت دوگوبینو فرانسوی- ایران باستان:

شاهنشاهی كوروش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات می توان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد.


نیكلای دمشقی:

كوروش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هركس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.


پروفسور كریستین سن ایران شناس و استاد زبان اوستایی و پهلوی:

شاهنشاه كوروش بزرگ نمونه یك پادشاه جوانمرد بوده است. این صفات برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده است. در قوانین او احترام به حقوق ملت های دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده كه این قوانین امروز بین الملل نام گرفته است.


ویل دورانت- تاریخ تمدن ویل دورانت:

كوروش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در كشورگشایی حیرت انگیز بود. او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. به همین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستند از آن بگذرند و درباره او داستان های بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر می نامیدند. او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود. كوروش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.


كلمان هوار- تمدن ایرانی:

كوروش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر تخت پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراطوری پهناوری را از خود به جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود. كوروش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود ساخت. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد. برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد. او پیرو دین یكتاپرستی زرتشت بود ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل نكرد.


مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی:

كوروش همان ذوالقرنین قرآن است. او پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردم ایران و جهان هدیه داد.


اخلیوس(آشیل) شاعر نامدار یونانی- تراژدی پارسه:

كوروش یك تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #187

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

فلسفه در آرامگاه کوروش

هنگامی که در 75 کیلومتری تخت‌جمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی پاسارگاد ترک می‌کنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطره‌انگیز سایه افکنده‌اند، پیش می‌رویم؛ به نظر می‌آید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو می‌رویم. انگار کودکان خونگرم و پرنشاطی که در روستاهای کنار راه، با خوشرویی و با مهر راه پاسارگاد را به شما نشان می‌دهند، و آن دخترکان زیبایی که با جامه‌های چین‌دار و بلند و رنگارنگ، گل‌های بنفشه و بابونه صحرایی دشت پاسارگاد را می‌چینند تا داروی دردهای مادرانشان کنند؛ یادگارهایی گرانبها از هزاران سال پیش و از پاسارگاد خاموش و خفته در تاریخ و آن مردان بزرگ هستند. هنوز هم دستان گرم و پرتوان مردان و بوی خوش نان و تنور خانگی زنان پاسارگاد نشان می‌دهد که اجاق ایرانیان همچنان روشن و همچنان گرم است.

دیرینگی پاسارگاد منطقه‌اي كه امروزه با نام «دشت مرغاب» مي‌شناسيم و پاسارگاد هم در آن قرار دارد، از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد تا اوايل هزاره دوم دارای سکونتگاه‌ها و جمعیت فراوانی بوده و آثار آن در محوطه‌هاي پیش از تاریخی «تل نخودي»، «تل سه‌آسياب» و تپه «دو تولون» و بتازگی در محوطه بسیار غنی و مهم «تنگه بلاغی» بدست آمده است. همچنين پس از يك دوره ركود چند صد ساله (كه در همه جاي ايران ديده مي‌شود) در اوايل هزاره نخست پیش از میلاد نيز شواهد زیستی پراكنده‌اي در آن ديده شده است.


اما در زمینه جزئیات دیرینگی محوطه هخامنشي پاسارگاد، تفاوت نظرهایی وجود دارد و هر كدام از نظرها را نیز دلايل قابل قبولي پشتیبانی‌ می‌کند. كهن‌ترين اثر پاسارگاد، «تل تخت» يا همان تخت مادر سليمان است كه يكي از كاخ‌هايي است كه بر بلندي ساخته شده و هنوز هم علیرغم پژوهش‌های فراوان، برخي تصور ميكنند كه قلعه بوده است. رومن گيرشمن بر اين اعتقاد بود كه اين بنا در زمان كمبوجيه اول، پدر كورش بزرگ ساخته شده، اما فرضیه بيشتر پذيرفته‌ شده كه دیوید استروناخ آنرا بيان كرد، زمان ساخت آنرا در مابين سالهاي 546 تا 530 پیش از میلاد يعني در شانزده سال پاياني پادشاهی كورش بزرگ مي‌دانند.

بخش‌هاي ديگر پاسارگاد، بجز بنای آرامگاه که ظاهراّ در زمان پادشاهی کورش به پایان رسیده، از بناهايي هستند كه ساخت آنها در زمان كورش آغاز و در زمان پادشاهان بعدي هخامنشي، از جمله داريوش يكم به پايان رسيده‌اند.


نام پاسارگاد در باره نام پاسارگاد، اختلاف‌ها فراوان‌تر است. این نام را نخستين بار سر رابرت كرپورتر (R. Ker Porter) در نخستین سال‌های سده نوزدهم میلادی و با اقتباس از نظریه جیمز موریه (J. P. Morier)بكار برد و در آن زمان بيشتر پژوهشگران این نامگذاری را نپذيرفتند و هنوز هم شاید برخي بر اين گمان هستند؛ اما اسناد نويافته جاي ترديدی در درستي محل پاسارگاد باقي نمي‌گذارد.


نام پاسارگاد شكل يوناني شده واژه هخامنشي «باتراكاتاش» است كه بارها در الواح عيلامي تخت‌جمشيد بکار رفته است؛ اما از گونه فارسي باستان آن آگاهی درستي در دست نيست. از سوی دیگر هرودوت واژه پاسارگاد را نه براي يك مكان، بلكه براي قبيله‌اي به همین نام بكار برده است.


رونالد كنت بر اين باور است كه گونه فارسي باستان نام پاسارگاد، «پَـئيشي‌یا اووادا» بوده كه معني «جایگاه نوشته/ نوشتارخانه» را مي‌دهد و در کتیبه داریوش در بیستون هم بکار رفته است. (Ronald G. Kent, Old Persian, Sec. edition, New Haven, 1953, p 194)


ویژگی‌های پاسارگاد برخلاف تخت‌جمشید که همه بناها بر روی یک سکوی از پیش آماده‌شده متمرکز شده‌اند، در اینجا بناها در محوطه وسیع 6 کیلومتر مربعی جای گرفته‌اند و در گذشته شاخابه‌ای از رود پلوار از میان آن می‌گذشته است.


پاسارگاد، نشستنگاه و جایگاه گردهمایی‌های همگانی و محل تقویم آفتابی رسمی کشور (بنای معروف به زندان سلیمان)، آرامگاه کورش و به احتمالی ضعیف پایتخت همو و پسرش کمبوجیه دوم بوده است. با توجه به نظر رونالد كنت، کاملاّ ممکن است که منظور از «گنج‌نبشت/ کتابخانه استخر» و سوزانده شدن آن بدست اسکندر که به فراوانی در تاریخ‌نامه‌های سده‌های میانه دیده می‌شود، همان پاسارگاد بوده باشد و به این ترتیب ممکن است که پاسارگاد، يك فرهنگستان یا همان كتابخانه بزرگ استخر بوده باشد.


به موجب گزارش‌های تاریخ‌نگاران گذشته و نیز برخی شواهد بدست آمده، همه بناهای پاسارگاد در میان باغی زیبا و سرسبز و سرشار از آب روان واقع بوده‌اند و امروزه هم در فصل بهار گونه‌های متعدد و متنوعی از گل‌ها و گیاهان صحرایی در این منطقه می‌روید. این باغ‌ها نمونه «پردیس» هایی است که در ایران رونق و رواج چشمگیری داشته و واژه‌های «فردوس» و «پارک» از همان واژه ایرانی «پردیس» برگرفته شده‌اند.

آرامگاه کورش نخستين كسي كه نظريه آرامگاه كورش برای این بنا را بيان كرد، جيمز موريه در سال‌های نخستین سده نوزدهم میلادی بود. او در حالی از این نظريه‌اش پشیمان شد که بزودی دانشمندان دیگر (همچو گروتفند، کورزون، هرتسفلد) آنرا پذيرفتند.

آرامگاه کورش، فرازنده‌ترین و در عین‌حال سالم‌ترین بنای پاسارگاد است. این سازه باشکوه طرحی بسیار باوقار، گیرا، متوازن و متناسب را عرضه می‌دارد. طرح این گونه آرامگاه برخلاف نظر برخی محققان، در ایران ناشناخته نبوده است. اینکه گفته می‌شود چنین بام‌های شیب‌دار در ایران رایج نبوده و از نواحی شمال باختری به ایران رسیده است، ناشی از نبود آگاهی‌های پیشین در زمینه نمونه‌های دیگر چنین بام‌هایی در سراسر ایران است که حتی در گورخانه‌های پیش از تاریخی نیز بدست آمده است.

نمونه‌ای از اینگونه معماری، بنای معروف به «گور دختر» در جنوب خاوری کازرون و در نزدیکی «سرمشهد» است و نمونه دیگری از چنین گورخانه‌هایی توسط آقای خسرو پور بخشنده در کاوش‌های سال 1382 در تپه صرم در نزدیکی کهک قم بدست آمد. متأسفانه این سازه در همان زمان پیدایش توسط شخص یا اشخاصی ناشناس نابود شد. (برای گزارش مقدماتی این کاوش و همچنین عکسی از گور یادشده بنگرید به: سیامک سرلک، عوامل مؤثر در شکل‌گیری انواع معماری قبور و شیوه‌های تدفین در گورستان عصر آهن تپه صرم، در: گزارش‌های باستان‌شناسی، جلد 3، ص 129 تا 163).

ویژگی‌های ظاهری آرامگاه آرامگاه کورش تنها از نوعی سنگ ماسه‌ای که به مرمر سفید شباهت دارد، ساخته شده و در ساخت آن از هیچگونه مواد و مصالح دیگری استفاده نشده است. سنگ‌ها که از معدنی در شمال خاوری سیوند بدست آمده، در قطعات بسیار بزرگ که گاه وزن هر کدام آنها به ده‌ها تن می‌رسد، به شیوه خشکه‌چین بر روی هم چیده و بنا گردیده است و گاه برای اتصال محکم‌تر آنها از قطعات آهنی دم چلچله‌ای استفاده شده است. این قطعات آهنی در طول زمان از چشم سارقان پنهان نمانده است. با اینهمه و علیرغم گذشت بیش از 2500 سال از عمر ساختمان و پشت سر گذاردن زمین‌لرزه‌ها و حادثه‌های دیگر طبیعی و انسانی، بنای آرامگاه کورش همچنان سالم و پایدار و استوار بر جای مانده و نشانه‌ای است از توانمندی‌ها و شایستگی‌های معماران، دانشمندان و صنعتگران ایرانی.


اتاق آرامگاه بر روی شش سکوی مطبق سنگی ساخته شده و طبقه هفتم آنرا تشکیل می‌دهد. نخستین و پایین‌ترین طبقه، قریب 12 متر عرض و 13 متر طول و 170 سانتیمتر بلندی دارد. در نتیجه سطح زیربنای ساختمان به حدود 160 متر مربع می‌رسد. این اندازه‌‌ها در طبقات دیگر به ترتیب کاهش می‌یابد بطوری که بلندی صفه ششم از 55 سانتیمتر تجاوز نمی‌کند. به این ترتیب ارتفاع شش صفه پله‌مانند بنا حدود 5/5 متر و با احتساب حدود 6 متر بلندی اتاق آرامگاه و بام آن، بلندای کل بنا بالغ بر 11 متر می‌شود. این تاق بصورت شیروانی و شیب‌دار بام بنا را می‌پوشاند.


دیوارهای اتاق بسیار ضخیم ساخته شده‌اند. بطوری که پس از ورود به اتاق در می‌یابیم که اندازه‌های داخلی آن کمی بیشتر از 2 متر در 3 متر است. جای پاشنه درها نشان می‌دهد که این اتاق با دو در سنگی بزرگ که بر روی همدیگر قرار می‌گرفته‌اند، بسته می‌شده است. چنین درهایی که به سختی باز و بسته می شوند، معمولاّ برای بناهایی بکار می‌رفته است که قرار نبوده رفت ‌و آمدهای زیادی به درون آن انجام پذیرد.

این درها نزدیک به 130 سانتیمتر بلندی داشته و ورود به اتاق با خم شدن امکان پذیر می‌شده است. داخل اتاق بسیار ساده و کف و سقف آن هر کدام از دو قطعه سنگ بزرگ و ضخیم پوشیده شده است. در نتیجه وجود این سقف مسطح بر بالای اتاق و در زیر شیروانی، در می‌یابیم که می‌بایست اتاق دیگری در میان این دو سقف وجود داشته باشد. این اتاق فوقانی کوچک هیچ راهی به بیرون ندارد و پیدایی آن در سال 1338 خورشیدی با کوشش شادروان استاد علی سامی ( رئیس مؤسسه باستان‌شناسی تخت‌جمشید که پژوهش‌های تخت‌جمشید و پاسارگاد، دین زیادی به ایشان دارد و هرگز کسی نتوانست جای خالی او را پر کند) انجام پذیرفت. به نظر ایشان، این اتاق سنگی جایگاه اصلی دو تابوت سنگی است که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. یکی از این تابوت‌ها چند سانتیمتر کوچکتر از دیگری است. در هیچکدام از این دو تابوت چیزی یافت نشده است. (علی سامی، پاسارگاد، شیراز، 1350).
هر چند که به نظر می‌رسد کنده‌کاری‌های تابوت‌مانندی که در درون تخته‌سنگ‌های بام زیرین و داخلی بنا انجام شده است، شیوه‌ای برای سبک کردن آن بوده باشد؛ اما بعید نیست که با توجه به اندازه‌های آنان که برابر با قد و هیکل آدمی است، آنگونه که استاد سامی بیان داشته‌اند، تابوت‌های کورش و «کاساندان» بانوی او بوده باشند.


در اطراف و درون آرامگاه هیچگونه آذین و نگاره‌ای وجود ندارد و تنها در نمای سردر سه‌گوش زیر شیروانی و بالای در ورودی، نقش بسیار کمرنگی از نگاره یک گل دوازده‌ گلبرگی متداول هخامنشیان نگاشته شده است. علاوه بر این هیچگونه کتیبه و نبشته‌ای نیز در آرامگاه یافت نشده است. اما آریان مورخ یونانی گزارش کرده که در آرامگاه کورش کتیبه‌ای «به خط ایرانی» به این مضمون دیده شده است: «ای مرد! من کورش هستم، پسر کمبوجیه، من شاهنشاهی پارسیان را بنیاد گذاشتم. من بر آسیا فرمان راندم، اینک بر من رشک مبر». آریان و همچنین استرابو، مورخ دیگر یونانی به نقل از آریستوبولوس وضعیت داخل مقبره را نیز به اختصار توصیف کرده‌اند. بر پایه گفتار آنان در اتاق آرامگاه یک تخت زرین با تابوتی زرین و میز و ساغرهایی وجود داشته است.


البته در درون آرامگاه و بر سنگ‌هایی در پیرامون آن، کتیبه‌هایی مذهبی و نیز طرحی از یک محراب تراشیده شده که به دوره حکومت اتابکان فارس مربوط می‌شود. در آن زمان از این مکان بعنوان مسجد استفاده می‌شده است. در دوره‌ای نیز که تا همین اواخر ادامه داشته است، این بنا را به عنوان «قبر مادر سلیمان» می‌شناخته‌اند که زیارتگاهی ویژه زنان بوده و مردان حق داخل شدن به آنرا نداشته‌اند.


امروزه در پاسارگاد تنها یک کتیبه کامل که در چند جای مختلف بر دیوار کاخ‌ها نوشته شده است، دیده می‌شود. این کتیبه‌ها در دو سطر به زبان و خط فارسی باستان، یک سطر ترجمه عیلامی و یک سطر ترجمه اکدی (بابلی نو) نگاشته شده‌اند: «اَدَم کوروشَـ(ـه)، خشایَـثی‌یَـه، هخامنیشی‌یَـه» من کورش، شاه، هخامنشی». از این کتیبه نسخه دیگری بر بالای سنگ‌نگاره مرد بالدار بوده است که در فاصله سال‌های 1240 تا 1253 خورشیدی ناپدید شده است. امروزه بحث‌های فراوانی در زمینه زمان نگارش این کتیبه‌ها در حال انجام است.


بنای آرامگاه و همه بازماندهای کورش هخامنشی، نه تنها یادمان او، بلکه یادگار پر ارج دانش، فن‌آوری و اندیشه ایرانی است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #188

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

کوروش کبیر پدری مهربان ورئوف

حکمیت تاریخ در باره کوروش

آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد
کوروش پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 قبل از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا" تمام مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند.


هرودوت کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد : "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک فارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت."

در جایی دیگر او را آقای تمام آسیا می خواند و می نویسد : "هنگام پادشاهی کوروش و کمبوجیه قانونی راجع به باج و مالیات وضع نگردیده بود، بلکه مردمان هدایا می آوردند. تحمیل باج و مالیات در زمان داریوش معمول گردید، لذا پارسیان می گفتند که داریوش تاجر، کمبوجیه آقا و کوروش پدر بود. اولین را به آن جهت که سود طلب بود، دومین را چون سختگیر و با نخوت بود و سومین (کوروش) را به واسطه اینکه ملایم و رئوف بود و همیشه خیر و خوبی ملت را هدف قرار می داد، پدر می خواندند."

گزنفون می نویسد : "او سطوت و رعب خود را در تمام روی زمین انتشار داد، بطوری که همه را مات و مبهوت ساخت. حتی یکنفر هم جرات نداشت که از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل مردمان را طوری برخود کند که همه میخواستند جز اراده او، کسی بر آنها حکومت نکند."

همین مورخ در مطلبی دیگر می آورد که : "کوروش خوش قیافه، خوش اندام، جوینده دانش، بلند همت، با محبت و رحیم بود. شداید و رنج ها را متحمل می شد و حاضر بود با مشکلات مقابله کند ... کوروش دوست عالم انسانیت و طالب حکمت و قوی الاراده، راست و درست بود ... باید اذعان نمود که کوروش تنها یک فاتح چیره دست نبود، بلکه رهبری خردمند و واقع بین بود و برای ملت خود پدری مهربان و گرانمایه به شمار می رفت."

ریچار فرای معتقد است که : "یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخوی ها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه سازمانها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند."

همچنین خاورشناسان بسیار دیگری راجع به کوروش نظر داده اند که بیان همه آنها خارج از حوصله این مطلب است. در اینجا به یک نکته مهم می پردازیم و آن اینکه مولانا ابولکلام آزاد، ضمن تفسیر چند آیه از سوره کهف معتقد است که ذولقرنین در آیات قرآنی اشاره به همان کوروش هخامنشی است.

نکته جالب دیگر آنکه در آرامگاه کوروش کبیر این عبارت نوشته شده است : "ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر

پلوتارک از دیگر مورخین در این باره می نویسد که : "اسکندر پس از حمله و خواند این جملات بسیار متاثر شد و چون دید که درب آرامگاه کوروش را گشوده اند و تمام اشیاء گرانبهایی را که با او دفن شده است ربوده اند، دستور داد تا مرتکب را بکشند."


كورش كبير

کورش کبير اولين پادشاه هخامنشي ، افزون بر ايرانيان ، به دليلصدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان (ويل دورانت، ويکتورهوگو،کنت گوبينو، هگل، شاتوبراين ، پاپ کلمنتوس ۵ ، بوسويه، ناپلئون، دانيل روپس،گيرشمن و...)محترم است .در دوران باستان نيز بسياري از انديشمندان (مانند افلاطون،فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلي و...) او را ستوده اند.
كوروش بزرگ بنا به پژوهشهاي 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين (که برخي او را بدليل سخن گفتن خداوند با وي «و قلنا يا ذا القرنين» پيامبر الهي مي دانند) است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. ازجمله معروفترين اين محققان مي توان به افراد زير اشاره کرد:
مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسير البيان ( ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي)ــ علامه طباطبايي در تفسير الميزان ــآيت‌الله العظمي ناصر مكارم شيرازي و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسيرنمونه(مانندقرائتي، امامي، آشتياني،حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي)ــ تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن ــ آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسيرکشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري)ــ حجه الاسلام سيد نورالدين ابطحي درکتاب ايرانيان در قرآن و روايات _ دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي ــ سيد صدر بلاغي در قصص قرآن _ جلال رفيع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفي زاده در کتاب از کورش هخامنشي تا محمد خاتمي ــ منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي ــآيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق و عضو مجلس خبرگان دوم _ استاد محيط طباطبايي _ حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد _ سر احمد خان بنيانگذاردانشگاه اسلامي عليگر هند.
قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ صفحه 89 مي گويد: خواجه عبداله انصاري در تفسير ادبي عرفاني خود در سوره کهف پس از آيه «انا مکناه له في الارض=ما او رادر زمين نيروي بسيار داديم» اين دو را يک نفر مي شمارد.
دکتر فريدون بدره اي درکتاب کورش در قرآن و عهد عتيق پس از يکي دانستن کورش و ذوالقرنين ازشيخ محمد باقرکمر ه اي شارح اصول کافي کليني (از کتب چهارگانه شيعه) روايت مي کند که: اميرالمومنين علي(ع) خود را مانند ذوالقرنين دانسته و به اين همانندي افتخار کردده است.

كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان ومسلماناناز جنبه آسماني و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعيا ـ دانيال نبي ـ حزقيال ــ ارمياي نبي ) از او به عنوان حضرتمسيح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا،شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است .

درصحف عزراي پيامبر (حضرت عزير) آمده است : کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه اي براي او در بيت المقدس بسازم.
ابوريحان بيروني (قرن 4 هجري) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجري در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان باني بيت المقدس ومسجد الاقصي (يا همان قبله نخست مسلمانان) نام مي برند.
در تفسير قرآن ابوالفتح رازي آمده است: که خداي تعالي بر زبان بعضي پيغمبران امر کرد پادشاهي از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردي بود مومن.

مسعودي درکتاب مروج الذهب،صفحه606 مي نويسد :
اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عيساي مسيح طالع شده بود ، ديده بود... وما تفصيل اين قصه را با آنچه مجوس ونصاري در باره ي آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ايم.
آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ درپاسارگاد طرحي گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايي دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ( به جز يك مورد و در اندازه‌اي كوچكتر كه آن هم از نياكان يا نوادگان كوروش است ) ديده نشده است .
پس از اسلام در دوران پادشاهي اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجري خورشيدي ) به دليل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدي در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابي از سنگ تراشيده و پيرامون آن آياتي از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند. (دکتر رضامرادي غياث آبادي در کتاب نقش رستم و پاسارگاد).
قبله نمايي نيز در سنگ در کنار مهراب تراشيده اند . در زمان گذشته نوشته اي در آرامگاه به خط ميخي بوده كه متن آن ، چنين است :
« اي رهگذر، من كوروش هستم كه پادشاهي جهان را به پارسيان دادم ، به مشتي خاك كه پيكرم را دربرگرفته رشك مبر .»
پس از اسلام ( حداقل هزار سال) ، به دليل ندانستن صاحب آرامگاه ، آن را به نامهاي مسجد مادر سليمان(ع) ، مشهد مادر سليمان ، گور مادر سليمان ، گور سليمان(ع) ،مشهد ام النبي ، مقبره سليمان(ع) و مشهد مرغاب ناميده اند . همچنين بر روي تپه مشرف به آرامگاه باقيمانده يك دژوجود دارد كه به نام تخت سليمان معروف است.
حاج ميراز حسن فسائي (در کتاب فارسنامه ناصري صفحه 301) مي نويسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبياء و اولياء و بزرگان دين را گويند و چون اين بلوك را مشهد ام النبي گفتند و چون عجم حضرت سليمان (ع) و جمشيد را يك نفر و پيامبر دانسته اند آنرا مشهد مادر سليمان نيز گفته اند.
که در هر صورت (چه سليمان نبي، چه مادر او، چه جمشيد و چه کورش) نشان دهنده الهي و سپند بودن صاحب آرامگاه است.
در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌اي از كوروش كبير باقيمانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهايي آسماني تراشيده شده است . نكته جالب است كه ايرانيان از زمان باستان تا‌كنون اين پيكره را مقدس مي‌دانند و با اينكه پيكره‌ هاي ديگر در سراسر ايران در اثر ناداني آسيب ديده استهيچ ‌كس جرأت نداشته به اين پيكره اهورايي آسيب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن اين پيكره در ميان مردم بومي باقي است . (دکتربهرام فره وشي در کتاب ايرانويچ) مردم محلي دستان او را رو به قبله و در حالت نيايشمي دانند.
تا چند دهه پيش ، مراسم روز تاسوعا و عاشوراي حسيني اهالي دشت مرغاب در دورا دور آرامگاه پاسارگاد انجام مي‌شد و مردم منطقه نذرهاي خود را تقديم آرامگاه مي‌كردند و آن را همانند امامزاده‌ها با پارچه‌هاي رنگي و قفل مي‌پوشاندند. ( دكترباستاني پاريزي در كتاب كوروش ذوالقرنين)
آب رودخانه پلوار نيز هميشه آبي مقدس و شفابخش به شمار مي آمد. (دکترعليرضا شاپور شهبازي در کتاب پاسارگاد)
دکتر جمشيد صداقت کيش در ويژه نامه فصلنامه فارس شناخت در نوشتار مسجدهاي فارس در صفحه 88 مي نويسد : در روايتهاي اسلامي هم از مقدس و آسماني بودن اين جايگاه سخن بسيار رفته است از جمله در كتابهاي زير :
1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخري بهسال 320 هجري ) صفحه‌هاي 109 و 141
2 ـ حدود العالم من المشرق الي المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جيهاني به سال 367 هـ ) صفحه‌هاي 113 و 123
4 ـ نزهت ‌القلوب ( حمداله مستوفي به سال 740 هـ ) صفحه 178
در كتاب شيراز نامه نوشته زركوب شيرازي ( سال 740 هـ ) درصفحه 144 آمده است:
« نقل است كه : شيخ محمد‌بن يزيد عروس ( هم زمان با مأمون 218 ـ 198 هـ . ق ) نقل فرمود كه در عهد او جمعي از زهاد و عرفا بيت ‌المقدس به شيراز آمدند و طلب متصوفه و ائمه شيراز مي‌كردند . ايشان را به من حواله كردند . سؤال كردم كه سبب آمدن شما به اين طرف چه بود و باعث اين نهضت چيست ؟ گفتند كه : مادر بعضي از اخبار خوانده‌ايم كه در شيراز به طرف حوامه شهر مسجدي هست كه آن را مسجد سليمان (يا همان آرامگاه كوروش ) مي‌گويند و در بعضي كوهستان كه در برابر مسجد است، چشمه ‌اي هست و آن به چشمه مرغان (يا همان دشت مرغاب ) مشهور است . سليمان نبي آن مسجد بنا كرده و آن چشمه از آثار قدم او پديد آمده . هر كس كه در آن آب وضو سازد ودر آن مسجد دوگانه‌اي بگذارد ، حق سبحانه و تعالي حاجات دين و دنيايي او برآورده گرداند. ما به اين بيت متوجه گشتيم تا زيارت مسجد دريابيم .»
در پايان بد نيست نگاهي داشته باشيم به گفتار استاد ابراهيم پورداود ( کتاب ذوالقرنين و کورش از محمد کاظم توانگر زمين): هر ايراني همانگونه که مکلف است درصورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم بهزيارت کورش که پايگاه مليت ايراني است خود را برساند. نه فقط بخاطر ايراني بودن بلکه به جهت زيارت فردي که قرآن بيشترين تعريف (17 آيه) در مورد يک زمامدار را از او کرده است

لوحه داريوش بزرگ در مصر


لوحه سنگي در سي و سه کيلومتري کانال سوئز در محلي بنام شلوف الترابه در مصر در سال 1866 ميلادي کشف شده که مربوط به فرمان داريوش بزرگ در خصوص کندن آبراهي ميان نيل و درياي مديترانه است. اين لوحه با خط ميخي و به زبان پارسي باستان، ايلامي و بابلي است.

ترجمه آن به قرار زير است :

( بغ بزرگي است اهورامزدا که آن آسمان را آفريد، که شادي را براي مردم آفريد، که داريوش را شاه کرد، که به داريوش شاه کشوري را که بزرگ و داراي مردان خوب و اسبان خوب است ارزاني فرمود )

( داريوش شاه گويد: من يک پارسي هستم از پارس، مصر را گشودم و فرمان دادم اينرا بکنند. از رودخانه اي بنام نيل که در مصر جاري است تا دريايي که از پارس ميرود )

( پس آن آبراهه کنده شد، چنان که فرمان دادم و کشتيها از مصر از ميان اين آبراهه، به سوي پارس روانه شدند، چنان که خواست من بود .


كوروش كيست؟


کلمه کوروش به معنای خورشید وار ( کور = خورشید) و( وش = مانند) می باشد

یرانیان کوروش را "پدر
یونانیان که ممالکشان را فتح کرده بود" سرور"
و یهودیان که ازادی را به ایشان بازگردانده بود" مسح کننده"
و بابلیان اورا" مردوک به منزله مورد تایید" می نامیدند

تبار کوروش از پدر به پارس ها و از مادر به مادها می رسد

اشیتوویگو پادشاه ماد شبی خواب دیده که ازدخترش ماندانا آبی خارج شده که تمام کشور و آسیا غرق کرده برای وی آنگونه تعبیر کردند که از دخترت فرزندی زاده می شود که بر مادها غلبه خواهد کرد.
این موضوع سبب شد که او تصمیم بگیرد که دخترش را به بزرگان ماد ندهد زیرا از این ترس داشت که دامادش مدعی خطر برای وی شود و دخترش را به(پارسها) کمبوجیه اول که در آن زمان در جنوب غربی ایران حکومت داشتند شوهر داد
ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه بار دار شد و شاه اینبار خواب دید از شکم دخترش درختی روییده که شاخ وبرگهای آن زمین را پوشانیده که مجدد برای وی تعبیر کردند که از ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر جهان غلبه خواهد کرد
وی دخترش را طلبید و زاده ی وی را به هارپاگ(از بستگان و سپهسالار وی بود ) سپرد و دستور داد طفل رانابود کند .
هارپاگ می دانست که ممکن است روزی ماندانا انتقام فرزند خود بگیرد و اینکه از سر پیچی از دستور شاه هراس داشت,کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از وی خواست بدستور شاه طفل را میان جنگل رها کند
چوپان فرزند را به خانه برد و همسر وی که تازه صاحب فرزندی مرده شده بود به شوهرش اسرار ورزید که طفل را نگه داشته و فرزند مرده خویش را به جنگل برده و جسد تیکه شده وی را به هارپاگ دهندبدین ترتیب انها سرپرستی طفل را به عهده گرفتند
یک روز کوروش که پسر چوپان معروف بود با امیرزادگان بازی می کرد و آنها کوروش را در بازی به شاهی قبول کردند و چون پسر آرتم(یکی از شاهزادگان)ازکوروش فرمانبرداری نکرد کوروش دستور دادوی را تنبیه کنند پسر آرتم نیز موضوع را به شکایت به پدر و پدر نیز به شاه گفته که پسر چوپان فرزندش را تنبیه کرده شاه نیز چوپان و کوروش را احضار کرده و از ایشان در خصوص عمل کوروش سوال کرده و کوروش نیز در پاسخ به شاه گفته آنها مرا به شاهی پذیرفتند چون او از من فرمانبرداری نکرداو را تنبیه کردم حال اگر شایسته مجازات هستم تصمیم با شماست
شاه از دلاوری کوروش و شباهتش با خود به فکر افتاده و چون زمان رها کردن فرزند دخترش به جنگل با سن کوروش برابر بوده آرتم را قانع کرده و از چوپان در خصوص پدر مادر کودک سوالاتی کرده و چون به جواب قانع کننده نرسیده تحت شکنجه از وی اعتراف گرفته و هارپاگ را احضار کرده و چون او چوپان رادید موضوع را فهمیده و به شاه گفت می خواستم هم دستور شما را اجرا کرده باشم و هم اینکه مرتکب قتل فرزند دخترت نشوم
بدین ترتیب کوروش در دربار کمبوجیه اول اخلاق والای انسانی پارس ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته انها را آموخت و با اموزشهای سختی که سربازان پارس فرا می گرفتندپرورش یا فت

نوز درباره ابرمرد تاریخ ایران و جهان، پدر ملتها، مسیح تورات و ذوالقرنین قرآن، سخنان نهفته، بسیار میباشد. در اینجا فهرست‌وار به نکته‌هایی اشاره میکنم که چندان به بررسی کشیده نشده است:
۱. یکی از بهترین آگاهی‌ها درباره آیین و جهانبینی کورش بزرگ، پیکره ایشان در پارسه میباشد. در سده‌های پیش بر فراز تندیس، به خط میخی نام کورش را نگاشته بودند که اینک در دسترس نیست و از پیکره، کنده شده است. این آگاهی را وامدار کسانی چون مادام دیولافوا هستیم که در سفر خود به ایران، تندیس شاهنشاه هخامنشی را نقاشی کرد. برخی از نویسندگان بدون توجه به این نکته، تندیس یادشده را «فرشته بالدار!!» میخوانند.

مایه نگرانی و افسوس است که نگاره‌هایی از کورش بزرگ رواج یافته که بر سر ایشان، کلاهی مانند کلاهخود موتورسواران نهاده‌اند و یک ستاره که مانند آرم و نماد آمریکاست، در بغل این کلاه ساختگی، خودنمایی میکند.
افسر کورش هخامنشی برگرفته از آیینی مغانه میباشد که در مصر نیز راه یافته بود و نمونه‌ای از آن به جای مانده است. (بنگرید به کتاب: سکندر و دارا/ استاد بهروز). گیسوان شقیقه را بلند میکردند و پس از بافتن، به گونه‌ای در پشت گوش می‌پیچاندند که بسان شاخ قوچ میشد. آن ستاره‌ای که شما می‌بینید در واقع موهای بافته شده بود! این رسم مغانه را امروزه در میان خاخامهای یهودی میتوان دید که موهای شقیقه را میبافند و البته نمیپیچند.
۲. در دست راست شاهنشاه چوبدست شاهی (اشترای جمشید) به چشم میخورد که امروزه محو شده است. همانند آن در نگاره‌های زرتشت میباشد و شاید هم بَرسَم (شاخه مقدس) بوده است.
۳. بر فراز افسر شاه، سه گوی را نهاده بودند. تاکنون کسی به چیستی این گویها پی نبرده است. من گمان میکنم که اینها مروارید هستند؛ یکی از نمادهای آیین مهر که در نوشتارهای رمزآمیز عیسوی نیز یاد شده است. در سروده‌ای به زبان سریانی خطاب به عیسا، او را به مروارید همانند کرده و گفته است: بزرگ است شکوه تو؛ در آن تاجی که تو را نشانده‌اند، همانند نداری.
در «تاق بستان» نیز فرشته‌ای دارای دیهیم مروارید نشان بوده و فرشته دیگر، پیاله‌ای پر از مروارید دارد. (بنگرید به: جستار درباره مهر و ناهید/ م. مغدم). نگاره‌ای از یک شاهین هخامنشی نیز سه مروارید (یکی روی سر و دو تای دیگر در چنگالها) را نشان میدهد. آیا این عقاب همان لقب کورش بزرگ در تورات، یعنی«شاهین شرق» میباشد؟
۴. مرواریدها بر روی گل نیلوفر جای دارند که این گیاه نیز از ارجمندترین نمادهای میتراییسم به شمار میرود. در تندیسکی از آلمان می‌بینیم که ایزد میترا از میان نیلوفر زاده میشود. در جشن مهرگان، موبدموبدان در خوانچه‌ای که نزد شاه میبرد، گل نیلوفر مینهاد.
۵. زیرسازه افسر شاهنشاه کورش، شاخهای قوچ است که هرکدام به سوی مخالف دیگری کشیده شده و همسو نیستند. در انجیل، قوچ نشانه خدایی، و بز نشانه اهریمنی است. در تورات (پیشگوییهای دانیال) پادشاهی کورش به گونه قوچ، و الکساندر مقدونی به چهره بز نموده شده‌اند. در بنایی ویران، نزدیک به آرامگاه کورش بزرگ، که آن را آتشکده میدانند، روی برخی سنگها نقش شاخ قوچ دیده میشود.
۶. چهار بالی که پیکر کورش را پوشانده، نشانه سروری بر چهار گوشه جهان میباشد و نیز سخن از آن دارد که خدایگان کورش هخامنشی به درجه ایزدان رسیده است. در تورات (کتاب اشعیای نبی) میخوانیم که خداوند کورش را مسح کرده و روح ایزدی در اوست. کورش پرتو و فروغی برای انسانهاست و خدا او را بسیار دوست دارد. یادآور میگردم که نام کورش همریشه با «خور» و به معنای روشنی‌بخش است.
۷. پایه آرامگاه کورش بسان زیگورات، و آن تابوت بزرگ سنگی با تاق شیب‌دارش، نمایه‌ای از مهرازی (معماری) ناهیدپرستی میباشد. آناهیتا و میترا از ایزدانی بوده‌اند که در کنار اهورامزدا در سنگنبشته‌های هخامنشی، یاد گردیده‌اند. آرامگاه دارای هفت (عدد مقدس و نشانه هفت ایزد ـ سیاره) پله میباشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #189

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

عشق و وفاداری به کوروش بزرگ را ببینید

عشق و وفاداری به کوروش بزرگ را ببینید









این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 358x478 می باشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th July 2011   #190

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,991 بار در 2,899 پست

حالت
Cynical

 

چنین گفت کوروش...


نمایی از پاسارگاد، آرامگاه کوروش بزرگ

از پارس برآمدم. از پارسوماش. این گفته من است. کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه. من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان ملال نرود. زیرا ملال مردمان ملال من است و شادمانی مردمان شادمانی من. بگذارید هرکس به آیین خویش باشد. زنان را گرامی بدارید. فرودستان را دریابید و هرکس به تکلم قبیله خویش سخن گوید. گسستن زنجیرها آرزوی من است. ما شب و شقاوت را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد. تا هست سرزمین من آسمانی باد. که در او رودهای بسیاری جاری است. ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار. سحرآمیز، سرسبز و برکت خیز و شما را گفتم این بهشت بی گزند را گرامی بدارید. سرزمین من توان شکفتنش بسیار است. سرزمین من، مادر من است. تا هست خنده شادی خیز کودکان خوش باد، تا هست شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد. تا هست رودها بسیارتر و بسیارتر باد. از اندوه و عزا به دور باد سرزمین من. تا هست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید. تا هست اندوه آدمیان مرده باد. به یادتان می آورم بهترین ارمغان آدمی آزادی است. باشد که تا هست از خان و مان ملتم عطر و ترانه برخیزد. مردمان ما شایسته آرامش و آزادی اند، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند. مردمان ما شایسته عدالت و علاقه اند، دودمانتان در آرامش، زندگی هاتان دراز، و آینده تان روشن تر از امروز باد، این آرزوی من است ...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا