شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات ديوان اشعار
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 8th February 2012   #21

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

زنی چراغ به دست

زنی چراغ به دست ازسپیده دم آمد
زنی که موی بلندش در آستان طلوع
غبار روشنی سرخ شامگاهان داشت
بر آستانه نشست
ز پشت مردمکش
آفتاب را دیدم
که از درخت فراتر رفت
به روی گونه ی گلرنگ صبح پنجه کشید
نگاه روشن زن
خراش پنجه ی خورشید را نشانم داد
عبور عقربه ای ، ساعت طلایی را
آسمان ، به دو قسمت کرد
زن از مدار زراندود نیمروز گذشت
به شامگاه رسید
ز پشت مردمکش آفتاب را
دیدم
که از درخت فرود آمد
به روی گونه ی بیرنگ خاک پنجه کشید
نگاه خیره ی زن
خراش پنجه ی خورشید را نشانم داد
زمان ، زمان عزیمت بود
زنی چراغ به دست از حصار شب می رفت
مرا ، اشاره کنان ، از قفای خود می برد
زنی که موی بلندش در آستان غروب
شکوه روشنی سرخ
صبحگاهان داشت
زنی که آینه ای در نگاه ، پنهان داشت


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 8th February 2012   #22

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

سرزنش در ستایش


آنکو دل ما به اشک و خون
آغشت
از خاک مزار ما بسازد خشت
در ملک یقین او گمانی نیست
دیدی که بهشت را به آدم هشت
هان ! ای که تمام خوبی
ممکن
در پیش رخ تو می نماید زشت
ای آنکه کرامت جهانگیرت
برمی آرد ز شوره زاران کشت
انگم ز درخت و انجم از گردون
انگور ز تاک و آتش از انگشت
یک لحظه به چشم نکته بین بنگر
اندر قلمی که لوح را بنوشت
بافنده ببین که دیبه را چون بافت
ریسنده نگر که رشته را چون رشت
افتد که چو بنگری ، ز خود پرسی
این کیست که خاک را به خون آغشت
افتد که فغان کنی و برگیری
از زیر سرغنوده ات بالشت
آنگاه ندیده را توانی دید
آنگاه ، نکشته را توانی کشت


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 8th February 2012   #23

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

سرگذشت


مرغ سیاه بر سر تخم سپید خفت
با نطفه ای که در دل او می تپید گفت
زهدان آهکین من ای تخم چشم من
زندان تیره نیست
سرشار از فروغ زلال سپیده
است
پوشیده تر ز مردمک چشم خفتگان
خورشید در سپیده ی آن آرمیده است
شب ، غرق در فروغ زلال سپیده شد
بانگ خروس ، تا افق صبحگاه رفت
زان پیشتر مه زرده ی خورشید بردمد
دستی در آشیانه ی تاریک دیده شد
تخم سپید از بر مرغ سیاه رفت


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 19th February 2012   #24

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

سفری در سحر


و نسیم به آرامی از غروب گذشتیم
خزان برهنه تر از اسب ، در بیابان تاخت
پرندگان هراسان به آشیان رفتند
درخت شیفته در بازوی نسیم آویخت
من از درخت ، شکایت به روستا بردم
به روستا گفتم
چرا درخت که با خاک و دوستی دارد
دل از نسیم ربوده ست و همنفس با اوست ؟
به خنده گفت : رفیق
درخت ، بوی بهار از نسیم می شنود
ولی نسیم ، نسیم
همیشه بوی غریب هزار کس با اوست
کلام دلشکن روستا جواب نداشت
من و
نسیم به آسانی از جواب گذشتیم
سحر در آینه ی شسته ی چمن تابید
من و درخت نگاهی به یکدیگر کردیم
پرندگان به سلام ستاره ها رفتند
من و نسیم به سوی افق سفر کردیم
من و نسیم ، سرافکنده از درخت گذشتیم


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th February 2012   #25

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

شکار



روز شکار است
می روم امروز ، سوی دامنه ی کوه
می روم آنجا که زیر خنده ی خورشید
ابرو در هم کشیده جنگل انبوه
می روم آنجا که چون صفیر زند
تیر
ماده پلنگی چو شعله بر جهد از سنگ
دندان را در گلوی من بفشارد
پیرهنم را به خون تازه کند رنگ
مغزم چون زرده تخم ریخته بر خاک
جوشد در زیر شاخه های تر تاک


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th February 2012   #26

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

شمع و مرد


مردی که سر نهاده به زانو
زانوی غم گرفته در آغوش
شمع خمیده ای است که ناگاه
در اشم خویشتن شده خاموش
این گردنی که گم شده در تن
وان دیده
ای ک نور سحر داشت
روزی غرور برتری اش بود
روزی به آفتاب نظر داشت
سودای او که فتح جهان بود
چون برفی از درخت ، فرو ریخت
گویی شکوفه های مرادش
از هول باد سخت ، فرو ریخت
خوب و بد آنچه داشت ، ز کف داد
جز جسم پیر و جان جوان را
از مهر و مه به وام طلب کرد
چشمی به روز و شب نگران را
روز آمد و سپیده دمش را
بر تار تار موی وی افشاند
شب ، رنگ طره ی سیهش را
در چشم آرزوی وی افشاند
سودای او ، همیشه زیان داشت
سودا و سود ، از دو نژادند
او را چنانکه بود ، ندیدند
او را چنانکه خواست ، نزادند
با او بگو چگونه بگرید
آه ای شب گریسته در خویش
کی می تواند این هنر آموخت
این گوشه گیر زیسته در خویش ؟


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th February 2012   #27

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

شهمات


بنگر این یغوله را از دور
طاق هایش ریخته ، دروازه هایش رو به ویرانی
پایه هایش ، آیه هایی از پریشانی
وصف آبادانی اش در داستان های کهن ،
مسطور
قصه ی ویرانی اش . مشهور
مار در او هست ، اما گنج ؟
خانه های روشن و تاریک او ، چون عرصه ی شرطنج
سر ستون های نون بر خاک او ، چون مهره های کهنه ی این بازی شیرین
اسب و فیل و بیدق و فرزین
هر یکی در خانه ای محصور
راستی ، آیا کدامین دست با این نطع بدفرجام بازی
کرد ؟
یا کدامین فاتح اینجا ترکتازی کرد ؟
از تو می پرسم ، الا ای باد غمگین بیابانی
ای که آواز عزایت را درین ویرانه می خوانی
آتشی ناچیز بود آیا که با او دشمنی ورزید ؟
یا زمین در زیر پای شوکت و آبادی اش لرزید ؟
بنگر این بیغوله را از دور
هر چه می بینی در او
، مرگ است و ویرانی
عرصه ی جاوید آشوب و پریشانی
مهره ی شاهش ازین لشکرکشی ها ، مات
با چنین شطرنج نفرین کرده ی تاریخ
هیچ دستی نیست تا بازی کند ، هیهات


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 19th February 2012   #28

هليا

مدیر انجمن هنر های نمایشی و مترجم سایت

 هليا آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2010
محل سکونت: آرمان شهر
نوشته ها: 5,830
تشکر از دیگران: 10,357
تشکر شده 27,295 بار در 9,610 پست

 

هواره‌ی دو چشم سیاه تو
آرامگاه کودکی من بود
گویی مرا چو در دل شب زادند
در من چراغ عشق تو روشن بود .
------------
نادر نادرپور

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



وقتی که دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوبمان چگونه دیده شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم.
هليا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
هليا ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 3 هفته پیش   #29

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

صبحانه

.......

تمام زندگی صبحگاه من اینست
پس از گشودن چشم
در آب چشمه ی آیینه دست و رو شستن
پس از نیایش نور
سپیده دم را در زرده تخم خام زدن
نسیم تر را
با شیر تازه نوشیدن
پس از رهایی تن
خیال را به صعود پرندگان بستن
گسستن از همه
رفتن
به خویش پیوستن


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 3 هفته پیش   #30

همراه دل

کاربر فعال بخش شعر

 همراه دل آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست

حالت
Fine

 

طلوعی در شب

........
حباب سینه ی تو
چنان زلال و درخشان بود
که روشنایی اش از دست من گذر می کرد
چنان به گرمی می تابید
که پنجه های مرا رسخ تر ز بر گ چنار
در آفتاب غروب خزان نشان میداد
به مویرگ ها خون می دواند و جان می داد
لبت ، بریدگی شعله بود در شب کوه
طلوع کنگره ی لاله بود از پس سنگ
تکان زنده ی تاج خروس در دم صبح
دو چشمت آینه داران آسمان بودند
دو چشم روشن و پاک
که ناز خفتنشان ، لرزه درختان را
در آبگیر
بیابان به یاد می آورد
لبم نشیب تنت را نفس زنان پیمود
چراغ خون تو در زیر پوست ، روشن بود
حریر پیکرت امواج روشنایی داشت
تنت پیام بهاران آشنایی داشت
پیام پونه ی سبزی که باد می آورد
و چشم دیگر تو
که راستایی دیگر داشت
که زخم خنجر بران بود
که گوی مردمکش
سرخ بود و نابینا
که پلک مژه اش را بر نظر می بست
در انزوای شبی دوردست پنهان بود
به انتهای تو نزدیک می شدم ، ناگاه
صدای شیهه ی ابسی فرا رسید از راه
ای بال زدن های کفترهای در چاه
صدای ناله ی نی های خیس در مهتاب
عبور زورقی از گرداب
و چشم دیگر تو
که
راستایی دیگر داشت
که زخم خنجر بران بود
پس از گذشتن من
بر آن دو راه که از یکدیگر جدا می شد
هنوز ، گفتی ، در انتظار مهمان بود
حباب سینه ی تو
همان زلال درخشان بود


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...


آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...

همراه دل آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا