جُنبـِشِ مَشروطهٔ ایران مجموعه کوششها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.
پیشینه
از اوائل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید. نوشتههای روشنفکرانی مثل حاج زینالعابدین مراغهای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینههای مشروطه خواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا میکرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهرهنما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر میشدند نیز در گسترش آزادی خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.
کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه خواهی را سبب شد.
خواستهها
اگر چه از مدتی قبل شورشها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود اما شروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از مشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران و حتی عسگر گاریچی به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد. عدهای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدین شاه وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد علما از جمله سیدین سندین آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدید کردند که کشور را ترک میکنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. عدهای هم در سفارت انگلیس متحصن شدند. عین الدوله با گسترش ناآرامیها در شهرهای دیگر استعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم شد.
فرمان مشروطیت
بالاخره مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ امضا کرد. علما و دیگرانی که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصن در سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.
به توپ بستن مجلس
بالاخره با فرستادن کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف با نیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ (۲ تیر ۱۲۸۷/۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در این حمله کشته شدند. محمدعلی شاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد. و به تعقیب نمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضی ارداقی را در باغشاه پس از شکنجه در برابر محمدعلی شاه کشتند.
شکست در تهران
پس از حمله به مجلس و دستگیری و اعدام آزادیخواهان، جنبش مشروطه خواهی با شکست روبرو شده بود. بسیاری از مشروطه خواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند.
سرانجام كار و پيروزي مشروطه
با قيامهايي كه در تبريز و گيلان و بختياري صورت گرفت و فتح تهران مشروطه چيان به پيروزي رسيدند و نیروهای مجاهدین گیلان و بختیاری در ۱ رجب ۱۳۲۷ (۲۸ تیر ۱۲۸۸/۱۹ ژوئیه ۱۹۰۹) وارد تهران شدند و شاه و اطرافیانش به سفارت روس پناه بردند. انقلابیون مجلس عالی تشکیل دادند و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کردند و ولیعهد او احمد میرزا را به تخت نشاندند، به جای وی به سلطنت ایران و علیرضاخان عضدالملک رئیس ایل قاجار به نیابت سلطنت او برگزیده شد. بار دیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطه خواهان پیروز شدند.
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قانون ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه شد و تصویب گردید.
متن پیشنهاد تصویب شده:
بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد.
مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد.
پیشینه
در سالهای ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ مذاکراتی بین نویل گس، از مقامات شرکت نفت ایران و انگلیس، و عباسقلی گلشائیان، وزیر دارائی دولت ساعد انجام شد و حاصل آن قراردادی بود که به قرارداد الحاقی گس-گلشائیان معروف شد. طبق این قرارداد، حق امتیاز ایران از نفت جنوب افزایش مییافت ولی در عین حال قرارداد اصلی یعنی قرارداد ۱۹۳۳ تغییری نمیکرد بلکه برپایه قانونی استواری قرار میگرفت.
دکتر مصدق اگرچه در دوره پانزدهم در مجلس حضور نداشت ولی بهکمک نمایندگانی از جبهه ملی مثل حسین مکی، مظفر بقائی و ابوالحسن حائریزاده توانست از تصویب آن جلوگیری کند و عمر مجلس پانزدهم بهپایان رسید. شاه در این دوره به مقامات بریتانیا اطمینان میداد که اگر با اصلاحات او و افزایش اختیاراتش موافقت کنند قرارداد الحاقی نیز به تصویب خواهد رسید. او بر اعمال نفوذ دربار و ارتش برای جلوگیری از انتخاب نمایندگان مخالف قرارداد در مجلس شانزدهم حساب میکرد.
با شروع انتخابات و روشن شدن اعمال نفوذهای وسیع در جریان آن، دکتر مصدق با عدهای از همفکرانش در اعتراض به وضع انتخابات در دربار متحصن شدند. شاه با اکراه آنان را در کاخ پذیرفت ولی اعتراض آنان به انتخابات را قبول نکرد. دکتر مصدق و همراهانش در این تحصن جبهه ملی ایران را پایه گذاشتند که در سالهای بعد نقش موثری در صحنه سیاسی ایران داشت. دکتر مصدق و چند تن دیگر از جبهه ملی در انتخابات مجلس شانزدهم (پس از ابطال صندوقهای تهران و رأیگیری مجدد) به مجلس راه یافتند.
در همین دوره عبدالحسین هژیر که پس از نخستوزیری مدتی عملا و بعد رسما وزیر دربار بود به دست فدائیان اسلام کشته شد و این ضربهای به دربار و شاه بود. مجلس شانزدهم پس از انعقاد به ساعد (که شاه دوباره بدون رای تمایل مجلس او را منصوب کرده بود) رای اعتماد نداد و دوران نخستوزیری او بهپایان رسید، بدون اینکه بتواند قرارداد الحاقی را که دربار و دولت بریتانیا به تصویب آن نظر داشتند به تصویب برساند.
پس از ساعد، علی منصور با حمایت روشن سفارت و شخص سفیر بریتانیا یعنی لوروژتل، نخستوزیر شد. بریتانیاییها او را قادر به قبولاندن قرارداد الحاقی به مجلس میدانستند. منصور نیز بدون رای تمایل به نخستوزیری رسید و شاه به این ترتیب میخواست بر اختیارات خود تاکید کند.
در ۴ خرداد ۱۳۲۹ دکتر مصدق در نطقی مجلس مؤسسان را غیرقانونی خواند و به شاه نصیحت کرد که از اقدامات خلاف قانون اساسی مشروطه دوری کند. وی همچنین از دخالتهای دربار و اشرف پهلوی و رئیس ستاد ارتش در امور سیاسی کشور انتقاد کرد. او همچنین طرحی را برای تصویب پیشنهاد کرد که تصمیمات مجلس موسسان بیاعتبار شوند ولی این طرح تصویب نشد. احمد قوام نیز با انتشار نامه سرگشادهای بهشدت از شاه و تمایل او به کسب اختیارات بیشتر انتقاد کرد. حکیمی که اینک وزیر دربار بود نامه تندی در پاسخ به قوام فرستاد. در واقع دخالتهای شاه و دربار در امور سیاسی ایران و نیز فساد دربار (اعم از مالی و غیره) در جامعه آنان را منفور ساخته بود و برخی سیاستمداران از این موضوع برای کسب وجهه استفاده میکردند. شاه بهویژه در این دوره از جبهه ملی بیمناک بود و براساس اسناد وزارت خارجه انگلستان بارها به شپرد سفیر جدید بریتانیا از جبهه بدگویی میکرد. در یک مورد گفته بود که او جبهه ملی را از حزب توده خطرناکتر میداند.
منصور برای جلب نمایندگان به خواستههای جبهه ملی با نظر مساعد برخورد میکرد. همچنین او آیتالله کاشانی را که پس از ترور شاه به لبنان تبعید شده بود به ایران دعوت کرد. بالاخره منصور قرارداد الحاقی را به مجلس تقدیم کرد ولی نظری در موافقت با آن ابراز نکرد و خواست که مجلس قرارداد را بررسی کند. بریتانیا که تردید منصور در دفاع از قرارداد را دید با نظر مثبت به نخستوزیری سرلشکر رزمآرا تمایل نشان داد. منصور در ۵ تیر ۱۳۲۹، به شرط اعزام به رم در سمت سفیر ایران در ایتالیا، استعفا کرد.
در سال ۱۳۲۹ شاه با همسر دوم خود ثریا اسفندیاری ازدواج کرد.
رزمآرا که در ارتش بهخاطر سختکوشی و مدیریت خود صاحب نامی بود وارد سیاست شده بود و با ایجاد پیوند با محافل سیاسی به ویژه اشرف پهلوی امیدوار به نخستوزیری بود. شاه و بریتانیا نیز میخواستند که فرد مؤثری که از اقدامات مختلف نترسد نخستوزیر شود و کار قرارداد الحاقی را تمام کند.
بار دیگر شاه بدون رای تمایل مجلس نخستوزیر جدید، یعنی رزمآرا را منصوب کرد. دکتر مصدق و جبهه ملی بهشدت با او مخالفت کردند ولی او توانست رای اعتماد از مجلس را به دست آورد. رزمآرا زیر فشار بریتانیا از مجلس خواستار تصویب قرارداد الحاقی شد ولی مخالفت مصدق و جبهه ملی بجای این کار منجر به مطرح شدن پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر ایران شد. موضوع منحل کردن مجلس به دست شاه برای باز کردن دست رزمآرا نیز در میان طرفداران بریتانیا مطرح بود ولی شاه که دیگر از قدرت گرفتن رزمآرا و احتمال سرنگونی خود به دست او بیمناک شده بود به مخالفان او پیوست. رزمآرا که از تصویب قرارداد الحاقی مایوس شده بود بدون اینکه اعلام کند میخواست با پشتیبانی ظاهری از اندیشه ملی شدن نفت قرارداد جدیدی را پیشنهاد کند که عملا حق امتیاز ایران را به ۵۰ درصد میرساند. ولی مقامات شرکت نفت ایران و انگلیس به شدت با این فکر مخالفت کردند. رزمآرا در ۱۳ اسفند ۱۳۲۹ ظاهراً به دست یکی از اعضای فدائیان اسلام کشته شد، اگر چه هنوز روشن نیست که چه کسانی واقعا در کشتن او دست داشتند.
پس از کشته شدن رزمآرا، شاه باز هم بدون کسب رأی تمایل مجلس، حسن علا را به نخستوزیری برگزید. علا پس از چند روز ناگهان استعفا کرد و شاه آماده بود تا سید ضیاءالدین طباطبائی را به نخستوزیری برگمارد. گفته میشد که شاه با انحلال مجلس و سید ضیاء با دستگیری مخالفان جلوی روند ملی شدن نفت را خواهند گرفت. در جلسهای در مجلس شورایملی، جمال امامی به مصدق پیشنهاد نخستوزیری کرد، با این فکر که او قبول نخواهد کرد و سپس سید ضیاء نخستوزیر خواهد شد. در واقع سید ضیاء همزمان با این جلسه نزد شاه بود و منتظر بود تا با رأی تمایل مجلس نخستوزیر شود. ولی دکتر مصدق نخستوزیری را قبول کرد و نقشههای شاه و انگلیسیها و سید ضیاء و دیگران عملی نشد.
قدرت شاه در دوره نخستوزیری مصدق روزبهروز کمتر میشد و تمام کوششهای او و دربار با اقدامات متقابل مصدق خنثی میشد. به خاطر محبوبیت مصدق و امر ملی شدن نفت، شاه نیز در ظاهر از او پشتیبانی میکرد ولی عملا در برکناری او میکوشید. در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ارتش به طرفداران مصدق و کمونیستها تیراندازی کرد و عدهای کشته شدند.
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران ، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم ، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیتالله روحالله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب حضور برجستهای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند. این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته میشود.
رویدادهای مهمی، به عنوان نقطه عطف یا سرآغاز اعتراضات همهگیر در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ محسوب میشوند از جمله برهمزدن جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی به سازماندهی کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ توسط پلیس حکومتی که بروز تظاهرات و خشونتهای بسیار در دانشگاههای تهران را به همراه داشت.[۲] و همچنین چاپ مقالهای در روزنامه اطلاعات در دی ماه همان سال که در نظر قشر مذهبی مقالهای توهینآمیز به خمینی و روحانیون منتقد حکومت محسوب میشد و موجب ناآرامیهای خشونت آمیزی در شهر قم گشت . رکود اقتصادی، وقوع اعتصابات گستردهای را از خرداد ماه سال ۱۳۵۷ به بعد در سطح کشور به دنبال داشت که موجب پیوستن طبقه کارگر به تظاهرات شد و دامنه اعتراضها را از دهها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن افزایش داد. کشتهشدن تعدادی از معترضان (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه) توسط نیروهای حکومتی تنها بر دامنه اعتراضات و ناآرامیها افزود و با خروج شاه از کشور و عدم موفقیت دولت شاپور بختیار، سرانجام با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید.
در رفراندوم فروردین ماه ۱۳۵۸، زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همهپرسی ملی ، نظام مشروطه سلطنتی را نفی و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران ، رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و سپس حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.
ماهیت انقلاب
فریدون هویدا، برادر امیرعباس هویدا معتقد است، آمیزهای که از مذهب و نیروی جوانان در ایران بوجود آمد، سر سقوط شاه بود. ویلیام شوکراس، وقایع نگاری که روزهای پایان عمر محمدرضا پهلوی را در کتابی تحت عنوان «آخرین سفر شاه» به رشته تحریر درآوردهاست، انقلاب ایران را یک قیام گسترده مردمی و اسلامی میدانست. ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در ایران، انقلاب ایران را انقلابی عمیقا مذهبی ارزیابی میکرد. آنتونی پارسونز سفیر انگلستان نیز، در جای جای خاطراتش مخالفان عمده را جوانان مذهبی و ماهیت انقلاب را اسلامی میدانست او معتقد بود که هیچ یک از گروههای دیگر مخالف را یارای مقابله با قدرت رهبری آیتالله خمینی نبود. جیمی کارتر یک سال قبل از پیروزی انقلاب (آذر ۱۳۵۶) و در جریان سفر شاه به آمریکا، در ملاقاتی خصوصی به شاه گوشزدکرد که منشاء خطر، رهبران مذهبی هستند. سایروس ونس وزیر امورخارجه وقت آمریکا معتقد بود، مغناطیسی که گروههای مختلف ناراضی را به دور خود جمع کرد، اوپوزیسیون مذهبی بود. ولادیمیر کوزیچکین، مسئول ارشد کاگب در ایران نیز فصلی از کتاب خود را «خمینی رهبر» نام نهاده و ماهیت انقلاب ایران را اساسا اسلامی و مذهبی میداند.
با اینحال، معدودی از تحلیلگران و کارشناسان مانند مارک داونز، اگرچه اپوزیسیون علیه شاه را در جریان انقلاب ایران، دارای رنگ و بوی مشخصاً اسلامی میدانند، اما اسلام را تنها ایدئولوژی حاضر در انقلاب نمیدانند. اینان گروههایی مانند مارکسیستها، کمونیستها، لیبرالها، و گروههای دیگر غیر اسلامی نیز از نیروهای موثر در انقلاب میدانند. نویسندگان دیگری نیز همچون هاله افشار تشکیل یک «ائتلاف» و «اتحاد موقت ناسازگار» در جریان انقلاب را (میان نیروهای مذهبی و سایر نیروها) صرفا برای مقاومت و براندازی شاه قلمداد کرده، و نه بعنوان صرفاً تاییدی بر یک دولت اسلامی پس از انقلاب.
علاوه بر افراد فوق، معدودی از کارشناسان مسایل ایران نیز معتقدند که انقلاب ایران، حداقل در آغاز انقلابی اسلامی نبودهاست. گری سیک به عنوان یکی از آگاهترین کارشناسان سیاسی آمریکا در مسایل ایران در کتاب معروف خود «همه سقوط میکنند» (All Fall Down) مینویسد:
در ایران هدف اولیه نیروهای مخالف، سرنگونی رژیم سلطنتی و استقرار جمهوری اسلامی نبود. بسیاری از کسانی که در آغاز این حرکت در تظاهرات خیابانی شرکت کردند و موج اولیه انقلاب را بوجود آوردند، به اجرای قانون اساسی سال ۱۹۰۶ راضی بودند.
صدور انقلاب
اندیشهای است امت گرا که بر پایه جهانبینی شکل میگیرد. هدف آن ایجاد یک اتحاد اسلامی راهبردی و فراگیر است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و به وسیله انقلابیون اسلامگرا قوت گرفت.
* پیش نیازها: زمانی که جهان بینی (در این مورد جهان بینی اسلامی) از کارکرد و اصالت بیشتری برخوردار شود زمینه برای صدور انقلاب محیا است٬که ایجاد این اصالت وکارکرد مشترک نیازمند ایجادآموزههای راهبردی مشترک است.
* اهداف:
۱-ایجاد یکپارچگی فکری و سیاسی در بین ملل اسلامی (هم صدایی یا وحدت کلمه) .
۲-اعمال نظر بیشتر و کاراتر در عرصه موضوعات مهم بین المللی. (برای مثال دارا بودن حق وتوی مشترک برای کشورهای اسلامی) .
۳-ایجاد هویت یکپارچه به منظور تحقق اهداف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... مشترک.
* عواقب: اعمال و اجرای این سیاست خارجی (گرچه صرفاً درمنطقه خاورمیانه) مخالفان سرسختی نیز داشته و دارد٬ این مخالفتها تا این حد جدی است که بسیاری معتقدند حمایت اعراب از عراق در هنگام جنگ با ایران به دلیل هراس از عواقب احتمالی سیاست صدور انقلاب بود.
برخورد با مطبوعات
در آگوست سال ۱۹۷۹، (مرداد ۱۳۵۸)روزنامه آیندگان تعطیل شد و در ۲۰ اگوست همان سال نیز چهل و یک نشریه ممنوع الانتشار شدند
قوانین اسلامی
پس از انقلاب،مشروبات الکلی ممنوع شد،همچنین جداسازی زنان از مردان در مدارس،استخرها،مناطق ساحلی به مرحله اجرا درآمد.سید روح الله خمینی همچنین پخش موسیقی(به جز مارشهای نظامی) را از رادیو و تلویزیون ممنوع ساخت.
تظاهرات زنان علیه حجاب
پس از فرمان خمینی مبنی بر پوشش کامل برای زنان،تظاهراتی از سوی هزاران زن بدون حجاب برعلیه این دستور، در پایتخت برگزارشد.
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
جنبش سبز ایران، به سلسله اقداماتی اطلاق میشود که در آن طرفداران، خواهان برکناری محمود احمدینژاد پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران هستند. رنگ سبز ابتدا به عنوان نماد طرفداران میرحسین موسوی انتخاب شد اما پس از انتخابات ۱۳۸۸ ایران و اعتراضات گسترده در واکنش به آن، این رنگ نماد اتحاد و امید کسانی به شمار میآمد که با انتخاب مجدد محمود احمدینژاد مخالف بودند. میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی به عنوان «رهبران جنبش سبز» شناخته شدهاند. در ایران این جنبش تا پیش از انقلاب سال ۵۷ بی سابقه بوده است با این تفاوت که این جنبش نسبت به انقلاب ۵۷ با شدت بیشتری سرکوب شدهاست
پیشینه
ابتدا به خاطر سیّد بودن موسوی رنگ سبز به تدریج توسط طرفدارانش به صورت نماد وی در آمد. با همهگیر شدن این رنگ مخالفتهایی از سوی برخی گروههای سیاسی ابراز شد. دو هفته پیش از انتخابات هفتهنامهٔ صبح صادق، ارگان سپاه پاسداران به نقل از یدالله جوانی، رئیس ادارهٔ سیاسی سپاه پاسداران نوشت که سپاه اطلاعاتی در دست دارد که نشان میدهد برخی گروههای افراطی، پروژه انقلاب رنگی را طراحی کرده و در حال اجرای آن هستند:
« فراخوان عمومی از هواداران برای استفاده از رنگ سبز به صورت روسری، مانتو، کلاه، مچبند و.... اهدافی فراتر از ایجاد یک شور و نشاط انتخاباتی در جامعه و بین هواداران را دنبال میکند. »
همزمان با سخنان رئیس ادارهٔ سیاسی سپاه پاسداران، روزنامه کیهان نیز در مطلبی ضمن تایید حرفهای این سردار سپاه نوشت اطلاعاتی در دست دارد که نشان میدهد برخی از گروهها خود را برای «بستنشینی» در روز انتخابات مقابل وزرات کشور و استانداریها و فرمانداریها آماده کرده و چند روز است که در تهران این کار را تمرین میکنند و بطور ضمنی آنها را به انجام یک کودتای انتخاباتی متهم کرد. برخی دیگر از ناظران سیاسی نیز حرکتهای چند هفتهٔ پیش از انتخابات در تهران و شهرهای بزرگ را شبیه خیزش عمومی بهمن ۵۷ ارزیابی کرده و این گونه حرکتها را نشانهای از وقوع یک انقلاب قلمداد کردند
رهبران
اگرچه بیشتر میرحسین موسوی، مهدی کروبی تا حدودی محمد خاتمی را رهبران این جنبش میخوانند اما خود این افراد از جمله میرحسین موسوی بارها ابراز داشتهاست که خودشان پیرو جنبش سبز هستند. بطور مثال میتوان به شرکت میرحسین موسوی در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات ۱۳۸۸ به امامت هاشمی رفسنجانی را بنا به خواست هواداران این جنبش دانست. از افراد کلیدیای که بیشتر به عنوان حامیان این جنبش شناخته میشوند میتوان محسن سازگارا ، محسن مخملباف و ابراهیم نبوی اشاره کرد.
اقدامات
کمپینهای انتخاباتی، ایجاد زنجیرههای انسانی، تشویق به سبزپوشی، بستن دستبند سبز و کلاً ترویج این رنگ پیش از انتخابات و برگزاری راهپیماییهای گسترده در اعتراض به نتایج انتخابات، از جمله اقدامات این جنبش بوده است.این جنبش در حال حاضر نفوذ بسیار زیادی در بین مردم ایران دارد.
همچنین تندیس شبیهسازی شده مجسمه داوید در میدان سینورای فلورانس به دستور شهردار فلورانس و در جهت همدردی مردم فلورانس با مردم ایران، با پرتو نورافکنهای سبز به نشانه جنبش سبز ایران نورپردازی شد.
اظهار نظرها
داریوش همایون در رادیو زمانه جنبش سبز را تحولی بیسابقه، دموکراتیک و آزاد که خارج از رابطهی رهبری، اطاعت، فرمانبری، مریدی و مرادی و ... است میخواند.
علیاکبر موسوی خوئینی سه اولویت جنبش سبز را فعالیت موثر حقوق بشری در دفاع از حقوق زندانیان- شهدا و پشتیبانی از خانوادههای آنان، رفع خلاء شبکهی ارتباطی و رسانهای با هدف آگاهیبخشی و تقویت همبستگی بین ایرانیان و عبور از بحث «چه نمیخواهیم» و آغاز گفتگوی فراگیر پیرامون «چه میخواهیم» میداند.
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 1,357
تشکر از دیگران: 2,276
تشکر شده 1,970 بار در 1,025 پست
چهارشنبه سوری | آداب و رسوم پارسیان
چهارشنبه آخر سال را چهارشنبه سوری می گويند و مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم مقداری بوته خار درخانه ها فراهم می شود و کوچک و بزرگ از روی آن می پرند و می گويند :
زردی من از برای تو ٭ ٭ سرخی تو از برای من
در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از …) می خوانند. بعضی از زنان عقيده دارند اگر شب چهارشنبه سوری فال بگيرند فالشان درست در می آيد از اين رو به ويژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگيرند در سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبيند در تاريکی يا دالان خانه می ايستادند و به گفت و گوی عابرين گوش می دادند. اگر عابرين سخنانی اميد بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سودآور، خبر خوشی که شنيده اند، مژده ای که داده اند، فرزندپسری که گيرشان آمده بيان می کردند به فال نيک گرفته می شد و نويد آن بود که سالی نيکو و پراز شادی و سرور در پيش است و اگر برعکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی، خبرهای ناگوار گفت و گو می شد نشان اين بود که سال نو سال نيکوئی برای فال گيرنده نيست. در قديم بعضی اوقات زنان کاسه ای را بر می داشتند و به در خانه اين و آن می رفتند و با پول يا فلز يا شیء به کاسه می زدند که صدای تصادم شیء و کاسه شنيده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بيايد دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می ديد حرفی رد و بدل نمی شد اگر صاحبخانه می رفت و برايشان شيرينی و آجيل می آورد نشان خير و برکت بود و اگر نه بر عکس. زنان شيراز درسابق عقيده داشتند که در شب چهارشنبه سوری بايد حتماً به سعديه رفت و در آب سعديه آب تنی کرد. پيرزنان با نشاط قديمی شيراز، در شب چهارشنبه سوری بزک نموده و مجلس عيشی روبراه می کردند در اين مجلس از ترانه های محلی خوانده می شد و دايره نيز می زدند و همه ابراز سرور می کردند.
در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل میكند كه اصلا از اوستا نشات پیدا كرده است و چنین است كه در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد كه...
در عهد ساسانیان، نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در كار بوده است و به تحقیق میتوان گفت كه در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تكلفات به جا نمیآوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات كافی در دست است. از جمله كارهایی كه در ایام نوروز درعهد ساسانیان انجام میگرفت این بود كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه میدیدند و به عزل و نصب حكام میپرداختند
دكتر «اردشیر خدادایان» كارشناس تاریخ باستان و استاد دانشگاه شهید بهشتی معتقد است كه:
«آیین ساسانیان در این ایام چنین بود كه پادشاه به روزنوروز بار عام را شروع میكرد و حقهای حشم و لشكر را میگزارد و حاجت آن را روا میكرد و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو مینمود، به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی كه سردار نظامی او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را میبخشیدند و به كسانی كه در جنگ پیروز میشدند جایزه میدادند و حتی به كشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت میدادند.»
ساسانیان نوروز را«نوك روژ» میگفتند: «به موجب روایت دینكرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالك خویش را قرین شادی و خرمی میكرد و در این عید كسانی كه كارمیكردند، دست از كار كشیده و به استراحت و شادمانی میپرداختند.
نوروز عید بهاری است. در این روز مالیاتهای وصول شده را به حضور شاه عرضه میداشتند و شاه به عزل و نصب حكام میپرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت. و در این شش روز سلاطین ساسانی بار میدادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم میپذیرفتند و به حضار عیدی میدادند.
روز ششم را سلاطین برای خود و محرومان درگاه جشن میگرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه نوع مراسم متداول ملی اجرا میشد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به كنار نهرها و قناتها رفته شست و شو میكردند و به یكدیگر آب میپاشیدند و شیرینی تعارف میكردند. صبح پیش از آن كه كلامی ادا كنند شكر میخورند یا سه مرتبه عسل میلیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختیها روغن به تن میمالیدند و خود را با سه قطعه موم دود میدادند. در این روز سكه نو میزدند و آتشكدهها را پاك و طاهر میكردند.
ازرسوم دیگر این زمان چنان چه كه گفته شد ریختن آب بوده است به یكدیگر درصبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی به صورت گلاب پاشیدن باقی ماند.
در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل میكند كه اصلا از اوستا نشات پیدا كرده است و چنین است كه در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد كه پهنای زمین بر آنها تنگ گردید. خداوند زمین را سه برابر آن چه بود فراختر كرد و مردم را امر فرمود كه به آب غسل كنند تا گناهانشان پاك شود، پس همه سال این كار را میكنند تا این كه خداوند آفات آن سال را از ایشان دفع كند.
در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردین مردم خود را با آب میشستند و احتمال دارد كه این رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد.
وصول مالیاتهای مملكتی در ایام سلاطین ساسانی در نوروز آغاز میشد. در هر یك از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز میداد، و از چیزهایی كه پادشاه در نوروز به خوردن آن تبریك میجست اندكی شیر تازه و خاصل و پنیر تازه بود.
بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملك، دوازده ستون از خشت خام برپا میشد كه بر ستونی گندم و بر ستونی عدس و بر ستونی كاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی كنجد و بر ستونی ماش میكاشتند و اینها را نمیچیدند مگر به ترنم و لهو، در ششمین روز نوروز، این حبوب را میكندند و در مجلس میپراكندند و تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را جمع نمیكردند.
این حبوب را برای تفال میكاشتند و گمان میكردند كه هر یك از آنها نیكوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود.
در ایام نوروز مخصوصا نواهایی مخصوص در خدمت شاه نواخته میشد كه فقط اختصاص به همین جشنها و ایام داشت.
از رسوم دیگر درباری این عهد این بود كه پادشاه در نوروز مایحتاج اولیه سالیانه دفتری و چیزهای دیگر درباری را تهیه میكرد و از قبیل كاغذ و پوستهایی كه در آن نامهها و بخشنامهها نگاشته میشد و آن چه مهر كردنش از طرف پادشاه بود آخر آن كاغذ مهر میشد و آنها را «اسپیدا نوشت» یا «اسپید نوشت» مینامیدند.
پادشاه پس از آن كه در بامداد نوروز زینت خود را میپوشید و لباسی را كه معمولا از برد یمانی بود بر تن میكرد به تنهایی در دربار حاضر میشد و شخصی كه قدم او را به فال نیك میگرفتند بر شاه داخل میگردید.
برخی نگاشته اند كه اولین كس از بیگانگان كه در بامداد نوروز به خدمت شاه میرسید موبدان موبد بود كه با جامی زرین و پر از میو انگشتری و درمیو دیناری خسروانی و دسته ای سبز و شمشیری و تیر و كمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و كودكی نیك روی پیش شاه میآمد و جام شراب را به پادشاه میداد و دسته خوید را در دست دیگر او میگذاشت و دینار و درم در پیش تخت وی مینهاد. مقصود ایشان از آوردن این چیزها كه گفته شد این بود كه شاه و بزرگان را دیده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برایشان مبارك گردد . پس از این مقدمات بزرگان به خدمت میآمدند و هدایایی تقدیم مینمودند و شاه نیز به هدیه دهندگان به نسبت درجات آنان چیزی هدیه میكرد.
چنان چه مسعودی میگوید: «خسرو پرویز در یكی از اعیاد درحالی كه سپاهیان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پیل و پیلیبان صف كشیده بودند، برای دیدن سان آنها خارج شده بود» و بعید نیست كه مراد از این عید، نوروز باشد و حتی به حدس میتوان گفت كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه میدیدند زیرا، در قرون اسلامینیز در نزد برخی از سلاطین جزو ایران این رسم در نوروز معمول بوده است.
از رسوم عمومی نوروز در آن عهد یكی برافروختن آتش بود در شب نوروز و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین النهرین رواج داشت و شاید آتشی كه در عصر حاضر در شبهای چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) میافروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد.
اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است كه به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته اند كه جهت افروختن آتش در این شب تصفیه جو و از میان بردن عفونات مولد؛ از فساد هواست. اولین كسی كه این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابكان باشد.
از رسوم متداول این زمان هدیه دادن شكر است. این رسم را گر چه ابوریحان بسیار قدیم میداند ولی شاید از زمان ساسانیان تجاوز ننماید. این رسم در مهرگان نیز معمول بوده است.
باشكوه ترین و زیباترین آیین این زمان كه هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزد عامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، كاشتن سبزی است.
کاشکی میشد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس تا کی به جای خود ما ، نقاب ما حرف بزنه؟ تا کی سکوت و رج زدن نقش نمایش منه؟ هرکسی هستی یه دفعه ، قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن ، رها شو از پیله ی خواب نقش یک دریچه رو، رو میله ی قفس بکش برای یک بار که شده ، جای خودت نفس بکش!
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
* کوروش بزرگ بنیانگذار امپراتوری ایران نخستین فرمانروای ایرانی بود که نوروز را عید رسمی خواند و در سال 534 پیش از میلاد مسیح روندی را برای اجرای آیین دولتی آن بنگاشت که در بردارنده ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، بخشش گناهکاران پشیمان، ایجاد گستره ی سبز و پاکسازی محیط( از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی) بود. چهار سال پیش از آن کوروش پس از گرفتن بابل نوروز را در آنجا جشن گرفته بود بابل در 29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد به زیر فرمان ایران در آمده بود.
* در نوروز 515 یش از میلاد سنگ نوشته بیستون به فرمان داریوش بزرگ ایجاد گردید. به گفته رخداد نگاران با توجه به این سنگ نوشته ایران تنها کشور جهان است که سند مالکیت دارد. بزرگترین آرزوی داریوش در این سنگ نوشته که به صورت روزنامه دیواری امروزی ساخته شده این است که خداوند ایران را از دشمن، دروغ و خشکسالی در امان دارد.
* مهستان پارلمان ایران در زمان اشکانیان نخستین نشست خود را در نوروز سال 173 پیش از میلاد مسیح با حضور مهرداد یکم شاه وقت برگزار کرد و نخستین مصوبه آن گزینشی کردن ریاست کشور بود. عزل شاه نیز در دسترس همین مجلس بود البته در شرایطی چون خیانت به کشور، ناتوانی، جنون، بیماری و از کارافتادگی. ایران در آن زمان دارای دو مجلس بود مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان که نشست مشترک آنها را مهستان می خواندند.
* در سال 226 میلادی اردشیر پاپکان که سلسله ساسانیان را بنیاد گذاشت، از دولت روم که در جنگ از ایران شکست خورده بود خواست نوروز ایرانی را به رسمیت بشناسد و سنای روم نیز آن را پذیرفت و از آن پس نوروز ما در گستره روم به lupercal معروف شد.
* در مارس 326 میلادی بین ارتش ایران به فرماندهی شاپور دوم ساسانی و ارتش روم به فرماندهی کنستانتینوس دوم جنگ سختی در گرفته بود با اینکه پیروزی با ارتش ایران بود شاپور 20 مارس شب نوروز آتش بس دوهفته ای اعلام کرد تا سربازان بتوانند آئین های نوروز را برگزار کنند.
* در آئین نوروز سال 399 میلادی یزدگرد ساسانی به مسیحیان ایران آزادی مذهب داد.
* پیمان صلح پایدار ایران و روم که به امضای خسرو انوشیروان ساسانی و ژوستی نی لن امپراتور روم رسید در آیین نوروز سال 532 میلادی در تالار کاخ تیسفون با باشندگی شاه ایران دست به دست شد.
* در نوروز 549 میلادی خسرو انوشیروان دستور ساختن تالار بزرگی را داد در کنار کاخ تیسفون. این تالار برای تماس مستقیم با مردم و رسیدگی به شکایات آنها توسط خود شاه ساخته شد و با فرش پرآوازه بهارستان فرش گردید.
* در نوروز سال 550 میلادی به دستور خسرو انوشیروان شاه ساسانی آموزش و پژوهش پزشکی و فسلفه در دانشگاه گندی شاپور خوزستان آغاز گردید.
* نوروز 809 میلادی بزرگان خراسان با شنیدن خبر درگذشت هارون الرشید جلسه محرمانه ای تشکیل دادند تا مأمون را که مادرش ایرانی بود به جای پدر بنشانند. در اندک زمانی 30 هزار داوطلب آماده شدند آنها در روستای تهران ارتش 91 هزار نفری امپراتور عباسی را شکست دادند علی عیسی پسر ماهان از جلو آنها گریخت نیروی داوطلب به عشق به دست آوردن استقلال ایران بغداد را گرفت و سر امین را برای مأمون به خراسان برد. از آن پس خلافت عباسی زیر نفوذ ایرانیان در آمد.
* مرداویز زیاری قهرمان ملی ایران اصفهان را پایتخت خود نمود او کمر به برگزاری آیین های ملی ایران چون تیرگان، مهرگان، سده، چهارشنبه سوری و نوروز بست .او در باره درست برگزار کردن این آیین ها سختگیری بسیاری می نمود به گونه ای که در سال 934 میلادی دست به تنبیه کارکنانی زد که در آذین بندی اصفهان برای نوروز سلیقه کافی به کار نبرده بودند. او بعد از راندن دست نشاندگان عرب از ایران دستور داد ایرانیان جز به پارسی نگویند و ننویسند.
* امیر اسماعیل سامانی در سال 892 میلادی از ریاضیدانان خراسان خواست گاهشمار ساسانی را دوباره نویسی کنند تا نوروز در ساعت درست و هنگام گذر خورشید از استوا آغاز شود و تحویل سال دقیق باشد. جلالدین ملکشاه سلجوقی پس از تنظیم گاهشمار خورشیدی دستور به رعایت آن داد.
* در سال 1597 میلادی شاه عباس یکم صفوی آیین نوروز را در نقش جهان اصفهان برگزار کرد و در گفتار خود آورد که اصفهان پایتخت همیشگی ایران خواهد بود و زیباترین و امن ترین شهرهای جهان خواهد شد و به نمایندگان کشورهای خارجی اجازه داد در اصفهان برای کشورهای خود سفارتخانه بسازند.
* نادرشاه افشار به نوروز و آیین های آن مهر فراوان داشت. سکه ی خود با نام سکه نادری را در سال 1735 میلادی در آیین سلام نوروز رایج ساخت و شماری از آن را به صورت عیدی به افسران و منشی های خود داد یک طرف سکه نوشته شده بود نادر ایران زمین. این نوشتار نشان می دهد نادر خواهان زنده گردانی امپراتوری ایران در چارچوب مرزهای روزگار ساسانیان ، اشکانیان و هخامنشیان بوده است.
* کریم خان زند پس از آنکه شیراز را پایتخت ایران گرداند از سال 1761 میلادی هر ساله سلام نوروزی را در جایی که اینک موزه پارس نامیده می شود برگزار می کرد و سپس به دیدن مردم می رفت در نخستین روز نوروز با خرج شخصی چند نفر را اجیر می کرد در میدانهای شهر بنوازند و مردم را شاد کنند. وی برای دیدن مردم و آگاه شدن از دشواریهایشان به قهوه خانه ها می رفت و با آنها آبگوشت دیزی می خورد.
* آغا محمد خان قاجار با همه ددمنشی هایش و داشتن ریشه و تبار مغولی نوروز را برای تاجگذاری برگزید. وی در نوروز سال 1174 خورشیدی در تهران تاجگذاری کرد و این شهر را پایتخت ایران نمود که هنوز پایتخت است.
به هر برزنی جشنگاهی سده *** همه گرد بر گردش آتشکده
جشن سده ، بزرگترین جشن آتش و از نظر بزرگی بعد از نوروز با ارج ترین جشن ایرانیان است
این جشن چهل روز بعد از یلدا و در شامگاه بهمن ماه (آبان روز ِ بهمن ماه) برگزار می گردد
در این مراسم مردم با افرختن آتش بروی پشت بام ها شروع به خواندن سرود می کنند و به این امیدند که سرما رخت بربسته و گرما جایگزین آن شود
سده در زبان اوستایی به معنای طلوع کردن است و در باستان اعتقاد بر این بوده که در شب یلدا نطفه ی مهر بسته می شود و چهل روز (دهم بهمن) بعد مهرگان فرزند خود را تقدیم می کند لذا پس از جشن سده از شدت سرما کم شده و روز به روز گرما فزونی می یابد
در شاهنامه جشن سده جشن کشف آتش توسط هوشنگ است
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد *** سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار *** بسی باد چون او دگر شهریار
فردوسی در چند جای شاهنامه نابودی ایران را با مصرع هایی مانند
نه نوروز ماند نه جشن سده
و یا
شدی تیره نوروز و جشن سده
توصیف می کند ، که این عبارات بیان گر اهمیت بسیار زیاد این جشن نزد ایرانیان است به طوری که نابودی آن بیان گر شروع آخرالازمان و فرجام ایرانیان محسوب گشته
هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آنها با حرف «س» (سين) آغاز ميشود، يكي از اجزاي اصلي آيينهاي سال نو است كه بيشينهي ايرانيان آن را برگزار ميكنند. اين اقلام سنتاً در سفرهي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته ميشوند. اين سفرهاي است كه هر خانوادهاي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده ميگسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده ميشود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينهاي گذاشته ميشود، كه در دو طرف آن شمعدانهايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخهاي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده ميشود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانوادهها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز ميافزايند)، ظرفهاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگآميزي شده گذاشته ميشود. مركز سفره عموماً با گلداني از انواع گلها، معمولاً سنبل و شاخههاي بيدمشك فروگرفته ميشود. كنار آن، سبزه و دستكم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز ميشوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيرينيهاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شدهي تخمهاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته شدهاند) قرار داده ميشود.
ششمین روز فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زردشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. دراین روز زردشیان در آتشكدههای هر شهر گردهم می آیند، به سخنرانيهاي مذهبي گوش ميدهند، اوستا ميخوانند و تولد پيامبرشان را جشن ميگيرند. آب پاشیدن به همدیگر، دود کردن اسپند و پخش کردن سنجد و آویشن نیز از دیگر مراسمهای این جشن است.
گاتاخواني، دف زني و سخنراني در مورد تاريخچه نوروز و جشن زايش زردشت از جمله برنامههاي اين مراسم می باشد. حضور در نيايشگاه شاور اهرام ايزد و ساير نيايشگاهها و مكانهاي مقدس ديني در صبح روز ششم فروردين از ديگر آيينهاي بزرگداشت زايش زردشت است، كه در همه شهرهاي زردشتي نشين برگزار ميشود.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.