ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
  1. #1
    عليرضا جون
    مدیر بازنشسته انجمن های عمومی
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    تهروون
    نوشته ها
    33,028
    1,630
    54,535

    37 غزل بوسه ( سیمین بهبهانی )

    غزل بوسه
    سیمین بهبهانی به حق بانوی غزل ایران لقب گرفته است. در سال های اخیر سروده های او عمدتن بر محوراعتراض و مسایل اجتماعی می گردند. در گذشته یی نه چندان دور، بهبهانی رغبت بیشتری به گفتن غزل های عرفانی از خود نشان می داد و از تخلص "سیمین" بهره می گرفت. برای تنوع در انتشار سرو ده های او و آشنایی با وجه دلنشین عرفانی اش، غزل زیبای زیر را تقدیم شما می کنیم
    بوسه...

    گر بوسه می خواهی بیا، یک نه، دوصد بستان برو
    اینجا، تن بیجا بیا، زینجا، سراپا جان برو

    صد بوسه ی تر بخشمت، از بوسه بهتر بخشمت
    اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو

    هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من
    گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا، حیران برو

    در پای عشقم جان بده، جان چیست؟ بیش از آن بده
    گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو

    امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم
    جان برون از تن منم، خامش بیا، سوزان برو

    بنگر که راز حق شدم، زیبایی مطلق شدم
    درچهره ی"سیمین" نگر، با جلوه ی جانان برو

    كتاب هفت را بخوانيد.
  2. #2
    مستفا
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    1,433
    1,969
    6,627

    هرگزنخواب کورش ( شعری از سیمین بهبهانی )

    شعری از بانو سیمین بهبهانی



    هرگزنخواب کورش



    دارا جهان ندارد،
    سارا زبان ندارد
    بابا ستاره ای در

    !هفت آسمان ندارد

    کارون ز چشمه خشکید،

    البرز لب فرو بست

    حتا دل دماوند،

    آتش فشان ندارد



    دیو سیاه دربند،

    آسان رهید و بگریخت
    رستم در این هیاهو،

    گرز گران ندارد

    روز وداع خورشید،

    زاینده رود خشکید
    زیرا دل سپاهان،

    نقش جهان ندارد

    بر نام پارس دریا،

    نامی دگر نهادند
    گویی که آرش ما،

    تیر و کمان ندارد

    دریای مازنی ها،

    بر کام دیگران شد
    نادر ز خاک برخیز،

    میهن جوان ندارد



    دارا ! کجای کاری،

    دزدان سرزمینت
    بر بیستون نویسند،

    دارا جهان ندارد

    آییم به دادخواهی،

    فریادمان بلند است

    اما چه سود،

    اینجا نوشیروان ندارد

    سرخ و سپید و سبز است

    این بیرق کیانی

    اما صد آه و افسوس،

    شیر ژیان ندارد



    کوآن حکیم توسی،

    شهنامه ای سراید

    شاید که شاعر ما

    دیگر بیان ندارد



    هرگز نخواب کوروش،

    ای مهرآریایی

    بی نام تو،وطن نیز
    نام و نشان
    ندلرد







    --
    سابقه دارم :


نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •