شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات سخنان بزرگان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 25th September 2011   #21

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

فرزندان

بدبختانه اکثر والدین فکر می‌کنند که آنها «مسئول» فرزندان‌شان هستند، و احساس مسئولیت آن‌ها به شکل گفتن اینکه آن‌ها چه «باید» بکنند و چه «نباید» بکنند، چه «باید» بشوند و چه «نباید» بشوند، درآمده است. والدین می‌خواهند فرزندان‌شان موقعیت امنی را در جامعه احراز کنند. آنچه آنان نام مسئولیت بر آن گذاشته‌اند، بخشی از «قابل احترام بودن»ایست که مورد ستایش آن‌هاست و بنظرم اینگونه می‌رسد که جائی که مسئله‌ي محترم بودن مطرح است، احساس مسئولیت حقیقی وجود ندارد، بلکه آنچه که مدنظر والدین است، یک بورژوازی کامل شدن است. هنگامیکه ‏آنان فرزندان‌شان را آماده‌ي خدمت به جامعه می‌کنند، در واقع به جنگ، تضاد و بی‌رحمی تداوم می‌بخشند. آیا شما اسم این را توجه و عشق به فرزندان می‌گذارید؟

‏براستی «توجه» یعنی همان توجهی که شما نسبت به یک درخت، يك گیاه و آب دادن به آن و مطالعه درباره‌ي نیازهای آن گیاه و هم‌چنین انتخاب بهترین و مناسب‌ترین کود برای آن و خلاصه مراقبت از آن با ملایمت و مهربانی می‌کنید. اما هنگامی ‌که شما فرزندان‌تان را برای خدمت در جامعه آماده می‌کنید، در واقع آنها را برای کشته شدن آماده می‌کنید. اگر شما فرزندان‌تان را دوست می‌داشتید، جنگی هم نمی‌داشتند.

كريشنا مورتي

برگرفته از كتاب:

رهايي از دانستگي؛ برگردان مرسده لساني؛ چاپ دوم(جيبي)؛ تهران: انتشارات بهنام 1384.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #22

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

يك مذاكره سرنوشت‌ساز

تا حالا فکر کرده‌اید چرا وقتی سعی دارید با یک نفر ارتباط برقرار کنید، طرف مقابل‌تان را فراری می‌دهید و نتيجه‌ي معکوس می‌گیرید؟

‏شیرین هم همین مشکل را دارد. او با 32 ‏سال ، شاغل است و هنوز خانواده‌ي مستقلی تشکیل نداده است. ‏او هنوز مجرد است و با همکاران یا مدیر گاه گداری بحث می‌کند. در حالی که فقط قصد دارد یک مشکل را موشکافی کند و پیشنهاد بدهد، اما دیگران از رفتار او برداشت ديگری می‌کنند.

‏شیرین در حالی که قصد دارد به دیگران بفهماند چه حسی دارد، آنها فکر می‌کنند که او قصد دارد متهم‌شان کند. او بارها از خود پرسيده اگر شما هم این مشکل را دارید حتما سؤال شما هم هست که چرا دیگران حرف‌های شما را نمی‌فهمند.

به نظر مي‌رسد مشکل اصلی شما نداشتن مهارت مذاکره و برقراري ارتباط است. اگر شما بتوانید این مهارت مهم را در خود تقويت كنيد، در زندگی مشکلات کمتری سر راه‌تان خواهد بود. به این دلیل که دیگران به بهترین نحو حرف شما را می‌فهمند و شما نیز به نوبه‌ي خود، خوب حرف‌های آنان را گوش می‌دهید و متوجه نکات عمیق‌تری می‌شوید.

‏قبل از برقراری ارتباط نکاتی وجود دارد که مشاوران و متخصصان ارتباطات انسانی بر آن تکیه دارند.

حدس و گمان نزنيد

قبل از بررسی موضوع مورد بحث از پيشداوری، قضاوت و بدبینی نسبت به موضوع یا شخص خودداری کنید. چون این کار دیدگاه شما را تار و نظرات‌تان را غیر واقعی خواهد کرد.

محيط را آماده كنيد ‏

هر چيزي نياز به مكان مناسب خود دارد، مثلاً در سالن سینما وقت بررسي يك مشكل شغلی نيست و سر سفره‌ي شام محل صحبت در مورد لوله‌های ترکیده و آوردن لوله‌کش نیست. به وجود آوردن محیط خوب و مناسب برای گفت‌و‌گو و مذاکره شما را به یک ارتباط‌گر موفق تبدیل می‌کند. خواه در مذاکرات شغلی خواه در روابط خانوادگی.

به شرایط روحي طرف‌تان توجه كنيد

‏آیا شخصي که می‌خواهید با او گفت‌وگو کنید خسته و گرسنه است یا نه کاملاً آماده‌ي شنیدن حرف‌های شماست. ‏زمان خوبي را انتخاب کنید که شما و طرف مذاکره‌تا ن در بهترين وضعیت باشید. سعی کنید مذاکره را به سمت مثبت هدایت کنید.

روی موضوع تمركز كنيد

‏برای تمرکز در مورد موضوع گفت‌وگو آن را بنویسید. ممکن است از کسی ناراحت باشید و زمان مذاکره فرا نرسیده باشد. زمانی که مناسب است را انتخاب کنید. موضوع مذاکره را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و آن را تجزیه و تحلیل کنید، زیرا باعث می‌شود عصبانیت شما کاهش یابد.

تمرین کنید

‏فرض کنید مذاکره‌ي شما یک خواستگاری، یک پیشنهاد یا معرفی یک فکر است. چطور آن را مطرح می‌کنید؟ آن را با خودتان در آینه تمرین کنید.

وقت را بشناسید

‏زمان‌هایی هست که باید هرگز فکر مذاکره را نکنید و آن مواقع به شرح زیر است:

‏از خستگی دارید هلاک می‌شوید، اما موضوع مذاکره‌تان دارد ته ذهن‌تان را قلقلک می‌دهد. دختر مورد علاقه‌تان را می‌بینید و به او می‌گویید: «ببین می‌خواهم یک چیزی به تو بگویم که خيلی مهم است.»

‏او طفره می‌رود و خودش را به بی‌خیالی می‌زند و سعی می‌کند شما را سر کار بگذارد و بعد شما آنقدر خسته‌اید که انرژی بیشتری ندارید که صرف او کنید و کلاً پشیمان می‌شوید. می‌خواهید یک ایده را مطرح کنید و خسته‌اید و حال ندارید آن را درست توضیح دهید، یک مخالف سرسخت از ایده‌ي شما انتقاد می‌کند و شما چون خسته‌اید از کوره در می‌روید و کاری می‌کنید که نباید بکنید. پس وقتی خسته‌اید کلاً دور مذاکره را خط بکشید.

‏گرسنگی نیز از شرایطی است که باید در آن وضع به فکر مذاکره نیفتید. عصبانیت نیز یکی از مواردی است که سبب می‌شود عاقلانه فکر نکنید و اگر خانم هستید سعی کنید مذاکرات مهم را بعد از دوران عادت ماهیانه انجام دهید.

فوت و فن مذاكره

‏مبارزه‌ي ‏منفی: لابد این اصطلاح را از مبارزات گاندی شنیده‌اید. بله وقتی طرف مقابل داد می‌زند شما باید آرام باشید و آرام حرف بزنید بزودی او خودش را جمع جور می‌کند.

عذرخواهي: اگر طرف مقابل شما را متهم کرد که حرف بدی زده‌اید بگویيد اگر حرف بدی زدم عذرخواهي می‌کنم. امید است در مقابل احترام شما طرف مقابل نیز مؤدبانه برخورد کند. وقتی آرامش پيدا کرد با او گفت‌وگو را ادامه دهید.

خوشبین باشيد: گاه شخص بی‌خودی فریاد می‌زند و بدون توجه به هيچ چیزی بی‌خودی عصبانی می‌شود و اجازه‌ي صحبت به شما نمی‌دهد. در این صورت شما نمی‌توانید به هیچ وجه او را آرام کنید. پس باید وارد مرحله‌ي نهايی شوید. یعنی شما نیز صدایتان را بلند کنید که البته این بلند کردن صدا باید به جهت اداره‌ي بحث باشد و بعد از اینکه آرام شد شما نيز با حرف زدن او را آرام می‌کنید و او را اداره می‌کنید.

‏به نتایج بحث و مذاکره‌ي خود خوشبین باشید و اگر نتیجه نداد راه‌های دیگری را امتحان کنيد.

ماندانا ملاعلي

برگرفته از:

چارديواري- روزنامه‌ي جام جم- دوشنبه 25 آبان 1389- صفحه‌ي 4.
‏‏‏‏‏‏‏

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #23

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

فقر ننگ نیست

«فقر ننگ نیست.» چه جور هم! امّا آنان [گویندگان این سخن] فقیران را ‏به دیده‌ی ننگ می‌نگرند. چنین می‌کنند و بعد او را با صدور چند تا ضرب‌المثل تسلی می‌دهند. این ضرب‌المثل هم یکی از آن‌هاست که شاید زمانی موجّه می‌نمود، امّا دیری است به ابتذال کشیده شده است، و فرقی با این گفته‌ی بی‌رحمانه ندارد که: «کسی که کار نکند، حق خوردن هم ندارد.» وقتی کاری بود که کسی نان خود را از آن درآورد، فقر نیز باعث ننگ نبود: فقری که از نقص عضو یا بداقبالی دیگری سرچشمه می‌گرفت. امّا این محرومیت که میلیون‌ها نفر از هنگام تولد با آن دست به گریبان‌اند، و صدها هزار نفر در اثر فقیر شدن به سوی آن کشیده می‌شوند، واقعاً باعث ننگ است. نکبت و تهیدستی مانند دیوار دور آن‌ها بالا می‌رود: دیواری که دست‌هایی نامرئی آن را می‌سازند. امّا همان‌طور که مردی می‌تواند در تنهایی تاب خيلی چیزها را بیاورد، و تنها وقتی زنش او را در این حالت می‌بیند یا از آن رنج می‌برد، احساس شرمی موجّه می‌کند، آدم تهیدست نیز ممکن است تا وقتی تنهاست و می‌تواند همه چیز را پنهان ‏کند، تاب فقر را بیاورد. امّا هیچ کس نمی‌تواند با فقری بسازد که مانند ‏سایه‌یی مهیب روی هم‌شهری‌ها و خانه‌اش افتاده است. این است که ‏چنین فردی باید گوش به زنگ همه‌ی خفت و خواری‌ی که به او تحمیل ‏شده است، باشد، و چنان خود را سامان دهد که رنجش دیگر نه به جاده‌ی سرپایینی اندوه، که به راه صعودی شورش تبدیل شود. اما تا وقتی سیاه‌ترین و وحشتناک‌ترین ضربات سرنوشت، که هر روز و حتا هر ساعت در مطبوعات از آن سخن می‌رود و همه‌ی علت‌ها و معلول‌های واهی آن برشمرده می‌شود، به درد آشکار کردن قدرت‌های تاریکی نخورد که زندگی انسان‌ها را در اسارت خود گرفته‌اند، در این زمینه چیز امیدبخشی وجود ندارد.

والتر بنيامين

برگرفته از كتاب:

خيابان يك طرفه؛ برگردان حميد فرازنده؛ چاپ سوم؛ تهران: نشر مركز 1387.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #24

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

تراژدی و تاریخ

هم‌چنین از آن چه گفته شده است برمی‌آید که کار شاعر این نیست که رخدادهای واقعی را نقل کند، بلکه کار او آن است که آن چیزهایی را روایت کند که بنابر احتمال یا ضرورت ممکن بود و یا مي‌توانست رخ دهد. شاعر و تاریخ‌نویس با هم تفاوت دارند، نه به آن سبب که یکی به نظم و دیگری به نثر می‌نويسد (اثرهرودوت را می‌توان به نظم درآورد، ولی چه به نظم باشد و چه به نثرهم‌چنان تاریخ باقی می‌ماند)، بلکه به این ‏دلیل که تاریخ‌نویس آنچه را که رخ داده نقل می‌کند، ولی شاعر آنچه را ‏که ممکن بود رخ دهد. به همین سبب، شعر به فلسفه نزدیک‌تر است و از ‏تاریخ برتر است؛ شعر با حقایق کلی سر و کار دارد، ولی تاریخ با وقايع ‏خاص. برای مثال، تاریخ آن چیزهایی است که السیبیادیس (Alcibiades) انجام داد و یا متحمل شد، در حالی که حقایق کلی از آن نوع چیزهایی است که شخص خاصی احتمالاً یا ضرورتاً انجام خواهد داد و یا بیان خواهد کرد. شعر با گزینش نام‌ها چنین می‌کند؛ در کمدی انجام این نکته آشکارا دیده می‌شود، زیرا نویسندگان کمدی هنگامی به شخصیت‌های خود نام‌های خاص می‌دهند که پیرنگ‌های خود را بر پایه‌ی احتمال بنا نهاده باشند، ‏نه آنکه مانند نویسندگان هزل‌های[*] با وزن ایامبیک، ‏دغدغه‌ی پرداختن به یک فرد خاص را داشته باشند.
-------------------------------------------------------------------------
* هزل معمولاً انتقاد از یک فرد خاص می‌باشد، کمدی چنان که در بخش 5 ‏ دیدیم از شکل هنری برتری برخوردار است چرا که شامل پیرنگ و مثلاً داستان می‌باشد. کمدی جدید قرن چهارم، پیرنگ‌های پیچیده داشت و با انواع شخصیتی سر و کار داشت - شخصیت طفیلی، برده‌ی باهوش، خسیس، شخصیت سپر بلای جوان که نام‌ها معمولاً بازتاب این واقعیت نیست. نام‌های بزرگ افسانه‌ها - اشيل، اُديسه و پنه لوپ (Penelope) در اثر گذشت زمان به یک مرد جوان بد خلق، یک دغل گستاخ و هشیار و یک همسر وفادار تبدیل شده بودند.

ارسطو

برگرفته از كتاب:

ارسطو؛ بوطيقا؛ برگردان هلن اوليايي‌نيا؛ چاپ نخست؛ تهران: نشر فردا 1386.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #25

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

شيوه فرمانروايي كوروش بزرگ، نشان قدرت و مشروعيت است

باری مارستن، سخنگوی وزارت خارجه‌ی بریتانیا، در یکی از تازه‌ترین سخنانش، درباره‌ی کوروش بزرگ و منشور حقوق بشرش، پیرامون شیوه‌ی فرمانروایی کوروش بزرگ، به اسناد تاریخی اشاره کرده و می‌گوید: «کوروش بزرگ یکی از نخستین فرمانروایان تاریخ بود که به این حقیقت پی برد و شکوه امپراتوری خویش را با دادگستری و رعایت حقوق ناتوان‌ترین‌ها و آسیب‌پذیرترین‌ها، همراه کرد.»

‏مارستن، در پیامی ویدیویي، رونق در بازرگانی و احترام به آیین گذشتگان را از ویژگی‌های روزگار فرمانروايي کوروش بزرگ دانسته است.

‏وی در این پیام که نزدیک به 4 دقیقه، به درازا کشیده است، به زبان فارسی، چنین می‌گوید: «احترام و پشتیبانی از ضعیفان، نه نشانه‌ی ناتوانی بلکه بنیان قدرت و مشروعیت کوروش بود.»

متن کامل این پیام، چنین است:

‏افلاتون، فیلسوف یونانی در سرزمینی چشم به جهان گشود که پنجاه سال جنگ با امپراتوری ایران، ویرانش کرده بود و کوروش بزرگ، بنیان‌گذار این امپراتوری بود. با این حال افلاتون درباره‌ی کوروش نوشت: او مردی بزرگ بود که حقوق انسان آزاد را اعطا کرد. انجیل، کوروش را «فرمانروای متبرک شده» خوانده و چنین ثبت کرده که او پس از چیرگی بر بابل، یهودیان را از اسارت آزاد كر‏د، تسامح دینی پیش گرفت و به یهودیان اجازه داد که هیکل اورشلیم را از نو بسازند.

‏از همین روی، ایران، امروز، خانه و سرزمین یکی از کهن‌ترین جوامع یهودیان از سراسر جهان است که از سال 539 پیش از میلاد در این کشور زندگی می‌کنند.

‏خیراندیشی حاکمیت ایرانی زیر فرمانروایي کوروش، اغلب در قیاس و تضاد با روزگار ویرانی و جنگ آشوری‌ها ارزیابی می‌شود که در اندکی پیش از ظهور امپراتوری ایران از میان رفتند.
‏رونق در بازرگانی و احترام به سنت‌های قدیم و نقشی که گروه‌های اقلیت در توسعه‌ي نهادهای مدنی داشتند، از ویژگی‌های روزگار فرمانروایي کوروش بود.

‏از این رو، این منشور یعنی منشور کوروش، اغلب به عنوان نخستین اعلامیه‌ی حقوق بشر شناخته می‌شود. این منشور، سندی است از افتخار و بالیدن کوروش به رفتار انسانی خوب که به نوشته‌ی این منشور، به همگان اجازه می‌دهد در آشتی کنار یکدیگر زندگی کنند.
‏احترام و پشتیبانی از ضعیفان، نه نشانه‌ی ناتوانی بلکه بنیان قدرت و مشروعیت کوروش بود.
‏با بازخوانی تاریخ 2 ‏هزار و 500 ‏ ساله‌ی هم‌زیستی اقوام و ادیان گوناگون چه در غرب و چه در شرق در برابر دوره‌هايی از مدارا، می‌توان دوره‌هایي از خشونت‌های فرقه‌ای و قومی را دید و همچنین دوران حکومت‌های سرکوبگر، لجام گسیختگی نیروهای حکومت علیه مردم و کارنامه‌های هولناک از پایمال کردن حقوق بشر را دید.

‏خاطره‌ی حا کمان و حکومت‌ها و چگونگي رفتارشان با مردم تا مدت‌ها پس از محو شدن آثار و دستاوردهای مادی آنها، می‌پاید. آن چه از تاریخ مي‌آموزیم این است که سلامت توسعه و غنای فرهنگی یک تمدن و یا یک ملت برپایه‌ی شیوه‌ی برخورد آن با اقلیت‌ها استوار است و گوناگونی جامعه، نمادی است از قدرت و پویایي فرهنگی آن.

‏کوروش بزرگ، آن چنان‌که در اسناد تاریخی آمده یکی از نخستین فرمانروایان تاریخ بود که به این حقیقت پی برد و شکوه امپراتوری خویش را با دادگستری و رعایت حقوق ناتوان‌ترین‌ها و آسیب‌پذیرترین‌ها، همراه کرد. از همین روی، او را به شایستگی، کوروش بزرگ می‌نامیم.

اشکان خسروپور- خبرنگار اَمُرداد

برگرفته از:

اَمُرداد- 15 آبان 1389(رام ايزد و آبان ماه 3748 زرتشتي).

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #26

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

تئاتر خَلق

اندک زمانی است که در راه بنیانگذاری تئاتر خلق کوشش به ‏عمل می‌آید. کسانی که منافع ویژه یا سیاسی دارند، می‌کوشند آن را به خدمت خويش دربیاورند. انگل‌هایی را که می‌خواهند از شیره‌ي درخت خلق زندگی کنند، باید به طور بی‌رحمانه دور ریخت. تئاتر خلق یک کالای باب روز و يك بازی هوس‌کارانه نیست. تئاتر خلق تاثیر آمرانه‌ي جامعه‌ای نو، بانگ و اندیشه‌ي آن است و در لحظه‌های بحرانی، به حکم ضرورت، در دست آن به جنگ افزاری علیه جامعه‌ای کهنه و فرتوت مبدل می‌گردد. به هیچ رو نباید در پرده سخن گفت. سخن از بازگشایی تئاترهای کهنه که تنها عنوان‌شان تازه باشد، تئاترهای بورژوایی که می‌کوشند با خلقی نشان دادن خود، آن را دگرگون جلوه دهند، در میان نیست. سخن از فراهم ساختن تئاتر توسط خلق برای خلق در میان است و از پاگرفتن هنری نو برای دنیای نو.

پاره‌اي از ‏مقدمه‌ي چاپ نخستِ « تئاتر خلق »

رومن رولان

برگرفته از كتاب:

رومن رولان (زندگي و آثار)؛ گردآوري و برگردان بدرالدين مدني؛ چاپ نخست؛ تهران: انتشارات شباهنگ 1386.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #27

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

ريشه‌هاي پيشرفت اجتماعي

اخلاق هم مانند علم باید کلی باشد، و باید تا آنجا که در حد قدرت بشر است از سیطره‌ي این مکان و این زمان آزاد شود. یک قاعده‌ي ساده هست که دستورهای اخلاقی را با آن می‌توان آزمود، و آن این است: «هيچ دستور اخلاقی نباید حاوی اسم خاصی باشد.» مقصودم از اسم خاص هر اشاره‌ای است به هر جزیی از زمان مکان؛ نه تنها اسم اشخاص، بلکه اسم نواحی و کشورها و دوره‌های تاریخی نیز هم. و وقتی که می‌گویم دستورهای اخلاقی باید این کیفیت را داشته باشد، منظورم محض یک توافق فكری و عقلی نیست؛ زیرا تا وقتی که محض این توافق منظور باشد، دستور اخلاقی در رفتار انسان چندان تاثیری نخواهد داشت. منظورم چیز فعال‌تری است: منظورم چیزی است از قبیل میل و خواهش واقعی، که از تخیل همدلانه سرچشمه گرفته باشد. از این قبیل عواطف تعمیم یافته است که پیشرفت اجتماعی پدید آمده و باید پدید آید. اگر امید و آرزوی شما منحصر به خودتان یا کشورتان یا طبقه‌تان یا پیروان عقیده‌تان باشد، خواهید دید که به موازات لطف و مهر و محبت شما عواطف خصمانه وجود دارد. و از این دوگانگی عواطف است که تقریباً همه‌ي بدی‌های زندگانی انسان برمی‌خیزد - همه‌ي سنگدلی‌ها و فشارها و ستم‌ها و جنگ‌ها از این جاست. اگر بنا باشد که جهان از فاجعه‌هایی که آن را تهدید مي‌كند جان به در برد، مردمان باید بیاموزند که دامنه‌ي همدردی‌شان را وسیع‌تر کنند.

‏این نکته البته همیشه تا حدی صادق بوده است، ولی امروز از هميشه صادق‌تر است. به سبب علم و فن، ابنای بشر برای بدی همدست‌اند؛ اما برای خوبی همدست نیستند. شیوه‌ي ویران کردن خانه‌ي همدیگر را در سراسر جهان آموخته‌اند، اما شیوه‌ي همکاری در سراسر جهان را که مطلوب‌تر است نیاموخته‌اند. ریشه‌ي ناتوانی در آموختن این شیوه‌ي مطلوب‌تر از محدودیت‌های عاطفی آب می‌خورد - از محدود ساختن همدردی خویش به گروه خویش، و از دل سپردن به کینه، و ترس از گروه‌های دیگر.

‏همکاری جهان با فن و صنعتی که ما امروز داریم مي‌تواند فقر را از میانه بردارد، و می‌تواند مرتبه‌ای از سعادت و رفاه را برای همه‌ي نوع بشر فراهم کند که بشر هرگز به خود ندیده است. ولی با آنکه این نکته آشکار است، باز مردم ترجیح می‌دهند که همدردی‌شان را به گروه‌های خود ‏محدود کنند و در مورد گروه‌های دیگر چنان کینه‌ای بورزند که همه‌ي ‏لحظات زندگی را از وحشت مصیبت آکنده کند. دلایل این ناتوانی مسخره و اندوه‌بار در اینکه چنان رفتار کنیم که منافع همگان حکم می‌کند، در امور خارجی نیست بلکه در طبیعت عاطفی خود ماست. اگر در لحظات مکاشفه عواطف ما همان قدر غیرشخصی می‌بود که تفکر علمی، در آن صورت متوجه می‌شدیم که نفاق‌ها و رقابت‌هامان چقدر ابلهانه است، و به زودی درمی‌یافتیم که منافع ما با منافع دیگران سازگار است ولیکن با میل به ویران کردن خانه‌ي دیگران سازگار نیست. جزمیت تعصب‌آمیز، که یکی از بدی‌های بزرگ عصر ماست، در درجه‌ي اول یک نقیصه‌ي فكری و عقلی است، و چنان که پیش‌تر هم گفتیم، نقیصه‌ای است که فلسفه علاجش می‌کند. اما مقدار زیادی از جزمیت از یک سرچشمه‌ي عاطفی هم آب می‌خورد، و آن ترس است. مردم احساس می‌کنند که فقط فشرده‌ترین شکل وحدت اجتماعی تاب و توان مقابله با دشمن را دارد، و کوچک‌ترین انحراف از مذهب رسمی باعث ضعف در جنگ می‌شود. مردم متوحش مردم سختگیراند. من گمان نمی‌کنم كه سختگیری آن‌ها عاقلانه باشد. کمتر اتفاق می‌افتد که ترس عمل عاقلانه‌ای را باعث شود، و بیشتر عملی را باعث می‌شود که آن خطری را که ترس از آن برخاسته است افزایش می‌دهد.

‏این نکته مسلماً در مورد جزمیت خلاف عقلی که در نواحی بزرگی از ‏جهان گسترش یافته است صدق می‌کند. در جايی که خطر وجود داشته باشد آن نوع احساس غیرشخصی که فلسفه باید پدید آورد بهترین درمان است. اسپینوزا، که شاید بهترین نمونه‌ي آن نحوه‌ي احساسی باشد که منظور ‏من است، در همه‌ي اوقات کاملاً آرام بود و در آخرین روز زندگی‌اش همان ‏علاقه‌ي مهرآمیزی را به امور دیگران نشان می‌داد که هنگام سلامت نشان داده بود. انسانی که امید و آرزویش از حدود زندگانی شخصی فراتر رفته باشد مانند انسانی که آرزوهایش محدود باشد در معرض ترس نیست: او می‌تواند بیندیشد که وقتی که مُرد کسان دیگری هستند که کارش را ادامه دهند، و بزرگ‌ترین فاجعه‌های گذشته هم دیر یا زود به سر رسیده‌اند. او می‌تواند نژاد بشر را به صورت یک واحد در نظر بیاورد، و تاریخ را به صورت رهایی تدریجی انسان از اسارت طبیعت. او آسان‌تر از انسانی که فلسفه‌ای ندارد می‌تواند از سراسیمگی بپرهیزد و برای تحمل ناملایمات آمادگی پیدا کند. من نمی‌خواهم بگویم که چنین انسانی همیشه سعادتمند خواهد بود، ولیکن گمان می‌کنم که فیلسوف حقیقی کمتر از دیگران احتمال دارد که بر اثر ملاحظه‌ي امکان فاجعه از یأس کلافه و از ‏ترس فلج شود.

برتراند راسل

برگرفته از كتاب:

عرفان و منطق؛ برگردان نجف دريابندري؛ چاپ چهارم؛ تهران: انتشارات ناهيد 1386.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #28

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

چرا نمي‌خنديم؟

- چرا ما در ایران مجله‌ي طنز نداریم؟

‏- فکر نکنم نداشته باشيم. تا چند سال پیش «گل آقا»ی روانشاد کیومرس صابری فومنی درمی‌آمد. تا یکی دو ماه پیش هم «طنز و کاریکاتور» جواد علیزاده، که فکر کنم هنوز هم در می‌آید.

- پیشینه‌ی طنزنویسی در ایران به صدها سال پیش می‌رسد. حکایت‌های ملانصرالدین از نخستین سرگرمی‌های کودکی ما بود، ولی اکنون از آن گونه طنز و خوشمزگی و لطیفه دیگر خبری نیست.

- البته از گونه‌ی شفاهی‌اش هست، ولی از گونه‌ی نوشتاری‌اش نه!

‏- چرا چنین شده؟ چرا طنزنویسی و طنزخوانی ما ایرانی‌ها رو به تعطیلی رفته؟ ما ایرانی‌ها در جهان، در ساختن لطیفه و پرداختن به حکایت‌ها و نکته‌های خوشمزه سرآمد بوده‌ایم. چه بر سرمان آمده که اکنون دیگر آن سنت زیبا و دوست داشتنی را به فراموشی سپرده‌ایم؟

- درست است. ما سنت دیرینه‌ی طنزپردازی داشته‌ایم. اگر داستان‌های بزرگمهر حکیم را بخوانید می‌بینید که پندهای خود به شاه روزگار خود، خسروانوشیروان را، با نکته‌ها و گوشه‌های خنده‌دار می‌فهماند.

‏... و این نکته‌بینی و نکته‌سنجی و سخن به شوخی و خنده گفتن، و راست‌گويي در میان طنز و خنده گذاردن، ایرانی را همیشه سرآمد این رشته در جهان کرده بود.

‏- آری. و بدانید که ایرانی این پیشه را برای مبارزه با بیدادهای روزگار برگزیده بود. هرجا که نمی‌توانست رودررو نقد کند و نیرومندی بیدادگر آن چنان بود که توان و شجاعت سخن گفتن نداشت به شوخی و مسخرگی دست می‌زد و در لفاف طنز، سخن خود را می‌گفت و می‌نوشت.

‏- به مانند بذله‌گویي‌های «عبید زاکانی» در «موش و گربه».

‏- که در پایان عبید می‌سراید:

‏هست این قصه‌ی عجیب و غریب یادگار عبید زاکانا جان من پند گیر از این قصه که شوی در زمانه شادانا غرض از موش و گربه برخواندن مدعا فهم کن پسر جانا.

- پس داستان‌های بهلول، ملانصرالدین و ... هم که از همین دست هستند، هر کدام نکته‌ای را در خود پنهان کرده‌اند؟ نه؟

‏- آری. اگر پس از خندیدن، به ژرفای فلسفی و فکری آنها نیز بیندیشیم، درس‌هايی برای زندگي خواهیم گرفت که شاید بسیاری از آن‌ها را ‏در موردهای جدی درنیابیم!

‏- این درست. ولی چرا ما دیگر به این گونه حکایت‌ها که بسیار هم شیرین هستند برنمی‌خوریم؟

‏-... ببخشید جا کم آمد!؟

بوذرجمهر پرخيده

برگرفته از:

اَمُرداد - 15 آبان 1389(رام ايزد و آبان ماه 3748 زرتشتي).

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #29

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

كتابت را جا بگذار!

... جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی، رفتاری است که بعد از انتشار آن در چند شهر آمریکایی، حالا در بسیاری از شهرهای بزرگ و مدرن دنیا رو به رواج است. این کار اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به افزایش است و شهروندان ساکن شهرهای رم و پاریس به دفعات کتاب‌هایی را در ایستگاه‌های مترو، روی صندلی پارک و حتی در فروشگاه‌ها با این مضمون مشاهده کرده‌اند. کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: «شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.» رول هورنباکر، نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده‌ي کامپیوتر در ایالت میسوری آمریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از 10 ‏ هزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی «کمپین کتاب‌خوانی» ‏یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» درنظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه‌ي یک پروژه‌ي فرهنگی قابل تامل باشد.

‏حالا رفتار مذکور به قدری در اروپا رواج یافته که کم کم از ترکیه نیز سر درآورده است. دوستی از این تجربه‌ي خارق‌العاده می‌گفت. این که در یکی از شهرهای ترکیه، این کتاب را با چشم خود دیده است: «در ترک بوکو- یکی از شهرهای ساحلی ترکیه - کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتماً صاحب کتاب فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش داشتم و همین که چشمم به صفحه‌ي اولش افتاد، از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم. در صفحه‌ي اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود: «من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم، رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوش‌تان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شماره‌ای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جايی رهایش کنید.» در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهم را جلب کرد: «خواننده‌ي شماره‌ي 3 ‏ در ترک بوکو.» پس تا به حال 3 ‏ نفر که همدیگر را نمی‌شناسند، این کتاب را خوانده‌اند. طبق اطلاعات موجود درهمان صفحه، خواننده‌ي اول کتاب را در استانبول و خواننده‌ي دوم در شهر بُدروم مطالعه‌ي آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.»

‏اگر تا این‌جا متوجه عمق این موضوع جالب نشدید بدانید که این ایده همان برنامه‌ي مردمی است که در آن کاربران پس از ثبت نام رایگان برای کتاب‌هایی که می‌خواهند به اشتراک بگذارند، یک کد واحد تهیه کرده و پس از چسباندن آن بر روی کتاب، آن را روانه‌ي خیابان‌ها، شهرها و کشورها می‌کنند. به زبان ساده، هر کسی که کتابی را تمام کرد، آن را در جايی برای مطالعه‌ي بقیه رها می‌کند. نفر بعد هم به همین صورت آن کتاب را مطالعه و در جای دیگری رها می‌کند. در این بین اولین کسی که دارنده‌ي اول کتاب هست، کتاب را در سایت ثبت کرده و کد کتاب را بر روی آن می‌چسباند. پس از آن تمامی کسانی که کتاب را از جايی برداشتند، مجدداً ‏کد را در سایت ثبت می‌کنند. به این صورت سفرنامه‌ي کتاب از طریق سایت قابل مشاهده است.

محمدجواد زمان‌آبادي

برگرفته از:

فرهنگ شهر - روزنامه‌ي همشهري - 25 آبان 1389- صفحه 2.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25th September 2011   #30

Septillion

کاربر سایت

 Septillion آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2010
نوشته ها: 2,402
تشکر از دیگران: 345
تشکر شده 287 بار در 152 پست

 

دو خطيب

از میان دو خطیب، تنها آن کس که عنان اختیار به دست شور و شوق می‌دهد می‌تواند حقیقتاً منطق آرمانی خویش را به کرسی بنشاند. تنها شور و هیجان است که خون و حرارت کافی به مغز او می‌رساند و می‌تواند ذکاوت سرشار خود را آشکار سازد. خطیب دیگر نیز گاه همین شیوه را به کار می‌گیرد و در لحظاتی از شور و شوق آن را به کار می‌برد تا آرمان خود را با صراحت و جذابیت بیان کند امّا عموماً ناموفق است. دیری نمی‌پاید که مطالب این خطیب، مبهم و نامفهوم می‌شود زیرا او با اغراق و غفلت خود بدگمانی نسبت به عقاید ‏و آرمان خویش ایجاد می‌کند و سرانجام خود مشمول این بدگمانی می‌شود. به ‏همین خاطر، تغییرات ناگهانی لحن، سردی‌ها و تاکیدهایش ناگهان شما را از ‏گفتار او دور می‌سازد و کسانی را که به سخنان او گوش می‌دادند نسبت به ‏صداقت شور و شوقش مردد می‌سازد. شور و شوق، که احتمالاً در این خطیب شدیدتر از آن د یگری است یکباره عقل او را فرا می‌گیرد، اما او با مقاومت در مقابل طوفان شدید احساسات و به اصطلاح با خوار شمردن آن به اوج قدرت خود دست می‌یابد. و درست در همین زمان است که عقل او کاملاً از مخفیگاهش بیرون می‌آید: منطقی خردگرا، بذله‌گو، مطایبه‌آمیز و در عین حال سرشار از مطالب مهمّ و تکان دهنده.

فريدريش نيچه

برگرفته از كتاب:

حكمت شادان؛ برگردان جمال‌ آل احمد، سعيد كامران و حامد فولادوند؛ چاپ چهارم؛ تهران: انتشارات جامي 1385.

Septillion آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
الماس های آگاهی, سخنان بزرگان


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا