معرفی فیلم جدید Don't Be Afraid Of The Dark - از تاریکی نترس
کارگردان: تروی نیکسی
بازیگران: بی لی مدیسون – گای پیرس – کتی هولمز – جک تامسون – جولیا بلک – گری مک دونالد
مدت زمان: 99 دقیقه
درجه نمایشی: R
ژانر: ترسناک / هیجان انگیز
امتیاز: 6.5
محصول سال 2011
کارگردان: تروی نیکسی
بازیگران: بی لی مدیسون – گای پیرس – کتی هولمز – جک تامسون – جولیا بلک – گری مک دونالد
مدت زمان: 99 دقیقه
درجه نمایشی: R
ژانر: ترسناک / هیجان انگیز
امتیاز: 6.5
محصول سال 2011
خلاصه داستانگیلرمو دل تورو چهل سال پیش زمانی که پسر بچه ی 9 ساله ای بود فیلم تلویزیونی از تاریکی نترس را دید و این فیلم ترسناک تلویزیونی چنان تاثیری روی او گذاشت که هرگز از خاطرش نرفت. دل تورو, عاقبت در زمان میانسالی, فیلمنامه ای بر اساس فیلم تلویزیونی از تاریکی نترس نوشت; فیلمنامه ای که حالا در دستان تروی نیکسی تبدیل به یک فیلم ترسناک خوب و سطح بالا شده است.
فیلم با صحنه ای که داستان اش در دهه ی 1980 اتفاق می افتد آغاز می شود و سپس بلافاصله به زمان حال باز می گردد. آلکس (گای پیرس) و کیم (کتی هولمز) در خانه ی بزرگی در ایالت نیو انگلند زندگی می کنند. آلکس که مهندس معمار است با کمک نامزد بسیار جوان تر از خودش مشغول بازسازی اساسی این خانه ی قدیمی است. چیزی که آنها نمی دانند اما ما می دانیم این است که سال ها قبل صاحب قبلی خانه, آقای ارنست بلک وود و پسرش, به نحو مرموزی در داخل خانه ناپدید شدند. البته سرایدار کم حرف خانه, آقای هریس (جک تامسون), از ماجرای مذکور مطلع است اما ظاهرا بنا به دلایلی سکوت کامل اختیار کرده است. در ادامه ی ماجرا, سالی (بی لی مدیسون) دختر یازده ساله ی آلکس از ازدواج اول اش, برای زندگی کردن با او و کیم از لس آنجلس به نیو انگلند پرواز می کند. سالی که به دلیل متلاشی شدن زندگی مشترک والدین اش دختر افسرده ای است,حالا باید در یک خانه ی ترسناک قدیمی با پدر معتاد به کار و مادرخوانده ی آتی اش کنار بیاید.
در ادامه ی ماجرا,سالی در زیرزمین خانه اتاق مخفی ای را کشف می کند. آلکس علیرغم توصیه های آقای هریس تصمیم می گیرد این اتاق زیرزمینی را که گرد و غبار آن را فرا گرفته و بوی نا می دهد باز بکند, غافل از اینکه این اتاق زیرزمینی محل زندگی هیولاهای کوچکی است که در تاریکی زندگی می کنند و ...
از تاریکی نترس از آن نوع فیلم های ترسناکی است که عمده ی موفقیت اش در فضاسازی است. تروی نیکسی, کارگردان تازه کار فیلم, با گذاشتن نقطه ی تاکید بر فضاسازی, عملا هیچ نیازی به تولید لحظات نازل «بووووو!» نداشته است.
فیلم تجربه ی دلپذیری است در ایجاد تنش; هرچند که خط داستانی فیلم عاری از عیب و ایراد نیست. اینطور به نظر می رسد که فیلمنامه ی اقتباسی گیلرمو دل تورو چندان به روز نشده. مثلا کیم هنوز از دوربین دهه ها از دور خارج شده ی پولاروید استفاده می کند, آن هم در دوره ای که به عصر دیجیتالی معروف است. اما تماشاگر به این سوراخ های کوچک فیلمنامه ای زیاد توجه نمی کند زیرا اصل قضیه در این نوع فیلم ها ایجاد تعلیق و ترساندن تماشاگر است که فیلم در این عرصه با موفقیت کامل عمل می کند. البته فیلم ضرباهنگ عامدانه آرامی دارد که شاید برای تماشاگران نسل جدید که به فیلم های پر شتاب تر و خونین تر ژانر عادت کرده اند کمی ناراحت کننده باشد. فیلم صحنه های خشن دارد اما خشونت و خون اش خیلی کمتر از فیلم های مشابه است; می شود گفت که خشونت فیلم هدفمند است و همین اتفاقا باعث شده که تاثیر این معدود صحنه های خشن بر تماشاگر زیاد باشد.
بزرگترین تفاوت میان فیلم با منبع اصلی, سن شخصیت اصلی قصه است. سالی در فیلم تلویزیونی 1971 یک زن جوان بود اما در اینجا یک دختر بچه ی یازده ساله است. این تغییر عملا باعث شده که فیلم از تاریکی نترس مبدل شود به یک فیلم «کودک در خطر». و حتما می دانید که بعضی ها از این نوع فیلم ها خوششان نمی آید اما واقعیت این است که قرار دادن کودکان – که ذاتا آسیب پذیر هستند – در صحنه های سینمایی خطرناک و ترسناک هیجان بیشتری در تماشاگر ایجاد می کند و فیلمسازان هم معمولا به تنها چیزی که فکر می کنند بالا بردن جذابیت و هیجان آفرینی فیلم هایشان است. البته به این نکته هم باید توجه داشت که گیلرمو دل تورو فیلمساز و فیلمنامه نویسی است که اصولا دوست دارد روایت ها و قصه هایش را از نگاه شخصیت های مونث کم سن و سال بیان کند و بهترین نمونه اش فیلم هزارتوی پن که از حیث پرسپکتیو و محتوا شباهت هایی به فیلم از تاریکی نترس دارد.
نحوه ی به تصویر کشیدن هیولاها در فیلم از تاریکی نترس نیز خیلی شبیه فیلم هزارتوی پن است. ضمنا خود آقای گیلرمو دل تورو در صحنه ای از فیلم ظاهر شده تا احیانا تاییدی باشد بر نقش مهم و تاثیرگذارش در شکل گیری فیلم. آن آدمی که در صندلی پشت سر سارا در هواپیما نشسته حضرت گیلرمو دل توروست. و نمی توان این نوشته را پایان برد بدون اینکه اشاره ای به بازی عالی بی لی مدیسون در نقش سارا نکرد.
نقد و بررسی فیلم The Adventures of Tintin (ماجراهای تن تن) نقد و بررسی فیلم The Adventures of Tintin (ماجراهای تن تن)
ژانر : انیمیشن، اکشن، ماجرایی
کارگردان : Steven Spielberg
نویسنده : Steven Moffat (screenplay), Edgar Wright (screenplay)
تاریخ اکران : دسامبر 2011
زمان فیلم : 107 دقیقه
زبان : انگلیسی
درجه سنی : PG
صداپیشگان و بازیگران:
Jamie Bell
Andy Serkis
Daniel Craig
نقد و بررسی فیلم
The Adventures of Tintin (ماجراهای تن تن)
منتقد : جیمز براردینلی (امتیاز 3 از 4)
اگر ماجراهای تن تن انیمیشنی با استفاده از تکنیک موشن کپچر * نبود و به صورت فیلم ساخته می شد، امکان داشت آن را با فیلم های ایندیانا جونز: مهاجمان مقبره ی گمشده (Raiders of the Lost Ark ) و دزدان دریایی کارائیب (Pirates of the Caribbean ) مقایسه کرد. در حالت فعلی و با وجود شخصیت های کارتونی شده بر روی پس زمینه ی عکس photorealistic، این انیمیشن بیشتر به مجموعه ی بازی های ویدئوی Uncharted شباهت دارد. در میان بازی های کنسولی، نسخه های 3،2،1 از بازی ویدئویی Uncharted از بیشترین خصوصیات سینمایی برخوردار هستند، اما در این بازی ها جلوه های تصویری و تعاملات فیزیکی در کنار مهارت فوق العاده ی داستان سرایی به کار رفته است و نتیجه ی کار به شکلی درآمده که دل کندن از آن مشکل است.
اما همین بازی ویدئویی هم، اگر امکان ایفای نقش شخصیت های داستان را برای ما فراهم نکند، جذابیت خود را از دست می دهد. The Adventures of Tintin دقیقاً چنین چیزی ست، یک بازی ویدئویی سرگرم کننده و پر تحرک که نمی شود در آن نقشی به عهده داشت و صد البته که به هیچ وجه نمیتوان آن را در جایگاه سایر فیلم های صرفاً سرگرم کننده ی کارگردان آن، استیون اسپیلبرگ Steven Spielberg قرار داد.
فیلم ماجراهای تن تن (The Adventures of Tintin) از روی یک مجموعه کتاب داستان مصوّر که به زبان فرانسه نوشته شده بود، ساخته شده است. در این سالهای زیادی که از خلق این مجموعه می گذرد (از سال 1929)، شهرت و محبوبیت شخصیت تن تن در اروپا بیشتر از آمریکای شمالی بوده است. گرچه این شخصیت در ایالات متحده به هیچ وجه ناشناخته و مهجور نیست، اما حضور او در ذهن و خاطرات ساکنین اینجا، از کشورهای اروپایی کمرنگ تر است و بیشتر کودکان این دوره او را نمی شناسند. استیون اسپیلبرگ و پیتر جکسون Peter Jackson که هر دو از علاقمندان پر و پا قرص این مجموعه ی داستان های مصوّر و نویسنده ی بلژیکی آنها هرژه Hergé هستند، با یکدیگر همراه شده اند تا بر پایه ی ماجراهای تن تن، تعدادی فیلم بسازند. گفته می شود ساخت این فیلم، نشان دهنده ی کسب امتیاز ساخت مجموعه ی انیمیشنی جدیدی بر پایه ی این کتابها ست و با توجه به موفقیت جهانی این فیلم، برای ساخته شدن فیلم بعدی، به فروش بالای آن در سینماهای ایالات متحده نیازی نیست. اولین نسخه ی فیلمنامه ی The Adventures of Tintin توسط Steven Moffat نوشته شد. اما کمی بعد از طرف شبکه ی BBC TV به او پیشنهاد شد به عنوان جایگزین Russell T. Davies در تهیه و تولید مجموعه های تلویزیونی با آنها همکاری کند، وی هم این فرصت رؤیایی را از دست نداد و به ناچار از پروژه ی تن تن کناره گیری کرد. در پی این اتفاق Edgar Wright و Joe Cor جای خالی او را پر کردند.
The Adventures of Tintin اولین ساخته ی 3-D اسپیلبرگ است. فیلم چندین حس متفاوت را در بیننده ایجاد می کند. در کل باید گفت در این فیلم استفاده از این تکنیک با مهارت انجام شده، اما هیچ چیز شگفت انگیز و جالب توجهی خلق نشده که نشان بدهد The Adventures of Tintinاستحقاق صرف زحمت و هزینه ی تولید به این روش را داشته است. مقدار نور صحنه اصلاح شده است اما با این وجود هم تکنیک 3-D به گونه ای به کار نرفته که شما را محو فیلم کند. تماشای فیلم در حالت دو بعدی چیزی از داشته های آن کم نمی کند، و در حالت 3-D هم همینطور است. به چشم زدن عینک و پرداخت بهای اضافه، بیشتر برای این هستند که مشخص شود تماشاگران کدام نسخه ی فیلم را ترجیح داده اند.
داستان فیلم درباره ی یک خبرنگار جوان ماجراجو به نام تن تن (با صدا پیشگی Jamie Bell) است که به همراه سگ وفادارش برفی (میلو) و کاپیتان هادوک همیشه مست (با صدا پیشگی Andy Serkis)، به جستجوی گنجینه ی گمشده ی اجداد دریانورد کاپیتان هادوک می پردازند. با این وجود تنها تن تن و کاپیتان هادوک در پی به دست آوردن این گنجینه نیستند. فردی مرموز و بسیار جدی به نام ساخارین (با صدا پیشگی Daniel Craig) هم به دنبال پیدا کردن محل غرق شدن کشتی است. او برای رسیدن به هدفش از کشتن آدم ها ابایی ندارد. یکی از سرنخ ها نزد تن تن و یکی دیگر نزد ساخارین است. پیدا کردن تکه ی سوم و نهایی معما که در تملک یکی از شیخ های با نفوذ خاورمیانه است، هدفی است که تن تن و ساخارین برای رسیدن به آن با یکدیگر رقابت می کنند.
کیفیت انیمیشن موشن کپچر در این فیلم هم به خوبی تجربه های پیشین است، اما در داستان فیلم و نحوه ی ساخت آن هیچ ویژگی خاصی وجود ندارد که نشان دهد ساخته ی اسپیلبرگ است. گرچه این فیلم نسبت به ساخته ی قبلی او Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull پیشرفت به سزایی محسوب می شود، اما انتظارات ما را از کسی که به نظر من یکی از بزرگترین فیلمسازان عصر حاضر آمریکاست، برآورده نمی کند. فیلمThe Adventures of Tintin از نظر ساختار فنی و تکنیکی فیلمی درجه یک است، اما داستان و شخصیت پردازی ها ضعیف و کم مایه است. صحنه های اکشن که از ضرباهنگ سریعی برخوردارند، مانند اغلب صحنه های اکشن انیمیشنی، هیجان انگیز هستند، اما با وجود جذابیت نمایشی، در انتقال حس تنش و تعلیق به مخاطب، ضعیف عمل می کنند. فیلمنامه مملو از شوخی های زیرکانه و کنایه آمیز است، اما این کنایه ها آنچنان هم ویژه ی مخاطبان بزرگسال نوشته نشده و در همان سطحی است که در اکثر تولیدات انیمیشن ممتاز دیده می شود. فیلم Tintin ویژگی های مثبتی هم دارد که باعث می شود تماشای آن را - به خصوص به خانواده هایی که می خواهند در تعطیلات کریسمس فیلمی سرگرم کننده و بی تکلف ببینند - توصیه کنم، اما فیلم ویژگی خاصی ندارد که آن را به سطح بالاتری ارتقا دهد.
انتخاب گویندگان فیلم به خوبی انجام شده است. اسامی بعضی از آن ها برای ما آشناست اما آنها موفق شده اند صدای خود را طوری تغییر بدهند که قابل شناسایی نباشد و این موضوع به ما کمک می کند شخصیت ها را باور کنیم و شنیدن صدایی آشنا حواسمان را پرت نکند. از آنجایی که شخصیت های انیمیشنی به شکلی طراحی نشده اند که شبیه گویندگان باشند، روی پرده ی سینما از نسخه ی دیجیتالی شده ی Jamie Bell یا Daniel Craig اثری نیست. البته ظاهر کاپیتان هادوک کمی شبیه به Walter Matthauجوانی می ماند که ریش درآورده باشد.
Andy Serkis که معمولاً در اکثر فیلم هایی که از روش موشن کپچر استفاده می کنند حضور دارد، این بار موفق می شود در نقش یک آدمیزاد بازی کند ( به جای گالوم در The Lord of the Rings یا گوریل در فیلم King Kong).
قطعاً طرفداران داستان های تن تن نسبت به سایر مخاطبان از این فیلم بیشتر لذت خواهند برد. ممکن است دوستداران حقیقی این شخصیت و ماجراهایش از Moffat، Jackson و Spielberg سپاسگزار باشند که در ساخت فیلم سینمایی از این داستان ها، این چنین از جان و دل مایه گذاشته اند. اما به نظر سایرین - به خصوص آنهایی که تفاوت "تن تن" و سگی به نام "رین تن تن" را نمی دانند - این فیلم، چیزی نیست جز یک انیمیشن ماجراجویانه با ضرباهنگی بالا که تا حدودی هم از فیلم Raiders of the Lost Ark و بازی ویدئویی Uncharted الگو گرفته و وامدار آنهاست. شاید The Adventures of Tintin خلاقانه ترین فیلم در حال اکران نباشد، اما میتوان آن را جزو سرگرم کننده ترین فیلم های آخر سال دانست.
*motion capture: تکنیک حرکت و جذب / ثبت حرکت. در این تکنیک هنرپیشه ها لباس هایی به تن دارند که تمام حرکات را ضبط کرده و داده های حاصل توسط رایانه به تصاویر سه بعدی تبدیل می شوند.
پیمان شبح چهارمین فیلم بلند سینمایی از سری ماموریت غیرممکن است که از 15 سال پیش تا کنون گویی تبدیل به نسخه فرعی و غیر رسمی از ماجراهای جیمز باند شده است. فیلمی پر از صحنه های اکشن مانند انفجارهای پیاپی و تعقیب و گریز که توسط بدلکاران متبحر اجرا میشوند و البته یک شخصیت منفی خبیث هم طبق معمول در آن هست! شاید تفاوت آن با جیمز باند در شخصیت ملموس تر Tome Cruise باشد که چیزی بیشتر از یک جنتلمن خوشتیپ از خود ارانه میدهد. پیمان شبح یک اکشن تمام عیار است که از لحاظ زمانی بخوبی مدیریت نشده. شاید از این 133 دقیقه، نیم ساعتش اضافه است بطوریکه سکانسهای بمبئی بعد از اتفاقاتی که در مسکو و دبی میافتد را میتوان حذف کرد. فیلم در دقیقه 70 (هم به لحاظ داستانی و هم تصویری) به اوج خود میرسد ولی در نگه داشتن این هیجان تا پایان به مشکل بر میخورد.
خط روایی اصلی داستان بسیار ساده و سر راست است؛ بدون هیچ گونه پیچیدگی. مامور کار کشته IMF یعنی ایتان هانت به همراه تیمش به دنبال دستگیری تروریستی بین المللی و سوئدی الاصلی بنام هنریکس با ضریب هوشی 190 هستند که میخواهد کنترل چند سلاح اتمی را در دست گیرد. ماموریت آنها در واقع جلوگیری از رسیدن او به هدف اش است. هدفی که ممکن است پس از دو دهه از پایان جنگ سرد منجر به فاجعه ای جهانی شود. هنریکس و همدستش ویسترم آنقدر بیرحم و بی وجدان هستند که حتی موقع انجام کاری که ممکن است به مرگ میلیاردها انسان منجر شود، حتی پلک هم نمیزنند! (هنری در واقع معتقد است که تنها راه رسیدن به صلح واقعی در جهان، نابود کردن کل آن با بمب اتمی است.)
تیم هانت (با احتساب خودش) متشکل از چهار مامور است. بنجی (با بازی Simon Pegg)، متخصص کامپیوتری که در سری قبل هم حضور داشت؛ برنت (با بازی Jeremy Renner)، تحلیلگری که تا حدی آموزش های ویژه نیز دیده است؛ و جین (با بازی Paula Patton)، که به این جمع مردانه کمی ظرافت اضافه میکند! البته این خود هانت یا Tome Cruise است که بهترین دیالوگها را دارد و صحنه ها را بازی میکند. وقتی هنریکس موفق به انفجار در کاخ کرملین میشود، در پی شرایطی رئیس جمهور حمایتش را از گروه مامورین داستان قطع میکند. ولی خود ماموریت همچنان ادامه دارد، اما اینبار بودن حمایت دولتی. ماموریتی که آنها را از مسکو به دبی و در نهایت به بمبئی میبرد، شهری که رویاروی نهایی در آنجا رخ میدهد.
پیمان شبح در 90 دقیقه، فیلمی خوب و جذاب و در 45 دقیقه فوق العاده است. ولی مشکل منطق روایی داستان آن است: بعد از انفجار کاخ کرملین و بالا رفتن هانت از بزرگترین ساختمان دنیا دیگر چه میماند؟ سکانسهای بمبئی که همانند صحنهای بازیهای کامپیوتری است، اضافه بنظر میرسند و جذابیت چندانی ندارند. در واقع کارگردان اثر Brad Bird که دو انیمیشن موفق بیست سال گذشته ( شگفت انگیزها و غول آهنی) را ساخته است، هرچقدر در دو سوم ابتدایی فیلم خوب عمل کرده، ولی در باقی دقایق آنچه ریسیده است را پنبه میکند.
پیمان شبح عظیم و پر از زرق و برق است و عناصری دارد که سری های پیشین فاقد آن هستند. فیلم در ابتدا برای IMAX ساخته شده بود و حتی قبل از اکرن رسمی یک هفته در این نوع پرده سینما به نمایش درآمده بود. در مورد عناصر مختلف فیلم همه چیز سر جای خودش است. ایده اصلی داستان به خوبی توضیح داده شده و شخصیتها پردازی بدون تاثیر منفی بر ضرب آهنگ اثر انجام میشود. صحنه پردازیی کار شامل سکانسهای روی زمین و آنهایی که از روی هلیکوپتر فیلمبرداری شده، بدون آنکه گیج کننده باشد، استادانه طراحی و اجرا شده اند. جلوه های کامپیتری نیز بسیار طبیعی بنظر میرسند، به طوریکه در برخی از صحنه ها مانند بالا رفتن از برج خلیفه معلوم نمیشود با کمک این تکنولوژی فیلمبرداری شده است یا خیر. همچنین موسیقی Micheael Giacchino که تلفیقی از تم معروف ماموریت غیر ممکن با عناصر جدید است را نیز میتوان یکی از بهترین کارهای سال دانست.
یکی از سوالهایی که همچنان بی جواب مانده این است که آیا این فیلم آخرین حضور Tom Cruise در این سری پرطرفدار است یا اینکه همچنان ادامه خواهد داد. در گذشته او هرگز اینقدر برای بازی دوباره در فیلم عجله نداشت (فاصله میان قسمتهای مختلف معمولاً 5 سال است)، اما خب، ماموریت غیر ممکن همیشه اقتباسی مطمئن برای مطرح شدن دوباره Tom در رساناها بوده است. در این فیلم شخصیت جدیدی مانند هانت معرفی میشود که جایگزین احتمالی Tom خواهد بود و او کسی نیست جز Jeremy Renner که سعی شده است تا در صحنه های اکشن نیز زیاد شرکت داده نشود. Paula Patton با وجود شخصیتش در فیلم دختری است که سابقه طولانی در هنرهای زرمی و نزاع های خشن داشته ولی در صحنه های مختلف با جذابیت جنسی خود فیلم را از تبدیل شدن به یک اکشن یکنواخت نجات میدهد. Simon Pegg هم که یکی از معدود بازیگران سری اول است، وجه کمیک داستان را در دست دارد.
تلفیق عناصر یک اکشن قدیمی با تکنولوژی مدرن، اثری جذاب را نتیجه داده است که تماشاگر را در طول فیلم میخکوب میکند. اما وجود صحنه های مانند بالا رفتن از برج 1000 متری دوبی، داستان را از خط روایی اصلی خارج و ممکن است تماشاگر را بعداً با این فکر بیاندازد که ربط آن با باقی در چه بوده است. البته مشکل اصلی پیمان شبح طولانی بودن آن است به طوری که متوجه نمیشویم کارگردان کی میخواهد داستان را به پایان برساند.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.