نه حاج خانوم يه مرد بازيگر (گفته مي شود ر.ر يا همان رضا رويگري خودمان) به دختري كه مي خواسته بازيگر شود يك سر سوزن تجاوز نموده است و او نيز براي آبرويش خودكشي كرده است.
انتقاد تند و تيز و شوخ و شنگ محمدحسین جعفریان از فرجالله سلحشور
«این سریال از هر نظر بیست برابر سریال مختارنامه است و اگر تلویزیون بخواهد بودجه آن را در حد کارهای قبلی بدهد، آن را نمی سازم!» - «این سریال عظیمی است و فراتر از آن است که در ذهن ایرانی بگنجد!» جملات گهربار فوقرا آقای فرج الله سلحشور فرمایش فرموده اند. یک عده آدم بیکار هم محاسبه کردهاند که چون سریال «مختارنامه»، سی میلیارد تومان هزینه داشته، پس استاد برای کار جدیدش به کمتر از ششصد میلیارد تومان رضایت نمی دهد! این سخنان را استاد در حالی از خود به جا گذاشته که به گفته خودشان تاکنون سه قسمت از سریال مذکور را که گویا بناست درباره حضرت موسی (ع) باشد، نوشته اند. حال آنکه این سریال قرار است 70 قسمت باشد. ایشان نوید داده اند تا آخر سال 91 نگارش آن تمام می شود. یعنی استاد باید هر هفته یک قسمت دیگر از این فیلمنامه 70 قسمتی را بنویسند.البته این همه، در حالی است که هنوز دعوای فیلمنامه یوسف پیامبر(ع) به سرانجام نرسیده. یادتان هست که کسی مدعی شده بود استاد فیلمنامه سریال قبلی اش را از روی دست او نوشته. در همین حال به اصرار استاد که خیلی خوشبین بود سریال یوسف پیامبر(ع) به فیلم سینمایی هم تبدیل و در ماه رمضان گذشته اکران شد و به فروش چشمگیر یک میلیون تومانی هم دست یافت. باری چرا ایشان فکر کرده سریال جدیدش در ذهن «ایرانی» نمی گنجد.
معلوم نیست که با این حال چطور در ذهن وی گنجیده؟ آیا او خود را ایرانی نمی داند؟ یا شاید ذهنش ایرانی نیست! به گمان این قلم برای مهم نشان دادن و عظمت یک اثر، راههای دیگری به جز توهین به مردم و هموطنانمان نیز وجود دارد. البته همین روزها «استیون اسپیلبرگ» کارگردان شهیر هالیوودی سر گرم فیلم سینمایی عظیمی از زندگی حضرت موسی (ع) است و رقیب استاد شده. معلوم نیست چطور چنین پروژه ای در ذهن او گنجیده. شاید چون آمریکایی است!
البته سلحشور گفته: «اسپیلبرگ می خواهد تأثیر سریالی که قرار است در ایران ساخته شود راکمرنگ کند»! وا... اعلم! من نمی فهمم چرا اهالی سینما چنین نگاه از بالا به پایینی نسبت به همه کس و حتی همکاران خود دارند. کاظم خان راست گفتار، کارگردان فیلم «زنان ونوسی و مردان مریخی» هم فرموده؛ «منتقدان کمدی هایم را نمی فهمند!» «رسول صدر عاملی» هم گفته؛ «زندگی با چشمان بسته» و «زنان ونوسی و مردان مریخی» همزمان در دو سالن متفاوت شروع و تمام می شود. بعد از پایان، تماشاگر فیلم زنان ونوسی بشکن می زند اما تماشاگر آن یکی به نقطه ای خیره شده و می اندیشد و... ؛ معلوم نیست چرا این جماعت خدا را بنده نیست و هرگز در برنامه ای جمع نمی شوند مگر به سرو کله هم بزنند و نیش و کنایه نثار هم کنند. خودشان که چنین گیج می زنند و دریغ از یک نقطه اشتراک، معلوم نیست چرا از اینکه مردم با سالنهای سینما قهر کرده اند اینقدر گله مندند؟!
نامه یکی از کاربران سینمانگار خطاب به فرج الله سلحشور
جايزه گلدن گلوب برای «جدايی نادر از سيمين» يا جدايی آقای سلحشور از اخلاق!
در پی واکنش منفی فرج الله سلحشور به موفقیت تاریخی اصغر فرهادی در جوایز گلدن گلوب و استفاده مجدد وی از ادبیات ناپسند و آکنده از توهین و فحاشی، یکی از کاربران سینمانگار دست به قلم شده و نامه ای را خطاب به سلحشور نوشته و با وی سخن گفته است.
متن یادداشت پونه شاه بیگیان خطاب به فرج الله سلحشور به شرح زیر است:
جناب آقاي فرج الله سلحشور. روزگاري در زمان نوجواني خود از ديدن فيلمهاي شما لذت مي بردم چرا كه بيانگر رشادتهايي بودند كه به چشم ما نمي آمد با آنكه خود در آن حال و هوا بوديم. از اينكه قهرماناني را به تصوير مي كشيديد كه تصور آنها و كارهايي كه از روي اخلاص انجام مي دادند در دنياي كوچك ما محال بود لذت مي بردم. ولي حالا پس از گذشت اين همه سال...
جناب آقاي سلحشور عزيز! به ذات مقدس خدا ما هم قرآن را خوانده ايم آن هم نه يك بار، چند بار و آنهم نه سطحي در حد فهم خودمان. ولي ظاهرا درس هايي كه ما از آن گرفته ايم با آنچه كه شما برداشت كرده ايد زمين تا آسمان تفاوت دارد. “قسم به آنان كه قرآن را جزء جزء و پاره پاره كردند كه از آنها سخت مواخذه خواهيم كرد” اين پيامي است كه از كودكي در نسل من يعني نسل سوخته رواج پيدا كرد و اينكه ”اي كساني كه ايمان آورده ايد هرگز قومي از شما قوم ديگر را مسخره نكند” و تا جايي كه ميدانم و البته در قرآن خانه ما نوشته شده است حتي پيامبر نيز به خاطر كم توجهي به فردي فقير مورد مواخذه قرار گرفته اند به دليل قضاوتي كه بر ظاهر افراد داشته اند. حالا پس از گذشت اين همه سال از دهان شما كه خود را مرجعي براي مسلماني مي دانيد و اقدام به ساخت سريالهاي مذهبي مي نماييد سخناني شنيده مي شود كه تنها مي توان گفت وااسفا !
نميدانم شايد فرهنگ زبان فارسي ما منسوخ شده است يا شايد ما اتفاقات اشتباه اين ديار بوده ايم كه در آن زمان درسهاي ديگري از اخلاق گرفتيم! نسل من ياد گرفتند كه هرگز چيزي كه به آن يقين نداريم را بر زبان نياوريم و به راحتي به ديگران لقب ندهيم چه برسد به تهمت و افترا! مثل هايي كه شما از زبان فارسي بيان مي كنيد را نمي دانم در كتابي كه مي خوانيد جدا كرده اند يا اينكه مثلهاي زيباي ديگر را نديده و تنها به دنبال يادگيري كلمات دزد و گربه دزده و فاحشه و ... مي گرديد! به خداي يكتا ما هم از همان ديار ايراني هستيم كه شما در آن نفس مي كشيد... با شنيدن حرفهايي كه براي برنده شدن جناب آقاي اصغر فرهادي از سوي شما زده شده و هم اكنون بر روي سايتهاي خبري نمايش داده مي شود تنها به اين فكر كردم كه پس عرق ملي ايراني سالها در گور سپرده شده است و ما خبر نداشتيم. ما كه هنوز نمي توانيم از شادي ديگران شاد باشيم يا اينكه سخنان مهر آميزتري بر زبان برانيم چگونه پيام جامعه مدني و شهر مدينه فاضله را به جهانيان مي توانيم برسانيم؟ به ذات خدا قسم كه اگر قرار است مدينه فاضله شهري باشد كه در آن اينگونه سخن بگويند و به راحتي به يكديگر با بدترين القاب تهمت بزنند همين ده كوره هايي كه بويي از فضيلت( به عقيده شما) نبرده اند را براي سكونت ترجيح مي دهم و به آنجا كوچ خواهم كرد تا از آنهمه فضل نصيبي نبرده و برگهاي باقيمانده دفتر عمرم را در بي فضيلتي با همان قرآني كه از كودكي با آن بزرگ شده ام بگذرانم تا لااقل در برابر نسل آينده اي كه از خود برجا مي گذارم شرمنده نباشم.
جناب آقاي سلحشور عزيز! آيا زمان آن نرسيده است كه پيامبر(ص) را براي مهربانيش، علي (ع) را براي جوانمرديش، حسين(ع) را براي ارزشمندي هدفش، محمد باقر و جعفر صادق (ع) را براي عالم بودنشان، رضا(ع) را براي غربتش،فاطمه(س) را براي مظلوميتش و زينب(س) را براي نفوذ كلامش دوست داشته باشيم و درسهاي همدلي و مهر را از آنان بياموزيم؟ آيا بهتر نيست قرآن غبار گرفته در طاقچه يا كتابخانه مان را برداريم و پيامهاي پر مهرش را ياد گرفته و به نسلهاي بعد از خودمان كلام زيبايش را بياموزيم و به گوش جهانيان برسانيم؟ ما كه به هم وطن خود رحمتي نداريم پس همسايه ها چه توقعي از ما خواهند داشت؟
نميدانم به راستي اين پيامي است كه مي خواهيم به جهان برسانيم؟
اندكي فكر...اندكي تامل در گفتار...اندكي مهر و عطوفت...اندكي باز نگري در اخلاقيات...را به عنوان يك هم وطن نه بلكه يك انسان براي شما آرزومندم.
سلحشور:بسیاری از زنهای خوب سینما،الان آلوده شده اند/سینمای ایران را سه گروه خط می دهند:ساواکی ها، توده ایها،فراماسونرها
سینما - فرج الله سلحشور در مصاحبه با رجانیوز در باره رفتار کاملا غیراخلاقی گلشیفته فراهانی گفته است:
*من از این اتفاق اصلاً تعجب نمیکنم. من از اینکه یک زن بازیگر ایران در خارج از کشور ناهنجار و عریان، بازی کند خیلی تعجب نمیکنم؛ چونکه سینما تعریفش همين است. سینما برای عیاشی ساخته شده است، برای اینکه ابزاری برای مبارزه با فرهنگها و اعتقاد ملتها و حیا و حجاب و ایمان و پوشش شود، حالا هر ملتی كه میخواهد باشد، نقش سینما این است و در حقیقت، این خانم یکی از آن کسانی است كه این تئوری برخاسته از صهیونیسم را عملی کرده است.
*من از این خیلی تعجب نمیکنم ولی یک چیز برای من تعجبآور است که یک انسان مؤمن این مسائل را ببیند و سکوت کند، این سکوت یک انسان مؤمن در برابر فحشا و منکر خیلی عجیبتر از آن عمل است. آن فرد خودش را نشان داده است، اما آیا مؤمنین ما زبانم لال با سکوت خود دارند خودشان را نشان میدهند؟ آیا مؤمنین ما دروغ میگویند؟ آیا مسئولین جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس ما طرفدار و پایبند به حیا، ایمان و حجاب نیستند که سکوت می کنند و چیزی نمی گویند؟
*من از گلشیفته فراهانی و پدرش که یک زمانی از توده ای هاي معروف بوده است، تعجبی ندارم. حتی از بسیاری از بازیگران سینما هم که پاک بودند و به عنوان زنهای خوبی در سینما مشهور بودند اما الآن آلوده و بدنام شدهاند، تعجب نمی کنم، چون سینما ماهیتش این است اما ماهیت مؤمنین چیست؟ ماهیت علما و بزرگان دین چیست؟ آنها هم ماهیتشان این است که در برابر فحشا و منکرات و کثافت کاریهاي سینما در جامعه امروز ما سکوت کنند؟ این برای من عجیب تر است.
* من اصلاً انتظار ندارم که سینماگران بيايند اعتراض كنند كه چرا خانم گلشیفته فراهانی اینطور رفتار کرده است، چون سینماگرها دو گروه هستند: یا خودشان مثل خانم گلشیفته فراهانی هستند و تصاویرشان را در این سایتها میبینیم، یا مخالف هستند اما آن ایمان یا آن شهامتی را ندارند که از حیثیت و غیرت و ناموس خودشان دفاع کنند و با جریان موجود همسو شدهاند.
*باید از آنها سؤال کرد که چطور وقتی سلحشور گفت سینمای ما به سمت فحشا و آلودگی گرایش دارد، همه صدایشان در آمد و باغیرت شدند ولی الآن که یک زن ناجور آبروی ما را در دنیا می برد، هیچکدام صدایتان در نمی آید و همه سکوت می کنید؟ اگر ما خدای ناکرده با این حرکات و فحشا همراه نیستیم، چرا سکوت ميكنيم؟
*با چه زبانی به بزرگان و علمای دینمان بگویم که والله قسم خط دهنده سینما و سیمای ایران سه گروه هستند: ساواکیها، تودهایها و ماسون ها. این سه گروه دارند سینما و سیمای ایران را خط دهی می کنند. این به معنای این نيست که مسئولان ما اینگونه هستند، اما خط دهنده ها آنها هستند.به داد سیما برسید که دارد اخلاق و ایمان و خانواده و قرآن و انقلاب را تهدید می کند. بايد به مسئولین مملکتی و مسئولین اطلاعاتی کشور گفت چرا باید شما بنشینید و تماشا کنید كه در سیما و سینمای ما چنین انسان هایی که سابقهشان از زمان شاه معلوم است، حضور داشته باشند و اینها خط دهی کنند.
*در یکی از برنامههای "هفت" که آقای بهزاد فراهانی را بهعنوان نماینده خانواده تئاتر دعوت کرده بودند، وی مطالبی را از طرف خانه تئاتر رسماً اعلام کرد که بیانگر این بود که سیاستهای خانه تئاتر مورد تأیید سیمای ما هم هست.
متأسفانه همینطور است. در کانون بازیگران ما هم همينگونه است. شما ببينید مسئولین اینها قبل از انقلاب چه کساني هستند؟ یا ساواکی بودند که هنوز هم هستند، کسی که زنش و خودش ساواکی بوده است، (منظور داوود رشيدي و همسرش زري برومند است) الآن مسئول یکی از همین سندیکاهای هنری است.
سینما تعریفش همين است. سینما برای عیاشی ساخته شده است، برای اینکه ابزاری برای مبارزه با فرهنگها و اعتقاد ملتها و حیا و حجاب و ایمان و پوشش شود، حالا هر ملتی كه میخواهد باشد، نقش سینما این است
وقتی جیغ میزنیم که خانم فراهانی چرا همچین کاری میکنی، یکیش همینه
دهن یه همچین آدمایی باز میشه و هرچی دلشون میخواد میگن دیگه
باران سلحشور، هنرمند سینما، تلوزیون و گوینده رادیو و فرزند فرج الله سلحشور در پیامی موفقیت اصغرفرهادی در کسب جایزه اسکار را تبریک گفت.
آقای اصغر فرهادی
سلام و تشکر...
بابت زحمات خودتان و گروهتان تشکر... می گویند، مرد را دردی اگر باشد خوش است... بابت اینکه به دردهای این جامعه تعهد دارید تشکر... و کاش اینطور باشد، اینطور که از تمجید ها دست برداریم و به دردها و کاستی ها برسیم، به امید آگاهی و یاری...
که با هر درد فریادیست، به امید آنکه کسی بشنود و یاری رساند... به مناسبت بزرگترین جایزه سینمایی جهان به یک فیلم ایرانی
باران سلحشور، هنرمند سینما، تلوزیون و گوینده رادیو و فرزند فرج الله سلحشور در پیامی موفقیت اصغرفرهادی در کسب جایزه اسکار را تبریک گفت.
آقای اصغر فرهادی
سلام و تشکر...
بابت زحمات خودتان و گروهتان تشکر... می گویند، مرد را دردی اگر باشد خوش است... بابت اینکه به دردهای این جامعه تعهد دارید تشکر... و کاش اینطور باشد، اینطور که از تمجید ها دست برداریم و به دردها و کاستی ها برسیم، به امید آگاهی و یاری...
که با هر درد فریادیست، به امید آنکه کسی بشنود و یاری رساند... به مناسبت بزرگترین جایزه سینمایی جهان به یک فیلم ایرانی
باران سلحشور
منبع : بازتاب!!!
میبینم که سلحشور الان میاد میگه تو آستین خودم مار پرورش دادم و دختر کجا برد نشان پدر
راستی یادتون نره وعده یک جدایی پنج شنبه از شبکه 1 سیما
فرج الله سلحشور در گفت وگو با یک سایت سینمایی در باره تبریک دخترش به اصغر فرهادی واکنش نشان داد.
بخشی از این گفت وگو را باسایت سینمانگار می خوانید:
دختر شما نیز با پیامی افتخار آفرینی فرهادی را تبریک گفت،آیا شما از این اقدام با خبر هستید ؟
بله در جریان این تبریک هستم.
این حرکت را تایید می کنید ؟
خیر بنده به هیچ عنوان این اقدام فرزندم را تایید نمی کنم واز این کار متاثر هستم واعتقاد دارم وی مانند سینماگرانی که هالیوود برای آنها تبدیل به بت شده است ،او نیز به این درد و مشکل دچار شده است وبرای همین باید دنبال چاره بگردم.
پس با این اوصاف شما برای آزادی فکر ارزش قائل هستید وبه نظر وی احترام می گذارید؟
خیر،بنده برای هر فکر وآزادی فکری ارزش قائل نیستم و من فقط برای آزادی های فکری که دارای ارزش باشند ودر راستای انقلاب و دین قرار داده شده باشند ارزش قائل هستم و به نظر بنده نام واصطلاح آزادی فکر فقط در ظاهر قشنگ است.
نظر شما درباره بازگشت وتجلیل از فرهادی چگونه است؟
بنده نظر خود را زمان گلدن گلوب دادم ولی یک سئوال دارم که چرا اصغر فرهادی مانند ورزشکاران ودیگر مردم هنگامی که نام رژیم صهیونیستی در میدان رقابتی و دیگر میادین به زبان آمد صحنه را ترک نکرد وانصراف نداد؟آیا این نشان از حمایت وی از اسرائیل نیست؟به نظر بنده وی اصلا نباید اجازه می داد فیلمش در اسکار حضور یابد چون تمام سینمای هالیوود و اسکارمتعلق به رژیم صهیونیستی است .
فرج الله سلحشور گفت: دختر من نيز مانند برخی اعضاي سينماي ايران ،هاليوود و اسكار برايش مانند يك بت مي ماند. به گزارش اوج نيوز،در پي انتشار پيام تبريك دختر سلحشور به اصغر فرهادي وي در اينباره با خبرنگار اوج گفتگويي انجام داد كه مشروح آن را در زير مي خوانيد: دختر شما نيز با پيامي افتخار آفريني فرهادي را تبريك گفت،آيا شما از اين اقدام با خبر هستيد ؟
بله در جريان اين تبريك هستم. اين حركت را تاييد مي كنيد ؟
خير بنده به هيچ عنوان اين اقدام فرزندم را تاييد نمي كنم واز اين كار متاثر هستم واعتقاد دارم وي مانند سينماگرانی كه هاليوود براي آنها تبديل به بت شده است ،او نيز به اين درد و مشكل دچار شده است وبراي همين بايد دنبال چاره بگردم. پس با اين اوصاف شما براي آزادي فكر ارزش قائل هستيد وبه نظر وي احترام مي گذاريد؟
خير،بنده براي هر فكر وآزادي فكري ارزش قائل نيستم و من فقط براي آزادي هاي فكري كه داراي ارزش باشند ودر راستاي انقلاب و دين قرار داده شده باشند ارزش قائل هستم و به نظر بنده نام واصطلاح آزادي فكر فقط در ظاهر قشنگ است. با اين رويكردي كه دختر شما نشان داده است به نظر مي رسد ضديت شديد فكري ما بين شما و دخترتان باشد وايشان طرفدار تجليل از فرهادي واحتمالا شما مانند هميشه مخالف تجليل از وي باشيد. نظر شما درباره بازگشت وتجليل از فرهادي چگونه است؟
بنده نظر خود را زمان گلدن گلوب دادم ولي يك سئوال دارم كه چرا اصغر فرهادي مانند ورزشكاران وديگر مردم هنگامي كه نام رژيم صهيونيستي در ميدان رقابتي و ديگر ميادين به زبان آمد صحنه را ترك نكرد وانصراف نداد؟آيا اين نشان از حمايت وي از اسرائيل نيست؟به نظر بنده وي اصلا نبايد اجازه مي داد فيلمش در اسكار حضور يابد چون تمام سينماي هاليوود و اسكارمتعلق به رژيم صهيونيستي است . اگر اسكار متعلق به رژیم صهیونیستی است چه دليلي داشت كه يك ايراني را برنده اعلام كنند در حالي كه نماينده خود آنها در بين نامزد ها حضور داشت؟
سئوال به جا ودقيقي است،شما و مردم فكر مي كنيد اسرائيل وآمريكا عاشق ما هستند و مواضعشان نسبت به ما تغيير كرده است كه ما را برنده اعلام كرده اند؟اگر جوابتان به اين سئوال مثبت است بسيار ساده هستيد. اين سئوال باقي مي ماند كه دليل اين كه اسكار وهاليوود در بين مردم وسينمايي هاي سرتاسر دنيا از جمله كشور عزيزمان از اهميت وارزش بالايي قرار دارد چيست؟
شما به اين مطلبي كه من مي گويم خوب دقت كنيد، از يك مومن سئوال مي كنند كه چرا عمل صالح انجام مي دهي واو در جواب مي گويد: عمل صالح انجام مي دهم تا به خدا نزديك تر شوم ودرك و مقام قرب الهي خود را نزد خدا افزون كنم ولي اگر از يك سينماگر سئوال كني كه چرا فيلم مي سازي در جواب مي گويد: فيلم مي سازم براي رسيدن به قرب عند آمريكا و اخذ جايزه در آن ، اگر بخواهم كلي تر بگويم اين است آمريكا معبد سينمايي هاي جهان از جمله ايران است ومعاد اين جامعه سينمايي جايزه گرفتن در اسكار است.
فرج الله سلحشور
تازه ترین جزئیات از ساخت سریال عظیم حضرت موسی
کمر صهیونیسم در این سریال خواهد شکست
استاد فرجالله سلحشور که نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی مجموعه عظیم تلویزیونی «موسی(ع)» را برعهده دارد، در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره انتخاب بازیگر نقش این پیامبر گفت: هنوز بازیگر نقش حضرت موسی(ع) مشخص نشده است و اگر بودجه مقدماتی سریال را از تلویزیون بگیریم کار انتخاب بازیگران را آغاز میکنیم تا بتوانیم بازیگران مناسب این سریال را پیدا کنیم.
وی ادامه داد: ترجیح من این است که در این مجموعه از بازیگران پاک و سالم سینما و تلویزیون استفاده کنیم و حتی در این مسیر از بازیگران آماتور نیز استفاده خواهیم کرد.
سلحشور تصریح کرد: این سریال عظیمترین اثری است که تا به حال تاریخ دنیا به خود دیده است و خیلی فراتر از توان ماست البته از لحاظ تکنیکی هم باید خود را بالا بکشیم البته نیاز به بودجه دارد. البته باید ببینیم مسئولین ذیربط برای این کار وقت میگذارند یا خیر. هر قسمت این سریال 55 دقیقه است که هر دو قسمت معادل یک فیلم سینمایی عظیم است و فقط حدود 500 دقیقه جلوههای ویژه دارد.
وی با بیان اینکه کمر صهیونیسم در این سریال خواهد شکست؛ عنوان داشت: دو کارگردان آمریکایی تا شنیدند ما میخواهیم سریال موسی(ع) را بسازیم، ساخت سریالی نظیر آن را آغاز کردند. هالیوودی که طی این سالها حضرت موسی را فراموش کرده بود وارد عمل شده است و میخواهد درباره این پیامبر فیلم بسازد. نزدیک به 4 هزار سال توطئه صهیونیست ها را که دنیا را فریب داده همه اینها در بخشهایی از این سریال بیان میشود. سلحشور درباره تحقیقات صورت گرفته روی فیلمنامه سریال حضرت موسی(ع) نیز توضیح داد: یک سال روی آن تحقیق کردهایم تا فقط داستان کلی را به دست آوریم و حدود 22 تن از علما و اساتید روی آن کار کرده و کمکمان کردهاند. مانند آیت الله خاتمی، حاج مهدی طائب، دکتر میرباقری، دکتر نقیبفر، دکتر زنجانی که تاریخ شناس بسیار قدری هستند و ... چنین افرادی در این پروژه ما را یاری کردهاند و الان نیز در حال نگارش سناریو هستیم. فعلا هم حدود 13 قسمت از سناریو آماده شده است. سیناپس اولیه ما 300 صفحه است و سریال طی 70 قسمت به پایان می رسد و حدود 4 هزار نفر سیاهی لشکر در بخشهای مختلف هستند و اجمالی بیشتر از 50 هزار نفر خواهیم داشت.
این کارگردان در پاسخ به این سوال که امکان دارد شما قبل از آماده شدن فیلمنامه سریال را کلید بزنید؟ گفت: خیر. من عادت دارم که با سناریوی صحافی شده کار را جلو ببرم چون آماده نبودن فیلمنامه خسارتهای بسیاری به بودجه میزند و گمان میکنم بیش از 300 نفر بازیگر دیالوگگو خواهیم داشت و حداقل 50 بازیگر اصلی در سریال ایفای نقش کنند.
وی افزود: اگر خداوند توفیق بدهد تا آخر سال 91 ما سناریو را تمام خواهیم کرد و قبل از آن وارد مرحله پیش تولید خواهیم شد که گمان میکنم حدود 6 الی 7 ماه طول بکشد و ما میتوانیم از ابتدای سال 92 کار را کلید بزنیم. انشاءالله قرار است این سریال در شبکه یک سیما ساخته شود. تا به حال هم در حد سیناپس تلویزیون پرداختهایی به ما داشته است و ما تقاضای اصلاح برآورد ارائه کردهایم و امیدوارم که مشکل بودجه به زودی مرتفع شود.
سلحشور درباره اینکه این سریال چه فرقی با سایر کارهایش دارد؟ اظهار داشت: تفاوتش با سایر کارهایم این است که از نظر عظمت و صحنهها و دکورها و جمعیت بسیار است و از لحاظ تکنیک و تخصص نیز تلاش داریم که کار را با کیفیت بالاتری بسازیم. در این مسیر هم من به هیچ عنوان از کارشناسان خارجی استفاده نخواهم کرد و با همکاران داخلی کار را میسازم.
این کارگردان در ادامه گفتوگو با فارس درباره سینما و تلویزیون ایران گفت: حقیقت امر این است که ما بچههای مذهبی و انقلاب میدانستیم سینمای قبل انقلاب مال ما نیست و از غرب آمده، هدفش هم این است که با نفوذ در جامعه اسلامی سراسر دنیا و جوامع تمام دنیا سعی کنند فرهنگ غرب و بهتر است بگوییم فرهنگ صهیونیسم را اشاعه بدهند چون بیانگذار سینما یکسری از صهیونیستهای آمریکا بودند و علت اینکه مردم ما پیش از انقلاب برخی از سینماها را به آتش کشیدند و آن زمان مخالفت میکردند همین بود که سینما را خودی نمیدانستند، بعد از انقلاب نیز یکسری از نیروهای خودی وارد عمل شدند تا بتوانند کاری انجام بدهند شاید این سینما و تلویزیون مذهبی شود و در خدمت انقلاب اسلامی باشد.
وی در ادامه گفتوگو با فارس ادامه داد: در هر حال بخشی از نیروهای ما با مرعوبیت از دست رفتند و علت آن هم این بود که ما در زمینی بازی کردیم که دیگران آن را برای ما طراحی کرده بودند و با سینماگران، فیلمسازان و سریالسازهایی همکاری کردیم که چندین سال تجربه فعالیت به سبک قبل انقلاب و سینمای غربی را داشتند و آدم هایی بودند که ما نمیتوانستیم آنها را تغییر بدهیم.
کارگردان مجموعه تلویزیونی مردان آنجلس تصریح کرد: ابتدا ی انقلاب ما نسبت به این مقوله شناخت نداشتیم و در نهایت حتی برخی بچههای انقلابی که ساخته نشده بودند، تسلیم و مرعوب شدند و در همان دانشگاهها درس خواندند تا بعد از به دست آوردن شناخت، این جریان را به خدمت انقلاب دربیاورند. غافل از اینکه تربیت در این مکتب نیرو را به همان مکتب میکشاند. شما نمیتوانید درسی را در مکتب الحادی یاد بگیرید و آن را به خدمت مکتب الهی دربیاورید الا تعداد انگشتشمار بچههایی که تربیت شده ورک شاپهای آمریکایی نبودند و از مسجد و جبهه آمدند و در این محیط سالم ماندند چون از ریشه تحت تاثیر این افراد نبودند.
وی با بیان اینکه در هر حال سینما و فیلمسازی ما در خدمت اسلام و انقلاب نیست و این موضوع یک حقیقت است، تصریح کرد: برخی از نیروهای خودی ما الان شدهاند طرفدار این سینما و اگر شما بخواهید با این سینما مبارزه کنید اولین کسانی که جلوی شما میایستند افرادی هستند که به عنوان بچه مسلمان وارد این حیطه شدند. جلوی شما میایستند و مبارزه میکنند و شما هم نمیتوانید جلوی افرادی که مشهور به مذهبی بودن هستند بایستید و این روند تا جایی پیش رفته که حتی مسئولان ذیربط هم در برابر این نوع فیلمسازی تسلیم شده و آن را پذیرفتهاند.
سلحشور گفت:حتی اگر کسی پیدا شود و به مسئولان ذیربط بگوید من راهکاری برای این فیلمسازی دارم و میشود این فیلمسازی را درست و اصلاح کرد، حاضر به این تغییر نیستند. در حقیقت الان برخی افراد جاده صافکن و حامی این جریان فیلمسازی هستند نه هادی و اصلاحگر و در جایی مانند ارشاد و تلویزیون که تقریبا میتوان گفت اختیار دار فیلمسازی هستند اصلا در چارت تشکیلاتی و شرح وظایفی چیزی به عنوان اصلاح ساختار فیلمسازی وجود ندارد و فقط میدانند باید پول بدهند تا برایشان کاری تولید شود و اصلا کاری به اصلاح ساختار ندارند، در حالی که مقام های عالی رتبه نظام بارها و بارها تاکید کردهاند که ما هنرمندان، فیلمساز و سینمای اسلامی میخواهیم و سر مسئولان هم آشکار و پنهان داد هم زده اند.
وی در ادامه گفتوگو با فارس تصریح کرد: متاسفانه مسئولان عرصه هنر چنین تعریف و محدودهای برای خود قائل نیستند و اگر کسی هم قدمی پیش بگذارند حاضر نیستند از او حمایت کنند و الان میبینیم که فیلمسازان دوران شاه 20 برابر تکثیر شدهاند و قدرت و شهرتشان با رانت دولت بالا رفته است. با وامهای ارزان قیمت و بلاعوض همه فیلمساز شدهاند و اکثرا هم فیلمهایشان فروش نمیکند و دولت دائم حمایت میکند که لطمه نخورند و متاسفانه فساد برخی از آنها نسبت به اول انقلاب چند برابر هم شده است. شما فیلمهای اوایل انقلاب و دهه 60 را بگذارید و فیلمهای دهه 80 را هم بگذارید قاطعانه میتوان گفت که فساد فیلمها،مسائل ضد اخلاقی و تربیتی آنها و تاثیر منفی گذاشتن و فسادی که در سینماگر وجود دارد، بیشتر شده است و علنا آن را میبینیم.
سلحشور اذعان داشت: یکسری از فیلمسازان مرعوب فسادهای دیگری هم دارند و با سفارتخانههای خارجی ارتباط برقرار میکنند، با بنیاد سوروس ارتباط برقرار میکنند، با حزب سبزهای آلمان و واقعه برلین دست دارند و بنیان گذاران انقلاب مخملی را دعوت کرده و برایشان سخنرانی میگذارند و صدها وابستگی دارند و آوردن آقایان اسکار که بزرگترین مروجان فساد در دنیا هستند از جمله کارهایشان است. آنها همه را دعوت میکنند که همه این موارد روی هم میشود مفسدهای که متولیان سینما چشم خود را روی آنها بسته اند. وی با طرح این پرسش که در چنین فضایی وظیفه من چیست؟ سخنان خود را اینگونه ادامه داد: آیا من هم مثل همه سکوت کنم و بگویم من یک نفر هستم و زورم نمیرسد؟ که من اعتقادم این نیست و در کودکی از مذهب خود و در بزرگسالی از امام خمینی(ره) یاد گرفتم که اگر تنها هم ماندم به وظیفهام عمل کنم مگر اینکه مسئولان و ارباب مذهب به من بگویند که سکوت کن و دیگر شرعا تکلیفی بر عهده من نیست. اما تا زمانی که علما و مراجع من نگفتهاند سکوت کن، من سکوت نمیکنم. این هم جنگ است.جنگ فرهنگی. مثلا افرادی که سلحشور را میکوبند، جنگی است که سلحشور را در مقابل خود میبیند و تلاش میکند برای اینکه سینمای مورد نظر خود را حفظ کند، من هم به عنوان هنرمند بچه مسلمان تلاش میکنم تا سینمای مورد نظر خود را حفظ کرده و اشاعه دهم. خیلی هم عده و عده ندارم. نه مطبوعات و سایتی پشت سرم است و نه مسئولان.
استادسلحشور ادامه داد: اما اینها کوچکترین اعتراضی که میکنند به قدری روزنامه و نشریه پشت سرشان هست که به راحتی حمایت میشوند و به شدت بزرگنمایی و دروغپردازی و مظلومنمایی میکنند و ما را میکوبند. متاسفانه نیروهای خودی میایستند تا یک نفر از سربازان را بکوبند تا بیافتد و بگویند فلانی هم زدند، همین! کسانی هم که هستند نمیآیند کاری انجام بدهند.
کارگردان مجموعه ایوب پیامبر در ادامه گفتوگو با فارس گفت: ما باید چکار کنیم؟ در حالی که حتی برخی علمای ما هم برخی از این فساد و روابط غیر اخلاقی را میبینند و میبینند که انقلاب و خانواده و جامعه در خطر است و باز هم سکوت می کنند. در حالی که این افراد در برابر انقلاب هیچ نیستند در حالی که این طیف در درون خودشان خود را قبول دارند در حالی که به علما و هیاتها و مساجد و خانوادههای شهدا و ... مراجعه کنند آن موقع جایگاه خود را متوجه میشوند که کجاست. در میان یکسری آدمهای مسئله دار که طرفدار اینها هستند، فکر میکنند کسی هستند و علی آباد هم برای خودش شهری است و پیروز هستند. یکسری نشریه معلومالحال مانند خودشان نیز از آنها طرفداری میکنند و حرفشان را به کرسی مینشانند و گمان میکنند که حرفشان حق است. در این شرایط وظیفه من سلحشور مبارزه است و اگر بنشینم خیانت کردهام و اگر به خاطر بودجه و بازیگر و این چیزها سکوت کنم، باز هم خیانت کردهام و در حالی که میبینم برخی مسئولان و بچه مسلمانها دارند بیدار میشوند و اشکالات را میبینند. حال من باید چه بگویم؟ باید چه کنم؟ سکوت کنم؟
سلحشور همچنین درباره سخنانش راجع به سینمای ایران در گفتوگو با فارس تصریح کرد: اصل حرف این است که بخشی از این سینما گرفتار فحشا است، گفتند میخواهند آنجلینا جولی را به ایران دعوت کنند، گفتم که معلوم است که یک فاحشه بینالمللی را چه کسانی دعوت می کنند. حال تلخ گفتم و یقین دارم که این حرف عاقبت به خیر شده است و یک عده دارند میپرسند و سوال میکنند.
وی ادامه داد: حتی داد خانمی مثل تهمینه میلانی هم درآمده و میآید و روابط بین سینمای ایران را به تصویر میکشد، در حالی که فمینیست است و مروج فمینیست و زن سالار است. با این همه نمیتواند در مقابل فساد در بخشی از سینما تاب بیاورد یا خواهرزاده ایشان و یا سایتهایی میزنند که فلان بازیگر و یا کارگردان دهها دختر را بیبصیرت کرده که از میان آنها دختری خودکشی میکند و یا کارگردانها و بازیگرانی که صدایشان درمیآید که بله حقیقت دارد و ما تا کی باید سکوت کنیم؟
سلحشور عنوان داشت: زن و مرد در لفظ فاحشه به معنای منکر و زشتی از نظر من برابر است و اگر زن فاحشه داریم، مرد فاحشه هم داریم، البته زنان عفیف و پاکدامن بسیاری در سینما وجود دارند. با بسیاری از آنها من کار کرده ام.اصلا طرف حرف من آنها نبوده اند. اگر کلیتی در سخنان من به وجود آمده نسبت به آن عذرخواهی میکنم. البته بارها عذرخواهی کردم. برای خودم نیز کسرشأن نمیدانم که از این قشر معذرتخواهی کنم.
وی گفت: تا به حال صدها بار هزاران نفر از مومنان آمدند پیش ما و گفتهاند که الحمدالله سینمای ما هم درست شده و امثال شما را دارند و امثال من و آقای شورجه شدهایم سپر بلای سینما و وقتی مسئولان میخواهند بروند بودجه بگیرند از ما نام میبرند و هرگاه کار میخواهند کار ما را ارائه میدهند و ما شدهایم سپر بلا و پوشش این سینما و نمی دانم باید جواب خدا را چه بدهم؟
وی ادامه داد: در حالی که ما برای اصلاح سینما راه داریم. صد بار گفتهام و اصلا گوشی بدهکار نیست. ما برای فیلم سازی اسلامی مبانی اسلامی و قرآنی تعریف کردهایم و از قصه و تمثیل در قرآن شناخت داریم و بنا بر این تعریف باید مبانی فیلم سازی ما مطابق آن باشد و مبانی و اصول برایش تعریف کردهایم.
کارگردان یوسف پیامبر(ع) عنوان داشت: وقتی من این موارد را برای علما گفتم، گفتند که تفاوت آنچه تو میگویی با این سینما از خدا تا بشر است. ما اصول را تعریف کردهایم و بنا بر آن حدود صد و خوردهای قصه تعریف کردهایم و بر اساس آنها حدود 30 فیلمنامه نوشتیم و از آنها 9 فیلم ساخته شد. حتی به وزارت ارشاد و تلویزیون هم گفتیم میتوان فیلمسازی اسلامی داشته باشیم. من در این مورد طرح دارم و اگر گوش شنوایی و حمایتی در کار بود، حاضرم ظرف 4 سال این طرح را اجرا کنم.
وی اظهار داشت: ما اول باید به چند استاد دانشگاه، علما و نویسنده و کارگردان بگوییم شما بنویسید و بسازید حتی چند بار و باید به معیارهای مورد نظر اسلام برسیم. الان هم اگر بخواهیم سینمای مذهبی پا بگیرد، در ابتدا باید آزمون و خطا کنیم. وقتی این گروه گردهم بیایند آن موقع میتوانیم چندین فیلم بسازیم و وارد جامعه کنیم و حتی بسیاری از افراد مومن این حوزه در خدمت این کار گرفته شوند.
وی تصریح کرد: اگر به مدت 4 سال بودجهای معادل 20 میلیارد تومان به ما میدادند، ما ده کارگردان، 20 نویسنده قدرتمند و ده کارگردان و 10 نویسنده در ردههای پایینتر خواهیم داشت. وقتی کار مذهبی تبدیل به جریان بشود، خود به خود قشر مذهبی بیدار میشوند و بعد ما بعد از چند سال میبینیم افراد بسیاری هستند که در خدمت اسلام کار میکنند. این نیروها بعد از ورود به سینما دیگر جذب جریان مرعوب و واپسگرای حاضر نمیشود و خود برای خودش حرف دارد.
استاد سلحشور در پایان سخنان خود گفت: من صدها بار گفتهام که سینماگر نیستم و مبلغی هستم که حرفهایم را از طریق سینما عنوان میکنم ولی عضو و جزو این جریان نیستم.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.