ژرار دپارديو از زبان ژرار دپارديو؛ اين بازيگر: هيچوقت دنبال ابربازيگر شدن نبودم
ژرار دپارديو گفت: خوشبختانه جاه طلبي ندارم و عشق به ديگران است که به من انگيزه ميدهد که براي آنها کاري انجام دهم.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ژرار دپارديو، بازيگر مطرح سينماي فرانسه در گفتوگو با پايگاه اينترنتي مووي وب به بيان ديدگاههايش درباره آثارش و سينما پرداخته است.
دپارديو درخصوص القابي چون حضور در اوج قله سينما و اينکه يك ابر بازيگرسينما هست يا نه گفته است: نمي دانم يك ابربازيگر هستم يا نه؛ هيچوقت دنبال ابربازيگر شدن نبودم. حتي اگر مردم به من اين جايگاه را بدهند، نمي پذيرم.
وي ادامه داد: آنچه برايم مهم است، اين است که توقف نکنم. همين چيزي که الان در ليون در جريان است؛ شريک بودن در لحظهها، فيلمهاي که در آن بازي کردم، حتي به عنوان تماشاچي، شريک لحظههاي احساسي شدن و لحظههاي خشونت و بيقراري با ديگران.
ژرار دپارديو در نقشهاي متفاوتي مانند کريستوف کلمب، کنت مونت کريستو، سيرانو دوبرژيراک بازي کرده و بزودي در نقش راسپوتين ظاهر مي شود. با رابرت دنيرو، کاترين دونو همبازي بوده و برنده جايزه نخل طلايي، گلدن گلوب و دو شير طلايي جشنواره ونيز است.
در شهر ليون فرانسه، زادگاه برادران لومير و صنعت سينما برنده جايزه لومير شد که سالانه به يکي از بزرگان دنيا سينما اهدا مي شود.
ژرار دپارديو درباره اينكه آيا بازيگر شدن بر زندگي شخصي يك فرد اثر منفي ميگذارد يا نه؟ گفته است:
وقتي ناگهان خودت را روي پرده سينما مي بيني، همه يا بخشي از آنچه که انجام دادي، مثل گرفتار شدن در يک تله است؛ تلهي تنگ، براي اينکه در هر فيلمي لحظات احساسي وجود دارد که تو در آن غرق مي شوي. بعد لحظهاي برايت پيش ميآيد که به خودت ميگويي ديگر کافي است.
بازيگر فيلم دانتون در ادامه گفته است: درحال حاضر در فيلمي بازي مي کنم که نقش يک قهرمان جنگ جهاني اول را دارم. او تير مي خورد، گلوله به سرش خورده اما نمي ميرد. در يک روستا به خاطر مرگ يک آلماني، عده اي را به گروگان مي گيرند. روستاييان سعي مي کنند شخصيت من به نام ايپو را که هنوز گلوله در سرش هست متقاعد کنند که يکي از گروگان ها باشد. ايپو موافقت مي کند ولي در عوض مي گويد مي خواهم مراسم تشييع خودم و مجسمه اي که قرار است از من بسازيد را ببينم. مي خواهم همه مردم، اين چيز ها را ببينند و همين را تکرار مي کند. جالب است من هر وقت فيلم هايم را نگاه مي کنم همين حس و حال را دارم. در پايان متوجه مي شوي که تو تنها کسي هستي که عاقبت همه اينها را خواهي ديد.
ژرار دپارديو دربارهي سينماي اروپا گفته است: متاسفانه توزيع و پخش فيلم ها مناسب نيست. شبکه هاي تلويزيوني کشورها مناسب اين کار نيستند. آنها دنبال جلب مخاطب هستند و همهشان يک اشتباه واحد را مرتکب مي شوند. با علم به اينکه مي توانند يک کانال کوچک را به اين اختصاص بدهند. در سينما، هر هفته 20 فيلم جديد بيرون ميآيد. پخش و توزيع نمي تواند با اين همه توليد، همپايي کند. فيلمي را انتخاب مي کنند که بيشترين بازده را داشته باشد؛ مثل سوپر مارکت که جنس مي فروشد و اين مساله باعث تاسف است. حالا رويداد هاي سينمايي برگزار مي کنند تا مردم را جلب کنند.
ژرار دپارديو درباره اينكه آيا خود را آدمي با روح اروپايي مي داند، چنين گفته است: کاملا؛ هر کشوري يک داستان و تاريخ و فرهنگي دارد و همين است که براي من جالب است و مرا مي کشاند که بروم و خودم را غرق آن کنم. تماشاگر سينما، با شخصيتها، يا قهرمان فيلم همذات پنداري ميکند. براي من، مهم همين است. من هم مانند تماشاگر ميخواهم کساني را پيدا کنم که قابل احترام هستند، مي خواهم همذاتپنداري کنم و زماني را با اين شخصيت بگذرانم.
دپارديو دربارهي اينكه آيا يک مرد خودساخته است؟ افزوده است :نه، فکر نميکنم، نمي دانم. من دنبال چيزي نيستم. خوشبختانه جاه طلبي ندارم. تنها جاه طلبي من، تماشا کردن ديگران بود و سرگرم کردن خودم با ديدن جلوه زندگي ديگران و تلاش براي اينکه زيبايي هر لحظه را درک کنم. صرفا، عشق به ديگران است که به من انگيزه مي دهد که براي آنها کاري انجام دهم. اين خلاف بيماري پرخوري است. فکر نمي کنم از پرخوري بميرم. من همان طور که زندگي کردم، مي ميرم. کمي مثل شواليه ماراشل، که مردم مي آمدند تکهاي از لباسش را براي يادگار، برمي داشتند، با اين حال اميدوارم، مرگ و جاودانگي کمي دست نگه دارد.
***
به گزارش ايسنا، دپارديو معروفترين بازيگران مرد دهه 70 و ستاره سالهاي 80 و 90 سينماي فرانسه است كه براي اولين بار در سال 1964 در 16 سالگي براي بازي در فيلم کوتاه «بيت نيکو بچه گربه» مقابل دوربين قرار گرفت.
دپارديو در سال 1990 در فيلم «سيران ودوبرژراك» نقشآفريني تحسين برانگيزي داشت و موفق به كسب جايزه بهترين بازيگر جشنواره كن و جوايز سزار فرانسه شد و تا آستانه كسب جايزه اسكار و بافتا نيز پيش رفت.
وي در سال 1981 براي فيلم «مترو» اولينبار جايزه سزار بهترين بازيگر مرد را گرفت و در سال 1996 جايزه دوربين طلايي آلمان را بهپاس يك عمر دستاورد سينمايي كسب كرد.
اين هنرپيشه در سال 1991 جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگري را گرفت و در سال 2007 در جوايز فيلم «لومير» بهترين بازيگر مرد شناخته شد.
دپارديو كه تاكنون در 200 فيلم سينمايي بازي كرده است، در سال 1985 جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره ونيز را دريافت كرد و در سال 1997 شير طلاي افتخاري اين رويداد سينمايي به وي اعطا شد.
از مهمترين فيلمهاي دوران بازيگري ژرار دپارديو ميتوان از «فرياد ولگرد»، «قاتل»، «ناتالي گرانژه» «به ملاقات مرگ دلپذير»، «ماجراي دومي نيچي»، «روزي سخت براي ملکه»، «خانواده گاسپار»، «استاويسکي»، «آخرين زن»، «هفت جنايت به ترتيب»، «1900»، «زن چپدست»، «سگها»، «راهبندان»، «آخرين مترو»، «زن همسايه»، «دانتون»، «هم قطاران»، «زير آفتاب شيطان»، «مکاني عجيب براي ملاقات»، «گرين گرات»، «فتح بهشت»، «افسوس براي من» و «تشريفات ساده» نام برد.
وي سابقه همكاري با كارگردانان بزرگ سينماي جهان چون «كلود شابرول»، «رولند جوفي»، «جوزپه تورناتوره»، «كلود بري»، «ريدلي اسكات»، «آلن كورنئو»، «پيتر وير»، «آندره وايدا»، «فرانسوا تروفو»، «آلن رنه» و «خوان لوئيس بونوئل» را دارد.
|