بالاترين خوشي ها در شور و شوقي است كه انسان را به ماجراجويي ها و پيروزيهاي بزرگ و فعاليتهاي نوآورانه وادار مي كند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
عشق آن نيست كه به هم خيره شويم، عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
هر آدم بزرگي هم روزي روزگاري بچه اي بوده؛ گيرم كمتر كسي از آنها اين را به ياد مي آورد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بزرگترها اگر به خودشان باشد هيچ وقت نمي توانند از چيزي سر در بياورند. براي بچه ها هم خسته كننده است كه همين جور مدام هر چيزي را به آنها توضيح بدهند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بچه ها بايد نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
شما را به خدا بيخودي وقت خودتان را سر اين جريمه مدرسه به هدر ندهيد؛ اين كار بيهوده اي است.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
محاكمه كردن خود از محاكمه كردن ديگران خيلي مشكلتر است. اگر توانستي در مورد خودت قضاوت درستي بكني، معلوم مي شود يك فرزانه تمام عياري.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
به خود مي گويم ستاره ها براي اين روشن هستند كه هر كسي بتواند يك روز مال خودش را پيدا كند!((آنتوان دوسنت اگزوپري))
آدمها ديگر براي سر درآوردن از چيزها وقت ندارند. همه چيز را همين جور حاضر آماده از دكانها مي خرند. اما چون دكاني نيست كه دوست معامله كند، آدمها مانده اند بي دوست.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
سرچشمه ي همه سوءتفاهم ها زير سر زبان است.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
جز با چشم دل هيچ چيز را چنان كه بايد نمي شود ديد؛ نهاد و گوهر را چشم سر نمي بيند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
ارزش گل تو به قدر عمري است كه به پايش صرف كرده اي.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
آدميزاد هيچ وقت جايي را كه هست خوش ندارد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
تنها بچه ها هستند كه مي دانند پيِ چه مي گردند. بچه ها هستند كه كلي وقت صرف يك عروسك پارچه اي مي كنند و عروسك برايشان آنقدر اهميت پيدا مي كند كه اگر يكي آن را از آنها كش برود مي زنند زير گريه.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
حتي اگر آدم دم مرگ هم باشد داشتن يك دوست، عالي است.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
شما هيچ به گل من نمي مانيد. شما هنوز هيچ چيز نشده ايد. كسي شما را اهلي نكرده و شما نيز كسي را اهلي نكرده ايد. براي شما نمي توان مُرد. البته گل سرخ من هم در نظر يك رهگذر عادي به شما مي ماند، اما او به تنهايي از همه ي شما برتر است؛ زيرا او گل سرخ من است...((آنتوان دوسنت اگزوپري))
يك انسان، تنها مي تواند با قلبش به درستي ببيند؛ چيزي كه لازم و ضروري باشد، با چشم ديده نمي شود.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
نگاهت رنج عظيمي است، وقتي به ياد من مي آورد كه چه چيزهاي زيادي را هنوز به تو نگفته ام.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بينش حقيقي در قلب صورت مي گيرد؛ امور اساسي با چشم ديده نمي شوند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
اگر انسان در طوفان رويدادها گرفتار شود، ترسش ميريزد. تنها ناشناختههاست كه لرزه به دلها ميافكند و سبب ترس و هراس آدمي ميشود.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
كار بزرگ مردمان بخشنده اين است كه با همهي توان خود، افقهاي بيكران را در برميگيرند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بيگمان، انسان بودن يعني متعهد [=پايبند] بودن.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
آنهايي كه به سبب پيشرفت تكنيكي زياد بشريت، دچار ترس و هراس شدهاند، هدف و وسيله را با هم اشتباه گرفتهاند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
كسي كه فقط با اميد دستيابي به نعمتهاي مادي، دست به مبارزه ميزند، خويشتن را از موهبتي [=دَهِش] كه شايستهي زندگيست، بيبهره ميسازد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بر سفرهاي كه در زير درخت سيبي پهن شده باشد، جز سيب بر آن فرود نخواهد آمد و سفرهي گستردهي زير ستارگان، فقط پذيراي غبارات كوكبهاست.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
اين فاصله نيست كه اندازهي دوري را تعيين ميكند؛ ديوار باغ خانهي ما ميتواند اسرار بيشتري را نسبت به ديوار چين در خود نگه دارد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
فصلها ميگذرد و ما در عصرها ماندهايم... و نعمتهاي زمين، همچون شن ظريف صحرا كه از ميان انگشتان ميلغزد، از كف ما بيرون ميرود.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
در صحرا، آدمها هميشه آزاد هستند و از گنجهاي آشكار و ديدني، جانبداري نميكنند؛ چرا كه صحرا برهنه است و فقط ميتوان از يك گسترهي پنهان و ناپيدا جانبداري كرد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
بسياري از كساني كه مدتها با عشقي بزرگ سر كردهاند و سپس از آن، بيبهره گشتهاند، بيشتر، از نجابت شگفت خويش به ستوه ميآيند و آنگاه فروتنانه و با عشقي ساده و عادي، نيكبختي خود را ميسازند.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.