شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات زندگینامه شاعران و نویسندگان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 17th November 2011   #81

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

پا نهادم بروي دل او
من به او رنج و اندوه دادم
من به خاك سياهش نشاندم
واي بر من خدايا خدايا
من به آغوش گورش كشاندم
در سكوت لبم ناله پيچيد
شعله شمع مستانه لرزيد
چشم من از دل تيرگيها
قطره اشكي در آن چشمها ديد
همچو طفلي پشيمان دويدم
تا كه در پايش افتم به خواري
تا بگويم كه ديوانه بودم
مي تواني به من رحمت آري
دامنم شمع را سرنگون كرد
چشم ها در سياهي فرو رفت
ناله كردم مرو ‚ صبر كن ‚ صبر
ليكن او رفت بي گفتگو رفت
واي برمن كه ديوانه بودم
من به خاك سياهش نشاندم
واي بر من كه من كشتم او را
من به آغوش گورش كشاندم

خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
خسته دل2 ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 17th November 2011   #82

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

بخش پایانی بررسی تولدی دیگر
در
بخش ششم.
سفر حجمي در خط زمان
و به حجمي خط خشك زمان را آبستن كردن
حجمي از تصويري آگاه
كه ز مهماني يك آينه بر ميگردد
و بدينسانست
كه كسي مي ميرد
و كسي مي ماند
گره گشايي در تولد ي ديگر در اين بخش صورت مي گيرد. از بند اول همه هستي من آيه
تاريکسيت تا به اينجاي شعر يک سفر اتفاق افتاده است و محصول آن يک حجمي است از
تصوير آگاه که ز مهماني يک آينه بر مي گردد. سفر در تولدي ديگر در اين آينه اتفاق مي افتد.
و بعد از آن يک نفر مي ميرد که به نظر من "تو" چيزي که اسير نيست، در ذهن" من" است.
و کسي مي ماند که به جز" من" اسير در وهم، چارچوب و آيه تاريک نيست که بعد از گذر از
يک خيابان دراز و ريسماني آويزان از شاخ درخت و يک سيگار افروخته در فاصله رخوتناک
دو هم آغوشي و عبور از يک رهگذر گيج ، در نهايت به آيه تاريک مي رسد. تولدي ديگر مثل
يک هوا خوري است براي آيه تاريک، يک هواخوري که منجر و شناخت ودرک واقعيت
سلول و وهم زود گذر هواخوري است.
و در نهايب بخش پاياني تولدي ديگر

هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد كرد
من
پري كوچك غمگيني را
مي شناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد
و دلش را در يك ني لبك چوبين
مي نوازد آرام آرام
پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد
و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد

اين بخش با هيج صيادي در حوض حقيري که به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد
کرد، شروع مي شود. ديگر صحبت از وعده و وعيد، ديگر خبري از شايدها نيست. جايي
براي دلداري و اميد باقي نيست. "من" تولدي ديگر با صيادي روبرو است که در حوض حقير
"من" مرواديدي "تو" صيد نکرده است.
تولدي ديگر ما را به مهماني خود سقوط دعوت نمي کند و تنها رو به خود مي گويد که او پري
کوچک و غمگيني را مي شناسد که در اقيانوسي مسکن دارد. من فکر مي کنم منظور فروع از
اقيانوس، زبان و يا شعر است که دلش را در يک ني لبک چوبين شعر؟ مي نوازد
ما در اين بخش شاهد گسست ذهنيت فروغ در تولدي ديگر هستيم . به نظر من تولدي ديگر با،
هيج صيادي در جوي حقير که به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد کرد به پايان مي
رسد. و بخش پاياني شعر اضافي به نظر مي رسد.

خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
خسته دل2 ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 20th November 2011   #83

آمیرزا

كاربر سایت

 آمیرزا آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 601
تشکر از دیگران: 682
تشکر شده 1,170 بار در 489 پست

 


دخترک شانزده ساله
نامه های پیش از ازدواج عمدتا مربوط به گرفتاریهایی است که فروغ
شانزده ساله در خانواده نامهربانش داشت. او در این نامه های مخفیانه از
آنچه در این خانه بر سرش می آورند برای «محبوب» خود سخن می
گوید. چراغ را از او می گیرند، هرچه گم شود به گردن او می اندازند و
به خاطر اینکه زودتر از موعد چای نوشیده است «مشت سنگینی» توی
کله اش می خورد. جوانان در سنین بلوغ حساس اند و دخترکی چون
فروغ که روحی عاصی داشت، همه را دشمن خود می دید. روشن است
که خانواده فروغ با وی رفتار خوبی نداشتند. ولی در بسیاری از خانواده
های ایرانی هنوز هم زیر پا گذاشتن حقوق فرزندان و تنبیه بدنی حتا
بزرگسالان امری طبیعی به شمار می رود چه برسد به پنجاه سال پیش!
فروغ که در شانزده سالگی می نوشت: «من نمی دانم مادر چیست زیرا
از مهر و محبت مادری بهره ای نبرده ام من اکنون در مقابل خودم
دشمنی می بینم که با همه قوایش در صدد آزار دادن من است» در نامه
های بعدی از حمایت همین مادر برخوردار می شود و صدای پدر را می
شنود که مادر را مسبب «فاسد شدن» دخترشان می داند. این رفتار
زشت و فضای فریاد و فحاشی در خانواده سالهای بعد نیز ادامه یافت و
سبب گشت که فروغ تصمیم بگیرد مادری شود که فرزندش او را
«پرستش» کند.

نامه ها پر از بحث های آزاردهنده بر سر مهریه و آینه و شمعدان و
هزینه مهمانی و لباس عروس است. دخترک از یک سو باید با پدر و
مادرش بجنگد و از سوی دیگر پاسخگوی همسر آینده اش باشد که در هر
کلام در جستجوی «درستی» و «پاکی» اوست. فروغ که هرگز قصد
ندارد از پرویز طلاق بگیرد و اگر هم چنین شود، از او مهریه نخواهد
خواست، تعجب می کند که پرویز چرا به شرط و شروطها گردن نمی نهد
و قال قضیه را نمی کند و حتا بر سر آنها چانه می زند! او نمی داند که
از زندان خانواده به پشت میله های قفس همسر می رود.

تصور فروغ از «عشق» مانند اغلب زنان بسیار رمانتیک و خیالی و اگر
بخواهیم روراست باشیم، ابلهانه است. به نظر او نیز وقتی انسان کسی
را دوست می دارد، باید از هیچ چیز دریغ نکند و از همه چیز بگذرد.
«مال و مذهب و مرام و عقیده و ایمان و خانواده» که جای خود دارد،
«بلکه اگر جانش را هم بخواهند به رایگان می دهد»! با این همه شگفت
انگیز است که یک دختر شانزده ساله در بیش از پنجاه سال پیش تا این
اندازه شخصیتی تکوین یافته داشته باشد و بتواند به این روشنی آن را در
قالب واژه ها بیان کند: «نه پرویز من احتیاجی به فداکاری تو ندارم...
من هم شخصیتی دارم و به شخصیت خودم فوق العاده علاقمندم و هرگز
حاضر نیستم آن را از دست بدهم... از خودم که این قدر پست و بیچاره
شده ام متنفر می شوم تو خیال می کنی که من احتیاجی به ترحم تو دارم
نه هرگز هرگز... من خودم را بالاتر و بزرگتر از آن می دانم که به این
چیزها [قباله و مهریه] خودم را دلخوش کنم» و از همان پیش از ازدواج
پرویز را که مرتب از او بازخواست می کند تا از وی «مطمئن» شود،
متقابلا به پرسش می کشد.

آمیرزا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
آمیرزا ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 20th November 2011   #84

آمیرزا

كاربر سایت

 آمیرزا آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 601
تشکر از دیگران: 682
تشکر شده 1,170 بار در 489 پست

 

«جز پشت میله های قفس»
اولین تپش های عاشقانه قلبم

نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور
به کوشش کامیار شاپور و عمران صلاحی
انتشارات مروارید؛ تهران 1382



نامه های فروغ فرخزاد به همسرش که خود روزی در باره گم شدن یکی
از آنها نوشته بود: «خوب نیست که به دست دیگران بیفتد» در فاصله
یک ماه به چاپ دوم رسید تا هزاران نفر آنها را بخوانند.

عمران صلاحی طنزپرداز است و با همین طنز پیش گفتار و توضیح
نوشته و تقویم زندگی این خانواده را زیر عنوان «محض اطلاع» آورده
است. نمی توان گفت شکلی که وی برای ارائه این نامه ها برگزیده
بهترین است، ولی این هم برای خودش شکلی است. طرح روی جلد که
از هنرمند ارزنده فرشید مثقالی است، البته جزو بهترین هاست.

کتاب شامل نامه های سه دوره: پیش از ازدواج، زندگی مشترک و پس
از جدایی است. چند شعر که پرویز شاپور آنها را با این نامه ها نگاه
داشته بود و چند عکس و کلیشه چند نامه و پاکت و کارت پستال نیز در
کتاب آمده است.

این نامه ها یک دوره چهار ساله را در بر می گیرند که طی آن فروغ
فرخزاد و پرویز شاپور ازدواج می کنند، بچه دار می شوند و طلاق می
گیرند. به هنگام ازدواج فروغ 17 سال و همسرش 28 سال داشت. فروغ
فرخزاد در 32 سالگی (25 بهمن 1345) و پرویز شاپور در 76
سالگی (15 مرداد 1378) در گذشتند. فرزند آنان کامیار شاپور هم
اکنون 52 سال دارد. عمران صلاحی هم محله ای آنان و بیش از سی
سال با پرویز شاپور دوست بود. شاید به همین دلیل وی در پیش گفتار
تلاش می کند چون یک دوست از تلخی جدلهای پیدا و پنهان در نامه ها
بکاهد. لیکن خود نامه ها با اینکه جز سه یادداشت کوتاه از پرویز
شاپور در میان آنان نیست، توقعات مردی را نشان می دهد که برجسته
ترین شاعر زن معاصر ایران را در تناقضی دردناک بین واقعیت و
آرزو گرفتار ساخته بود. این حقیقتی است که در نامه های فروغ موج می
زند. فروغ با اینکه به همه خواستهای همسرش تن می دهد و با اینکه
همواره در حال اثبات عشق و «پاکی» و «نجابت» خود است، سرانجام
به تنگ به تنگ می آید و پس از سه سال زندگی مشترک، بین «پرویز»
که او را محدود می کرد و «شعر» که او را آزاد می ساخت، دومی را
برمی گزیند لیکن همچنان و همواره ناراضی می ماند. آنچه او در
جستجویش بود هرگز و هیچ جا یافت نمی شود: آزادی، پاکی، راستی،
عشق و آرامش مطلق.

آمیرزا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
آمیرزا ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 20th November 2011   #85

آمیرزا

كاربر سایت

 آمیرزا آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 601
تشکر از دیگران: 682
تشکر شده 1,170 بار در 489 پست

 

نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
زندگی مشترک
نامه ي شماره 4
پنجشنبه 20 تير
پرويز عزيزم اميدوارم حالت خوب باشد نزديك يك هفته است كه من آمده
ام و هنوز نامه ي تو نرسيده است . نمي دانم چرا برايم نامه ننوشته اي در هرصورت خواهشم
از تو اين است كه زودتر نامه بنويسي چون مندر اينجا به شدت احساس تنهايي مي كنم و تنها
نامه هاي توست كه مي تواند مرا تسكين دهد از حال من و كامي بخواهي بد نيستيم كامي كه از
صبح تا شب با شيطنت و مسخرگي همه را مشغول مي كند و من هم توي اتاق بالا يا براي
خودم كتاب مي خوانم يا چيز مي نويسم و يا اين كه سري به مامان مي زنم از روز اول برج
قرار شده خودم غذاي خودم را بپزم و بعد از آن با اين ترتيب گمان مي كنم كه من هم مشغوليتي
پيدا كنم
پرويز جانم نمي دانم تو آنجا چه مي كني و ما مثل اين است كه من و تو وقتي از هم دور مي
شويم هيچ كدام تكليف خودمان را نمي دانيم و در عوض در كنار هم هستيم وضع روشن تري
داريم.
راجع به كتابم بايد بگويم كه الان نسخه ي كامل با پشت جلد و عكس و مقدمه جلوي مناست
يعني از طرف بنگاه فرستاده اند كار كتاب تمام شده وتوي همين هفته به طور مسلم منتشر مي
شود مقدمه اي كه شفا برايم نوشته بسيار جالب و خواندني شده و بنگاه امير كبير از حالا خوش
را براي چاپ دوم كتاب آماده كرده و معتقد است كه كتابم خوب به فروش خواهد رفت من
خيلي خوشحال هستم آنقدر كه نمي توانم براي تو ننويسم شايد خوشبختي من تنها در همين باشد
وقتي مي بينم كه مي توانم منشأ اثري باشم و وجود عاطل و باطلي ندارم وقتي حس مي كنم كه
در زندگي به چيزي دلبستگي و علاقه ي شديد دارم آن وقت از زندگي كردن راضي مي شوم
پرويز نمي توانم ميزان خوشحاليم را براي تو بنويسم اين يكي از آرزوهاي بزرگ من بود و
مسلما بعد از اين سعي خواهم كرد كه آثار زيباتري به وجود بياورم از وقتي كه از پيش تو آمده
ام دو قطعه شعر ساخته ام كه وقتي آمدي برايت مي خوانم يك قطعه را فرستادم براي مجله ي
سپيد و سياه ( با پست ) كه در شماره مخصوصش بگذارد يكي را هم هنوز فكري برايش نكرده
ام
پرويزم حال خانم و پدرت و خسرو و دخي خوب است و با من در نهايت مهرباني رفتار مي
كنند آرزويم اين است كه تو زودتر بيايي چون تو را دوست دارم و زندگي دور از تو برايم
ثمري ندارد هر چندخودم را با كتاب و قلم سرگرم مي كنم ولي جاي تو را هيچ يك از اينها پر
نمي كند فردا صبح مي روم پيش مامان و مي خواهم با كلور بنشينم و خياطي كنم من پيراهني
را كه خريده ام هنوز ندوخته ام
پرويز زودتر بيا وفراموش نكن كه همچنان دوستت دارم و به من اطمينان داشته باش و مطمئن
باش كه اين بار بر خلاف ميل تو رفتار نخواهم كرد .
منتظر نامه ي تو
تو را مي بوسم
فروغ

آمیرزا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
آمیرزا ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 20th November 2011   #86

آمیرزا

كاربر سایت

 آمیرزا آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 601
تشکر از دیگران: 682
تشکر شده 1,170 بار در 489 پست

 

تک شعرهای فروغ اینور و آنور چاپ می شوند. شوهر که وضع مالی
مناسبی ندارد به اهواز می رود و فروغ در خانه پدری می ماند و باز هم
کتک می خورد: «من اینجا نمی مانم من نمی توانم هر روز دعوا کنم هر
روز کتک بخورم من نمی توانم در مقابل کسانی که به تو و به من فحش
می دهند ساکت بنشینم... در آنجا کسی نیست تا در هر ساعت و بر سر
هر موضوع جزیی مرا فا*حشه و نانجیب خطاب کنند... من نمی توانم هر
روز موهای خودم را در چنگ این و آن ببینم گوش من دیگر نمی تواند
این سخنان رکیک و این فحشهای وقیحانه را بشنود... من این زندگی پر
از جار و جنجال و دورویی و تزویر را دوست ندارم بیا مرا ببر از دست
این دیوانه ها نجات بده».
پرویز مرتب در نامه ها از واژه های فروغ ایراد می گیرد و حتا او نیز
سرکوفت می زند: «درست است پرویز اگر تو نبودی من حالا باید در
خانه پدرم با خفت و خواری زندگی کنم و همیشه این اسم برایم باشد که
گناه کرده ام و فاسد شده ام. تو اشتباه می کنی من هیچ وقت این بزرگ
منشی و جوانمردی تو را از یاد نمی برم... هیچ کس حق ندارد مرا فاسد
بخواند پرویز با من اینطور حرف نزن».
پرویز شاپور فروغ را بازخواست می کند که آیا «سرپل» و «لاله زار»
رفته است؟ و فروغ از این پس همه چیز را به وی گزارش می دهد و
می خواهد به همسرش ثابت کند کاری بر خلاف میل او انجام نمی دهد.
در نامه های بعدی فروغ بارها به این موضوع اشاره می کند که همسرش
نه تنها در نامه بلکه حضورا و در جلوی دیگران نیز او را تحقیر کرده و
حتا فحش داده است: «هیچ وقت تحقیراتی را که جلوی هر احمقی به من
کرده ای و فحشهایی را که به من داده ای نمی توانم فراموش کنم... یادم
می آید پارسال یک دفعه جلوی خسرو [برادر پرویز] و خانمت [مادر
پرویز] به من گفتی هر کسی دیگر جای من بود تا به حال تو را طلاق
داده بود».
مسئله اما به اینجا ختم نمی شود. پرویز شاپور هنر و شعر فروغ را
تحقیر می کند و در جایی که همه جا صحبت از فروغ است و بزرگان
مانند سعید نفیسی، شجاع الدین شفا، علی دشتی و علی اکبر کسمایی شعر
این «شاعره جوان» را می ستایند و آینده درخشانی برای او پیش بینی
می کنند، «محبوب» فروغ برایش می نویسد که «امیدوار» است سرش به
«سنگ» بخورد: «سنگ بدنامی»!

آمیرزا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
آمیرزا ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا