شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات زندگینامه شاعران و نویسندگان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 10th November 2011   #1

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

نگاهی دیگر به فروغ فرخزاد

با سلام به تمامی عزیزان
هدف از ایجاد این تایپیک شناخت هر چه بیشتر شما عزیزان با فروغ فرخزاد بزرگ شاعره ایران
خیلیها ممکنه فکر کنند اطلاعاتی از این شاعره دارند ولی در این تایپیک بشکلی تخصصی در مورد این بزرگ جاودانه نه ایران که جهان صحبت خواهد شد.مطالبی که در اینجا آورده میشه شامل برگزیده اشعار،سخنان بزرگان،شعرا،اهل فن و سایر صاحبنظران خواهد بود.همینطور اطلاعاتی که این حقیر در مورد این الهه شعر و ادب در اختیارتون قرار خواهم داد.باشد که مورد استفادتون قرار بگیره و از خوندن مطالب لذت ببرید.
آمیرزا


ویرایش توسط خسته دل2 : 11th November 2011 در ساعت 08:19 AM.
خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
10 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #2

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
مصاحبه ایرج گرگین با فروغ
_ راجع به زندگی، شرح حالتان
والله حرف زدن در این مورد به نظر من یک کار خیلی خسته کننده و بی فایده ای است. خوب،
این یک واقعیتی است که هر آدمی که به دنیا می آید، با لاخره یک تاریخ تولدی دارد. اهل شهر
یا دهی است ، توی مدرسه ای درس خوانده، یک مشت اتفاقات خیلی معمولی و قراردادی توی
زندگیش اتفاق افتاده که با لاخره برای همه می افتد، مثل توی حوض افتادن دوره بچگی، یا مثلاً
تقلب کردن دوره مدرسه، عاشق شدن دوره جوانی، عروسی کردن ، از این جور چیزها دیگر.
اما اگر منظور از این سؤ ال توضیح دادن یک مشت مسائلی است که به کار آدم مربوط می
شود، که در مورد من شعر است . پس باید بگویم که هنوز موقعش نشده. چون من کار شعر را
بطور جدی هنوز تازه شروع کرده ام.
- شعر امروز باید صاحب چه خصوصیاتی باشد؟ نکات ضعف ومثبت آن، وضع شعر امروز؟
من خیلی از شما تشکر می کنم که گفتید « شعر امروز» و نگفتید « شعر نو». چون داستان
این است که شعر، نو و کهنه ندارد.آنچه شعر امروز را از شعر دیروز جدا میکند و به آن
شکل تازه ای می دهد همان جدائی است که به اصطلاح میان فرم های مادی و معنوی زندگی
امروز با دیروز وجود دارد.
من فکر می کنم، کار هنری یک جور بیان کردن و ساختن مجدد زندگی است و زندگی هم
چیزی است که یک ماهیت متغیر دارد.جریانی است که مرتب در حال شکل عوض کردن و
رشد و توسعه است.در نتیجه این بیان، که همان هنر می شود درهر دوره روحیه خودش را
دارد و اگر غیر از این باشد اصلاً درست نیست، هنر نیست یک جور تقلب است.
امروز همه چیز عوض شده، دنیای ما هیچ ارتباطی به دنیای حافظ و سعدی ندارد؛ من فکر می
کنم که حتی دنیای من هیچ ارتباطی به دنیای پدر من ندارد.فاصله ها مطرح هستند فکر می کنم
یک عوامل تازه ای وارد زندگی ما شده اند که محیط فکری و روحی این زندگی را می سازند.
فکر تلقی یک آدم امروزی، من فکر می کنم ،نسبت به آدمی که در بیست سال پیش زندگی می
کرده کا ملاً عوض شده، آن تلقی که از مفاهیم مختلف دارد. مثلا مذهب، اخلاق، عشق،
شرافت، شجاعت، قهرمانی، واقعا چون محیط زندگی ما عوض شده به نظر من تمام این مفاهیم
زاییده شرایط محیط هستند، این مفاهیم عوض شده. من مثال ساده ای بزنم، راجع به عشق
صحبت می کنیم، پرسناژ مجنون که خب همیشه سمبول پایداری و استقامت در عشق بوده از
نظر من که آدمی هستم که جور دیگری زندگی می کنم، پرسناژ او کاملا برای من مسخره
است ، وقتی علم روان شناسی می آید و او را برای من خرد می کند، تجزیه و تحلیل می کند و
به من نشان می دهد که او عاشق نه، یک بیمار بوده، آدمی بوده که مرتب می خواسته خودش
را آزار بدهد. این است که خب به کلی عوض می شود. شما فکرش را بکنید وقتی لیلی های
دوره ما توی ماشین کورسی سوار می شوند و با سرعت 120 کیلومتر می رانند و پلیس مرتب
جریمه شان می کند آن وقت یک چنین مجنون هایی به درد این لیلی ها نمی خورند. در حالی
که این مجنون ها ، شما نگاه کنید هنوز که هنوز است توی ادبیات ما ( البته ما اسم اینها را
ادبیات نمی گذاریم، ولی « ادبیاتی » که میان عده ای مطرح است) هنوز که هنوز است زیر
همان درخت بید نشسته اند و دارند باکلاغ ها و آ هو ها درد دل می کنند.
شعر « امروز» ما یک شعری باید باشد که خصوصیات این دوره را داشته باشد، و در عین
حال سازندۀ این شعر باید آدمی باشد که به یک حدی از تجربه و هوشیاری برسد که به محتوای
شعرش ارزشی بدهد ک بتواند در حد کارهایی که توی دنیا عرضه می شود، میان آنها، خودش


را جای دهد. و اگر غیر از این باشد؛ کارش چیزی می شود که خب همه می گویند دیگر.
نکات ضعف و مثبت شعر امروز؟
اول از جنبه های شعرمان شروع می کنم. فکر می کنم چیزی که به اسم « شعر امروز» وجود
دارد. و ما سعی می کنیم این جور شعر را دنبال کنیم.به هر حال بهتر است از آن جور
چیزهایی که وجود دارد و باز اسمش را « شعر » می گذارند. در حالی که مطلقا ارتباطی به
محیط ما ندارند.
ولی همین شعر، خب به هر حال چون یک موجود زنده است، و به این علت که یک چیز زنده
یک مقدار عیب ها و نقص هایی هم دارد. فکر می کنم عیب بزرگی، نمی خواهم بگویم شعر ،
بلکه هر کار هنری، و اینکه چرا این جور کارها رشد پیدا نمی کنند و به یک مرحله ای نمی
رسند، وجودنداشتن محیط است. اینجا هنر بیشتر حالت تفنن دارد. چه از جهت سازنده و چه از
جهت خواننده، من هیچوقت ندیده ام یک خوانندۀ شعر این کنجکاوی را نسبت به یک شعر داشته باشد که نگاه کند، ببیند یک شعر از نظر فرم چه ارزشی دارد، محتوی چه پیامی، چه حرفی
است، بعضی ها هم دنبال یک مشت کنجکاوی های خیلی معمولی و بچگانه می روندکه اصلا
ارتباطی با این کارها ندارد. چون محیط نیست، جریانی وجود ندارد، طبیعتا آدم ها توی خودشان
فرو می روند، و اگر به خودشان پناه می آورند و اگر قدرت کافی نداشته باشند از بین می
روند، و اگر هم داشته باشند شعرشان یک شعر مجرد تنها و بی جان میشود. این یکی از
علتهای بزرگ این راکد ماندن و رشد نکردن شعر است. دیگر، آن طرز تلقی بعضی از آدم
های دست اندرکار شعر است، البته من پنج شش مورد را استثناء می کنم و به آنها واقعا معتقدم
به طرز تلقی اینها از مفهوم شعر امروز و زندگی امروز. عینا ما این حالت را توی نقاشی می
بینیم، مثلا یک نقاش برای اینکه زندگی امروز را مجسم کند پناه می برد به یک مشت دست
بریده، خط کوفی و از این جور چیزها. که اینها بیشتر دکوراسیون هستندو اصلا ارتباطی
واقعی با روحیه یک آدم امروز ندارند، اینها سرگرمی است. همین طور توی شعر. من حتی
توی شعر دیده ام که اسم نان تافتون و از این جور جیزها را آورده اند ولی یک چیز سطحی
است. یک تصویر است.اصلا کار هنر تصویر سازی نیست. کار هنر بیان است.بیان وجود یک
آدم، دنیای حسی یک آدم به وسیله یک مشت تصاویری که درزندگی مادی اش، روزانه اش
وجود دارند. این تصاویر قابل لمس است و چون می روند دنبال این جور چیزها،خب شعرها
اغلب سطحی و بچگانه می شود.
اما نکات مثبت، فکر می کنم شعر دوره ما ، یعنی شعری که در ظرف این ده سال شروع شده
(بیشتر چون شروع کننده این نوع شعر نیما بود و موفق ترین شاعر دوره) یکی از خصوصیات
شعر دوره ما، که وافعا ارزش دارد، این است که به جوهر شعری نزدیک شده، از صورت
کلی گویی در آمده از این حالت که هر بیتی شامل یک معنی باشد و در نتیجه نه حالتی را در
شعر مان توسعه بدهیم وروشن کنیم، و نه اینکه این حالت را برای خواننده به وجود بیاوریم که
به یک حالتی صد در صد آشنا بشود. از این حالت کلی گویی در آمده و به زندگی، به آدم، به
مسائل انسانی نزدیک شده،به مسائلی که ریشه هنر در اینهاست و هنر خونش را از این جور
چیزها می گیرد. به این مسائل نزدیک شده و امیدواریم بیشتر نزدیک شود.
در شعر امروز، (ما به این علت می گوئیم که در امروز زندگی می کنیم) اصل، شعر بودن
است. شعرهایی که پراز آه وناله است، پر از غمهاست، پر از ستاره است، پر از خیمه
است،پر از کاروان است، نه.البته اینها هم اگر با یک «دید»امروزی باشند اشکالی ندارد، ولی
اشکال این است که در دنیای این جور آدمها اصلا یک دنیای به کلی بدون پیشرفت است و
ارتباطی با ما ندارد، وگرنه کلمات یک آدم امروزی ، یک آدم صمیمی یک آدم که حساسیتی
نسبت به زندگی دارد و نمی خواهد به خودش دروغ بگوید فقط به این خاطر که مدال شاعر
بودن را به سینه اش بزند، فقط به این خاطر که می خواهد بسازد، خلق کند .در قالب غزل هم
می شود مسائلی را آورد، مسائلی را طرح کرد، همین مسائل امروزی را و یک شعر بسیار
زیبایی ساخت. چیزی که در یک شعر مطرح است فرم وقالبش نیست، محتوایش است، و اگر
محتوای یک شعر ، آن محتوایی باشد که من در دوره خودم، احساس کنم که می توانم با آن
ارتباط داشته باشم بنابراین صد در صد شعر است.



خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
9 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #3

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
فروغ مدرن‌تر از شاملو --
به جرأت مي‌توان گفت شعر فروغ چه در مضمون و چه در فرم از ديگر
شاعران هم‌عصر خود چون

شاملو، اخوان و سهراب به جهان جديد نزديكتر است. اين موضوع از
چند جهت قابل طرح است
.


1- همه مي‌گويند و براي همه پذيرفته شده است كه زبان شعري فروغ
زبان محاوره است. نتيجه به‌كارگيري اين زبان ارتباط گسترده با اقشار،
گروهها و طبقات مختلف جامعه است. در دنياي جديد با آن‌كه همة
حوزه‌ها از جمله ادبيات و شعر بسيار تخصصي و حرفه‌اي مي‌شوند اما
اثر و عملي مقبول و مطلوب است كه بتواند با طيف‌هاي متنوع و گسترده
ارتباط بگيرد. اگر در دنياي گذشته همة علوم و فنون در اختيار عده‌اي
محدود بود و افرادي معدود نيز با آن ارتباط داشته و از بهره مي‌بردند،
دنياي جديد با برهم‌زدن اين معادله دستاوردهاي علمي، فرهنگي و ادبي
را به تمامي اعضاي جامعه عرضه كرد. اگر روزگاري شعر در ميان
نخبگان مي‌چرخيد، جهان جديد اصل را بر اين قرارداد كه شعر را به
ميان اقشار و گروههاي مختلف ببرد. بي‌ترديد شاعري مي‌توانست در اين
زمينه موفق‌تر باشد كه زبان شعري‌اش زبان گروههاي مختلف باشد.
زبان محاوره فروغ چنين امكاني را به شعر او بخشيد كه بتواند اقشار
گوناگوني را مخاطب خود قرار دهد. درواقع زبان شعري فروغ شعر را
از دست نخبگان بيرون كشيده و وارد جامعه كرد. اين زبان نه مختص به
مخاطبان روشنفكر است، نه مبارزان سياسي، نه متفكران و نه شاعران
حرفه‌اي. در عين‌حال اين گروهها نيز خوانندة شعر او مي‌شوند. اين زبان
را همانقدر كه جوانان مي‌پسندند، نخبگان هم دوست دارند. در مقابل
زبان محاوره فروغ، زبان فخيم شاملو و كم‌وبيش اخوان قرار دارد. اين
زبان، زبان مردم نبوده و طبيعي است كه اختصاص به گروههاي خاص
داشته باشد. به همين جهت اين نوع زبان از آنچه دنياي مدرن مي‌طلبد
دور مي‌افتد. زبان فخيم، زبانِ نخبگي است، موضوعي كه بيشتر متعلق به
جهان سنتي است تا جهان جديد. طبيعي است خوانندگان اين شعر نيز
صرفاً نخبگان (روشنفكران، تحصيل‌كردگان و...) باشند.



2- در ادامه نكتة اول بايد گفت كه زبان محاوره باعث مي‌شود خوانندة‌
خود را در كنار شاعر و شعر او ببيند. متقابلاً زبان فخيم زبان سلطه
است، زباني است كه در ذات خود به دنبال سيطره است. شعر فروغ با
خواننده، يكي مي‌شود اما شعري با زبان سنگين شاملو خود را نسبت به
خواننده در بالادست قرار مي‌دهد. اين زبان، نگاه از بالاست، موضوعي
كه مدرنيسم در روابط ميان متن و خوانندة حاضر به پذيرش آن نيست.
جهان امروز بر آن است تا مخاطب خود را زير سلطه زبان شعري يك
شاعر نبيند و به عبارتي اين جهان به هم‌سطحي و تعامل ميان زبان متن
و خواننده قايل است.



3- در زبان شعر فروغ عنصر مهم ديگري نيز وجود دارد كه او را
هرچه بيشتر به عصر جديد نزديك مي‌سازد: واژگان. بخش مهمي از
واژه‌هايي كه در زبان شعر فروغ به چشم مي‌خورد برگرفته از اشيايي
است زادة دنياي جديد و البته دنياي جديد دهه‌هاي 30 و 40 شمسي.
راديو، شناسنامه، مقوا، ليوان، روزنامه، ايستگاه، فسفر و... واژه‌هايي
هستند كه فروغ از آنها بهره برده است. وجود اين واژه‌ها همراه با زباني
محاوره (كه لازم و ملزوم هم هستند) باعث مي‌شود زبان و به عبارتي
شعر به غايت مدرن و جديد باشد. چنين واژگاني را مقايسه كنيد با
واژگاني چون كدامين، دريغا، ابلهامردا، پاتابه، پيسوز، جل‌پاره،
خنازير، سلاطونيان، خنجر و... كه شاملو به كار برده و جايي در زبان
امروز ندارند. طبيعي است زباني فخيم كه مملو از چنين واژگاني است
نمي‌تواند زباني باشد كه جهان جديد آن را مي‌طلبد.



4- مفهوم شعر فروغ نيز بسيار مدرن است. شعر او شعر عصيان و
بحران است و درست به همين دليل است كه در شعر او قطعيت وجود
نداشته و با نسبيت‌ها مواجهيم. او بر آنچه او را مي‌آزارد عاصي مي‌شود.
اما به عقيده يا باوري يقين پيدا نكرده و از آن مطلق خوب نمي‌سازد. او
شاعر بحران انسان امروز است، بحران هويتي كه زاييدة دنياي جديد
است و با قطعيت و مطلق‌انگاري هيچ سنخيتي ندارد. فروغ با جهاني كه
در آن زندگي مي‌كند و مانع رهايي او مي‌شود سر ستيز دارد. اين جهان
گاه در سنت‌ها گاه در روشنفكران گاه در جامعه و گاه مردمي كه با آنها
زندگي مي‌كند خود را نشان مي‌دهد. او اسطوره اي ندارد كه به آن متوسل
شده و آن را بستايد. بنابراين چيزي در هستي او وجود ندارد كه بتواند
براي او يقين و قطعيت به همراه آورد. اين امر خود از نشانه‌هاي اصلي
جهان جديد است. با چنين نگاهي به جهان، شعر فروغ شعر چندصدايي
است شعري است كه ايدئولوژي و انديشه‌هاي قطعي را به كنار گذاشته و
در خود تنوع صداها را جاي داده است. از همين دريچه مي‌توان شعر
فروغ را شعر دموكراتيك ناميد. شعري كه مدام درحال نقد و عصيان
است و صد البته اين نقد و عصيان از شكل و ماهيت ايدئولوژيك به دور
است چراكه در فلسفه فروغ جايي براي «بايد» و «نبايد» وجود ندارد.
اين شعر خالي از حكم‌هاي كلي و ابدي است و همين امر شعر او را شعر
دموكراتيك مي‌كند. اما شعر شاملو و اخوان اينگونه نيست. شعر شاملو
شعر اسطوره‌هاست، شعر ايدئولوژي است، شعر «شير آهنكوه» مرداني
است كه به آرمان‌هاي بزرگ، كامل و قطعي يقين دارند و مطلق خوبي‌ها
در اختيار آنهاست. براي همين است كه اين شاعر (شاملو) به شاعراني
چون سهراب و فروغ ايراد مي‌گيرد كه در زمانه‌اي كه خون از همه جا
جاري است آنها از گل و بلبل مي‌گويند. در شعر شاملو خير و شر و
نمادهاي آنها جاي ويژه‌اي دارند و به همين جهت شعر او در اكثر موارد
به ايدئولوژي تبديل مي‌شود. در شعر شاملو، ايدئولوژي حاكم است و
گرچه ايدئولوژي از پديده‌هاي مدرن است اما نسبت به آن با سنت و
اقتدارگرايي نيز بسيار محكم و سخت است. البته نبايد فراموش كرد كه
شاملو شعرهاي عاشقانه هم سروده است اما شاملو به واسطة شعرهاي
ايدئولوژيك است كه مطرح مي‌شود نه شعرهاي عاشقانه.



5- شعر چندصدايي و چندبعدي فروغ و متقابلاً شعر اسطوره‌اي و
ايدئولوژيك شاملو نتايج خاص خود را به دنبال دارند. از آنجا كه شعر
فروغ همسو با ارزشها و انديشه‌هاي جهان جديد است از ماندگاري
بيشتري برخوردار مي‌شود اما شعر ايدئولوژيك شعري است كه در يك
دوره و عصر محدود خود را نشان داده و پس از آن رو به افول مي‌رود.
جامعه تا زماني كه نياز به ايدئولوژي دارد به شعر ايدئولوژيك رو
مي‌آورد و زماني كه جامعه وارد مرحلة ديگري شد اين نوع شعر نيز
كاركرد خود را از دست مي‌دهد. عدم تمايل به شعر شاملو در دهة
شصت و هفتاد شمسي از همين‌جا نشأت مي‌گيرد. جامعه منفعل علاقه‌اي
به ايدئولوژي ندارد و به همين دليل است كه شعر ايدئولوژيك (هرچند كه
شاعر آن نيز زنده باشد و شعر بسرايد) راهي به جامعه باز نمي‌كند. اما
در همين دوران شعر فروغ، كه در آن، انسان، فارغ از دغدغه‌هاي
ايدئولوژيك مطرح بوده و بحران او صرفاً بحران سياسي نيست خواننده
خود را دارد، گرچه شاعرش سالها پيش از دنيا رفته باشد. درواقع شعر
فروغ، شعر انسان دنياي جديد است و اين انسان ويژگي‌هايي دارد كه
مخصوص به دوره و شرايط خاصي نيست. بحران چنين انساني بحران
انسان شكست‌خورده از ايدئولوژي‌ها نيست، بلكه بحراني است در ذات
انسان جامعة جديد.


خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #4

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

هر چه شما بيشتر بر من بتازيد من بيشتر بر خودم ميبالم.چرا كه هر چه از شما دورتر باشم بمردم نزديكترم.

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

فروغ صادقانه در مقابل این معشوق، عکس العمل های زنانه دارد. به هر
حال این وجه از شعر او در ادب فارسی کاملا تازگی دارد. نمی‌دانم
کسانی که در مقابل این جنبه از شعر او...


معشوق من
با آن تن برهنه بی شرم
بر ساق های نیرومندش
چون مرگ ایستاد

طرح مسئله معشوق در شعر فروغ از دو نظر حائز اهمیت است؛ نخست
این که او برای نخستین بار معشوق مرد را به صورت محسوسی در
شعر فارسی وارد کرد. قبل از او معشوق شعر فارسی معمولا زن است و
اگر مرد هم باشد (معشوق مذکر شعر سبک خراسانی، یا مکتب وقوع)
مردی است که در مقام معشوق زن توصیف شده است. در شعر زنانی
چون رابعه و مهستی هم معشوق مرد چهره روشن و مشخصی ندارد و
چندان قابل تشخیص از معشوق کلی شعر فارسی نیست. به هر حال فروغ
بیش و صریح تر از دیگران از چهره معشوق مردی زمینی سخن گفته
است و از این رو زمانی این وجه تازه شعر او، سر و صداهائی
برانگیخت.
دوم این که فروغ زمانی خواست به این معشوق فردیت بخشد، حال آنکه
معشوق در شعر فارسی مانند انسان شرقی، یک موجود جمعی است نه
فردی، هویت مشخصی ندارد و ایجاد عکس العمل نمی‌کند.
و اینک این دو مورد را به اختصار توضیح می‌دهیم:

۱- معشوق مرد زمینی
در شعر فروغ همه جا سخن از عشق طبیعی و زمینی اما متعالی است و
بدیهی است که معشوق یک زن ، باید مرد باشد.هر چه از اشعار اولیه
فروغ دورتر شویم ، بیان او از این معشوق سخته تر و خود معشوق
متعالی تر است.این معشوق گاهی پسران نوجوان خاطرات دوران کودکی
و نوجوانی هستند و گاهی مردی که فروغ او را دوست دارد و چهره
متعالی ئی از او ترسیم می‌کند و گاهی چهره بسیار مبهمی‌که وقتی در
زندگی او حضور داشته و بعد ها کنار رفته است و شاعر هم از او نفرت
دارد و هم هنوز او را دوست دارد و معمولا از او با لفظ «دست ها» یاد
می‌کند، همان مردی که در «ایمان بیاوریم» از او سخن گفته است و
اینک از هر سه مورد نمونه‌یی ذکر می‌کنیم:

((کوچه یی هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
به تبسم های معصوم دخترکی می‌اندیشند که یک شب او را
باد با خود برد.
« تولدی دیگر »

و مردی از کنار درختان خیس می‌گذرد
مردی که رشته های آبی رگ هایش
مانند مار های مرده از دو سوی گلوگاهش
بالا خزیده اند
و در شقیقه های منقلبش آن هجای خونین را
تکرار می‌کنند
- سلام
- سلام
و من به جفت گیری گل ها می‌اندیشم...
چگونه می‌شود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت
زنده نبوده است...
چه مهربان بودی ای یار، ای یگانه ترین یار
چه مهربان بودی وقتی دروغ می‌گفتی...
و در سیاهی ظالم مرا به سوی چراگاه عشق می‌بردی...
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد...
« ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد »

...معشوق من
گوئی زنسل های فراموش گشته است
گوئی که تاتاری
در انتهای چشمانش
پیوسته در کمین سواری است
گوئی که بربری
در برق پر طراوت دندان هایش مجذوب خون گرم شکاری است
معشوق من
همچون طبیعت
مفهوم ناگزیر صریحی دارد
او وحشیانه آزادست
مانند یک غریزه سالم
در عمق یک جزیره نامسکون
او مردی است از قرون گذشته
یاد آور اصالت زیبائی
معشوق من
انسان ساده یی است
انسان ساده یی که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانه یک مذهب شگفت
پنهان نموده ام
« معشوق من »))

فروغ صادقانه در مقابل این معشوق، عکس العمل های زنانه دارد. به هر
حال این وجه از شعر او در ادب فارسی کاملا تازگی دارد. نمی‌دانم
کسانی که در مقابل این جنبه از شعر او حساسند آیا همین حساسیت را در
مقابل توصیفات شاعران مرد از معشوق زن نیز دارند؟ یحتمل در مخیله
آنان عشق و عاشقی فقط مربوط به مردان است!


خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
8 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #5

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
2- معشوق فردی
معشوق در شعر فارسی عموما چهره یی مبهم و غیر مشخص دارد، یعنی
مفهومی‌کلی است. غالبا معشوق موجودی روحانی و آسمانی است و اگر
زمینی هم باشد چه متعالی و چه غیر متعالی شناخته نیست. اما معشوق
فردی در ادبیات عرب سابقه داشته است و اسم عرائس الشعر یا معاشیق
الشعر، معلوم است. معشوق تعدادی از شاعران عرب را می‌شناسیم و در
شعر فارسی هم آمده است مثل عُنَیزَه که معشوق امرو القیس بوده است یا
لیلی که معشوق مجنون بوده است و یا عزّه که معشوق کُثَّیر بوده است.
شمس قیس در فرق تشبیب و نسیب می‌نویسد: «و تشبیب غزلی باشد که
صورت واقعه و حسب حال شاعر بود، چنان که شعرا عرب چون کُثَّیر
و قیس ذریح و مجنون بنی عامر و امثال ایشان که هر یک را با زنی
تعلق قلبی بوده است و آن چه گفته اند عین واقعه و صورت حال ایشان
است.»
اما در شعر فارسی این مورد پسند شعرا قرار نگرفت و لذا شمس قیس در
ادامه مطلب فوق می‌نویسد: «الا آن که بیشتر شعرای مفلق بدین فرق
التفات ننموده اند و هر غزل که در اول قصاید بر مقصود شعر تقدیم افتد
از شرح محنت ایام و شکایت فراق و وصف دمن و اطلال و نعت ریاح و
ازهار و غیر آن، آن را نسیب و تشبیب خوانده اند.»
مضحک این است که در قرن دهم که در مکتب وقوع بنا را به قول خود
بر حقیقت گوئی نهاده بودند و علی القاعده باید از معشوق زن حقیقی
سخن گویند، از معشوق مرد حقیقی سخن گفتند زیرا سخن گفتن از زن
خطرناک بود. محتشم کاشانی از شاعران معروف این مکتب در « رساله
جلالیه » ۶۴ غزل درباره شاطر جلال سروده است که همه او را در
کاشان می‌شناختند.
به هر حال انسان امروزی رو به سوی فردیت individuality دارد و از
این رو تمایل به طرح معشوق فردی گاهی در شعر معاصر دیده می‌شود.
اسم یکی از کتاب های شعر شاملو «آیدا در آینه» است و فروغ تولدی
دیگر را به ابراهیم گلستان تقدیم کرده است. اما فروغ به طور کلی در
سنت شعر فارسی حرکت کرده است و حتی چهره معشوق فردی هم در
شعر او کلی و عمومی ‌است:
((همه هستی من آیه تاریکی است
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شگفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه کشیدم، آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم))
« تولدی دیگر »

معشوق در شعر فروغ هم نهایت معشوقی متعالی و روحانی است که
می‌تواند معشوق هر کس دیگری هم باشد. او نیز در مجموع از اسطوره
گفته است نه از چهره (portrait). بدین ترتیب در شعر فارسی همواره با
تیپ عاشق و تیپ معشوق مواجهیم نه با فرد عاشق یا معشوق. منتها
فروغ در این دو تیپ به مقتضای عصر خود و بینش زمانه خود دخل و
تصرفی قابل تامل کرده است و تا حدودی بینش و شخصیت فردی را در
آن راه داده است و این از یکنواختی و تکراری بودن شعر عاشقانه
فارسی کاسته است.



خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
8 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #6

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

بررسی آثار فروغ فرخزاد در دانشگاه منچستر
آزاده سعیدی: تاثیر ماندگار آثار فروغ فرخزاد بر ادبیات معاصر ایران به گفته بسیاری
انکارناپذیر و به باور برخی ممتد و در جریان است. نگاهی به آثار فروغ فرخزاد، تاثیر او بر
ادبیات ایران و جهان و نیز جهانی شدن کار و آثار او، محور موضوعات مطرح شده در
کنفرانس دو روزه ای در دانشگاه منچستر بریتانیا بود.
به گفته نسرین رحیمیه یکی از برگزار کنندگان این کنفرانس، بررسی تازه ای از آثار این شاعر
ایرانی هدف این کنفرانس بود. بویژه که در چهار دهه ای که از مرگ فروغ می گذرد،
نویسندگان زیادی بویژه زنان مهاجر ایرانی در امریکا، نقش این شاعر را در آثارشان بسیار
مهم می دانند اگرچه که برخی از آنان تسلطی بر زبان فارسی ندارند.
در این کنفرانس صاحب نظران و کارشناسان ایرانی و غیر ایرانی مقالاتی ارائه کردند. به باور
برخی سخنرانان آنچه در مورد شاعری چون فروغ مهم است، حضور ممتد او او در عرصه
ادبیات است، اگرچه چهل سال از مرگش می گذرد.
دکتر نیما مینا استاد دانشگاه پژوهشهای شرق و افریقایی دانشگاه لندن گفت: "شاید هنوز هم تازه
هایی از فروغ در راه است". اشاره آقای مینا به کتاب "مرگ من روزی ..." بود، ترجمه
فروغ از اشعار شاعران آلمانی در نیمه اول قرن بیستم که سی و سه سال بعد از مرگش توسط
خواهرش پوران به چاپ رسید.
نیما مینا در تایید این که این ترجمه ها توسط خود فروغ فرخزاد انجام شده باشد می گوید
"علاوه بر این که دستنوشته های فروغ از این ترجمه ها، در اختیار خواهرش است و وجود
دارد، فروغ از راه ترجمه می خواسته زبان آلمانی یاد بگیرد و دلیل این که این اشعار را او
ترجمه کرده این است که بر اساس این اشعار و الهام از آنها، شعری گفته که در مجموعه
"عصیان" آمده است."
به گفته این استاد دانشگاه تاثیر فروغ هنوز ادامه دارد چون بر روی آثارش تحقیق و اشعارش
ترجمه می شود و به این ترتیب در فرهنگهای دیگر مخاطب پیدا می کند و مخاطب تازه پویایی
تازه اشعار فروغ را در بر دارد.

خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 10th November 2011   #7

هليا

مدیر انجمن هنر های نمایشی و مترجم سایت

 هليا آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2010
محل سکونت: آرمان شهر
نوشته ها: 5,832
تشکر از دیگران: 10,364
تشکر شده 27,296 بار در 9,611 پست

 



سلام
سپاس از تاپیک خوبتون
ای کاش تو این تاپیک درمورد پرویز شاپور(همان معشوق مرد نامبرده در شعرهایش)هم صحبت کنیم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



وقتی که دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوبمان چگونه دیده شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم.
هليا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
6 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 11th November 2011   #8

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

نقل قول: نوشته اصلی توسط جودی جون نمایش پست ها


سلام
سپاس از تاپیک خوبتون
ای کاش تو این تاپیک درمورد پرویز شاپور(همان معشوق مرد نامبرده در شعرهایش)هم صحبت کنیم.

سلام
خواهش میکنم
مرسی عزیزم از لطفت
بله در مورد اون هم حرف زده خواهد شد
البته معشوقش نبود شوهرش بود
این تایپیک برای این زده شد تا یکسری اطلاعات که حداقل100پست خواهد بود بتونه گوشه ای از زندگی این بزرگ جاودانه ایران را اندکی روشن کنه.
با تشکر از حضورشما و همینطور مهران عزیز و سایر عزیزان بیننده.
با تشکر:آمیرزا

خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 11th November 2011   #9

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

فروغ هنوز زنده است/قسمت دوم
در بعد جهانی شدن آثار فروغ، به اهمیت ترجمه و ارائه مناسب اشعار او به خوانندگانی در
خارج از مرزهای ایران پرداخته شد. دکتر مه قانون پرور با اشاره به لزوم ترجمه درست و
کامل متن اشعار، مثالهایی را مطرح کرد که با ترجمه اشتباه و نادرست مفهوم اشعار فروغ
فرخزاد را تغییر داده اند و به چند ترجمه از "همه هستی من آیه تاریکی است" (بخشی از یکی
از اشعار فروغ) اشاره کرد که برخی از ترجمه ها با خنده حضار مواجه شد.
سخنران دیگری به نام شعله ولپه که شاعری است ایرانی، در امریکا بزرگ شده و به انگلیسی
شعر می گوید، در مقابل به برداشت و ترجمه آزاد و موزون از شعر فروغ اعتقاد داشت. او
در تائید گفته های خود به وزن و موسیقی اشعار او اشاره کرد و نمونه ای از ترجمه خود از
شعر این شاعر ایرانی را به زبان انگلیسی خواند که با نظر متفاوت دیگر اساتید دانشگاه رو
برو شد. خانم ولپه در پاسخ گفت "من استاد دانشگاه نیستم. من شاعرم و شعر را برای این که
خواننده شعر بخواند، باید به شعر برگردانم تا موزون باشد حتی اگر عینا واژگان خود شاعر را
بکار نبرم."


ویرایش توسط خسته دل2 : 11th November 2011 در ساعت 12:10 AM.
خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 11th November 2011   #10

خسته دل2

کاربر سايت

 خسته دل2 آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 380
تشکر از دیگران: 751
تشکر شده 1,054 بار در 377 پست

 

فروغ هنوز زنده است /قسمت سوم
فروغ شاعر فردا
از دیگر مباحث مطرح شده در این کنفرانس سخنرانی دکتر سیروس شمیسا بود که فروغ را
شاعری معرفی کرد که "بخشی از اشعارش پیش بینی وقایعی بوده که بعد ها اتفاق افتاد و در
روزی که او شعرش را نوشته بود، هیچ نشانه ای از این موارد وجود نداشت. مثل وقتی که می
گوید: "صدای تکه تکه شدن می آید ....و قلب باغچه ورم کرده است" و ما در آن موقع نمی
فهمیدیم که او چه می گوید اما اینها منجر شد به انقلاب در ایران در سال ۵۷. حال باید تجزیه
تحلیل کنیم که فروغ چطور این پیش بینی ها را کرد؟ یکی اینکه باید دید آیا دیدگاه مذهبی و باور
به ظهور امام زمان اساس این گونه پیش بینی ها بوده یا دلیل دیگری دارد؟"
" من خواب دیده ام که کسی می آید کسی که مثل هیچ کس دیگر نیست"
سیروس شمسشا افزود: "من به این نتیجه رسیده ام که فروغ با یک حس پیش از وقوع و با
مطالعه ای که بر طبقات مختلف جامعه خود داشت، تضادی را می دید و فکر می کرد که این
وضع استوار نیست، گروههای مذهبی ناراضی بودند، گروههای روشنفکر ناراضی بودند و او
حس می کرد که این وضع به جایی بحرانی می رسد. اما این را دوست نداشت و از این
روست که می گوید:
" و فکر می کنم و فکر می کنم و فکر می کنم و فکر می کنم که قلب باغچه را می توان به
بیمارستان برد..."
اینجاست که شاعر می گوید قبل از این که دیر شود "باغچه" را به بیمارستان ببریم و نگذاریم
باغچه از بین برود و "باغچه" سمبل جامعه ایرانی است. می بیند که " و ذهن باغچه آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود...".در آن دوران این یک صدای منفرد بود که می گفت می
شود با اصلاحاتی کار را به زیر و رو شدن نکشید. در آن جا به تیپ های مختلفی اشاره می
کند مثلا برادرش که به فلسفه معتاد است "شفای باغچه را در انهدام باغچه می داند". این ها
تیپ های اجتماعی اند اما شاعر فکر می کند که می توان با زیر و رو نکردن جامعه، اجتماع
را درمان کرد و باغچه را به بیمارستان برد و این زیباست."

خسته دل2 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا